تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

فوت 14دانش‌آموز بر اثر آنفلوآنزاي A

 

خبرگزاری هرانا: معاون پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش با تائيد فوت 14 دانش آموز را بر اثر آنفلولانزاي نوع A تائيد كرد: دانش‌آموزان و خانواده هاي آنها با يد بيشتر به هشدارهاي بهداشتي در مدارس و جامعه توجه كنند.

علي اصغر يزداني معاون پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با ايلنا، با اعلام خبر فوق افزود: اكثر دانش اموزان فوت شده در استان‌هاي مركزي كشور بوده اند كه متاسفانه به‌دليل درگيري شديد با اين بيماري فوت كردند.

وي با تاكيد بر‌اينكه دانش آموزان و خانواده هاي آنها بايد بيشتر به هشدارهاي بهداشتي در مدارس و جامعه توجه كنند، گفت: اين بيماري در حال حاضر به صورت يك اپيدمي در آمده‌است و ما هم سعي داريم با برنامه هاي خود خانواده‌ها و دانش‌اموزان را نسبت به اين بيماري هوشيار تر باشند.

منبع:خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 13:38 توسط یکی از چند صدای معلم |

نیاز به تخریب و بازسازی132هزار کلاس درس در کشور

 

خبرگزاری هرانا - حقوق کودکان :  معاون اداری مالی سازمان نوسازی توسعه و تجهیز مدارس کشور گفت: از 480 هزار کلاس موجود در کشور حدود 132 هزار کلاس نیاز به تخریب و بازسازی دارد.

منبع:خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 13:27 توسط یکی از چند صدای معلم |

تفاوت سرویس ایاب و ذهاب دانش آموزان در پاکستان و ژاپن

به نقل از: عصر ایران

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 11:49 توسط یکی از چند صدای معلم |

صدای دیکتاتور ستیزی، این بار در دانشگاه تربیت معلم تهران (واحد حصارک)

روز سه شنبه مورخ 26/8/1388 وزیر ارشاد دولت نهم حسین صفار هرندی مهمان دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران (واحد حصارک) بود. انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (که در این دانشگاه ملقب به انجمن ۶۸ می باشد) که همچنان بصورت مجعول و غیر قانونی به فعالیت مشغول است، صفار هرندی را در حالی به این دانشگاه دعوت کرد که کمابیش برایش واضح بود که تربیت معلم نیز رنگ اتفاقات رخ داده در دانشگاههای تهران، خواجه نصیر و گیلان را در پی حضور صفار هرندی به خود خواهد دید. انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (که در این دانشگاه ملقب به انجمن 68 می باشد) که همچنان بصورت مجعول و غیر قانونی به فعالیت مشغول است ، صفار هرندی را در حالی به این دانشگاه دعوت کرد که کمابیش برایش واضح بود که تربیت معلم نیز رنگ اتفاقات رخ داده در دانشگاههای تهران ، خواجه نصیر و گیلان را در پی حضور صفار هرندی به خود خواهد دید.
در حالی که دانشجویان آماده می شدند تا در راس ساعت مقرر خود را به سالن شماره ۱ دانشگاه، محلی که برای برنامه اعلام شده بود، برسانند ناگهان از گوشه و کنار خبر رسید که گوینده مسجد دانشگاه به همفکران خود گوشزد کرده است که خود را به سرعت به سالن شماره ۱ دانشکده ادبیات برسانند.علت این جابجایی از سوی برگزارکنندگان دلایل امنیتی اعلام شد.به هر حال طیف دانشجویان منتقد و معترض که سرانجام خود را با برنامه هماهنگ کرده و به سالن جدید آمده بودند با این صحنه مواجه شدند که نزدیک به ۸۰% از صندلی های سالن توسط اعضای نهادهای حکومتی پر شده است. در حالی که دانشجویان آماده می شدند تا در راس ساعت مقرر خود را به سالن شماره 1 دانشگاه ، محلی که برای برنامه اعلام شده بود ، برسانند ناگهان از گوشه و کنار خبر رسید که گوینده مسجد دانشگاه به همفکران خود گوشزد کرده است که خود را به سرعت به سالن شماره 1 دانشکده ادبیات برسانند. علت این جابجایی از سوی برگزارکنندگان دلایل امنیتی اعلام شد. به هر حال طیف دانشجویان منتقد و معترض که سرانجام خود را با برنامه هماهنگ کرده و به سالن جدید آمده بودند با این صحنه مواجه شدند که نزدیک به 80 ٪ از صندلی های سالن توسط اعضای نهادهای حکومتی پر شده است.

دانشجویان در ضمن ورود با سر دادن شعار”مرگ بر دیکتاتور” موجبات خشم میزبان جعلی را فراهم آوردندو با گذشت زمانی اندک تمام گوشه و کنارهای سالن را مملو از جمعیت کردند، بطوریکه تنها با گذشت چند دقیقه ازساعت رسمی شروع مراسم(۱۹:۳۰) به سختی جایی برای ایستادن پیدا میشد.دانشجویان که از همان ابتدا با انرژی بسیار بالایی وارد صحنه شده و جواب کارشکنی های انجمن ۶۸ و بسیج را با خواندن سرود “یار دبستانی” و سردادن شعارهایی چون “حکومت زور نمیخوایم، دولت مزدور نمیخوایم”،”احمدی احمدی استعفا استعفا”،”یا حسین، میر حسین”یا”موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد” و… بسیار دندان شکن میدادند،در تمام طول ۵/۱ ساعت مراسم آرامش را از میزبان گرفته وهمینطور با این کار به صفار اجازه سخنرانی نیز ندادند . دانشجویان در ضمن ورود با سر دادن شعار "مرگ بر دیکتاتور" موجبات خشم میزبان جعلی را فراهم آوردندو با گذشت زمانی اندک تمام گوشه و کنارهای سالن را مملو از جمعیت کردند ، بطوریکه تنها با گذشت چند دقیقه ازساعت رسمی شروع مراسم (19:30) به سختی جایی برای ایستادن پیدا میشد. دانشجویان که از همان ابتدا با انرژی بسیار بالایی وارد صحنه شده و جواب کارشکنی های انجمن 68 و بسیج را با خواندن سرود "یار دبستانی" و سردادن شعارهایی چون "حکومت زور نمیخوایم ، دولت مزدور نمیخوایم" ، "احمدی احمدی استعفا استعفا" ، "یا حسین ، میر حسین" یا "موسوی زنده باد ، کروبی پاینده باد" و... بسیار دندان شکن میدادند ، در تمام طول 5 / 1 ساعت مراسم آرامش را از میزبان گرفته وهمینطور با این کار به صفار اجازه سخنرانی نیز ندادند.
از نکات قابل توجه میتوان به تاخیر تقریبا نیم ساعتی صفار اشاره نمود که علی رغم حضورش در دانشکده ادبیات خود را برای این مراسم و احتمالا افتضاح و شکستی دیگر دودل و مردد میدید. از نکات قابل توجه میتوان به تاخیر تقریبا نیم ساعتی صفار اشاره نمود که علی رغم حضورش در دانشکده ادبیات خود را برای این مراسم و احتمالا افتضاح و شکستی دیگر دودل و مردد میدید.
هرندی پس از تاخیری طولانی و معنادار، در لحظه ورود با فرش قرمزی از شعار”ننگ ما، ننگ ما، وزیر فرهنگ ما” مواجه شد که البته بنظر میرسید تجربه گذشته در دانشگاه گیلان و… او را بسیار کمک می نمود. هرندی پس از تاخیری طولانی و معنادار ، در لحظه ورود با فرش قرمزی از شعار "ننگ ما ، ننگ ما ، وزیر فرهنگ ما" مواجه شد که البته بنظر میرسید تجربه گذشته در دانشگاه گیلان و... او را بسیار کمک می نمود.
دانشجویان آزاده شعار”روحانی واقعی: منتظری، صانعی” را در لحظه ورود رئیس نهاد رهبری به سالن، سردادند. دانشجویان آزاده شعار "روحانی واقعی : منتظری ، صانعی" را در لحظه ورود رئیس نهاد رهبری به سالن ، سردادند.
وابستگان به ارگانهای حکومتی مشخصا خود را از پیش برای این مراسم آماده کرده بودند ،کما اینکه در برابر شعارهای دانشجویان، آنها شعارهای جعلی و تقلبی خود را سر میدادند که البته هرگز نتوانستند مانع دانشجویان آزادی خواه شوند. وابستگان به ارگانهای حکومتی مشخصا خود را از پیش برای این مراسم آماده کرده بودند ، کما اینکه در برابر شعارهای دانشجویان ، آنها شعارهای جعلی و تقلبی خود را سر میدادند که البته هرگز نتوانستند مانع دانشجویان آزادی خواه شوند.
این مراسم البته همراه با چند درگیری نیز بود که ضروری است تا به این نکته اشاره کرد که این سلسله درگیری ها از آنجا شروع شد که تعدادی از دانشجویان طیف میزبان به صورت خودسر مشغول فیلمبرداری از چهره دانشجویان منتقد بودند و این با اعتراض ای دانشجویان همراه شد که به سرعت و با حمله چندین نفری حامیان دولت و ضرب و جرح پاسخ داده شد. این مراسم البته همراه با چند درگیری نیز بود که ضروری است تا به این نکته اشاره کرد که این سلسله درگیری ها از آنجا شروع شد که تعدادی از دانشجویان طیف میزبان به صورت خودسر مشغول فیلمبرداری از چهره دانشجویان منتقد بودند و این با اعتراض ای دانشجویان همراه شد که به سرعت و با حمله چندین نفری حامیان دولت و ضرب و جرح پاسخ داده شد.
موج شعارها به حدی به صفار فشار آورده بود که ناگهان از حامیان خود درخواست کرد تا آنها نیز با سر دادن شعار وزنه سنگین تر را در این موازنه مشخص نمایند از همین رو و با ادامه پیدا کردن این موج حامیان دولت انتقادات را برنتافته و چندین بار دانشجویان را مورد حمله غیر انسانی خود قرار دادند.در پی این حملات متواری تعدادی از دانشجویان اصلاحگرا به شدت آسیب دیدند و به این ترتیب دانشجویان مهاجم روحیه سرکوب که از خیابانهای پایتخت و دیگر کلان شهرها آموخته اند را چونان وارد حریم دانشگاه کرده اند که دیگر برخوردهای فیزیکی نیزدر دانشگاه عادی می نماید. موج شعارها به حدی به صفار فشار آورده بود که ناگهان از حامیان خود درخواست کرد تا آنها نیز با سر دادن شعار وزنه سنگین تر را در این موازنه مشخص نمایند از همین رو و با ادامه پیدا کردن این موج حامیان دولت انتقادات را برنتافته و چندین بار دانشجویان را مورد حمله غیر انسانی خود قرار دادند. در پی این حملات متواری تعدادی از دانشجویان اصلاحگرا به شدت آسیب دیدند و به این ترتیب دانشجویان مهاجم روحیه سرکوب که از خیابانهای پایتخت و دیگر کلان شهرها آموخته اند را چونان وارد حریم دانشگاه کرده اند که دیگر برخوردهای فیزیکی نیزدر دانشگاه عادی می نماید.

به نقل از:آسمان دیلی نیوز

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:4 توسط یکی از چند صدای معلم |

محکومیت علی بهزادیان نژاد به 6سال زندان به خاطر کامنت خوانندگان وبلاگش!

لواسانی و عاشوری نیز به اتهام طراحی سایت میرحسین موسوی به 6 سال زندان محکوم شدند.

شبکه جنبش راه سبز(جرس):وکیل علی بهزادیاننژاد دلیل اتهامهای وارد شده به موکلش را”کامنتهای وبلاگ” او عنوان کرد. شبکه جنبش راه سبز (جرس) : وکیل علی بهزادیاننژاد دلیل اتهامهای وارد شده به موکلش را "کامنتهای وبلاگ" او عنوان کرد.

محمدحسین مرادی به پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس،پارلمان نیوز، گفت”موکل بنده دارای وبلاگی هستند که به دلیل کامنتهای بازدیدکنندگان وبلاگ او، با استناد به مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به ۶سال حبس تعزیری محکوم شده است.” محمدحسین مرادی به پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس ، پارلمان نیوز ، گفت "موکل بنده دارای وبلاگی هستند که به دلیل کامنتهای بازدیدکنندگان وبلاگ او ، با استناد به مواد 500 و 610 قانون مجازات اسلامی به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده است."

وی افزود”ما این حکم را عادلانه نمیدانیم چرا که اگر به صرف گذاشتن کامنت در یک وبلاگ صاحب وبلاگ مجازات شود پس آیا میتوان گفت مخابرات هم به دلیل اینکه سیستم ارسال پیامک را ارائه میدهد و برخی افراد پیامکهایی با مضامین خلاف قانون ارسال میکنند باید مجازات شود؟” وی افزود "ما این حکم را عادلانه نمیدانیم چرا که اگر به صرف گذاشتن کامنت در یک وبلاگ صاحب وبلاگ مجازات شود پس آیا میتوان گفت مخابرات هم به دلیل اینکه سیستم ارسال پیامک را ارائه میدهد و برخی افراد پیامکهایی با مضامین خلاف قانون ارسال میکنند باید مجازات شود؟ "

این وکیل دادگستری تصریح کرد”موکل بنده که پروندهاش در دادسرای جرایم رایانهای نیز مورد بررسی قرار گرفته به اتهام تبانی برای برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به حداکثر مجازات محکوم شده است، هرچند ما به اصل این اتهامها به دلیلی که ذکر شد اعتراض داریم اما باید توجه داشت که موکل بنده با توجه به نداشتن سابقه کیفری و همچنین همکاری مناسب در طول رسیدگی به پرونده میبایست به مجازات کمتری محکوم میشد در صورتی که حداکثر مجازات برای موکل بنده و همچنین افراد دیگری همچون آقایان لواسانی و عاشوری در نظر گرفته شده است.” این وکیل دادگستری تصریح کرد "موکل بنده که پروندهاش در دادسرای جرایم رایانهای نیز مورد بررسی قرار گرفته به اتهام تبانی برای برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به حداکثر مجازات محکوم شده است ، هرچند ما به اصل این اتهامها به دلیلی که ذکر شد اعتراض داریم اما باید توجه داشت که موکل بنده با توجه به نداشتن سابقه کیفری و همچنین همکاری مناسب در طول رسیدگی به پرونده میبایست به مجازات کمتری محکوم میشد در صورتی که حداکثر مجازات برای موکل بنده و همچنین افراد دیگری همچون آقایان لواسانی و عاشوری در نظر گرفته شده است. "

مرادی همچنین گفت”حکم صادره به گونهای است که گویی موکل بنده به همراه آقایان عاشوری و لواسانی با تبانی با یکدیگر قصد برهم زدن امنیت کشور را داشتهاند در صورتی که این سه نفر با یکدیگر در زندان آشنا شدهاند در حالیکه حکم و موارد اتهامی هر سه نفر یکسال است.” مرادی همچنین گفت "حکم صادره به گونهای است که گویی موکل بنده به همراه آقایان عاشوری و لواسانی با تبانی با یکدیگر قصد برهم زدن امنیت کشور را داشتهاند در صورتی که این سه نفر با یکدیگر در زندان آشنا شدهاند در حالیکه حکم و موارد اتهامی هر سه نفر یکسال است ".

وی یادآور شد که”آقای لواسانی که طراح سایت میرحسین دات کام است، حتی به ستاد هم رفت و آمد نداشته است وتنها بر اساس یک قراداد کاری یک سایت را طراحی و تحویل داده است.” وی یادآور شد که "آقای لواسانی که طراح سایت میرحسین دات کام است ، حتی به ستاد هم رفت و آمد نداشته است وتنها بر اساس یک قراداد کاری یک سایت را طراحی و تحویل داده است."

این وکیل دادگستری همچنین خبر داد که بر اساس اطلاعات موجود حکم مشابهی نیز برای آقای لواسانی و عاشوری صدر شده است. این وکیل دادگستری همچنین خبر داد که بر اساس اطلاعات موجود حکم مشابهی نیز برای آقای لواسانی و عاشوری صدر شده است.

به نقل از: آسمان دیلی نیوز

صدای معلم: خوانندگان محترم تو را به خدا فکر خودتون اگه نیستین به فکر زن و بچه ی ما باشین و لطفاْ کامنت خطرناک نذارین!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:0 توسط یکی از چند صدای معلم |

سیستان و بلوچستان، بیشترین میزان افت تحصیلی

 

خبرگزاری مهر نوشت:

طبق آمار رسمی منتشر شده از سوی وزارت آموزش و پرورش، در سال تحصیلی 86-87، 77 هزار و 666 دانش آموز سیستانی تجدید و مردود شده اند که این بیشترین میزان افت تحصیلی در سایر استانهای کشور است.

استان سیستان و بلوچستان یکی از مناطق محروم کشور از لحاظ آموزشی است که این موضوع بارها از سوی مسئولان نهضت سوادآموزی گوشزد شده اما دولتمردان و مدیران آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس به این موضوع توجهی نداشته و برنامه درستی برای ریشه کن کردن بی سوادی در این استان نداشته اند.

بر اساس آمار موجود، 43 هزار و 912 دانش آموز سیستان و بلوچستانی در سال تحصیلی گذشته در امتحانات خردادماه تجدید شده اند که بیش از 30 هزار و 800 مورد برای دوره راهنمایی بوده است.
همچنین طی این مدت، 33 هزار و 754 دانش آموز در این شهر در پایه تحصیلی خود مردود و مجبور به تکرار پایه شده اند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:46 توسط یکی از چند صدای معلم |

رواج نگران‌کننده موادمخدر در مدارس حاشیه شهر

 

جوان : طاها طاهری گفت: رواج مواد مخدر در میان دانش آموزان مدارس حاشیه شهر نگران کننده است. جانشین دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر افزود: براساس بررسی های صورت گرفته دربرخی از مدارس حاشیه ای نقاط آسیب پذیر دانش‌آموزان مصرف کننده مواد مخدر حضور دارند با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی این مناطق زنگ های خطر، در خصوص رواج مواد مخدر در میان دانش آموزان این منطقه به صدا در آمده است.

وی ادامه داد: دو دهم معتادان کشور را دانش آموزان تشکیل می دهند که این تعداد معتاد آمار بالایی نبوده و جای هیچ نگرانی وجود ندارد.

جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر با اعلام اجرای اقدامات پیشگیرانه در مدارس تصریح کرد: اگر یک معتاد در مدرسه ای حضور داشته باشد این امر برای ما بسیار حیاتی است. هم اکنون اقدامات پیشگیرانه و درمانی در خصوص مدارس آغاز شده و طرح هایی در قالب های پیشگیرانه و فرهنگی در مدارس در حال اجرا است.

مدارس ایران یکی از سالم ترین مدارس آموزشی دنیا بوده و یافتن دانش آموز معتاد در این مدارس بسیار سخت است این درحالی است که در کشورهای غربی باید برای پیدا کردن مدارس سالم به جستجو بپردازد.

به نقل از: پیک ایران

صدای معلم: بالاخره ما نفهمیدیم مطابق این خبر،رواج مواد مخدر در مدارس ایران نگران کننده است یا جای هیچ نگرانی وجود ندارد؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:26 توسط یکی از چند صدای معلم |

پنج ماه پس از انتخابات؛ شعارهای جدید، تندتر از گذشته

پنج ماه از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض‌ها به آن در تهران و بسیاری از شهرهای ایران می‌گذرد.
بر اساس گزارش‌ها، این اعتراض‌ها با گذشت پنج ماه ادامه داشته است که آخرین نمونه آن در روز ۱۳ آبان، سال‌روز اشغال سفارت آمریکا در تهران در آبان سال ۱۳۵۸، بود.
نکته‌ای که در تظاهرات معترضان در پنج ماه اخیر به چشم می‌خورد، طرح برخی از شعارها است که رهبر جمهوری اسلامی‌ایران، در آن‌ها به طور مستقیم از سوی شماری از تظاهرکنندگان خطاب قرار گرفته است.
همزمان، شعارهای دیگری نیز مانند «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» از سوی برخی از تظاهرکنندگان داده شده که در تقبال با «جمهوری اسلامی‌« است.
چنین شعارهایی و یا مشابه آنان، به ویژه در نخستین هفته‌های آغاز اعتراض‌ها، داده نمی‌شد و اکثر شعارها یا در حمایت از میر حسین موسوی و مهدی کروبی بود و یا برای مثال، تظاهرکنندگان شعارهای کلی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و « رای من کجاست؟» را سر می‌دادند.


قاسم شعله سعدی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، درباره تغییر شعارهای گروه‌هایی از معترضان اعتقاد دارد که حرکت جنبش سبز ایران یک حرکت ساختار شکن پیدا کرده است: «دلیلش این است که اولا ده - دوازده میلیون از افرادی که حکم اپوزیسیون خاموش را داشتند و معمولا انتخابات را تحریم می‌کردند و در انتخابات شرکت نمی‌کردند این دفعه در انتخابات دهم ریاست جمهوری شرکت کردند و ترکیب سبد آراء را به هم زدند. وارد شدن این عنصر جدید به سبد آراء، معادله آن را به هم زد. اینها خواسته‌اشان تحولات رادیکال‌تر بود.»
آقای شعله سعدی در ادامه می‌گوید: «دوم هم همان اتفاقی که افتاد، یعنی موضع‌گیری‌های آقای خامنه‌ای که زود هنگام تبریک گفت و عملا شورای نگهبان را در مقابل یک عمل انجام شده قرار داد که آنها هم به هر حال بایستی نتایج انتخابات را تایید می‌کردند و احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی می‌کردند. لذا یکبار دیگر ثابت شد که با این عمل، راه‌های قانونی برای رسیدن به اهداف معترضین وجود ندارد. زیرا قانون در اختیار هیات حاکمه و نهادهایی است که تحت اختیار آقای خامنه‌ای قرار دارد، که هم قانون‌گذاری می‌کنند و هم تفسیر می‌کنند. آنچنان که جناح حاکم می‌خواهد.»
به عقیده قاسم شعله سعدی، برای معترضین عملا هیچ راه قانونی وجود ندارد که به اهدافی که دارند برسند. موقعی که چنین باشد طبیعتا از ساختار موجود که امکان نمی‌دهد که آن‌ها به اهدافشان برسند عبور می‌کنند.
همزمان با ادامه تظاهرات معترضان و دگرگونی در برخی از شعارهای آنان، شاهد تغییر در برخورد نیروهای لباس شخصی، انتظامی‌ و بسیج با تظاهرکنندگان هستیم.
در این ارتباط، میر حسین موسوی و مهدی کروبی در سومین دیدار خود که جمعه شب در تهران صورت گرفت، به همین موضوع اشاره کردند.
از جمله آقای موسوی با اشاره به شعار‌های تند تظاهرکنندگان گفت: « شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند.»
مهدی کروبی در دیدار با آقای موسوی گفت «کار را به جایی رسانده‌اند که مردم را تحریک به [دادن] شعارهای افراطی کرده‌اند.»
البته آقای کروبی این احتمال را هم مطرح کرده است که افرادی بین جمعیت ‌فرستاده می‌شوند تا از احساس هیجان معترضان سو استفاده و مردم را تحریک به رفتارهای خشونت‌آمیز کنند تا بهانه‌ای برای حمله به مردم پیدا شود.
میر حسین موسوی و مهدی کروبی در دیدارها و پیام‌های خود از معترضان خواسته‌اند تا از طرح شعارهای «افراطی» خودداری کنند.
این درخواست از سوی برخی دیگر از فعالان سیاسی نیز ابراز شده است. برای مثال محمد سلامتی، دبیر کل حزب مجاهدین انقلاب اسلامی‌ روز یکشنبه گفت که «جنبش سبز، اپوزیسیون مقابل نظام نیست و اگر اعتراضی هم به وضع موجود دارد در چهارچوب قانون است.»
اما چرا چنین درخواستی از سوی آقایان موسوی و کروبی و گروه‌هایی از اصلاح طلبان عنوان شده است؟
این پرسش را با قاسم شعله سعدی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، مطرح کردیم که در پاسخ می‌گوید: «اصلاح طلبان خواستار انجام اصلاحات در چهارچوب ساختار سیاسی موجود هستند.»
قاسم شعله سعدی می‌افزاید: «خود آن‌ها هم حاضر نیستند که ساختار سیاسی عوض شود. و مثلا جمهوری اسلامی‌ کنار گذاشته شود و مردم بروند سراغ یک جمهوری معمولی،‌ مثل بقیه جوامع دیگر دنیا. آن‌ها نه این اراده را دارند نه به نفعشان است که ساختار عوض شود. در حالی که می‌بینید شعار مردم متعرض از مرز این خواسته‌ها فراتر رفته است و در واقع بر علیه خود خامنه‌ای هم شعار می‌دهند. برای اولین بار دیدیم که عکس آقای خامنه‌ای را پایین کشیدند و زیر پاهایشان له کردند. و شعارهای ساختار شکن دادند.
در نتیجه رهبران جنبش، الان در یک حالت پارادوکس و تضاد قرار گرفته‌اند. یعنی از یک طرف اینها می‌خواهند و منافعشان در این است که ساختار حکومت موجود حفظ شود. و حداکثر خواسته‌شان این است که در چهارچوب همین نظام اصلاحاتی رخ دهد و دائم دم از این می‌زنند که در ساختار قانون اساسی،‌ اصول مقصوری مانده و ظرفیت‌هایی وجود دارد که اگر به عمل دربیاید آن اصلاحات محقق می‌شود.
در حالی که هیچ پاسخی به این سوال بعدی نمی‌دهند که کدام اصولش را شما می‌توانید محقق کنید؟ کدام وجه از قانون اساسی و ساختار حکومت هست که شما به استناد آن می‌خواهید اصلاحات انجام دهید؟ یا اینکه می‌گذارند انجام دهید؟ عملا ثابت شده است که نمی‌گذارند.»

کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، درباره مواضع آقایان موسوی و کروبی می‌گوید نگرانی آنها دو جنبه دارد: «یکی اینکه نمی‌خواهند با تندتر شدن شعارهای تظاهرات کنندگان، حکومت را وادار به واکنش‌های تندتر بکنند و در نتیجه موجب افزایش شکاف میان آنها و نظام شوند.
این افزایش فاصله و ژرف‌تر شدن شکاف میان آنها از یک سازش احتمالی که هنوز آقایان به آن دلبسته‌اند، جلوگیری می‌کند. دومین جنبه این است که آقایان موسوی و کروبی نگران فاصله گرفتن جنبش از خود آن‌ها هستند. در آغاز تصور می‌کردند که جنبش به خاطر آنها راه افتاده است ولی به زودی متوجه شدند که جنبش در واقع یک بهانه یا جرقه‌ای بود که برای آغاز فعالیت مردم به آن نیاز بود
آقای کروبی با هوشیاری، زودتر متوجه این واقعیت شد و کوشش کرد خودش را همراه خواسته‌های مردم کند و سوار جنبش شود. ولی آقای موسوی بدون اینکه بخواهد وابستگی خود را به نظام کاهش دهد در حال دویدن به دنبال جنبش است. نگرانی این دو نامزد ناکام و هدف از صدور بیانیه مشترک پس از دیدار اخیر، به نظر من جلوگیری از هرچه بیشتر دورتر شدن جنبش از خود آن‌هاست.»

سراج‌الدین میردامادی، تحلیگر سیاسی و روزنامه نگار در پاریس با اشاره به بیانیه‌ها و مواضع اخیر آقایان موسوی و کروبی اعتقاد دارد که ادبیات سیاسی آنان نسبت به گذشته تغییر کرده است.
به عقیده این تحلیلگر حوادثی که پس از انتخابات در ایران رخ داد و ویژگی‌هایی که حضور مردم در صحنه داشت و نحوه مواجهه حاکمیت با اعتراضات مردمی‌و رهبران معترضان، به گونه‌ای در ادبیات گفتاری تمام نیروهای سیاسی تاثیر شگرفی داشته است. به ویژه در ادبیات گفتاری جوانان معترض موسوم به جنبش سبز و ادبیات گفتاری مصاحبه‌های اخیر آقایان موسوی و کروبی که به نحو محسوسی تغییر کرده و این تغییرات به سمت واقع گرایانه‌تر شدن دیدگاه رهبران جنبش سبز می‌رود و نه لزوما به معنای تندتر شدن یا رادیکال‌تر شدن آن‌ها.
گفته می‌شود برخورد نیروهای امنیتی به ویژه علیه دختران و زنان بیشتر شده است.
سراج‌الدین میردامادی می‌گوید: « نحوه مواجهه حاکمیت و حملات و تخریب‌ها و فحاشی‌ها و هتاکی‌هایی که از سوی رسانه‌های نزدیک به حاکمیت ، نسبت به رهبران جنبش سبز اعمال شد در این تغییر بی تاثیر نبوده است، که رهبران جنبش سبز چشمان خود را نسبت به آنچه که در طول سه دهه، در قلبشان به عنوان یک اعتقاد و ایمان قوی به آن پایبند بودند، بیشتر باز کنند.
و آن چیزی نبوده است به جز اعتقاد به مفهوم نظام جمهوری اسلامی‌و ارزشهایی که در این مدت به آن دل بسته بودند. ولی امروز می‌بینند که بسیاری از آن ارزش‌ها توسط حاکمیت دولت دهم و رهبری و کل نظام به تسخیر درآمده و علیه خودشان به کار گرفته می‌شود.
با این تفاصیل است که آقای موسوی که تا به حال به قانون اساسی تا این حد پافشاری می‌کرده است الان می‌گوید که قانون اساسی وحی منزل نیست و می‌شود آن را بر اساس مقتضیات زمان تغییر داد. آنچنان که در سال ۶۸ هم این اتفاقات افتاد.»
آقای میردامادی به این پرسش که آیا امکان تغییر بیشتر مواضع و ادبیات سیاسی میرحسین موسوی و کروبی وجود دارد، پاسخ مثبت می‌دهد.
«بله. می‌شود کاملا پیش‌بینی کرد. با توجه به روند حوادثی که در طول این مدت شاهد آن بودیم، مجموعه حملاتی که توسط حاکمیت و رسانه‌های نزدیک به جریان اصولگرا صورت گرفت و همچنان تاکید روزافزون روزنامه کیهان، صدا و سیما و سایر رسانه‌های وابسته به حاکمیت، بر برخورد قضایی و محاکمه رهبران جنبش سبز، به نظر می‌رسد که باز هم ممکن است مواضع حاکمیت از این هم تندتر شود و بتواند به سمتی برود که به طور کلی رهبران جنبش از بخش اعظمی‌از مفاهیمی‌که در ماه‌های اول جنبش از آنها به عنوان مفاهیم ارزشی و حفظ نظام و یا حتی آرمان‌های آیت الله خمینی از آن دفاع می‌کردند دست بردارند.»
دراین حال، برخی از تحلیلگران بر این باورند که طرح شعارهای افراطی در مقطع زمانی فعلی که حرکت اعتراضی در ایران به طور کامل در جامعه فراگیر نشده است، می‌تواند زیان بار باشد.

کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، با این عقیده موافق است.
«چرا که وقتی این گونه جنبش‌ها صورت می‌گیرد و حتی جنبش‌های صنفی،‌ همیشه عواملی هستند یا خودجوش یا وابسته که می‌کوشند این جنبش را یا به انحراف ببرند یا به سوی خودشان گرایش بدهند. این خطر در مسیر جنبش کنونی هم وجود دارد. به ویژه که عوامل متعددی هستند که خودشان را در آینده ایران مدعی می‌دانند. و امکان دارد تصور کنند با دادن شعارهای تندتر و خشونت بیشتر می‌توانند زودتر به اهدافشان برسند. به اعتقاد من این جنبش صد در صد موفق خواهد شد ولی باید بردبار باشد و آهسته و پیوسته حرکت کند و عوامل آشوب طلبی که به عقیده ی من در کمین نشسته‌اند را به خودش راه ندهد.»

تقی رحمانی، تحلیلگر سیاسی در تهران، نیز می‌گوید: «طرح هر نوع سوالی که بخواهد صف‌بندی کاذب درست کند و مفاهیمی‌ چون سکولار-مذهبی یا برانداز-غیر برانداز را مطرح کند، اساسا از یک جنبش مدنی که شکل سیاسی هم دارد مقداری دور می‌شود و به آن ضربه می‌زند.»

نه تنها میر حسین موسوی یا مهدی کروبی بلکه گروهی دیگر از تحلیلگران و سیاسیون ایرانی نییر معتقدند تغییر شعارها و تندتر شده آن‌ها را باید در برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان جست‌وجو کرد. از جمله ناصر قوامی، رئیس کمیسیون قضایی مجلس ششم، روز یکشنبه با انتقاد از برخوردهای تند با معترضان گفت: «افرادی که شعارهای خارج از چارچوب نظام را می‌دهند، مقصر نیستند. مقصر كسانی هستند که به خواسته‌های مردم توجهی نمی‌کنند.»

به هرحال با گذشت تقریبا پنج ماه از انتخابات ۲۲ خرداد، آنچه به وضوح دیدنی و شنیدنی است، مطرح شدن شعارهای جدید و شاید هم خواسته‌های جدید گروهی از معترضان است. با این همه چه تغییری در این شعارها و خواسته‌‌ها صورت خواهد گرفت، موضوعی نیست که تحلیلگران بتوانند به راحتی به آن پاسخ دهند. به‌خصوص که آینده و جهت‌گیری اعتراض‌ها تنها به معترضان و مخالفان دولت وابسته نیست و در واقع باید بخش مهمی از آن را هم در واکنش حاکمیت به این چالش بزرگ سیاسی ایران جست‌وجو کرد. یا به عبارتی باید منتظر ماند و دید، خشونت علیه معترضان کم‌تر خواهد شد یا بیشتر و اساسا کسی به خواسته‌های آن‌ها اهمیت خواهد داد یا نه؟

بهروز کارونی

به نقل از: رادیو فردا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:1 توسط یکی از چند صدای معلم |

سقوط آزاد در ورطه فساد

گزارش سال ۲۰۰۹ سازمان «شفافيت بين المللى»، كه هفدهم نوامبر انتشار يافت، از سقوط آزاد ايران در ورطه فساد خبر می دهد و مى نويسد كه اين كشور در ميان نه كشور داراى بالاترين سطح فساد در جهان جاى دارد. [گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی را بخوانید]

سال به سال فاسدتر

«شفافيت بين المللى» يك سازمان غير دولتى آلمانى الاصل است كه در سال ۱۹۹۳ از سوى پتر اينگن به منظور مبارزه با فساد در دستگاه هاى دولتى و نهاد هاى بين المللى پايه گذارى شد و امروز در زمينه ماموريت تخصصى خويش از شهرت و اعتبار جهانى برخوردار است.

اين سازمان كه در حدود هشتاد كشور توسعه يافته و در حال توسعه نمايندگى دارد، از سال ۱۹۹۵ به اين سو سالانه شاخصى را زير عنوان «شاخص دريافت فساد» منتشر می كند كه بر اساس تحقيق و تفحص در ميان سرمايه گذاران و معامله گران، تحليلگران درجه خطر پذيرى كشور ها و نيز دانشگاهيان تهيه می شود.

بر پايه همين شاخص، كشور ها از لحظ فساد نمره می گيرند و درجه بندى ميشوند. نمره ده به معناى نبود فساد و پاكى كامل است و نمره صفر، در عوض، از فساد گسترده و دايمى خبر می دهد. سازمان «شفافيت بين المللى» تنها به بررسى پديده فساد در بخش دولتى و نيز نهاد هاى بين المللى در برگيرنده دولت ها مى پردازد و فساد را «سوء استفاده از موقعيت دولتى به منظور دستيابى به امتياز هاى شخصى» تعريف می كند.

بررسى درجه فساد در جمهورى اسلامى ايران از سوى «شفافيت بين المللى» از سال ۲۰۰۳ ميلادى آغاز شد و اين كشور، در گزارش آن سال اين سازمان، در ميان صد و سى و سه كشور مورد بررسى در رده هفتاد و هشتم جاى گرفت.

از آن سال به اين سو، سقوط ايران در ورطه فساد، بر پايه ارزيابى همان سازمان، بدون وقفه ادامه يافت:

  • در سال ۲۰۰۴ : رده هشتاد و هفت در ميان صد و چهل و پنج كشور؛
  • در سال ۲۰۰۵: رده هشتاد و هشت در ميان صد و پنجاه و نه كشور؛
  • در سال ۲۰۰۶ : رده صدو پنج در ميان صد و شصت و سه كشور؛
  • در سال ۲۰۰۷ : رده صد و سى و يك در ميان صد و هفتاد و نه كشور؛
  • در سال ۲۰۰۸ : رده صد و چهل و يك در ميان صد و هشتاد كشور؛
  • در سال ۲۰۰۹ : رده صد و شصت و هشت در ميان صد و هشتاد كشور.

طى اين دوره، از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹، شاخص فساد در ايران نيز از سه (بر ده) به يك و هشت دهم (بر ده) تنزل يافته است.

شگفتى و حسرت

در مقياس خاورميانه، تنها كشور بحران زده عراق فاسدتر از ايران است. به علاوه شمارى از كشور هاى منطقه، از لحاظ مبارزه با فساد، به موفقيت هاى بسيار چشمگير دست يافته اند. قطر، با قرار گرفتن در رتبه بيست و دوم، از ديدگاه سازمان «شفافيت بين المللى» حتى پاک تر از كشور فرانسه است كه در رده بيست و چهارم جاى دارد.

بدين سان جمهورى اسلامى، بر آمده از انقلابى كه حدود سى سال پيش مبارزه با فساد را در صدر شعار هاى خود براى واژگونى نظام پادشاهى قرار داده بود، امروز در كنار هشت كشور ديگر (تركمنستان، ازبكستان، چاد، عراق، سودان، ميانمار، افغانستان و سومالى)، در زمره نه كشورى قرار گرفته كه از ديدگاه سازمان «شفافيت بين المللى» در زمره فاسدترين‌اند.

نكته دیگر، وضعيتى است كه ايران، از لحاظ درجه فساد، در مقايسه با كشور هاى منطقه خود دارد.

در همان گزارش امارات متحده عربى در رده سى ام، عمان در رده سى و نهم، بحرين در رده چهل و ششم و اردن در رده چهل و نهم قرار گرفته است. تركيه با قرار گرفتن در رده شصت و يكم جدول، صد و هفت پله پاک تر ايران است. مصر و سوريه و لبنان نيز، از لحاظ درجه فساد، در وضعيتى به مراتب مساعد تر از ايران قرار گرفته اند.

با بررسى گزارش امسال «شفافيت بين المللى»، ايرانيان با شگفتى و حسرت در مى يابند كه كشورشان نود و نه پله از غنا و هشتاد و نه پله از بوركينا فاسو، فاسد تر است.

ريشه هاى فساد رو به گسترش در جمهورى اسلامى كم و بيش شناخته شده اند : تمركز بخش بسيار گسترده اى از اقتصاد در دست دولت، رانت نفتى و چگونگى تزريق آن در شريان هاى اقتصادى كشور، فعاليت نهاد هاى معروف به «شبه دولتى» كه به هيچ يک از دستگاه هاى رسمى حساب پس نمی دهند، حضور روز افزون نظاميان و به ويژه شركت هاى وابسته به سپاه پاسداران در عرصه هاى اقتصادى، نبود نهادهاى واقعى قضايى و قوانين موثر براى مبارزه با فساد، سركوب رسانه هاى آزاد و نهاد ها و شخصيت هاى مستقل به منظور جلوگيرى از افشاى فساد و فاسد ها...

فریدون خاوند (تحلیلگر اقتصادی)

به نقل از: رادیو فردا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:50 توسط یکی از چند صدای معلم |

بر آن کدخدا زار بايد گريست که / دخلش بود نوزده خرج بيست.

سعدی در گلستان آنجا که در باب قناعت سخن می‌گويد، اين چنين گفته است: بر آن کدخدا زار بايد گريست که / دخلش بود نوزده خرج بيست.

البته اين گفته شیخ احتمال در روزگار خود حکايت کسانی بود که حساب دخل و خرج خود را نداشتند و به حساب امروزی‌ها ولخرجی می‌کردند. در روزگاری که صدها سال از آن می‌گذرد ولی انگار همین دیروز بود.

بر اساس گزارشی که مرکز آمار ايران از درآمد و هزينه خانوارهای شهری و روستايی ايرانی در سال ۸۷  ارايه کرده، خانواده‌های ایرانی فقط در همان سال، ۶۰۰ هزار تومان کسری داشته‌اند. اگر به سال و دوران سعدی بود، شیخ شیراز می‌توانست به جای کدخدا -اگر قافیه به هم نمی‌ریخت- بنویسد: خانوار ایرانی.

خانوارهای شهری ايران در سال ۸۷، به طور ميانگين هر ماه ۷۳۵ هزار تومان درآمد داشتند، اما ميانگين هزينه‌های آنها ماهانه ۷۸۵ هزار تومان بوده که از کسری ماهانه ۵۰ هزارتومان حکايت می کند.
البته آنجا که کدخدا هست، در روستاها، هم اوضاع بهتر از شهرها نبوده است؛ بر اساس همين آمار، خانوارهای روستايی ايران نيز در سال گذشته دخل و خرجی برابر نداشتند و هزينه‌های آنها ۵۶۰ هزار تومان بيشتر از درآمدشان بوده است.

خانوارهای شهری ايران در سال ۸۷، به طور ميانگين هر ماه  ۷۳۵ هزار تومان درآمد داشتند، اما ميانگين هزينه‌های آنها ماهانه ۷۸۵ هزار تومان بوده که از کسری ماهانه ۵۰ هزارتومان حکايت می کند.

ميانگين درآمد خانوارهای روستايی ايران در سال۸۷ نيز، ۴۰۳ هزار تومان بود که در مقايسه با ميانگين هزينه‌های ۴۵۰ هزار تومانی اين خانوارها، کسری ۴۷ هزارتومانی دخل و خرج اين خانوارها را به تصوير می‌کشد.

اما پرسش اينجاست که خانوارهای ايرانی، اين کسری بودجه را چگونه تامين می‌کنند؟ کارشناسان بر اين باورند که خانوارهای ايرانی، اين کسری را ازمحل پس اندازهای خود تامين می‌کنند، اما چون ادامه اين وضع اجازه پس‌انداز کردن به خانوارهای ايرانی نمی‌دهد به نظر می‌رسد آنها با دريافت تسهيلات از بانک‌ها، مؤسسات اعتباری يا صندوق‌های قرض الحسنه فاميلی يا قرض گرفتن از اشخاص ديگر، کسری بودجه خود را جبران می‌کنند.

اگرچه بيشتر بودن خرج خانوارهای ايرانی از دخل آنها به خودی خود اتفاق مهمی است، اما شايد از آن مهم‌تر رشد اين کسری در سال‌های اخير است که نشان می‌دهد خانوارهای ايرانی هر سال به لحاظ توان مالی ناتوان‌تر می‌شوند.

سه برابرشدن کسری بودجه خانوارهای روستايی در دو سال گذشته نشان از آن دارد که به رغم تمام تبليغات و شعارهای عدالت محور دولت نهم مبنی بر بسط عدالت و توزيع عادلانه درآمدها، اوضاع برای خانوارهای روستايی به مراتب سخت تر شده است.
در سال ۸۶، کسری دخل و خرج خانوارهای شهری در ايران ماهانه ۲۷ هزار تومان و کسری خانوارهای روستايی ۱۴ هزار تومان بوده، مقايسه همين دوعدد با آنچه در سال ۸۷ اتفاقا افتاده نشان می دهد که کسری خانوارهای شهری از سال ۸۶ تا پارسال، ۸۵ درصد و کسری خانوارهای روستايی در ايران از سال ۸۶ تا پارسال، ۲۳۶ درصد رشد داشته است.

سه برابرشدن کسری بودجه خانوارهای روستايی در دو سال گذشته نشان از آن دارد که به رغم تمام تبليغات و شعارهای عدالت محور دولت نهم مبنی بر بسط عدالت و توزيع عادلانه درآمدها، اوضاع برای خانوارهای روستايی به مراتب سخت تر شده است.
 

سه برابرشدن کسری بودجه خانوارهای روستايی در دو سال گذشته نشان از آن دارد که به رغم تمام تبليغات و شعارهای عدالت محور دولت نهم مبنی بر بسط عدالت و توزيع عادلانه درآمدها، اوضاع برای خانوارهای روستايی به مراتب سخت تر شده است.

اگر اين روند امسال هم ادامه يابد، خانوارهای شهری و روستايی ايران به مراتب ناتوان‌تر از قبل می‌شوند و شايد ديگر حتی وام گرفتن برای جبران فاصله دخل و خرج نيز افاقه نکند. شاید دوباره باید به یاد آورد که...
برآن کدخدا زار بايد گريست که / دخلش بود نوزده خرج بيست

آرش حسن‌نیا

به نقل از:رادیو فردا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:48 توسط یکی از چند صدای معلم |

روحانی تمام وقت در مدارس ایران

معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی می گويد در حال تدوين طرحی است تا به موجب آن در هر مدرسه يک روحانی تمام وقت مستقر شود.

علی اصغر يزدانی هدف اين طرح را برگزاری نماز جماعت و پاسخ گويی به پرسش ها و شبهات دانش آموزان ذکر کرده است. پس از انقلاب اسلامی روحانيون به مناسبت های مختلف در مدارس حضور پيدا کرده اند اما اکنون به نظر می رسد دولت قصد دارد تا در کنار ساير مسئولان آموزشی يک روحانی هم در مدارس حضور داشته باشد.

 

صدای معلم: بنده های خدا، همان ذره اعتباری را که پیش بچه های مردم دارند، از دست خواهند داد.

دولت کدوم کارش رو برنامه بوده که این یکیش باشه؟!

لابد بودجه اش رو هم از مابه ازای حقوق کارمندان ثابت با این قراردادی ها می خواهند پرداخت کنند!

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 23:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

دعوت شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات برای شرکت در مراسم 13 آبان و برخی توصیه ها...

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیه‌ای ضمن محکویت احکام سنگین برای بازداشت شدگان پس از انتخابات بر غیر قانونی بودن دادگاه‌ها و روند طی شده تاکید کرده و با ابراز تاسف ازهتک حیثیت مهدی کروبی و علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات در آستانه سالروز ۱۳ آبان خواستار بزرگداشت این روز از سوی مردم شده است.


متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 

ملت شریف ایران

این‌روزها در ادامه حوادث تلخ و ناگواری که از چند ماه پیش فضای سیاسی و اجتماعی کشور را فرا گرفته است شاهد اخبار و شنیده‌هایی هستیم که از یکسو حاکی از صدور احکام سنگین و غیرقابل پذیرش برای بازداشت‌شدگان است و از سوی دیگر بیانگر تداوم رنج و اندوه خانواده‌های نگران ایشان.

جای تاسف آنجاست که این احکام با نقض صریح اصولی از قانون اساسی و بدون حضور هیئت‌منصفه سیاسی و ذیل جرائم غیرسیاسی بررسی شده و پس از مدت‌ها بازداشت انفرادی، تحت فشار، بدون حضور وکیل و در یک فرآیند غیرمتعارف صادر شده و می‌شود. شاید گفته شود این عزیزان از حق تجدید نظرخواهی برخوردارند و چه بسا در مرحله بعد احکام با تغییرات و اصلاحاتی مواجه شود اما باید پرسید آیا در شرایطی که روند رسیدگی به پرونده‌ها در ماه‌های گذشته فاقد توجیهات کامل قانونی است می‌توان به مراحل بعد امیدوار بود؟

خشت اول چون نهد معمار کج              تا ثریا می‌رود دیوار کج.

متاسفانه این روند که انتظار می‌رفت با عبرت گرفتن از گذشته اصلاح شده و در مدیریت جدید قضایی به سامان شود اخیرا با دستگیری تعدادی از شهروندان و خانواده زندانیان که برای دعای کمیل در یک منزل مسکونی شخصی جمع شده بودند ابعاد جدیدتری به خود گرفته است. گویا از نظر برخی دعا و استغاثه به درگاه احدیت حتی در منازل افراد نیز باید با هماهنگی آنان باشد؟

البته خانواده زندانیان با وجود همه ناملایمات و سختی‌ها و بی‌قانونی‌های صورت گرفته در ماه‌های اخیر با استعانت از خداوند متعال و به تأسی از اهل بیت پیامبر(ص) همچنان در دفاع از حقوق عزیزان در بند خود فعال بوده و اینگونه حوادث در اراده پولادین آنها خدشه‌ای وارد نمی‌سازد. (سعیهم مشکورا) و این شورا حمایت و قدردانی خود را از خانواده‌های نخبگان سیاسی، اجتماعی و علمی کشور که در بازداشت هستند، اعلام می‌دارد.

مردم عزیز

ما همچنان معتقدیم اکثر دستگیرشدگان پس از انتخابات که از نیروهای متعهد و خوشنام کشور هستند و عمر خود را صرف خدمت به مردم و اعتلای نظام جمهوری اسلامی کرده‌اند و با اینگونه رفتارها در بلندای نام آنها نزد افکار عمومی تغییری ایجاد نخواهد شد. زیرا مردم خدمتگزاران خود را می‌شناسند و بهترین داور و منصف‌ترین ناظر هستند و رضایت حق‌تعالی در اکثر موارد با رضایت بندگانش از افراد محقق می‌شود. 

در عین حال احکام صادره برای این عزیزان را غیرقانونی و ناموجه دانسته و قویا خواستار تبرئه و آزادی آنها از زندان هستیم. همچنین یکی دیگر از حوادث تاسف‌بار روزهای اخیر حملات فیزیکی و اهانت‌آمیز به حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی و آقای دکتر علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات است که در نوع خود می‌تواند از مصادیق ترویج خشونت‌های سازمان‌یافته به شمار آید.

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ضمن محکومیت این اقدام مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به عملکرد مسئولان نمایشگاه مطبوعات و مقامات انتظامی و حراست این نمایشگاه ابراز می‌دارد و از قوه‌قضائیه می‌خواهد تا نسبت به محاکمه عوامل این دو حادثه اقدامات لازم را به عمل آورند. امیدواریم که این درخواست به سرنوشت موارد پیشین دچار نشود.

ملت بزرگوار ایران

روزهای آینده مصادف است با سالروز حرکت دانشجویان مسلمان خط امام(ره) در تصرف سفارت آمریکا که بحق از سوی بنیانگذار نظام امام خمینی(س) انقلاب دوم خوانده شد. نگاهی هرچند گذرا به حوادث ۱۳ آبان در سال‌های ۱۳۴۳، ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ نشان می‌دهد که هر سه حادثه به نوعی با روحیه استکبارستیزی، استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی ایرانیان مرتبط است و این روحیه نه تنها کاهش نیافته که امروز با عزم و انگیزه بیشتری در صحنه عمل اجتماعی ظهور دارد.

ما ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام عظیم‌الشأن(ره)، شهدای دانش‌آموز و دانشجویان پیرو خط امام به ویژه آن دسته از ایشان که این‌روزها به ناحق در بازداشت بسر می‌برند از آحاد مردم می‌خواهیم تا این روز بزرگ را گرامی بدارند. در پایان خجسته زادروز ثامن‌الائمه علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) را به همه پویندگان اسلام ناب تبریک گفته و تبعیت از راه آن امام رئوف را آرزومندیم.

والسلام

شورای هماهنگی جبهه ی اصلاحات

به نقل از: پارلمان نیوز


ما سبز بوده ایم و سبز در کنار مردم خواهیم ایستاد!

تذکرات یک مامور نیروی انتظامی به مردم

2y5knydue411qexe33po

راهکارهای مثبتی درباره این حرکت هدفمند و به دور از خشونت  مردمی ارائه شده که قطعا اگر هماهنگ و طبق برنامه  اجرا شود مقابله با هسته مردمی ایجاد شده به هر نحو توسط پلیس و نیروهای امنیتی حتی با استفاده از گاز اشک آور، شلیک هوایی و… غیر ممکن خواهد بود. من به عنوان یکی از طراحان مقابله با شورش های خیابانی که تحصیلات خود را در همین رابطه گذرانده ام و به پایان برده ام و اکنون در خدمت  نیروی انتظامی مشغول به کار هستم نکات و توصیه های مهمی را به هموطنان خود برای اجرای هر چه بهتر و چگونگی مستقر شدن مردم در خیابان ها ارائه می دهم که امیدوارم مورد توجه عزیزان  واقع شود.

تعدد افراد و مردم شرکت کننده در آغاز این حرکت برای ایجاد هسته ی اولیه  می بایست بالای بیست هزار نفر باشد یا در نیم ساعت و یک ساعت  اول که نیروهای امنیتی خود را به آن محل می رسانند به بیست هزار نفر برسد.

قدم اول برای ایجاد هسته ی مردمی بسیارمهم است. ما باید خیابانی را برای آغاز این کار مشخص نکنیم و انتخاب آن را بر اساس شرایط در اختیار مردم بگذاریم این عمل، کار را برای جلوگیری از آغاز این حرکت برای پلیس و نیروهای امنیتی بسیار سخت و دشوار خواهد کرد! ما در تظاهرات گذشته (روز قدس) جمعیت مردمی جنبش سبز را توسط دوربین های مدار بسته (از مرکز کنترل ترافیک تهران) زیر نظر داشتیم  و بر اساس تراکم جمعیت نیروهای ضد شورش، امنیتی و حتی سپاه را در خیابانهایی که احتمال بروز خشونت (توسط فرصت طلبان) بود مستقر و جابجا می کردیم ولی اعتراف می کنم که حتی اگر خشونتی در می گرفت به علت تراکم جمعیت هیچ کاری از دست ما و فرماندهان بر نمی آمد. جمعیت در هر خیابان از 8000 نفر تا 50000 نفر متغیر بود  که می توان روی پتانسیل جمعیتی برای آغاز این حرکت بسیار حساب کرد. نکته ی مهم دیگر  آن است که  با اطلاع رسانی باید قبل از 13 آبان و یا 22 بهمن  مردم را از آغاز این حرکت با خبر کرد تا در صورت تشکیل هسته ی اولیه  در یک خیابان مردم با آگاهی از روند این حرکت، در هر کجای تهران و حومه هستند در سریعترین زمان خود را به این هسته پیوند بزنند. حتی کسانی که در خانه و یا ادارات مشغول به کار هستند می بایست با شنیدن خبر تشکیل هسته ی اولیه ی مردمی دست از کار بکشند و خود را به هسته ی ایجاد شده ی مردمی برسانند و آن را هر چه بیشتر قوی  کنند. من به عنوان کارشناس مبارزه با شورشهای خیابانی و حرکتهای برنامه ریزی شده مردمی به شما قول می دهم که اگر هسته ی اولیه به 20000 نفر و بالاتر برسد مقابله با آن بسیار مشکل و حتی غیر ممکن خواهد شد.

200986191623546-83070554751

مردم باید بنشییند، در غیر این صورت ممکن است توسط نیروهای امنیت به بهانه ی ایجاد آشوب و شورش کار به خشونت کشیده می شود. سعی کنید که تظاهرات شما بهانه دست نیروهای امنیتی برای سرکوب  ندهد. باید بدانید که چنانچه شما در خیابان بنشینید و اتحاد آرام خود را به صورت ده ها هزار نفری به رخ نیروهای امنیتی بکشید. نیروهای ضد شورش ما  که اغلب سربازان وظیفه هستند و یا پرسنل بدون تعصب سیاسی و از جنس مردم  هستند، حتی به دستور فرماندهان و ارشد خود برای مقابله با مردمی که با سکوت نشسته اند عمل نخواهند کرد. این برای ما در چندین  تظاهرات کاملاْ تجربه شد.  مردم می توانند حتی اگر سکوت نکنند با همخوانی شعر، مانند: یار دبستانی  و صدای دست های منظم و به دور از شعارهای تحریک کننده، هسته ی اولیه را تا رسیدن به مرز میلیونی و رسیدن همه مردم حفظ کنند. مجدداْ تاکید می کنم شعارهای تند علیه حکومت در ساعتهای اولیه شکل دهی هسته ی مردمی ندهید!

3 – حضور بانوان به خصوص زنان مسن در صف های جلو و نزدیک به صف نیروهای ضد شورش و امنیتی بسیار مهم است.

r

از لحاظ روانی مقابله و ضرب و شتم با زنان و مادرانی که در صف اول با سکوت می نشینند حتی اگر دستور قاطع فرماندهان نظامی برای سرکوب برسد امری است غیر ممکن. لازم می دانم که تجربه ای را برای شما بازگو کنم در  یکی از خیابانها در  روزهای اعتراضات اولیه مشاهده شد که عده ای اغتشاشگر (که از نظر ما حساب آن ها با مردم جدا است) پس از آتش زدن یک خودروی پلیس وارد یکی از ایستگاه های مترو شدند بیش از 10 نفر از نیروها به دستور فرمانده اشان برای تعقیب آن ها وارد جمعیت شدند که توسط زنان با تشکیل زنجیره ای در ورودی ایستگاه مترو حفاظت  شدند. با بیسیم به نیروهای ما اعلام شد که با تهدید، خشونت و حتی ضربات باتوم  آن ها را از سر راه کنار بزنند و وارد ایستگاه شوند که این امر توسط این افراد که از پرسنل نیروی انتظامی و حتی بسیج بودند سرپیچی شد و با بازگشت آن ها و تشویق زیاد مردم همراه شد. حضور بانوان حتی همراه با کودکان در این حرکت بسیار توصیه می شود ( فقط باید بنشینند) 

4 – ( ایجاد ترافیک و راه بندان مصنوعی ) در صورت تشکیل هسته ی قدرتمند که ممکن است پس از 5 یا 10 ساعت تعداد مردم از  یک میلیون نفر هم گذر کند/ حفظ و مدیریت این هسته  در 24 ساعت شبانه روز بسیار مهم است.

نکته ی مهمی که در این جا  باید روی آن تاکید کنم ایجاد ترافیک مصنوعی در خیابانها و میدانهای اطراف محل تجمع مردم است که این حرکت می تواند کار را برای پلیس و دیگر نیروها بسیار سخت و پیچیده تر کند. در تظاهرات گذشته بوق زدن های ممتد و ایجاد ترافیک عملی بسیار حساس برای ما به شمار می آمد ولی مردم باید سعی کنند که با ایجاد ترافیک مصنوعی و حتی تصادفات مصنوعی در خیابانهای منتهی به تظاهرات مردم کار را برای برخورد احتمالی با مردم بسیار سخت کنند ولی برای ندادن بهانه برای تخریب و شکستن شیشه های ماشین که دستوری است که از فرماندهان صادر می شود از زدن بوقهای ممتد ترجیحاْ خود داری شود.

امیدوارم اطلاعات مفیدی را به شما داده باشم. در ضمن از این که من را در کنار خود می بینید تعجب نکنید. من  و بسیاری از همکارانمان در ناجا به نتایجی رسیده ایم که همراهی و همکاری با این نظام دیگر ارزشمند نیست. ما سبز بوده ایم و سبز در کنار مردم خواهیم ایستاد. این برای ما ارزشمند است!

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:6 توسط یکی از چند صدای معلم |

مصاحبه " سخن معلم " با مادر آقای محمد داوری

" محمد داوری " فعال صنفی - مدنی ، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و مسئول آموزش و اطلاع رسانی آن و نیز سردبیر سایت سحام نیوز ارگان حزب اعتماد ملی بیش از ۲۴ روز است که در بازداشت و در بند ۲۰۹ به سر می برد . مادر او که اهل بجنورد است برای پیگیری امور فرزندش به تهران آمده است . " سخن معلم " بنا بر وظیفه صنفی و رسالت خبرنگاری بر آن شد تا مصاحبه ای کوتاه با ایشان انجام دهد . این مصاحبه را در زیر می خوانید :

 خانم داوری از گذشته ایشان بگویید .

مادر :وقتی بچه بود چند تا نان خمیر پخت می کردم در تنور که فردا این ها می روند مدرسه به این ها پول بدم . به محمد اگر 100 تومن می دادم تا هفته بعد می دیدم این 100 تومن تو جیبشه . محمد مسجد می رفت . همیشه با وضو بود.قرآن می خواند و نمازش هیچ موقع ترک نمی شد .هر موقع مسجد شروع می شد اول نفر محمد بود .در بسیج هم فعال بود.همه اهل محل  به من می گفتند که آفرین و شیری که به او داده ای حلالش باشد ... به من می گفتند با  این که پدر ندارد اما بچه ها یت را خوب تربیت کرده ای .من بچه سالمی را به  جامعه تحویل داده ام اما الان نمی دانم  در زندان چه بلایی به سرش آورده اند ...

از مسئولان چه درخواستی دارید ؟

مادر :من فقط از خدا می خواهم که همه را نجات دهد .محمد یک خبرنگار است و  وظیفه خبرنگار تهیه خبر است .کار بدی که نکرده است . بعد او را ببرند و بگویند چه و چه ! مگر محمد من چه کار کرده است ؟ 

محمد چند سال است که درتهران زندگی می کند ؟

مادر :فکر می کنم حدود 6 سال است که اینجاست . عاشق معلمی است .عاشق فعالیت برای بچه ها .دانش آموزانش خیلی او را دوست داشتند .این قدر معلم خوبی بود که در شهرستان ما عضو شورای شهر شد .هر موقع مشکلی پیش  می آمد به او مراجعه می کردند .از دانش آموزانش همیشه دفاع می کرد .

محمد کی به جبهه رفت ؟

مادر : دقیق یادم نمی آید . اما فکر می کنم اول راهنمایی بود .یک سال تو جبهه بود در صف مقدم .

گفتید ایشان اول راهنمایی به جبهه رفت .چگونه ایشان را  ثبت نام کردند ؟

مادر : ما اول خبر نداشتیم .او فرار کرده بود .همسایه ها می آمدند و می گفتند که پسر تو بچه های ما را به جبهه برده است.من می گفتم که خودشان رفته اند اما آن ها می گفتند که بچه تو آن ها را برده است !

محمد جانباز هم بوده است ؟

مادر : بله . بچه من جانباز هم بوده است .در بدن ایشان الان هم ترکش است ولی ما خبر نداشتیم ! ما بعدا شنیدیم که او را به بیمارستان اهواز برده اند .وقتی که آمد چشم هایش جایی را نمی دید ! هنوز هم ترکش هایش هم در پایش هست ... وقتی بمب شیمیایی انداختند  دوستانش گفتند که اوناپدید شده است ! بعدا همه می گفتند که او تمام خواهد کرد .الان هم که ...

محمد کی پدرش را از دست داد ؟

مادر : وقتی بچه هایم کم سن و سال بودند پدرش فوت کرد . پدرش مریض بود .یک پایش فلج شده بود . دکترها می گفتند آمپولش را عوضی زده اند .یک ماه در بیمارستان بود و محمد هم در مشهد درس می خواند . از مشهد محمد می آمد و می گفت مادر تو نرو بگذار من پیش بابا بمانم ...

 شما تنها از بجنورد آمده ای ؟

مادر : بله ، من تنها آمده ام و آمده ام که پیش پسرم بمانم . در تهران کسی را ندارم که مرا به دادگاه ببرد .نمی دانم با چه کسی و به کجا بروم تا پسرم را  آزاد کنم . من از مسئولان می خواهم که اگر آزادش نمی کنند مرا هم پیش او را ببرید تا پیش پسرم بمانم ...

از خصوصیات محمد بگویید .

مادر : اخلاق محمد خیلی عالی است .محمد به اندازه پدرش برای برادرانش زحمت می کشید. شایدهیچ پدری برای بچه هایش از این کارها نکند اما محمد خیلی به خانواده کمک می کرد .

 از این که پسرتان در زندان هست الان چه احساسی دارید؟

مادر : من از این که بچه ام در زندان هست خیلی ناراحتم ولی افتخار می کنم که او به وظیفه اش عمل کرده است . من به او افتخار می کنم. بچه سالمی به جامعه تحویل دادم ولی از فعالیت او به خاطر وظیفه اش ناراحت نیستم ! بالا خدا ... پایین هم خدا

شما با آقای کروبی دیدار داشتید . ایشان چه گفتند ؟

مادر : ما پیش آقای کروبی رفتیم .آقای کروبی گفت : " خودم آوردم ، خودم هم تا آخرش هستم و از او دفاع خواهم کرد .من از حق او دفاع خواهم کرد .کسی او را مجبور نکرد و من او را آوردم و وظیفه دارم تا آخر از او دفاع کنم .من از آقای کروبی تشکر  کرده و می کنم .آقای کروبی گفت که نامه نوشته است و پیگیر کار ایشان هستم و شما هم باید کارهای او را دنبال کنید . آقای کروبی گفت که به دستور من کارها را انجام داده است و مسئولیتی متوجه آقای داوری نیست . البته در شهرستان بجنورد خیلی از مردم جمع شده اند تا کاری برای محمد بکنند .

محمد دفعه اولش که نیست به زندان رفته است . آن موقع چه احساسی داشتید و الان چه احساسی دارید ؟

مادر : آن دفعه خیلی نگران نبودم ولی این دفعه خیلی نگرانم . خیلی نگرانم ...

اگر صحبت دیگری دارید بفرمایید .

مادر : فقط  پسرم را آزاد کنید ... 

به نقل از : کانون صنفی معلمان ایران

صدای معلم: در خبر قبلی (بازداشت یکی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران)یکی از دوستان وبلا گ نویس خبر آزادی محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران را به صورت نظر خصوصی برایم فرستاد. امیدوارم که این همکار دربندمان نیز تا این لحظه آزاد شده باشد.

البته غرض از درج این اخبار هر چند تاریخ آن گذشته باشد انعکاس مظلومیت جامعه ی فرهنگیان است.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:49 توسط یکی از چند صدای معلم |

بازداشت یکی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران

 
به گزارش هرانا به نقل از واحد اصناف مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از بازداشت محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران توسط نیروهای امنیتی بیش از یک هفته می گذرد اما همچنان ازسرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. این فعال صنفی علاو بر عضویت در این کانون یکی از مسئولان سایت خبررسانی کانون صنفی معلمان ایران نیز قلمداد می شود.

یکی از اعضای کانون صنفی معلمان تهران بیش از یک هفته است در بازداشت به سر می برد.

به گزارش هرانا به نقل از واحد اصناف مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از بازداشت محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران توسط نیروهای امنیتی بیش از یک هفته می گذرد اما همچنان ازسرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. این فعال صنفی علاو بر عضویت در این کانون یکی از مسئولان سایت خبررسانی کانون صنفی معلمان ایران نیز قلمداد می شود.

لازم به ذکر است، آقای رضایی در اتفاقات پس از انتخابات در ایران از سوی نهادهای امنیتی به شدت زیر فشار بود تا از عضویت در هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استعفا دهد. علیرغم این موضوع، نامبرده پس از استعفای اجباری از کانون دوباره زیر فشار قرار گرفت که در استعفا نامه اش باید ذکر کند "از این به بعد در کانون هیچ مسئولیتی را نمی پذیرد و از عضویت کانون برای همیشه صرفنظر می کند".

از دلایل بازداشت آقای رضایی گرکانی در حال حاضر اطلاعی در دست نیست اما تداوم بی خبری از وضعیت ایشان موجب نگرانی شدید خانواده و نزدیکان وی شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:3 توسط یکی از چند صدای معلم |

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند!

0puryjfhh3t2vc2cu8o5

میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری خردادماه که نسبت به شیوه برگزاری و نتایج اعلام‌شده اعتراض دارد، بیانیه تازه‌ای منتشر کرد.

موسوی در این بیانیه تفصیلی که چهاردهمین بیانیه رسمی‌اش پس از انتخابات خردادماه است، به سه رخ‌داد تاریخی روز سیزده آبان اشاره کرده است: تبعید آیت‌الله خمینی در سال 42، حمله نیروهای ضد شورش حکومت پهلوی در سال 57، و تصرف سفارت آمریکا در سال 58.

پیش از این برخی از شهروندان معترض به نتیجه اعلام‌شده انتخابات در شبکه‌های اجتماعی مجازی و همچنین وب‌سایت‌های خبری نزدیک به چهره‌های معترض، مردم را به شرکت در راهپیمایی 13 آبان دعوت کرده بودند که هر سال در بزرگداشت تصرف سفارت آمریکا توسط گروهی از نیروهای انقلابی در سال 1358 برگزار می‌شود. این دعوت، واکنش چهره‌های نظامی و امنیتی ایران - از جمله احمد جنتی، رییس شورای نگهبان، و محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران - را در پی داشته است.

نخست‌وزیر جمهوری اسلامی در زمان آیت‌الله خمینی در بخشی از بیانیه‌اش آورده است: «حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد.»

موسوی نوشته است: «اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.»

میرحسین موسوی در بیانیه خود تصریح کرده است: «همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود، دیگر هیچ‌کس قادر نیست از برآورده‌شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.»

این نامزد معترض به نتایج انتخابات که در جریان رقابت‌های انتخاباتی، رنگ سبز نشانه کمپین تبلیغاتی‌اش بود، در ادامه بیانیه‌اش نوشته است: «راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند.»

موسوی در ادامه با اشاره به سیاست خارجی دولت نهم آورده است: «... افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.»

میرحسین موسوی به مذاکرات هسته‌ای خیر ایران با کشورهای پنج به علاوه یک اشاره کرده و نوشته است: «شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟»

او با اشاره تلویحی به شعارهای محمود احمدی‌نژاد در عرصه داخلی و عرصه بین‌المللی آورده است: «دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.»

میرحسین موسوی نتیجه گرفته است: «چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند»

او که پیش‌تر در بیانیه‌ها و سخنانش بر لزوم اجرای کامل قانون اساسی تاکید کرده بود، بار دیگر بر این موضع اصرار کرده و نوشته است: «تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم.»

میرحسین موسوی در ادامه توضیح داده است: «در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود، ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.»

موسوی که یکی از رهبران مردم معترض به نتایج انتخابات است، در پایان بیانیه‌اش بدون تصریح در دعوت از مردم به شرکت در راهپیمایی روز 13 آبان برای تبدیل‌کردن آن به یک راهپیمایی ضد دولتی، نوشته است: «سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم.»

به نقل از: مردمک

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:13 توسط یکی از چند صدای معلم |

اعتراض

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند!

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:1 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارش دیدار اعضای کانون صنفی معلمان ایران با دو تن از مراجع تقلید

گزارش کامل دیدار وگفتگوی 13 نفراز اعضای کانون صنفی معلمان ایران به نمایندگی از طرف تشکل های معلمان سراسر کشور با چند نفر از روحانیون بلند پایه در قم در مورد اتفاقات و وقایع اخیر
 


روز یکشنبه 26 مهر ماه هیئتی از طرف کانون معلمان ایران متشکل از آقایان علی اکبر باغانی دبیرکل کانون ،محمود بهشتی لنگرودی یکی از سخنگویان کانون،عباس معارفی از بنیانگذاران کانون،علی اصغر ذاتی ازسخنگویان کانون،ایرج جوادی ،محمد ماشینی ،نورالله اکبری ،مهدی بهلولی ،محمدسوری ،مهندس فرقانی ،ایمان زاده(همگی از اعضای کانون وعضو هیئت مدیره کانون تهران)، سیدمجتبی ابطحی از اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی و کانون خمینی شهر  و مختار اسدی عضو شورای هماهنگی وکانون کرج که در حال حاضر در تبعید به سر می برد اعضای این هیئت را تشکیل می دادند.


دیدار اول با آیت الله منتظری:


اعضای کانون در اولین دیدار خود به ملاقات آیت الله منتظری رفتند که در ابتدای این دیدار گزارشی از وضعیت کلی کشور خصوصاٌ وضعیت آموزش وپرورش ووضضعیت معلمان زندانی وفشار های فراوان بر فعالین صنفی ومدنی علی الخصوص اعضای کانون  وتهدیدات مداوم آنها وخانواده هایشان وهمچنین بازداشت  گسترده معلمان در سراسر کشور ومحکوم نمودن آنها به اتهامات واهی و صدور احکام انفصال از خدمت برای تعداد کثیری از معلمان در دولت نهم وهمچنین مجبور کردن فعالین فرهنگی به بازنشستگی پیش از موعد آن هم با کسر گروه وکسر حقوق و صدور احکام تبعید برای حدود 30 نفر از معلمان و باز خرید کردن اجباری تعداد ی دیگر از آنها از طرف آقای باغانی خدمت آیت الله منتظری ارائه شد.


بعد ازارائه گزارش از طرف آقای باغانی ، آیت الله منتظری ضمن خیرمقدم وخوش آمدگویی ،از وقایع پیش آمده در کشور خصوصا،اتفاقات بعد از انتخابات به شدت ابراز نگرانی کردند ودر بخشی از صحبت هایشان فرمودند که تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی تسلیم در برابر خواست عموم واکثریت مردم می باشد وتا زمانی که حاکمیت آزادی ابراز وجود به افکار وعقاید گوناگون را ندهد وخود را ملزم به اجرای قانون اساسی ننماید کشور نمی تواند از بحران خارج شود ، ایشان در قسمتی دیگر از فرمایشات خود فرمودند که این چگونه آزادی است که مردم را در خیابان و صرفاٌ به علت سؤال در مورد رأی خود می کشند و حاکمیت نمی تواند کمترین انتقادات را تحمل نماید.


ایشان در قسمتی دیگر از فرمایشات خود ضمن ابراز تأسف از بازداشت ،تبعید و آزار معلمان در سراسر کشور با نقل حدیثی از حضرت محمد(ص) فرمودند که عده ای از آن حضرت سوأل کردند که چه گروهی از جامعه برترین افرادند که آن حضرت در جواب فرمودند:"انفع الناس للناس" یعنی گروهی که بیشترین فایده رابه انسان ها وهمنوعان خود می رسانند که معلمان وکسانی که به مردم دانشی را می آموزند از آن دسته اند.


بعد از سخنان آیت الله منتظری اعضای کانون از فشار گسترده بر اعضای کانون برای استعفا وگرفتن استعفای اجباری از آنها در زمان بازداشت ودر زندان  از ایشان سؤال کردند، که آیا این استعفا درست است یا خیر ؟


ایشان در جواب فرمودند:" مجبور کردن افراد به استعفا از شغلی یا وظیفه ای در زیر فشار و بدون ارئه دلایل حقوقی وعقلی از لحاظ شرعی به هیچ عنوان قابل قبول نمی باشد"


 بعد از دیدار با  آیت الله منتظری اعضای کانون معلمان ایران به دیدار آیت الله یوسف صانعی رفتند که با خوش آمدگویی بسیار گرم ایشان روبروشدند.


در ابتدای این دیدار آقایان علی اصغر ذاتی و نورالله اکبری در مورد وضعیت کلی حاکم برکشور وخصوصاٌ فضای امنیتی و پلیسی حاکم بر آموزش وپرورش و زندانی کردن جمع کثیری از معلمان ،تبعید تعدادی دیگر و انفصال از خدمت بسیاری از آنها وهمچنین بازنشسته کردن اجباری ویا بازخرید اجباری تعدادی از آنها و ضعف عقاید دینی و اخلاقی  دانش آموزان در مقایسه با زمان قبل از انقلاب و دوره محمد رضاشاه پهلوی وهمچنین توهین های مکرر به عقاید دینی مردم  از آن جمله توهین به پیامبر بزرگوار اسلام در مسابقات ضمن خدمت فرهنگیان سراسر کشوردر سال 85 اشاره وگزارشی را ارائه دادند.


آیت الله صانعی بعد از استماع گزارش وسؤالات معلمان فرمودند:


خداوند در قرآن می فرماید:" انماالیسری عسری"  یعنی بعد از هر سختی و تاریکی سعادت و روشنایی در راه است.


ایشان با مقایسه زمان شاه با دوره حاضر فرمودند:در زمان شاه هر آخوندی که سرش در لاک خودش بود و از سلطنت انتقاد نمی کرد آخوند خوبی بود و هر آخوندی که از حکومت محمدرضا شاه انتقاد می کرد آخوند بدی به حساب می آمد ودر دوران حاضر نیز روال مثل زمان شاه شده است وهر آخوندی که از قدرت و حاکمیت انتقاد نکند وچشمش را بر حقایق و ظلم به ملت ببندد و فقط ثنا گوی دولت وقدرت باشد آخوند خوبی به حساب می آید و ما می بینیم که فضای جامعه پرشده است از دروغ ،تزویر و وریا و روحانیونی که از دولت و قدرت انتقاد می کنند به شدت زیر فشار هستند وی در بخشی از صحبت هایش ضمن تقدیر از آقای کروبی  شهامت ایشان را در برابر اتفاقات وافشای اقدامات خلاف قانون ستودند . ایشان در ادامه سخنان خود به ذکر خاطراتی از بنیانگذار انقلاب پرداختند و حساسیت ایشان را به فرهنگ ریا و تزویر  ومال دنیا یاد آورشدند.


ایشان ضمن مقایسه برخورد حکومت شاه با مخالفان و دوره حاضر فرمودند: "در زمان شاه ما در مسجد خان در تهران از محل جمع آوری وجوهات شرعی که مردم خدمت امام خمینی می فرستادند به طلاب و افراد بی بضاعت کمک می کردیم و ساواک هم با آنکه از این اقدام ما کاملا، آگاهی داشت و می دانست افرادی که به آنها کمک مالی می شود از مخالفان شاه وحاکمیت وی هستند ممانعتی به عمل نمی آورد اما متأسفانه در این دوره وبه اسم اسلام اجازه نمی دهند که مردم به آسانی با آسیب دیده گان حوادث اخیر وخانواده های آنان ارتباط داشته باشند .


ایشان همچنین ضمن دعوت معلمان کشور به سعی و تلاش بیشتربرای آموزش به فرزندان این آب وخاک در این دوره خطیر فرمودند که که شما معلمان علی رغم فشارهای گسترده ای که بر شما اعمال می شود نباید اجازه دهید که فرزندان این آب وخاک نسبت به اصالت دینی وملی خود غافل شوند وی همچنین فرمودند که خداوند در قرآن


 می فرماید" و تواصو بالحق وتواصو بالصبر"


و این وظیفه شماست که امروز هم حق را بگویید و هم صبرداشته باشد که نتیجه خیر حاصل شودودر این راه نباید خسته شوید واز فشارها وتهدیدات وبرخوردهای ناروا نیز نباید هراسی به دل راه داد.


ایشان در بخشی دیگر از صحبت هایشان فرمودند که برخوردهای نسنجیده ،غیرمنطقی،ناشرعی و ظالمانه حاکمان قدرت با مردم نه نشان از استحکام آنهاست بلکه این خود دلیلی روشن بر ناتوانی وعجز آنها دربرابر مردم وخواسته های آنهاست.


ایشان همچنین با اظهار تأسف دوباره از برخوردهای ناروا وامنیتی با فعالان فرهنگی کشور ازجمله معلمان آزاده فرمودند : یقین بدانید که سرکوب قشر زحمتکش معلم نشان از ضعف قدرت و رو به زوال رفتن آن می باشد چرا که قدرت می خواهد با سرکوب فرهنگیان ریشه فرهنگ رابسوزاند. وی همچنین فرمودند که این برخوردهای ناروا وزشت با معلمان وفرهنگیان وخانواده های آنان نشان میدهد که ظالمین آنقدر گیج شده اند که حتی از سالم ترین، پاکترین،با حوصله ترین و قانون مدارترین افراد جامعه یعنی معلمان نیز هراس دارند اما دنیای ارتباطات و فن آوری به آنها اجازه نخواهد داد که بیش از این به برخوردهای ناپسند وناشرعی و غیر انسانی ادامه دهند.


ایشان در پایان صحبت هایشان به سه نکته اساسی اشاره کردند و فرمودند:


1-نقشه قدرت های غیرپاسخگو به فساد کشاندن ملت است و این وظیفه فرهنگیان است که نباید اجازه چنین کاری را بدهند.


2-حمله قدرت به فرهنگ وفرهنگی یعنی به آخر خط رسیدن قدرت.


3-وظیفه همه ملت صبر ودوری از انجام خشونت وثابت قدم ماندن در مسیر اصلاح است.


4-حضور در صحنه های ملی واسلامی امروز یک واجب ملی و شرعی است.


 بعد از دیدار با این بزرگواران اعضای این هیئت قصد دیدار با  آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی را داشتند که متأسفانه به علت پاره ای مشکلات که از طرف مسئولان دفتر این بزرگواران مطرح شد دیدار با این بزرگواران میسر نشد.

خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 16:45 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارشی از مدارس ایران

از دانش‌آموزاني كه بزرگترين آرزويشان،‌ كمتر كتك خوردن و كمتر كار كردن و بيشتر بازي كردن و بيشتر خوابيدن است تا دانش‌آموزاني كه مي‌خواهند ميلياردر شوند؛ از دانش‌آموزاني كه در كودكي پا به پاي بزرگترهايشان مي‌دوندتا کودکانی که هشت ساعت كلاس فوق‌برنامه تنهادلیل بازی‌ نکردنشان است،بیشتر از چند خيابان فاصله نیست.
از جنوب شهر تا شمال‌شهر نه تنها چهره خيابان‌ها، مغازه‌ها، خانه‌ها عوض مي‌شود؛ نه تنها ماشين‌هاي اوراقي به ماشين‌هاي لوكس آخرين مدل تبديل مي‌شوند، در مدرسه‌ها نيز همه چيز تغيير مي‌كند، اندازه مدرسه‌ها بزرگ و بزرگتر مي‌شود، ظاهر مدرسه‌ها به جاي آجرهاي كرم‌ـ‌قهوه‌اي كه رنگ زندگي ساكنان جنوب شهر است به رنگ رنگارنگ زندگي ساكنان شمال شهر درمي‌آيد.
به گزارش ايلنا، وقتي در جنوب شهر در مدرسه‌اي را مي‌زني و مي‌گويي خبرنگار هستم به اميد اينكه بتواني دردي را دوا كني با استقبال گرمي روبرو مي‌شوي اما در شمال حتي بدون وقت قبلي نمي‌تواني از ورودي مدرسه بگذري.
وقتي با دانش‌آموزان كلاس‌هاي پرجمعيت جنوب شهر صحبت مي‌كني دلت به حال خودت مي‌سوزد كه چرا نمي‌تواني دست آنها را براي رسيدن به آرزوهايشان بگيري، كودكاني كه آلودگي را بزرگترين مشكل ايران مي‌دانند و دل نگران كودكان فلسطين هستند، كودكاني كه آرزويشان اين است پدرشان اعتياد را ترك كند، كمتر كتك بخورند، كمتر كار كنند، بيشتر بخوابند، بيشتر بازي كنند، كودكاني كه نمي‌فهمي استقبال گرم آنها از مهرباني است يا از احتياج.
معلمشان مي‌گويد: اگر از مشكل اين قشر بخواهيد يا با تك‌تكشان صحبت كنيد، چهل دانش‌آموز با چهارصد مشكل كه همه متاثر از مشكلات اقتصادي است،‌مي‌گويد: از اين چهل نفر پدر پانزده نفر آنها معتاد است و مادرانشان كارگري مي‌كنند، خودشان نيز بعد از مدرسه پابه‌پاي والدينشان كار مي‌كنند.
وقتي معلم سر كلاس‌ از آنها پرسيد: به پدر و مادرتان كمك مي‌كنيد؟ در ميان هم همه‌ي دانش‌آموزان و توضيح دادن كارهاي مختلف يكي گفت:" حمالي." معلمشان هم به اندازه من تعجب كرد، پرسيد:‌مجتبي يعني چي؟ گفت:" خانم اجازه كمك بابام حمالي مي‌كنم." پرسيدم: يعني دقيقا چه كار مي‌كني؟ چه سئوال مسخره‌اي پرسيدم. او معني «حمالي»‌ را كامل مي‌دانست، كاملا آن را حس كرده بود، گفت:" با بابام مي‌ريم در كار خونه كاميون‌ها رو بار مي‌زنيم."
معلمشان مي‌گويد: پارسال شاگردي داشتيم كه دزدي مي‌كرد و بدتر از آن از دزدي خجالت نمي‌كشيد، و جالب اينجانست كه براي باقي بچه‌ها هم اين كاملا عادي بود. مثلا وقتي حضور غياب مي‌كردم و مي‌گفتم: اصغر. يكي جواب مي‌داد: اجازه، ديروز يه مرغ دزديده گرفتنش، همين.
معلمشان مي‌گويد: نمي‌شود زندگي چهل نفر اين كلاس را من درست كنم و 500 نفر اين مدرسه را مدير؛ دولت هم بايد اين جا سهمي داشته باشد، دولتي كه اكنون تنها شهريه مدرسه را براي اين قشر رايگان كرده است و قشري كه هزار تومان برايش صد هزار تومان است. هزينه دفتر و كتاب و بيمه بر عهده خودشان است كه بيشتر از ده هزار تومان مي‌شود، ده هزار تومان اين جا پول زيادي است، خانم. با شيوه جديد آموزشي هر دانش‌آموز بايد يك پوشه داشته باشد. ما براي اين كه بتوانيم پوشه را ارزان‌تر بخريم عمده خريديم، نزديك دو هفته است كه بايد نفري هزار تومان براي اين پوشه بياورند،‌اما هنوز نصف كلاس نياورده‌اند، من هم وقتي زندگي‌شان را مي‌دانم، نمي‌توانم به زور پول بگيرم.
معلم شاگردي را نشانم مي‌دهد، تنها شاگردي كه لباس فرم ندارد و مي‌گويد: مادرش گفته هنوز نتوانسته پول جمع كند تا برايش لباس بدوزد. آموزش و پرورش برگه‌هايي را به نام كمك به مدرسه، به مدارس دولتي مي‌فرستد تا خانواده‌هايي كه امكان مالي بالاتري دارند، براي توسعه مدرسه به مدرسه كمك كنند، معلم اين مدرسه مي‌گويد: آموزش و پرورش اين برگه‌ها را به اين مدرسه هم كه تك‌تك‌ دانش‌آموزانش نيازمند هستند مي‌فرستد اما خوشبختانه مدير اينجا برگه‌ها را توزيع نمي‌كند،‌حتي هماهنگي‌هاي لازم را براي جمع‌آوري كمك همكاران مي‌كند، تا قبل از عيد بتواند براي همه دانش‌آموزان لباس عيد بخرد. او مي‌گويد: اين وظيفه مدير و وظيفه ما نيست، وظيفه دولت است كه چون انجام نمي‌دهد،‌ما انجام مي‌دهيم.
بدترين روز اين مدرسه، روز معلم است. روزي كه نيمي از بچه‌ها با خجالت سر كلاس مي‌آيند، مي‌گويد: از يك هفته قبل از اين روز به بچه‌ها مي‌گويم همه بايد به من نقاشي هدیه بدهند، اما وقتي روز معلم وارد كلاس مي‌شوم، جو سنگين كلاس، گردن‌های خم شده از شرم و بغض‌هاي فروخرده، اشكم را درمي‌آورد.
برخلاف خانم معلمي كه يا از حس زنانه يا از دردي كه سال‌ها دردش ساعت‌ها حرف براي گفتن داشت، آقاي مدير سكوت مردانه‌اي داشت كه شكستنش سخت بود و وقتي تمام انرژي‌ام را برايش صرف كردم بيش از دو سه جمله جواب نگرفتم، او گفت: خودتان كه مي‌بينيد، تمام مشكلات ناشي از مشكلات اقتصادي است، دانش‌آموزان اين جا كساني هستند كه علي‌رغم اين همه مشكل و درس نخواندن درسشان خوب است، اگر مشكل نداشتند و تمام وقت منزلشان را با فكر آسوده درس مي‌خواندند بهترين بودند.
مدير مدرسه مي‌گويد: پدر و مادرهاي اينها يا كمترين تحصيلات را دارند و يا بي‌سوادند و در بي‌پولي و اعتياد هم دست و پا مي‌زنند اين دو مشكلاتي است كه باعث فقر فرهنگي فرزندان اين قشر شده، فرزنداني كه همين فقر فرهنگي باعث مي‌شود تعداد كمي از آنها به آرزوهاي كودكي‌شان برسند و دكتر و مهندس شوند.
او مي‌گويد: به معلمان پيماني اجازه كار ندادند و معلمان قراردادي هم محدودند، اين جا معلم، تمام دروس بچه‌ها يك نفر است، تصور كنيد كه در اين مدرسه پسرانه، حتي معلم ورزش آنها هم معلم خودشان است، يك خانم.
او مي‌گويد: ما هر كاري در توانمان است مي‌كنيم، نمي‌شود اين بچه‌ها را ديد و ساكت نشست اما كاش مسئولان هم هر كاري در توانشان بود مي‌كردند؛ يكي از دانش‌آموزان ما دو روز است سرما خورده قرار اين است كه تا گواهي پزشك نياورند كه آنفلوآنزاي خوكي نيست كلاس نروند، امروز مادرش آمده و مي‌گويد: بيمه نيستيم، پول هم نداريم براي دكتر، تا وقتي حالش خوب نشده مدرسه نمي‌آيد.
مدير مدرسه مي‌گويد: چطور مي‌توان به چنين خانواده‌هايي در سطح كلان كمك نكرد؛ دانش‌آموزان ما به مدرسه كه مي‌آيند كاملا مشخص است كه گرسنه هستند، اي كاش دست كم مدارس تجهيز مي‌شد، هزينه تحصيلات، هزينه لوازم‌التحرير، هزينه يك وعده غذاي گرم مثل تمام دنيا، نه فقط شهريه و يك ليوان شير.
از مدرسه خارج مي‌شوم، زنگ تفريح است،‌بچه ها از سر و كول همكارم كه از آنها عكس مي‌گيرد. بالا مي‌روند، مادرها سيب و انار به دست در حياط ايستاده‌اند، زنگ تفريح بعدي در آن طرف شهر با مادراني كه شيركاكائو پاستوريزه و شكلات خارجي در دست دارند وارد مدرسه‌اي مي‌شوم كه براي گذشتن از در آن از هفت خان رستم گذشته‌ام، بچه‌ها توي حياط بازي مي‌كنند، چند نفر از آنها لباس فرم ندارند، معاون مدرسه مي‌گويد: يا از مشغله پدر و مادر است يا از بي‌خيالي. براي رسيدن به كلاسي كه اجازه ورود به آن را گرفته‌ام از چندين راه‌رو رد مي‌شوم و از مقابل كلاس‌هاي مختلف، پشت درها نوشته است: كلاس كامپيوتر، كلاس اينترنت، كلاس زبان سال دوم، كلاس زبان سال چهارم، كلاس خلاقيت، و سالن ورزش. كلاس بيست نفره تميزي كه ديوارش با كاغذ ديواري گلكاري شده و كودكاني كه به جاي پدر و مادر تنهايي خود را در خانه با پرستارشان مي‌گذرانند. وقتي از آنها مي‌پرسم بزرگترين مشكل كشور ما چيست و چگونه بايد آن را حل كرد، حرف مدير مدرسه قبلي برايم ثابت مي‌شود "فقر فرهنگي ناشي از فقر اقتصادي است"بچه‌ها خيلي خوب مشكلات را مي‌بينند، يكي مي‌گويد:"‌ترافيك، بايد از خارج يك نفر رو بياريم بهمون بگه اونجا چه كار مي‌كنن كه ترافيك نيست ما هم همون كار رو بكنيم."
ديگري مي‌گويد:" آلودگي، بايد ماشين‌هامون رو از خونه بيرون نياريم و به بقيه هم ياد بديم."
يكي ديگر مي‌گويد:" لوازم چيني هست،‌بايد خودمون جنس‌هامون رو بسازيم تا لازم نباشه از خارج بياريم. بايد جنس‌هاي چيني رو ايراني كنيم."
از آروزهايشان كه مي‌گويند، قضيه جالب‌تر مي‌شوند، يا مي‌خواهند مثل پدرشان دكتر شوند يا مثل مادرشان مهندس يا دانشمند شوند، يا ميلياردر كه با پول بتوانند همه مشكلات را حل كنند.
معاون اين مدرسه مرا تنها نمي‌گذارد تا با معلمشان هم چند كلمه صحبت كنم اما خودش معتقد است اين كودكان بيشتر از خيلي‌هاي ديگر مشكل دارند، می‌گوید: این‌ها از مضرات ثروت استفاده می‌کنند نه از مزایای آن چراکه بیشتر آن‌ها کودکان کلیدداری هستند که شصت‌ درصد آن‌ها یا فرزند طلاق‌اند یا پدر و مادر متارکه کرده‌اند و آن‌هایی هم که با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند، چون پدر و مادر شاغل‌اند وقت خود را با پرستارشان می‌گذرانند که این خود مسائل خودش را دارد.
او می‌گوید: پرستار نگرانی‌های پدر و مادر را ندارد، فیلتری که پدر و مادر برای استفاده از اینترنت و ماهواره برای فرزندان خود می‌گذراند، در زمانی که پرستار در خانه است آزاد می‌شود و از آن‌جایی‌که پدر و مادر این بچه ها از تحصیلات بالای دیپلم و لیسانس برخوردارند، بعداً تناقضی که بین تربیت پرستار و تربیت خانواده بوجود می‌آید باعث مشکلات درون خانواده نیز می‌شود، ضمن اینکه چندین سال است به طور کلی تربیت متفاوت خانواده و مدرسه در ایران باعث تناقض هنجاری عمیقی شده است که اضافه شدن پرستار به کانون خانواده این تناقض را شدیدتر می‌کند.
او از عملکرد رسانه‌ها ناراضی است و می‌گوید: رسانه‌ها به جای این که مسائل را حل کنند به آن‌ها دامن می‌زنند و این باعث می‌شود، کودکان که در ارتباط مستقیم با رسانه‌ها هستند، تحت تاثیر قرار بگیرند.
می‌گوید: هفته‌ی آینده انتخابات شورا داریم وقتی بچه‌ها در مورد آن حرف می‌زنند و در مورد کاندیداهاشان می‌گویند: " خب کاری نداره! دروغ می‌گیم رای می‌یاریم" یا این‌که " اگه تقلب کنن مدرسه رو خراب می‌کنیم"
او می‌گوید: خوشبختانه مدرسه‌های غیرانتفاعی خیلی تحت تاثیر اتفاق‌ها و مشکلات آموزش و پرورش قرار نمی‌گیرند ما این‌جا برای تمام دروسمان معلم جداگانه داریم به جز این ،کارگاه ریاضی هم جدا تشکیل می‌شود می‌گوید: این نسل با نسل‌های قبل فرق می‌کنند خیل باید مواظبشان بود، خیلی باید بهشان رسید.
از ساختمان مدرسه خارج می‌شوم قبل از در ورودی در اتاق مشاور، مادری با معلم فرزندش که هفته‌ای سه ساعت ملاقات با والدین دارد صحبت می‌کند، کنار در منتظر تاکسی می‌ایستم پدری با ماشین که حتی اسمش را نمی‌دانم آماده تا فرزندش را ساعت 12 سه ساعت قبل از تعطیلی مدرسه به خانه ببرد. تاکسی می‌آید، به این فکر می‌کنم که اگر دانش‌آموزان این دومدرسه سر یک کلاس بنشینند چه می‌شود، اگر دولت یک ذره فقط یک ذره از خرج‌های اضافی‌شان را به دانش‌آموزان پایین شهر بدهند، دنیای آن‌ها هم رنگارنگ می‌شودو دست کم در محیط هایی که زیر نظر یک وزارت خانه هستنداین همه تفاوت دیده نمی شد.

به قلم: تارا بنیاد

خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 16:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه یکصد و ده تن از معلمان برای آزادی جعفر ابراهیمی

به گزارش هرانا، یکصد و ده تن از فرهنگیان استان تهران با امضاء نامه ای که در تاریخ 13 مهرماه برای ریاست قوه قضائیه ارسال شده است خواستار آزادی جعفر ابراهیمی، معلم دربند و بازگشتن وی به مدرسه شده اند. متن این نامه عینا در پی می آید :

ریاست محترم قوه قضائیه

جناب آقای لاریجانی

     سلام علیکم;        

آموزه های انسانی و فرهنگي ما به ما آموخته است که كوشش در عرصه علم و دانش و مبارزه با نادانی و جهل بی بنیاد انسانها از دشوارترین و پرارجترین كوشش ها در راه سعادت نوع بشر می باشد. هیچ تردیدی نیست که مقام والای معلم، مصداق بارزي از کرامت انسانی است كه حفظ آن در گرو احترام نهادن به ارزش و مقام بی بدیل آن است.

جناب آقای لاریجانی، همکار و همسنگر دلسوز و دردمندمان آقای جعفر ابراهیمی ازندریانی، فرزند نبی الله، معلم دبیرستانهای شهرستان شهریار، از تاریخ 20/3/88 در حالی که برگه های امتحانی دانش آموزانش را به همراه داشت، بازداشت شده است و از آن تاریخ تا کنون اكثر زمان بازداشتش را در انفرادی بوده است.

وضعیت نگران کننده جسمی او که از بیماری گوارشي و ديسك گردن رنج می برد و همچنین نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی جدید، ما را بر آن داشت تا از شما بخواهیم که قرار بازداشت موقت وی به قيد کفالت یا وثیقه تبدیل شده تا لااقل از این رهگذار بتوان بهبودی سلامت او را امید داشت.

ما امضا کنندگان این نامه جمعی از همکاران او در آموزش و پرورش و فرهنگیانی هستیم که رشد و بالندگی فرهنگ و اخلاق و اندیشه، دغدغه زیستن ما شده است و تصور بودن یکی از این جمع بی ادعا در پشت میله های زندان، حاصلی جز دلسردی دلسوزان این سنگر پر ثمر نخواهد داشت

به امید ایرانی سرفراز با آموزگارانی آزاده و آزاد

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:19 توسط یکی از چند صدای معلم |