تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

رديابي هزينه سيب زميني ها

الحمدالله با توضيحات مبسوطي که داده شده، مشخص شد که توزيع رايگان سيب زميني در بين مردم هميشه در صحنه آن هم در آستانه ی انتخابات اصلاً ربطي به انتخابات ندارد و با نيت خير انجام مي پذيرد و مصادف شدن اين عمل خداپسندانه با زمان انتخابات کاملاً  اتفاقي است. با اين همه اين سوال هنوز وجود دارد که بودجه ی اين عمل خير از کجا آمده است؟!
پاسخگويي به اين سوال را امروز ما بر عهده گرفته ايم تا ديگر هيچ حرف و حديثي دور و بر سيب زميني هاي محترم رايگان (که البته بايد بخش گنديده آن را ناديده گرفت) نباشد.

 نفت اگر از پيش ما تا ژاپن و چين مي رود
    سيب زميني مي شود!

گاز اگر بي وقفه تا هند و اروپا مي دود
    سيب زميني مي شود!

گر که صندوق ذخيره هست خالي نسبتاً
   هست عالي، نسبتاً

هر چه از صندوق ملت، تند بيرون مي جهد
    سيب زميني مي شود!

صد تخلف هست اگر در بودجه، باور نکن!
   فکر شور و شر نکن!

آن تخلف ها همه، آخر به نعمت مي رسد
    سيب زميني مي شود!

پول نفت از سفره ی مردم اگر بيرون شده
   ديده ها پر خون شده

غم مخور، دولت تمامش را به مردم مي دهد
    سيب زميني مي شود!

ميوه و مرغ و پياز و گوشت چون گشته گران
    جمله مال ديگران

جاي آن ها، مردم مظلوم ما را در سبد
    سيب زميني مي شود!
 
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:27 توسط یکی از چند صدای معلم |

پیروزی کارگران ایران خودرو پس از اعتصاب

اعتصاب شکوهمند کارگران ایران خودرو برای رسیدن به دستمزدهای عقب افتاده و تبدیل وضعیت نیروهای پیمانکاری به قراردادی با موفقیت به پایان رسید.

هفته ی گذشته  کارگران ایران خودرو موفق شدند با اعتصاب شکوهمند خود که از سالن مونتاژ آغاز شد و درسالن شاتل (بدنه) ادامه و با اعتصاب کارگران سالن های پرس خاتمه یافت به خواست های فوری خود که همانا پرداخت دستمزدهای عقب افتاد(حقوقُ آکورد و رکورد تولید سال گذشت) و تبدیل وضعیت کارگر از پیکیجی (پیمانکاری) به قراردای خود شرکت ایران خودرو بود برسند.

مدیریت جدید شرکت ایران خودرو ابتدا از پرداخت رکورد و آکورد خوداری کرده و حقوق فروردین کارگران را عقب انداخت وقتی که با اعتراض کارگران روبرو گردید حقوق ها را پرداخت کرد تا از گسترض اعتراضات جلوگیری کند ولی کارگران اعلام کردند زمان صبر انتظار به پایان رسیده است و برای رسیدن به خواست های خود اعتصاب را انتخاب کردند وقتی شروع اعتصاب برای مدیران ایران خودرو که تازه به این شرکت آمده بودند جدی شد چند ساعت بعد ۱۵۰ هزارتومان به حساب کارگران واریز شد ولی اعتصاب نه تنها فروکش نکرد بلکه از سالن مونتاز به سالن شاتل رسید و خطوط تولید متوقف گردید هنوز ساعت به شب نرسیده بود که تمام حق رکورد به حساب کارگران واریز گردید و کارگران نشان دادن می توانند اگر باهم باشند یکبار دیگر در مقابل هر قدرتی بایستند.

یک موفقیت دیگر

تمام کارگران پیمانکاری خطوط تولید در ایران خودرو از زیر شرکت های پیمانکاری در آمده و قراردادی خود شرکت ایران خودرو می شوند.

وقتی که ۱۲ اردیبهشت وزیر صنایع در خلوت بی توجه به دستگیری صدها کارگر در روز جهانی کارگر با بسیج نیروهای خود در ورزشگاه آزادی مراسم روز کارگر را برگزار می کرد با فریاد کارگران که وزیر دروغگو استعفا روبرو شد که خواستار پایان دادن به قراردادهای موقت بودند. در آن جا اعلام کرد که روی قول خود ایستاده و به مدیران تحت پوشش اعلام کرد بخشی از کارگران را قبل از انتخابات تبدیل وضعیت کنند. بعد از این این بخشنامه مدیریت جدید اسامی چند هزار نفر که شامل این بخشنامه بودند را اعلام که اسامی کارگران پرس تحت پوشش پیمانکاری جی پی آی در آن دیده نمی شدند.

بعد از این مساله کارگران پرس خطوط تولید را متوقف کرده و جلو دفتر مدیریت تجمع کردند. اعتصاب در شیفت های صبح و عصر ادامه یافت ولی هنوز به شیفت شب نرسیده بود مدیریت اعلام کرد همه ی کارگران شامل این بخشنامه خواهند شد و یک موفقیت دیگربرای کارگران ایران خودرو رقم خورد.

کارگران ایران خودرو: ما می توانیم اگر بخواهیم

 این پیروزی بر همه کارگران مبارک باد

ما این پیروزی را به تمام دستگیر شدگان روز جهانی کارگر تقدیم می کنیم

که هنوز تازیانه های سرمایه بر تن شان فرو می رود

این پیروزی نتیجه تلاش همه انسانهای است که در راه کارگران تلاش می کنند

اینها نمایندگان ما کارگران هستند که جرم شان بر نتابیدن ستم طبقاتی بر ما کارگران است

برایشان درود می فرستیم و خواستار آزادی همه زندانیان دربند هستیم

وقتی که صبرمان به پایان رسید.

مبارزه مان آغاز گشت

 اعتراض را تمام کردیم

و آنگاه که اعتصاب آغاز شد

وهمه یکی شدیم چرخهای تولید در سالن مونتاژ کند شد

و تولید در سالن شاتل از حرکت باز ایستاد.

حراست ..

همه را بگیرید. دستگیر کنید

همه کارگران را

پس چه کسی کار کند

نه اینجا پارک لاله نیست

اینجا ایران خودرو است

سی هزار کارگر

متحد و یکپارچه برای یک اعتصاب بزرگ آماده می شوند.

تا ۱۰ تیری و ۱۷ اسفندی دیگری را بوجود بیاورند

همه را بگیرید

مدیریت از هر جا شده پول قرض می کند.

شبانه پولها به حساب کارگران واریز می شود.

تا اعتصاب بزرگ ادامه نیابد..

ولی غافل از خواست دیگر

دستور  وزیر...

۲۰۰۰ نفر را قبل از انتخابات قراردادی کنید کافی است.

بقیه را ولش کنید.

پرس و کارگران خدماتی نمی خواهد.قراردادی شوند

و انگاه که کارگران  سالنهای پرس دست از کار کشیدند.

پرسهای غول پیکر یکی پس از دیگری خاموش شدند

سکوت مرگبار

گویا یک لحظه تمام قلب ایرانخودرو خوابید

از صدای وحشتناک پرس خبری نیست

آیا شرکت تعطیل است

نه پرس چهار شیفت بدون توقف کار می کند

اینک دیگر صدای نمی آید.قلب توفنده کارگران جای پرسها را گرفته اند

اگر پرس متوقف شود همه شرکت ایران خودرو متوقف خواهد شد.

حراست هراسان از این یگانگی

به وزارت اطلاعات خبر می رسد خبرنگان به دم شرکت رسیده اند

اینک اعتصاب می رود تا قلب ایرانخودرو را از کار بیاندازد

از همه جا نیرو می رسد.

ولی اینجا پارک لاله نیست که همه را یکجا دستگیر کنند.

اگر همه را بگیرند نه نه

چند هزار نفر را

همه کارگرانرا

نمی شود

آنوقت دیگر

صدای اعتصاب از دفتر مدیریت به روزنامه ها رسیده

بروید سرکارتان همه کارگران قراردادی می شوند

اشک شوق در چشمان همه حلقه زده است

مبارزه

اتحاد

پیروزی

یکباردیگر ثابت کردیم اگر ما کارگران بخواهیم هیچ قدرتی یارای مقابله با ما را ندارند.

مبارزه برای یک دنیای بهتر ادامه خواهد یافت.

ما این پیروزی را به همه کارگران تبریک می گوییم.

حمعی از کارگران ایرانخودرو

اردیبهشت ۸۸

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:14 توسط یکی از چند صدای معلم |

افزایش حقوق کارمندان دولت از 28 اردیبهشت

 
معاون توسعه مديريت سرمايه انساني رياست جمهوري آئين نامه هاي اجرايي قانون مديريت خدمات كشوري را ابلاغ كرد كه بر اساس آن حقوق فروردين و ارديبهشت ماه كارمندان براساس اين قانون حداكثر تا 28 ارديبهشت ماه جاري پرداخت مي شود.

ابراهيم عزيزي معاون توسعه مديريت سرمايه انساني رياست جمهوري در بخشنامه اي به كليه دستگاههاي اجرايي مشمول قانون مديريت خدمات كشوري اعلام كرد: مصوبات شوراي توسعه مديريت و سرمايه انساني در خصوص جداول امتيازات فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري و نحوه تطبيق كارمندان با جداول مذكور و همچنين دستورالعمل بند (9) ماده (68) قانون و كمكهاي رفاهي مستقيم و غير مستقيم كه در جلسه مورخ 9/2/1388 بنا به پيشنهاد معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور و به استناد اختيار حاصل از جزء "ب " بند (11) ماده واحده قانون بودجه سال 1388 كل كشور و ماده (67) قانون مديريت خدمات كشوري تصويب و به تاييد رئيس جمهور رسيده است، براي اجرا ابلاغ مي‌شود.
كليه دستگاههاي اجرايي مشمول مكلفند اقدامات لازم را براي تطبيق كارمندان خود با قانون مزبور و اجراي دستورالعملهاي پيوست و صدور احكام كارگزيني آنان از تاريخ اجرايي شدن فصل دهم 1/1/1388 ) معمول و ليست حقوق و مزايا و ساير اطلاعات لازم را حداكثر تا تاريخ 25/2/1388 به خزانه داري كل كشور ارسال نمايند تا حقوق فروردين و ارديبهشت ماه كارمندان حداكثر تا تاريخ 28/2/1388 بر اين اساس پرداخت شود.
شوراي توسعه مديريت و سرمايه انساني در جلسه مورخ 9/2/1388 بنا به پيشنهاد معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور و به استناد جزء "ب " بند (11) ماده واحده قانون بودجه سال 1388 كل كشور، جداول امتياز حق شغل، فوق العاده مديريت، حق شاغل و فوق العاده هاي موضوع بندهاي 1، 2 ، 3 ، 4، 7 و 9 ماده (68) قانون مديريت خدمات كشوري و دستورالعمل نحوه تطبيق كارمندان با جداول فوق را به شرح زير تصويب كرد:
فصل يكم: جداول امتيازات فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري
1- جدول حق شغل: امتياز حق شغل مشاغل دستگاههاي اجرايي، بر اساس اهميت و پيچيدگي وظايف و مسئوليتها، سطح تخصص و مهارتهاي مورد نياز، بر اساس جدول شماره يك براي اجرا از 1/1/1388 به شرح ذيل تعيين مي شود:
تبصره: امتياز حق شغل مشاغل آموزشي تمام وقت وزارت آموزش و پرورش و مشاغل بهداشتي و درماني وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، با توجه به طبقه و رتبه شغلي مربوط با ضريب (1.1) محاسبه مي شود.
2- امتياز فوق العاده مديريت هر يك از عناوين مديريت و سرپرستي ( مديران حرفه اي) متناسب با پيچيدگي وظايف و مسئوليتها، حيطه سرپرستي و نظارت و حساسيتهاي شغلي و ساير عوامل مربوط بر اساس جدول شماره دو تعيين مي شود.
تبصره 1- دستگاههاي اجرايي موظفند عناوين مشاغل مديريتي و سرپرستي خود را با توجه به عوامل مندرج در بند (2) دستور العمل به گونه اي مشخص نمايند كه حداقل 50 درصد از مشاغل مذكور درسطح يك و حداكثر 20 درصد آنان در سطح سه تخصيص يابند.
3- امتياز حق شاغل كارمندان بر اساس عوامل تحصيلات، سنوات خدمت و تجربه، دوره هاي آموزشي و مهارتها و تواناييهاي فردي بر اساس جدول شماره سه تعيين مي شود.
4- ايثارگران شاغل در دستگاههاي اجرايي كه از تسهيلات ايثارگري موجود در قوانين و مقررات موضوعه بهره مند نشده اند و همچنين ايثارگراني كه از تاريخ 1/1/1388 به استخدام دستگاههاي اجرايي در مي آيند حسب مورد ايثارگري به تصريح بند (2) ماده (68) قانون، از امتيازات جدول شماره 4 بهره مند مي شوند.
تبصره: در صورتي كه كارمند از اجتماع حالات ايثارگري برخوردار باشد، بالاترين امتياز مربوط به يكي از آنها مبناي تعيين امتياز قرار گرفته و 25 درصد از امتياز حالات ديگر ايثارگري، به امتياز ايثارگري وي اضافه خواهد شد، مشروط بر آنكه امتياز ايثارگري آنان از سقف 1500 امتياز تجاوز ننمايد. امتياز كارمندان ايثارگري كه از تاريخ 1/1/1388 در دستگاههاي اجرايي اشتغال مي يابند و يا از تسهيلات ايثارگري موجود در قوانين و مقررات موضوعه بهره مند نشده اند، بر اساس ساز و كار مذكور محاسبه مي شود، در هر صورت ميزان دريافتي ايثارگران كه بابت ايثارگري در مقررات گذشته دريافت داشته اند، نبايد كاهش يابد.
5- به استناد بند ( 2) ماده (68 ) قانون مديريت خدمات كشوري امتياز دارندگان نشانهاي دولتي به شرح زير تعيين مي شود:
الف - دارندگان نشان عالي 800 امتياز
ب- دارندگان نشان تخصصي و عمومي درجه 1 650 امتياز
ج- دارندگان نشان تخصصي و عمومي درجه 2 500 امتياز
د-دارندگان نشان تخصصي و عمومي درجه 3 400 امتياز
تبصره: در صورتي كه كارمند داراي بيش از يك نشان دولتي باشد جمع امتياز نشانهاي دولتي با رعايت حداكثر سقف امتياز ( 800 امتياز) بلامانع است.
6- تا تصويب و ابلاغ دستورالعملهاي مربوط به نحوه تعيين و تخصيص امتياز، درصد يا مبالغ مربوط به فوق العاده اشتغال خارج از كشور، سختي كار و كار در محيط هاي غير متعارف، مناطق كمتر توسعه يافته، بدي آب و هوا، نوبت كاري، مبلغ تضمين، كسر صندوق، فوق العاده محل خدمت ( جابجايي محل خدمت)، مبالغ مقطوع تعيين شده مندرج در آخرين حكم كارگزيني سال 1387 كارمندان و هزينه سفر در اين سال، مبناي پرداخت براي سال 1388 مي باشد.
7- مبالغ مربوط به فوق العاده هاي محروميت از تسهيلات زندگي مناطق مرزي و فوق العاده جذب مناطق محروم و دور افتاده تحت عنوان فوق العاده مناطق كمتر توسعه يافته، قابل پرداخت مي باشد.
پس از تصويب و ابلاغ فهرست مناطق كمتر توسعه يافته از سوي هيئت وزيران پرداخت مبلغ مذكور بر اساس فهرست مصوب و ضوابطي خواهد بود كه از سوي شوراي توسعه مديريت و سرمايه انساني اعلام مي شود.
8- كمك هزينه هاي فوت و ازدواج بر اساس مقررات موجود و بر مبناي حكم كارگزيني كارمند در پايان سال 1387 پرداخت مي شود.
9- كارمنداني كه در سال 1388 حائز شرايط استفاده از موارد مندرج در بندهاي 6 ، 7 و 8 شوند، همانند كارمندان مشابه در سال 1387 با آنان رفتار خواهد شد.
10- تا ابلاغ دستورالعمل هاي مربوط به تعيين فوق العاده ماموريت و ساير هزينه هاي روزانه مامورين اعزامي دستگاههاي اجرايي مشمول اين قانون به خارج از كشور، مفاد تصويب نامه شماره 27395/ت 14587 ه مو ت 24/5/1375 هيئت وزيران و اصلاحات بعدي آن براي اجرا ملاك عمل مي باشد.
11- تا ابلاغ دستورالعمل هاي مربوط به تعيين فوق العاده ماموريت روزانه كارمندان، ميزان فوق العاده مذكور به ازاي هر روز ماموريت معادل يك سي ام حقوق و فوق العاده هاي مشمول كسور بازنشستگي قابل پرداخت مي باشد. ساير موارد مطابق آيين نامه فوق العاده روزانه موضوع بند (ث) ماده (39 ) قانون استخدام كشوري مصوب 24/6/1352 و اصلاحات بعدي آن خواهد بود.
12- كمك هزينه عائله مندي و اولاد به ترتيب 810 و 210 امتياز به ازاي هر اولاد، حداكثر تا سه اولاد قابل محاسبه مي شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:33 توسط یکی از چند صدای معلم |

لیست وعده های احمدی نژاد در چهار سال پیش

آنچه هست؟

_ مشكلات ما نه از نظام و نه از مردم است. مردم و نظام ما بهترين است. مشكل ما يك گروهي از مديران هستند كه كشور را مال خود و ميراث خود مي‌دانند.
_ امتيازات ويژه‌اي در اختيار عده خاصي قرار دارد و ميلياردها ريال خرج دكورها و چيزهاي بي‌حاصل مي‌شود.
- سيستم مالي كشور مردم را به سمت دلالي سوق مي‌دهد
_ ثبات اقتصادي و برنامه‌ براي كشاورزان، كارگران، كارمندان و تجار و بازاريان نيست و امنيت خاطر يك برنامه با ثبات ندارند.
_ ٥ جوان نمي‌توانند ٥٠ ميليون وام بگيرند و يك دفتر مهندسي تاسيس كنند و توليد اشتغال نمايند.
_ شيوه مديريت بانكها كه با هزينه بالا و بازده كم اداره مي‌شود، پدر كشور را در آورده است
_ زد و بندهاي پشت پرده، سرمايه‌هاي مردم را جمع كرده و به آنها آسيب مي‌رساند.
_ مدل اقتصادي فعلي همه ثروتها را در يك نقطه متمركز نموده است و از همه جاي كشور نيروي انساني و ثروت در تهران جمع مي‌شود.
_ فضايي در كشور است كه همه حالت عصبي دارند و آرامش نيست و كسي نمي‌تواند براي زندگي خود برنامه‌ريزي كند
_ مردم به حرفهاي مسئولان اعتماد ندارند.
_ شكاف بين ملت و دولت افزايش يافته و به مرحله بحراني رسيده است.

* وضعيت تهران

_ تهران روزانه ٣ميليارد تومان هزينه دارد.
_ ٣٠٠ ميليون تومان خرج دكور يك مدير شده است.
_ شهرداري تهران در راس سازمانهاي متخلف و شكايت خيز بود و الان تقريبا صفر است.
_ شهرداري در گذشته داراي وضعيت و سابقه ١٠٠ سال گذشته بوده است.
_ ٢٥ هزار برنامه فرهنگي، هنري و ورزشي ارايه كرديم.
_ بيش از ١٠ درصد سود بانكها هزينه مديريت مي‌شود.
_ ٣٠ ميليارد دلار درآمد نفتي ما در طول سال بوده است.
_ روزي ٤ ميليون ليتر بنزين فقط در راه بندان تهران مصرف مي‌شود؛ يعني سالي ٤٠٠ ميليون دلار كه اين فاجعه است.
_ ١٥٠٠ شركت دولتي اصلا كاري در تهران ندارند.
_ ٤٥ درصد تردد تهران متعلق به ماشين‌هاي دولتي است.
_ صرفه‌جويي ٤ ميليون ليتر بنزين در روز استانها را آباد مي‌كند.
_ ١٢٧ هزار تومان حقوق و ١٩٠ هزار تومان هم خط فقر!
_ در شهرداري تهران از ٩ معاون ٤ تا دكتراي تخصصي دارند، ٥ نفر فوق ليسانس تخصصي دارند.
_ ١٠٠ استاد دانشگاه متخصص در كميته‌هاي مختلف اجتماعي، صنعت، مالي و كشاورزي برنامه‌هاي من را تنظيم كردند
_ در ٢ سال كار شهرداري به اندازه ٨ سال قبل در تهران كار شده است كه آن را آمار نشان مي‌دهد.
_ ٥٠ نفر در سونايي در تهران جمع مي‌شدند و براي بدنه شهرداري تصميم مي‌گرفتند.
_ ٢٠٠ بوستان و ١٦٠ مجتمع ورزشي و فرهنگي و هنري در زمان شهرداري تهران ساختيم.

* نظرات و خصوصيات فردي

_ من وارد محدوده ممنوعه قدرت شده‌ام.
_ مشكلات كشور را ريشه‌يابي كردم.
_ برخي دانشجوياني كه چند سال پيش فارغ‌التحصيل شده و ازدواج كرده‌اند، با من ارتباط بسيار صميمي دارند.
_ بيشترين حجم فضاهاي تفريحي را در تهران درست كرده ايم.
_ من منافع ملت را فداي گروه‌ها و باندها و احزاب نمي‌كنم.
_ من از كساني كه از ما انتقاد مي‌كنند تشكر مي‌كنم و به آنان هديه مي‌دهم.
_ مردم به من دسترسي دارند و راحت‌ مي‌توانند حرفشان را بزنند و دارند مي‌زنند و بعضي از مردم شكايت ادارات ديگر را سر من داد مي‌زنند.
_ نقطه اصلي هدف را شناسايي كردم.
_ در فوق ليسانس بچه‌ها ترم سوم درسها را با من مي‌گيرند و خيلي راحت‌ در كلاس با من بحث مي‌كنند.
_ دنبال تاسيس بانك شهرداري بودم كه به ما مجوز ندادند.
_ من به شدت موافق بازار بورس هستم.
_ بحث من اشتغال و مسكن جوانان است.
_ آرزوي من رفاه براي همه است.
_ اظهارنظر حق همه است و نخبه و غيرنخبه ندارد.
_ من مهندس هستم و با ريشه‌ها برخورد مي‌كنم.
_ تا زماني كه ازدواج، مسكن و نيازهاي مردم را برطرف نكنيم ،نمي‌توان با ناهنجاري‌هاي اجتماعي برخورد كرد. چون اينها سايه عدالت است.
_ بنده فرزند ملت و خادم جمهور و خادم ملت هستم.
_ بايد با راي مردم بتوانم كارهاي شدني را در دولت انجام دهم
_ اجراي عدالت سخت است.
_ در شهرداري توانستم فضايي ايجاد شود كه بازار مسكن رشد طبيعي داشته باشد و ساخت و ساز آرام انجام شود.
_ يك كشور را يك نفر نمي‌تواند اداره كند، بلكه بايد مديران اداره نمايند.
_ مي‌خواهم بين مردم و دولت اعتماد و يكپارچگي ايجاد كنم.
_ دولت حامي، بسترساز و هادي است.
_ بايد رابطه مردم با دولت را از مهر و محبت پر كنيم. كاري كه ما در شهرداري انجام داده‌ايم رابطه بسيار قهر‌آلود را تبديل به فضاي عاطفي و دوستانه بين مردم با شهرداري كرديم و با مردم رفيق و صميمي شديم.
_ من معتقدم ستاد دولت اگر درست شود، كشور اصلاح مي‌شود.
_ تمام زور و زبان، فكر و منطق من «مردم» هستند.
_ هرگاه خواستيد وارد عرصه‌اي بشويد، تكليفي برويد.
_ امروز وظيفه من است براي ترويج يك فكر در اينده خود را آماده كنم .
_ دولت اسلامي نبايد وابسته به هيچ جناح، گروه و افراد توانمند باشد.
_ دولت اسلامي وام دار خط ولايت است.
_ نبايد دولت را بگيريم و صرفا كارها را بين خود تقسيم كنيم.
_ من نوكر مردم هستم و مي‌خواهم در عمل در راستاي انقلاب و نظام حركت كنم.
_ مدير اصول‌گرا دنبال تسخير دلها است.
_ تشكيل دولت اسلامي به اندازه انقلاب ارزش دارد كه مي‌تواند منشا و تحول بزرگي در كشور و در دنيا شود.
_ وقتي روي اصول پافشاري كنيم همه چيز عوض مي‌شود.
_ خدا يك فكرهايي به ذهن من انداخت كه سالها اگر فكر مي‌كردم به آن نمي‌رسيديم.
_ پافشاري در اصول تحول درست مي‌كند، توكل به خدا و اخلاص لازم است.
_ هرجايي كه لازم باشد و ضرورت پيدا كند، با قطار مي‌روم.
_ آزادي روح انقلاب است.
_ زن و مرد مكمل هستند.
_ حوصله، محبت و روح لطيف در وجود زنان است.
_ در فرهنگ اسلامي زنان خيلي محترم‌تر از مردان هستند.
_ رسانه‌ ابزار است و بايد فكر، انديشه و نوآوري پشت اين ابزار قرار بگيرد و كشور پيشرفت ‌كند.

آنچه بايد شود؟

_ بايد اصلاحاتي در شيوه اداره كشور انجام شود.
_ مديران نبايد يك قشر ممتاز و منت‌گذار مردم باشد، بلكه بايد در وسط مردم، نوكر آنها و در خدمت مردم باشد.
_ مدير بايد همه حرفها را بشنود، امكان دسترسي به آن باشد و عدالت محور باشد.
_ سطح رفاه را بايد به حداكثر برسانيم.
_ مردم بايد امكان دخالت در امور سياسي و دخالت در مسايل سياسي، اقتصادي را داشته باشند.
يعني اقتصاد را ملت اداره كند، سياست را ملت اداره كند و فرهنگ را ملت رشد بدهد.
_ بايد به مردم فرصت بدهيم و سر مديري كه بيت‌المال را تلف مي‌كند، داد بزنيم.
_ ما بايد بتوانيم فضايي ايجاد كنيم كه آزادي در بالاترين حد ايجاد شود.
_ ما مي‌خواهيم جلوي رانت‌ها را بگيريم.
_ دانشگاه بايد بسيار پرنشاط و اميد‌آفرين باشد. چون همه سرمايه هاي ملت ما از اين جا رد مي شود. بايد از مسير دانشگاه آدمهاي خلاق، نوآور، مبتكر، شجاع، تصميم گير و آزاد‌منش بگذرند كه اين مستلزم آن است كه معلم، استاد ما دلهره و دغدغه معيشت نداشته باشد تا بتوانند خلاقيت‌هاي خود را بروز دهند.
_ يكي از كارهاي من اين است كه وزارت خارجه مدافع حقوق همه ايرانيان خارج از كشور شود. هر كس كه ايراني است در هر جاي دنيا، دولت خادم اوست.
_ دولت بايد در ارايه خدمات به قيافه، قد، مذهب، لباس و سليقه طرف نگاه نكند و حقوق اجتماعي همه را يكسان توجه كند و حق ندارد بين افراد، درجه يك و دو تعيين كند و هر كس كه در راس دولت قرار مي‌گيرد خادم كل ملت است.
_ نبايد مديران براي خود ميدان فرعي درست كنند.
_ عرصه مسئوليت سه بخش بايد شود ١ _ كارهايي كه مردان انجام مي‌دهند ٢ _ كارهايي كه زنان مي‌توانند انجام دهند ٣_ عرصه مشترك كه بر اساس شايسته‌سالاري است.
_ بايد بانكها اصلاح شود و با كمترين هزينه بيشترين خدمات را بدهند.
_ بودجه‌ها بايد بر اساس عدم محروميت توزيع شود.
_ تمركز گرايي را از تهران خارج مي‌كنيم تا تهران خلوت شود.
_ دولت بايد حداكثر رفاه را براي همه بخواهد.
_ مطبوعات بايد ياد بگيرند از آزادي خوب استفاده كنند و مسئولين هم بايد سعه صدر بيشتري داشته باشند.
_ بايد براي نخبگان فرصت بالندگي ايجاد كنيم آن كسي كه نخبه است و مي‌تواند توليد فكر كند و نوآوري و ابتكار داشته باشد، بايد فرصت در اختيار آن قرار گيرد كه نخبگي خود را در خدمت ملت قرار بدهد و بايد به آن كمك كرد.
_ بايد با ويژه خواريها برخورد شود، گرچه خيلي سخت است، اما شدني است.
_ همانطور كه در شهرداري دست باندها را قطع كرديم، بايد در كليه ادارات اين كار انجام دهيم.
_ دولت را بايد از حالت محافظه‌كاري در آورد.
_ تحولات در سيستم اداري ارث پدري افراد نيست و بايد ادارات را از دست افراد بيرون آورد.

میزان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 20:57 توسط یکی از چند صدای معلم |

نوشتاری از سید ابراهیم نبوی

من قصد ندارم مستقیماً هیچ دفاعی از یک نامزد انتخاباتی مثل آقای میرحسین موسوی بکنم. نامزدی که دوازده سال پای نامزدی‌اش مو سفید کردیم تا بالاخره ایشان بله را گفت، حالا دیگر چه فایده! بعد از این همه مهرورزی، حالا چه وقت آمدن بود؟

من به آقای موسوی رای نخواهم داد، چرا که ایشان هنوز در جریان مسائل بیست سال اخیر نیست و نمی‌داند که حداقل اگر سیب‌زمینی و شیر ارزان نمی‌دهد، لااقل نفری شصت هزار تومان پول بدهد. به نظر می‌رسد آقای موسوی هنوز در جریان مسائل سه چهار سال اخیر نیست و نمی‌داند که یک نامزد محترم حداقل باید چهار تا دروغ بگوید و چهار تا آمار الکی بدهد و ده تا وعده دروغ بدهد تا مردم مطمئن شوند که واقعا این نامزد محترم عزم راسخی دارد که رئیس جمهور شود.

من به آقای موسوی رای نخواهم داد، چون به منافع صنفی خودم فکر می‌کنم. من به همان کسی رای می‌دهم که زودبازده‌ترین بنگاههای اقتصادی از تولید به مصرف را برای طنزنویسان کشور نه‌تنها ایجاد کرد، بلکه طنز ما را به جهان هم صادر کرد. درست است که در این چهار سال تعداد بسیاری بیکار شدند، اما طنزنویسان کشور نه‌تنها بیکار نشدند، بلکه همچون من و سخنگوی دولت مجبورند در چهار پنج شغل فعال باشند و تازه باید پشت دیوارخانه شما هم رانندگی کنیم.

آقای موسوی! من به کسی رای می‌دهم که هر سال حداقل ده کتاب طنز می‌توانم در موردش بنویسم، هر ماه سوژه یک رمان طنز را از رفتارش می‌گیرم، هر هفته برایم یک سخنرانی کامل طنز اجرا می‌کند، به مردی رای می‌دهم که صبح سرزده از خواب بیدار می‌شود و هر روز بین 18 تا 28 ساعت زحمت می‌کشد تا ما بتوانیم بخندیم، همو که اس‌ام‌اس‌ها نامش را تکرار می‌کنند، نامی که مطمئنم تا یک روز پس از اعلام نتیجه انتخابات همچنان در ذهن مردم باقی می‌ماند.

شوخی دیگر بس است...!

نه، شوخی کردم، هنوز چند ماهی به پایان رسمی شوخی مانده است.

اما من، به‌خاطر خاتمی بزرگ، به‌خاطر موسوی که رفیق سال‌های سختی این ملت بود، به‌خاطر شور و امید یک ملت، به‌خاطر بازگشت احترام به میهن، به‌خاطر افزایش آزادی زنان کشورم، به‌خاطر احترام به امنیت و صلح جهانی، به‌خاطر معلمان، به‌خاطر کارگران، به‌خاطر جانبازان، به‌خاطر دانشجویانی که سختی و فشار را تحمل کردند، به‌خاطر روزنامه‌نگاران، به‌خاطر فیلمسازان، به‌خاطر داستان‌نویسان و به‌خاطر همه کسانی که چند سال است مجبورند دست به دست هم بدهند و کار و زندگی را کنار بگذارند و جوک بسازند، از خودم و منافع ناچیز شخصی خودم گذشت می‌کنم و به میرحسین موسوی رای می‌دهم.

ایمان دارم و امیدوارم که میرحسین موسوی تحمل آن را داشته باشد که بشود درباره دولت او طنز نوشت. برای پیروزی میرحسین موسوی که اگر چه کمی دیر آمد ولی خوش آمد، از همه می‌خواهم دست به دست هم بدهند و اراده یک ملت را نشان دهند.

زنده باد ایران، زنده باد استقلال، زنده باد آزادی، زنده باد تمامیت ارضی و اقتدار ملی، زنده باد زبان زیبای فارسی و زنده باد جنبش عظیم اصلاحات.

دوست مردم ایران
سید ابراهیم نبوی

موج سوم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:42 توسط یکی از چند صدای معلم |

دیده نمی شویم چون حق رای نداریم؟

نامه یک دانش آموز دبیرستانی به میرحسین موسوی

قلم - یک دانش آموز دبیرستانی در نامه ای الکترونیکی به سایت قلم نیوز، با ابراز تاسف از این که به دلیل 6 ماه کوچک بودن حق رای ندارد، به شکل جالبی به بیان مشکلات خود و دوستانش در قالب نامه ای خطاب به مهندس موسوی پرداخته و از او خواسته است اگر رییس جمهور شد دانش آموزان را فراموش نکند.

به گزارش قلم نیوز، متن نامه این دانش آموز به این شرح است:

به نام خدا

آقای موسوی، سلام

«درود بر موسوی»، «موسوی موسوی حمایتت می کنیم»... این صدای من بود که داشتم بقیه طرفدارانتان را که برای شنیدن حرف های شما و آقای خاتمی آمده بودند، همراهی می کردم. شما درباره مشکلات دانشجویان و مسایل سیاسی و اقتصادی و... صحبت می کردید ولی من در دل می گفتم ای کاش فریادهای مرا هم می شنیدید، ای کاش مرا هم در آن سیل عظیم جمعیت می دیدید که حق رای ندارم اما با تمام وجود برای موفقیت شما تلاش می کنم.

آقای موسوی، شما و دیگر نامزدهای ریاست جمهوری در تمام سخنرانی ها و نشست ها به اکثر مشکلات جامعه از جمله مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، وضعیت دانشجویان، حقوق زنان و... اشاره کردید و هرکدام برای بهبود یافتن این مشکلات پیشنهادی را مطرح کردید اما پس من چی؟ چرا هیچ یک از شما به یاد من دانش آموز که دانشجوی فردایم، نیستید؟ فقط چون حق رای ندارم؟ چون حمایت من و مای دانش آموز سودی به حال کسی ندارد؟! دیده نمی شویم چون حق رای نداریم؟ جدی گرفته نمی شویم چون جزو آدم بزرگ ها نیستیم؟ چون سیاست نمی دانیم؟

آقای موسوی که سخنانت را می خوانم و می دانم که ایران را دوست داری، اگرچه این روزها هفته معلم است و باید تشکر کنم از همه معلم های خوبی که برای آموزش ما دانش آموزان تلاش می کنند اما می خواهم اشاره ای کنم به گوشه ای ازمشکلات میلیون ها دانش آموزی که حق رای ندارند اما آینده سازان این مرز و بوم هستند! می خواهم اشاره کنم به آن بخش غیردرسی که شاید کاری از دست معلم هایمان هم بر نمی آید؛ به آن بخش پرورش؛ به آن بخش هایی از زندگی مان در مدرسه که هیچ کس انگار به فکرش نیست.

آقای موسوی، در دبیرستان ما هیچ کس شما را نمی شناخت و زمانی که من از دبیرانمان درباره انتخابات ریاست جمهوری سوال می کردم، شاید اولین باری بود که همکلاسی هایم نام شما را می شنیدند و این ناشی از هیچ چیز نیست جز عدم علاقه نسل ما به تاریخ و سیاست و آینده کشورمان!

و هیچ کس نمی پرسد این عدم علاقه ما از چه چیز نشات می گیرد؟

آقای موسوی، من، دختری 17 ساله هستم و مشکلات اجتماعی  خود را دارم، زمانی که می بینم جامعه به مشکلات و خواسته هایی که دارم، بی توجه است، ناخودآگاه من نیز به این جامعه و مشکلاتش بی توجه می شوم و برای حل مشکلاتم، خود دست به کار می شوم چرا که من از آینده خود احساس امنیت نمی کنم و این زمینه ساز خوبی است که من تنها به نیازهای فردی خود رسیدگی کنم و برایم اهمیتی نداشته باشد که چه کسی بر کشورم ریاست کند!

آقای موسوی عمده مشکلات ما در فضای به اصطلاح آموزش و پرورشی مدارس است. این مکانی که ما بیشتر لحظات زندگی مان را در آن سپری می کنیم، نمره آوردن و درس خواندن به ما می آموزد ولی مگر ما زندگی می کنیم که درس بخوانیم؟! در این مکانی که من و امثال مرا آموزش درسی می دهند، ما را برای با شرف زندگی کردن پرورش نمی دهند؛ ما را برای خدمت به کشورمان پرورش نمی دهند! ما را برای آدم بودن پرورش نمی دهند! این مکانی که صدها ادعا دارد، جز کور کردن نشاط و ایجاد عقده های نهفته و بزرگ در دل ما در امر دیگری تاثیرگذار نیست!

11 سال است که در مدرسه هایی درس خواندم که همه، حتی مستخدمان هم جنس بودند؛ در هر مقطع تحصیلی و هر سنی، صدای بلند و آوازخواندن - حتی اگر آرام باشد - و دست و سوت و... در زنگ تفریح جرم بود و هست! تعهد و کسر انضباط به همراه داشت و دارد! در تمام این سال ها حتی زمانی که جشن تکلیفمان برگزار نشده بود، عقب رفتن مقنعه در راهرو یا حیاط مدرسه که از هیچ طرفی هیچ دیدی نداشت، ممنوع و جرم بود و البته اگر خدای نکرده موها کمی مدل داشته باشد، پدر و مادر باید به مدرسه بیایند و جواب دهند چرا دخترشان از زیر مقنعه موهایش مدل دار بوده و نصیحت های مسوولان را بشنوند که اگر جلوی دخترتان را نگیرید، معلوم نیست پس فردا چه کاره شود!

بخشی از این سختگیری ها قابل درک است و به قول بزرگترها شاید هم لازم باشد اما این محدودیت ها در فضایی که همه دخترند وحتی مستخدمان مدرسه نیز خانم اند و در زمان زنگ تفریح چه دلیلی می تواند داشته باشد جز عدم درک نشاط نوجوانی آنهایی که باید پرورش یابند؟ چه دلیلی می تواند داشته باشد جز انتخاب نادرست آنهایی که باید تعلیممان دهند و به ما یاد دهند چگونه بزرگ شویم؟

البته چون من دخترم مشکلات خودمان را بیان می کنم! خب می دانم که شاید مدارس پسرانه آزادی هایی که ما نداریم را داشته باشند ولی در این مدارس نیز کسی برای مفید بودن در جامعه پرورش نمی یابد!

آقای موسوی اگرچه نمی خواهم زحمات بسیاری از معلمان زحمت کشمان را نادیده بگیرم اما به بخشی اشاره می کنم که باعث از بین رفتن همه زحمات می شود. برای درک بیشتر شما از مشکلات ما-با اینکه وقت شما کم است-، خاطره هایی را برایتان تعریف می کنم تا خودتان به نتیجه برسید.

روزی که استقلال قهرمان لیگ برترشد، من شادی و پایکوبی پسران را زیر سختگیری های پلیس و گشت ارشاد می دیدم و حسرت می خوردم  و حاضر بودم که زیر چماق باشم ولی هیجان های خود را با زدن سوت، فریاد، شیپور یا هرچیز دیگری خالی کنم! اما من تنها با چشمانی سرشار از غبطه و لبخندی دردناک تر از گریه شاهد خوشحالی دیگران بودم! چرا که جامعه دختری را که برای قهرمانی تیم محبوبش در جشن های خیابان شرکت کند، قبول ندارد! چرا که جامعه دختری را که در جمع با فریادی، هیجان های ناشی از قهرمانی تیم محبوبش را خالی کند، قبول ندارد! چرا که جامعه دختری را که ابراز احساسات کند، قبول ندارد! چرا که جامعه دختری را که ابراز وجود کند، قبول ندارد! چرا که جامعه اصلا مرا قبول ندارد! پس من چه چیز این جامعه را قبول داشته باشم و برای ساختن آن تلاش کنم؟

فردای قهرمانی استقلال، من و دوستانم که طرفدار استقلال بودند، در مدرسه برای قهرمانی تیم محبوبمان جشن گرفتیم!

زنگ تفریح بود و یکی از دوستانم که به شدت هم روی تیمش متعصب است شیپور آورده بود و برای تکمیل جشنمان یکبار شیپور زد! این کار همانا و تا مرز اخراج رفتن همانا!

اگرچه قبول دارم که شیپور زدن در مدرسه عرف نیست اما مگر مجازاتش چیست؟

صدای شیپور که درآمد معاون مدرسه به سرعت خودش را به طبقه سوم رساند و دوستم را که شیپور دستش بود با داد و فریاد به دفتر برد و در بین راه یکی دیگر از دوستانمان که با صدای بلند مرا صدا می کرد، دستگیر کرد و با ناسزایی او را هم راهی دفتر معاونان کرد!

من فقط رفتم پایین تا ببینم چه خبر شده که مرا هم گرفتند!

جرم شیپورچی، حمل وسایل پسرانه و دمیدن در شیپور و حکمش اخراج و شکستن شیپور!

جرم کسی که مرا بلند صدا کرد، اخلال در نظم عمومی و ایجاد سروصدا در راهرو و بر هم زدن آرامش دیگران و حکمش دادن تعهدی بود که طبق آن تعهدنامه قرار شد که دیگر دوستش را با صدای بلند صدا نزند و 3نمره از انضباطش کسر شد!

جرم من ناشناخته بود اما مجبور به دادن تعهد به دلیل همراهی دوستانم شدم وجرمم در تعهدنامه همراهی با عوامل مخرب و حکمم تعهدی بود که طبق آن باید به دوستانم که به جرم شادی دستگیر شده بودند، اهمیتی ندهم و کسر 3نمره از انضباط! این در حالی بود که معاون مدرسه با پرخاش به من می گفت که در تعهدنامه بنویسم همکاری با اراذل! و بعد از مخالفت من و اصرار من بر ننوشتن واژه اراذل، این واژه را به عوامل مخرب تغییر دادند!

آقای موسوی، چنان خفقانی در این مکان حاکم است که من پارچه سبز رنگی را که برای حمایت از شما به دستم بسته بودم را با هزار زحمت پنهان کردم که مبادا در پاسخ به سوال آنها مجبور به دروغ گفتن شوم! یا ناچار به دادن تعهدی دیگر شوم!

آقای موسوی، من از بی تدبیری و مقتدر نبودن مدیران مدرسه هم شکایت دارم!

چرا که ما خود شنیدیم مدیرمان به معاون گفت که مگر چه کار کردند؟ شیپور را پسشان دهید و بگذارید سر کلاس بروند!

در جواب مدیر، معاون فریاد زد: این کار تو یعنی اینکه من غلط کردم!!

و مدیر در برابرش کوتاه آمد!

بالاخره با پا درمیانی معلمان و تعهد و کسر انضباط از خیر اخراج گذشتند!

اینها فقط مشکلات شخصی من نیست، مشابهش را بسیار خواهید شنید اگر از دانش آموزان وضعیت شان را بپرسید.

خاطره ای دیگر را برایتان بازگو می کنم!

اوایل سال تحصیلی بود و همه آماده بودند برای ایجاد تحولی مثبت در درس خواندنشان و شکست دادن غولی قبل از کنکور و آن هم امتحان نهایی!

برنامه ریزی هفتگی رشته ما بسیار بسیار غیرعقلانی بود و هست!

دبیر یکی از درس هایمان دبیری بسیار توانا بود ولی در هفته دوم او را به دلیل اعتراض یکی از کلاس ها برای آن کلاس گذاشتند و دبیر آن کلاس را برای ما! و در جواب سوال ما که دلیل این تغییر را پرسیدیم، گفتند مدرسه دولتی است! هرکاری بخواهد می کند و شما حق حرف زدن ندارید!

ما که در کودکی چیزهایی درباره جامعه مدنی و حق شهروندی از آقای خاتمی شنیده بودیم، با خودمان فکر کردیم یک حرکت مدنی انجام دهیم و برای اعتراض به این حرکت و برنامه هفتگی مان سر کلاس حاضر نشویم تا مثلا حقمان را پس بگیریم! و بگوییم صرف دولتی بودن مدرسه دلیل بر این نیست که دم نزنیم.

در جواب اعتراضمان گفتند هیچ حقی ندارید و ما به اعتراض ادامه دادیم و بالاخره مدیرمان گفت که دبیری بهتر برایمان می آورد و برنامه هم عوض می شود. ما هم حس خوبی پیدا کردیم و فکر کردیم بزرگ شدیم و حقمان را گرفتیم اما چشمتان روز بد نبیند.

فردای آن روز معاونمان اجازه ورود به کلاس را به ما نداد و ما را ناچار به عذرخواهی کرد و از جانب ما اعلام کرد که پشیمانیم و ما در برابر عمل انجام شده قرار گرفتیم. مدیرمان هم که دیروز آن وعده ها را داده بود، چیزی نگفت!

بعدها به ما گفتند هرکس هر مشکلی دارد، نترسد و بیان کند! من باز هم گول خوردم و حرفشان را باور کردم و مشکلاتمان را بیان کردم ولی نه تنها از شجاعتم استقبال نشد، بلکه لقب جدیدی به من دادند؛ سردسته اغتشاشگران مدرسه!

و باز هم تعهدی دیگر به جرم باور کردن حرف انسان های دورو و بیان کردن مشکلاتم و حکمم، کسر 5نمره از انضباط!

آقای موسوی، اینها حتی در مورد کسر انضباط هم دروغ می گویند و جرات کم کردن انضباط را هم ندارند و تنها حرف های تو خالی برای مخدوش کردن ذهن می زنند چرا که از اول امسال من بیش از 8 تعهد داده ام که قرار شده بود برای هرتعهد 3 الی 5 نمره از انضباطم کم شود! تعهد برای حرف نزدن، تعهد برای نخندیدن، تعهد برای با نشاط نبودن، تعهد برای دفاع نکردن از حقم، تعهد برای اینکه وقتی دیر رسیدم مدرسه از معاون محترم نترسیدم و این بد بود، تعهد برای نخریدن بستنی برای بچه های کلاسمان در روز تولدم و... ولی آیا انضباط «10- » هم داریم؟؟؟ می دانید، چون معدل من بالاست و در مسابقات منطقه ای هم رتبه می آورم و معلمانمان بسیاری از سخت گیری های معاونان و مدرسه را قبول ندارند، نمره انضباطم را کم نمی کنند اما هر بار که تعهد می دهم بیشتر از گذشته از آینده ام ناامید می شوم. 

آقای موسوی، دینداری هم در مدارس، موضوع بسیار جالبی است؛ من از کودکی آموزش دیده ام که نمازم را اول وقت بخوانم اما در نماز جماعت مدرسه شرکت نمی کنم که بیان دلایلش بماند، همین موضوعی است که متهم شوم به بی دینی؛ معاونمان ما را اهالی جهنم می داند و البته خودش را با تمام ظلمی که در حق من دانش آموز دارد، بهشتی. چرا ما را کافر می دانند نمی دانم. اما یک سوال دارم آیا اسلام آن چیزی است که در مدارس به ما می آموزند؟ رعایت ظاهر و ریا کردن جلوی چشم معاون برای اینکه خطاهای دیگرمان را نادیده بگیرد؟ من چه چیزی از اسلام معاونانی که خبرچینی را ترویج می کنند و برای دورویی، امتیاز در نظر می گیرند، یاد بگیرم؟ تهمت؟ دروغ؟ فریب یا شاید ناآگاهی؟

آقای موسوی، دبیرستان ما یکی از دبیرستان های معروف در شمال شهر تهران است و این چنین وضعیتی  را دارد! ولی شنیدم که مدارس مناطق پایین تر برخوردها سختگیرانه تر و بی رحمانه تر است! نمی توانم تصور کنم سختگیرانه تر از این چه می شود؟ این مثال هایی که آوردم، مودبانه ترین و قابل تحمل ترین مثال ها بود که می شد در یک نامه به رییس جمهور آینده نوشت. نوع برخورد با ما طوری است که انگار متهم یا مجرم هستیم و هیچ شخصیتی برای ما قائل نیستند.  

من این را درک می کنم که ممکن است این افرادی که مدیریت و ریاست را بر عهده می گیرند نیت خوبی داشته باشند اما در شرایط متعادلی رشد نکرده باشند و آموزش ندیده باشند تا به آن رشد روحی، معنوی و اجتماعی که همه در تلاش رسیدن به آن هستیم، برسند اما گناه من و امثال من چیست که ما هم در شرایط نامتعادل اجتماعی رشد کنیم؟

من نمی گویم که طرز تفکر همه مثل من باشد ولی کشور آرمانی من کشوریست که برای طرز تفکر من هم ارزش قائل باشد.

از سن ما که گذشت و دوره دانش آموزی مان رو به پایان است ولی این ها را گفتم تا شاید کسی لحظه ای با خود بیندیشد که چه شد که ما ازعرش به فرش آمدیم! که چه بر سر این جامعه آمد که نسل جدید از سیاست کشورش بیزار است. که چه اتفاقی می افتد که این همه جرم و جنایت ناشی از عقده های روانی در این جامعه به وجود می آید. این ها را گفتم که گفته باشم مشکلات ما از سنین دانشجویی و بزرگسالی شروع نمی شود. ما از بدو ورود به دبستان مشکلاتمان شروع می شود و با بی توجهی به مسایل به ظاهر کوچک، این مشکلات روی هم کوهی از عقده، کینه و نفرت را در ما به وجود می آورد و ما نیز این را به جامعه تزریق می کنیم.

آقای موسوی، امروز من حق رای ندارم درحالی که یکی از آرزوهایم بود که اولین رای ام را به شما بدهم اما امیدوارم که دراین رقابت، برنده میدان باشید و اگر رییس جمهور آینده مان شوید که ان شاءالله خواهید شد، تنها خواهشی که دارم این است که مشکلات ما را فراموش نکنید و فراموش نکنید که قدرت را چه کسی به شما داد و هدف از انتخاب شما چه بود.

به امید پیروزی تان در انتخاب برای آمدن روزهای بهتر

یک دانش آموز (ببخشید که اسمم را نمی گویم چون همین طوری هم احتمالا تعهدی دیگر در پیش رو دارم)

به نقل از: خورمزگان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:39 توسط یکی از چند صدای معلم |

رای و تبلیغات

یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.

روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست.»

سناتور گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم.»

سن پیتر گفت: «اما در نامه ی اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید.»

سناتور گفت: «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. می خواهم به بهشت بروم.»

سن پیتر گفت: «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور!»

و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین... پایین... پایین... تا این که به جهنم رسیدند.

در آسانسور که باز شد، سناتور با منظره ی جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آن ها او را دوره کردند و با شادی و خنده ی فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافه ی کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آن ها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.

به سناتور آن قدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آن قدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت.

بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟

سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم.»

بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، این بار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظره ی دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟...»

شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود...امروز دیگر تو رای داده ای!»

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 20:10 توسط یکی از چند صدای معلم |

منطقی باشید!

چرا معلمان هميشه از حقوق دریافتی خود مي نالند؟ آيا 5 تا 6ماه تعطيلي کامل و در خانه ماندن بس نيست؟ آیا معلمان واقعا حساب نکرده اند که حدود 6ماه کامل در خانه هستند؟ پس نبايد آنقدر اذيت کنند که اين 5 ماه را هم از آنها پس بگيرند! راستش اگر جاي يک کارمند بودين چه کار مي کردين 44 ساعت در هفته کجا و 20 ساعت کجا! آخه ساعتهاي معلمان 45 دقيقه است! اينقدر اين معلمان ناشکر هستند و هميشه به خدا گلايه دارند که برکت زندگيشان هميشه کم مي شود (البته نه همه) پس به خود بياييد و نعمت خدا را در مورد آسودگي تان شکر بگوييد.
من خودم خانم هستم ولي خانم ها خیلی بيشتر از آقايان نق مي زنند باور کنيد برخي از آنها در دفتر مدرسه براي اينکه یک وقت چشم نخورند و حتی خود را از نفوس بد کنار بزنند، همش از قرض و قول(قوله) هاي همسرشان صحبت مي کنند و خود را مانند گدا ها جلوه مي کنند! تا می گویند 100هزار یا 50 هزار تومان قرار است به حقوق معلمان اضافه شود فوراً با اعتراض می گویند: ای بابا خدا این حقوق را هم ببرد (یعنی از بین ببرد!) یا می گویند: ای بابا ما زیر فشار قرض از بین رفته ایم این افزایش حقوق ها دردی از ما را درمان نخواهد کرد! چرا بايد معلمان خود را گدا بنامند! خدا وکيلي وضع يک کارمند 44 ساعتي بهتر است يا معلم 20 ساعتي؟ يا معلمي که 400 هزار(تومان)مي گيرد چه تفاوتي با کارمندي که300(هزار)تومان مي گيرد دارد؟ الان تا کسی حرف حساب بگوید همه معلمان دست به یکی کرده و حمله مي کنند که: کار معلمان انسان سازي است بله درست است ولي 5 ماه براي انسان ساز ها هم استراحت در نظر گرفته اند ولي ايا اکثريت آنها در زمان تعطیلی مطالعه و تحقیق مي کنند؟ ایا در زمان استراحت 5 یا 6ماهه 1 هفته به یاد دانش آموزان مردم هستند و به یاد آنها برای حل مشکلات آموزشی و تربیتی آنها هستند؟ پس چرا برخوردشان با بچه مردم مانند زمان قاجار است؟ مگر به روز و آپدیت مي شوند؟ آیا همه معلمان کشور ماهی حداقل یک کتاب می خوانند؟ ایا هر روز نشریه یا مجله مرتبط با شغل خود را می خوانند؟ اگر هم روزنامه بخوانند یک راست می روند سراغ صفحه حوادث!... یا بعضي ها (شاید معلم نما باشند) اينقدر بيسواد هستند که حقوق معلمان آمريکا و اروپا را برای اعتراض و شیطنت به رخ دیگران مي کشند که آنها حقوقشان سر به فلک کشیده است! نه خبری از این ها نیست بدون تحقیق نباید ادعا کرد! ايا مي دانيد معلمان برخی ایالت های آمریکا یا بعضی کشور های اروپایی باید 55 ساعت در هفته کار کنند؟ یعنی حدود 36 ساعت کامل باید در کلاس درس باشند، هر دانش آموز را به صورت موردی بررسی کرده، با خانواده اش ارتباط داشته باشند، بقیه ساعات را هم در صورتی تایید می شوند که تحقيق و تالیف و وبلاگ نويسي و قرار داد با انجمن اوليا و بررسي موردي وضعيت دانش آموزان و هزار وظيفه ديگر را انجام دهند! باور کنید این طور نیست که به هر کسی خواستند پول بدهند و تفاوت زیادی است بین آنکه زیادی زحمت می کشد با آنکه از زیر کار در می رود، مگر معلمان خارجی در خانه نشسته اند و حقوق مفت مي گيرند؟ بررسی دقیق کنید اگر یک معلم در آلمان معادل حدود یک و نیم میلیون تومان ایران حقوق بگیرد در عوض بیش از دو و نیم برابر ایرانیان هم کار می کند و تعطیلات آنها 5 یا 6ماه هم نیست، مهمتر از همه این که باید جوابگوی بازرسان اداره، انجمن اولیا، مدیر مدرسه، انجمن های محلی و غیره هم باشد، راستش شما هم اگر خودتان را قاضی کنید خواهید دانست که در ایران اگر یک معلم اصلاً درس ندهد کسی زیاد با او کاری ندارد اگر کسی خود را هم بکشد برای فرزندان مردم شاید کسی نگوید دستت درد نکند! اینجا یک چیز می ماند کار برای رضای خدا از همه مهمتر است. و صد البته تمام معلمان عزیز ایرانی این جور نیستند که در بالا شرح داده شد. ولی یک بیم داریم!!!!!
بلايي که سر بعضی کشاورزان ايراني در سال قبل آمد سر برخي معلمان هم خواهد آمد آنقدر ناشکري خدا را کردند آنقدر گفتند این چه وضعی است در آمدمان خوب نبود، باران نبود و خدا این نعمت ها را از ریشه بکند، که وضع قحطی و خشکسالی سال 87 همه را شوکه کرد.
پس معلم عزیز! لطفا چشمتان را نبندید و بی دلیل نگویید این چه وضع حقوق و مزایا است؟ نگویید کارمند شرکت نفت 1میلیون تومان می گیرد پس من چه؟ چون او 11 ماه کار می کند ولی تو فقط 6ماه، چون او 11 ماه هر هفته 44 ساعت کار می کند ولی تو 6 ماه کار می کنی آنهم هفته ای 20 ساعت واقعی (در ابتدایی 28 ساعت 45 دقیقه ای!) بله شما انسان ساز هستید و کارمند شرکت گاز، انسان سازی نمی کند نمی دانم کارمند یا کارگر صنعت فولاد با آهن سر و کار دارد ولی هر کسی زحمت خود را هم می کشد... نظر خودتان را به ايميل من ارسال کنيد و آدرس وبلاگ را بدهيد تا بدان پاسخ بگويم.

enteghad_moasbat@yahoo.com

صدای معلم: متن فوق نظرات یکی از خوانندگان محترمه بود که در قسمت نظرات درج شده بود و جهت تنویر افکار عمومی و پاسخ درخور شما خوانندگان محترم به یکی از پست های صدای معلم تبدیل شد.

به نظر من بخشی از فرمایشات ایشان حقیقت دارد و قابل تامل و برخی نیز غیرمنصفانه بوده که در جای خود قابل بررسی و مداقه ی بیشتراست.

این خانم محترمه فرموده اند معلمان ۵تا۶ماه تعطیلی کامل دارند، یا اطلاعات ایشان غلط است و یا بنده و همکارانم تا کنون اشتباهاْ فقط دو ماه تعطیلی داشته ایم. بله تعجب نکنید دو ماه(تیر و مرداد) وقتی که بنده قرار است برای امتحانات خرداد و شهریور نمونه سوال طرح کنم، مراقب امتحانی باشم و اوراق امتحانی را صحیح کنم، چگونه می توانم این ایام را تعطیل قلمداد کنم؟ ضمن این که تعطیلات معلمان تنها یک ماه بیشتر از سایر کارکنان دولت است. سایر کارکنان در سال یک ماه مرخصی دارند و ما معلمان دو ماه. 

پرسیده اند: اگر جاي يک کارمند بودين چه کار مي کردين 44 ساعت در هفته کجا و 20 ساعت کجا! پاسخ من این است: در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است که معلمان نیمی از وقت کار خود را به مطالعه و فعالیت های آموزش و فرهنگی خارج از برنامه ی رسمی مدرسه می پردازند و اگر مسوولین آموزش و پرورش کشور ما توانایی برنامه ریزی و  اداره ی درست زیرمجموعه ی خود را ندارند و امکانات آموزش و پرورش تکاپوی نیاز جامعه را نمی کند آیا ما مقصریم؟! بنده به شخصه ترجیح می دهم در محیط آموزشی و با هزینه ی دولتی کار تحقیقی انجام دهم نه این که با مصرف برق خانگی و پول تلفن شخصی و از جیب شخصی خود به انجام اموری بپردازم که در حقیقت وظیفه ی دولت است. ضمن این که۴۴ساعت روی صندلی راحتی و چرخان لم دادن و در حین کار گل گفتن و شنفتن کجا و ۲۴ ساعت با بچه هایی که اکثر پدر و مادر هایشان ثانیه شماری می کنند تا اول مهر فرا برسد و از شر ایشان برای حداقل ۹ماه هم که شده راحت باشند. 

ایشان فرموده اند ساعت های معلمان ۴۵دقیقه ای است، من نمی دانم این اطلاعات نادرست را از کجا به دست آورده اند؟!  طبیعی است که اطلاعات غلط به نتایج نادرست منتج می شود. کلاس های ما معلمان دبیرستان در مدارس نیمه وقت ۸۰ دقیقه ای و در مدارس تمام وقت ۱۰۰ دقیقه ای است و مانده ام که ۴۵ دقیقه کجا و ۸۰ دقیقه و ۱۰۰ دقیقه کجا؟

در ادامه فرموده اند: "معلمان همیشه به خدا گلایه دارند که برکت زندگيشان هميشه کم مي شود." بنده همیشه خدا را شاکر بوده و هستم ولی این دلیل نمی شود که از مسوولین راضی باشم چرا که عملکرد ایشان را قابل نقد می دانم. ضمن این که جای سوال دارد گلایه معلمان به خدا را ایشان از کجا شنید اند؟ و هر چه ما بنده های خدا از جمله معلمین داریم از همین برکت الهی است و اگر نبود برکت الهی...  

فرموده اند: "خانم معلم ها خود را مانند گدا ها جلوه مي کنند." بنده هرگز این برداشت را نداشته و ندارم بلکه اگر در پوشش ایشان سادگی مشاهده کرده ام، آراستگی نیز همراه آنان بوده و سخن ایشان را توهین بزرگی قلمداد می کنم و امیدوارم که در پیشگاه الهی- این اول معلم عالم- بتوانند پاسخگوی توهین شان باشند!

فرموده اند: "الان تا کسی حرف حساب بگوید همه معلمان دست به یکی کرده و حمله مي کنند." در پاسخ باید گفت حرف حساب که جواب ندارد و اگر ما معلمان دست به یکی کرده بودیم که طومار خیلی ها در هم پیچیده بود! فراموش نکنیم که انقلاب اسلامی ایران از مدارس شروع شد و به دانشگاه ها و صحن جامعه کشیده شد. پس وای به روزی که معلم ها دست به یکی کنند که آن وقت نه از تاک نشان ماند نه از تاک نشان!

ایشان داد سخن داده اند که: "بدون تحقیق نباید ادعا کرد!" بنده به نوبه ی خود  گمان نمی کنم ادعاهای ایشان مبنی بر تحقیق باشد.

البته با این فرمایششان موافقم که "کار برای رضای خدا از همه مهمتر است."

یاد این سخن حضرت علی(ع) افتادم که در مقابل خوارج نهروان گفت: "کلمة الحق یراد بها الباطل"

دنباله ی مطلب را به شما خوانندگان فهیم وا می گذارم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:9 توسط یکی از چند صدای معلم |

ای منتظر نظام هماهنگ... روزت مبارک!

به نظر می رسد تنها تفاوت هفته بزرگداشت مقام معلم امسال با سنوات گذشته، در پیامک های طنز آمیزی بود که به همین مناسبت و در آستانه ی این هفته بین معلمان رد و بدل گردید. این از ویژگی های جامعه و مردم ماست که وقتی در برخورد با پدیده های اجتماعی، نتوانند نارضایتی خود را از راه های معقول و منطقی ابراز کنند یا اعتراض خود را در بهبود امور بی اثر ببینند  رو به سوی لطیفه و طنز آورده و هزاران کنایه و متلک را بر مسببین آن موضوع بار می کنند.

واقعیت آن است که وقتی مسئله ای در جامعه ما به طنز کشیده شد و همه زیر و بم آن نیز مورد هجو قرار گرفت، دیگر نمی توان به بهبود آن موضوع حداقل در کوتاه مدت امید چندانی داشت. مسئله آموزش و پرورش و هفته ی بزرگداشت مقام معلم از آن موضوعاتی است که سال ها ذهن و فکر بسیاری از صاحبنظران و دردمندان جامعه را به خود معطوف داشته و بسیاری از آنان کوشیده اند تا راز این همه تفاوت بین گفتار و کردار متولیان جامعه ما در خصوص معلم و کرامت او را مکشوف سازند. برخی معتقدند مسئولان آموزش و پرورش واقعا با دردها و مشکلات آموزش و پرورش بیگانه اند و نمی دانند مسئله ی اصلی این وزارتخانه عریض و طویل چیست و راهکار منطقی برای زدودن نارسایی های آن کدام است. به همین دلیل وقتی صحبت از هفته ی بزرگداشت مقام معلم می شود با اجرای برخی اقدامات سمبلیک و سطحی مانند دیدار گروهی از معلمان دستچین شده با مقامات عالی نظام و... فکر می کنند که همه ی مشکلات آموزش و پرورش را حل کرده اند.

واقعیت آن است که دستگاه آموزش و پرورش ایران به حدی در مشکلات خود غوطه ور است که تبیین همه ی مسائل آن به چندین کتاب قطور نیاز دارد. در حالی که در همه ی دنیا تامین بودجه آموزشی کشورها بعد از بودجه های دفاعی و امنیتی در ردیف دوم اهمیت قرار دارد، مسئله اصلی و اساسی آموزش و پرورش ایران کسری بودجه است که از رقم 3300 میلیارد تومان در پایان دولت اصلاحات به رقم 7000 میلیارد تومان در پایان دولت اصولگرای احمدی نژاد افزایش یافته است. از تعداد 90 هزار مدرسه کشور بیش از 27 هزار مدرسه آن غیر مقاوم بوده، 32 هزار مدرسه دیگر تخریبی و خطر آفرین است که هر لحظه جان دانش آموزان را تهدید می کند  و 5 هزار مدرسه نیز در فضاهای استیجاری قرار دارد که بعضی اوقات این وزارتخانه برای آواره نشدن دانش آموزان و جلوگیری از حکم تخلیه ی آنان، دست به دامان قوه ی قضائیه می شود. از حدود 14میلیون جمعیت دانش آموزی این مملکت، بیش از 9میلیون نفر آنان از آموزش مناسب برخوردار نبوده و در مدارس دو نوبته تحصیل می کنند به گونه ای که در حال حاضر بیش از 150هزار کلاس درس در شرایط دو نوبته قرار دارد. بی توجهی به مدارس و نظام آموزشی دولتی، سبب شکل گیری نوعی مدارس طبقاتی در جامعه ی ما شده که تداعی کننده نظام کاستی در برخی از کشورهای آسیایی است. از یک سو اصل 30 قانون اساسی بر رایگان بودن آموزش عمومی کشور تصریح دارد اما از سوی دیگر شهریه ی برخی مدارس غیرانتفاعی شهرهای بزرگ ایران، بعضا 4برابر شهریه ی دانشگاه های غیر دولتی می باشد. این که در این مدارس چه دانش آموزانی ثبت نام کرده و فرزندان چه اشخاصی مشغول تحصیل هستند تا در آینده مقدرات این جامعه فلک زده را به دست گیرند نیاز به توضیح اضافی ندارد. مسائل تربیتی، افت تحصیلی، تغذیه ی نامناسب، شیوع مواد مخدر در میان مدارس و ترک تحصیل دانش آموزان از مهمترین چالش ها و معضلات آموزش و پرورش است که تاکنون اقدام مناسبی برای حل آن ها از سوی مسئولان این وزارتخانه به عمل نیامده است. در چنین فضایی معلمان ما باید به امر مقدس تعلیم و تربیت مشغول شده و تمام هم و غم خود را مصروف تربیت نسل آینده ساز این جامعه نمایند. معلمانی که با هزاران درد پیدا و پنهان در زندگی خود دست به گریبان بوده و حیات مشقت بار خود را در زیر فشار سنگین معیشت به سختی تداوم می دهند. بیش از 70 درصد معلمان ابتدایی، 50 درصد معلمان راهنمایی و 30 درصد معلمان دبیرستان دارای شغل دوم هستند. در چنین شرایطی کار تعلیم و تربیت به سامان نبوده و معلمان نمی توانند در فرایند آموزش اثرگذاری چندانی داشته باشند. شاید اشاره به یک موضوع کوچک بتواند همه دردها و نارسایی های معلمانی که در این هفته قرار است مقامشان بزرگ جلوه داده شود را به درستی تبیین نماید.

در یک پروژه ی تحقیقی وقتی پژوهشگر نظر دانش آموزی را در خصوص نحوه ی تدریس معلمش از او می پرسد پاسخ می دهد: "از روزی که به طور تصادفی معلم خود را شب ها با ماشین قراضه اش مشغول مسافر کشی دیدم، وقتی سر کلاس چرت می زند زیاد از او دلگیر نمی شوم!"  

زمهریر

صدای معلم: به منظور تنویر افکار خصوصی!!! چند پیامکی که در هفته ی معلم به دستم رسید از نظر شما می گذرد:

ای تعبیر نوین ایثار!

ای موسیقی زیبای روزگار!

ای راهب شهر مهر!

از دستانت کرامت و از لبانت کلام حق جاری است

ای قامت بلند فداکاری!

تو را سپاس!

..................

اوّلین روز دبستان، بازگرد!

کودکی های قشنگم، بازگرد!

کاش می شد باز کودک می شدیم!

لااقل یک روز کودک می شدیم!

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچ ها که بودش به دوش

ای معلّم، نام و هم یادت به خیر!

یاد درس آب بابایت به خیر!

ای معلّم ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشق ها را خط بزن!

...............................................

هر روز برایت رؤیایی باشد در دست نه دوردست!

عشقی باشد در دل نه در سر!

و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرّگی!

............................................................

دستاوردهای دولت نهم در آموزش و پرورش:

1.        عدم افزایش حقوق متناسب با نرخ تورّم

2.        عدم پرداخت پاداش 176ساعت ضمن خدمت

3.        عدم پرداخت یارانه ی مسکن

4.        حذف حقّ محرومیّت مناطق محروم

5.        عدم پرداخت مرخّصی مناطق محروم

6.        عدم پرداحت پاداش مناطق محروم

7.        ادغام کلاس ها و...

.........................................

گر چه گل در فصل گل بوییدنی است

دست هایت تا ابد بوسیدنی است

.................................................

ای منتظر نظام هماهنگ!

ای گردن کج!

ای زیر خطّ فقر!
ای مصرف کننده!

ای زیادی!

ای منتظر پاداش!

ای منتظر حقوق عقب مانده!

روزت مبارک!

..................

ستیز من با تاریکی است و برای نبرد با تاریکی؛ شمشیر برنمی کشم، چراغ می افروزم.

..............................................

در کشور ما وضع چنین است بدانید:

آنکس که بداند و بداند که بداند؛ باید برود غاز به کنجی بچراند.

آنکس که بداند و نداند که بداند؛ باید برود خویش به گوری بتپاند.

آنکس که نداند و بداند که نداند؛ با پارتی و پولش لنگان خرک خویش براند.

آنکس که نداند و نداند که نداند؛ بر پست ریاست ابد الدّهر بماند.

پی نوشت: صدای معلم از درج برخی پیام ها که از تعابیر نامناسب برای مسوولین استفاده شده بود معذور است!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:28 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارش تجمع معلمین شهرستان سنندج

دوشنبه 14/2/1388 برابر فراخوان شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان سراسر کشورحدود 1000 نفر از فرهنگیان ( شاغل ، بازنشسته و حق التدریسی ) شهرستان سنندج از ساعت 1 الی 3 بعد از ظهر در حیاط سازمان آموزش و پرورش استان کردستان ، بار دیگر اتحاد و همدلی خود را با تمام فرهنگیان ایران به اثبات رسانده و خواهان رفع تبعیض کامل و اجرای قانون نظام هماهنگ شدند .

در این تجمع تعدادی از فعالین صنفی با ایراد سخنرانی از مطالبات بحق فرهنگیان تمام کشور دفاع نمودند .

تجمع بدون هیچگونه برخوردی ودر نهایت آرامش و با خواندن قطعنامه ای به حرکت اعتراضی خود در ساعت مقرر پایان داد .

بسیاری از همکاران معتقدند اگر این تحصنها و تجمعها به نتیجه و خواست همکاران نرسد حاضر هستند اعتراضات وسیعتر و گسترده تری را دنبال کنند و حتی عده ای از همکاران از تحریم برگزاری امتحانات خرداد سخن می گفتند و معتقد بودند اگر شورای هماهنگی صلاح بداند ما از شرکت در برگزاری امتحانات امتناع خواهیم کرد.

(قطعنامه پایانی چهاردهم اردیبهشت8 138 انجمن صنفی معلمان کردستان)

1- فرهنگیان کردستان ضمن اعلام حمایت و پشتیبانی از تمام فرهنگیان ایران اجرای لایحه خدمات کشوری را از اهم مطالبات خود می دانند.
2- ما خواهان برسمیت شناخته شدن حق تشکل و اعتصاب برای فرهنگیان هستیم.
3- ایجاد هرسیستم آموزشی بدون حضور و مشارکت معلمان به عنوان متولیان اصلی آموزش در تصمیم سازی ها امکان پذیر نمی باشد لذا مشارکت واقعی معلمان در تمام سطوح آموزش و پرورش خواسته ی ما فرهنگیان کردستان خواهد بود.
4- احیای فضای اعتماد میان معلمان و مسئولین فقط به بسته شدن پرونده ها ی مفتوح همکاران و لغو احکام صادره بستگی دارد. ما خواهان پایان دادن به فضای غیره فرهنگی درآموزش و پرورش هستیم و هر چه زودتر بدون هیچ قید و شرطی باید احکام صادره برای فعالان صنفی لغو شود.
5- با عنایت به اینکه سیستم قضای جمهوری اسلامی بیگناه بودن فرزاد کمانگر را مورد تأیید قرار داده است ما خواهان آزادی و بازگشت ایشان به میان خانواده ی معلمان کردستان هستیم.
6- با یاد آوری همکار در تبعید، اسکندر لطفی، خواستار لغو حکم تبعید ایشان هستیم.
7- ما نهادینه کردن نظام مدیریت انتخابی در مدارس و تسری آن به مدیران مناطق و استانی را خواستاریم.
8- ما خواستار توسعه آزادی بیان در آموزش و پرورش هستیم.
9- ما خواستار لغو حکم تبعید آقای جمال خوال از معلمان دلسوز سنندج هستیم.
10- ما فرهنگیان کردستان پشتیبانی خود را از مطالبات صنفی کارگران، پرستاران، روزنامه نگاران و سایر اقشار جامعه اعلام می داریم.

انجمن صنفی معلمان کردستان14/2/88

زانیاری

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:56 توسط یکی از چند صدای معلم |

تجمع اعتراضی معلمان در تهران سرکوب شد

امروز دوشنبه ساعت 13 تجمع معلمان در مقابل وزارت آموزش و پرورش در بدو شکل گیری با هجوم نیروهای امنیتی پلیس و لباس شخصی روبرو شد تجمعی که در اعتراض به اجرا نشدن قانون خدمات کشوری و با فراخوان کانون صنفی معلمان در حال شکل گیری بود. برخورد پلیس همراه با ضرب و شتم معلمان و نیز توهین و ناسزا بود و تعدادی از معلمان نیز دستگیر شدند اگر چه تعدادی از بازداشت شده ها در طی تجمع آزاد شدند ولی تا آخرین لحظه از آقای بداغی که همراه با ضرب و شتم دستگیر شد خبری نبود. با وجود این برخوردها معلمان بر حق خود پای فشاری کردند و از خیابان سپهبد قرنی تا خیابان طالقانی به راهپیمایی پرداختند تعداد معدود معلمان، اما مصمم در طی مسیر با  دادن شعار هایی از قبیل "معلم می میرد ذلت نمی پذیرد" توجه مردم را به خواسته های برابری خواهانه خود جلب نمودند در طول مسیر اگر مردم از علت این راهپیمایی نمادین سوال می کردند یا قصد پیوستن به معلمان را داشتند با برخورد شدید نیروهای امنیتی روبرو می شدند در طی این راهپیمایی نمادین و کوتاه که تا نزدیک پل حافظ به طول کشید پلیس معلمان را محاصره کرده بود تعداد اندک خانم ها در این مراسم و ایستادگی اشان در مقابل پلیس قابل تحسین و در خور توجه بود در نهایت پلیس با دو تکه کردن جمعیت معلمان و تهدید به دستگیری و ضرب و شتم توانست هسته شکل گرفته را متلاشی کند در حالی که به مسولین کانون قول می داد معلمان دستگیر شده را آزاد می نماید.

 بی شک  کسانی که امروز با مشت و لگد به جان معلم ها افتادند در حالی که معلمان را ناسزا گویان خطاب قرار می دادند که "چرا به خانه هایتان نمی روید ساعت2شد می خواهیم به خانه برویم" هرگز در مقابل خانواده خویش علت خستگی خود را نمی توانند توضیح دهند آنها در برابر فرزندانشان که از آنها  می پرسند پدر جان امروز چرا انرژی نداری و خسته ای؟ آنها با کمال شرمندگی حرفی برای گفتن ندارند. اما ما فردا در مدارس بار دیگر به فرزندان آنها خواهیم آموخت که چگونه از حق خود دفاع  کنند و باز برای فرزندانشان توضیح می دهیم که حق گرفتنی است و ظلم پایدار نمی ماند و اگر آنها پدران خوبی! باشند و پی گیر درس فرزندان خود، وقتی با سوال فرزندان خود روبرو می شوند که  "راستی بابا! از حق خود چگونه دفاع کنیم؟" بیشتر شرمگین خواهند شد.

آری اگر خیابان به زور قدرت باتوم و چکمه در تسخیر شماست قلب کودکان شما در تسخیر ماست هی! آقایی که اتکتت را کنده ای که من نشناسمت! اگر اتکت هم داشتی و می شناختمت و فرزندت هم دانش آموز من بود سعی می کردم درس شرف و آزادگی را برایش خوب تشریح کنم بی شک بیشتر از دانش آموزان دیگر برایش وقت می گذاشتم تا خلا هایش را جبران کنم مدرسه خانه دوم فرزند توست و ما انجا هستیم با همین افکاری که دیدی و لعن و نفرینی که نثارمان کردی.

پ.ن :در بین جمعیت، معلم 20 سال خویش را دیدم که با عصا امده بود امیدوارم برایش اتفاقی نیافتاده باشد آخر آقایان دیگر هیچ حرمتی نمی شناسند.

به نقل از: هیمه


دستگيري رسول بداغي عضو هيئت مديره كانون صنفي معلمان در اجتماع امروز
 
 آقای رسول بداغی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران امروز در حین راهپیمایی اجباری که از سوی ماموران امنیتی و پلیس امنیت بر حاضرین در مقابل وزارت آموزش و پرورش تحمیل گردید دستگیر شد .  ماموران معذور ! فر هنگیانی را که برای تجمعی آرام در مقابل وزارت آموزش و پرورش گرد می آمدند  را با حرکات وحشیانه و لگد و هل دادن و بعضا درگیر شدن و کشیده و باتوم زدن به جلو می راندند و فرهنگیان مظلوم را از جلوی وزارت آموزش و پرورش دور نمودند . امنیتی های مدعی وزن سنجی صبر یا ظرفیت دیدن وزن کانون صنفی معلمان را نداشتند در این بین برای ارعاب فرهنگیان هر از چند گاه یکی ازآنان را نیز گرفته و از جمع جدا کرده و می بردند . ازجمله آقای بهشتی سختگوی کانون که با بی حرمتی و حرکات یاد شده و تهدید روبرو شد دستانش را جلو برده و گفت : چرا می زنید . چرا بی حرمتی می کنید . می خواهید ببرید ؟ ببرید . ماموران او را گرفتند که با واکنش شدید حضار او را رها نمودند . دبیر دیگری را نیز از ابتدا گرفته بودند که با پیگیری معلمان او را رها کردند . در این بین هر از چند گاه به یکی از معلمان حمله می شد . آقای سوری از دیگر دبیرانی بود که چند نفری به او حمله کرده بودند . و نیک نژاد معلمی که بر صورتش چنان سیلی ای زدند که جایش مانده بود و با باتوم بر کمرش زدند . این حرکات  در هفته معلم هدایایی بود که به فرهنگیانی تقدیم شد که برای اجرای قانونی که شش ماه است توسط دولت بر اجرای آن پیمان شکنی شده تجمعی آرام را آغاز کرده بودند . در بین راه تعداد زیادی از ماموران امنیتی همگی دوربین به دست از معلمان فیلم می گرفتند ..یکی از ماموران در این بین افراد را شناسایی می کرد و می گفت چه کسانی را بگیرند . از پشت به او لگد می زدند و وقتی او اعتراض می کرد چند نفری با او گلاویز می شدند . پلاکاردی در دست  خانم معلمی بود که نوشته بود : به داد آموزش و پرورش برسید رسول بداغی عضو هیئت مدیره کانون صنفی که فریاد زد : چرا ما معلمان مظلوم را می زنید ؟ موردغضب واقع شد و ماموران چند نفره بر سر او ریخته و به ضرب و شتم او پرداختند . جمعیت که به اجبار ماموران در خیابان حرکت می کرد پس از راهپیمایی طولانی توسط ماموران تهدید شدند که در انتهای خیابان همگی دستگیر خواهید شد . معلمان آزادی بداغی را شرط تفرق خود اعلام کردند  ماموران قول دادند حد اکثر تا دو ساعت آینده بداغی آزاد می شود .معلمان پافشاری کردند و ماموران گفتند او الان اینجا نیست ولی قول می دهیم اگر متفرق شوید سریع او را آزاد می کنیم  .  جمعیت برای آزادی بداغی به خاطر قول ماموران  کم کم منفرق شدند . همکاران گروه گروه در خیابانهای اطراف دیده می شدند که برای اجتماع در مقابل وزارتخانه آمده بودند و متفرق شده بودند . در میدان فلسطین جمعی از معلمان ایستاده بودند . عبدی  ، دهقان و ...تعدادی از معلمان اسلامشهر و ... در بین جمع بودند  و خبر دستگیری بداغی آنها را آشفته نمود . بهشتی و عبدی برای صحبت کردن با خسروی رفتند . حدود 45 دقیقه طول کشید تا بیایند . عبدی گفت قول دادند که تا 2 ساعت دیگر آزاد می شود . ساعت 8 شب شد وبداغی نیامد . خانواده اش نگرانند و دوستان آهسته آهسته به فکر افتاده اند تا مسئله را به اطلاع همسر و فرزند خردسالش برسانند .  تماس از طرف اعضای کانون با پلیس امنیت برای آزادی بداغی  با این پاسخ روبرو شد : جرم او درگیری با پلیس ! است و سعی می کنیم با رافت اسلامی  !؟ با او رفتار کنیم . او امشب اینجا می ماند . آری این است قول یک گروه پلیس به معلمین این کشور ! رفتاری که  با معلمان می شود در تاریخ ثبت خواهد شد . در هفته ی معلم با معلم جه کردند ؟ خدایا تو شاهد بودی و چه شاهدی از تو والاتر . خدایا ..... معلم مظلوم بر خلاف وعده ای که داده شد امشب به جرم حمله ی ماموران به فرهنگیان زندانی می ماند . امان از روزی که همه چیز وارونه باشد وامان از روزی که ماموران قانون دروغ بگویند و به اخلاق پشت پا بزنند.

   مهدی بهلولی ، عضو کانون صنفی معلمان، 14/2/88

"معلم به پا خیز  برای رفع تبیعض"

"معلم می میرد   ذلت نمی پذیرد"

 وقتی امروز یک بار دیگر این دو شعار بلند آوازه ی فرهنگیان ، به آسمان برخاست ، هم زندگی و زنده بودن این جماعت را نوید  و هم ادامه ی ستم و تبعیض دیرینه را خبر می داد.  محوطه ی روبروی وزارت خا نه ، امروز14/2/88 میهمان فرهنگیانی بود که به فراخوان کانون صنفی معلمان ، گرد هم آمده بودند تا به نزد افکار عمومی ، از فریب کاری و ناراستی  دولت واخواست نمایند. اینان روبروی وزارت خانه  همچنین می خواستند ، بی باکی (؟) وزیر را آزمون کنند . آخر این  علی احمدی کم ادعا نداشته و ندارد و روزگاری دربدر به دنبال آموزگاران پرشر و شور می گشت ! اما به گواهی باغانی ، دبیرکل کانون ، وزیر در وزارت خانه نمانده بود!؟  باغانی در آغاز گردهمایی به درون وزارت خانه رفته بود تا با وزیر سخن بگوید. اما هرچه گشته بود کمتر یافته بود! گویا وزیر نیز به هنگام معرکه ، قافیه را باخته بود! یکی از آن میان  گفت : از این وزیری که به گفته ی خویش " ذلیل بودجه " است نباید چشمداشتی داشت . شرط می بندم او نیز همچون فرشیدی بی لیاقت ، تنها به کتک خوردن فرهنگیان خواهد نگریست!

       پس از دقایقی که جمعیت به نزدیک صد نفری رسیده ، هسته ی نخستین گردهمایی پیکری یافته بود، پلیس آغاز به تهدید کرد. پلیس با زیر پا گذاشتن قانون اساسی که چنین گردهمایی را آزاد دانسته است ، پیاپی فرمان پراکنده شدن می داد. رفته رفته ، لحن و آهنگ تهدید ، خشن ترشد و ضربه ها ولگدها و توهین ها آغاز شد! از سویی فرهنگیان نیز فریاد به پا خاستن می دادند: "معلم به پا خیز ‍..."  شاید خطاب به آن دسته از فرهنگیان ناتوان و ترسو! که تنها در دفتر مدرسه نشسته ، نق می زنند و می نالند! بداقی که چسبده به پلیس و با بگومگو با آنها حرکت می کرد و همچنین با صدایی بلند و محکم شعار می داد از سوی افسری که از دیگران پرخاشگرتر بود مورد ضرب و شتم واقع شد و دستگیر گردید. دیگران نیز یکی یکی کتک خوردند و توهین شنیدند. چند نفری از افسران ،  به سر یکی از دوستان ارومیه ای ریختند و او را می زدند.  بهشتی دهانش خونی شده بود. برگونه ی دوستی دیگر ، ناجوانمردانه آنچنان سیلی سختی زدند که عینکش چندین متر پرتاب گردید.

    گردهمایی ، ناخواسته ، بدل به یک راهپیمایی شده بود. پس از نیم ساعتی و دور شدن خیابانی از وزارت ، گرداگرد معلمان را پلیس گرفته بود. معلمان حاضر شدند که پراکنده شوند به شرط آزادی بداقی. پلیس قول داد که اگر معلمان پراکنده شوند همان دم بداقی آزاد خواهد شد. اما پلیس نیز مانند دولت ، یک بار دیگر دروغ گفت! ( تاکنون که چندین ساعت از بازداشت بداقی می گذرد او را همچنان آزاد نکرده اند)

    راستی فرهنگیان برای چه کتک می خورند!؟ برای چه زندان می روند و برای چه تبعید می شوند!؟ مگر اینجا آزادترین کشور جهان نیست!؟ مگر ریس جمهور ما پیاپی از آزادی و عدالت جهانی سخن نمی گوید؟ مگر سنگ زیربنای عدالت ، اخلاق نیست؟  مگر رییس جمهور نگفت که از 1/1/88 قانون خدمات کشوری را اجرا خواهد نمود؟ نکند باز سروکله کمبود بودجه پیدا شده است؟ راستی نمی شد از آن 4 میلیارد دلار گمشده ، کمی هم درآموزش و پرورش گم می شد؟ راستی نمی شد از آن 54 درصد انحراف از بودجه ، کمی هم به سوی آموزش و پرورش انحراف می یافت!؟

       فرزانه ای گفته بود : "فریاد گریه ی کودکان گرسنه ، سامان دروغین جهان را زیر سوآل می برد" اکنون این روزگار ما فرهنگیان - که سال هاست در هر تجمع کوچک و بزرگ مان ، هم توهین می شنویم و هم کتک می خوریم و هم زندان می رویم – هویت راستین و اخلاقی  سیاست این دیار را سخت پرسش برانگیز می کند.

    ( دوستان برای نوشتن شرایط روحی مناسبی نداشتم . بنابراین نتوانستم آن چنان که باید و شاید بنویسم. اما با این وجود می خواهم این نوشته ی ناچیز را به دوست گرامی ام " رسول بداقی" تقدیم کنم که امروز دلیرانه درگیر شد اما در همان زمان نیز می خندید. به امید آزادی بداقی و همچنین سجاد خاکساری که  اکنون نزدیک به ده روز است که در زندان بسر می برد)


گزارشي از تجمع روز دوشنبه معلمان

ساعت حدود 12:45 بود که به وزارتخانه رسیدم. خیابان های مجاور و محوطه را بررسی کردم. هیچ مامور نیروی انتظامی و یا یگان ویژه ای در آن ساعت جلوی وزارتخانه یا خیابان های اطراف ندیدم، فقط یک خودرو سمند راهنمایی و رانندگی با دو تا سه نفر مامور پلیس در آن نزدیکی پارک شده بود که آن ها هم بسیار طبیعی می نمود. در این فاصله ی زمانی تعدادی از همکاران با من تماس گرفتند و اوضاع را پرسیدند و من به آن ها گفتم هیچ وضع غیر طبیعی وجود ندارد، خوشحال شدم که بر خلاف زمان های قبل دیگر خبری از یگان ویژه و انبوه نیروی انتظامی و گارد ضد شورش نیست، فکر کردم نیروهای امنیتی و انتظامی از نیت ما با خبر بودند، چون در آخرین جلسه و آخرین گفتگوهایی که قبل از تجمع یا اعضای هیئت مدیره داشتیم قرار شده بود که هیچ شعاری داده نشود، سخنرانی نداشته باشیم، داد و فریادی نباشد. تنها چند پلاکارد که حاوی شعارهایی دال بر خواسته های ما مبنی بر اجرای قانون و رسیدگی به وضع مدارس و استاندارد سازی آموزش و پرورش باشد و با سکوت خود از سوء استفاده های احتمالی از تجمع توسط برخی از افراد غیر صنفی جلوگیری کنیم، تا این جا همه چیز عادی بود و بنده احساس رضایت خاطر می کردم، هنوز همکاران مقابل وزارتخانه نیامده بودند و اگر هم بودند در محوطه اوضاع را ارزیابی می کردند، وارد وزارتخانه شدم، ابتدای در ورودی چند نفر از همکاران را دیدم که روی صندلی های انتظار نشسته اند، داخل وزارتخانه ابتدای ورودی به طور چشمگیری نیروهای حراست اداری و نگهبان توجه ام را جلب کرد. از در گوشی صحبت کردن آن ها و پچ پچ کردنشان، این طور بر می آمد که فضای رعب آلودی داخل وزارتخانه حاکم است. از آن جا خارج شدم و دیدم در چند قدمی مقابل وزارتخانه تعدادی همکار خانم نشسته اند، ایستادم و طولی نکشید که دیدم همکاران در گروه های چند نفری در حال آمدن به جلوی وزارتخانه اند. با آنهایی که می شناختم یا بنده را می شناختند احوالپرسی کردم، در همین حال آقای باغانی (دبیر کل کانون) رسید و به من گفت که می روم داخل وزارتخانه، بلکه موفق شوم، از وزیر دعوت کنم برایمان صحبت کند و یا حداقل ملاقاتی با ایشان ترتیب دهم. به همکاران بگو منتظر باشند، ساعت حدود یک و نیم بعدازظهر شده بود و تعداد همکاران به سرعت در حال افزایش بود و می دیدم که گروه گروه از محوطه وزارتخانه و خیابان های مجاور در حال آمدن بودند، ناگهان متوجه شدم ده تا پانزده نفر افسر و درجه دار نیروی انتظامی که هیچکدام هم اتیکت ندارند به جمعیت که حالا تعداد آن ها حدود 100 نفر شده بود نزدیک شدند و از جمعیت می خواهند که متفرق شوند، نزدیک رفتم و به یکی از آن ها که سروان بود گفتم، جناب ما قصد هیچ شعار یا سخنرانی نداریم، تنها می خواهیم وزیر یا مقام مسئولی در مورد عدم اجرای قانون که شانزده ماه از تصویب نهایی آن گذشته پاسخگو باشد و به شما به عنوان عضو هیئت مدیره کانون قول می دهم که هیچ سوء تفاهمی نشود. سخنرانی هم نداریم و هیچ شعاری داده نمی شود. آقای باغانی دبیرکل مان نیز رفته بالا که اگر بتواند وزیر را دعوت کند به سخنرانی در جمع و شنیدن سخن همکاران. اگر هم اجازه دهند به نمازخانه می رویم و می مانیم، از او خواهش کردم که اگر خودش هم مسئولیتی ندارد پیشنهادم را با فرمانده شان در میان بگذارد و زمان زیادی نگذشت که جواب او و همکارانش این بود که به هیچ وجه امکان پذیر نیست و ما فقط وظیفه داریم شما را متفرق کنیم، به خانه هایتان بروید و با صدایی بلند شروع به متفرق کردن همکاران نمودند. در این بین تعدادی از همکاران، می گفتند، این جا وزارتخانه آموزش و پرورش است و ما معلم هستیم، به چه دلیل متفرق شویم. خواهان حضور وزیر برای تعامل و گفتگوئیم ولی آن چه گوش شنوایی برای آن نبود این حرف ها بود، ماموران با هل دادن و فریاد زدن خواهان متفرق شدن همکاران بودند که واکنش بعضی از همکاران به این نوع اهانت تشدید برخوردها ی ماموران و ناسزاگویی را همراه داشت. همکاران که با این وضع روبرو شدند به اجبار ماموران، در خیابان سپهبد قرنی به طرف شمال در پیاده رو به حرکت در آمدند که انبوه ماموران که حالا تعداد آن ها خیلی زیادتر شده بود بود با محاصره پیاده رو و خیابان از ملحق شدن سایر همکاران به جمعیت و انبوه مردمی که برای با خبر شدن از اوضاع کنجکاو شده بودند جلوگیری می کردند، توهین ها و لگد زدن ها و هل دادن های ماموران هر لحظه شدیدتر می شد که واکنش همکاران سردادن شعارهایی از قبیل: معلم می میرد، ذلت نمی پذیرد. معلم شده خسته، تبعیض دیگه بسه و حمل پلاکاردهایی با مضمون استاندارد سازی مدارس، سیاست زدایی از آموزش و پرورش بود در این بین یکی از همکاران عضو هیئت مدیره به نام آقای بداقی توسط چند مامور به طرز وحشتناکی در انظار مردم و همکاران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشان کشان او را از جمعیت دور کردند، همکاران دیگری که به اعتراض این رفتار بر آمدند از جمله آقای نیک نژاد از اعضای کانون صنفی به طرز فجیعی ضرب و شتم شد و مامور ی ناخودآگاه آن چنان سیلی به صورت او زد که عینکش چند متر آن طرف تر افتاد و خود به چشم خودم دیدم که ماموری که ستوان یکم بود با گارد گرفتن در مقابل او مشت محکمی به سینه او کوبید. صحنه هایی در برخورد با معلمان فرزندان مملکت آفریده شد که حقیقتا قلم از بیان آن ها شرمگین است، همکار دیگری از اعضای کانون صنفی به نام آقای بهلولی به مراتب بدتر از آقای نیک نژاد ضرب و شتم شد به طوری که یکی از مامورین باتومی به کمر او کوبید که تا مدتی توان بلند شدن نداشت. در همین زمان آقای بهشتی سخنگوی کانون به ماموران نزدیک شد و با صدای بلند گفت: اگر می خواهید ببرید این دستان من بفرمایید. چرا می زنید؟ چرا توهین می کنید؟ مگر ما چه می خواهیم که ناگهان تعدادی مامور با گرفتن او و پرت کردنش به کناری برای بردن او اقدام کردند. حتی یکی از آن ها مشتی به صورت او کوبید که با فریادهای اعتراض همکاران دوباره او را به جمعیت برگرداند که اصابت مشت دهان او را خونین کرده بود. زدن ها و توهین های مامورین تا اواسط خیابان طالقانی ادامه داشت و همکاران به طرف سازمان آموزش و پرورش در حال حرکت بودند که ماموری با لباس شخصی که از ابتدا فرماندهی مامورین را به عهده داشت به میان جمعیت آمد و با آقای باغانی صحبت کرد، شنیدم که ایشان می گفت اگر قصد دارید به سازمان آموزش و پرورش بروید اخطار می دهم که مامورین در آن جا مستقر شده اند و همه را دستگیر می کنند، ایشان ضمن مشورت با تعدادی از اعضای هیئت مدیره که در دسترس بودند شرط پایان راهپیمایی را آزادی آقای بداقی و همکاران دیگری که نام آن ها را نمی دانستیم اعلام کرد که فرمانده ماموران گفت تا دو ساعت دیگر آزاد می شوند (به شما قول می دهم) که البته این وعده هم عمل نشد بلکه بداقی همراه با دو فرهنگی دستگیر شده دیگر یعنی خانم بادپر و  آقای  علی عالمی  روانه دادگاه شده و تا فردای آن روز زندانی ماندند  و ساعت حدود 14:20 بود که با درخواست آقای باغانی همکاران متفرق شدند و به این ترتیب یک روز سیاه دیگر برای آموزش و پرورش و معلمان در صفحه تاریخ کشورمان رقم خورد.

محمود باقری، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران

به نقل از سایت خبری میزان کد خبر : 7231    

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:26 توسط یکی از چند صدای معلم |

بيانيه دهم ارديبهشت كانون صنفي معلمان ايران

 
 
به نام خداوند جان و خرد

تپيدن هاي دل ها ناله شد آهسته آهسته           رساتر گرشود اين ناله ها فرياد مي گردد

فرهنگيان عزيز، ملت شريف ايران

 روزهاي ششم، هفتم وهشتم ارديبهشت ماه 88  مدارس تهران و بسياري از شهرهاي كشور شاهد همدلي و همراهي معلمان، دانش آموزان، مديران، معاونان و اولياي محترم بوده است.

    طي اين روزها  يكبار ديگر قلب ها به  هم پيوند خورد و آنها را كه تلاش مي شد در برابر يكديگر جلوه دهند در كنار يكديگر قرار گرفتند.

معلمان كشور دفاع  قانوني، منطقي و مسالمت آميز از حقوق خود را به دانش آموزان آموزش دادند و دانش آموزان  نيز با ايمان به راه مربيان  خود در كنار آنها  قرار گرفتند و دردهايشان را شنيدند و براي اصلاح آموزش و پرورش دوش به دوش معلمان شان صحنه هايي بي نظير افريدند.

     كانون هاي صنفي  معلمان ايران به تمامي  دانش آموزان، مديران، معاونان و اولياي محترمي  كه در اين حركت مدني همراه و همگام بوده اند  درود مي فرستد و اين اتحاد را به فال نيك مي گيرد.

    همكاران گرامي، ملت همراه  همانگونه كه مي دانيد در سومين روز از اعتراض معلمان يك بار ديگر خبر اصلي شبكه هاي مختلف خبري به اجراي قانون مديريت خدمات كشوري از اول فروردين 88 اختصاص يافت، اما همچون گذشته كلي گويي، عدم اشاره به مطالبات معوقه دو سال گذشته و همچنين تاكيد بر افزايش 25 درصدي حقوق، مجددا به اين شائبه دامن زد كه اين گونه موضع گيري ها تنها واكنشي است براي خنثي سازي اتحاد جامعه ي معلمان وگرنه در سالي كه شاهد تورم 25 درصدي  بوده ا يم ، گره زدن افزايش 25درصد حقوق به قانون مديريت خدمات كشوري چيزي  جز ادامه ي همان جنگ رواني نيست كه كانون هاي صنفي معلمان طي بيانيه هاي قبلي بارها و بارها به آن اشاره كرده اند.

      به راستي از رياست  محترم جمهوري اسلامي  و دولت نهم  كه محور اصلي برنامه هاي خود را عدالت اجتماعي قرار داده است  مي پرسيم  كه آيا  هيچ رابطه اي بين شعار عدالت و اخلاق وجود ندارد؟؟

   پس چگونه است كه اينچنين بي پروا پا بر قول و قرار خويش مي گذارند و حدود دو سال از اجراي قانون مصوب مجلس سر باز مي زنند  و  وعده هايي را كه بارها و بارها در انظار عمومي به وي‍ژه در سيماي جمهوري اسلامي عنوان نموده و مي نمايند به فراموشي مي سپارند!!؟؟

    بر اين اساس ضمن گراميداشت هفته ي معلم كه در تهران  شنبه 12/2/88  از ساعت 16 الي 18  در ابن بابويه، مزار شهيد جنبش معلمان ايران، دكتر خانعلی و در قم بر مزار شهيد استاد مطهري آغاز مي گردد، برنامه هاي زير به اطلاع معلمان گرامي رسانده مي شود: 

1- روز دوشنبه 14/2/88  از همكاران تهران وشهرستان هاي مجاور دعوت مي گردد تا از ساعت 13 الي 15  با حضور در مقابل وزارت آموزش و پرورش واقع در ميدان فردوسي، خيابان سپهبد قرني بر عزم جدي خود براي اجراي بي كم و كاست  قانون  مديريت خدمات كشوري از زمان مقررتاكيد نمايند.

2-  از همكاران فرهنگي در مراكز استان ها دعوت مي شود در ساعت مذكور با حضور در محوطه ي سازمان هاي آموزش و پرورش و در شهرستان ها با حضور در ادارات آموزش و پرورش، همكاري خود را با كانون هاي صنفي براي به نتيجه رساندن خواسته هايي كه بيش از ده سال  براي اجراي  آن خون دل خورده اند، اعلام نمايند.

در خاتمه از همكاران محترم در خواست مي شود به پاس قدرداني ازهمراهي دانش آموزان و اولياي محترمشان از تمام توان خود براي جبران وقفه ي احتمالي  كه طي اين سه روز در روند آموزش ايجاد شده است، استفاده  نمايند.

در صورت عدم  اجراي قانون مديريت كانون ها حق  اعتراض مدني را  براي خود محفوظ خواهد داشت.

در ضمن از همكارن محترم مي خواهيم با توجه به محدوديت مالي و زماني با تكثير و توزيع به موقع بيانيه، كانون ها را در اطلاع رساني ياري فرمايند.

با سپاس و درود

دبير خانه ي شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور

كانون صنفي معلمان ايران

10/2/1388

نظرات مرتبط همکاران:

نویسنده: فرهنگی
شنبه 12 اردیبهشت1388 ساعت: 20:32
متاسفانه هرسال اين مسائل تكرار مي شود ومعلمان بازيچه برخي دولتمردان كم خرد شده اند
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

دیروز ، امروز ، فردا

با سلام

مطابق برنامه های اعتراضی پیشنهادی کانون صنفی معلمان ایران؛ دیروز به اطّلاع رسانی در این زمینه پرداختم و در حدّ وسع خویش دانش آموزان را نسبت به موضوع آگاه نمودم.

امروز نیز ضمن طرح مسأله در دفتر با همکاران صحبت می کردم که در همین حین یک تلفن شخصی را جواب دادم و زمانی که صحبتم تمام شد، متأسفانه دیدم تمام همکاران به کلاس درس رفته بودند و به ناچار من تنها در دفتر نشستم. به دلیل گرفتاری شخصی و با ترفند مدیر از مدرسه خارج شدم و دیگر از کمّ و کیف قضیه مطّلع نیستم. از صبح دارم این موضوع را با خودم تجزیه و تحلیل می کنم. متأسفانه ما دچار چند دستگی شده ایم. برخی نسبت به تصمیمات کانون بی اطّلاعند و گروهی ترجیح می دهند بی اطّلاع بمانند، عدّه ای شیوه ی اعتراضی را قبول ندارند، و جمعی نیز به دلایل مختلف از انجام فعالیت های اعتراضی در هراسند.

تا وقتی که ما به یک تفاهم جمعی نرسیم؛ امکان موفّقیّت مان کم است.

البته من به همه ی آن ها حق می دهم.

شما چطور؟

ضمناً لطفاً جهت اطّلاع رسانی در قسمت نظرات، وضعیت اعتراضات در مدرسه، منطقه، شهرستان و یا استان خود را انعکاس دهید.


تازه ترین اخبار اعتراضات

بر پایه ی بند دوم بیانیه ی کانونهای صنفی، معلمان ایران امروزدوشنبه 7اردیبهشت138۸اعتصابات گسترده ای را به اجرا در آوردند. گزارشات رسیده حکایت دارد، معلمان عصبانی، کانون ها را به خاطر دادن بیانیه های نرم سرزنش کرده اند، و ازآنان خواسته اند، که دستوراعتصبات و تجمعات بیشتری را صادرنمایند. در این روز مناطق گوناگون شهر تهران و شهرهای: اسلامشهر، کرج، پاکدشت، دیواندره، کوهدشت، خمینی شهر و میاندوآب، استانهای کرمانشاه، یزد، اصفهان، فارس، خراسان، کردستان، لرستان، بوشهر، اردبیل، آذربایجان شرقی، همدان، بخشهایی ازاستان هرمزگان و بسیاری ازاستانهای کشورمعلمان از حضور در سرکلاس های درس خودداری کردند. همچنین معلمان بسیاری ازمدارس کشور دراجرای بند سوم بیانیه، بسیار جدی و مصمم هستند و چشم به راه بیانیه ی دیگر کانون ها برای استقبال از هفته ی معلم می باشند. 


علی رغم جو سرکوب حاکم در شهرستان الیگودرز وفشارهای ایجاد شده از طرف مدیریت و حراست آموزش وپرورش این شهرستان معلمان در تعدادی از مدارس این در ششم وهفتم اردیبهشت به بیانیه کانون معلمان ایران پاسخ مثبت دادند.


امروز بیشتر مدارس شهرستان دیواندره در تحصن بودند مدارس ابن سینا، کاردانش امیر کبیر، صیاد شیرازی باهنر، رجایی و دکتر حسابی از جمله‌ی این مدارس بودند. 


در پی اجرای بند دوم بیانیه ی کانون ها در شهر میاندوآب مدارس فروغی، رسالت، امام خمینی، احمد خمینی، آیت الله طالقانی، ابوعلی سینا بطور کامل دراعتصاب بوده اند، و سایر مدارس رفته رفته به اعتصابات پیوسته اند، این در حالی بود که مسئولین آموزش و پرورش میاندوآب در بسیاری از مدارس حضور یافته و کوشیدند، معلمان را وادار به حضور در کلاس نمایند اما این اقدامات هیچگاه موثر واقع نشد. پیش بینی می شود، فردا بیشتر مدارس میاندوآب به تعطیلی کشیده شود. 


امروز هفتم اردیبهشت  دبیران غیرتمند دبیرستانهای امام خمینی، شهید کاظمی، پیش دانشگاهی علامه مجلسی، فاطمه الزهرا و تعدادی از مدارس راهنمایی شهرستان الیگودرز پا به پای بقیه معلمان در سراسر کشوراز حضور در کلاس درس خودداری کردند. 


امروز دوشنبه 7 اردیبهشت ماه 1388 اداره ی اطلاعات غرب تهران آقای مختار اسدی را طی یک تماس تلفنی به اداره ی اطلاعات احضارکرد، برابر این احضاریه فردا ساعت 8 صبح آقای مختار اسدی عضو کانون صنفی معلمان ایران، تهران بایستی خود را برای یک گفت و گوی دوستانه(به گفته ی احضار کنندگان) به این اداره معرفی کند. 

آقای مختار اسدی اهل سنندج و ساکن شهرستان کرج می باشد، وی در اعتصابات 1386 برای دو سال به اطراف رباط کریم تبعید شد، مختار دارای مدرک فوق لیسانس علوم تربیتی و لیسانس زبان انگلیسی می باشد.  


بند دوم بیانیه کانون در برخی از مدارس ناحیه یک شهریار  مورد استقبال قرار گرفت و همکاران شرکت کننده  در تحصن بر ادامه اعتراض تا رسیدن به حقوق خود تاکید کردند.  


تهدیدها در استان کرمانشاه آغازشد، حراست و اطلاعات چند تن از معلمان و اعتصاب کنندگان را به زندان، احضار، بازداشت و بازنشستگی اجباری تهدید کردند. همکاران می گویند این تهدیدها کوچکترین خللی در اراده ی ما ندارد.  


در شیراز بسیاری از مدیران تهدید شده اند، نیروهای گشتی پلیس به شدت در رفت و آمد بوده و منطقه ی اطراف مدارس را زیرنظر داشته اند، پیش بینی می شود مدارس شیراز فردا به خاطر نیامدن معلمان تعطیل باشد. این درحالی است که فضای رعب و وحشت برمسئولین شیراز حاکم است و نگرانی های شدید در میان مسئولین شنیده می شود.

از میان مدارسی که اعتصاب به شدت حاکم بوده است، می توان: خراجی، شهید رضایی، مدرس، امام خمینی؛ بوعلی، ملاصدرا، ابن سینا و... را نام برد.

بنا به گزارش رسیده از شیراز بسیاری از معلمان، مراتب نگرانی خود را از کانون صنفی فرهنگیان شیراز بیان نموده و خود را تابع بیانیه های کانون صنفی معلمان ایران دانسته اند. 

کانون صنفی معلمان ایران ، تهران

 کانون صنفی معلمان، ضمن سپاسگزاری از فرهنگیان عزیز، چشم انتظار اجرای بند سوم بیانیه می ماند. ما باور داریم با همبستگی و اتحاد می توانیم به خواسته های برحقمان دست یابیم.


نظرات همکاران صدای معلم:

نویسنده: قندیل ازسقز
سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت: 12:20
اجرای بیانیه ی کانون صنفی معلمان با استقبال گستردهای درشهرستان سقز روبرو شدبیشتر همکاران دوشنبه ازحضور درکلاس خودداری کردند امروز سه شنبه هم درحالیکه حراست تهدید کرده در مدارس زیادی همکاران ازرفتن به مدرسه خودداری کردند متاسفانه خانمها باماهمکاری نکردنداستقبال درمیان همکاران ابتد ایی هم چشمگیر نبود


 

نویسنده: inverno
سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت: 16:23
امروز سه شنبه 8 اردیبهشت! اینجا خبری نیست! امن و امان! آرام تر از هر زمان دیگری!
مدرسه نرفتم! تنها با گامهایم طول خیابان را طی کردم! دلم برای شاگردانم تنگ شده اما می دانم که برای رسیدن به پیروزی راهی بس دراز داریم...
به اجبار برایم مرخصی رد کرده اند این یعنی...
شاگردانم را به استخر بردند تا کمبود معلم را حس نکنند و من با دندان لب پایینم را می گیرم و با قدمهایم سنگفرش پیاده رو را می شمارم...
یک دو سه ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:56 توسط یکی از چند صدای معلم |

مصاحبه ي سخنگوي كانون صنفي معلمان با دويچه وله

کانون صنفی معلمان ایران با انتشار بیانیه‌ای، از یک برنامه‌ اعتراضی سه روزه در ششم تا هشتم اردیبهشت خبر داده است. معلمان و فرهنگیان خواستار اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و ادای قول رییس جمهور برای اضافه حقوق خویش هستند

قرار بود اعتصاب عمومی معلمان ایران در هفته اول اسفند صورت گیرد اما وعده‌‌های احمدی‌نژاد در صدا و سیما موجب شد تا آنها تصمیم خود را برای به محک گذاشتن حسن نیت رییس جمهور تا اردیبهشت ماه به تعویق بیندازند.

محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی کانون صنفی معلمان در گفتگو با دویچه‌وله از جزییات این اعتراض سه روزه گفت.

دویچه‌وله: در فرصتی که معلمان برای انجام وعده رییس جمهور داده بودند، واکنش مقامات چه بود؟

محمود بهشتی‌لنگرودی: آقای رییس جمهور در صحبت‌های تلویزیونی ۲۹ بهمن ماه خود گفته بود که از ابتدای فروردین ماه احکام حقوقی فرهنگیان و کارمندان دولت براساس قانون مدیریت خدمات کشوری صادر می‌شود. اما این قضیه مدام به تأخیر افتاد و فراموش شد. ما الان با نزدیک شدن زمان انتخابات احساس نگرانی می‌کنیم که قانون خدمات کشوری تحت تأثیر فضای انتخابات یا اساسا به فراموشی سپرده شود و یا به آن شکلی که وعده داده شده، عملی نشود.

در اعتصاب شما همه فرهنگیان شرکت خواهند داشت؟

دعوت ما به همه است، اما مشخص نیست چه میزان همکاری خواهند کرد. این بستگی به اطلاع رسانی دارد. خواست ما خواست عمومی فرهنگیان است.  تنها می‌توانم بگویم هر فرهنگی در هر کجای کشور که از این حرکت اعتراضی مطلع شده، برای حضور فعال در این حرکت اعلام همبستگی کرده و درخواست دارند که این خواست جمعی به گوش مسئولان برسد.

چه هماهنگی میان شما و معاونان و مدیران مدارس شده تا کاراعتصاب مؤثرتر پیش برود؟

آنها هم در این حرکت ذینفع هستند. ضمن این‌که معلمان به مرور توانسته‌اند معاونان و مدیران مدارس و حتی سطوح میانی وزارتخانه را متقاعد کنند که این یک حرکت صنفی است و انگیزه‌های سیاسی در کار نیست. آنها در این حرکت همراه هستند، هرچند دست‌شان به اندازه‌ی ما معلمان باز نیست. من بعید می‌دانم مدیران و معاونان در کار اعتراض ما سنگ‌اندازی کنند.

شما این اعتصاب سه روزه را با توجه به نزدیک بودن امتحانات چگونه جبران می‌کنید؟

ما در روز اول، به دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان اطلاع رسانی می‌کنیم.  روز دوم به کلاس نمی‌رویم و در دفتر یا راهروهای مدارس به دانش‌آموزان کمک می‌کنیم.  تنها روز سوم را در مدارس نخواهیم بود. البته در اکثر مدارس، معلمان کار تدریس را به پایان رسانده‌اند و در مرحله‌ی مرور دروس هستند. فراموش نکنید که ما هم‌زمان، هم معلم هستیم و هم ولی دانش‌آموز. در نتیجه نمی‌خواهیم کوچک‌ترین آسیبی به حقوق  دانش‌آموزان وارد شود. ما از همه همکاران خواسته‌ایم اگر خللی در تدریس ایجاد شد، جبران کنند.

در بیانیه از تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه‌ها نسبت به خواست‌های خود نوشته‌اید. منظورتان چیست؟

دولت چون با اصل اجرای قانون به دلیل بار مالی آن موافق نیست، تلاش می‌کند اقشاری از جامعه معلمان و سایر کارمندان دولت را علیه این قانون برانگیزد. مثلا شائبه‌ای در افکار عمومی ایجاد شده که گویا قرار است از حقوق برخی کارمندان کم شود تا به حقوق سایرین اضافه شود. در حالی‌که قانون مصوبه‌ی مجلس، شامل همه  کارمندان می‌شود و البته اضافه حقوق‌ها، یکسان

نخواهند بود

در صورت تحقق این قانون چند درصد به حقوق شما اضافه خواهد شد؟

آنچه خود مسئولان اعلام می‌کنند، حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است. آنچه فرهنگیان می‌خواهند این است که افزایش حقوق باید در حدی باشد که هم حقوق معوقه برنامه ۵ ساله جبران شود و هم اختلاف حقوق ۳۰ سال گذشته میان اقشار کم درآمد و سایر اقشار کارمندی، پوشش داده شود. مهم‌ترین  بحث ما رفع تبعیض و خروج از خط فقر است. هر مبلغی اضافه شود و معلمان از خط فقر خارج نشوند، کماکان جای اعتراض برای ما باقی است.

در بیانیه عنوان شده که اگر به خواست‌های ‌شما بی‌اعتنایی شد در هفته‌ی معلم دست به اعتراض‌های دیگر خواهید زد. 

ما در صورت بی‌نتیجه بودن اعتصاب سه روزه، قصد داریم در همایش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان سراسر استان‌ها، از همه شرکت‌کنندگان نظرخواهی کنیم تا برای نحوه‌ی اعتراض‌ بعدی تصمیم‌گیری شود.

صحبت حرکت سراسری را کردید.  معلمان کدام شهرها در اعتصاب سه روزه مشارکت دارند؟

بیانیه‌ی اعتصاب، به امضای کانون صنفی معلمان و دبیرخانه‌ی شورای هماهنگی تشکل‌های معلمان در سراسر کشور رسیده که نمایندگی فرهنگیان و معلمان سراسر کشور را بر عهده دارند. تمام استان‌هایی که بیانیه را دریافت کرده‌اند، به مرور اعلام حمایت می‌کنند و تلاش دارند در این اعتصاب حضور فعال داشته باشند.

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح

تحریریه: داود خدابخش

کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:31 توسط یکی از چند صدای معلم |

معلمان بخوانند(روز معلم)

۱۴پرسش برای ۱۲ اردی بهشت

(تقدیم به آنهایی که از پاسداشت معلم فقط واژه ی تاکید را آموخته اند)

1. به نظر شما مشکل معیشتی و منزلتی معلمان در کجاست ؟

گزینه ی اول : پشت کوه قاف

گزینه ی دوم : روی اجاق دارد سَر می رود

گزینه ی سوم : یادم نمیاد زیر فرش بود یا زیر یخچال

گزینه ی چهارم : پشت گوش برخی مسئولان

2. کدام گزینه درباره ی تاکید در جمله ی ((وزیر آموزش و پرورش بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان تاکید کرد))درست می باشد ؟

گزینه ی اول : تاکید یک از انواع قید است

گزینه ی دوم : تاکید تکرار است

گزینه ی سوم : تکرار یک صنعت ادبی است

گزینه ی چهارم : جمله فوق یک جمله ی ادبی و شعر است

3. کدام گزینه ((بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان تاکید نمی کند))

گزینه ی اول : کلاه قرمزی و پسر خاله

گزینه ی دوم : جومونگ

گزینه ی سوم : مسعود شصت چی

گزینه ی چهارم : یوگی و دوستان

4. کدام گزینه می تواند قدرت معلمان را نسبت به گذشته بیشتر کند ؟

گزینه ی اول : اسفناج

گزینه ی دوم : ورزش صبحگاهی

گزینه ی سوم : پودر دینه و انواع کراتین

گزینه ی چهارم : شنا و بارفیکس

5. درباره ی جمله ی ((تاکید بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان و عمل به آن)) کدام گزینه درست است ؟

گزینه ی اول :مصداق آن مانند این جمله است که ثوابِ نیت جهاد برابر با عمل جهاد است

گزینه ی دوم : نیّت افراد مهم است

گزینه ی سوم : تاکید چون خوردن آب و عمل به آن چون دیدن پشت گوش است

گزینه ی چهارم : تاکید از دهان خارج می شود و عمل جایی برای خارج شدن ندارد

6. ((تاکید بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان عمل نکردن به آن )) تا کی ؟

گزینه ی اول : تا پارسال

گزینه ی دوم : فقط امسال

گزینه ی سوم : تا وقت گل نی

گزینه ی چهارم : تا هر کی

7. وظیفه ی رسانه هایی چون رادیو و تلوزیون در روز معلم چیست ؟

گزینه ی اول : اصولا رویکرد رسانه یک رویکرد ملی است و متعلق به گرو ه خاصی نیست

گزینه ی دوم : پرداختن به آثار استاد شهید مطهری و پخش سرود ((ای مجاهد شهید مطهر...))

گزینه ی سوم : آموزش بچه ها برای احترام به معلم در برنامه های کودک مثل عمو پورنگ و خاله نرگس

گزینه ی چهارم : پخش فیلم هایی چون اژدها وارد می شود یا خشم اژدها

8. اگر شما نماینده ی رسانه ی ملی بودید کدام گزینه را برای پرسش و پاسخ در روز معلم دعوت می کردید ؟

گزینه ی اول : بین مسئولین گل یا پوچ می انداختم

گزینه ی دوم : یک کار بلد و مسلط به مسائل خاور میانه

گزینه ی سوم : رئیس کمیسیون امنیت ملی

گزینه ی چهارم : چوپان دروغگو را ورق می زدیم

9. به نظر شما محور برنامه های رسانه ی ملی در روز معلم چیست ؟

گزینه ی اول : محور و بردارهای کتاب ریاضیات سوم راهنمایی

گزینه ی دوم : اصولاً محور رسانه ی ملی به هر سمتی می چرخد

گزینه ی سوم :محور در رسانه خطی است فرضی که معلمان را از وسط به دوقسمت مساوی تقسیم میکند

گزینه ی چهارم : پرداختن به دو محور عقب و جلو و تحول در صنعت خودرو

10.اگر شما یکی از مسئولان مرتبط با آموزش و پرورش بودید در روز معلم برای معلمان چه می کردید ؟

گزینه ی اول : در یکی از مدارس ابتدایی دخترانه تهران به طور اتفاقی حاضر می شدم و از مقام شامخ همه ی معلمان کشور قدر دانی می کردم

گزینه ی دوم : شما چه کار می کردید ؟

گزینه ی سوم : برایشان تصمیم کبری می گرفتم

گزینه ی چهارم : به طور رایگان آنها را حجامت می کردم و دندان عقلشان را می کشیدم

11.به طور کلی ۱۲ اردی بهشت چه روزی است ؟

گزینه ی اول : به طور کلی دوازده اردی بهشت است

گزینه ی دوم : نهم اسفند است و روز حمایت از حقوق مصرف کنندگان

گزینه ی سوم : : یک روز مانند روز های دیگر خدا که ۲۴ ساعت دارد و می گذرد

گزینه ی چهارم : اول آوریل و روز جهانی دروغ و دروغگو است

12.به نظر شما کدام ذکر مسئولان در روز معلم ثواب بیشتری دارد ؟

گزینه ی اول : ۳٠ بار تاکید بر حل مشکل معیشتی معلمان

گزینه ی دوم : ۳۳ بار تاکید بر پرداخت مطالبات معلمان

گزینه ی سوم : ۳۴ بار تاکید بر مقام و منزلت معلمان

گزینه ی چهارم :۵۰ بار تاکید بر معلمی شغل انبیاست، معلمی شغل انبیاست

13. اگر شما وزیر آموزش و پرورش بودید در روز معلم برای معلمان چه می گرفتید ؟

گزینه ی اول : رگ خوابشان را می گرفتم

گزینه ی دوم : برایشان دستور می گرفتیم

گزینه ی سوم : سر کارشان می گرفتم

گزینه ی چهارم : برایشان قاقا می گرفتم

14 . پاسخ جای خالی کدام گزینه می باشد؟ (( تاکید بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان ..............))

گزینه ی اول : هزینه ای ندارد

گزینه ی دوم : یک جمله با احساسات نوستالوژیک و خاطره ای از سال های خیلی خیلی دور

گزینه ی سوم : برای مسئولان واجب عینی است

گزینه ی چهارم : حرفی است مشکل گشا که می توان آن را به صورت بسته بندی در کنار نخود و توت خشک به معلمان داد

خنده ها در گریه پنهان و کتیم

گنچ در ویرانه ها جو ای حکیم (مولوی)

علی بهشتی نیاصریر

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:30 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه ی دبیر کل فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمان به احمدی نژاد

 

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان
تهران- جمهوری اسلامی ایران
بروکسل – 4 اردیبهشت ماه 1387
مقام محترم،
بین الملل آموزش (ایی آی)؛ فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمان که بیش از 30 میلیون معلم و کارکنان آموزشی در 401 سازمان وابسته در 172 کشور نمایندگی می کند، از این حقیقت که دولت، معلمان ایران و اعضای شورای همآهنگی انجمن های صنفی معلمان ایران را در فعالیتهای صنفی شان وادار به بی تحرکی می کند، ابراز تاسف می کند.
دولت برای اجرای قانون خدمات کشور از آغاز سال 1388 قول داده بود و این اولین بار نیست که اجرای قانون خدمات کشوری به تاخیر می افتد. پس از گذشت یک ماه از آخرین قول داده شده، کارکنان فرهنگی هنوز با همان وضعیت قبلی شرایط متزلزل کاری، قراردادهای کوتاه مدت، کسری در پرداخت حقوق بازنشستگان و نرخ تورم 25 درصدی مواجه هستند.
ایی آی بسیار متاسف است که معلمان در زمره مستخدمین بخش عمومی هستند که پائین ترین حقوق را دریافت می کنند. در بسیاری مواقع معلمان باید همزمان چند شغل داشته باشند تا بتوانند زندگی خانوادگیشان را بچرخانند
معلمان باید حق برگزاری روز ملی معلم را در کشور ایران در روز 1۲اردیبهشت داشته باشند. تلاش های قبلی برای برگزاری روز معلم در ایران با موانع و تهدید علیه کسانی که می خواستند این روز را جشن بگیرند همراه بود.


ایی آی همچنین ازاین که امکان اعمال محدودیت در برگزاری مراسم روز اول ماه می توسط مقامات ایران وجود دارد نگران است.
ایی آی در ایران و در سراسر جهان راهبردهای مسالمت آمیز را برای گفتگوی اجتماعی، آزادی بیان و مذاکرات دسته جمعی برای بهبود شرایط کاری برای معلمان ترویج می کند. دستمزد شایسته، حفاظت از حقوق معلمان و پوشش تامین اجتماعی باید رعایت شوند. اینها محور های کلیدی کار شایسته هستند. معلمان و کارکنان ستادی آموزش، مسئول آموزش و توسعه کودکان و نوجوان هستند.

ایی آی برای بهبود وضعیت معلمان در سراسر جهان فعالیت می کند. سرمایه گذاری بر روی مردم از طریق آموزش و تربیت همچنین به کشور ها برای مبارزه با بحران اقتصادی که جهان امروز با آن روبروست،
کمک می کند.

بنا براین ایی آی از دولت ایران می خواهد که قانون خدمات کشوری را برای تضمین شرایط بهتر کاری برای فرهنگیان ایران اجرا کند. ایی آی همچنین از مقامات ایران خواستار این است که اجازه دهد معلمان مراسم روز ملی معلم و همچنین روز جهانی کارگر را برگزار کنند. و این اولین نشانه احترام متقابل خواهد بود.

ارادتمند شما
فرد ون لی وون
دبیر کل

رونوشت به:
آیت الله سید علی خامنه ای، نمابر 98215177742228
جناب آقای منوجهر متکی، وزیر امور خارجه، نمابر 98216673149
جناب آقای علیرضا احمدی، وزیر آموزش و پرورش
نماینده جمهوری اسلامی ایران در ژنو، نمابر 027794666
آی ال او- آی تی یو سی- ای تی یو سی- آی تی اف- عفو بین الملل

ندای سبلان

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:29 توسط یکی از چند صدای معلم |

خطرفراگیری اس .ام. اس. های بی محتوی در محیط های آموزشی

آنان که با معلمان رابطه و تعامل نزدیک دارند ، می دانند که اخیراً بی خیالی و بی توجهی خاصی در همه مراتب تربیتی فرهنگی و سیاسی اجتماعی و در بین معلمان رواج پیدا کرده است . دفتر دبیرستان محل بیان فیلم ها و متلک پراندن به سیاسیون و مجریان دولت شده است ، اعتمادی به سخنان مسئولین وجود ندارد و همه چیز با ایماء واشاره و مسخرگی مطرح می شود وحتی بعضی که مذهبی ترند خود جلودارترندو باجرأت تر در بیان آن چه وجود دارد خودی نشان می دهند ، شاید بخواهند از رفتارهای دوگانه مسئولین تبری بجویند!! در این میان منطق ومناظره نه تنها جایی ندارد که با مسخرگی پاسخ داده می شود!!!

  اخیراً در دفتر بعضی مدارس ؛ نه درد اجتماعی مطرح می شود ونه بحث تربیتی مطرح است ونه انتقاد سازنده ای بیان می شود. موضوع به استهزاء گرفتن مسئولین با سریال های تلوزیونی بخصوص یوسف و زلیخا و خواندن و خندیدن باهم ؛ با اس. ام. اس. ها و بلوتوث های خلاف عرف و آن چنانی که اگر از دانش آموزی شنیده شود به هزار بهانه او را ناهنجار شناخته می شود. از همه مهمتر اس ام اس هایی است که قبح بدگویی و تهمت و مسخرگی افراد را تا سرحد یک جوک معمولی پایین آورده است .

     به راستی چه کسانی در این میان مقصر هستند؟ من از قبل از این که معلمان را مقصر بدانم ؛ متولیان را مقصر می دانم که به هر بهانه ای شأن معلم را پایین آوردند واو ار تحقیر کردند ومشکلات مادی او را جوابگو نبودند وهر روز دروغی گفتند و به آن عمل نکردن وخوبی را از بین بردند و زشتی و بی لیاقتی را به عنوان ارزش برای ماندن و تهدیددیگران ارزش به حساب آوردندو...  وقتی تربیت ، سیاسی شود وقتی به آموزش و معلم کم توحهی شود و قطعاً چنین خواهد شد.

    ممکن است کسانی این صحبت ها را توهم و رواج این فرهنگ را درمحدوده چند مدرسه بدانند ولی همه می دانیم ،این موضوع فراگیر و عمومی شده است و مطمئناً دایره بیخیالی این رفتار ، هر روز گسترده تر می شود وفرهنگ و خانواده را نیز در می نوردد و جبران آن در آینده پرهزینه و سخت خواهد بود.

    کار به جایی رسیده است که متأسفانه ؛ بعضی از همکاران معلم با دانش آموزان برنامه رد وبدل بلوتوث و اس.ام.اس. دارند وقبح موضوع به « ارزش و دانا مداری در زشتگویی» در محیط مدرسه به عنوان اسباب رفع خستگی همکاران تبدیل شده است.دانایان وجامعه شناسان و روان شناسان بگویند :چه بایدکرد؟

تقریرات

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:25 توسط یکی از چند صدای معلم |

فرهنگیان، انتخابات 88 و قانون خدمات کشوری

مهدی بهلولی ، عضو کانون صنفی معلمان ، 27/1/88         

گزیدمان (انتخابات) ریاست جمهوری 88 و گفتار و کردار نامزدهای برجسته آن،  این روزها در میان روزنامه ها ، بیش و کم از جایگاه چشم گیری برخودار شده است. به ویژه دو نامزد بحث انگیز اصلاح طلبان ، موسوی و کروبی ، در این میان خبرسازترین بازیگران این ماجراهستند و بیشترین نگاه ها را به سوی خود جلب کرده اند. در گفتارو برنامه های این دو، جسته و گریخته ، پاره هایی درنگ کردنی دیده می شود که گویا در ایران و در رسانه های گروهی ، تنها در همین زمانه ها می توان شنید! هرچند آفرینش گفتمانی نوین، فراتر از گفتمان اصلاحات ، از سوی این دو ، دور و خیلی دور به نظر می رسد ، گاه اما ،  سویه های درخشانی را می توان در سخنان آنها ردگیری نمود. احیاء و گسترش ( بسط)  حقوق شهروندی ، راه اندازی شبکه های تلویزیونی خصوصی ، برچیدن ممیزی کتاب ، گسترش آزادی بیان و... از نمونه وعده هایی است که بویژه برای طبقه متوسط جامعه ، گیرا و دلچسب است. این که تاچه اندازه این وعده ها  شد نی است ، به نوبه ی خود موضوع مهمی است ، ریشه داری  این گفته ها و شناسایی خاستگاه فکری آنها ، اما نکته ی باریک و مهم تری به نظر می رسد که متآسفانه کمتر به آن پرداخته می شود.

     به دیگر سخن ، پیش  از بحث درباره ی امکان پذیری این وعده ها ، پی کاوی و بررسی پایه ی اندیشگی آنها نخستینگی دارد و بایسته است. چند سال پیش ، ظریفی درباره ی برخی سخنان خاتمی می گفت : چه بسا خاتمی خود نیز دقیقآ معنا و مفهوم  برخی سخنانش را نمی داند! اکنون نیز در ارزیابی برخی از این گفته ها به راحتی نمی توان از خارخارذهنی چنین اندیشه ای رهایی یافت. من که متآسفانه ، به نزد این افراد ، از دیرباز تا کنون، آبشخور زلالی و اندیشه و کنش اندیشگی ژرفی ، ندیده و نشناخته ام. بگذریم.

       اما این گرمی و جنب و جوش ، تاکنون ، بیشتر در همان گستره نشریه ها باقی مانده است و در متن و میان مردم ، کمتر از این کارزار و بازیگرانش ، سخنی جدی شنیده می شود. گویا مردم هنوز، آنچنان که شاید و باید ، پیگیر کار نشده اند و همچنان در رشته ی گرفتاری های خویش مانده اند. وآنگهی  سابقه ی هشت سال اصلاحات کم رنگ و کم دستاورد ،  هنوز در خاطره و یادها ، تازه و زنده است. هر چند هرچه بود از این چهار سال واپسین بهتر بود اما ، گویی این نغمه  دیگر ، چندان شوری در دل نمی افکند و غوغایی به پا نمی کند!

     در میان فرهنگیان اما، بیش از هرچیز ، گفتگو بر سر فرجام قانون خدمات کشوری گرم است . همان قانونی که رییس جمهور پذیرفت از 1/1/88 اجرایش نماید . هنوز پژواک صدای ایشان در گوش کارمندان دولت پیچیده است که :  با اجرای این قانون ، عمده  مشکلات معیشتی آنها رفع خواهد شد.  به ویژه که ، این قانون سال پیش ، بیش و کم برای بازنشستگان اجرا شد و افزایش نسبتآ چشم گیری در دریافتی آنان داشت. بنابراین فرهنگیان پس از این که سال ها ، کوشمندانه ، پیگیر اجرای  فراگیر و کامل این قانون بوده اند اکنون و پس از این پیمان آشکار شخص نخست اجرایی کشور ، بی تابانه به تماشای پیمانداری دولت نشسته اند.

      از سویی متآسفانه ،  چندان خبرهای خوشی ، از به اجرا درآمدن این قانون به گوش نمی رسد. گویا هنوز میزان افزایش حقوقی وچگونگی اجرای قانون خدمات کشوری به سازمان های دولتی ابلاغ نگردیده است. افزون بر این، سخن ازفرصتی دو سه ماهه می رود تا قانون اجرا شود! تازه آنچه  بیشتر در رسانه ها بازتاب یافته است همان افزایش حقوقی فراخور درصد تورم است و نه چندان چیزی فزون تر!  در حالی که بنا به گفته ی رییس جمهوری  ، این قانون می خواهد عمده مشکلات معیشتی کارمندان را رفع نماید و ناگفته پیداست که  افزایشی درخور درصد تورم ، در واقع تکرار داستان پیشین است و همان آش و همان کاسه!

     بنابراین اکنون که  رفتار و کرد وکار دولت ، خواسته یا ناخواسته ، مایه نگرانی فرهنگیان شده است شایسته و بجاست که دولت محترم ، با بازنگری در این رفتار پرسش برانگیز ،  تکلیف اجرای این قانون را روشن نماید . باشد که با این کار بخردانه ، هرچه بیشتر سایه بی اعتمادی بین دولت و مردم کم رنگ تر گردد.   

کانون صنفی معلمان ایران   

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:23 توسط یکی از چند صدای معلم |

بيانيه ي كانون صنفي معلّمان تهران(طيف صنفي) به مناسبت هفته ي معلم

 

به نام خداوند جان و خرد

فرهنگيان فرهيخته، همكاران گرامي
كانون صنفي معلمان تهران (طيف صنفي)ضمن گرامي داشت دوازدهم ارديبهشت 88،روز ملّي معلّم،در برابرهمه ي حق طلبان فرهنگي از جمله؛ شهيد خانعلي ،سر تعظيم فرود مي آورد و هم سو با خواسته هاي به حق صنفي همكاران آگاه خود از جمله :
حل ريشه اي و اساسي مشكلات معيشتي و منزلتي معلمان سراسر كشور / اجراي كامل قانون نظام پرداخت هماهنگ حقوق / پرهيز از سياست زدگي در امور آموزشي كشور / رفع توقيف از قلم معلّم ، تنها نشريّه ي مستقل فرهنگيان / تاكيد بر شايسته سالاري و پرهيز از عزل و نصب هاي سليقه اي و سياسي / اجراي آموزش عمومي بر اساس اصل سي ام قانون اساسي كشور و رفع تبعيض آموزشي بين دانش آموزان / تامين امنيت شغلي معلّمان با رويكرد آزادي بيان و قلم / تاسيس برنا مه ي راديويي صداي معلم با نظارت شوراي هماهنگي / قرار دادن شغل معلّمي در زمره ي مشاغل سخت / به رسميت شناختن شوراي هماهنگي تشكّل هاي صنفي سراسر كشور و مشاركت دادن نمايندگان آن ها در تصميم گيري هاي كلان آموزشي و مديريتي / اجراي طرح مديريت انتخابي در تمام سطوح آموزش و پرورش/ تقويت هويّت ملّي در كنار هويّت ديني دانش آموزان / به اجرا در آوردن تعريف نيروي ستادي ( هموار كردن مسير آموزش و خدمت به نيروي صف (معلمان ) / تدوين و تاليف كتب درسي با توجّه به علم روز و منطبق با استانداردهاي جهاني / تاسيس بانك و بيمه ي مستقل فرهنگيان / بازگرداندن سود صندوق ذخيره ي فرهنگيان و تعاوني هاي مصرف به اعضاي آن ها / پرداخت پاداش پايان خدمت بازنشستگان سال هاي 86و87 و
... كه ساليان متمادي است با وعده هاي دروغين دولت هاي قبلي و از همه بدتر دولت به اصطلاح عدالت طلب! و مهرورز! كنوني به فراموشي سپرده شده است ، اعلام مي دارد كه هميشه ، مدافع حقوق صنفي و حفظ منزلت فرهنگيان عزيز بوده و خود را موظّف به حمايت از هر گونه حركت هاي صنفي و اعتراضي معلّمان كشور كه وضع معيشتي – منزلتي آنان را بهبود بخشد ، مي داند اما قويّاً بر اين باور است كه حصول نتيجه ي مطلوب ، تنها در سايه ي اتّحاد و هم دلي و كار تشكيلاتي و هدايت شده كه به دور ازسياسي كاري و تك روي باشد ،ميسّر و ممكن است .در اين راستا بسيار تلاش كرديم تا بتوانيم در فرصت مقتضي ( روزهاي سوم و چهارم ارديبهشت ماه ) زمينه ي برگزاري جلسه ي شوراي هماهنگي را براي تصميم گيري در باره ي حركت هاي صنفي ماه جاري فراهم كنيم امّا پي گيري ها و مكاتبات ما با شوراي مركزي در اين زمينه به نتيجه نرسيد . با اين همه، باز ، ضمن اعلام وفاداري به مواضع حق طلبانه ي معلمان آگاه و زحمت كش ، با آگاهي از توانايي هاي بالقوّه و بالفعل شورا ي هماهنگي در تصميمات كلان و ملّي و از جمله در اعلام اعتصاب سراسري و ملي ، خود را تنها ، موظّف به اجراي بيانيه هايي مي دانيم كه مورد تاييد و تصويب شوراي محترم هماهنگي سراسر كشور باشد ؛ زيرا، در موقعيّت كنوني ، ضمن مردود دانستن اهمال ، رخوت و انفعال در كارهاي تشكيلاتي و صنفي ، كار شكني و تضعيف شوراي هماهنگي را – اگر چه انتقادهاي جدّي به عمل كرد آن داريم - به صلاح هيچ تشكّلي نمي دانيم و به شدّت از آن پرهيز مي كنيم . اميدواريم تمامي تلاش هاي حق طلبان مظلوم فرهنگي نتيجه اي در خور شان مقام والاي معلّمان يابد و با حركت و نظارت هاي صنفي ما بر عملكرد آموزش و پرورش ، وظيفه ي اساسي آن ( تامين معيشت و منزلت فرهنگيان و تربيت دانش آموزان قانون مند ،مسوول و پاسخ گو ) محقق گردد .
كانون صنفي معلمان تهران ( طيف صنفي )- ارديبهشت 1388

ندای سبلان
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:21 توسط یکی از چند صدای معلم |

مصاحبه با دبیر شورای هماهنگی کانون صنفی معلمان

با تشکر از آقای باغانی که این وقت را گذاشتید و در خدمتشان هستیم برای اینکه کمی‌با مسایل معلمان آشنا شویم، چند سوال مطرح می‌کنیم.

-         در ابتدای مهر با شروع مدارس مشکلاتی برای معلمان در رابطه با خواسته‌های آنان بوجود آمد و به اصطلاح نیروهای امنیتی تعدادی از اعضای کانون صنفی معلمان را دستگیر کردند و تعهداتی گرفتند. اما خبرهای آن به طور دقیق و شفاف پخش نشد و بیشتر مردم از آن چه اتفاق افتاد بی خبرند. اگر امکان دارد از وضعیت معلمان از مهر تا کنون گزارشی ارائه دهید.

-         بسم الله الرحمن الرحیم. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور که تقریبا از 50 کانون در سراسر کشور تشکیل شده هر ساله دو تجمع یا دو جلسه‌ی مهم دارد که مجمع عمومی‌برگزار می‌کند. طبق همین برنامه یکی از این برنامه‌ها که در آغاز مهر می‌باشد و دیگری اردیبهشت. که در واقع ابتدا و انتهای سال است. مسایل مالی معلمان را بررسی و جمعبندی می‌کنیم. برنامه‌ی کاری آینده را تنظیم می‌کنیم. انتخابات را انجام می‌دهیم. به همین خاطر ما در 27 شهریور جلسه‌ی شورای هماهنگی را بعد از رایزنی‌های مختلف در سراسر کشور ترتیب دادیم. و می‌دانید با وجود فشارهای موجود قرار شد در تهران نیز برگزار شود و طبق تجربه ای که ما داشتیم اگر محل غیرعادی باشد محل تعطیل می‌شود. که این سابقه اش در درکه نیز وجود دارد. و بعد از آن نیز بسیار اتفاق افتاده است.

ما بچه‌ها را به ایستگاه مترو دعوت کردیم. که آنجا بیایند و از آنجا به محل جلسه برویم. متاسفانه با ورود ما به ایستگاه آخر (علم و صنعت) دسته دسته بچه‌ها را گرفتند و به سه پایگاه امنیت شهری ( پلیس امنیت) بردند. حدود 48 نفر از بچه‌ها تقریبا دستگیر شدند و درحاشیه نیز تعداد دیگری دستگیر و سپس آزاد شدند. ما رابه سه گروه تقسیم کردند. یک گروه 26 نفره را به نارمک بردند که من در آن گروه بودم. یک گروه دیگر به میدان تجریش برده شدندو گروه دیگر به خیابان سهروردی  و در همان کلانتری‌ها و امنیت شهری‌ها بعضی‌ها را تا آخر شب آزاد کردند.

بعد از بازجویی‌ها و پرونده سازی عده ای را تا فردا نگه داشتند. در آنجا لباس بچه‌ها را در آوردند از دستشویی رفتن بچه‌ها به مدت 5 الی 6 ساعت ممانعت کردند. حتا به افراد مسن هم اجازه‌ی دستشویی رفتن ندادند. همه عضو شورای مرکزی و عضو شورای هماهمنگی بودند. که معلمان بسیار پخته، با تجربه و دبیرکل‌های کانون‌های سراسر کشورنیز بودند. البته ما این گزارش را در یک دیدار به آقای خاتمی‌داده ایم. ما متاسف شدیم و گزارش دادیم. حتا جهان هم از این گزارش مطلع شد. شنیدیم که دبیر کل اتحادیه‌ی جهانی معلمان هم واکنش نشان داد وبه وزیر طی سی صفحه نوشت تا وضعیت را اصلاح نکنید در آیند ه شما را به عضویت سازمان‌های جهانی نمی‌پذیریم. یعنی در یونیسف، یونسکو و مراکز فرهنگی جهان. این برخورد برخورد بسیار توهین آمیزی نسبت به معلمان بود. البته ما تصمیماتی گرفتیم.

 قصد ما  این بود که برای 14 مهر روز جهانی معلم برنامه‌هایمان را تنظیم کنیم. فشارهای زیادی بر ما وارد شد و جلساتی نیز با اطلاعات داشتیم. ما نمی‌دانیم چرا مساله‌ی ما خیلی امنیتی شده است. حوزه‌ی ما فرهنگی است اما حوزه‌ی امنیت بسیار دخالت می‌کند در این کار. ما هر برنامه ای برای آن روزآماده کردیم حتا ترتیب گل و شیرینی برای روز جهانی معلم را دادیم. اخطار شدید دادند که قلع و قمع می‌کنند وهر کس بیاید او را دستگیر می‌کنند. و دیگر نتوانستیم به خاطر نگه داشتن حرمت معلمان و سابقه ای که داشتیم و می‌دانستیم حرف‌هایشان را عمل میکنند. ، رفتیم جلوی وزارت خانه گل و شیرینی هم بردیم. چهار نفر از بچه‌ها را دستگیر کردند و تا شب درگیر آزادی بچه‌ها بودیم. متاسفانه 14 مهر هم با این پیام به سرانجامی‌نرسید. به خاطر تعلیق 14 مهر ما که یک برنامه  قانونی بود گفتیم اجرا کنیم که ببینیم دولت با قانون چه می‌کند. ما الان مشکلمان با اجرای قانون است که چرا رییس جمهور به قانون تمکین نمی‌کند و از تعهدی که نسبت به مردم دارد سر باز میزند..

من به اقای متین راسخ در دادگاهم گفتم که چرا رییس جمهور را بازداشت نمی‌کنی. اگر اجرای قانون یا تمکین از وظایف باشد شما باید ایشان را بازداشت کنید. نه ما معلمان را که ما خواهان اجرای قانون هستیم. پس از آن  بود که ملاقاتی را با آقای قالیباف ترتیب دادیم. یک فضایی را در پارک ورشو(خیابان نجات الهی) از شهرداری بغل ساختمان ان جی او‌ها گرفتیم. برای 18 مهر. معلمان را با پاکت رسمی‌دعوت کردیم. از شهردار و نمایندگان مجلس نیز دعوت کردیم. برای یک فضای بسته که ما گزارشی از 14 مهر داشته باشیم. برای قدردانی  و واقعا از حکومت گله داریم که چگونه می‌خواهد جهان به او احترام بگذارد در حالی که روز جهانی معلمان را برگزار نمی‌کند. معلمان یک میلیون انسان هستند که می‌توانند در کلاس‌هایشان تبلیغ جهانی بودن حکومت را داشته باشند. من متاسفم برای مسئولین که این نگاه تنگ نظرانه را دارند. اگر روز جهانی برگزار شود جهانی است. دولت به جهان و سازمان‌های جهانی  احترام می‌گذارد و روز جهانی معلم را پاس می‌دارد. در ایران حتا یک پیام آن روز منتشر نشد. که مایه‌ی تاسف است. چگونه از یک معلم می‌خواهید اندیشه تان را تبلیغ کند اما با روز جهانی معلم مخالفت شدید دارید. اینها برای ما مبهم است. گفت و گو هم کردیم اما پاسخی  نشنیدیم.

روز هیجدهم مهر به سالن رفتیم در سالن را باز کردند وقتی داخل سالن شدیم متاسفانه نیروهای امنیتی سالن را بستند. یعنی  گفتند چون لوله ترکیده این فضا تعطیل می‌باشد. همه می‌دانند که این چیزها بازی است. و برای یک حکومت حداقل یک حکومت الهی جمهوری این خیلی زشت است. مثل کاری که برای مراسم خانعلی انجام دادند. یعنی ابزاری با مسایل فرهنگی برخورد کردند. همزمان با مراسم 12 اردیبهشت مراسمی‌نیز برای شیخ صدوق درهمان محل برگزار کردند. جمعیتی هم نبود اما صندلی گذاشته بودندبه شکل ابزاری که انسان احساس تنفر می‌کرد. شیخ صدوق را ابزار کردند برای سرکوب فرهنگ و این از مسایل و مشکلات اصلی کشور ما است.. مردم ومعلمان صداقت از اینها نمی‌بیننند.اما اینها فکر می‌کنند روی این جریانات می‌توان سرپوش گذاشت.

آن روز ما آمدیم ودیدیم نیروهای امنیت ریختند وشدیدترین حمله امنیتی آن روز انجام شد ما پنج نوع نیروی امنیتی دیدیم .:حراست‌های مناطق آمده بودند. بخصوص منطقه 7 تهران که مسوول منطقه 7 بسیار بد عمل کرد.نیروهای کلانتری منطقه آمده بودند وفرمانده شان نسبتا آرام بود ونصیحت می‌کرد وحالت مدارا داشت ما قصد داشتیم در همان پارک برنامه مان را برگزار کنیم بعد نیروهای ویژه آمدند نیروهای اطلاعات پربودند که همین آقای احمدی مسوول اطلاعات فرهنگیان دروزارت اطلاعات بودند که فرهنگیان از آنها بسیار ناراضی هستند و در حال تبدیل به نیروهای کبود و سیاه می‌باشند وبعد نیروهای خاص دیگر که رییس کلانتری ترسید. نیروهایی بالباس چرم و قیافه‌هایی که گفت اینها اصلا دیگر هیچ سوالی نمی‌پرسیدند فقط می‌زنند و ما قبلا این 5 لایه را هم در میدان بهارستان دیده بودیم و آرایش نظامی‌هم داشتند هر که در اطراف بود. زدند. رییس کلانتری گفت من دیگر رفتم. نیروهایش را جمع کرد و رفت و گفت که از حوزه‌ی ما خارج شد و اینها حمله کردند و باز تعدادی از بچه‌ها را گرفتند از جمله من و آقای فلاحی و اکبری را. یکی دو ساعت آنجا بودیم. و بعد موبایل‌هایمان را گرفتند و بردند. حتا دفتر یادداشت‌ها وکیفم را. من دیگر واقعا می‌ترسم دفترها و یادداشت‌هایم را بیاورم. چون دو یا سه بار اتفاق افتاد نوشته‌ها و یادداشت‌های ما را گرفتند و بردند و خداحافظه خوبی به من داده و دوباره به یاد می‌آورم.

بعد از این فشارها ما شروع کردیم به نامه نگاری کردن به رییس مجلس که برای بودجه. اینجاست که  این اتفاقات این جوری است و بعد این را منتشر کردیم. یک نامه‌ی سرگشاده به رییس جمهور ‌نوشتیم و مسایل را گفتیم توی جراید منتشر شد  و بعد هم شورای مرکزی خودمان را خواستیم ساماندهی کنیم که قرار شد بیایند جلوی مجلس که گفت و گویی با نمایندگان مجلس داشته باشیم. فردای روزی که ما را جلوی مجلس گرفتند ما یک برنامه با هیات رییسه مجلس داشتیم. که آقای حاج بابایی ودیگران آمدند و پرسیدیم که آقا این برنامه‌ی بودجه چه می‌شود؟ وضعیت به کجا کشیده می‌شود و آنها قول دادند که 15 آذر حتما قانون خدمات کشوری که تصویب شده در مجلس و تایید شده در شورای محترم نگهبان و آیین نامه اجرایش نوشته شده و بودجه آن نیز تامین شده و مصاحبه آقای حاج بابایی و نمایندگان دیگر آقای ثروتی و دیگران نیز اجام شده و قابل اجراست. ما برای اینکه این ها راوادار به اجرا کنیم آمدیم که متاسفانه مشکلاتی به وجود آمد و ما بعد از آن هم شورای مرکزی را درتهران دعوت کردیم و می‌دانید در شورای مرکزی وقتی آمدیم یکی دو جلسه به این گونه داشتیم که می‌خواستیم برویم مجلس و بگوییم چرا این طرح را اجرا نمی‌کنید متاسفانه یازده نفر از بچه‌ها را باز در بهارستان دستگیر کردند. هنوز به بهارستان نرسیده بودیم می‌خواستیم در رابطه با همین طرح هماهنگ و گفت و گو با نمایندگان مجلس برویم که ما را دستگیر کردند. 11 دی ماه بود. به کلانتری بهارستان بردند، و تا ساعت 2 بازجویی می‌شدیم و بعد ما را بردند دادگاه بعد هم پیش راسخ متین و ایشان چهره‌ها را شناخت و مقداری تهدید و گفت و گو کردند. و آنجا من از بچه‌ها خواستم صحبت نکنند و اجازه دهید تا من صحبت کنم و معلم‌ها گوش کردند و به متین راسخ گفتم آقای قاضی ببینید ما آمدیم جلوی خانه‌ی ملت اما هنوز نیامده اینها ما را گرفتند واین خلاف است. ما دیگر در خیابان امنیت نداریم. ضمنا آمدیم به مجلسیان بگوییم آقای رییس جمهور قانون مصوب مجلس شورای اسلامی‌تایید شده‌ی  شورای نگهبان، آیین نامه نوشته شده و تعیین تاریخ شده و بودجه تامین شده را اجرا بکند. ما برای اجرای قانون آمده ایم. چرا باید ما را که برای اجرای قانون آمدیم بگیرید. شما باید رییس جمهوری را که قانون را اجرا نمی‌کند بازداشت کنید. شما قدرت دارید و قدرتتان را هم به رخ ما کشیده اید که "من چند نفر را اعدام کردم وغیره. ما باکی از کسی نداریم. شما بروید رییس جمهور را بازداشت کنید. و به او اخطار کنید چرا قانون را اجرا نمی‌کنی و یا به ما بنویسید که کانون‌های صنفی معلمان ایران یا معلمان کشور کار قانونی نکنید ما هم می‌رویم در سایت‌هایمان می‌زنیم و به دانش آموزان هم می‌گوییم کار غیرقانونی انجام بدهند و کار قانونی انجام ندهند. بعد که اینها را گفتیم آقای راسخ متین تکانی خورد و گفت :"آقای باغانی معلمان قابل پرستش هستند (لحن صحبتش عوض شد) و باید قانون را اجرا کنند. و گفت:" من خودم معلم هستم" و همان قصه‌ی همیشگی تکرار شد. و  نوشت آقایان شما زودتر بروید که به شب برنخورید. چون می‌خواهید به شهرستان بروید. با این حال بچه‌ها از این دلخور بودند. از این که بدون نتیجه آزاد بشوند. در واقع عمل نکردن رییس جمهور به قانون اساسی مصوب مجلس و تایید شده شورای نگهبان باید انعکاس جهانی داشته باشد. آزادی ما 11 نفر را نوشتند. حدود ساعت 5 بعد از ظهر از همان جا با همان تشکیلات امنیتی  سوار یک ماشین کوچک شدیم. یک ماشین کوچک با تور و قفس آهنی که ما را یاد مصر و انقلابیون مصری می‌انداخت. به ارگ آوردند و تا غروب در امنیت ارگ بودیم. شب هم به بچه‌ها گفتیم منتشر کنند که کسی جمع نشود. این  حالت بدی داشت و جراید دنیا نوشتند. چون در داخل کشور که سانسور بیداد می‌کند و اصل مطلب را هم اصلا ننوشتند.

-         ما شنیدیم و خواندیم که شما را در همان میدان آزاد کردند. آیا صحت ندارد؟

-         نه صحت ندارد. ما را تا ساعت 2 بازجویی کردند و بعد به دادگاه انقلاب بردند و پرونده سازی کردند و بعد هم به دادگاه امنیت بردند. بعد از آن هم اینگونه شد که جلوی مهمانی‌های معلمان را هم گرفتند. آقای رحمتی که می‌دانید به ساری تبعید شده و به خاطر تصادفی که آنجا داشت دو ماه در کما بود. و صدماتی که همسر و فرزندانش کشیدند. به خاطر این که مسلمان معتقدی است طبق سنت و رسم همه یک نذری وولیمه ای داشتند که ما را دعوت کردند معلمانی که زمانی که ایشان بیمارستان بودند به ملاقاتش رفته بودند تقریبا چهار هفته‌ی پیش بود اواخر دی ماه بود. شب رفته بودند به منزل ایشان و تهدید کرده بودند. که مهمانها نباید بیایند. همسر او با ترس به من زنگ زد که الان آقای رحمتی اینجاست و اینها به او فشار می‌آورند که تلفن بزن مهمان‌ها نیایند. آقای رحمتی می‌گوید اینها مهمان من هستند و می‌خواهند منزل من غذا بخورند نمی‌توانم زنگ بزنم. آنها می‌خواهند از راه دور بیایند چرا من باید بگویم نیایند. من اینکار را نمی‌کنم. و خانمش گفت نه زحمت نکشید و نیایید چون قرار بود ما شب برویم شهررضا و از آنجا معلمان دور هم جمع بشوند که جلوی این مهمانی هم گرفته شد.

وبعد ما تصمیم گرفتیم شورای مرکزی را در مشهد در 22 بهمن برگزار کنیم. آخرین کاری که قرار بود انجام دهیم که متاسفانه با وجودی که ما ملاحظه کردیم و خبر آن را منتشر نکردیم چون می‌دانستیم چه اتفاقی می‌افتد. خبر درز کرده بود. شدیدا به خانه‌ی بچه‌ها حمله کرده بودند و به بچه‌های مشهد گفته بودند که باید این کار متوقف شود. و باید بگویید که معلمان نیایند. چون تعطیلی بود قرار شد به زیارت امام رضا برویم و در آنجا به تجزیه و تحلیل مسایل بپردازیم که این برنامه هم بدین گونه ناکام ماند. پس از آن ما چند بیانیه صادر کردیم. شورای مرکزی نیز بیانیه صادر کرد. یک  بیانیه هم در تهران صادر شد. بعد از این مشکلات که دیگران هم می‌دانند دیدیم چاره ای نداریم جز این برنامه که برای اسفند تدارک دیدیم. برنامه‌ی سوم وو چهارم و پنجم اسفند را در یک نشستی با بچه‌های کانون مطرح و تصمیم گرفته و بیانیه صادر شد.

-         آقای باغانی در مجموع چند معلم تبعید شده اند؟

-         معلمان زیادی تبعید شدند. اما به دلایل جو فرهنگی شهرستان‌ها از بیان این که معلمان تبعید شده اند جلوگیری می‌کنند. و می‌گویند انتقالی گرفته اند. چند تایی هم قبول نکرده اند. اما بیش از 50 نفر از معلمان تبعید شده اند که بعضی از انها حتا دوبار تبعید شده اند. مثلا از تبعیدی‌ها، آقایان مجیری، شاهدی، اسدی، و خود من بودم.

-         آیا دستگیری 11 نفر در میدان بهارستان در حین اعتصاب یا تظاهرات صورت گرفت؟

-         خیر. ما فقط جهت گفت و گو و رایزنی با نمایندگان به مجلس رفته بودیم. که قبل از رسیدن به بهارستان دستگیر شدیم. ( خود من درظهیرالسلام دستگیر شدم.) گویا به نمایندگان اخطار کرده بودند که حق گفت و گو با نمایندگان انجمن صنفی معلمان را ندارند. در حالی که توصیه شده که نمایندگان و مردم باید ارتباط متقابل داشته باشند و اگر نماینده ای ارتباط برقرار نکند باید مواخذه شود. چون ارتباط را قطع کرده اما عملکرد اینها اصلا معلوم نیست و هیچ مبنا و مهمل خاصی ندارد و رفتارشان قابل پیش بینی نیست.

-         آقای باغانی در مورد برنامه‌ی اسفند ماه معلمان توضیح دهید.

-         بعد از توقیف نشریه قلم معلم و نامه‌ی شورای امنیت ملی که معلمان و کانون صنفی معلمان را در تنگنا قرار داد که وزیر آموزش و پرورش با کانون‌ها ارتباط برقرار نکند ما وسیله و ابزار ارتباطی کمتری بامعلمان در دسترس داریم. ما الان از چند طریق با معلمان ارتباط برقرار می‌کنیم. یکی با SMS، سایت و در شورای هماهنگی سراسر کشور تصویب نمودیم که ما مجاز هستیم به علت اینکه رسانه‌های داخلی اخبارما را پوشش نمی‌دهند ما با رسانه‌های خارجی مصاحبه می‌کنیم وهیچ گونه محدودیت قانونی برای خود قائل نیستیم وهیچ پروایی از مصاحبه با رسانه‌های خارجی که اخبار ما را پوشش دهند نداریم. ما هم طبق روش امام (ره) که در قبل از انقلاب با بی بی سی مصاحبه می‌کردند چون ما برای روشنگری به رسانه نیاز داریم. در حال حاضر خیلی از مسوولان با رسانه‌های خارجی مصاحبه می‌کنند وبعد این عملکرد مثبت رسانه‌ها را مستند می‌کنند که بله ما خوب عمل کردیم که با ما مصاحبه می‌کنند.

گاهی گزارش و گاهی هم بیانیه‌های تحلیلی و گاهی هم بیانیه می‌دهیم تا معلمان را در جریان کار خود قرار دهیم.  کارهایی هم در شعبات شهرستان انجام دادیم. دفترهای فعال نمایندگی که 7 نفره هستند و مستقل از کانون‌ها فعالیت می‌کنند.

-         صرف مصاحبه که منع قانونی ندارد.

-         بله ما این را می‌دانیم. در ضمن با تحصن و تظاهرات و اعتصاب وتجمع و میتینگ نیز تجاربی کسب کرده و می‌کنیم. حدود چند ماه با سراسر کشور رایزنی کردیم. مثلا یک بار کارت قرمز برای وزیر و مجلس کشیدیم. و یا دو ساعت سکوت را جلوی مجلس اجرا کردیم و برنامه‌هایی از این قبیل. ما خیلی روش‌های دیگر را بررسی و تجزیه وتحلیل کردیم. بعضی رای آورد بعضی رای نیاورد. به طور مثال تابوت آموزش و پرورش را جلوی سازمان ملل ببریم. که در صورت فشار زیاد یکی از راهکارهای ما می‌باشد.  بالاخره ما حقوقی داریم و به سازمان ملل می‌گوییم که اگر اینها به ما توجه نمی‌کنند شما به ما توجه کنید.

مثلا در بیانیه آورده ایم که شورای هماهنگی.راه های مختلفی را در پیش میگیرد.وخواسته ایم که روز سوم تا پنجم اسفند راه های اعتراضی تا اعتصاب را ادامه دهند....

در صورتی که باز هم به ما فشار آید بیانیه نمی‌دهیم. و به شکل دیگری به معلمان اطلاع می‌دهیم که در یک جای خاصی تجمع کنند. فرض 23 اسفند که نمادی از روز دستگیری معلمان نیز می‌باشد.

 

ما از معلمان می‌خواهیم خانواده‌ها را در جریان اعتصاب معلمان قرار دهند. چرا که یکی از ترفندهای این‌ها این است که خانواده‌ها را در مقابل معلمان قرار دهند. ماخواسته هیم که روز دوم(4 اسفند) در کلاس‌ها بنشینند و روز سوم(5 اسفند) به مدرسه نیایند.

-         این مطالبی که می‌فرمایید بسیار جالب است و این اعتراضات باید بشود. اما در این جامعه معلمان هم تحت فشار هستند و در مورد این هم اصلا  بحثی نیست. ولی همانطور که می‌دانید این تنها معلمان نیستند که تحت فشارند. مثلا کارگران هم از نظر حقوق تحت فشار هستند و حداقل حقوق را کافی برای زندگی شان نمی‌دانند. روزنامه نگاران که هم از نظر درآمدی تحت فشارند درآمد نداریم و حقوق مان را نمی‌دهند. بعضی وقتها هم که روزنامه‌هامان را تعطیل می‌کنند که دیگر هیچ. مضافا بر این ما یک مشکل دیگر هم داریم چون حوزه اندیشه و فرهنگ هستیم سانسور بدجوری ما را تحت فشار قرار می‌دهد. یعنی ما باید دایم مطالبی را که می‌خواهیم بگوییم یک جوری بگوییم که به حسن برنخورد به حسین برنخورد. افشای اسرار نباشد. یک دفعه یک مطلب خیلی عادی برای می‌شود افشای اسرار.

سوال اصلی من این است که نویسندگان تحت فشار سانسور و مسایل معیشتی هستند، روزنامه نگاران، کارگران هم همینطور. معلمان و کارمندان هم. آیا شما فکرکرده اید خواسته‌هایتان را هم به نوعی هماهنگ کنید با این اقشار که بتوانید یک نیروی هماهنگ تری باشید تا اینکه خواسته‌های صنفی تان را بهتر پیش ببرید. آیا برنامه ای یا تماسی با اینها دارید و فکر می‌کنید می‌شود هماهنگ کرد با اینها چون خیلی خواسته‌های شما مشترک است.

-         در اساسنامه کانون نیز هست که برای ارتقای منزلت و معیشت معلمان با گروه‌های تاثیر گذار در این مساله می‌توان گفت و گو کرد و مراوده داشته باشید. از جمله قانون خدمات کشوری که تصویب شد و برای همه‌ی کارمندان است و البته درشورای هم آهنکی کانون های صنفی معلمان رای نیاورده است. گفتیم فراخوان برای همه‌ی کارمندانی که این قانون در باره شان اجرا نشده بدهیم، متاسفانه رای نیاورد. گفتند چون مشکلاتی دارد و از حوزه خودمان پا را فراتر می‌گذاریم.

 امامن اعتقاد دارم که باید این مسایل را دنبال کرد ودر آینده کارها بهتر پیش برود . آقای معارفی رابط ما در کانون حقوق بشر بودند که تعطیل شد. و آقای سلطانی کانون وکلا واقعا برای ما زحمت کشیدند. وکالت تمام معلم‌ها را هم برعهده داشتند و دانشجویان وبقیه فعالان وگروه‌های اجتماعی که ملاحظه‌ی ما را می‌کنند که اهداف ما صنفی است. به دلایل خاصی مثلا می‌گویند اگر با شما هماهنگ شویم آنها فکر می‌کنند یک جریان سازمان یافته است که هم اکنون هم مطرح شده است. حرکت‌های نرم که اکنون در سپاه مطرح شده که حوزه‌ی فعالیت اش در برخورد حرکت‌های نرم و انقلاب مخملی است. سردار جعفری مصاحبه کردند و گفتند حوزه‌ی ماموریت شان این است و از جهتی ما برایشان متاسفیم. کشورمال ماست. مال مردم است. هیچ کس حق انحصاری به کشور ندارد. من کشورم را به اندازه‌ی رهبر دوست دارم. قطعا از رییس جمهور بیشتر دوست دارم. چون من هزینه می‌دهم برای اجرای قانون ولی ایشان تخلف می‌کند در اجرای قانون و در حوزه‌های مدیریتی هم قطعا من کشورم را بیشتر دوست دارم. سرزمین اجداد ماست. سرزمین نیاکان ماست. ما باکی هم از زندان رفتن، شکنجه شدن، مصاحبه کردن، گفت و گو کردن نداریم. چون می‌خواهیم کشورمان زنده و جاودان بماند. خون دل‌ها خورده ایم.  تا این که کشور به این وضعیت رسیده والان هم برای اصلاحش هر اقدامی‌که در جهت منافع حقوق صنفی خودمان لازم باشد انجام می‌دهیم. از نظر فردی هم برای دفاع از کشور در هر حوزه ای که باشد، فعال هستیم.  اما اعتراضات خودمان را حتی به صورت اعتراض سفید هم شده ادامه میدهیم

-         شما اعتراض سفید را مطرح کردید. چون هیچ گونه سلاحی را حمل نمی‌کنید. خوب اعتراض سفید محسوب می‌شود. اما بعضا این اعتراض‌ها سرکوب و توسط نیروی انتظامی‌به آشوب کشیده می‌شود. لطفا در این باره توضیح دهید. این چه نوع اعتراضی است؟

-         اعتراضی که هیچ گونه اقدامی‌صورت نمی‌گیرد. بعضی بچه‌ها معتقد بودند که دهانهایمان را چسب بزنیم و ساکت باشیم. هیچ واکنشی نشان ندهیم. بنشینیم و این که بعضی وقت‌ها بچه‌ها با نیروهای نظامی‌جدل می‌کنند. این کار را انجام ندهند یعنی هیچ گونه صحبتی.نشود. یک روش جدیدی فرض کنیم 2000 معلم بیایند و بنشیینند ووقتی گفتند سوار ماشین‌های نظامی‌بشوند و به زندان بروند یا هر جا که اینها می‌گویند حرکت بکنند. هیچ گونه واکنش یا مقاومتی نشان ندهند. حتا ما پیشنهاد پلاکاردهای سفید را دادیم. که هیچ نوشته نشده و در کانون سابقه دارد که در کرمانشاه یک بیانیه سفید با یک علامت سوال منتشر شد.

-         آقای باغانی بحث‌هایی که در باره بودجه سال 88 می‌شود و ما بعضی‌ها را دیدیم البته نه به صورت ردیف مشخص و کامل. ظاهرا آموزش و پرورش با مشکل بزرگی در زمینه‌ی بودجه برای سال 88 روبرو خواهد بود. تعطیلی مدارس مشکل معیشتی معلمان، مشکلات آموزشی غیره از مشکلات اساسی خواهند بود. آقای  احمدی وزیر آموزش و پرورش اذعان داشتند در مصاحبه‌های اخیر خود که وقتی من بودجه‌ی آموزش و پرورش را دیدم گریستم و حرف‌های دیگر. اما زمانی که بحث بودجه و خواسته‌های صنفی معلمان مطرح می‌شود ایشان در موضع مخالف قرار می‌گیرند و منتظر محک زدن عیار معلمان می‌شوند چرا این همه تناقض‌گویی ؟

-         در مورد مساله‌ی بودجه ما با سه مشکل مواجه هستیم. مشکل اول، مشکل کمبود بودجه برای امسال است که شش هزار میلیارد تومان آن در مجلس تصویب شد. یعنی اگر کل این بودجه را به آموزش و پرورش بدهند حتا مشکل امسال آموزش و پرورش حل نخواهد شد که شامل حقوق معلمان، اضافه کاری، سرانه‌ی دانش آموزی وغیره که درواقع 140 نوع پرداخت دارد آموزش و پرورش که ما آن را تهیه کرده ایم. که در همه‌ی زمینه های این 140 نوع معوقه‌های زیادی داریم. از جمله در حال حاضر مشکل بازنشستگان که مسوول بازنشستگان کشور گفت که هم اکنون دولت 5 هزار میلیارد تومان مقروض است به بازنشستگان که باید امسال بپردازد پس این یک مشکل چند هزار میلیارد تومانی است برای سال 87.

مورد دیگر ما در آموزش و پرورش اگر بخواهیم خوب بودجه را ببندیم حدود 13 هزار میلیارد تومان بودجه می‌خواهیم. در تجربه گذشته که بودجه 8 میلیارد تومان بسته می‌شود با ز می‌بینیم 5 هزار میلیارد کسر بودجه داریم. اگر ما بخواهیم بودجه را برای سال آینده ببندیم  وتاحدودی پرداخت ها در سطح فعلی باشد که 6 درصد بودجه است،. ما حدودا به 13 هزار میلیارد بودجه نیاز داریم که این صورت نگرفته است. همه‌ی دنیا می‌گویند 20درصد بودجه کشورها به آموزش و پرورش اختصاص می‌یابد. اما در کشور ما درصد اختصاص بودجه به آموزش و پرورش بسیار پایین می‌باشد و در صورت تصویب 13 هزار میلیارد تومان در حدود 7درصد بودجه به این وزرات خانه اختصاص می‌یابد ودر حال حاضر حدود 4 تا 5 درصد بودجه اختصاص داده می‌شود. واختلاف تا سطح بین المللی خیلی زیاد است. نکته دوم این بود که برای سال آینده نیز بودجه مشکل دارد. نکته سوم این است که  هم اینک یک تناقضی در آموزش و پرورش شدیدا پیش آمده و آن این است که آقای احمدی نژاد و دولت تن به اجرای قوانین مصوب نمی دهند. به این گونه که شما اطلاع دارید در حوزه‌ی کارگری که در دولت آقای‌هاشمی‌تصویب شد که حقوق کارمندان و معلمان به تناسب افزایش نرخ تورم افزایش یابد خب یک زمانی  تورم12 یا 13 درصد بود و سه تا چهار سال اجرا شد. تورم الان 6/25 درصد رسما اعلام شده( و تورم غیررسمی‌50درصد است) یعنی حقوق‌ها باید یک چهارم افزایش یابد. حداقل افزایش. باید اجرا شود برای انکه نرخ تورم محاسبه شود بودجه نیز باید یک چهارم افزایش داشته باشد. بطور منطقی یعنی بودجه آموزش پرورش بشود 16 الی 17 هزار میلیارد تومان که ما گفتیم بودجه به طور واقعی  کمبود دارد.  اگرآموزش و پرورش به طور معمول بخواهد درحد وزارتخانه‌های دیگر بشود. حداقل به 19 الی بیست ملیارد تومان بودجه نیاز دارد . نکته‌ی دوم در طرح تحول اقتصادی که آقای رییس جمهور مطرح کرده یک تناقض وجود دارد که اگر این مطرح بشود نه تنها حقوق‌ها افزایش نمی‌یابد بلکه قانون مصوب مجلس شورای اسلامی‌نیز اجرا نخواهد شد. در فصل 13 این قانون. واقعا عجیب است قانونی که راوی آن 800 نفر ساعت گذاشته شده و غیر از آن اذیت‌هایی که معلمان شدند حالا بایک حرکت خاص آن را تحت الشعاع قرار می‌دهند و خودشان گفتند یازده هزار میلیارد بودجه برای اجرای آن نیاز دارند و حالا آوردند پایین و فشرده کردند وب  9 هزار میلیارد تومان رساندند که گفتند 4 هزار میلیاردتومان برای بازنشسته‌ها و 5 هزار میلیارد برای کارمندان. درواقع نمی‌خواهند حتا همین 11 میلیارد را پرداخت کنند. گفتند افزایش حقوق نداریم درصد هم اضافه نمی‌کنیم. تورم را هم در نظر نمی‌گیریم. چون خودشان گفتند حداقل افزایش تورم در طرح تحول اقتصادی، 60درصد است که اگر یارانه سوخت را درواقع بردارند و این اتفاق هم می‌افتد با این تفاوت هم اگر قرار باشد 60درصد تورم افزایش یابد باید 60درصد حقوق مان افزایش یابد بالاخره ما که آدم‌های بی‌فرهنگی نیستیم و می‌توانیم محاسبه کنیم. درست است اگر زورمان نرسد ولی بالاخره که می‌فهمیم یعنی اگر تورم 60درصد باشد حقوق ما باید 60درصد افزایش یابد. یا حداقل قانون خدمات اجرا شود. حالا رییس جمهور طرح تحول اقتصادی اش بین اجرای مدیریت قانون خدمات کشوری، و بین افزایش حداقل 25درصد. گرفتار شده است. نمی‌دانم ایشان دچار یک تناقض گویی آشکارف یک نادانی در برنامه ریزی است. یک مصاحبه هم شد با کارشناسان برنامه و بودجه.همین جدیدا. مصاحبه خیلی جالب بود. این کارش هم قانونی نبود. این کار به مشکلات حاد خورده. مهمتر از همه اینکه بالاخره باید پاسخگوی معلمان وافکار عمومی‌ باشد. اگر معلمی‌حقوقش را ندهی چه کار باید بکند؟ معلمی‌که الان به زور بازنشسته می‌شود. من را اجبارا بازنشسته کردند. از یکم دی ماه من اجبارا بازنشسته شدم. بازنشستگی پیش از موعد. آقای ابطحی و تعداد زیاد دیگری. من اصلا  در جریان نبودم وقتی آمدم از طرف معاونت وزیر مرا خواستندو نامه‌ی بازنشستگی به ما دادند و این بازنشستگی پیش از موعد یکی از ابزارهای دولت برای برخورد با معلمان  فعال است. و اجبارا شروع شده و هر کس را بخواهند بازنشسته می‌کنند و نمیشود مقاومت کرد. مدرسه من را گرفتند و جایگزین گذاشتند. دانش آموزان اصلا مهم نیستند. اولیا رفتند اعتراض کردند چون داشت به یک بحران تبدیل می‌شد. قرار بود مصاحبه بشود. جایگزین آوردند. درحال حاضر حدود 40 تا 50 هزار نفر در سراسر کشور  بازنشسته شدند که  به آنها حقوق پرداخت نمی‌شود. من آمار دقیق ندارم. اما در تهران 8هزار آمار دقیق دارم. و اگر در استان‌های دیگر ، هر استا بین سه تا 5000 نفر باشد   خدودا 50 هزار نفرمیشود. در هر صورت دقیقا این بازاری شد برای برخورد با فعالان ومعلمین. آقای خاکساری و خانمش، آقای جوادی، قشقایی بازنشسته شدند .به من یک سال و نیم دادند و من اصلا مایل به بازنشستگی نبودم. این را چطور می‌خواهند بپردازند. اگر بخواهند حق بازنشستگی مرا نقدا بدهند 30 میلیون تومان باید پرداختن مایند. وقعلا پرداختی صورت نگرفته است و می‌گویند سهام عدالت می‌دهیم. هیچ ندادند سه ماه هم هست که حقوق نگرفته ایم. چه باید بکنیم. مشکلات بازنشستگان خیلی بیشتر از کارمندان است. اساتید دانشگاه هم همین مشکل را دارند. اینها به کشف جدیدی درتعدیل نیروها پیش از موعد رسیدند. فرهنگیان به جز این حقوق منبع درآمد دیگری ندارند و این کار برای زمین گیر کردن معلمان است. ضمن اینکه من در تعجبم اعتراضات صنفی را در همه‌ی کشورها از تلویزیون نشان می‌دهند. مثلا دیروز انگلیس ،ایتالیا، فرانسه را نشان می‌دادند. مردم تفریح گونه سازمی‌زدند و حرکت می‌کردند. اینها خود مبلغ اعتصابات کارگری و معلمان هستند پس چرا نشست‌های 11 نفره درکشور خود را سرکوب می‌کنند و دستگیر می‌کنند یا آنها خیلی ضعیف هستند. نمی‌دانم شاید هم ما خیلی قوی هستیم.

-         آقای باغانی وزیر آموزش و پرورش می‌گویند من عاجز از کمک به آموزش و پرورش هستم. پس نقش وزیر چیست؟

-         البته من تایید می‌کنم حرف علی احمدی را. چون ایشان در این حوزه نبودند. یکی از خواسته‌های ما همیشه این بود که وزیری که انتخاب می‌کنید اولا ارشدترین وزیر هیات دولت باید فرهنگی باشد. درون فرهنگیان باشد با حالت منتقدانه اش یک وزیر قوی باید داشته باشیم. در مصاحبه ای که داشتم پیشنهاداتی برای وزیرد ادم در دیداری که با خاتمی‌داشتیم در زمینه‌ی انتخابات رییس جمهوری پرسیدند از دیدگاه شما چه کسی می‌تواند رییس جمهور باشد گفتم یک کسی به قدرت‌هاشمی‌به سازندگی کرباسچی به با فرهنگی شما. یک آدم اینجوری بگردید و پیدا کنید. شما مقداری حوزه‌ی قدرتی تان کم است و در حوزه فرهنگ هم ما یک آدم اینطوری می‌خواهیم بگردند پیدا می‌شود. علی احمدی از حوزه بیرون از فرهنگ آمد. قطعا نمی‌تواند. ایشان نظامی‌است. کلا کشور نظامی‌است. آقای ضرغامی‌سازنده موشک است رییس مجلس نظامی‌است. نظامیان و سپاهیان آمدند و حاکم شدند و این برای حوزه قدرت خوب نیست. برای حوزه صنفی خوب نیست. حالاما اصلا کار نداریم.ما از حقوق صنفی مان می‌خواهیم دفاع کنیم. حقوق مان را بپردازند واین که او نمی‌تواند من  باور ندارم. اگر از حوزه‌ی آموزش و پرورش یکی قدرتمند وارد حوزه بشود شاید بتواند. الان ما 250 میلیارددلار درآمد نفتی داشتیم. بستگی به وزیر دارد. فرشیدی وزیر شایسته نبود و ما گفتیم این شایسته نیست گفتیم و همیشه متاسفیم در حوزه‌ی آموزش و پرورش وزیران ضعیف را انتخاب می‌کنند

-         استنباط شما از گفته‌ی آقای احمدی که با این اعتصاب عیار معلمان مشخص می‌شود چیست؟

-         دقیقا پاسخ به این تحصن است. اگر این تحصن انجام شود ایشان می‌گویند احتمالا انجام نمی‌شود و ما هم ادعای این را نداریم. خب وقتی معلمی‌نخواهد و نیاید مسئله دیگری است . ما اعلام کردیم اگر می‌خواهید وارد این جریان شوید واز حقوق تان دفاع کنید. بیائید. همیشه هم همینطوره .همانطور که  گفتند همه‌ی اقشار می‌ترسند. مردم می‌ترسند. مضیقه‌های مالی، فشارها. در همه‌ی دنیا رسم این طور است همه در جریانات اجتماعی شرکت نمی‌کنند( اگر بین 5 تا 7 درصد درهز صنفی متشکل باشند فعالانه روی تشکیلات کار کنند مثبت است) والبته فکر می‌کنیم در میان معلمان آمار بیشتر است .در اعتصاب هفته‌ی گذشته  حدود 60درصد شرکت کردند. (در اعتصاب بله. اما تشکیلاتی خیر) بله تشکیلاتی خیر و تا برسیم به آن 7درصد هنوز جا دراد.البته در استان‌ها .ما می‌توانیم به شما آمار بدهیم. که تشکیلات در اصفهان ،مشهد وتبریز و غیره بیش از چند هزار عضو رسمی‌کانون‌های صنفی هستند.البته فشارهایی آوردند قبلا حق سهم(حق عضویت) را می‌پرداختند و آنجا برمی‌داشتند. اما حالا دیگر حساب‌ها را دولت بسته که نتواننداز حساب ما استفاده نمایند. به خاطر مضیقه مالی. در همه‌ی کشورها به گروه‌ها و صنف‌ها ، دولت ها معمولا کمک می‌کنند. اما در ایران حتا حق السهم اعضا را هم قطع کردند.

-         اگر نیروی کار در یک کشور به طور کلی متشکل باشد تعدا د زیادی میشوند  مثلا درکشوری که 30میلیون جمعیت دارد و 15 میلیون نیروی کار اگرسه میلیون نفر در اتحادیه‌ها عضو باشند یک درصد خوبی است. در امریکا ده درصد عضو هستند. درکانادا 15 درصد و در اتحادیه اروپا 12 تا 15 درصد اگر تظاهرات باشد خب خیلی بیشتر شرکت می‌کنند. فکر می‌کنید الان به طور مشخص معلم‌ها چند درصد شان متشکل هستند؟

-         البته ما اعضا‌ی فعالامان در خراسان نزدیک به ده هزار نفر، در اصفهان نزدیک به ده هزار نفر و بیشتر عضو هستند. در سراسر ایران ما یک میلیون معلم درایم شاید صد هزار تا عضو باشند که همان ده درصد باشد.  همه عضو فعال نیستند بلکه اعضایی که حق عضویت می‌دهند و حضور داشته باشند و در متینگ‌ها و تظاهرات مثلا در خودتهران 30 هزار نفر در پوشش ما هستند.

کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:19 توسط یکی از چند صدای معلم |

بدون شرح!

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 13:15 توسط یکی از چند صدای معلم |

فال حافظ و اعتصابات معلمین

با سلام

بعد از نصب کدهای جاوای فال حافظ در وبلاگ فالنامه را در وبلاگ افتتاح کردم. نیتم اعتصابات سه روز آینده ی معلمان بود خواجه ی شیراز اینگونه جوابم داد:

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:40 توسط یکی از چند صدای معلم |

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم

امروز زنگ تفریح اوّل یکی از همکاران می گفت برای مادرش مشکلی پیش آمده و بعد از بستری نمودن ایشان در بیمارستان به فکر بیمه کردن مادرش افتاده است. از مسؤولین مربوطه راهنمایی خواسته که چگونه می توان مادرش را بیمه کند او را راهنمایی کرده بودند که بیمه ی ایرانیان جایگزین بیمه ی تخت(بستری) شده است و باید علاوه بر مادر، پدرش را نیز بیمه نماید. بعد از اقامات قانونی در عرض چند ساعت و با واریز نمودن مبلغ 680هزار ریال به مدّت یک سال پدر و مادرش را بیمه نموده بود.

به فیش حقوقی ام نیم نگاهی می اندازم، می بینم بعد از لیست بلندبالایی از کسورات با عناوین مختلف؛ بابت حق بیمه ی پدر و مادرم تحت عنوان بیمه ی خاص ماهیانه مبلغ 13444 ریال از حقوق ناچیز بنده کسر می شود که به عبارتی سالیانه می شود: 1613280 ریال

این بدان معنا است که دولت از کارمندان خود بابت بیمه نمودن والدینشان سالیانه مبلغ 933280 ریال بیش از سایر مردم دریافت می کند!

و این یعنی عدالت!

گاهی با خود می اندیشم آیا واقعاً مفاهیم؛ تغییر ننموده اند؟ 

یاد این شعر افتادم:

"از طلا گشتن پشیمان گشته ایم

مرحمت فرموده ما را مس کنید!"

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:35 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارش مجلس درباره ی خرج 124 میلیارد دلار بدون مجوز!

شهاب نيوز : یک نماینده مجلس از تهیه گزارشی توسط رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس خبر داد که به ادعای او نشان می‌دهد دولت نهم طی سه سال گذشته حدود 124 میلیارد دلار از پول نفت را بدون ضابطه و مجوز خرج کرده است. به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ طی چند ماه اخیر تعدادی از چهره‌های شاخص نظام از جمله آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، مهندس میر حسین موسوی، حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی، دکتر حسن روحانی و حجت‌الاسلام مهدی کروبی یک سئوال مشترک را از دولت نهم و رئیس دولت مطرح کرده‌اند. آن سئوال که به زبان‌های مختلف از سوی این شخصیت‌ها مطرح شده این است: دولت نهم با ارایه یک فهرست دقیق اعلام کند که درآمدهای هنگفت و سرشار نفتی کشور طی چهار سال گذشته دقیقاً صرف چه کارهایی شده و چگونه هزینه شده است؟

در همین رابطه، یکی از روزنامه‌های منتقد دولت در شماره امروز شنبه خود گزارش مفصلی را تحت عنوان «270 میلیارد دلار پول نفت کجا هزینه شد؟» منتشر کرده است. گزارشی که در تلاش برای پاسخگویی به سئوال مشترک چهره‌های شاخص فوق است و می‌کوشد توضیحی را ولو اجمالی برای این سئوال مهم پیدا کند.

در بخشی از این گزارش مفصل اظهارنظری تکان‌دهنده وجود دارد که خواننده را به تامل وا می‌دارد. آن‌جا که یک نماینده مجلس از تهیه گزارشی توسط رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس خبر می‌دهد که به ادعای او اثبات کرده است دولت نهم طی سه سال گذشته حدود 124 میلیارد دلار از پول نفت را بدون ضابطه و مجوز خرج کرده است! 124 میلیارد دلار یعنی 124 هزار میلیارد تومان یا 124,000,000,000,000 تومان. یعنی 2,750,000 تومان به ازای هر نفر از واجدین شرایط رای در کشور یا تقریباً 1,650,000 تومان به ازای هر نفر از مردم ایران.

علیرضا محجوب نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به پرسش روزنامه اعتماد گفته است: «آقای مصباحی مقدم رئیس کمیسیون اقتصادی اخیراً گزارشی به نمایندگان داده‌اند که مشخص کرده 124 میلیارد دلار از پول نفت بدون ضابطه خرج شده است یعنی دولت این میزان پول را بدون مجوز خرج کرده است. پیشنهاد می کنم این گزارش را از ایشان بگیرید. سوال شما را پاسخ خواهد داد».

گفتنی است تلاش خبرنگار شهاب‌نیوز برای گفتگو با یکی از مسئولان ارشد دولت نهم جهت بررسی صحت یا سقم این گزارش و ابعاد آن تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است. با آن که برخی گزارش‌های رسمی از جمله گزارش دیوان محاسبات درباره تفریغ بودجه سال 1385 نشان می‌دهد که یک میلیارد دلار از درآمدهای نفتی کشور به خزانه ریخته نشده یا گزارش دوم دیوان محاسبات از انحراف 50 درصدی دولت در اجرای لایحه بودجه 86 خبر می‌دهد؛ اما چنین رقم هنگفتی (124 میلیارد دلار) برای نخستین‌بار از سوی یک نماینده مجلس و به نقل از گزارش رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس مطرح شده است.

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:28 توسط یکی از چند صدای معلم |

سخنان میرحسین موسوی در دیدار با فرهنگیان

زمانی که معلم مورد تهدید و تحقیر قرار می‌گیرد، چگونه می‌تواند روحیه سرافرازی و شجاعت را در دانش آموزان به‌وجود آورد. به گزارش ایلنا میرحسین موسوی در دیدار با فرهنگیان ضمن گرامیداشت یاد وخاطره شهید رجایی و باهنر به بیان خاطره‌ای از شهید باهنر پرداخت وگفت: زمانی که به شهید باهنر پیشنهاد وزارت آموزش وپرورش داده شد، به حزب جمهوری آمدند. ایشان از اعضای شورای انقلاب حزب بود که برای وی آینده‌اي سیاسی تصور می‌شد. برخی در آن جلسه به شهید باهنر گفتند که پیشنهاد تصدی وزارت، مثل انداختن پوست خربزه زير پا، برای زمین خوردن است؛ اما شهید باهنر به آنها گفت كه قبل از انقلاب به این فکر رسیدم که با نفوذ در چند مدرسه می‌توانیم انقلاب کنیم، در حال حاضر که این پیشنهاد به من شده این پست را قبول می‌کنم؛ چون مهمترین پست در بين وزارتخانه‌ها است. وی با بیان اینکه استدلال شهید باهنر از گفتمان انقلاب نشأت می‌گرفت، افزود: به دلیل فراگیر شدن گفتمان انقلاب و توجه به امر آموزش و پرورش بود که در ترکیب مجلس اول و دوم غلبه با معلمان بود.

نخست‌وزیر دوران جنگ گفت: برای حفظ پایه‌های اجتماعی، گروه‌ها و کمیته‌هایی تشکیل مي‌شود که در رأس آنان معلمان حضور دارند. کاری نداریم که دولت به آن‌ها اعتماد دارد یا خیر، جامعه به معلمان بالاترین اعتماد را دارد و این امر حساسیت تعامل با معلمان را می‌رساند.

میرحسین موسوی در پاسخ به نماینده معلمان که نظر وی را در مورد دید امنیتی و پادگانی به آموزش و پرورش و معلمان جویا شده بودند، گفت: همانطور که قبلاً هم گفته‌ام دید امنیتی و پادگانی را محکوم می‌کنم؛ چرا که هر کجا دید امنیتی بالارفته بیشتر ضرر و آسیب را دیده‌ایم.

وی ادامه داد: دولتی که ما تعریف کرده‌ایم، دولت خدمتگزار است و وظیفه‌ای جز آن ندارد. آموزش و پرورش می‌تواند به یک دستگاه انتظامي تبدیل شود که در این صورت باید با آن برخورد کرد.

موسوی به موضوع تحجر اشاره کرد وگفت: تحجر یک معضل و مشکل اساسی است. امام خمینی(ره) در 2 سال آخر عمر خود به شدت در مورد اسلام ناب محمدی صحبت کرد تا تحجر را بکوبد. ایشان خطری را در این رابطه احساس می‌کرد كه تنها مربوط به آموزش و پرورش نیست.

نخست‌وزیر دوران جنگ با بیان اینکه متاسفانه در راه‌های غیرعلمی می‌غلتیم، به موضوع مفقود شدن یک میلیارد دلار اشاره کرد و گفت: دولت در مقابل سوال مجلس مبنی بر اینکه این مبلغ در کجا صرف شده، پاسخي نداد. این نتیجه همان دیدهای غیرعلمی است که اعتماد مردم را از بین می‌برد.

وی گفت: زمانی که یک شخصی کارمند، یا کارگر که از مشکلات مالی ومسکن رنج می‌برد، این موضوع را می‌شنود پیش خود می‌گوید مسوولان این پول را چه کار کرده‌اند؟ اولین خاصیت این مساله بی‌اعتمادی مردم است. اگر پاسخی وجود دارد برای رفع این بی‌اعتمادی باید پاسخ و استدلال داشت.

میرحسین موسوی با انتقاد از تهدید وتحقیر معلمان گفت: در قدیم نگاه به معلمان به این گونه بود که معلم دانش آموز و نسل آینده را تربیت می‌کند. زمانی که معلم تهدید و تحقیر می‌شود، چگونه می‌تواند روحیه سرافرازی وشجاعت را در دانش آموزان به‌وجود آورد. دانش آموزی که شاهد کتک خوردن معلم خود است اولین نتیجه‌اش سلب آزادی در مقابل ديدگان اوست.

وي افزود:‌ در صورتي كه فضا را به سمت گفت‌وگو و تعامل با معلمان سوق دهيم و اراده‌اي در دولت نشان دهيم، فكر نمي‌كنم تشكل‌هاي معلمان مشكلي را از طرف دولت ببينند.

مهندس موسوي به مساله بودجه آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: يكي از مسائل مهم آموزش و پرورش مساله بودجه است. سهم آموزش و پرورش به دليل فراواني معلمان و اهميت تعليم و تربيت ايجاب مي‌كند كه در اين راستا يك فكر اساسي صورت گيرد، چرا كه اين موضوع به دنبال خود مطالبات مختلفي را در پي خواهد داشت. وي اظهار كرد:‌ در سال گذشته شاهد كسري وسيع در بودجه آموزش و پرورش بوديم كه متاسفانه اين مساله از دسته چندمي بودن آموزش و پرورش در دولت نشات مي‌گيرد.

نخست‌وزير دوران جنگ به اهميت و تشكيل شوراها تاكيد كرد و گفت: بر اساس هفت اصل قانون اساسي، ‌شوراها از ظرفيت‌هاي بالايي برخوردارند و آموزش و پرورش مي‌تواند به خوبي از اين ظرفيت استفاده كند. وي ادامه داد:‌ واقعيت است كه دولت نمي‌تواند به تنهايي از پس مشكلات آموزش و پرورش برآيد. ما بايد براي آن راهكاري انتخاب كنيم. به طور مثال مي‌توان تأمين بودجه را از همين شوراها پيگيري كرد.

موسوي با تاكيد بر اينكه دولتي بودن امور يكي از مشكلات اساسي جامعه است، اظهار كرد: شوراها امكانات وسيعي دارد كه اگر رأي آوردم بخش قابل توجهي از كارهايي كه دولت انجام مي‌دهد و از طريق شوراها هم قابل انجام است، به آنها محول مي‌كنم؛ چرا كه معتقدم شوراها گره بسياري از مشكلات را باز مي‌كنند.

مهندس موسوی در ادامه با تاکید بر مواضع قبلی خود گفت: مواضع من، همان اطلاعیه اولیه است آن را تغییر نمی دهم و تنها آن را بسط خواهم داد من به امام انقلاب و قانون اساسی اعتقاد دارم و حل مشکلات معلمان را در اجرای قانون می دانم.وی تاکید کرد: مردم آزادی و عدم بستن دهان را می خواهند اسلامیت را هم می خواهند و همچنین نمی خواهند به مقدسات آنها توهین شود آنها می خواهند جلوی دولت های بیگانه سر خم نکنند و خون شهیدان هم حرمت نهاده شود. غیر از این چیزی ندارم و نگفتم و تنها آنرا بسط می دهم و چیز دیگری هم نگفتم.

مهندس موسوي در پاسخ به اين پرسش كه آيا تمام ذخائر شما را قانون اساسي تشكيل مي‌دهد، گفت: مشكل ما خوب اجرا نكردن قانون است. قانون اساسي ظرفيت‌هاي بالايي دارد. اگر مشكل ما اجرا نشدن اصل‌هاي آن قانون است بايد پرسش شود كه چرا به اين اصول عمل نمي‌شود.

وي با بيان اينكه مي‌توان برخي از اصول قانون اساسي را تغيير داد، گفت: اين موضوع سابقه هم دارد؛ چرا كه سال 68، 10 موردي كه امام‌خميني اشاره كرده بودند و مجلس بازنگري قانون اساسي به آن توجه كرد،‌ تحولات نسبتاَ عميقي ايجاد كرد.

موسوي با تاكيد بر حفظ حقوق شهروندي و اجراي حقوق بشر،‌ اظهار كرد: حقوق بشر، حداقل اجراي صوري قانون است. اين اجراي قانون سبب كاهش نگاه امنيتي نيز خواهد شد.

وي در مورد درخواست تشكيل پارلمان معلمان گفت: هيچ مشكلي با تشكيل اين پارلمان ندارم اما بايد وظايف و نسبت آن با آموزش وپرورش و مديران مشخص شود. صرف تشكيل چنين پارلماني در صورتي كه نتيجه نداشته باشد، شايسته نيست.

مهندس موسوي گفت: تشكيل نظام سازمان معلمان مي‌تواند نقش مهمي را در حل مشكلات جامعه فرهنگي داشته باشد.

موسوي در توضيح اينكه چرا تاكنون مواضع خود را نسبت به امر آموزش و پرورش تشريح نكرده است، گفت: وقت بنده كم بوده و تا امروز بيشتر به تشريح نظراتم در مسائل اقتصادي و سياسي پرداخته‌ام. منتظر بودم تا در جلسه‌اي كه در تاريخ يازدهم يا دوازدهم ارديبهشت ماه با معلمان دارم، مواضع خود را در مورد تعليم و تربيت بيان مي‌كردم.

وي در مورد حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف و قبول مسووليت‌ها، اظهار كرد: ما در مورد حضور زنان در موقعيت‌هاي مختلف با هيچ منع شرعي و قانوني روبرو نيستيم. تنها بحث عرفي است كه بايد آن را حل كرد. مهندس موسوي در مورد فراموش شدن بازنشستگان گفت: ما با سیل عظیم بازنشستگی روبرو هستیم درحالی که این بازنشسته ها سرمایه های عظیمی هستند و باید از آنها استفاده شود و با آنها برخورد خوبی نشد.

وي در مورد مواضع اصلاح‌طلبي خود گفت:‌ من به امام،‌ انقلاب و قانون اساسي اعتقاد دارم و بر اجراي قانون ايستاده‌ام و مي‌خواهم مشكلات مردم را بر اساس اجراي قانون حل كنم. مردم آزادي مي‌خواهند و در عين حال اسلام، جمهوريت و سرافرازي كشورشان را مي‌خواهند.

وي در پايان با انتقاد از عملكرد رسانه ملي گفت: در حال حاضر سكوتي در رسانه ملي مشاهده مي‌شود كه خوب نيست. بحث من آقاي X يا Y نيست،‌ بلكه حرف من اين است كه اين سكوت به نفع منافع ملي نيست. در كشور ما كه رسانه‌ها محدود است از رسانه ملي اين انتظار وجود دارد كه شور انتخاباتي را در ميان مردم بوجود آورد.

به گزارش ايلنا، در ابتداي اين جلسه برخي از نمايندگان تشكل‌هاي فرهنگي به بيان نظرات و مطالبات خود از رئيس‌جمهور آينده پرداختند.

اكرمي وزير آموزش و پرورش دوران جنگ طي سخناني گفت: گواهي مي‌دهم در زمان نخست‌وزيري مهندس موسوي، آموزش و پرورش اولويت داشت. در زمان ايشان معلمي كتك نخورد و تحقير نشد و به زندان نرفت. وي اظهار كرد: آموزش و پرورش بايد در اولويت باشد و سرلوحه همه برنامه‌ها قرار گيرد. امر آموزش بايد به عنوان محور توسعه مدنظر قرار گيرد.

مرتضي حاجي، وزير آموزش و پرورش دولت دوم اصلاحات نيز طي سخناني گفت: آموزش و پرورش نيازمند يك تحول فرهنگي است كه اگر اين تحول كيفي را مي‌خواهيم، به يك معلم متخصص و داراي حرمت و منزلت،‌ نياز داريم.

حاجي با ارائه پيشنهادي مبني بر تشكيل پارلمان معلمان اظهار كرد:‌ داشتن اتحاديه معلمان كمك موثري است تا حرف معلمان شنيده، رسيدگي و پاسخ داده شود.

كميجاني، نماينده مجمع فرهنگيان ايران اسلامي نيز اظهار كرد:‌ مجمع فرهنگيان ايران اسلامي هم به صورت مستقل و هم در قالب شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات حمايت خود را از شما اعلام كرده است.

وي با بيان اينكه يك ميليون و صدهزار معلم در كشور وجود دارد، گفت: اين شعار هر ايراني يك ستاد، هر شهروند يك همراه در جامعه معلمان مصداق دارد؛ به شرطي كه مطالبات معلمان برآورده شود. كميجاني با بيان اينكه در جامعه فرهنگي كشور يك عدم اعتماد بوجود آمده است، اظهار كرد:‌ جامعه فرهنگي به گونه‌اي شده كه معلمان، مديران را قبول ندارند و مديران بالاتر از خودشان را، كه به نظر مي‌رسد با تشكيل پارلمان معلمان اين مشكل رفع شود.

به گزارش ايلنا، باغاني نماينده كانون صنفي معلمان گفت: بنده به پنج سال زندان و تبعيد محكوم شده‌ام. در اين چند سال پنج هزار معلم دستگير و به زندان و تبعيد محكوم شده‌اند. دولت شما براي رفع اين بحران چه كار خواهد كرد؟

وي ادامه داد: معلم چاپلوس و متملق به درد ايران نمي‌خورد. براي حفظ اين نظام و انقلاب بايد معلماني سر كلاس‌ها حضور يابند كه بتوانند با شجاعت حرف بزنند.

باغاني گفت: مي‌گويند معلمي شغل انبياء است. چه شده كه اين ادامه دهنده راه انبياء را كتك مي‌زنند و با تحقير و ذلت با آنها رفتار مي‌كنند؟

وي با اشاره به سخنان رئيس‌جمهور در مصاحبه تلويزيوني كه در وعده اجرايي شدن قانون مديريت خدمات كشوري از ابتداي سال 88 عنوان شده بود، گفت: يك ماه از سال 88 گذشته ولي هيچ تغييري ايجاد نشده است. شما براي قوانين مصوب مجلس كه به تائيد شوراي نگهبان هم رسيده ولي اجرا نشده، چه برنامه‌اي داريد؟

حشمت هاشمي، نماينده سازمان معلمان ايران نيز گفت: آقاي مهندس شما بايد خود را براي شنيدن اين نوع حرف‌ها آماده كنيد، چرا كه در سال‌هاي گذشته آنهايي كه مسووليت داشتند اين حرف را نشنيدند يا توجه نكردند.

وي با بيان اينكه سازمان معلمان ايران از فرزندان اصلاحات است و در اين مقوله كمتر تعارف دارد، اظهار كرد: شما در سخنانتان، خود را اصلاح‌طلب توام با اصول معرفي كرديد؛ حال آنكه در برنامه‌ها و حتي مشاوران شما كوچك‌ترين نشاني از اصلاح‌طلبي نيست.

هاشمي گفت: ما مطالباتي داريم و در آن با كسي تعارف نداريم و تاكنون نيز بابت آن هزينه پرداخت كرده‌ايم. شما بايد براي اين وضعيت اسف‌بار توأم با تحجر توجه داشته باشيد و براي آن راهكاري بيانديشيد. نزديك به 100 سال حبس براي فرهنگياني كه به جرم تجمع در مقابل مجلس دستگير شده بودند، حكم صادر شده است.

مصوري‌منش، يكي ديگر از نمايندگان معلمان در اين جلسه نيز گفت: كانديداها مسأله آموزش را حقوق فرهنگيان مي‌دانند، در صورتي كه آموزش و پرورش از تمركز و دولتي بودن بيش از حد رنج مي‌برد.

+ نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:22 توسط یکی از چند صدای معلم |

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران

به نام خداوند جان وخرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان             هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است.

 بیانیه ی یکم اردیبهشت 138۸

فرهنگیان عزیز، ملت شریف ایران

     بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 و در گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید، از خاطر نبرده اید.

رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 بر این نکته نیز تاکید کردند که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.

   پس از سخنان رئیس جمهور، کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان، بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورد و اعلام کرد چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند، مشاهده نشود؛ اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.

اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها، متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد و اجرای قانون مذکور باز هم به تاخیر افتاد چنانچه بر اساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده و شاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.

از آن جا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این در اجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیر قابل توجیه و خطرناک می داند، به این وسیله اعلام می دارد که بر اساس تعهد ملی، برنامه های اعتراضی اسفند ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود، از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت:

1-  روز یک شنبه  ششم  اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس از تدریس خودداری نموده، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.

2-  روز دوشنبه  هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه از رفتن به کلاس خوداری کرده و در حفظ نظم کلاس و مدرسه با مدیران و معاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.

3-  روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده و تمامی معلمان از حضور در مدرسه خود داری خواهند نمود.

  بدیهی است چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید، مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری به طور کامل  و از 1/1/1386 صادر نشود، حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ می دانیم.

   در پایان از همه ی همکاران فرهنگی و نهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند، سپاسگزاری می نماییم.   

در ضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه و توزیع به موقع آن ما را در اطلاع رسانی یاری فرمایند.

                                         به امید پیروزی و موفقیت روز افزون

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 6:23 توسط یکی از چند صدای معلم |