تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

کدام حکومت؟ کدام علی؟

فرمانده ی محترم سپاه پاسداران در سخنانی گفته است: "مقاومت نمی کردیم حکومت معاویه تکرار می شد ."

آن دیگری در جای دیگر فرموده: «حفظ نظام از اوجب واجبات است و حافظان انقلاب و آحاد مردم اجازه نمی‌دهند این واجب مهم مورد خدشه واقع شود». و آن یکی در آن سوتر از فتنه ها می گوید.

اگر بخواهیم به هر یک از این اظهارات جداگانه بپردازیم؛ نیازمند مثنوی خواهیم بود. ولی موضوعی که این روزها خیلی جلب نظر می کند، یکه تازی برادران سپاهی در عرصه ی سخن و تئوری پردازی است. گویی رسانه های در خدمت اینان وظیفه ی خطیر خود را به خوبی ایفا نکرده اند که این برادران با همه ی قوا از میدان و عرصه ی خیابان ها و بازداشتگاه ها و... به ارشاد عموم نیز آمده اند.

طی مدتی که از این انقلاب خودساخته ی مخملی برادران سپاه می گذرد، همه ی تلاش پاسداران و عقبه ی رسانه ای آنان شبیه سازی با حکومت امیر المومنین است. برای آنان که اندک شناختی از حکومت عدل علی دارند این همانند سازی چیزی به جز حکومت مقابل علی(ع) را به ذهن متبادر نمی کند. هر چه طی این دو ماه و اندی دیده شد همه ی سبعیت و ساز و برگ جنگی معاویه و حیله ی عمروعاص و سیاه چال های بنی امیه را به یاد می آورد. چگونه قرار بود حکومت معاویه از طرف مقابل برپا شود وقتی تمام ابزارهای قدرت از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی و رسانه ای در اختیار گروه دیگر است؟! چگونه می تواند تغییری ایجاد کرد وقتی عاملان انقلاب مخملی قبل از این که حتی فرصت عملی کردن ایده های "مخرب نرم برانداز" خود را داشته باشند، در سجن و حصرند؟! چگونه است که یکی تا بن دندان مسلح با توسل به همه ی حربه های غیر اخلاقی و غیر انسانی مدال پیروی از علی بر سینه ی خود می زند و دیگری را که در نهایت مظلومیت فقط به خاطر تاسی به اهل بیت و طلب حق مسلم به مسلخ می برد؟! این علی که از او نام می برید بی شک با آن علی که حتی در کتاب های دینی مدارس جمهوی اسلامی آمده، بیگانه است چه رسد به آن مولایی که نهج البلاغه یادگار اوست!

هر چه در کتب تاریخ داریم نشان از زندان های تنگ و تاریک، شقاوت و سبعیت آل امیه است، هیچ تاکنون در کتابی به زندان های زمان حکومت پنچ ساله ی علی اشاره شده است؟ هیچ تاکنون کسی در جایی خوانده که والیان علی(ع) قصاص قبل از جنایت کنند؟ برادران عزیز سپاهی به قول برادر رسانه ای تان "شریعتمداری" آدرس را اشتباه آمده اید. فتنه را در جایی بجویید که تمام یاران امام را خانه نشین کردند. فتنه را در سقیفه ای بجویید که یاران علی را به سخره گرفتید و مکرشان دادید. سقیفه آن جا بود که یاران امام تنور انتخابات را برای فتنه و حیله ی عمرو عاص داغ کردند. فتنه آن جاست که هدف خود ساخته رنگ ساختگی خدایی زده بر آن هر وسیله ای را مشروع می داند تا آن جا که متوسل می شود به رذیلانه ترین تهدیدها، شکنجه ها و بی ناموسی ها.

 برادران سپاهی که نمی دانم در زمانی که رضایی ها و صفوی ها و باکری ها در صحنه بودند شما در کجا آرمیده بودید، آری شما از "علی" حمایت می کنید، ولی این علی را با اسوه ی مردان عالم مشابه سازی نکنید که اگر حساب تشابه باشد این" میر" و یاران جوان سبز جامه اش شبیه تر از همه هستند به مظلومان کربلا.

ولی دیگر بس است این قدر از باورهای پاک مردم سوء استفاده نکنید که هم مردم علی را خوب می شناسند و هم با ویژگی های حکومت معاویه به خوبی آشنا هستند. شما به خوبی نشان دادید که حفظ نظام "تان" از اوجب واجبات است ولی شرمنده که این نظام ارزانی خودتان باشد.

ماه رمضان چه فرصت خوبی است که دوباره مرور کنیم همه با هم اول نیت هایمان را در خلوت سحر و سپیده ی فجر و آماده شویم برای ایام شهادت مولایمان علی و بیاد آوریم که علی، قربانی جهل و تعصب کورکورانه کدام قوم بود، آن ها که ظاهر دین را سپر کرده بودند و قرآن را بر سر نیزه می دیدند یا آنان که شبانگاهان از بی خردی و بی تدبیری دوستان نادان ولی شمشیر بر کمر سر به چاه خلوت فرو می بردند و ناله سر می دادند و خدا تنها ناظر و شنونده آنان بود.

 سحر نزدیک است هر چند شب سیاه و طولانی باشد!                

منبع : جنبش راه سبز = جرس

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 14:53 توسط یکی از چند صدای معلم |

توصیه ی شهید رجایی و نعل وارونه ی احمدی نژاد

از حق نگذریم نمایندگان مجلس به ضعیف ترین ها رای ندادند که سرکار خانم سوسن کشاورز وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش از جمله ی آن ها بود. (البته اگر توصیه ی رهبری نبود تعداد بیشتری رای نمی آوردند!)

نقل قولی از شهید رجایی توسط یکی از نمایندگان مجلس به دلم نشست آن جا که برخی به ایشان اعتراض می کنند که چرا از شهید باهنر در پست مهم تری استفاده نکرده است، ایشان پاسخ می دهد: "وزیر آموزش و پرورش باید سایه داشته باشد."

به گمانم احمدی نژاد "باید سایه داشته باشد" را "در سایه بودن" تعبیر کرده است!

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 15:15 توسط یکی از چند صدای معلم |

بیانیه جبهه مشارکت

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال مفتضح شدن کودتاچیان و افشای جنایات بی سابقه آنها در حق جوانان این مرز و بوم و عقیم ماندن پروژه اعترافگیری، عوامل عصبانی و خشمگین این پروژه شکست خورده آخرین تلاشهای خود را به کار می بندند تا بلکه بتوانند در چند روز باقیمانده عمرشان، مانع افشای همه نقشه های خود شوند.

همانگونه که از قبل هم مشخص بود عوامل کودتا هیچگونه سند و مدرکی از دخالت اصلاح طلبان و مخصوصاً زندانیان سیاسی در جریان حوادث اخیر نداشته و ندارند. اقدام اول آنها در تهیه اقرار و اعتراف از طریق فشارهای سنگین جسمی و روحی بر زندانیان با شکست کامل روبرو شد و جریان به اصطلاح دادگاههای برگزارشده نشان داد که این جماعت برای فرار از شکست محتوم، حاضر به قربانی کردن همه آبروی نظام و بی حیثیت کردن دستگاه قضائی کشور هستند.

اینک به نظر میرسد در ادامه راه، این گروه قلیل، با تمرکز بر دو شیوه "تفتیش عقاید" و "اجبار بازداشت شدگان بخصوص زنان پاکدامن و نستوه اسیر، به اعترافات ساختگی درخصوص مسائل اخلاقی" باب جدیدی را در روند نجات کودتا آغاز کرده اند.

آنها تلاش میکنند سران اصلاح طلب دستگیرشده را که در بی خبری محض به سر می برند و همچنان در انفرادی های روح شکن زندانی هستند، در پروسه طولانی تفتیش عقاید از پای درآورند. خبرهای رسیده حاکی است که از مدتها قبل، بازجوئیها نه حول مسائل انتخابات و نه حول حوادث پس از آن و نه حتی حول فعالیتهای سیاسی افراد است، بلکه صرفاً حول مسائل ایدئولوژیک دور می زند و تلاش میشود تا از زبان این اسیران آزاده، کلمه ها یا جمله هایی در تأیید عقاید باطل و ظالمانه فرقه کودتا بدست آورند و آن را با شاخ و برگ فراوان منتشر کنند. همچنین خبرهای رسیده حاکی است که بخش عمده ای از دستگیری زنان محترم و متعهد سیاسی تنها و تنها بدین منظور انجام شده است تا با فشار طاقت فرسای روحی و جسمی به حریم خصوصی و خانوادگی آنها، آنان را مجبور به اعتراف اخلاقی علیه خود و افراد دیگر کنند.

به راستی اگر کوچکترین سند مستدل و محکمه پسندی در اختیار بازجویان بود آیا به این اقدامات شنیع و ضدشرعی و ضد قانونی و ضداخلاقی دست میزدند؟ آیا جز این است که میخواهند با حربه های اینچنینی اراده پولادین اسیران خود را بشکنند؟ از سوی دیگر با فشار روزافزون افکار عمومی و بعضی نهادهای مسئول کشوری و خالی شدن پشت مجریان این پروژه ها از سوی حامیان بی چون و چرای آنها - به خاطر افشای کم نظیر رفتارهای قانون شکنانه - به نظر میرسد می خواهند هرچه زودتر خود را از شر پرونده زندانیان سیاسی که روز به روز بیشتر مایه رسوایی آنها میشود نجات دهند.

به همین منظور تشکیل دادگاههای آنچنانی را در دستور کار خود قرار دادند تا با مغشوش کردن فضا و مشوش کردن افکار عمومی و مخلوط کردن حق و باطل، این پرونده ها را با کمترین هزینه ای ببندند. شنیده میشود قرار است در دادگاههای آینده از قول سعید حجاریان متنی را قرائت کنند و از آنجا که حجاریان نه به لحاظ جسمانی نه به لحاظ روحی و به خصوص با تجویز داروهائی که مشخص نیست چه می باشد قدرت هیچگونه عکس العملی ندارد، منویات خود را به نام او تبلیغ کنند.

از سوی دیگر شنیده میشود قرار است دادگاههای ضربتی چند دقیقه ای برای بعضی از سران اصلاح طلب برگزار شود درحالیکه نه خود این عزیزان و وکلای آنها هیچگونه دسترسی به پرونده نداشته اند و فرصت تهیه هیچ دفاعیه ای برای آنها فراهم نشده است تا در روز دادگاه مانع از دفاع جانانه و رسواکننده آنها شوند؛ و طبق روال قبلی درصورت اعتراض زندانی یا وکیل او بر اساس آنچه خود رأفت اسلامی میخوانند، یک هفته فرصت دهند تا دفاعیات خود را تنها به صورت "مکتوب" ارائه دهند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن این اعمال و رفتار که با هیچ منطق شرعی و قانونی سازگاری ندارد از همه مسئولین امر بخصوص رئیس محترم قوه قضائیه، رئیس محترم قوه مقننه، هیأت مخصوص قوه قضائیه برای رسیدگی به امر زندانیان، کمیته ویژه پیگیری مجلس، فراکسیون اقلیت مجلس، و تمامی دلسوزان کشور درخواست میکند با بذل توجه کافی مانع از فرار به جلوی کودتاچیان شوند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی خواستار آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و رسیدگی به نحوه بازداشت، بازجوئی، و چگونگی رفتار با این افراد در زمان بازداشت آنها میباشد و بنا بر این اعتقاد است که اگر واقعاً طبق قانون کسی باید محاکمه شود، باید با رعایت همه موازین آئین دادرسی و با دسترسی کامل متهم و وکیل اختیاری او به تمام پرونده و فراهم کردن فرصت کافی برای تهیه دفاعیه از سوی آنها، دادگاه آنها بصورت علنی و در فضای سالم و آرام برگزار گردد و صدا و سیما نیز تمام این محاکمه را برای ملت پخش کند تا نشان دهد که به لحاظ کار حرفه ای، حداقل تعهد رادیو تلویزیون ملی ایران در پخش محاکمه خسرو گلسرخی را دارد.

فَسَیعلمُ الذین ظلموا أیّ مُنقلبٍ یَنقلبون

جبهه مشارکت ایران اسلامی

به نقل از: کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 1:17 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه ی ۲۹۳ روزنامه نگار و فعال کشور با مراجع تقلید و شخصیت‌های سیاسی

در برابر کودتا دست به اقدامی عملی و متحد بزنید؛ یا امروز یا هیچ وقت


إنا لله وإنا إلیه راجعون
خدمت مراجع عظام تقلید در قم
آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی
در روزهایی که مردم شریف و دلیر ایران برای اعاده‌ی حقوق حقه‌ی خویش با رساترین نداها و نجیبانه‌ترین رفتارها به خیزش برخاسته‌اند، در کمال تاسف و شرم‌ساری شاهد آن هستیم که برخی نشستگان بر مسند قدرت نظام برآمده از انقلاب آزادی‌خواهانه‌ی همین مردم در سال ۱۳۵۷، با تمام قوا و توان به مقابله با ملت شهیدپرور ایران برخاسته‌اند.

آن‌چه در ۶۰ روز گذشته بر سر این ملت رفته، یورش به خوابگاه‌های دانشجویی و خانه‌های مردم، خون‌های پاک ریخته شده در خیابان‌ها، جنایت‌های رخ‌داده در بازداشت‌گاه‌هایی چون کهریزک و بازداشت گسترده‌ی فعالان خوش‌نام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و جمع کثیری از شهروندان ایران زمین بی‌تردید بخشی از سیاه‌ترین برگ‌های تاریخ کشور ماست و به همین سبب مردم ایران از مراجع دینی و نخبگان سیاسی خود به حق انتظار دارند تا «تمام توان» خود را برای خدمتی تاریخی به کشور به کار ببندند و هم‌چنان که در طول تاریخ پشتیبان ملت بوده‌اند، این بار نیز «رسالت» خویش را به انجام رسانند.

خوش‌بختیم که این انتظار بی‌مناسبت نبوده و در این هفته‌ها مراجع عظام تقلید و شخصیت‌های سیاسی تاثیرگذار کشور، با سخنان و بیانیه‌هایی درخور توجه نشان داده‌اند که هم‌راه و هم‌گام با مردم شریف خود هستند و تن به خواسته‌های نامشروع بخش تمامیت‌خواه حاکمیت نمی‌دهند.

آقایان؛

اما این کافی نیست! آن‌چنان که شاهد هستید، کودتاگران علیه جمهوریت نظام نه‌تنها با وجود مقاومت تحسین‌آمیز ملت ایران از ادامه‌ی این مسیر ویران‌گر دست نکشیده‌اند که هر روز بیش از گذشته خط و نشان می‌کشند و بازی‌ها و نمایش‌های تازه‌ای را برای مایوس ساختن مردم به‌راه می‌اندازند تا از این ره به خواست بنیادین خود دست یابند. ما نگرانیم که اگر این مسیر پیموده شود، آن‌گاه نه تاکی باقی بماند و نه تاک‌نشانی که مراجع عظام تقلید و نخبگان سیاسی کشور بر آن تکیه زنند.

این روزها نیز می‌بینیم، به جای محاکمه‌ی کسانی که علیه جمهوریت نظام و رای مردم دست به کودتا زدند و در پی ایستادگی ملت از خون‌ریزی ابایی نداشتند، چهره‌های شناخته‌ی شده، دلسوز و معتقد سی سال گذشته‌ی کشور را به هم‌راه دیگر شهروندانی که گناهی جز پاسداری از جمهوریت نظام، قانون اساسی و رای خود ندارند، به دادگاهی نمایشی کشانده و پس از ۵۰ روز بازداشت در شرایطی ویژه به اعتراف علیه خود، دوستان، شخصیت‌های ملی و جنبش سبز مردم وادار کرده‌اند.

ما نیز چون شهروندان دیگر این مرز و بوم این اعترافات را «بی‌ارزش و بی‌اعتبار» و تکرار سناریوهای هرگز پذیرفته نشده‌ی پیشین می‌دانیم که در باور هیچ عقل سلیمی نمی‌گنجد اما از آن سو به‌شدت نگران هستیم که روند برنامه‌ریزی شده‌ی کنونی از سطح چند روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی و اجتماعی فراتر رفته و آشکارا مقام‌های شناخته شده‌ی پیشین را هدف قرار می‌دهد و نشان‌گر آن است که اگر در همین جا متوقف نشود، دیری نخواهد پایید که دیگر هیچ کس از تیررس تمامیت‌خواهان مصون نخواهد بود و چه بسا در آینده، مراجع تقلید و روسای نهادهای انقلابی و دیگر چهره‌های ملی کشور نیز متهم به «براندازی نرم» و «کودتای مخملین» شوند!

آقایان؛

مدارا با قانون‌شکنان و کودتاگران علیه قانون اساسی و جمهوری اسلام ، کافیست! در همین نقطه باید پیش‌روی اقتدارگرایان متوقف شود تا کشور از ویرانی نجات یابد. در این راه، در غیبت تدبیر عالیه، تنها شما هستید که می‌توانید با هم‌دلی و «اتحاد» و بهره جستن از تمامی امکان‌ها و ابزارها، مردم را تا پیروزی در جنبش سبز هدایت و راهبری و رسالت خویش را در قبال میهن، مردم، انقلاب و اسلام ادا کنید.

ما و مردم ایران چشم به راه گذر از نامه و بیانیه و سخنرانی و «اقدام عملی» تمامی مراجع عظام تقلید و آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر چهره‌ها و شخصیت‌های دلسوز کشور هستیم. در تاریخ ایران نمونه‌های اقدام‌های عملی متحد مراجع تقلید و روحانیون و شخصیت‌های سیاسی و چهره‌های ملی در دسترس است و می‌توان به گام‌های تاریخی زمان مشروطه یا جنبش ملی شدن صنعت نفت چونان نمونه‌های موفق و آزمایش شده نگریست. یا باید همین امروز اقدام فرمایید و یا هیچ‌وقت دیگری برای رسالت دین خود نخواهید یافت.

منبع:

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 1:13 توسط یکی از چند صدای معلم |

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران در مورد نقض حقوق بشر در ایران

 به نام خداوند جان و خرد

برگی دیگر از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین درپیش چشمان حیرت زده و نگران ملت ایران ورق خورد . برگی که می توانست یکی از زیباترین تصویرها را درآلبوم خاطرات تاریخی این ملت ثبت نماید. اما صد افسوس که  ذهن کند آزمندان قدرت این بار نیز نتوانست خود را با نیاز زمانه همراه و هماهنگ کند.

ملت و به ویژه معلمان ایران آگاهند که به دنبال اوضاع نابسامانی که دولت نهم درتمامی زمینه ها درکشور ایجاد نمود قراری نانوشته اما عزمی راسخ درمیان بخش گسترده ای از مردم برای تغییر شرایط موجود شکل گرفت تا با استفاده از مطلوب ترین روش ممکن یعنی صندوق های رای و با انتخاب یکی از معدود کاندیداهای مورد تایید حکومت تغییراتی ولو اندک درجامعه ایجاد کنند. اما دریغا که مطلق گرایان مدعی دین و عدالت سازو کارهای رسمی نظام حکومتی خودرا نیز برنمی تابند و هنگامی که اراده ملت را خلاف خواسته های تنگ نظرانه خود می یابند عهد می شکنند؛ درامانت خیانت می کنند و مزورانه فریاد حمایت از دین و قانون سر می دهند.

برای معلمان و به ویژه برای آن گروه از فعالان اجتماعی که پی گیر مطالبات مدنی و صنفی خود بوده اند اوضاع جاری البته پدیده ای چندان نا آشنا نیست . آن ها چندسالی است که شاهد نادیده گرفته شدن حقوق و آزادی های قانونی خویش همچون آزادی تشکیل اجتماعات؛ آزادی راهپیمایی های اعتراضی و... بوده اند. دیده و می بینند که منتقدان و مخالفان روند جاری امور بدون کمترین مستندات حقوقی و قانونی و یا حتی رعایت حداقل آداب قانونی ، بازداشت شده و به بند کشیده می شوند. شاید اگر بسیاری از مسئولان و چهره های موثر نظام که اکنون درگیر چنین شرایطی شده اند در برابر برخوردهای خشن و غیر قانونی با تجمعات عدالت خواهانه معلمان و دستگیری و ضرب وشتم و بازداشت غیر قانونی تعداد زیادی از آن ها و البته فعالان مدنی دیگرنظیر دانشجویان ، کارگران ، زنان و... روش سکوت را پیش نمی گرفتند ، امروز شاهد جسارت این چنینی قانون گریزان و قانون شکنان نبودیم .

اکنون شاهدیم صدا و سیما با اصرار بر تلقین عنوان جعلی رسانه ملی با وقاحتی مثال زدنی درخدمت تحریف و وارونه جلوه دادن وقایعی است که در پیش چشمان میلیون ها انسان و هزاران دوربین اتفاق افتاده است . روندی که درسال 1385 دراندازه ای کوچکتر با نادیده گرفتن تجمعات چند هزار نفری معلمان در مقابل مجلس تجربه شد. درباره آن تجمعات نیز خبر یا تصویری پخش نشد مگر برای تخریب اقدامات عدالت طلبانه معلمان .

کانون صنفی معلمان حمله عناصر غیرمسئول به اجتماعات مسالمت آمیز میلیون ها فرد معترض به نتیجه ی انتخابات که منجر به کشته و زخمی شدن صدها تن از افراد بیگناه گردیده رابه عنوان یک اقدام غیرانسانی ، غیر دینی و ضد ملی شدیدا محکوم می نماید و آن را خلاف همه آموزه های دینی و انسانی می داند. ازاین پس معلمان ما چگونه رحمانیت و عطوفت دینی را برای دانش آموزان خود توضیح دهند.

کانون صنفی معلمان نقض گسترده حقوق بشر، بازداشت ها و حبس های غیر قانونی تعداد زیادی از فعالان سیاسی و اجتماعی را محکوم نموده و ضمن ابراز انزجار از این اعمال خواستار آزادی هرچه سریع تر این بازداشت شدگان می باشد..

درپایان ضمن دعوت دولت مداران به دور اندیشی و پرهیز از خود محوری از آنان می خواهد به راه حق و عدالت بازگشته و شکاف عمیق ایجاد شده میان دولت و ملت را پیش از آن که بیش از این دیر شود تا حد ممکن از میان بردارند.  

 

                                                                                            کانون صنفی معلمان

                                                                                                تیرماه 1388

 کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 1:10 توسط یکی از چند صدای معلم |

دلم گرفته

با سلام

نویسنده ی متن ادبی زیر برایم ناشناخته است ولی از قدیم گفته اند: "سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند"، امیدوارم مورد پسند شما عزیزان واقع شود!

از انسانهای ارزان قيمت  

از تمام  کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است

از علمای بی دین ،  از عوام بی علم 

از هويت های پشت ميز نشین ،  از مومنان بی نور

از روشنفکران بی ایمان ،  از متعصبین بی عقل

 از بله های  اجباری ، از هنرمندان بی تربیت

 از طلبه هايی که طالب علم نيستند ،  از دانشجويانی که دانش جو نيستند 

از زنان بی شعور و از مردان بی شرف . 

از تمام کرهايی که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده 

از مظلومیتی که فقط به مردم فلسطین ختم شده است و دیگر ملتها کشکند 

از آنها که وقتی مرگ آزادیخواهی را می بینند بی تفاوت از کنارش رد می شوند 

از آنهایی که وقتی می شنوند وبلاگ نویسی در بند است فقط می گویند :

می خواست سرش تو لاک خودش باشه

از دست کسانی که صبح گفتند درود بر مصدق و عصر مرگ بر مصدق

از دست کسانی که هر کس را خواستند شهید دانستند و کسان دیگر را مرده

از آنها که هر وقت خواستند به جبهه و جنگ قداست دادند و هر وقت خواستند آن را

با فیلم اخراجی ها به مسخره گرفتند

از اندامهای به مزايده گذاشته شده  ، از اعتقادهای حراجی

از کسانی که مفتی حرف نمی زنند ولی حرف مفت زیاد می زنند

از انرژی هسته ایی که کشتار را به یادم می آورد

از وعده های سر خرمن ، از ناديدنی های ديدنی!

از شیعیان بی علی

از صورتهايی که بوم نقاشی اند ، از متهمانی که شاکی اند

از مناره هایی که حتی به اندازه فانوسهای دریایی کارایی نجات ندارند

از تمام کسانی که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها می دانند

از تمام خونهايی که رنگين ترند

از آنان که آزادگی را در اسارت بی بند و باری به بند می کشند

از آنان که عشق را به بهای love سه طلاقه کرده اند

از تمام کسانی که در لغت نامه های ذهنشان ، بين مظلوم و توسری خورعلامت تساوی است

از کسانی که سر سفره عبدالرحمن عوف می نشینند ولی دم از حضرت علی می زنند.

از آنها که تا فساد اخلاقی انجام می دهند نامشان محلل می شود

و لی آزادیخواهی حرف می زند نامش می شود برانداز نظام

از کوفيانی که برای مهدی(عج) نامه می نويسند

از تمام آنان که فکر می کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص دین داشتند

از سياستمداران بی دين ، از متدينين بی سياست 

    از تمام آنان که دين و سياست را یکی می دانند

از آنان که در هر ميدانی دم از استقلال و پيروزی می زنند الا ميدان جنگ

از عروسکهای بالماسکه  ،   از زنان مرد صفت ،  از مردان زن صفت

از همه آنان که شهدا را براي تيتراژ مي خواهند

از همه آنان که « نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند

از رای های ممتنع و خنثی

از تمام آنانی که بين نماز و نرمش تفاوتی قائل نيستند

از همه چيز داران بی همه چيز ، از امانت داران خائن ،

از کفهای روی آب ، از زنگارهای روی آينه

از پشتهايی که هميشه رو در روی خصم اند

از آنان که تاسوعا وعاشورا را تنها درتقويم جستجومي کنند

و کربلاوکوفه وشام را تنها درنقشه!

از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزی تبديل مي کنند

 که فردا حسرتش را خواهند خورد؟

از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند

از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند

از چشمهايی که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدند

 ودرکربلا وکوفه وشام تنها قرآن سر نيزه را نديدند

از خنجرهايی که بر پشت می نشيند ، از آنان که نی را به گيتار مي فروشند

از آنان که با شنيدن نام « خردل » به ياد چاشنی غذا می افتند

از آنان که با شنيدن نام « موج » تنها به ياد جزاير هاوايی مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « توپ » مارادونا در خاطرشان زنده می شود

از آنان که نمی بينند و می گذرند و از آنان که می بينند و می گذرند

از آنان که از آب زلال آب می خورند و از آب گل آلود نان

از تمام مجذوبين باغهای سبز که هيچ گاه توی باغ نيستند

از سگهای بی وفا ، از اسبهای نانجيب ، از خروسهای بی محل

از مورچه های تنبل و بی کار ، از زنبورانی که همه چيز دارند الا عسل

از قلندرانی که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند

از اشترانی که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند

از خرسهايی که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند

از گاوهايی که هيچ ندارند الا دو شاخ ، از شتر مرغها که نه می برند و نه می پرند

از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند

از آنان که غنايم جنگی را در زمان صلح از شهدا مي گيرند


از آنان که حضور همه کس را حس می کنند جز خدا


از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا ، از بزدلان و ترسوهای مصلحتی

از رفيق

از آنان که بازی می دهند ، از آنان که بازی می خورند

از بازی ها ! از بازی ها ! از بازی ها! 

دلم از دست همه گرفته

پی نوشت: امروز متوجه شدم متن فوق از دوست مجازی(اینترنتی) و گرنه از نظر فکری(حقیقی ام) جناب آقای فرید صلواتی است.

متن کامل را در لینک زیر ببینید.

دلم گرفته از این افکار نجاتم بده

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:5 توسط یکی از چند صدای معلم |