تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

ليست كامل وزراي پيشنهادي احمدي‌نژاد به مجلس

به گزارش خبرگزاري فارس، ليست كامل وزراي پيشنهادي دولت دهم به همراه چكيده‌اي از سوابق وزراي پيشنهادي كه از سوي خبرگزاري فارس به آن اضافه شده، بدين شرح است:

* وزارت علوم تحقيقات و فناوري: كامران دانشجو
(دانشجو كه داراي دكتراي مكانيك با گرايش هوافضا است، پيش از اين در دولت نهم قائم مقام و معاون سياسي وزارت كشور، رئيس ستاد انتخابات كشور و استاندار تهران بوده است)

* وزارت كشور: مصطفي محمدنجار
(محمدنجار كه داراي مدرك مهندسي مكانيك در رشته طراحي جامدات و فوق ليسانس در رشته مديريت اجرايي با گرايش مديريت استراتژيك است، پيش از آنكه در دولت نهم به عنوان وزير دفاع منصوب شود، فعاليتهاي متعدد مديريتي در سپاه پاسداران و وزارت دفاع داشته است)

* وزارت امور خارجه: منوچهر متكي
(متكي كه داراي كارشناسي علوم اجتماعي از دانشگاه بنگلور هندوستان و كارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه تهران است، در دولت نهم نيز وزير خارجه بوده و پيش از آن نمايندگي دوره‌هاي اول و هفتم مجلس شوراي اسلامي و سفير ايران در آنكارا و توكيو بوده است)

* وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: سيدمحمد حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است، در دولت نهم معاون پارلماني و قائم مقام وزارت علوم بوده و پس از عليرضا علي‌احمدي رياست دانشگاه پيام نور را نيز بر عهده داشته و پيش از آن نيز نمايندگي مجلس پنجم و مدير عاملي انتشارات سروش و معاونت سازمان صدا و سيما در زمان رياست لاريجاني را در كارنامه خود دارد)

* وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات: رضا تقي‌پور (تقي‌پور كه در دولت نهم معاون وزير ارتباطات و رئيس سازمان فضايي كشور بوده است. مديريت عامل صنايع مخابرات ايران و مديريت كلان پروژه ماهواره‌هاي كوچك، از جمله سوابق مديريتي رضا تقي پور در سال هاي اخير است)

* وزارت كار و امور اجتماعي: عبدالرضا شيخ‌الاسلامي
(شيخ‌الاسلامي كه داراي دكتراي مهندسي عمران است، ابتدا در دولت نهم به استانداري استان هرمزگان منصوب شد اما در پي وزير شدن الهام، رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور و با حفظ سمت به رياست گروه مشاوران جوان رئيس‌جمهور منصوب شد و چندي پيش نيز به عنوان دستيار ويژه رئيس‌جمهور در سازماندهي نيروي انساني منصوب شده است)

* وزارت آموزش و پرورش: سوسن كشاورز
(خانم كشاورز كه داراي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت است، از سومين سال دولت نهم تاكنون معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي بوده است)

* وزارت نفت: سيدمسعود ميركاظمي
(ميركاظمي كه داراي دكتراي مهندسي صنايع از دانشگاه تربيت مدرس است، در دولت نهم وزير بازرگاني بود و پيش از آن نيز رئيس دانشگاه شاهد و رئيس مركز مطالعات بنيادي سپاه از جمله سوابق وي است)

* وزارت نيرو: محمد علي‌آبادي
(علي‌آبادي كه داراي مهندسي عمران است، معاون عمراني شهردار سابق تهران بود و در دولت نهم نيز معاونت رئيس‌جمهور و رياست سازمان تربيت بدني را بر عهده داشت)

* وزارت بازرگاني: مهدي غضنفري
(وي در دولت نهم معاون وزير بازرگاني در توسعه روابط اقتصادي و رئيس كل سازمان توسعه تجارت ايران بوده است)

* وزارت مسكن و شهرسازي: علي نيكزاد
(نيكزاد كه داراي كارشناسي ارشد عمران است در دولت نهم معاون عمراني وزير كشور، رئيس سازمان شهرداري‌ها و استاندار اردبيل بود و پيش از آن نيز در دولت هشتم معاونت عمراني استانداري لرستان را بر عهده داشت)

* وزارت راه و ترابري: حميد بهبهاني
(بهبهاني كه داراي دكتراي تخصصي عمران با گرايش حمل و نقل و ترافيك از دانشگاه كينزول فلوريدا است، در دولت نهم پس از رحمتي به عنوان وزير راه منصوب شد و پيش از آن نيز به عنوان معاون برنامه‌ريزي و اقتصاد حمل و نقل در همين وزارتخانه مشغول بكار بوده است)

* وزارت جهاد كشاورزي: صادق خليليان
(صادق خليليان داراي دانشنامه دكتراي اقتصاد طبيعي دانشگاه تربيت مدرس است. سابقه تدريس دو دهه اقتصاد كلان و اقتصاد سنجي و همچنين معاون امور اقتصادي و برنامه‌ريزي وزارت جهاد و كشاورزي را در كارنامه خود دارد.)

* وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: احمد وحيدي
(وحيدي كه در دولت نهم جانشين وزير دفاع بوده و با حكمي از سوي رئيس جمهور به عنوان نماينده نيروهاي مسلح در تدوين برنامه پنجم منصوب شده بود، در دوران وزارت دفاعي شمخاني معاونت طرح و برنامه اين وزارتخانه را بر عهده داشت.
رياست كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص و مسئوليت معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع نيز از ديگر مسئوليت‌هاي وي به شمار مي‌رود)

* وزارت بهداشت، درمان و اموزش پزشكي: مرضيه وحيد دستجردي
(وحيددستجردي كه داراي درجه تخصصي در رشته زنان از دانشگاه علوم پزشكي تهران است، سوابق متعدد پزشكي را در كارنامه خود دارد و در دوره‌هاي چهارم و پنجم نيز نماينده مجلس شوراي اسلامي بوده است.)


* وزارت رفاه و تامين اجتماعي: فاطمه آجرلو
(آجرلو كه داراي كارشناسي ارشد روانشناسي شخصيت و دانشجوي دكتراي روانشناسي تعليم و تربيت است، در مجلس هفتم و هشتم نماينده كرج ،اشتهارد و آسارا بوده است.)


* وزارت اطلاعات: حيدر مصلحي
(مصلحي ضمن تحصيلات حوزوي، تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد با گرايش الهيات و معارف اسلامي در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) پشت سر گذاشته است. وي كه نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي مقاومت بسيج را در كارنامه خود دارد، در دولت نهم ابتدا مشاور رئيس‌جمهور بود و اكنون نيز مشاور و نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي است و نمايندگي ولي‌فقيه و سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه را بر عهده دارد.)

* وزارت صنايع و معادن: علي‌اكبر محرابيان
(محرابيان كه داراي مدرك مهندسي عمران از دانشگاه علم و صنعت است، در دولت نهم وزير صنايع بود و پيش از آن مديرعامل شركت‌هاي شهروند و رفاه، نماينده رئيس جمهور در ستاد تبصره 13، رئيس سازمان عمران و مشاور محمود احمدي نژاد نيز بوده است.)


* وزارت امور اقتصاد و دارايي: سيدشمس‌الدين حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي اقتصاد است، در دولت نهم وزير اقتصاد بود و پيش از آن نيز مدير كلي دفتر بين‌الملل و روابط عمومي وزارت نيرو و مديركل دفتر مطالعات اقتصادي وزارت بازرگاني را در كارنامه خود دارد.)

*وزارت تعاون: محمد عباسي
(عباسي كه داراي مدرك دكتراي مديريت، در دولت نهم نيز وزير تعاون بود و پيش از آن نمايندگي مردم گرگان در مجلس هفتم را بر عهده داشت.)

* وزارت دادگستري: سيدمرتضي بختياري
(وي پيش از اين استاندار اصفهان، مدير كل دادگستري استان خراسان رضوي، معاون قوه قضائيه و رئيس سازمان زندانهاي كشور و مدير كل دادگستري استان فارس بوده است و داراي مدرك حوزوي است.)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 16:36 توسط یکی از چند صدای معلم |

متن نامه ی میرحسن موسوی به کروبی

پارلمان نیوز:میرحسین موسوی با نگارش نامه ای خطاب به مهدی کروبی نسبت به اهانت های صورت گرفته به وی در روزهای اخیر به شدت انتقاد کرده و نوشته است:"نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است ،رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اصلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند"

پس از آنکه مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی از تجاوز جنسی به برخی دختران و پسران بازداشت شده در جریان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاهها خبر داد ،مورد آماج اهانت از سوی برخی جریانات اصولگرا و ائمه جماعات قرار گرفت.مهندس موسوی با نگارش نامه ای نسبت به این رفتار ها با مهدی کروبی واکنش نشان داده است.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره)مجلس متن کامل نامه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحيم
 
برادر گرامي حضرت حجت الاسلام و المسلمين كروبي
با سلام  جاي تاسف است كه در نظام اسلامي ما متصديان چندان بي‌طاقت شده‌اند كه حتي تذكر را تاب نمي‌آورند. تذكر از سوي چه كساني؟ از سوي برادرانشان، از سوي كساني چون شما كه عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامي كرده‌اند.
نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اطلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند و حكومت بخش كوچكي از نظام و دولت بخش كوچكي از حكومت و مجموعه افرادي كه اين‌گونه رفتارهاي غير انساني را مرتكب شده‌اند تنها بخش كوچكي از كارگزاران اجرايي كشورند.
از كساني كه در زندان‌ها مورد تعدي و تجاوز قرار گرفته‌اند مي‌خواهند كه چهار شاهد عادل با شرايط ويژه ارائه كنند. آيا آنان براي بازداشتن دست خود از گناه هم چهار شاهد مي‌طلبند؟ اينهايي كه مرتكب جرم شده‌اند ايادي حكومت بوده‌اند. آيا حكومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه مي‌كنند؟
سخن از دلجويي آسيب ديدگان حوادث اخير گفته مي‌شود. به راستي اين آسيب‌ها چگونه التيام خواهد يافت وقتي كه منكر اصل وقوعشان مي‌شوند و با تهديد و ارعاب ستم‌ديدگان را به سكوت و انصراف از تظلم وادار مي‌كنند؟ دلجويي با پول و زور ممكن نيست بلكه با رسيدگي سريع، صريح و دقيق به دادخواهي آنها و خانواده‌هايشان ممكن است. 
به راستي وظيفه ايماني و انساني يك روحاني انقلابي كه با گزراش‌ها و مراجعات مكرر قربانيان چنين جناياتي روبرو شده است آيا جز كاري است كه شما انجام داده‌ايد؟ انتظار از روحانيت اسلام آن است كه در ابلاغ رسالت‌هاي الهي كه بر دوش او قرار دارد از خدا بترسد و از زورگويان و دروغ‌زنان و متجاوزان، از تهديدها و تضييق‌ها و از هيچ چيز ديگري جز خدا نترسد. در اين روزگار كدام رسالت الهي سنگين‌تر از آن است كه به صريح‌ترين لهجه اسلام را از فجايعي كه رخ داده است و رخ مي‌دهد تبرئه كنيم. اين رسالتي است كه انجام آن جز از روحانيت متعهد بر نمي‌آيد، و اگر در انجام آن كوتاهي شود نخستين گروهي كه از بابت آن ملامت خواهند شد آنان خواهند بود.
عجبا اگر كساني به جاي پرداختن به اين مسئوليت تاريخي به راحتي بر روي آنچه انجام گرفته است چشم بپوشند، به صورتي كه گويي انجام آن اعمال ناشايست بخشي از وظايف نيروهاي امنيتي بوده است، و تنها گناه نابخشودني و سزاوار واكنش آگاه كردن مردم از اين فجايع است.
اينجانب به سهم خويش از شجاعت و تعهد شما تشكر مي‌كنم و اميدوارم تلاش‌هاي شما با همصدايي ديگر استوانه‌‌هاي روحانيت مبارز تقويت شود.
 
برادر شما – مير حسين موسوي
27/5/88

به نقل از : پارلمان نیوز

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:10 توسط یکی از چند صدای معلم |

آقا اجازه

 

آقــا اجــازه ! می شود آیـــا سوال کــرد ؟      فکــری بــرای دغدغـه هـای خیـال کــرد؟

در پیش چشم مـــن همه با غـم غریبـه اند       انگــــار آفتــــاب محبـــــت زوال کـــــرد

مهر سکوت بر لـب ما نقـــش بـسته است       فریــاد مبهمـــی همـــه را گـیج ولال کـرد

هرکس به کنج خلوت خودلانه کرده است      خود را میان گـور خودش زنده چــال کـرد

آقا اجازه ! تــوی ســرم گُــرگرفته اســت       از بس که قــاری غـــم قیــل وقـــال کــرد

آقاچگونـــه می شود از این زمـــین پرید       پرواز مــی تـوان که بدون دو بــال کــرد؟ 

آموزگــار غــرق سکوتی که داشت بـود      شاگرد مانــده اینکـــه چــرا او ســوال کرد؟

آموزگار رو به جوان خاضـعانه گفـــت       بایــد تمــــام شـــب زدگـــان را حــلال کرد

تنهـــا به زیر پــرچم بـاور نشست وبس      دل را تهـــی ز بــود و نبـــود محـــال کرد...

به نقل از:خوزمرگان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:8 توسط یکی از چند صدای معلم |

متن نامه ی مهدی کروبی به هاشمی‌رفسنجانی

سایت سحام نیوز متن نامه‌ای را منتشر کرد که به نوشته‌ی این سایت ده روز پیش از سوی مهدی کروبی برای هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری فرستاده شده و کروبی در آن خواستار تشکیل یک هیات برای رسیدگی به برخی شایعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان شده است.

به نوشته سحام نیوز، حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، در این‌باره گفت: پدرم این نامه را حدود 10 روز پیش خطاب به آقای هاشمی نگاشت و آن را برای ایشان به‌طور خصوصی ارسال کرد. ایشان تاکید داشت آقای هاشمی حتما به این نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقای هاشمی پاسخی به نامه ایشان نداد. پدرم تاکید کرده بود اگر تا 10 روز پاسخی به نامه داده یا اقدامی صورت نگیرد، نامه را منتشر می‌کند.

حسین کروبی درباره مسائل مطرح شده در نامه، گفت: اساسنامه، بر نگرانی آقای کروبی استوار است. ایشان نگران آنچه گروه‌های بیگانه و غربی درباره نحوه رفتار با بازداشت‌شدگان بیان می‌کنند، هست. این روزها بسیاری از افرادی که آزاد شده‌اند، به دیدار پدرم آمده و ماجرای رفتاری را که ضابطان و ماموران با آنها داشتند، برای وی بیان کرده‌اند. آنها آنچه را دیده و شنیده به دقت گفته‌اند. طبیعتا نحوه رفتار برخی از ضابطان با بازداشت‌شدگان خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوری اسلامی و هیچ نظام دیگری نیست.


وی تاکید کرد: آنچه در نامه آمده، نه‌تنها دغدغه و نگرانی آقای کروبی است، بلکه من فکر می‌کنم هر کس که این شایعات را خصوصا درباره وضعیت زنان و اتفاقاتی که درباره آنها در حال انجام است، می‌شنود، نگران می‌شود و علاقه‌مند است، این لکه ننگ را اگر وجود دارد پاک کند. البته ما امیدوار هستیم تمام این خبرها و شایعات تکذیب شود.


بنابرهمین گزارش متن کامل نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی به این شرح است:


حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام و احترام


بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.


از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.


از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.


هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.


احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.


اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.


افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.


گمان نمی‌کنم زندانیان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.


اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.


جناب آقای هاشمی


اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.


اما موضوع مطرح شده از این قرار است:


عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.


با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.
با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
7/5/1388

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 0:32 توسط یکی از چند صدای معلم |

روزگار تلخ

 

سلام

روزنامه ی اعتماد ملّی شماره ی 976 را تورّق می کنم و بر روی کلام احمد شاملو در صفحه ی 10 دقیق می شوم و حیفم می آید که شما هم این کلام را نخوانید که: "سیاستچی اول چیزی که جلو جامعه عَلَم می کند یک دشمن نابکار فرضی است که سرش را باید به سنگ تفرقه کوبید. گرگی برای گله می تراشد تا مقام چوپانی اش را توجیه کند...من مأیوس شدن بالمره را از امید دادن قلابی مفیدتر حساب می کنم. آدم تا کورسو امیدی دارد به همان دل خوش می کند در صورتی که مأیوس که شد ناچار فکری اصولی به حال خودش خواهد کرد. بگذارید بدانیم که از هیچ سمت دیگری راهی نیست."

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 17:39 توسط یکی از چند صدای معلم |

علی تنهاست: به قلم محسن کدیور

علیرغم اینکه بسیجی‌های محترم، با شور و حرارت تمام در هر نماز جمعه و دیگر مراسم سیاسی مذهبی با شعار سازمانی خود "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" با شبیه سازی با صدر اسلام، اعلام می کنند که با بودن ایشان در گرد آقا و مقتدایشان حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، معظم له، برخلاف امام علی ابن ابی طالب (ع) در نیمه دوم دهه چهارم هجری در شهر کوفه تنها نیستند؛ اما به نظر می رسد بر خلاف این شعار آشنا، علی بتدریج تنها شده است، بسیار تنها. زیرا در کنار خیل بسیجی‌هائی که بالاخره به لحاظ سازمانی و مقررات شبه نظامی نمی توانند علی را تنها بگذارند، ملاک تنها نبودن درادبیات رایج شیعی، برخورداری از پشتیبانی قابل توجه علما، فقها و مراجع است. بیشک تنهائی علی با سیاهی لشکرعزیزانی که بالاخره علیرغم شور و احساس غیر قابل انکار برخی، حقوق می گیرند، رفع نمی شود.

اما علی در حوزه تنهاست. اخیرا تعداد حامیانش در میان علمای شاخص به زحمت به تعداد انگشتان یک دست می رسد. در میان مراجع تنها یک نفر به رئیس جمهور نورچشمی معظم له تبریک گفت و اتفاقا آن یک نفر هم از دیدگاه جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم در زمره «مراجع جائز التقلید» به حساب نمی آید. (برای اطمینان بیشتر به سایت این تشکل حوزوی مراجعه کنید.) پس از مراجع در میان علمائی که در حوزه قم اصطلاحا آیت الله محسوب می شوند کسانی که پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد، ایشان را فصل الخطاب دانستند عبارتند از حضرات آیات شیخ محمد یزدی، شیخ محدتقی مصباح یزدی و شیخ مرتضی مقتدائی. حتی ائمه جمعه قم (حضرات آیات امینی، جوادی آملی و استادی) هم با ظرافت خود را کنار کشیدند و بر تفکیک قوا تأکید کردند و از راهپیمائی هتاکانه برخی طلاب در قم گلایه کردند.
آیت الله محمد یزدی در انتهای مصاحبه اخیرش با خبرگزاری ولائی فارس در مورد تحصن عده‌اي از طلاب در جريان انتخابات گفته است: «اين افراد هم مجوز داشتند و هم نداشتند؛ يعني از مسئولان بالاتر اجازه گرفته بودند، اما از مقام‌هاي پائين‌تر اجازه نداشتند.» با درک این سخن معنای "قانونی بودن" در فرمایشات مقام رهبری بهتر درک می شود. طلابی که در دفاع از تصمیمات مقام معظم رهبری به مراجع و ائمه جمعه قم اهانت کردند، نیازی به اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح نداشتند، چرا که از مقامات عالی رتبه مأموریت داشتند. در نظام ولائی حتی راه پیمائی های "خودجوش" هم نیاز به امریه و مجوز شرعی از مقام ولایت دارد.
به نظر آیت الله شیخ محمد یزدی در مصاحبه یادشده «مراجع عظام شخصيت‌هاي وارسته‌اي هستند كه مباني اسلامي در قلب و دل آنها ريشه دارد و متكي به مباني اسلامي هستند، اما مسائلي وجود دارد كه ممكن است براي آنها روشن نباشد و بايد با برگزاري ديدارهاي دوطرفه و چندطرفه مطالب را روشن كرد». معنای این سخن این است که مراجع در مسائل سیاسی روشن و مطلع نیستند و امثال حضرت ایشان مراجع را ارشاد می کنند. به زبان واضح تر مراجع تقلید نمی‌فهمند و منصوبین مقام رهبری از جمله ایشان می‌فهمند.
لازم به ذکر است که از تصمیمات تاریخی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به رسمیت شناختن تنها شش نفر به عنوان مراجع جائز التقلید است که در صدر آنها حضرت آیت الله خامنه ای قرار دارد. از دیدگاه این تشکل حوزوی حضرات آیات عظام منتظری، موسوی اردبیلی و صانعی جائز التقلید شمرده نمی شوند. دیگر تصمیم مهم این حزب سیاسی، اعلام عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که اکثر رهبران آن الآن در زندان اوین تحت فشارند. سومین تصمیم تاریخی این تشکل به رسمیت شناختن نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 و حمایت بی چون و چرا از تصمیمات مقام رهبری بوده است.

درست است که ائمه محترم جمعه کشور و نمایندگان محترم ولی فقیه در نهادهای مختلف از جمله سپاه و ارتش و بسیج و ادارات و ... همگی قاطبتا از تصمیمات اخیر معظم له حمایت کامل کرده اند، اما تمام این سروران از منصوبین معظم‌له هستند و از ایشان حقوق می گیرند و در صورت عدم حمایت از مقام خود عزل میشوند، لذا پشتیبانی ایشان بواسطه عدم استقلال‌شان فاقد ارزش حقوقی است.
نتیجه اینکه علی در میان عالمان دین و فقیهان اهل بیت به شدت تنهاست. اکنون پرسیدنی است چرا علی تنها شده است؟ پاسخ چندان دشوار نیست. علی تنها شده چون از سنت پیامبر رحمت (ص) دور شده است. قرآن به صراحت به پیامبر خدا می فرماید اگر خشن و غلیظ القلب باشی مردم از حولت پراکنده می شوند. راز تنهائی علی دور شدن از "رحماء بینهم" است.

علی تنها شده چون از سیره امام علی (ع) فاصله گرفته است. امام علی (ع) هرگز اجازه نداد مستقبلین به دنبالش بدوند. او صریحا به اهالی شهر انبار اعتراض کرد که به شیوه شاهان ایران به استقبال و بدرقه من نیائید و دنبال مرکب من ندوید. امام علی (ع) هرگز منتقد غیر مسلح را سرکوب نکرد، به زندان نیفکند و نکشت. او با منطق قوی خود به منتقدان تند زبانش پاسخ‌های منطقی داد. امام علی(ع) همواره نصیحت به ائمه مسلمین و امر به معروف و نهی از منکر را حق مردم می دانست و آنان را تشویق می کرد به این وظیفه شرعی خود عمل کنند. امام علی (ع) هرگز کسی را به زور به بیعت با خود مجبور نکرد و آنان را که با او بیعت نکرده بودند هرگز به زندان نیفکند و از حقوق و امتیازات اجتماعی محروم نکرد. امام علی هرگز منتقدان و مخالفانش را نه به زندان افکند و نه در زندان با فشار به اقرار واداشت و هرگز مخالفی در زندانش کشته نشد.

امام علی (ع) به شدت استاندارنش را از ریختن خون بیگناهان برحذر داشته به ایشان یادآوری می کرد که مردم یا هم دین تواند یا هم نوع تو، پس با ایشان مهربان باش. امام علی (ع) زمانی که شنید برخی سپاهیانش به زور زیور از پای دخترکی یهودی در سرزمین تحت حکمرانی او در آورده اند، همچون مارگزیده به خود می پیچید و می گفت ای کاش علی مرده بود و چنین مصیبتی را نمی شنید. آری امام علی (ع) اینگونه بود برادر بسیجی.
ارزیابی راه علی‌های زمانه، با امام علی (ع) چندان دشوار نیست. شیعیانِ امام علی (ع) هم منش و روش علوی را می‌شناسند، هم با راه و رسم اموی آشنایند. اگر کسی به زبان از علی (ع) بگوید اما مردم احساس کنند که دانسته یا ندانسته به راه خلفای بنی امیه می رود، او را تنها می گذارند. آنها فریب اسم علی را نمی خورند، مردم تشنه عدالت، آزادگی و ایثار امام علی (ع) اند، نه شیفته اسم بی مسمای او.
امام علی (ع) 23 سال بخاطر عظمت اسلام از حق شخصی گذشت و چون مردم توانائی‌های او را نشناختند و به او اقبال نکردند خانه نشین شد. این همان حدیثی است که آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه 25 تیر تهران از زبان پیامبر (ص) به آن اشاره کرد.

علوی بودن یعنی وقتی حاکم دانست از پشتیبانی اکثریت مردم برخوردار نیست، حکومت را رها کند، چرا که حکومت بدون رضایت مردم مشروعیت ندارد. به قول ابن فهد حلی (رحمة الله علیه) حکمرانی بدون رضایت مردم مجاز نیست.
اینکه مجمع روحانیون مبارز در بیانیه تاریخی 28 تیر خود برای برون رفت از بحران عدم مشروعیت نظام، رفراندم را پیشنهاد کرده به همین دلیل است. اگر میزان رأی مردم است، اکنون که اکثریت - یا به نظر حکومت حداقل یک سوم مردم - در امانتداری، صداقت و عدالت دست اندرکاران نظام شک کرده اند و علیرغم نصیحت مشفقان، حکومت در نزاعش با مردم به حکمیت مراجع هم تن نداد، تنها راه بازگرداندن جمهوریتِ در شرف احتضارِ نظام و زدودن تنهائی علی، تن دادن به رفراندم البته با ناظرانی امین و مورد اعتماد مردم است. مردم صاحبان اصلی نظام و مالک سرنوشت خودند. هرگونه تصرفی در ملک مشاع، بدون اجازه صاحبانش غصب و تصرف عدوانی محسوب شده، شرعا حرام است.
علی برای رفع تنهائیش باید به میزان رأی مردم تن دهد، و با عمل به سیره علوی و سنت نبوی به وظیفه شرعی و اخلاقی خود عمل کند. آن گاه همه مردم ایران با او خواهند بود و دیگر حقیقتا تنها نخواهد بود.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

به نقل از:محمد سرایلو

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 13:9 توسط یکی از چند صدای معلم |

هشدار کروبی به وزیر اطلاعات

مهدی کروبی 17 ژوئن در جمع تظاهر کنندگان

مهدی کروبی در این نامه، خطاب به محسنی اژه ای می نویسد: "اينک سيستم اطلاعاتي و امنيتی کشور به غير‌شفاف‌ترين و مخوف‌ترين ابزار برای سرکوب مردم تبديل شده است. هرچند که گلايۀ چندانی از شما نيست چرا که دستگاه‌های موازی، گاه به نام اين وزارتخانه چنين اقداماتي را طراحي می ‌کنند، ولي اين جاي بسي تاسف است که شما به عنوان وزير محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بي‌اطلاعي و سلب مسئوليت می کنید"...

کروبی سئوال می کند که "آيا حوادث اخير، تکرار همان ماجرای حمله وحشيانه به کوی دانشگاه و قتل‌‌های زنجير‌ه‌ای از جمله کشته شدن آقای فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمي نبود؟"

کروبی توضیح می دهد که عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات، باعث قدرت گرفتن عوامل خودسری شده که به نوبۀ خود، "با خوراندن معجون وحشت و قدرت"، فقط صورت مساله را پاک کرده اند. او از این وزارتخانه  انتظار دارد که عاملان حوادث را شناسایی کند، نه این که "با نمايش‌هايي خودساخته، عاملان حوادث را به منافقين و تروريست‌هايي مجهول‌الهويه نسبت دهد".

در مرحلۀ بعد، کروبی یک گام جلوتر می آید و به طور غیرمستقیم، وزارت اطلاعات را متهم می کند و می نویسد : "امروز دستگاه اطلاعاتي و امنيتي به مرکزی تبديل شده که شائبه‌هايي درباره عملکرد آن شکل مي‌گيرد. گاه احساس مي‌شود که مهم ترين دستگاه اطلاعاتي کشور آنچنان که بايد به رسالت خود عمل نمي‌کند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌هاي سياسي فعلي کرده است؛ گويا تنها ماموريت اين وزارتخانه اين است که در عرصه انتخاباتي تمام همت خود را براي حفاظت از يک فرد و حذف ديگران به کار بندد".

کروبی در ادامۀ نامه می نویسد: "جناب آقاي محسني اژ‌ه‌ای، آيا اين است رسالت امنيتي شما، که جوانان بي‌گناه ايراني را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتي که نتيجه‌اش را قانوني و مشروع نمي‌دانند، تحت عنوان نيروی امنيتي و اطلاعاتي در خيابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماهها بلاتکليفي را به آنان تحميل کرده و خانواده‌هايي را نگران سازند؟ آيا اين است رافت اسلامي که دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن‌گاه از ارتکاب چنين جرمي سلب مسئوليت کنند و آن‌گاه به مظلوم‌نمايي در دفاع از نيرو‌های خودسر و غير مسئول تحت لواي خود بپردازنند؟"

کروبی صریحاً از محسنی اژه ای می پرسد: "آيا شما به عنوان وزير اطلاعات از سرنوشت کساني که مفقود شده‌اند و يا در زندان‌‌هاي غير رسمي کهريزک، شورآباد و سوله‌‌های اطراف شهر تهران نگهداري مي‌شوند، خبر داريد؟"... و جای دیگری سئوال می کند :"آيا شما از پشت پردۀ نيرو‌های لباس شخصي که آزادانه از هيچ کوششي جهت سرکوب مردم دريغ ندارند و روز به روز گستاخانه‌تر با مردم برخورد مي‌کنند، خبر نداريد؟"...

مهدی کروبی اعمال خشونت ها و "کتک زدن زن ها" را یادآوری می کند و می نویسد: "وا اسفا كه اين غم‌‌انگيزتر از آنچه است كه جنايتكاران صهيونيست با مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهند، چرا كه بنابر آنچه كه در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم حداقل صهيونيست‌‌های غاصب در برخورد با زنان ملاحظاتي دارند".

در پایان نامه، کروبی از وزیر اطلاعات می خواهد که حداقل، اجساد کشته شدگان را به خانواده‌هايشان تحويل دهد. و سپس می نویسد: "دنبال راه چار‌ه‌ای براي خروج از بحران کنوني باشيد، و الا مديريت روز‌های سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و ٢٢ بهمن برايتان دشوار خواهد بود".

کروبی نامه را با این گفته های حضرت فاطمه تمام می کند: "نخواستيم، ولي بدانيد که پشت شتر خلافت زخم و بار آن کج است و اين بار با اين حال به منزل نمي‌رسد.


نامۀ کروبی تقریباً همزمان با خبری منتشر می شود که حاکی از مخالفت محسنی اژه ای با پخش عمومی اعترافات بازداشت شدگان است. او، مخالفت خود را طی ملاقات با علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، ابراز کرده است.

درعین حال، به درستی معلوم نیست که در دولت آیندۀ محمود احمدی نژاد، وزارت اطلاعات همچنان در دست محسنی اژه ای خواهد بود یا خیر. سایت موج سبز آزادی، این احتمال را می دهد که در دولت آینده، حسین طائب، جانشین محسنی اژه ای گردد.

به نوشتۀ این سایت، حسین طائب، فرمانده نیروهای مقاومت بسیج، مسئول برنامۀ اعتراف گیری است و احمدی نژاد وعدۀ وزارت اطلاعات را به او داده است.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:17 توسط یکی از چند صدای معلم |

جنبش آزادی خواهی، از ریزوارگی تا تقدیر گرایی

 صدای معلم: متن زیر که از طریق ای میل به دستمان رسیده، جهت تنویر افکار عمومی، بعد از ویرایشی مختصر به استحضار خوانندگان محترم می رسد. 

جنبش آزادی خواهی، از ریزوارگی تا  تقدیر گرایی- مهندس حشمت اله طبرزدی

در این تحلیل سعی خواهم کرد با اشاره به جنبه های پراتیک و عینی جنبش، به راهکار هایی در حوزه ی تئوریک دست یابم. از عمل گرایی به نظریه پردازی و از نظریه پردازی به حوزه ی عمل برگردم. شاید این رویکرد، برای  رسیدن به تفاهم مناسب باشد.

ابتدا به آرایش نیروها در سطح بالا اشاره خواهم کرد. خامنه ای به عنوان رهبر مستقر در نظام جمهوری اسلامی، همچنان بر نظرات خود پافشاری کرده و حتّا از نخبگان می خواهد که در تبعیّت از او سخن برانند، چه رسد که بخواهند برخلاف نظرگاه او سخنی بر زبان بیاورند. او که همواره تهدید و سرکوب معترضین را چاشنی اوامر خود می کند، در این سخن اخیر، از تهدید پرهیز کرده اما به نخبگان هشدار می دهد که هر گونه نظری برخلاف اوامر او، گناه است و گوینده در نزد مردم ایران منفور خواهد بود.

درست در نقطه ی مقابل او و البته در دایره ی شخصیت های نظام و جناح های درونی رژیم، آقای خاتمی و روحانیون مبارز طرح رفراندوم را ارایه می دهند و موسوی و کروبی تداوم مبارزه را وعده داده اند. این در حالی است که رفسنجانی در خطبه ی اخیر خود، کاری بی نظیر انجام داد و گفته می شود برای اجرایی کردن نظرات خود راهی مشهد شده است. برای این که مشهد محل گردهمایی مراجع دینی در ماه رجب است و از دیگر سو، پایگاه عباس واعظ طبسی از یاران نزدیک خامنه ای و البته عنصر ناراضی و در عین حال قدرتمند جمهوری اسلامی به حساب می آید.

این آرایش، بیش از هر چیز، نمایانگر جنگ قدرت و اختلاف بسیار شدید در سطح رهبری در درون نظام جمهوری اسلامی است که حتّا برای سخنان آقای خامنه ای اهمّیّت صوری نیز قایل نیستند.گویا رفسنجانی و رهبران اصلاح طلب در انتظار چنین روزی بوده اند که مردم به راه بیفتند و آن ها نیز کار خود را شروع کنند و البتّه خامنه ای نیز در وضعیّت فعلی نمی خواهد بپذیرد که مشروعیت گذشته ی خود، حتّا برای دوستان نزدیک را از دست داده و هنوز سعی می کند از موضع اقتدار و حق به جانب حرف بزند. غافل از این که شرایط به کلّی عوض شده و حتّا رییس تشخیص مصلحت حاضر نیست به اوامر یا توصیه های او توجّه نماید.

از دیگر سو، این خاتمی، موسوی و کروبی هستند که سطح مطالبات خود را بالا می برند تا به نحوی با معترضین هماهنگ تر شوند. اگر هاشمی رفسنجانی طرح حداقلی برای اعتماد سازی را مطرح می کند، خاتمی تخم رفراندوم را در بستر اجتماعی می پراکند. گو این که برخی به او ایراد می گیرند که این طرح یا پیشنهاد شفاف نیست، امّا او به خوبی می داند که شفّاف است. زیرا این طرح به خودی خود در نقطه ی مقابل آن چیزی است که خامنه ای خواستار آن است. اگر این مسأله؛ یعنی رجوع به آرای عمومی به صورت گفتمان غالب در آید، بیش از هر چیز کلیّت رژیم را به چالش خواهد کشید و خاتمی پس از ۸ سال حکومت بی حاصل به خوبی دریافته است که باید با طرح رفراندوم، عملاً کانال های موجود یعنی خواست رهبر و اعمال نظارت شورای نگهبان و یا چارچوب هایی مثل مجلس تحت امر و دولت به تعبیر خودشان؛ کودتایی را پشت سر گذاشت و بر فراز آن ها و البتّه با نظر مردم به سمت دموکراسی حرکت کرد. در این طرح یعنی مراجعه ی مستقیم به آرای عمومی نوعی ساختار شکنی نهفته است که باید از آن استقبال کرد.

موسوی امّا برای اولین بار سخن از آزادی به میان می آورد و اعلام می کند که برای رسیدن به آن از تقدیم شهید نباید ابایی داشت. آیا به راستی این نوع سخنان با اهدافی چون تجدید انتخابات، سازگار است؟

کروبی اعلام می کند که ۴۸ سال است که در راه مبارزه است و رژیم ولایت فقیه را با صراحت با رژیم شاه مقایسه می نماید. در واقع کروبی همان گونه که مبارزه با رژیم گذشته را افتخار خود می دانست، مبارزه با این رژیم را نیز افتخار می داند. این یعنی بالا بردن سطح مطالبات و خروج از ادبیات انتخاباتی و تبدیل شدن به عناصر مبارزاتی. خامنه ای از کسانی انتظار سکوت یا پیروی دارد که با صراحت در مقابل او مبارزه طلبی می کنند و این افراد امّا به خوبی می دانند که مردم ایران طرفدار چنین شیوه ای هستند. می خواهم تاکید کنم که اصلاح طلبان و به ویژه رفسنجانی به روز هستند. اگر چه از همین ناحیه نگرانی هایی سر بر می آورد که در بخش دیگر خواهم گفت.

از آرایش نیرو ها در سطح  رهبری جمهوری اسلامی و مخالفین او که بگذریم باید نیم نگاهی به اقدامات احمدی نژاد داشته باشیم. او با انتخاب مشایی به عنوان معاون اوّل می خواهد برای مراجع ناراضی و روحانیون سنّتی و حتّا عناصر رادیکالی همچون شریعتمداری، پیام بگذارد که راه خود را خواهد رفت. در واقع این اقدام احمدی نژاد نیز نوعی ساختار شکنی عملی به حساب می آید که در نهایت جز اغتشاش در درون حکومت ثمر دیگری ندارد. شاید او نیز از این طریق می خواهد به طرفداران خود پیام بدهد که قرار نیست در مقابل روحانیت یا بخش هایی از حکومت کوتاه بیاید. فراموش نکنیم که خامنه ای صراحتاً اظهارات مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل را رد کرد و به همین دلیل باید به انتخاب جدید احمدی نژاد توجّهی جدّی داشت. انگار او هم فهمیده است که هوادارانش طالب چه چیزی هستند!

به جز فعل و انفعالات در سطح رهبران رژیم اعم از راضیان و ناراضیان، که همگی نوعی اغتشاش در تصمیم و عمل را نشان می دهد و شاید به همین دلیل است که رهبر جمهوری اسلامی دایماً این اغتشاش را به مردم معترض نسبت می دهد، باید به جبهه ی مردمی توجّهی ویژه داشت. نحوه ی بروز اعتراضات مردمی به گونه ای است که ریزوارگی یا تکثّر در نحوه ی تصمیم و عمل و اتّحاد در هدف را به خوبی نشان می دهد. به موارد زیر توجه فرمایید:

*روزهای شنبه ماداران داغدار در پارک لاله تجمع می کنند.

*هر روز خانواده های زندانیان سیاسی یا گم شده ها پشت در زندان یا دادگاه انقلاب گرد هم می آیند.

*مردم ساکن در تهران هر شب ساعت ۱۰ شب بر پشت بام ها فریاد الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر می دهند.

*۳۰ تیر از سوی جبهه ی ملی ایران، جبهه ی دموکراتیک ایران و دبیرخانه ی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران، دعوت به بزرگداشت یاد شهیدان می شود.

* ۳ مرداد از سوی نهاد های بین المللی حقوق بشر، روز جهانی همبستگی با جنبش مردم ایران اعلام می شود.

*روز ۷ مرداد از سوی خانواده ی ندا آقا سلطان روز چله ی آن شهید اعلام می گردد.

*گروه های گوناگون برای ۱۴ مرداد برنامه اعلام می کنند.

*روز سه شنبه ۳۰ تیر ماه و در ساعت ۲۱ شب، اعلام می گردد که با روشن کردن دستگاه های برقی با مصرف بالا، شبکه را از مدار خارج سازیم.

*اکبر گنجی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد، دعوت به اعتصاب غذا می کند.

*در سوئد از سوی ایرانیان،کمیته ی پشتیبانی از مبارزات مردم  تشکیل شده و میتینگ های با شکوه برگزار می شود و...

اگر به دقت به نمونه های اعتراضی مردم ایران که فقط به مواردی از آن اشاره شد، نگاهی افکنده شود، ویژگی ریزوارگی در تصمیم و عمل یا ویژگی پلورالیستیک، آشکار است. در عین حال این حرکت های اعتراضی در یک مسیر واحد و معیّن حرکت می کند. یک نوع رهبری دسته جمعی در این مبارزات، دیده می شود که حاکی از رشد سیاسی مردم ایران است. قاعده ی رهبری فردی برای همیشه کنار گذاشته شده و همگان به میدان آمده اند تا جنبش را به جلو راهنمایی کنند. نمونه ی آشکارتر تظاهرات ۱۸ تیر بود. برای ۱۸ تیر کسانی چون موسوی و کروبی هیچ دعوتی نکرده بودند اما مردم خود آمدند. در برنامه ی نماز جمعه نیز این رفسنجانی بود که به نحوی همدلی خود با تظاهر کننده ها را اعلام کرد و نه این که مردم به دنبال او راه بیفتند.

جنبش با ویژگی ریزوارگی و پلورال در سطح حرکت های اعتراضی پیش رفته و توسعه می یابد. باید منتظر تحرّک بیشتر اقوام و جنبش های پیشرو  اجتماعی به ویژه کارگران نیز بود و هر کس می خواهد در رهبری جنبش نقشی داشته باشد می بایست در یکی از موزاییک های مبارزاتی قرار بگیرد تا در کنار بقیه بنشیند. در غیر این صورت جایگاه از پیش تعیین شده ای وجود ندارد. هر کس بیشتر اهل پراتیک باشد به همان نسبت امکان بیان نظرات خود به عنوان راهنمای مبارزه را خواهد یافت. اما نباید از این ویژگی ریزوارگی به ایدولوژی تقدیرگرایی سقوط کرد. ویژگی خودجوشی جنبش در ریزوارگی آن تعیّن یافته است اما باید برای آینده ی آن نگران بود. برای این که در وضعیّت فعلی برخی از ظنّ خود یار این جنبش شده اند. نگارنده از ناحیه ی اصلاح طلبانی چون موسوی و کروبی نگرانی خاصی ندارد. بلکه باید از رفسنجانی و خاتمی نگران بود. برای این که آن ها به سرعت خود را با جنبش هماهنگ کرده و در جاهایی ممکن است جلو هم بزنند و البتّه از این بابت می بایست، خوشحال بود. اما نگرانی از آن جا شروع می شود که شکل گیری رهبری برای جنبش را به دست تقدیر بسپاریم. در این صورت،کسانی چون رفسنجانی و خاتمی و حتّا روحانیون مبارز که از حاشیه ی امن بالاتری برخوردار هستند، بیش از دیگران خواهند توانست بر جنبش تاثیر بگذارند. آن ها مردان سیاست و گفتگوی پشت پرده هستند. اگر نظرات خود را بر جنبش تحمیل کردند،کدام نیرو قرار است راهنمای مبارزات باشد؟

در چنین شرایطی است که باید  به مرور، در اندیشه ی تشکیل نیروی قوی تر برای سامان دهی جنبش در سطح مطالبات بود. اصلاح طلبان پیشرو تا کنون نشان نداده اند که بخواهند با نیرو های ملّی و سکولار در یک شورا گرد هم آیند. بیشتر تکرو هستند  و از دیگران انتظار پشتیبانی و پیروی دارند. اما نیرو های دموکرات و آزادی خواه به ویژه آن نمونه ای که در سوئد اتفاق افتاده است، باید به مرور دست به تشکیل شورا و کمیته بزنند. این کمیته ها در پروسه ی مبارزات، شکل خواهد گرفت.

در درون مرز جنبش همبستگی به مرور شکل می گیرد. به نظر می رسد این جنبش  اگر بتواند در بر گیرنده ی همه ی نیرو های تحوّل خواه  باشد، قادر به بیان  مطالبات اکثریّت نیز باشد و از سازش یا انحراف  بر سر آرمان های جنبش، جلوگیری نماید.

من بعید می دانم این جنبش به جز رفراندوم آزاد زیر نظر سازمان های بین المللی برای تعیین نظام سیاسی آینده، راهکار دیگری داشته باشد. برای این که در چارچوب وضع موجود راهکار های خاتمی و رفسنجانی نه عملی است و نه گره گشا. زیرا رهبری عملاً موجود و مستقر، نه ابطال انتخابات را خواهد پذیرفت و نه به رفراندوم برای تعیین ریاست جمهوری تن خواهد داد. مگر این که رفسنجانی بتواند خبرگان رهبری را برای تغییر رهبر یا تشکیل شورای رهبری و اصلاحاتی در قانون اساسی، قانع سازد که این امر نیز ساده نخواهد بود. پس این مبارزه ادامه خواهد یافت تا این که مردم از این ساخت کنونی گذر کرده و بتوانند خود، آزادانه سرنوشت خویش را به دست بگیرند.  هزینه ای که مردم پرداخت کرده و می کنند، برای ابطال انتخابات یا رفراندوم در چارچوب نظام  نیست. رفراندوم آزاد زیر نظر سازمان ملل برای تعیین ساختار سیاسی آینده ی کشور است.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:25 توسط یکی از چند صدای معلم |