استخدام نیروهای حق التدریس
اين مشكل وقتي حادتر مي شود كه آمار دقيق نيروهاي مازاد آموزش و پرورش را بويژه در شهرهاي بزرگي همچون تهران ، در پيش رو قرار دهيم . يادمان نرفته است كه چندين سال پيش نيز طي تصميم مشابهي ، استخدام نيروهاي نهضت سوادآموزي بر اين وزارتخانه تحميل شد كه ساماندهي اين افراد در بدنه آموزش و پرورش كشور در طي اين سالها ،به يكي ازمهمترين مشكلات و دلمشغولي هاي اين وزارتخانه مبدل گشته و وقت و انرژي بسياري را از مسئولين امرگرفت . حال با اضافه شدن اين مشكل تازه به مجموعه مشكلات و دغدغه هاي موجود ، معلوم نيست كه مديران اين وزارتخانه عريض و طويل و مملو از مسائل و مشكلات اجرايي و نارساييهاي فراواني كه در حوزه هاي مختلف كاري با آن دست به گريبان است ، چگونه خواهند توانست بر مسائل فايق آيند؟! قطعاً بايد منتظر بود و تبعات اين تصميم غيركارشناسي را نيز ، در ماهها و سالهاي آينده مشاهده كرد .
انگار كه آموزش و پرورش كشور ما هيچگاه نبايد مجال كشيدن نفس راحت را داشته باشد و هرگاه كه مسئولان آن با سعي و تلاش شبانه روزي خود مي روند تا روند پايدار و منظمي را در اين نهاد عظيم برقرار نمايند و قانونمندي و اصالت كار كارشناسي در حوزه تعليم و تربيت را نهادينه كنند ، اراده اي ساختار شكن از خارج از سيستم بر آن تحميل مي شود تا همه رشته هاي قبلي را پنبه كرده و روزمره گي و بي ثباتي را دوباره به صحنه بازگرداند ! و در اين بين ، معلوم نيست كه گناه آن دسته از افردي كه با طي كردن مراحل گزينشي و قانوني و موفقيت در آزمون هاي ادواري ، مدتهاست در انتظار استخدام به سرمي برند چيست و تكليف ايشان كي معلوم خواهد شد؟!
لابد این هم تعریف جدیدی از عدالت و مهرورزی است !
منبع : روزنوشت





