تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

از فراخوان اعتصاب سراسری کانون صنفی معلمان ايران تا مماشات و سازشگری!

معلمان و فرهنگيان ايران، جمعيتی بیش از یک ميليون نفر را تشکيل می‌دهند. اگر از يک قشر بسيار محدود و نازکی، که شامل مديران عالی رتبه، کارکنان سابقه دار و دارندگان مدارک تحصيلی بالا می شود، بگذريم، اکثريت عظيم اين جمعيت که با احتساب اعضای خانواده آن ها، سر به ۴ تا ۵ ميليون نفر می‌زند، از لحاظ اقتصادی و معيشتی، به سختی در مضيقه هستند و در زير خط فقر زندگی می‌کنند. معلمان ايران که يکی از زحمتکش‌ترين و محروم‌ترين اقشار مردم جامعه هستند، علی‌رغم آن که به کار دشوار و حساس و پر مسووليت تدريس و آموزش مشغولند، اما در جمهوری اسلامی، نه فقط به نحو تحقيرآميزی با آنان برخورد می‌شود، بلکه حقوق و مزايایی که به معلمان پرداخت می‌شود، بسيار کم‌تر از حقوق‌هایی‌ست که به کارکنان دولت در ساير بخش‌ها پرداخت می‌شود. اين حقوق‌ها و دريافتی معلمان، به قدری کم و ناچيز است که اکثريت معلمان، نمی‌توانند با آن، هزينه‌ها و مخارج زندگی خود را تأمين کنند. از همين روست که آنان برای تأمين مخارج و هزينه‌های زندگی، مجبورند به کارهای دوّم و سوّم، که مسافرکشی، از مرسوم‌ترين آن‌هاست، روی آورند و در واقع، سال‌هاست که سعی می‌کنند عدم تناسب دريافتی‌ها و هزينه‌ها را، که هر سال و هر ماه نيز بر فاصله ی ميان اين دو، افزوده شده است، از اين طريق جبران نمايند.

 با اين وجود، ميزان تورم و قيمت کالاها و خدمات مصرفی به قدری افزايش يافته است و در عين حال، بيکاری در جامعه، به حدی زياد شده است که اولاً پيدا کردن کار دوّم و سوّم، چندان آسان نيست و ثانیاً مخارج به قدری بالاست که با اين کار دوّم و سوّم هم، به فرض آن که مقدور باشد، نمی‌توان از پس آن برآمد. اکنون بيش از يک دهه است که معلمان و فرهنگيان، ضمن آن که با اين تنگنای خُرد کننده و فقر و تنگدستی روزافزون دست و پنجه نرم می‌کنند، در عين حال برای تغيير اين شرايط، برای افزايش حقوق‌ها و برای تحقق يک رشته مطالبات ديگر خود، منجمله "هماهنگ سازی نظام پرداخت‌ها" درگير يک جدال و مبارزه با مجلس و دولت شده اند. به رغم فراز و فرودهائی که طی اين سال‌ها، در مبارزات معلمان ديده می‌شود، اما از آن جا که مطالبات معلمان، تا کنون متحقق نشده و بهبودی در اوضاع اقتصادی و سياسی آنان حاصل نشده است، جنبش اعتراضی آنان نيز، گاه پرشور و پُر دامنه، و گاه محدودتر و کم اوج‌تر، تا کنون ادامه داشته است.

همراه با تشديد فشارهای اقتصادی و سياسی، جنبش اعتراضی معلمان نيز از اوایل دهه ی هشتاد، وارد مرحله ی پيشرفته‌تری شد. در فاصله سال‌های ۸۳ تا ۸۵ و اوایل سال ۸۶، معلمان ده‌ها بار دست به اعتصاب زدند و اجتماعات اعتراضی بزرگی نيز برپا کردند. سلسله اعتصابات و اعتراضات بزرگ معلمان در اين دوره، سرانجام منجر به اين شد که دولت، "لايحه نظام هماهنگ پرداخت‌ها" را در سال ۸۵ به مجلس هفتم برد. مجلس به معلمان وعده داد، خواست معلمان به فوريت عملی شود. در همان سال ۸۵ و زمانی که اين لايحه ظاهراً مراحل نهایی خود را در مجلس می‌گذراند، دولت، موضوع استرداد اين لايحه از مجلس را مطرح کرد. اين موضوع، واکنش شديد اعتراضی معلمان را درپی داشت. وقتی که نزديک به ۳٠ هزار تن از معلمان، متحد و يکپارچه در برابر مجلس دست به تجمع و اعتراض زدند و بار ديگر قدرت متحد خود را به نمايش گذاشتند، دولت حرف خود را پس گرفت. اما لايحه ی فوق نيز در مجلس ماند، وعده‌ها تکرار شد، ولی هيچ تغييری در وضعيت حقوق معلمان پديد نيامد. تا اين که در اثر تداوم و گسترش اعتصابات و اعتراضات معلمان در اوایل سال ۸۶، سرانجام اين لايحه، از تصويب مجلس گذشت. اما با تصويب اين لايحه، باز هم هيچ تغييری در وضعيت حقوقی معلمان حاصل نشد چرا که دولت، به بهانه ی اين که بايد آئين نامه ی اجرایی اين قانون را تدوين کند، از اجرای آن، سر باز زد. اين بار سردواندن و سرگردان نمودن معلمان توسط مجلس، بر دوش دولت افتاده بود. با وجود آن که دولت وعده داد، آیين نامه اجرایی اين قانون را ظرف شش ماه تدوين و تنظيم، و قانون نظام هماهنگ پرداخت‌ها را به مرحله ی اجرا خواهد گذاشت، اما سال ۸۶ هم به پايان رسيد و هيچ اتفاقی نيافتاد جز اين که وعده‌های توخالی، در سال ۸۷ نيز تکرار شد. گفته شد که حداکثر تا ۱۵ آذر ۸۷ اين آیين نامه تهيه و تدوين خواهد شد. اما اين هم دروغ و فريب بود. حدود دو ماه پس از پايان اين مهلت، وقتی که ديگر تاب و تحمل معلمان به پايان رسيده بود، فشار توده ی معلمان، "کانون صنفی معلمان ايران" را که تا اين لحظه سرگرم اعتراضيه نويسی و چانه زنی با دولت و هرز بردن انرژی مبارزاتی معلمان بود، مجبور ساخت، با صدور بيانيه‌ای در تاريخ ۱۳ بهمن ۸۷ به خواست معلمان تمکين کند و فراخوان اعتصاب سراسری در روزهای سوّم تا پنجم اسفند را صادر نمايد.

پيش از پرداختن به فراخوان اعتصاب سراسری و بيانيه ی لغو آن توسط "کانون صنفی معلمان ايران" لازم است به اين نکته اشاره شود که جمهوری اسلامی، لااقل در طی پنج سال گذشته، به منظور فرسوده ساختن معلمان، برای خاموش ساختن صدای اعتراض معلمان و برای مهار جنبش اعتراضی معلمان، پی در پی به معلمان وعده داده است، اما به هيچ يک از وعده‌های خود عمل نکرده و به بهانه‌های مختلفی، از پذيرش مطالبات اصلی معلمان طفره رفته است. وعده و فريب و فرسوده سازی، يکی از روش‌های مهم رژيم برای مقابله با معلمان و جنبش اعتراضی آنان بوده است.

تاکتيک وعده و فريب و فرسوده سازی اما، يگانه روش جمهوری اسلامی برای مقابله با معلمان نبوده است. جمهوری اسلامی، در طی تمام اين سال‌ها و در جريان مقابله با معلمان، به موازات تاکتيک وعده و فريب، از تاکتيک هميشگی خود، يعنی اعمال زور و سرنيزه نيز بهره جسته است و بر اقدامات سرکوبگرانه ی خود عليه معلمان، بيش از پيش شدت و وسعت بخشيده است. اجتماعات اعتراضی معلمان، کراراً مورد يورش وحشيانه نيروهای انتظامی و امنيتی قرار گرفته است و معلمان مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفته‌اند. صدها تن از معلمان و نمايندگان آن‌ها، اخراج و تبعيد و يا مشمول انفصال از خدمت شده‌اند. صدها تن ديگر از معلمان مشمول بازنشستگی اجباری، تنزّل گروه، قطع حقوق و اقدامات سرکوبگرانه ديگری نظير اين‌ها شده‌اند. ده‌ها تن از معلمان و فعالان جنبش اعتراضی معلمان، دستگير و بازداشت شده و مورد شکنجه و محاکمه قرار گرفته و به زندان افتاده‌اند. فضای پليسی – امنيتی مدارس، بيش از پيش تشديد شده است، معلمان پيشرو و فعال، به طرق گوناگون، مورد تهديد و ارعاب قرار گرفته و حتا تهديد به اعدام شده‌اند و در مواردی حکم اعدام نيز برای معلمان صادر شده است.

علی‌رغم تمام اين اقدامات سرکوبگرانه و اعمال فشارهای شديد، عليه معلمان پيشرو و فعالان جنبش اعتراضی معلمان، معلمان و فرهنگيان اما دست از مبارزه و اعتراض برنداشته‌اند و به حکم وضعيت اقتصادی و موقعيت اجتماعی خود، نمی‌توانند دست از مبارزه بشويند و خاموش شوند.

فراخوان "کانون صنفی معلمان ايران" مورخ سيزده بهمن به اعتصاب سراسری معلمان در روزهای سوّم تا پنجم اسفند ماه، بيانگر همين موضوع و بيانگر عزم و اراده ی توده ی معلمان و فرهنگيان به ادامه و تشديد مبارزه برای تحقق مطالبات معلمان بود. برخی از رهبران "کانون صنفی معلمان ايران"  که از مدت‌ها پيش، از طريق يک سلسله مذاکرات فرسايشی و بی نتيجه با نمايندگان مجلس و مقامات دولتی و نامه نگاری و شکوائيه نويسی به رؤسای سه قوه و ديگر سران رژيم، سرگرم توهم پراکنی و پیمودن مسیرهای صرفاً قانونی و به تعبیر دیگر، هرز دادن پتانسیل مبارزاتی تراکم يافته ی معلمان ناراضی بودند و به نتايج آن نيز دل‌خوش، سرانجام در اثر فشار از پائين معلمان مجبور شدند از پايان تاب تحمل معلمان سخن بگويند و بيانيه و فراخوان اعتصاب سراسری صادر کنند.

در بيانيه ی "کانون صنفی معلمان ايران"، اگر چه تحت تأثير خواست و روحيه ی اعتراضی معلمان، بر اعتصاب سراسری تأکيد شده بود، اما گرايش سازشکار موجود در کانون و رهبری آن، در عين حال دو مورد خاص را زیرکانه در بیانیه گنجانده بود، که ماهيت و روح سازشکارانه ی آن را متجلی می ساخت. بيانيه ی "کانون"، اولاً مجموعه ی مطالبات معلمان را صرفاً به اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت‌ها محدود ساخته بود. ثانياً علاوه بر تنزّل خواست معلمان، بيانيه، با وضوح شگرفی، راه جلوگيری از وقوع اعتصاب و ابزار و امکان درهم شکستن عزم معلمان به اعتصاب سراسری را هموار ساخته بود و اين ابزار را در اختيار دولت قرار داده بود. "کانون" در بيانيه ی خود نوشته بود :

 "چنانچه تا تاريخ ۳٠ / ۱۱ / ۸۷ شخص رئيس جمهور يا معاون اول وی به صورت رسمی و شفاف تصميم دولت را برای اجرای بی کم و کاست و به موقع اين قانون در رسانه‌های جمعی خصوصاً صدا و سيما اعلام نمايند، کانون صنفی معلمان ايران، لغو برنامه‌های فوق (يعنی اعتصاب سراسری در روزهای سوم تا پنجم اسفند) را رسماً و از همان طريق، به اطلاع همکاران فرهنگی خواهد رساند."

بدين ترتيب، "کانون صنفی معلمان ايران" که بخش اعظم بيانيه‌اش را به وعده‌های عمل نشده و خلاف واقع مجلس و دولت اختصاص داده بود، معهذا در همين بيانيه، عملاً اين امکان را نيز فراهم ساخته بود که با يک وعده ی رئيس جمهور يا معاون وی از نوع وعده‌های تا کنونی آن‌ها، فوراً اعتصاب سراسری را لغو کند.

از همين رو، در حالي که شور و شوق مبارزه و اعتصاب سراسری صفوف معلمان و همچنين دانش آموزان را در سراسر کشور فرا می‌گرفت، و در حالی که خواست و اراده ی معلمان زحمتکش برای دست زدن به يک اعتصاب سراسری پر رنگ‌تر می‌شد و بيش از پيش مورد حمايت و پشتيبانی قرار می‌گرفت و بالاخره در حالي که معلمان خود را برای اعتصاب سراسری و يک رو در رویی مؤثر با دولت آماده می‌کردند، احمدی نژاد که دو هفته تمام در اين مورد سکوت کرده بود، درست در آخرين دقايق در همان روز ۳٠ / ۱۱ / ۸۷ از ابزار و امکانی که "کانون صنفی معلمان ايران" و رهبران سازشکار آن برای وی فراهم ساخته بودند، استفاده نمود و در يک گفت و گوی تلويزيونی، در کنار طرح يک رشته مسایل ديگر، به قانون نظام هماهنگ پرداخت‌ها نيز اشاره کرد و گفت که اين قانون، از فروردين سال ۸۸ به مرحله ی اجرا گذاشته خواهد شد.

همين وعده ی احمدی نژاد، که نه بی سابقه بود و نه تفاوتی با وعده‌های پيشين مجلس و دولت داشت، و حتی در بيانيه ی کانون به اين نمونه وعده‌ها نيز اشاره شده بود، کافی بود تا "کانون صنفی معلمان ايران" نيز، "با التفات به سخنان رياست محترم جمهوری"، همان روز ۳٠ / ۱۱ / ۸۷ فوراً بيانيه‌ای صادر نمايد، اعتصاب سراسری معلمان را لغو کند و بر آتش خشم و اعتراض معلمان، آب سرد بپاشد!

بدين ترتيب، "کانون صنفی معلمان ايران"، برخلاف خواست و منافع معلمان و به سياق هميشگی خويش، آشکارا راه مماشات با دولت را پيشه کردند، آشکارتر از گذشته، به معلمان پشت کردند و اعتراض و مبارزه ی آنان را، به مسلخ سازش کشاندند. فراموش نکنيم که برخی از افرادی که اکنون در رهبری کانون صنفی معلمان جا خوش کرده‌اند، از مدت‌ها قبل، روابط حسنه‌ای با دولت و نمايندگان مجلس به هم زده‌اند و خود، در آرزوی نمايندگی مجلس و ورود به اين نهاد ارتجاعی‌اند و تمام سعی و تلاش آنان نيز بر اين بوده است که مبارزه ی معلمان، از چهارچوب‌های قانونی و عريضه نويسی فراتر نرود!

شایان ذکراست که به رغم صدور بیانیه " کانون " و لغو اعتصاب، معلمان در بسیاری از شهرها و استان های کشور و علی رغم تهدیدات مسئولین دولتی و یا نیروهای امنیتی و انتظامی، دست به اعتصاب زدند. اخبار انتشار یافته حاکی از آن است که در شیراز، هشتاد درصد مدارس آموزش و پرورش نواحی١و۲ و۴ دست به اعتصاب زده و سپس، صددرصد مدارس ناحیه ۳ نیز به آنان پیوسته اند. اوضاع در خمینی شهر اصفهان، اردبیل، ارومیه، نقده، مهاباد، پیرانشهر اهواز، آبادان، کرمانشاه، کرمان و در برخی دیگر از شهرها و استان های کشور نیز بر همین منوال بوده است. پیش از آن نیز، در تاریخ ۳٠ / ۱۱ / ۸۷ ، یعنی درست روزی که "کانون" بیانیه ی لغو اعتصاب را صادر نمود، صدها تن از معلمان خراسانی دست به اعتصاب زده و روز بعد از آن نیز در برابر اداره ی آموزش و پرورش مشهد، دست به تجمع اعتراضی زدند.

اعتصابات پر شور معلمان در شهرها و استان های مختلف  کشور به رغم وعده ی احمدی نژاد و به رغم صدور بیانیه ی لغو اعتصاب، نه فقط نشان داد که معلمان هیچگونه اعتمادی به وعده های دروغین دولت و رئیس آن ندارند، بلکه این اعتصابات در عین حال نشان داد که، راه توده ی معلمان برای محقق ساختن مطالبات خویش، از راهی که "کانون صنفی معلمان" در پیش گرفت جداست.

تجربه ی مبارزات و اعتراضات معلمان در طی يک دهه ی اخير خصوصاً از سال ۸۳ تا کنون، بار ديگر بر اين موضوع مهر تأييد می‌زند که معلمان، تحت هيچ شرايط و عنوانی، نبايد به وعده‌های پوچ و توخالی مجلس و دولت اعتماد کنند. شواهد موجود حاکی از آن است که اکثريت قريب به اتفاق معلمان و فرهنگيان که به شدت تحت فشارهای اقتصادی و معيشتی قرار دارند، کم‌ترين اعتمادی نسبت به دولت و مجلس و وعده‌های توخالی مقامات ندارند و بيش از گذشته، بر اين باورند که تنها از طريق اتحاد و مبارزه و سازماندهی اعتصابات سراسری‌ است که بايستی مطالبات خود را پی‌گيری و پذيرش آن را بر رژيم تحميل نمايند.

 کانون صنفی معلمان در حالی مفتون "سخنان رئيس جمهور محترم" شده است و بيانيه لغو اعتصاب سراسری معلمان را صادر می‌کند، که هيچ يک از مطالبات اصلی معلمان تحقق نيافته است.

علاوه بر اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت‌ها و افزايش حقوق‌ها، معلمان خواستار لغو تمامی احکام اداری و "دادگاه‌های انقلاب" برای معلمان سراسر کشور و فعالان جنبش اعتراضی معلمان و همچنين خواستار پايان دادن به فضای پليسی – امنيتی موجود در مدارس شده‌اند. معلمان خواستار رفع تمامی محدوديت‌های موجود بر سر راه ايجاد و فعاليت تشکل‌های مستقل خود شده‌اند. معلمان خواستار رفع توقيف هفته نامه "قلم معلم" و تجديد نظر در حکم اعدام معلم مبارز فرزاد کمان‌گر بوده‌اند. معلمان خواستار آن بوده‌اند که در تهيه و تنظيم کتاب‌ها و متون درسی و آموزشی مشارکت داده شوند. معلمان می‌گويند هيچگونه تناسبی ميان تعداد معلمان و دانش آموزان وجود ندارد و خواستار استخدام رسمی حق‌التدريسی‌ها می‌باشند. معلمان خواستار پرداخت حقوق‌های عقب افتاده، پرداخت پاداش بازنشستگی‌ها و ديگر طلب‌های عقب افتاده ی خود می‌باشند. معلمان خواستار حق آزادی بيان، تجمع، تشکل و اعتصاب‌اند.

اما جمهوری اسلامی تا کنون هيچ‌يک از اين مطالبات معلمان را برآورده نساخته است. "کانون صنفی معلمان" اگر چه مجموعه ی مطالبات معلمان را، به اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت‌ها تنزّل داده و به آن محدود ساخته است، اما حتا همين خواست معلمان نيز تاکنون برآورده نشده است و دولت، جز، يک وعده، هيچ چيز به معلمان نداده است.

راه تحقق اين مطالبات، اعتراضيه نويسی و دخيل بستن به قوانين جمهوری اسلامی و يا اعتماد به وعده‌های پوچ دولت و مماشات با آن، يعنی همان مسيری که کانون صنفی معلمان در پيش گرفت نيست. در اين مسير، جز شکست و ناکامی، چيزی نصيب معلمان نخواهد شد و اين را حتا هر معلم نيمه آگاه نيز می‌داند. امروز معلمان ايران، بيشتر از گذشته به اين موضوع پی‌برده‌اند که راه ديگری جز يک مبارزۀ متشکل وجود ندارد. برای پيشبرد يک مبارزه ی متشکل و مؤثر، و برای آن که مبارزه ی معلمان توسط سازشکاران و نيمه راهان به بن‌بست نرسد، راه ديگری وجود ندارد جز آن که معلمان، به مداخله ی فعال‌تری بپردازند و ابتکار عمل را خود در دست گيرند. تمام عناصر سازشکار و مماشات طلب که در رهبری تشکل‌های صنفی معلمان جا خوش کرده‌اند بايد افشاء و طرد شوند. معلمان در همان حال که تشکل‌های خود را از وجود اين عناصر پاک می‌کنند و يا تشکل‌های جديدی را به ابتکار خويش ايجاد می‌کنند، بايد کسانی را از ميان خود و افراد مورد اعتماد خويش برگزينند که امتحان خود را در وفاداری به خواست‌ها و اهداف معلمان در جريان عمل پس داده باشند. معلمان، با اتکاء به نيروی خويش، با اتحاد و سازماندهی مبارزه و اعتصاب سراسری ا‌ست که بايد راه تحقق مطالبات خود را بگشايند و پذيرش آن را بر دولت تحميل کنند!    

نشریه ی کار(با حذف و اضافه و جرح و تعدیل)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:52 توسط یکی از چند صدای معلم |

وعده هاي بي پايان احمدي نژاد

هر خانواده ایرانی یک مسکن، سفرهای قسطی و ایجاد تعطیلات زمستانه جدیدترین وعده های انتخاباتی محمود احمدی نژاد به شمار می آید که در کنار اقداماتی چون توزیع گسترده سیب زمینی مجانی، پخش پول بین کارمندان وزارت خارجه، دانشجویان برخی دانشگاهها و نیز به صف کردن مردم در سفرهای استانی برای دریافت وجه نقد پازل انتخاباتی و نیز نوع نگاه حاکم به تیم محمود احمدی نژاد را برای کشورداری روشن می کند.

نگاهی که طی چهار سال گذشته به عنوان نگاه رسمی به عرصه اجرایی آمده است و ماحصل آن هزینه کردن دستکم ٣٠٠ میلیارد دلار پول نفت بوده است ولی با این وجود نه تنها هدف مطلوب حاصل نشده که بزرگترین فرصت ایران برای پیشرفت اقتصادی از دست رفت. با این وجود وعده های محمود احمدی نژاد تمامی ندارد. ایرنا خبرگزاری رسمی دولت گزارش داد که محمود احمدی نژاد در دیدار شورای مرکزی و مسئولان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی گفته است که هر خانواده ایرانی که تشکیل می شود می بایستی صاحب یک مسکن شود. احمدی نژاد در شرایطی وعده هر ایرانی یک مسکن را سر داده است که در دوران ریاست جمهوری اش قیمت مسکن با افزایش بی سابقه شش برابری مواجه شد و چنین اتفاقی در هیچ دولتی سابقه نداشته است.

احمدی نژاد همچنین چند روز پیش در جمع مسئولان نوروزی از احتمال در نظر گرفتن تعطیلات زمستانی خبر داد و این وعده با طعم انتخاباتی هم در شرایطی سر داده شده است که ایران یکی از بالاترین تعطیلات جهانی را دارد و بسیاری معتقدند باید تعطیلات را کاهش داد نه اینکه باز هم به فکر افزایش آن بود.

و بالاخره رحیم مشایی رئیس جنجالی سازمان ایرانگردی هم به کمک محمود احمدی نژاد آمده است و به مردم وعده داده است سفرهای قسطی برای تمام مردم راه اندازی خواهد شد. رحیم مشایی در حاشیه کلنگ زنی طرح توسعه فرودگاه رامسر این وعده داده است. به این ترتیب احمدی نژاد که چهار سال پیش با وعده آوردن پول نفت سر سفره مردم به ساختمان ریاست جمهوری رفت اما اینک آن شعار را کافی نمی داند و به دادن وعده های جدید نظیر هر خانواده ایرانی یک مسکن، تعطیلات زمستانه و سفرهای قسطی رو آورده است. و اما سوال اصلی این است که بهتر نیست دولت احمدی نژاد به جای دادن وعده های جدید، آمار عملکرد چهار سال گذشته خود را ارائه کند و به سوال اساسی رقیب انتخاباتی اش درباره چگونگی هزینه کردن ٢٧٠ میلیارد دلار پول نفت پاسخ بدهد؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:27 توسط یکی از چند صدای معلم |

جزئيات افزايش حقوق كارمندان در سال 88

اكنون كه براساس قانون بودجه 88، قانون مديريت خدمات كشوري قابليت اجرا يافته است، بسياري از كارمندان و بازنشستگان مشتاقند تا ببينند اجراي اين قانون تازه از راه رسيده چه تاثيري در زندگي و معيشت و درآمد آنان برجاي خواهد گذاشت.

به گزارش ميزان به نقل از روزنامه جام جم ، امسال قانون 45 ساله نظام هماهنگ پرداخت جاي خود را به قانون مديريت خدمات كشوري مي‌دهد. بر اين اساس تمامي ضوابط، روش‌ها، ملاك‌ها، ارقام و احكام پرداخت حقوق كارمندان و بازنشستگان لشكري و كشوري از بنيان تغيير خواهد كرد و اين تغييرات ظاهرا قرار است به نتايج اميدواركننده‌اي براي معيشت اين افراد منجر شود.

تفاوت اصلي قانون نظام هماهنگ پرداخت و مديريت خدمات كشوري، حركت دولت به سمت بهره‌وري، كيفي كردن و موثر كردن خدمات دولتي است. در واقع هدف اين است كه خدمات دولتي سريع، روان و صحيح به دست ارباب رجوع برسد و ضمن آن كه از برخي مفاسد جلوگيري مي‌شود، ساعت مفيد كار نيز افزايش يابد، از اين‌رو قانون مديريت خدمات كشوري از ابزار حقوق براساس امتياز استفاده مي‌كند. امتياز نيز با 2 ملاك به كارمند تعلق مي‌گيرد؛ ملاك اول ويژگي‌هاي كارمند هنگام استخدام مانند سابقه، تحصيلات، توانايي‌ها، اشتهار شغلي، مهارت و... و دسته دوم ويژگي‌هاي اكتسابي كارمند است كه او حين انجام شغل به دست مي‌آورد. مجموع امتيازات در ضريبي كه هر ساله براساس نرخ تورم تغيير مي‌كند، ضرب و پايه حقوق كارمند براساس آن تغيير مي‌يابد، بنابراين حقوق كارمندان بر اساس اين ملاك‌ها متفاوت خواهد بود، اما با وجود اين، بخشي از امتيازات شغلي كارمند به بهره‌وري حين كار او برمي‌گردد كه در قالب مزايا به وي تعلق مي‌گيرد. به عبارت بهتر مقدار مزاياي كارمند آن چيزي است كه عملكرد وي در حين كار از نظر شاخص‌هاي بهره‌وري تعيين خواهد كرد.

قانون بودجه 88 كل كشور در مجموع 9071 ميليارد تومان براي اجراي قانون مديريت خدمات كشوري در نظر گرفته است. از اين رقم 5000 ميليارد تومان متعلق به كارمندان و 4071 ميليارد تومان متعلق به بازنشستگان است.هم‌اكنون معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس‌جمهور در حال محاسبه و صدور احكام جديد حقوقي كارمندان و بازنشستگان است. دستگاه‌ها نيز با همكاري اين معاونت پست‌هاي سازماني خود را اصلاح مي‌كنند و آن‌گونه كه دولت اعلام كرده؛ قرار است تا پايان ارديبهشت احكام تمامي كارمندان و تا پايان خرداد احكام تمامي بازنشستگان به دستشان برسد.

موسي‌الرضا ثروتي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس و رئيس سابق كميسيون ويژه بررسي قانون مديريت خدمات كشوري به خبرنگار ما مي‌گويد: براساس محاسبات ما در مجلس حقوق پايه يك  كارمند ديپلمه با سابقه زير 5 سال كه داراي يك فرزند هم باشد در قانون جديد 296 هزار تومان خواهد بود كه اين رقم يك افزايش متوسط 30 درصدي را نسبت به سال قبل ايجاد مي‌كند.وي افزود: بنابراين به طور تقريبي بايد گفت، حقوق كارمندان با كارگران برابر مي‌شود.

وي تصريح كرد: بعلاوه مساله رشد پلكاني حقوق نيز از متن قانون حذف شده‌ و لذا هيچ كاهشي در حقوق هيچ كارمندي صورت نخواهد گرفت، بلكه همه به تناسب ملاك‌هاي قانوني از مقداري افزايش حقوق برخوردار مي‌شوند و اگر كاهشي هم در حقوق برخي از اقشار كارمندان صورت گيرد با مكانيزم‌هاي ديگر جبران خواهد شد.

وي افزود: درباره ضريب افزايش هم كه امتيازات كسب شده در آن ضرب مي‌شود، ما در مجلس «حداقل به اندازه تورم» را به عنوان ملاك تصويب كرده‌ايم و آخرين نرخ تورم نيز بنا به گزارش بانك مركزي 4/25 درصد بوده است. ثروتي خاطرنشان كرد: در همين حال سقف معافيت مالياتي كارمندان در اين قانون از 5/3 ميليون تومان در سال به 5 ميليون تومان افزايش مي‌يابد. عضو كميسيون اجتماعي مجلس درباره مزايا و فوق‌العاده‌هايي كه قانون مديريت خدمات كشوري براي كارمندان ايجاد مي‌كند، گفت: ما در اين قانون تا سقف 50 درصد حقوق پايه هر كارمند فوق‌‌العاده در نظر گرفته‌ايم كه البته منابع تامين اين فوق‌العاده از «منابع حاصل از صرفه‌جويي» تامين خواهد شد.

يعني هر قدر عملكرد سازمان و كاركنانش باعث صرفه‌جويي در اعتبارات سازمان اهم از جاري و عمراني شود، كاركنان تا 50 درصد حقوق پايه خود پاداش مي‌گيرند.وي افزود: بعلاوه مزاياي ديگري علاوه بر فوق‌العاده‌ها به كارمندان تعلق مي‌گيرد.

وي درباره وضعيت بازنشستگان نيز اظهار كرد: تغيير مهمي كه درقانون مديريت خدمات كشوري درباره بازنشستگان صورت گرفته، تسري ضرايب حقوقي اين قانون در دريافتي سال 87 بازنشستگان است؛ يعني يك مابه‌التفاوت به آنان تعلق مي‌گيرد كه به مرور به حسابشان واريز مي‌شود.همچنين خبرنگار ما از معاونت توسعه مديريت و منابع انساني رئيس‌جمهور كسب اطلاع كرد كه جداول رشد حقوق كارمندان و بازنشستگان به تناسب حداقل و حداكثر امتياز تا پايان ارديبهشت ماه آماده و منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:26 توسط یکی از چند صدای معلم |

فیلترشکن

http://netsrox.athost.biz/pr/

  https://an.allres.com/pn/

  https://www.sabzedeh.com/fa/

  http://internetevade.info/

  http://bypassmore.info/

  http://netplore.info/

  http://www.giromini.info/

  http://pirateunblock.com/

  http://tech-faq.org/

  http://phproxy.secretblog.info/

    http://surfweb.fileave.com/

  http://tiptoe7.info/

  http://proxytomb.info/

  https://ag.dinip.com.ar/pn/

  https://ay.bramelpc.com/pn/

    http://surfweb.fileave.com/

  http://handbagsitalian.info/

  http://exploreship.info/

  http://mortgageteen.com/

  https://domsefid.com/fa/

  http://www.netevader.com/

  http://proxvade.com/

  http://payfortoday.com/

  http://www.unhide.it/

  http://www.get-hide.com/

  https://ai.demak.org/pn/

  https://ay.bramelpc.com/pn/

  https://bozorgpoor.com/fa/

http://schoolvoice.info/

 http://www.xj3.info/

   http://surfweb.fileave.com/

  http://schoolnick.info/

  http://boea.info/

  http://ssurf.athost.biz/ir/

  http://www.newplay.info/

  http://www.freeproxyline.com/

  http://www.bestplay.info/

  http://hidemybutt.net/

http://www.runfreeproxy.com/

  https://zerehdar.com/fa/

  http://www.thissiteisblocked.info/

  http://www.bebo-access.info/

  https://ah.teamt-gard.com/pn/

   http://surfweb.fileave.com/

  https://tooptofang.com/fa/

  http://www.proxybooster.cn/

 http://www.unblockedmyspace.info/

 http://letoff.info/

  http://ratenotik.com/

  http://smartunblock.com/

 http://mathisbad.info/

  http://www.proxyvoid.cn/

  http://surfweb.fileave.com/

  http://cleanpass.info/

  https://ab.liandal.com/pn/

  https://ai.lutzenheiser..com/pn/

  http://www.passthis.info/

  http://unblockplace.info/

 http://coiled.info/

  http://proxylogin.info/

  https://www.libertybell.biz/

  http://unblockcontent.info/

 http://surfweb.fileave.com/

  https://aa.nhl-center.com/pn/

  http://powerful.proksy.cn/

  http://www.avoidtheworld.info/

  https://px.south-art.net.ru/pn/

  http://filtershekon.mihanblog.com/

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

نگاهی نو به اعتراضات صنفی معلمان در اسفند 85

اسفند 85 در حالی معلمان در انتهای اس ام اس های خود کلمات " ارسال برای همکاران" را  می نوشتند که تعداد زیادی از معلمان دستگیر شده بودند آنها اسفند ماه به مقابل مجلس آمده بودند تا مطالبات خود را فریاد بزنند چون پیش از آن تمام مسیرهای منتهی به  حق را پیموده بودند ولی هیچ جوابی نگرفته بودند جز وعده های پوشالی.

اسفند 85 نقطه عطفی در  حرکت صنفی معلمان است این برهه را از چند نظر می توان بررسی نمود که در زیر بدانها اشاره می شود

به لحاظ کمی حضور معلمان در اسفند ماه به حدی چشمگیر بود که حتی رسانه های حاکمیت نتوانستند این خیزش اعتراضی را نادیده بگیرند بیش از ده ها هزار نفر تعدادی بود که خبرگزاری ها  چاره ای جز مخابره  ان نداشتند و حتی برخی معلمان به میدان بهارستان آمده را ، تا 70 هزار نفر تخمین می زدند. این امر در حالی صورت می گرفت که قطارها در ایستگاههای  متروی نزدیک به بهارستان  اجازه توقف نداشتند و با ایجاد فضای رعب و وحشت در اطراف مجلس با استفاده از نیروهای امنیتی و نظامی کوشش می شد تجمع معلمان از اساس شکل نگیرد و از پیوستن مردم به این جمع جلوگیری به عمل آید اما با تمام این موانع در روزهای اعتصاب اسفند ماه شعار " اعتصاب نامحدود  جواب دکتر محمود" قوی تر و رساتر به گوش می رسید و شاید اگر این حجم صدا نبود احمدی نژاد همچنان بر این می بالید که در جمع فرهنگیان پایگاه دارد و مجبور به پس گرفتن پیشنهاد خود مبنی بر توقف  اجرای  قانون نظام هماهنگ نمی شد.

یکی دیگر از ویژگی های کمی اعتصابات  اسفند 85 ، که را ه  به تغییر کیفی نیز می برد  حضور زنان معلم در این اعتصابات بود هنگامی که یک زن معلم صف طولانی مردانه را شکافت و در پای تریبونی که مردان احاطه اش کرده بودند میکروفون را در دست گرفت نشان داد که نمی شود تنها به اتکا قدرت مردانه مطالبات صنفی را پیش برد حضور همان تعداد محدود زنان که در روزهای بعد رو به فزونی گذاشت نشان از آن بود که زنان فراتر از مطالبات برابری خواهانه خود ، در تبعیضی که کلیت جامعه را در می گیرد نیز نمی خواهند از پس مردان بیایند.

 اما اهمیت این حضور از انجایی بهتر و بیشتر نمایان می شود که از یاد  نبریم گام های این زن در کنار مشت های گره کرده سایر زنانی که فضا را می شکافت نوید بخش تغییر در مناسبات  ایدئولوژیک و مردانه محتوای اموزشی مدارس ما خواهد شد. نگاهی به طرح مطالبات بعدی از سوی تشکل های فرهنگیان در بیانیه های رسمی و اعلام مواضع غیر رسمی  و نیز  کوشش نهادهای مدنی زنان برای پیوند با مطالبات فرهنگیان خود گواه این امر است

به لحاظ کیفی و محتوایی نیز معلمان وقتی یک صدا شعار می دادند " حداد بیا بیرون"  می دانستند که برای چه چیزی  حداد عادل را خطاب قرار می دهند ، اینبار معلمان با انبوهی از مطالبات معوقه نیامده بودند تا مجلس و دولت از آن شانه خالی کنند بلکه با طرح شعار مشخص و محدود اینبار ابتکار عمل را از طرف مقابل گرفته بودند. بی شک کسانی که قادر به پاسخ گویی به یک سری مطالبات مشخص و محدود را ندارند حنایشان برای مطالبات دیگر هم رنگی ندارد  خواسته مشخص اجرای نظام هماهنگ بود و معلمان سایر مطالبات خود را از یاد برده بودند  و حول اجرای قانون نظام هماهنگ سازماندهی شده بودند تا ماهیت واقعی دولت و مجلس در برآوردن مطالبات به حق مردم آشکار شود ، دولتی که از زمان سر کار امدن با طرح شعارهای  عدالت طلبانه کوشیده بود ماهیت واقعی خود را پنهان سازد سرکوب معلمان در 23 اسفند ان سوی چهره مهرورزی را برای همگان آشکار ساخت .

بعد از انتخابات 84 بسیاری در تحلیل های خود می کوشیدند در میان پایگاه طبقاتی رای دهندگان !  برای قشر معلم جایگاه ویژه ای  در حمایت از احمدی نژاد  اختصاص دهند این تحلیل گران بیشتر دوم خردادی های ورشکسته  و روشنفکران برج عاج نشینی بودند  که جنگ قدرت را باخته بودند و بخاطر سوگیری ضد مردمی خود می کوشیدند تا  با برجسته کردن برخی تحلیلها روی کار امدن احمدی نژاد را ناشی از  اشتباه  طبقات فرو دست  در عدم حضور در پای صندوق های رای قلمداد نمایند. در یک چنین شرایطی و  فضایی حضور اکثریت معلمان در اسفند 85  با شعارهایی که مستقیم وعده های احمدی نژاد را هدف قرار می داد به لحاظ افشاگرانه حایز اهمیت است  در یک چنین شرایطی شعار هایی مانند " کارگر ، معلم ، پرستار   اتحاد اتحاد "  شکل گرفتند تا بر ضرورت همبستگی طبقات فرودست و تحت ظلم تاکید  نمایند

به لحاظ ساختاری و سازماندهی نیز  معلمان وارد سر فصل جدیدی شدند ، با اینکه همچنان حق تشکل یابی برای تمام معلمان میسر نیست و تشکل های موجود بالواقع نماینده تمامیت فرهنگیان نیستند با وجود این معلمان در اسفند85  با ترجیح مطالبات صنفی خود بر مطالبات سیاسی یک صدای واحد را به گوش همه رساندند و ان اینکه معلمان ایران معترضند و خواستار تغییرات کیفی و کمی اساسی هستند. هر چند ترجیح مطالبات صنفی بر مطالبات سیاسی به منظور چشم پوشی از سایر مطالبات نیست اما این امر باعث شد تا تشکل های صنفی معلمان به ارزیابی خود بپردازند و نشان داد که علی رغم حمایت قاطع معلمان از فراخوان کانون های صنفی  آنها  نتوانستند  از این نیروی حاضر و اماده بهره برداری صحیح   به عمل آورند  معلمانی که حتی عضو کانون نبودند پلاکاردهای کانون را برداشتند تا  یگانگی بی نظیر خود را در دستیابی به مطالبات به حق خود به نمایش گذارند بی شک میز مذاکره آخرین گزینه برای نماینگان معلمان بود ولی آنها ساده ترین راه را انتخاب کردند و در پای میز مذاکره برگ برنده خود را به حریف دادند تا در نبود جمع ده ها هزار نفری معلمان در روز 23 اسفند سرکوب معلمان به آسانی صورت گیرد اگر چه عزم دولت و مجلس برای سرکوب معلمان  مهمترین علت فاجعه روز 23 اسفند بود ولی فقدان سازماندهی و نمایندگی درست و شایسته مطالبات را نمی توان از نظر دور داشت برگشتن معلمان به خانه موتور سرکوب را به راه انداخت تا بسیاری از معلمان  زمان تحویل سال نو بر روی دیوارهای زندان اوین خاطره ای  بنویسند

امروز و بعد از گذشت بیش از 2 سال معلمان بار دیگر منتظر نتیجه فراخوان کانون مانده اند بی شک اگر احمدی نژاد به وعده خود عمل کند! بسان یک انسان خاطی است که اینک قسمتی از حق معلمان را پرداخت کرده است و اگر همچنان بر سیاست وعده و فریب پای فشارد ، باید  دید نمایندگان معلمان از این 2 سال چه درس هایی گرفته اند و چه تدبیری اندیشنده اند و ارتش معترض معلمان زیر خط فقر برای دستیابی به یک زندگی آبرومندانه آیا حاضرند قطار مطالبات صنفی خود را در اردیبهشت 88 به حرکت درآورند فراموش نکنیم یکی از شعارهای معلمان در اسفند 85 که فراتر از مسایل  صنفی طرح گردید و دولت و مجلس را به چالش کشید این بود: " قطار مطالبات صنفی فرهنگیان ترمز بردیده و دنده عقب ندارد" این شعار بر روی پلاکاردها وقتی به اهتزاز در امد نشان داد که چگونه معلمان قادرند با طرح مسایل صنفی سیاست های غلط کل حاکمیت را به چالش بکشند این شعار پاسخی بود به این ژست احمدی نژاد که به دنیا می گفت " قطار هسته ای ایران ترمز بریده و دنده عقب هم ندارد " (نقل به مضمون)

 هیمه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:12 توسط یکی از چند صدای معلم |

آمار دولتی

روزنامه ی جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع روز بیست و پنجم فروردین نوشت: به گزارش خبرگزاري فارس دكتر داودي معاون اول رئيس جمهور در مراسم افتتاح كارخانه ی سيمان ساروج كنگان گفت: «در هر سال از فعاليت دولت نهم تقريباْ شش برابر دولت هاي گذشته كار شده است.»

يك نفر آهي كشيد و گفت: خدايا! برسان يك من برنج و دو من روغن.

رفيقش به او گفت: يك من برنج دو سير روغن مي خواهد نه دو من!

اولي جواب داد: حالا كه خياليه بگذار چرب ترش كنيم!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 8:50 توسط یکی از چند صدای معلم |

نگاه تزیینی به معلم

امروزه از نگاه تیز بین جامعه شناسان و کارشناسان حوزه ی علوم سیاسی معلمان نه تنها یک طبقه ی عزلت گزیده و در سکون تنیده نمی باشند بلکه یک جریان تغییر خواه  تاثیر گذار به شمار می آیند.

اما این جریان تغییر خواه قدرتمند با دایره ی تاثیر گذاری گسترده، همچنان از طرف کانون های قدرت و تصمیم گیری جدی گرفته نمی شود و تنها هر از چند گاهی آن هم در فصل چیدن رای ها این جریان موثر اجتماعی نه با نگاه که با زبان مورد لطف و مرحمت لسانی قرار گرفته تا سکوی پرتاب آنان به کرسی های قرمز و سبز قدرت شود.

در واقع علی رغم عبور جامعه معلمی از دوره ی بی تفاوتی و رکود و خمودگی و به قول سیاسیون (نجابت) و قدم گذاشتن در دوره ی تغییر خواهی و حساسیت  به آن چه که در اطرافشان می گذرد، هنوز هم سیاسیون نگاه جدی و عمیق و محتوایی به این نهاد تاثیر گذار نداشته و سخن راندن از فرهنگ و آموزش و پرورش و معلم و تعلیم و تربیت و مسایل مرتبط با این حوزه برای آنان صرفاً کاربرد تبلیغاتی داشته و به عنوان یک ضرورت و راهبرد به حساب نمی آید و نگاه آن ها به آموزش و پرورش و معلم ها و دانش آموزان صرفاً یک نگاه تزئینی باقی مانده است.  نگاهی به کلیت سخنرانی های اخیر کاندیداهای ریاست جمهوری تاکنون، دلیل نو و ساده  و به روزی برای این مدعا است.

در این میان بر جامعه معلمی و به ویژه فعالان و قلم زنان این طبقه ی اجتماعی لازم است که علاوه بر پرداختن به طرح مسایل معیشتی، رویکردی را در عرصه ی فعالیت های اجتماعی و سیاسی در پیش  گیرند تا با نقد وعدها و عملکردها در حوزه ی آموزش و پرورش و معلمی و طلب برنامه و راهبرد از آنان، نگاه تزیینی به معلم و آموزش و پرورش را به یک نگاه محتوایی و عمیق و ضروری تغییر دهند.

و با همفکری و هم اندیشی و بهره گیری از پتانسیل عظیم فکر و اندیشه این طبقه ی فرهیخته و حضور جدی در عرصه های اجتماعی و سیاسی مانند انتخابات، به همه نشان دهند که مهم ترین مسیر رسیدن به صندلی های سبز مجلس  و اصلی ترین سکوی پرتاب به کرسی ریاست جمهوری جامعه تاثیر گذار معلمی و  آموزش و پرورش است.

 آن گاه شاهد خواهند بود که نگاه تزینی به معلم و افراط در وعده و تفریط در عمل با او، جایش را به یک نگاه عمیق و با برنامه و اجرایی  و از نان شبشان  واجب تر خواهد داد.

آقا اجازه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 10:35 توسط یکی از چند صدای معلم |

به بهانه ی اصلاح الگوی مصرف

توی تاکسی ولیعصر- ونک نشسته ایم پیرمرد موی سپید و با تجربه ای که به تازگی از یک اداره دولتی بازنشسته شده برای چندی نفری که در تاکسی هستیم صحبت می کند می گوید تا سوم راهنمایی بیشتر نخوانده انم و بعد از سی سال کار کردن اکنون دوران دیگری را شروع نموده ام قصد دارم با مبلغی که از طریق بازنشستگی نصیبم شده مغازه ای را راه بیندازم . گفتم مگر چقدر ؟ که هنوز حرفم تمام نشده فوری گفت : بالای پنجاه تومان . ساکت شدم و به فکر فرو رفتم که آخه مگه میشه ! پیرمرد که دید من ساکتم و چیزی نمی گویم . گفت چی شد . گفتم یک چای کار می لنگه و شروع کردم به مثال اوردن که آقای ... آقای ... و ... همین امسال بازنشسته شدند و فقط حکم بازنشستگی شون را دیدند و فقط شنیدن که بعداً قرار بهشون یه چیزی بدهند . حداکثر حداکثر صحبت بیست و چند تومان بوده و نه بیشتر . پیرمرد که دید موضوع برای من جدی شده . خلاصه سخنی را به من گفت که هنوز در گوشم پیچیده . مطلبی که در آن کلی حرف نگفته وجود داشت از نگاه سطح کلان و برنامه ریزی و اختصاص بودجه به وزارت آ.پ . ایشان گفت : آخه شما مصرفی هستید و تولیدی نیستید.

از اون زمان دارم فکر می کنم که اشکال کار در بیرون و درون مجموعه آموزش و پرورش کجاست ؟ که اینطور در مورد ما فکر می شود ، سخن گفته می شود برنامه ریزی می شود و ...

به نظر می رسد اول گام در راه قرار گرفتن در مسیر اصلاح الگوی مصرف در آموزش و پرورش؛ تغییر زاویه نگاه نسبت به آموزش و پرورش در کلی ترین سطوح می باشد.

هنر معلمی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 10:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

طنز روز

آخرین خبر از آقای احمدی نژاد این که فرموده اند: "اگر مردم برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری من را انتخاب نکنند به عنوان تماشاچی در تمام مسابقات ورزشی داخلی و خارجی شرکت خواهم کرد!"

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 10:17 توسط یکی از چند صدای معلم |

قابل توجه دبیران محترم

با این که چند سالی میشه از دوران دبیرستان و مدرسه دور شدم ولی بازم خواسته های خودم از دبیرانم را هنوز به خاطر دارم که مقداری از آن ها را می نویسم.

 وقتی دبیری وارد کلاس می شود ناخودآگاه الگوی دانش آموزانش قرار می گیرد و گاهی با رفتارهای خوب باعث شوق و ذوق فراوان در دانش آموزها می شود. اگر دبیری تنها به محتویات کتاب ها دل نبندد و از آموخته های خودش از تجربیاتش با دانش آموزانش حرف بزند و از آن ها بخواهد در راه درست قدم بردارند و تشویق کند نه تنبیه. مهربان باشد نه بداخلاق. شاد باشد نه غمگین. پر انرژی باشد نه خسته. باعث می شود دانش آموزها به سوی او جذب شوند.

در زمان دبیرستان دبیری داشتم که خیلی راحت میشد از مشکلات درسی با او حرف زد و راهنمایی خواست. دبیری جوان بود که از راهنمایی به شاگردانش کوتاهی نمی کرد ایشان در همان یک سال به ما آموختند که اگر وارد دانشگاه شدیم مست و حیران دختران و پسران نشویم. آن ها را الگوی خود قرار ندهیم و ...

من و دوستانم هنوز پیرو حرف های ایشان هستیم چون حرفهایشان را از صمیم دل قبول کردیم و چون واضح تمام ناگفته ها را گفتند برای همین هیچ وقت ما مسیر خود را گم نکردیم.

معلم خوب یعنی کسی که بتواند با دانش آموزانش دوست باشد و حکم برادری و خواهری. شاگرد بتواند به استادش اعتماد کند حرفهایش را از بعضی لحاظ بگوید. معلم خوب کسی است که بتواند حرفهایش را رک و صادقانه با دانش آموزهایش بزند. معلم خوب کسی است که به شغلش عشق بورزد و عاشق شاگردانش باشد. معلم خوب کسی است که بتواند از لحاظ معنوی و درسی چیزهایی یاد شاگردش بدهد و...

من از دبیرانم آموخته هایشان را می خواستم. قیافه ای گشاده رو می خواستم. صمیمت به اندازه می خواستم. ارزش دادن به دانش آموز را می خواستم. تنها کار دبیری درس دادن نیست. باید دبیر از هر لحاظ شاگرد را تامین کند. معنوی و اخلاقی و اجتماعی و... . برای همین شغل دبیری شغل سختی است. برای همین است که بعضی ها در همان اوایل پیشمان می شوند. اگر تربیت خانواده ها درست باشد مطمئناً کار دبیر راحت خواهد بود.

 ولی افسوس که نه تربیت خانواده ها در حال درست شدن هست و نه رسانه ها در این راه کمک می کنند و روز به رزو کار دبیران سخت تر می شود و صد البته انگیزه ی دبیران هم رو به کاستی می شود.

دغدغه های یک جوان ایرانی (با تغییراتی جزیی)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 10:1 توسط یکی از چند صدای معلم |

نجاتم بده

دلم گرفته از این افکار ،نجاتم بده.

از انسانهای ارزان قيمت  

از تمام  کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است

از علمای بی دین ،  از عوام بی علم 

از هويت های پشت ميز نشین ،  از مومنان بی نور

از روشنفکران بی ایمان ،  از متعصبین بی عقل

 
از بله های  اجباری ، از هنرمندان بی تربیت

 
از طلبه هايی که طالب علم نيستند ،  از دانشجويانی که دانش جو نيستند
 

از زنان بی شعور و از مردان بی شرف . 


از تمام کرهايی که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده 

از مظلومیتی که فقط به مردم فلسطین ختم شده است و دیگر ملتها کشکند 

از آنها که وقتی مرگ آزادیخواهی را می بینند بی تفاوت از کنارش رد می شوند 

از آنهایی که وقتی می شنوند وبلاگ نویسی در بند است فقط می گویند :

می خواست سرش تو لاک خودش باشه

از دست کسانی که صبح گفتند درود بر مصدق و عصر مرگ بر مصدق

از دست کسانی که هر کس را خواستند شهید دانستند و کسان دیگر را مرده

از آنها که هر وقت خواستند به جبهه و جنگ قداست دادند و هر وقت خواستند آن را

با فیلم اخراجی ها به مسخره گرفتند


از اندامهای به مزايده گذاشته شده  ، از اعتقادهای حراجی

از کسانی که مفتی حرف نمی زنند ولی حرف مفت زیاد می زنند

از انرژی هسته ایی که کشتار را به یادم می آورد


از وعده های سر خرمن ، از ناديدنی های ديدنی!

از شیعیان بی علی


از صورتهايی که بوم نقاشی اند ، از متهمانی که شاکی اند

از مناره هایی که حتی به اندازه فانوسهای دریایی کارایی نجات ندارند


از تمام کسانی که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها می دانند


از تمام خونهايی که رنگين ترند


از آنان که آزادگی را در اسارت بی بند و باری به بند می کشند


از آنان که عشق را به بهای love سه طلاقه کرده اند


از تمام کسانی که در لغت نامه های ذهنشان ، بين مظلوم و توسری خورعلامت تساوی است

از کسانی که سر سفره عبدالرحمن عوف می نشینند ولی دم از حضرت علی می زنند.

از آنها که تا فساد اخلاقی انجام می دهند نامشان محلل می شود

و لی آزادیخواهی حرف می زند نامش می شود برانداز نظام


از کوفيانی که برای مهدی(عج) نامه می نويسند


از تمام آنان که فکر می کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص دین داشتند

از سياستمداران بی دين ، از متدينين بی سياست 

    از تمام آنان که دين و سياست را یکی می دانند


از آنان که در هر ميدانی دم از استقلال و پيروزيی می زنند الا ميدان جنگ

از عروسکهای بالماسکه  ،   از زنان مرد صفت ،  از مردان زن صفت


از همه آنان که شهدا را براي تيتراژ مي خواهند


از همه آنان که « نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند


از رای های ممتنع و خنثی


از تمام آنانی که بين نماز و نرمش تفاوتی قائل نيستند


از همه چيز داران بی همه چيز ، از امانت داران خائن ،


از کفهای روی آب ، از زنگارهای روی آينه


از پشتهايی که هميشه رو در روی خصم اند


از آنان که تاسوعا وعاشورا را تنها درتقويم جستجومي کنند

و کربلاوکوفه وشام را تنها درنقشه!


از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزی تبديل مي کنند

 
که فردا حسرتش را خواهند خورد؟


از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند


از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند


از چشمهايی که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدند

 ودرکربلا وکوفه وشام تنها قرآن سر نيزه را نديدند


از خنجرهايی که بر پشت می نشيند ، از آنان که نی را به گيتار مي فروشند


از آنان که با شنيدن نام « خردل » به ياد چاشنی غذا می افتند


از آنان که با شنيدن نام « موج » تنها به ياد جزاير هاوايی مي افتند


از آنان که با شنيدن نام « توپ » مارادونا در خاطرشان زنده می شود


از آنان که نمی بينند و می گذرند و از آنان که می بينند و می گذرند


از آنان که از آب زلال آب می خورند و از آب گل آلود نان


از تمام مجذوبين باغهای سبز که هيچ گاه توی باغ نيستند


از سگهای بی وفا ، از اسبهای نانجيب ، از خروسهای بی محل


از مورچه های تنبل و بی کار ، از زنبورانی که همه چيز دارند الا عسل


از قلندرانی که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند


از اشترانی که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند


از خرسهايی که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند


از گاوهايی که هيچ ندارند الا دو شاخ ، از شتر مرغها که نه می برند و نه می پرند


از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند


از آنان که غنايم جنگی را در زمان صلح از شهدا مي گيرند


از آنان که حضور همه کس را حس می کنند جز خدا


از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا ، از بزدلان و ترسوهای مصلحتی

از رفيق


از آنان که بازی می دهند ، از آنان که بازی می خورند


از بازی ها ! از بازی ها ! از بازی ها! 

دلم از دست همه گرفته

 فرید صلواتی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 9:6 توسط یکی از چند صدای معلم |

آشنائی با واژه رانت

رانت/rentier
رانت زائیده ی انحصار است و از دوران فئودالیته که مالکان زمین های کشاورزی میزان اجاره را تعیین میکردند کلمه ی رانت وارد فرهنگ سیاسی و اقتصادی گردید. امروزه دولت ها از طریق ممنوعیت در واردات و ایجاد انحصار به سود صنایع نوپا protective  tariff   می کوشند به صنایع داخلی کمک کنند ولی باید توجه داشت که نبود رقابت خارجی همواره باعث تنزل کیفیت محصولات داخلی میشود پس دولت ها وظیفه دارند که هر گاه رشد به حد مطلوبی رسید باید انحصار برداشته شود و رقابت جایگزین آن شود تا کیفیت کالاها بالا رفته و از قیمت ها کاسته شود. در مراحل رانت خواری ثروت کشور در دست عده ی معدودی جمع می شود و پی آمد آن نبود رشد کافی در اقتصاد کشور می باشد.  

مدیریت در دو محیط رانتی و غیر رانتی کاملاً دو شکل و محتوای متفاوت دارد. آموزه های علم مدیریت در محیط غیر رانتی، که محیطی مبتنی بر رقابت است، کاملاً ملاحظه و اعمال می شوند. حال آن که، در محیط رانتی، برنامه ریزی های مدیریتی تنها جنبه ی نمایشی و تشریفاتی دارند، بهره وری و کارآیی و شایسته سالاری اساساً مطرح نیستند. چرا که دولت همه جا در اقتصاد حضور دارد و هم اوست که می تواند در هر بخشی که ناکارآمدی و ناکارکردی به وجود آید، با تکیه به رانت، ناکارآیی را پنهان نموده و شرکت ها یا بخش های زیان ده را باز هم سرپا نگه دارد. گسترش فساد و رشوه از مشخصات عمده اقتصاد مبتنی بر رانت است.

مقالات سیاسی و اجتماعی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:57 توسط یکی از چند صدای معلم |

بودجه و معلمان

نه بودجه سال 87 و نه بودجه‌ی سال88 نشانه ای از رشد جدی در دریافتی حقوق و مزایای کارکنان آموزش و پرورش ندارد. در سال 1387 تورم رسمی حداقل 27 درصد بوده است. کمترین برآورد برای سال 1388 معادل 20درصد است. به این ترتیب در دو سال حداقل 50درصد بر شاخص قیمت کالا‌ها و خدمات مصرفی در مناطق شهری افزوده شده است و برای مناطق روستایی رقم در حدود 42درصد گزارش می‌شود. ارقام واقعی با توجه به کالاهای پرمصرف لایه‌ی اجتماعی که کارکنان آموزش و پرورش جزیی از آنان به شمار می‌آید بالاتر از این رقم بوده است. اما:

-         افزایش حقوق و مزایای رسمی کارکنان آموزش و پرورش کمتر از 30 تا 35درصد رشد کرده است. تا اینجای قضیه به طور متوسط کارکنان آموزش و پرورش در حدود 15 تا 20 درصد پس رفته‌اند.

-         توزیع حقوق و مزایای در میان کارکنان این بخش ناموزون است. شاید ناموزون‌تر از 60درصد از کارکنان بخش دولتی. به این ترتیب افزایش حقوق و مزایای رسمی و واقعی عمدتا متوجه کارشناسان، مدیران عالی رتبه، کارکنان سابقه‌دار و دارندگان مدارک تحصیل و اعضای جانبی واحدهای آموزشی و نه "توده‌ی معلمان" بوده است.

-         گر چه فشار تورمی روی بخش مسکن از سه ماهه‌ی دوم سال 1387 کاهش یافت اما بهای مسکن همچنان نسبت به حقوق و مزایای و پس‌انداز معلمان چنان بالا است که هنوز 35درصد آنان فاقد خانه‌ی ملکی اند. و به نظر نمی‌رسد با پس انداز 60-70 سال خود بتوانند صاحب خانه شوند. کاهش امکانات اعتباری و وام‌های ارزان و عدم تهیه‌ی مسکن در محل مناسب برای بخش بزرگی از معلمان باعث می‌شود تا اثر کاهش نسبی هزینه‌ی مسکن و قیمت خانه و آپارتمان خنثی شود.

-         در میان معلمان (آموزگاران ابتدایی و متوسطه و دبیران) تقاضا برای فعالیت چند شغلی حتا قبول شغل‌های نامناسب با موقعیت شغلی رواج دارد. اما بر خلاف دهه‌ی هفتاد مدتهاست که فشار بیکاری‌ها باعث شده است که معلمان نتوانند حتا به شغل دوم دست یابند. و ناگزیر به شغل‌های پایین تر و نامناسب متوسل می‌شوند.

-         هنوز سی تا 40 درصد شرکت کنندگان در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها از راه‌یابی به دانشگاه باز می‌مانند. این افزایش ظرفیت از 90درصد بازماندگی در دهه‌ی 40 به 35 درصد بازماندگی البته همراه با افزایش کمی ظرفیت و کاهش شدید کیفیت آموزش‌ها بوده است. از این رو هنوز بازار آموزش و شگردهای ضرب در زنی برای ورود داغ است. در این بازار بخش بسیار محدودی از دبیران که امکانات تبلیغ و حضور در سه یا 4 شهر بزرگ هزینه‌ی آموزشی و تجربی مناسب، ارتباطات خوب و جز آن را دارند کار پیدا میکنند و درآمدشان نسبت به انبوه معلمان پرتلاش و محروم به چند ده برابر می‌رسد. بدیهی است آن نیرویی که نام ونشان و صدا دارد کمترین تلاش و همکاری را برای ترمیم حقوق ومزایای معلمان می‌کند وخواهد کرد.

اگر رقم 65582 میلیارد ریال را بر 2/1 میلیون نفر، برآورد تقریبی کارکنان آموزشی و اداری وزارت آموزش و پرورش تقسیم کنیم رقم حاصل به کمتر از 5/5 میلیون تومان در سال و کمتر از 460 هزار تومان در ماه می‌رسد. خط فقر مطلق در سال 1388 برای خانوار 2/4 نفری با احتساب هزینه‌ی مسکن کمتر از 600 تا 650 هزار تومان نخواهد بود . خواننده با توجه به توزیع درآمد در این بخش آموزشی خود می‌تواند به قیاس‌های زیادی دست بزند.

-         تصمیم‌های اقتصادی – دولتی روز‌به‌روز بازار پسندتر و حسابگرانه‌تر می‌شود و از نیازهای رفاهی و انسانی و توسعه‌ای فاصله می‌گیرد. طبیعی است که دولت بازاری و آموزش و پرورش بازارگرا نیز با وجود 18درصد بیکاری در حدود 4 تا 5/4 میلیون نفر بنا به برآورد نیاز مبرم جوانان که در شرایط اقتصادی بد و ناکارآمد به گونه ای بسیار کم مهارت از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شده اند یا دوره‌های کاردانی دیده اند از آشفته بازار استفاده کند و کارکنانی را با شرایط استخدامی سخت‌تر به استخدام در آورد و حقوق ومزایای کمتری بپردازد که بودجه‌ی دولت البته بهانه‌ی قابل‌فهمی هم به دست می‌دهد. در این شرایط نیاز و حرمان و پراکندگی معلمان در نقاط دوردست ، با توجه به سابقه‌ی وحشت بیکاری فرزندان و برخورد فیزیکی روزانه با نیروی آگاه و دارای شرایط ذهنی برای کار متشکل جهت تامین حقوق معلمی،.این زحمتکشان را تحت فشار بیشتر قرار میدهد. اما چون در عین حال شرایط عینی فراهم تر می‌شود وظیفه‌ی دشواری نیز برعهده‌ی جریان‌ها و شخصیت‌های عرصه‌ی سیاسی قرار می‌گیرد و آن ایجاد شرایط ذهنی تازه تر است تا بر ستم اجتماعی تحمیل شده بر معلمان فائق آید.

معلمان کشور از صمیمی‌ترین و محبوب‌ترین بخش‌های نیروی کار اجتماعی در میهن ما به شمار می‌آیند. آنها پتانسیل گسترش برقراری آرامش اجتماعی زیادی را دارند برآورد آن است که بیش از 750 هزار نفر از نیروی معلمان در رنج و حرمان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی به سر می‌برند. آنان بر خلاف آن چه در شان حرفه شان است روز‌به‌روز با بی‌اعتنایی و تحقیر مواجه می‌شوند. این نیروی موثر وارزشمند اجتماعی بارها سرکوب شده‌است. واز حق تشکل، اعتصاب و درخواست حقوق خود محروم است.و دولت کمر به سرکوب همیشگی آنان بسته است. اما حداقل این 750 هزار نفر با خانواده‌هایشان حدود 2 میلیون نفر از مردم این جامعه هستند. آنان بر سایر نیروهای آموزشی، دانشگاهی و دانشجویان، محصلان و خانواده‌هایشان تاثیرگذارند. دولت نیز باتمام وجود برای ابقای خود در قدرت و حضور در عرصه‌ی جهانی از هر رنگ و گروه و جناح که باشد وظیفه اش تامین معاش حداقلی این گروه و همچنین سایر اقشار اجتماعی است.

در این شرایط این معلمانند که باید بگویند تا زمانی که دولت به طور مشخص و قاطع و با عدد و رقم وعده‌های خود را برای معلمان بیان وابزار اجرایی آن را تعیین نکرده و در رسانه‌ها پخش نکرده موجبی برای مشارکت عمومی این نیروی اجتماعی بزرگ و موثر وجود ندارد.

کانون مدافعان حقوق کارگر

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:51 توسط یکی از چند صدای معلم |

وعده ی نگار سرمست

يك روز احمدي نژاد با لباس مبدل رفته بود براي ديدار از مناطق محروم. يك پسر بچه كوچولو رو ديد كه داره با پاي برهنه راه مي ره. بهش گفت: پسرم! به اميد خدا كلاس چندمي؟ پسر پابرهنه گفت: به اميد خدا هنوز مدرسه نمي رم. احمدي نژاد گفت: پس به اميد خدا چي كار مي كني؟ پسر پا برهنه گفت: به اميد خدا ننه و بابام مردن و من كارگر هستم. احمدي نژاد بهش گفت: پس چرا كفش نپوشيدي؟ پسر پا برهنه گفت: چون كفش ندارم. احمدي نژاد خيلي ناراحت شد و شروع كرد به گريه كردن تا عكاس ها ازش چند تا عكس بگيرن و به پسر گفت:من بهت قول مي دم وقتي رفتم تهران برات يك كفش بفرستم. پسرپابرهنه گفت: تو چي كاره هستي كه مي خواي براي من كفش بخري و بفرستي؟ احمدي نژاد
گفت: من احمدي نژاد هستم و رئيس جمهور ايرانم. پسر گفت: پس احمدي نژاد تویي؟ احمدي نژاد با خوشحالي گفت: پس منو شناختي، حالا بگو شماره پات چنده كه برات از تهران كفش بفرستم. پسر گفت: شماره پاي من 43 است. احمدي نژاد گفت: ولي كفش شماره 43 كه براي تو خيلي بزرگه؟ پسر گفت: تا موقعي كه تو به وعده ات عمل كني و كفش رو بفرستي شماره پاي من 43 مي شه!

ایران نوین

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:48 توسط یکی از چند صدای معلم |

مصاحبه با آقای باغانی دبیر شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان

 با تشکر از آقای باغانی که این وقت را گذاشتید و در خدمتشان هستیم برای اینکه کمی‌با مسایل معلمان آشنا شویم، چند سوال مطرح می‌کنیم.

-         در ابتدای مهر با شروع مدارس مشکلاتی برای معلمان در رابطه با خواسته‌های آنان بوجود آمد و به اصطلاح نیروهای امنیتی تعدادی از اعضای کانون صنفی معلمان را دستگیر کردند و تعهداتی گرفتند. اما خبرهای آن به طور دقیق و شفاف پخش نشد و بیشتر مردم از آن چه اتفاق افتاد بی خبرند. اگر امکان دارد از وضعیت معلمان از مهر تا کنون گزارشی ارائه دهید.

-         بسم الله الرحمن الرحیم. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان سراسر کشور که تقریبا از 50 کانون در سراسر کشور تشکیل شده هر ساله دو تجمع یا دو جلسه‌ی مهم دارد که مجمع عمومی‌برگزار می‌کند. طبق همین برنامه یکی از این برنامه‌ها که در آغاز مهر می‌باشد و دیگری اردیبهشت. که در واقع ابتدا و انتهای سال است. مسایل مالی معلمان را بررسی و جمعبندی می‌کنیم. برنامه‌ی کاری آینده را تنظیم می‌کنیم. انتخابات را انجام می‌دهیم. به همین خاطر ما در 27 شهریور جلسه‌ی شورای هماهنگی را بعد از رایزنی‌های مختلف در سراسر کشور ترتیب دادیم. و می‌دانید با وجود فشارهای موجود قرار شد در تهران نیز برگزار شود و طبق تجربه ای که ما داشتیم اگر محل غیرعادی باشد محل تعطیل می‌شود. که این سابقه اش در درکه نیز وجود دارد. و بعد از آن نیز بسیار اتفاق افتاده است.

ما بچه‌ها را به ایستگاه مترو دعوت کردیم. که آنجا بیایند و از آنجا به محل جلسه برویم. متاسفانه با ورود ما به ایستگاه آخر (علم و صنعت) دسته دسته بچه‌ها را گرفتند و به سه پایگاه امنیت شهری ( پلیس امنیت) بردند. حدود 48 نفر از بچه‌ها تقریبا دستگیر شدند و درحاشیه نیز تعداد دیگری دستگیر و سپس آزاد شدند. ما رابه سه گروه تقسیم کردند. یک گروه 26 نفره را به نارمک بردند که من در آن گروه بودم. یک گروه دیگر به میدان تجریش برده شدندو گروه دیگر به خیابان سهروردی  و در همان کلانتری‌ها و امنیت شهری‌ها بعضی‌ها را تا آخر شب آزاد کردند.

بعد از بازجویی‌ها و پرونده سازی عده ای را تا فردا نگه داشتند. در آنجا لباس بچه‌ها را در آوردند از دستشویی رفتن بچه‌ها به مدت 5 الی 6 ساعت ممانعت کردند. حتا به افراد مسن هم اجازه‌ی دستشویی رفتن ندادند. همه عضو شورای مرکزی و عضو شورای هماهمنگی بودند. که معلمان بسیار پخته، با تجربه و دبیرکل‌های کانون‌های سراسر کشورنیز بودند. البته ما این گزارش را در یک دیدار به آقای خاتمی‌داده ایم. ما متاسف شدیم و گزارش دادیم. حتا جهان هم از این گزارش مطلع شد. شنیدیم که دبیر کل اتحادیه‌ی جهانی معلمان هم واکنش نشان داد وبه وزیر طی سی صفحه نوشت تا وضعیت را اصلاح نکنید در آیند ه شما را به عضویت سازمان‌های جهانی نمی‌پذیریم. یعنی در یونیسف، یونسکو و مراکز فرهنگی جهان. این برخورد برخورد بسیار توهین آمیزی نسبت به معلمان بود. البته ما تصمیماتی گرفتیم.

 قصد ما  این بود که برای 14 مهر روز جهانی معلم برنامه‌هایمان را تنظیم کنیم. فشارهای زیادی بر ما وارد شد و جلساتی نیز با اطلاعات داشتیم. ما نمی‌دانیم چرا مساله‌ی ما خیلی امنیتی شده است. حوزه‌ی ما فرهنگی است اما حوزه‌ی امنیت بسیار دخالت می‌کند در این کار. ما هر برنامه ای برای آن روزآماده کردیم حتا ترتیب گل و شیرینی برای روز جهانی معلم را دادیم. اخطار شدید دادند که قلع و قمع می‌کنند وهر کس بیاید او را دستگیر می‌کنند. و دیگر نتوانستیم به خاطر نگه داشتن حرمت معلمان و سابقه ای که داشتیم و می‌دانستیم حرف‌هایشان را عمل میکنند. ، رفتیم جلوی وزارت خانه گل و شیرینی هم بردیم. چهار نفر از بچه‌ها را دستگیر کردند و تا شب درگیر آزادی بچه‌ها بودیم. متاسفانه 14 مهر هم با این پیام به سرانجامی‌نرسید. به خاطر تعلیق 14 مهر ما که یک برنامه  قانونی بود گفتیم اجرا کنیم که ببینیم دولت با قانون چه می‌کند. ما الان مشکلمان با اجرای قانون است که چرا رییس جمهور به قانون تمکین نمی‌کند و از تعهدی که نسبت به مردم دارد سر باز میزند..

من به اقای متین راسخ در دادگاهم گفتم که چرا رییس جمهور را بازداشت نمی‌کنی. اگر اجرای قانون یا تمکین از وظایف باشد شما باید ایشان را بازداشت کنید. نه ما معلمان را که ما خواهان اجرای قانون هستیم. پس از آن  بود که ملاقاتی را با آقای قالیباف ترتیب دادیم. یک فضایی را در پارک ورشو(خیابان نجات الهی) از شهرداری بغل ساختمان ان جی او‌ها گرفتیم. برای 18 مهر. معلمان را با پاکت رسمی‌دعوت کردیم. از شهردار و نمایندگان مجلس نیز دعوت کردیم. برای یک فضای بسته که ما گزارشی از 14 مهر داشته باشیم. برای قدردانی  و واقعا از حکومت گله داریم که چگونه می‌خواهد جهان به او احترام بگذارد در حالی که روز جهانی معلمان را برگزار نمی‌کند. معلمان یک میلیون انسان هستند که می‌توانند در کلاس‌هایشان تبلیغ جهانی بودن حکومت را داشته باشند. من متاسفم برای مسئولین که این نگاه تنگ نظرانه را دارند. اگر روز جهانی برگزار شود جهانی است. دولت به جهان و سازمان‌های جهانی  احترام می‌گذارد و روز جهانی معلم را پاس می‌دارد. در ایران حتا یک پیام آن روز منتشر نشد. که مایه‌ی تاسف است. چگونه از یک معلم می‌خواهید اندیشه تان را تبلیغ کند اما با روز جهانی معلم مخالفت شدید دارید. اینها برای ما مبهم است. گفت و گو هم کردیم اما پاسخی  نشنیدیم.

روز هیجدهم مهر به سالن رفتیم در سالن را باز کردند وقتی داخل سالن شدیم متاسفانه نیروهای امنیتی سالن را بستند. یعنی  گفتند چون لوله ترکیده این فضا تعطیل می‌باشد. همه می‌دانند که این چیزها بازی است. و برای یک حکومت حداقل یک حکومت الهی جمهوری این خیلی زشت است. مثل کاری که برای مراسم خانعلی انجام دادند. یعنی ابزاری با مسایل فرهنگی برخورد کردند. همزمان با مراسم 12 اردیبهشت مراسمی‌نیز برای شیخ صدوق درهمان محل برگزار کردند. جمعیتی هم نبود اما صندلی گذاشته بودندبه شکل ابزاری که انسان احساس تنفر می‌کرد. شیخ صدوق را ابزار کردند برای سرکوب فرهنگ و این از مسایل و مشکلات اصلی کشور ما است.. مردم ومعلمان صداقت از اینها نمی‌بیننند.اما اینها فکر می‌کنند روی این جریانات می‌توان سرپوش گذاشت.

آن روز ما آمدیم ودیدیم نیروهای امنیت ریختند وشدیدترین حمله امنیتی آن روز انجام شد ما پنج نوع نیروی امنیتی دیدیم .:حراست‌های مناطق آمده بودند. بخصوص منطقه 7 تهران که مسوول منطقه 7 بسیار بد عمل کرد.نیروهای کلانتری منطقه آمده بودند وفرمانده شان نسبتا آرام بود ونصیحت می‌کرد وحالت مدارا داشت ما قصد داشتیم در همان پارک برنامه مان را برگزار کنیم بعد نیروهای ویژه آمدند نیروهای اطلاعات پربودند که همین آقای احمدی مسوول اطلاعات فرهنگیان دروزارت اطلاعات بودند که فرهنگیان از آنها بسیار ناراضی هستند و در حال تبدیل به نیروهای کبود و سیاه می‌باشند وبعد نیروهای خاص دیگر که رییس کلانتری ترسید. نیروهایی بالباس چرم و قیافه‌هایی که گفت اینها اصلا دیگر هیچ سوالی نمی‌پرسیدند فقط می‌زنند و ما قبلا این 5 لایه را هم در میدان بهارستان دیده بودیم و آرایش نظامی‌هم داشتند هر که در اطراف بود. زدند. رییس کلانتری گفت من دیگر رفتم. نیروهایش را جمع کرد و رفت و گفت که از حوزه‌ی ما خارج شد و اینها حمله کردند و باز تعدادی از بچه‌ها را گرفتند از جمله من و آقای فلاحی و اکبری را. یکی دو ساعت آنجا بودیم. و بعد موبایل‌هایمان را گرفتند و بردند. حتا دفتر یادداشت‌ها وکیفم را. من دیگر واقعا می‌ترسم دفترها و یادداشت‌هایم را بیاورم. چون دو یا سه بار اتفاق افتاد نوشته‌ها و یادداشت‌های ما را گرفتند و بردند و خداحافظه خوبی به من داده و دوباره به یاد می‌آورم.

بعد از این فشارها ما شروع کردیم به نامه نگاری کردن به رییس مجلس که برای بودجه. اینجاست که  این اتفاقات این جوری است و بعد این را منتشر کردیم. یک نامه‌ی سرگشاده به رییس جمهور ‌نوشتیم و مسایل را گفتیم توی جراید منتشر شد  و بعد هم شورای مرکزی خودمان را خواستیم ساماندهی کنیم که قرار شد بیایند جلوی مجلس که گفت و گویی با نمایندگان مجلس داشته باشیم. فردای روزی که ما را جلوی مجلس گرفتند ما یک برنامه با هیات رییسه مجلس داشتیم. که آقای حاج بابایی ودیگران آمدند و پرسیدیم که آقا این برنامه‌ی بودجه چه می‌شود؟ وضعیت به کجا کشیده می‌شود و آنها قول دادند که 15 آذر حتما قانون خدمات کشوری که تصویب شده در مجلس و تایید شده در شورای محترم نگهبان و آیین نامه اجرایش نوشته شده و بودجه آن نیز تامین شده و مصاحبه آقای حاج بابایی و نمایندگان دیگر آقای ثروتی و دیگران نیز اجام شده و قابل اجراست. ما برای اینکه این ها راوادار به اجرا کنیم آمدیم که متاسفانه مشکلاتی به وجود آمد و ما بعد از آن هم شورای مرکزی را درتهران دعوت کردیم و می‌دانید در شورای مرکزی وقتی آمدیم یکی دو جلسه به این گونه داشتیم که می‌خواستیم برویم مجلس و بگوییم چرا این طرح را اجرا نمی‌کنید متاسفانه یازده نفر از بچه‌ها را باز در بهارستان دستگیر کردند. هنوز به بهارستان نرسیده بودیم می‌خواستیم در رابطه با همین طرح هماهنگ و گفت و گو با نمایندگان مجلس برویم که ما را دستگیر کردند. 11 دی ماه بود. به کلانتری بهارستان بردند، و تا ساعت 2 بازجویی می‌شدیم و بعد ما را بردند دادگاه بعد هم پیش راسخ متین و ایشان چهره‌ها را شناخت و مقداری تهدید و گفت و گو کردند. و آنجا من از بچه‌ها خواستم صحبت نکنند و اجازه دهید تا من صحبت کنم و معلم‌ها گوش کردند و به متین راسخ گفتم آقای قاضی ببینید ما آمدیم جلوی خانه‌ی ملت اما هنوز نیامده اینها ما را گرفتند واین خلاف است. ما دیگر در خیابان امنیت نداریم. ضمنا آمدیم به مجلسیان بگوییم آقای رییس جمهور قانون مصوب مجلس شورای اسلامی‌تایید شده‌ی  شورای نگهبان، آیین نامه نوشته شده و تعیین تاریخ شده و بودجه تامین شده را اجرا بکند. ما برای اجرای قانون آمده ایم. چرا باید ما را که برای اجرای قانون آمدیم بگیرید. شما باید رییس جمهوری را که قانون را اجرا نمی‌کند بازداشت کنید. شما قدرت دارید و قدرتتان را هم به رخ ما کشیده اید که "من چند نفر را اعدام کردم وغیره. ما باکی از کسی نداریم. شما بروید رییس جمهور را بازداشت کنید. و به او اخطار کنید چرا قانون را اجرا نمی‌کنی و یا به ما بنویسید که کانون‌های صنفی معلمان ایران یا معلمان کشور کار قانونی نکنید ما هم می‌رویم در سایت‌هایمان می‌زنیم و به دانش آموزان هم می‌گوییم کار غیرقانونی انجام بدهند و کار قانونی انجام ندهند. بعد که اینها را گفتیم آقای راسخ متین تکانی خورد و گفت :"آقای باغانی معلمان قابل پرستش هستند (لحن صحبتش عوض شد) و باید قانون را اجرا کنند. و گفت:" من خودم معلم هستم" و همان قصه‌ی همیشگی تکرار شد. و  نوشت آقایان شما زودتر بروید که به شب برنخورید. چون می‌خواهید به شهرستان بروید. با این حال بچه‌ها از این دلخور بودند. از این که بدون نتیجه آزاد بشوند. در واقع عمل نکردن رییس جمهور به قانون اساسی مصوب مجلس و تایید شده شورای نگهبان باید انعکاس جهانی داشته باشد. آزادی ما 11 نفر را نوشتند. حدود ساعت 5 بعد از ظهر از همان جا با همان تشکیلات امنیتی  سوار یک ماشین کوچک شدیم. یک ماشین کوچک با تور و قفس آهنی که ما را یاد مصر و انقلابیون مصری می‌انداخت. به ارگ آوردند و تا غروب در امنیت ارگ بودیم. شب هم به بچه‌ها گفتیم منتشر کنند که کسی جمع نشود. این  حالت بدی داشت و جراید دنیا نوشتند. چون در داخل کشور که سانسور بیداد می‌کند و اصل مطلب را هم اصلا ننوشتند.

-         ما شنیدیم و خواندیم که شما را در همان میدان آزاد کردند. آیا صحت ندارد؟

-         نه صحت ندارد. ما را تا ساعت 2 بازجویی کردند و بعد به دادگاه انقلاب بردند و پرونده سازی کردند و بعد هم به دادگاه امنیت بردند. بعد از آن هم اینگونه شد که جلوی مهمانی‌های معلمان را هم گرفتند. آقای رحمتی که می‌دانید به ساری تبعید شده و به خاطر تصادفی که آنجا داشت دو ماه در کما بود. و صدماتی که همسر و فرزندانش کشیدند. به خاطر این که مسلمان معتقدی است طبق سنت و رسم همه یک نذری وولیمه ای داشتند که ما را دعوت کردند معلمانی که زمانی که ایشان بیمارستان بودند به ملاقاتش رفته بودند تقریبا چهار هفته‌ی پیش بود اواخر دی ماه بود. شب رفته بودند به منزل ایشان و تهدید کرده بودند. که مهمانها نباید بیایند. همسر او با ترس به من زنگ زد که الان آقای رحمتی اینجاست و اینها به او فشار می‌آورند که تلفن بزن مهمان‌ها نیایند. آقای رحمتی می‌گوید اینها مهمان من هستند و می‌خواهند منزل من غذا بخورند نمی‌توانم زنگ بزنم. آنها می‌خواهند از راه دور بیایند چرا من باید بگویم نیایند. من اینکار را نمی‌کنم. و خانمش گفت نه زحمت نکشید و نیایید چون قرار بود ما شب برویم شهررضا و از آنجا معلمان دور هم جمع بشوند که جلوی این مهمانی هم گرفته شد.

وبعد ما تصمیم گرفتیم شورای مرکزی را در مشهد در 22 بهمن برگزار کنیم. آخرین کاری که قرار بود انجام دهیم که متاسفانه با وجودی که ما ملاحظه کردیم و خبر آن را منتشر نکردیم چون می‌دانستیم چه اتفاقی می‌افتد. خبر درز کرده بود. شدیدا به خانه‌ی بچه‌ها حمله کرده بودند و به بچه‌های مشهد گفته بودند که باید این کار متوقف شود. و باید بگویید که معلمان نیایند. چون تعطیلی بود قرار شد به زیارت امام رضا برویم و در آنجا به تجزیه و تحلیل مسایل بپردازیم که این برنامه هم بدین گونه ناکام ماند. پس از آن ما چند بیانیه صادر کردیم. شورای مرکزی نیز بیانیه صادر کرد. یک  بیانیه هم در تهران صادر شد. بعد از این مشکلات که دیگران هم می‌دانند دیدیم چاره ای نداریم جز این برنامه که برای اسفند تدارک دیدیم. برنامه‌ی سوم وو چهارم و پنجم اسفند را در یک نشستی با بچه‌های کانون مطرح و تصمیم گرفته و بیانیه صادر شد.

-         آقای باغانی در مجموع چند معلم تبعید شده اند؟

-         معلمان زیادی تبعید شدند. اما به دلایل جو فرهنگی شهرستان‌ها از بیان این که معلمان تبعید شده اند جلوگیری می‌کنند. و می‌گویند انتقالی گرفته اند. چند تایی هم قبول نکرده اند. اما بیش از 50 نفر از معلمان تبعید شده اند که بعضی از انها حتا دوبار تبعید شده اند. مثلا از تبعیدی‌ها، آقایان مجیری، شاهدی، اسدی، و خود من بودم.

-         آیا دستگیری 11 نفر در میدان بهارستان در حین اعتصاب یا تظاهرات صورت گرفت؟

-         خیر. ما فقط جهت گفت و گو و رایزنی با نمایندگان به مجلس رفته بودیم. که قبل از رسیدن به بهارستان دستگیر شدیم. ( خود من درظهیرالسلام دستگیر شدم.) گویا به نمایندگان اخطار کرده بودند که حق گفت و گو با نمایندگان انجمن صنفی معلمان را ندارند. در حالی که توصیه شده که نمایندگان و مردم باید ارتباط متقابل داشته باشند و اگر نماینده ای ارتباط برقرار نکند باید مواخذه شود. چون ارتباط را قطع کرده اما عملکرد اینها اصلا معلوم نیست و هیچ مبنا و مهمل خاصی ندارد و رفتارشان قابل پیش بینی نیست.

-         آقای باغانی در مورد برنامه‌ی اسفند ماه معلمان توضیح دهید.

-         بعد از توقیف نشریه قلم معلم و نامه‌ی شورای امنیت ملی که معلمان و کانون صنفی معلمان را در تنگنا قرار داد که وزیر آموزش و پرورش با کانون‌ها ارتباط برقرار نکند ما وسیله و ابزار ارتباطی کمتری بامعلمان در دسترس داریم. ما الان از چند طریق با معلمان ارتباط برقرار می‌کنیم. یکی با SMS، سایت و در شورای هماهنگی سراسر کشور تصویب نمودیم که ما مجاز هستیم به علت اینکه رسانه‌های داخلی اخبارما را پوشش نمی‌دهند ما با رسانه‌های خارجی مصاحبه می‌کنیم وهیچ گونه محدودیت قانونی برای خود قائل نیستیم وهیچ پروایی از مصاحبه با رسانه‌های خارجی که اخبار ما را پوشش دهند نداریم. ما هم طبق روش امام (ره) که در قبل از انقلاب با بی بی سی مصاحبه می‌کردند چون ما برای روشنگری به رسانه نیاز داریم. در حال حاضر خیلی از مسوولان با رسانه‌های خارجی مصاحبه می‌کنند وبعد این عملکرد مثبت رسانه‌ها را مستند می‌کنند که بله ما خوب عمل کردیم که با ما مصاحبه می‌کنند.

گاهی گزارش و گاهی هم بیانیه‌های تحلیلی و گاهی هم بیانیه می‌دهیم تا معلمان را در جریان کار خود قرار دهیم.  کارهایی هم در شعبات شهرستان انجام دادیم. دفترهای فعال نمایندگی که 7 نفره هستند و مستقل از کانون‌ها فعالیت می‌کنند.

-         صرف مصاحبه که منع قانونی ندارد.

-         بله ما این را می‌دانیم. در ضمن با تحصن و تظاهرات و اعتصاب وتجمع و میتینگ نیز تجاربی کسب کرده و می‌کنیم. حدود چند ماه با سراسر کشور رایزنی کردیم. مثلا یک بار کارت قرمز برای وزیر و مجلس کشیدیم. و یا دو ساعت سکوت را جلوی مجلس اجرا کردیم و برنامه‌هایی از این قبیل. ما خیلی روش‌های دیگر را بررسی و تجزیه وتحلیل کردیم. بعضی رای آورد بعضی رای نیاورد. به طور مثال تابوت آموزش و پرورش را جلوی سازمان ملل ببریم. که در صورت فشار زیاد یکی از راهکارهای ما می‌باشد.  بالاخره ما حقوقی داریم و به سازمان ملل می‌گوییم که اگر اینها به ما توجه نمی‌کنند شما به ما توجه کنید.

مثلا در بیانیه آورده ایم که شورای هماهنگی.راه های مختلفی را در پیش میگیرد.وخواسته ایم که روز سوم تا پنجم اسفند راه های اعتراضی تا اعتصاب را ادامه دهند....

در صورتی که باز هم به ما فشار آید بیانیه نمی‌دهیم. و به شکل دیگری به معلمان اطلاع می‌دهیم که در یک جای خاصی تجمع کنند. فرض 23 اسفند که نمادی از روز دستگیری معلمان نیز می‌باشد.

 

ما از معلمان می‌خواهیم خانواده‌ها را در جریان اعتصاب معلمان قرار دهند. چرا که یکی از ترفندهای این‌ها این است که خانواده‌ها را در مقابل معلمان قرار دهند. ماخواسته هیم که روز دوم(4 اسفند) در کلاس‌ها بنشینند و روز سوم(5 اسفند) به مدرسه نیایند.

-         این مطالبی که می‌فرمایید بسیار جالب است و این اعتراضات باید بشود. اما در این جامعه معلمان هم تحت فشار هستند و در مورد این هم اصلا  بحثی نیست. ولی همانطور که می‌دانید این تنها معلمان نیستند که تحت فشارند. مثلا کارگران هم از نظر حقوق تحت فشار هستند و حداقل حقوق را کافی برای زندگی شان نمی‌دانند. روزنامه نگاران که هم از نظر درآمدی تحت فشارند درآمد نداریم و حقوق مان را نمی‌دهند. بعضی وقتها هم که روزنامه‌هامان را تعطیل می‌کنند که دیگر هیچ. مضافا بر این ما یک مشکل دیگر هم داریم چون حوزه اندیشه و فرهنگ هستیم سانسور بدجوری ما را تحت فشار قرار می‌دهد. یعنی ما باید دایم مطالبی را که می‌خواهیم بگوییم یک جوری بگوییم که به حسن برنخورد به حسین برنخورد. افشای اسرار نباشد. یک دفعه یک مطلب خیلی عادی برای می‌شود افشای اسرار.

سوال اصلی من این است که نویسندگان تحت فشار سانسور و مسایل معیشتی هستند، روزنامه نگاران، کارگران هم همینطور. معمان و کارمندان هم. آیا شما فکرکرده اید خواسته‌هایتان را هم به نوعی هماهنگ کنید با این اقشار که بتوانید یک نیروی هماهنگ تری باشید تا اینکه خواسته‌های صنفی تان را بهتر پیش ببرید. آیا برنامه ای یا تماسی با اینها دارید و فکر می‌کنید می‌شود هماهنگ کرد با اینها چون خیلی خواسته‌های شما مشترک است.

-         در اساسنامه کانون نیز هست که برای ارتقای منزلت و معیشت معلمان با گروه‌های تاثیر گذار در این مساله می‌توان گفت و گو کرد و مراوده داشته باشید. از جمله قانون خدمات کشوری که تصویب شد و برای همه‌ی کارمندان است و البته درشورای هم آهنکی کانون های صنفی معلمان رای نیاورده است. گفتیم فراخوان برای همه‌ی کارمندانی که این قانون در باره شان اجرا نشده بدهیم، متاسفانه رای نیاورد. گفتند چون مشکلاتی دارد و از حوزه خودمان پا را فراتر می‌گذاریم.

 امامن اعتقاد دارم که باید این مسایل را دنبال کرد ودر آینده کاها بهتر پیش برود . آقای معارفی رابط ما در کانون حقوق بشر بودند که تعطیل شد. و آقای سلطانی کانون وکلا واقعا برای ما زحمت کشیدند. وکالت تمام معلم‌ها را هم برعهده داشتند و دانشجویان وبقیه فعالان وگروه‌های اجتماعی که ملاحظه‌ی ما را می‌کنند که اهداف ما صنفی است. به دلایل خاصی مثلا می‌گویند اگر با شما هماهنگ شویم آنها فکر می‌کنند یک جریان سازمان یافته است که هم اکنون هم مطرح شده است. حرکت‌های نرم که اکنون در سپاه مطرح شده که حوزه‌ی فعالیت اش در برخورد حرکت‌های نرم و انقلاب مخملی است. سردار جعفری مصاحبه کردند و گفتند حوزه‌ی ماموریت شان این است و از جهتی ما برایشان متاسفیم. کشورمال ماست. مال مردم است. هیچ کس حق انحصاری به کشور ندارد. من کشورم را به اندازه‌ی رهبر دسوت دارم. قطعا از رییس جمهور بیشتر دوست دارم. چون من هزینه می‌دهم برای اجرای قانون ولی ایشان تخلف می‌کند در اجرای قانون و در حوزه‌های مدیریتی هم قطعا من کشورم را بیشتر دوست دارم. سرزمین اجداد ماست. سرزمین نیاکان ماست. ما باکی هم از زندان رفتن، شکنجه شدن، مصاحبه کردن، گفت و گو کردن نداریم. چون می‌خواهیم کشورمان زنده و جاودان بماند. خون دل‌ها خورده ایم.  تا این که کشور به این وضعیت رسیده والان هم برای اصلاحش هر اقدامی‌که در جهت منافع حقوق صنفی خودمان لازم باشد انجام می‌دهیم. از نظر فردی هم برای دفاع از کشور در هر حوزه ای که باشد، فعال هستیم.  اما اعتراضات خودمان را حتی به صورت اعتراض سفید هم شده ادامه میدهیم

-         شما اعتراض سفید را مطرح کردید. چون هیچ گونه سلاحی را حمل نمی‌کنید. خوب اعتراض سفید محسوب می‌شود. اما بعضا این اعتراض‌ها سرکوب و توسط نیروی انتظامی‌به آشوب کشیده می‌شود. لطفا در این باره توضیح دهید. این چه نوع اعتراضی است؟

-         اعتراضی که هیچ گونه اقدامی‌صورت نمی‌گیرد. بعضی بچه‌ها معتقد بودند که دهانهایمان را چسب بزنیم و ساکت باشیم. هیچ واکنشی نشان ندهیم. بنشینیم و این که بعضی وقت‌ها بچه‌ها با نیروهای نظامی‌جدل می‌کنند. این کار را انجام ندهند یعنی هیچ گونه صحبتی.نشود. یک روش جدیدی فرض کنیم 2000 معلم بیایند و بنشیینند ووقتی گفتند سوار ماشین‌های نظامی‌بشوند و به زندان بروند یا هر جا که اینها می‌گویند حرکت بکنند. هیچ گونه واکنش یا مقاومتی نشان ندهند. حتا ما پیشنهاد پلاکاردهای سفید را دادیم. که هیچ نوشته نشده و در کانون سابقه دارد که در کرمانشاه یک بیانیه سفید با یک علامت سوال منتشر شد.

-         آقای باغانی بحث‌هایی که در باره بودجه سال 88 می‌شود و ما بعضی‌ها را دیدیم البته نه به صورت ردیف مشخص و کامل. ظاهرا آموزش و پرورش با مشکل بزرگی در زمینه‌ی بودجه برای سال 88 روبرو خواهد بود. تعطیلی مدارس مشکل معیشتی معلمان، مشکلات آموزشی غیره از مشکلات اساسی خواهند بود. آقای  احمدی وزیر آموزش و پرورش اذعان داشتند در مصاحبه‌های اخیر خود که وقتی من بودجه‌ی آموزش و پرورش را دیدم گریستم و حرف‌های دیگر. اما زمانی که بحث بودجه و خواسته‌های صنفی معلمان مطرح می‌شود ایشان در موضع مخالف قرار می‌گیرند و منتظر محک زدن عیار معلمان می‌شوند چرا این همه تناقض‌گویی ؟

-         در مورد مساله‌ی بودجه ما با سه مشکل مواجه هستیم. مشکل اول، مشکل کمبود بودجه برای امسال است که شش هزار میلیارد تومان آن در مجلس تصویب شد. یعنی اگر کل این بودجه را به آموزش و پرورش بدهند حتا مشکل امسال آموزش و پرورش حل نخواهد شد که شامل حقوق معلمان، اضافه کاری، سرانه‌ی دانش آموزی وغیره که درواقع 140 نوع پرداخت دارد آموزش و پرورش که ما آن را تهیه کرده ایم. که در همه‌ی زمینه های این 140 نوع معوقه‌های زیادی داریم. از جمله در حال حاضر مشکل بازنشستگان که مسوول بازنشستگان کشور گفت که هم اکنون دولت 5 هزار میلیارد تومان مقروض است به بازنشستگان که باید امسال بپردازد پس این یک مشکل چند هزار میلیارد تومانی است برای سال 87.

مورد دیگر ما در آموزش و پرورش اگر بخواهیم خوب بودجه را ببندیم حدود 13 هزار میلیارد تومان بودجه می‌خواهیم. در تجربه گذشته که بودجه 8 میلیارد تومان بسته می‌شود با ز می‌بینیم 5 هزار میلیارد کسر بودجه داریم. اگر ما بخواهیم بودجه را برای سال آینده ببندیم  وتاحدودی پرداخت ها در سطح فعلی باشد که 6 درصد بودجه است،. ما حدودا به 13 هزار میلیارد بودجه نیاز داریم که این صورت نگرفته است. همه‌ی دنیا می‌گویند 20درصد بودجه کشورها به آموزش و پرورش اختصاص می‌یابد. اما در کشور ما درصد اختصاص بودجه به آموزش و پرورش بسیار پایین می‌باشد و در صورت تصویب 13 هزار میلیارد تومان در حدود 7درصد بودجه به این وزرات خانه اختصاص می‌یابد ودر حال حاضر حدود 4 تا 5 درصد بودجه اختصاص داده می‌شود. واختلاف تا سطح بین المللی خیلی زیاد است. نکته دوم این بود که برای سال آینده نیز بودجه مشکل دارد. نکته سوم این است که  هم اینک یک تناقضی در آموزش و پرورش شدیدا پیش آمده و آن این است که آقای احمدی نژاد و دولت تن به اجرای قوانین مصوب نمی دهند. به این گونه که شما اطلاع دارید در حوزه‌ی کارگری که در دولت آقای‌هاشمی‌تصویب شد که حقوق کارمندان و معلمان به تناسب افزایش نرخ تورم افزایش یابد خب یک زمانی  تورم12 یا 13 درصد بود و سه تا چهار سال اجرا شد. تورم الان 6/25 درصد رسما اعلام شده( و تورم غیررسمی‌50درصد است) یعنی حقوق‌ها باید یک چهارم افزایش یابد. حداقل افزایش. باید اجرا شود برای انکه نرخ تورم محاسبه شود بودجه نیز باید یک چهارم افزایش داشته باشد. بطور منطقی یعنی بودجه آموزش پرورش بشود 16 الی 17 هزار میلیارد تومان که ما گفتیم بودجه به طور واقعی  کمبود دارد.  اگرآموزش و پرورش به طور معمول بخواهد درحد وزارتخانه‌های دیگر بشود. حداقل به 19 الی بیست ملیارد تومان بودجه نیاز دارد . نکته‌ی دوم در طرح تحول اقتصادی که آقای رییس جمهور مطرح کرده یک تناقض وجود دارد که اگر این مطرح بشود نه تنها حقوق‌ها افزایش نمی‌یابد بلکه قانون مصوب مجلس شورای اسلامی‌نیز اجرا نخواهد شد. در فصل 13 این قانون. واقعا عجیب است قانونی که راوی آن 800 نفر ساعت گذاشته شده و غیر از آن اذیت‌هایی که معلمان شدند حالا بایک حرکت خاص آن را تحت الشعاع قرار می‌دهند و خودشان گفتند یازده هزار میلیارد بودجه برای اجرای آن نیاز دارند و حالا آوردند پایین و فشرده کردند وب  9 هزار میلیارد تومان رساندند که گفتند 4 هزار میلیاردتومان برای بازنشسته‌ها و 5 هزار میلیارد برای کارمندان. درواقع نمی‌خواهند حتا همین 11 میلیارد را پرداخت کنند. گفتند افزایش حقوق نداریم درصد هم اضافه نمی‌کنیم. تورم را هم در نظر نمی‌گیریم. چون خودشان گفتند حداقل افزایش تورم در طرح تحول اقتصادی، 60درصد است که اگر یارانه سوخت را درواقع بردارند و این اتفاق هم می‌افتد با این تفاوت هم اگر قرار باشد 60درصد تورم افزایش یابد باید 60درصد حقوق مان افزایش یابد بالاخره ما که آدم‌های بی‌فرهنگی نیستیم و می‌توانیم محاسبه کنیم. درست است اگر زورمان نرسد ولی بالاخره که می‌فهمیم یعنی اگر تورم 60درصد باشد حقوق ما باید 60درصد افزایش یابد. یا حداقل قانون خدمات اجرا شود. حالا رییس جمهور طرح تحول اقتصادی اش بین اجرای مدیریت قانون خدمات کشوری، و بین افزایش حداقل 25درصد. گرفتار شده است. نمی‌دانم ایشان دچار یک تناقض گویی آشکارف یک نادانی در برنامه ریزی است. یک مصاحبه هم شد با کارشناسان برنامه و بودجه.همین جدیدا. مصاحبه خیلی جالب بود. این کارش هم قانونی نبود. این کار به مشکلات حاد خورده. مهمتر از همه اینکه بالاخره باید پاسخگوی معلمان وافکار عمومی‌ باشد. اگر معلمی‌حقوقش را ندهی چه کار باید بکند؟ معلمی‌که الان به زور بازنشسته می‌شود. من را اجبارا بازنشسته کردند. از یکم دی ماه من اجبارا بازنشسته شدم. بازنشستگی پیش از موعد. آقای ابطحی و تعداد زیاد دیگری. من اصلا  در جریان نبودم وقتی آمدم از طرف معاونت وزیر مرا خواستندو نامه‌ی بازنشستگی به ما دادند و این بازنشستگی پیش از موعد یکی از ابزارهای دولت برای برخورد با معلمان  فعال است. و اجبارا شروع شده و هر کس را بخواهند بازنشسته می‌کنند و نمیشود مقاومت کرد. مدرسه من را گرفتند و جایگزین گذاشتند. دانش آموزان اصلا مهم نیستند. اولیا رفتند اعتراض کردند چون داشت به یک بحران تبدیل می‌شد. قرار بود مصاحبه بشود. جایگزین آوردند. درحال حاضر حدود 40 تا 50 هزار نفر در سراسر کشور  بازنشسته شدند که  به آنها حقوق پرداخت نمی‌شود. من آمار دقیق ندارم. اما در تهران 8هزار آمار دقیق دارم. و اگر در استان‌های دیگر ، هر استا بین سه تا 5000 نفر باشد   خدودا 50 هزار نفرمیشود. در هر صورت دقیقا این بازاری شد برای برخورد با فعالان ومعلمین. آقای خاکساری و خانمش، آقای جوادی، قشقایی بازنشسته شدند .به من یک سال و نیم دادند و من اصلا مایل به بازنشستگی نبودم. این را چطور می‌خواهند بپردازند. اگر بخواهند حق بازنشستگی مرا نقدا بدهند 30 میلیون تومان باید پرداختن مایند. وقعلا پرداختی صورت نگرفته است و می‌گویند سهام عدالت می‌دهیم. هیچ ندادند سه ماه هم هست که حقوق نگرفته ایم. چه باید بکنیم. مشکلات بازنشستگان خیلی بیشتر از کارمندان است. اساتید دانشگاه هم همین مشکل را دارند. اینها به کشف جدیدی درتعدیل نیروها پیش از موعد رسیدند. فرهنگیان به جز این حقوق منبع درآمد دیگری ندارند و این کار برای زمین گیر کردن معلمان است. ضمن اینکه من در تعجبم اعتراضات صنفی را در همه‌ی کشورها از تلویزیون نشان می‌دهند. مثلا دیروز انگلیس ،ایتالیا، فرانسه را نشان می‌دادند. مردم تفریح گونه سازمی‌زدند و حرکت می‌کردند. اینها خود مبلغ اعتصابات کارگری و معلمان هستند پس چرا نشست‌های 11 نفره درکشور خود را سرکوب می‌کنند و دستگیر می‌کنند یا آنها خیلی ضعیف هستند. نمی‌دانم شاید هم ما خیلی قوی هستیم.

-         آقای باغانی وزیر آموزش و پرورش می‌گویند من عاجز از کمک به آموزش و پرورش هستم. پس نقش وزیر چیست؟

-         البته من تایید می‌کنم حرف علی احمدی را. چون ایشان در این حوزه نبودند. یکی از خواسته‌های ما همیشه این بود که وزیری که انتخاب می‌کنید اولا ارشدترین وزیر هیات دولت باید فرهنگی باشد. درون فرهنگیان باشد با حالت منتقدانه اش یک وزیر قوی باید داشته باشیم. در مصاحبه ای که داشتم پیشنهاداتی برای وزیرد ادم در دیداری که با خاتمی‌داشتیم در زمینه‌ی انتخابات رییس جمهوری پرسیدند از دیدگاه شما چه کسی می‌تواند رییس جمهور باشد گفتم یک کسی به قدرت‌هاشمی‌به سازندگی کرباسچی به با فرهنگی شما. یک آدم اینجوری بگردید و پیدا کنید. شما مقداری حوزه‌ی قدرتی تان کم است و در حوزه فرهنگ هم ما یک آدم اینطوری می‌خواهیم بگردند پیدا می‌شود. علی احمدی از حوزه بیرون از فرهنگ آمد. قطعا نمی‌تواند. ایشان نظامی‌است. کلا کشور نظامی‌است. آقای ضرغامی‌سازنده موشک است رییس مجلس نظامی‌است. نظامیان و سپاهیان آمدند و حاکم شدند و این برای حوزه قدرت خوب نیست. برای حوزه صنفی خوب نیست. حالاما اصلا کار نداریم.ما از حقوق صنفی مان می‌خواهیم دفاع کنیم. حقوق مان را بپردازند واین که او نمی‌تواند من  باور ندارم. اگر از حوزه‌ی آموزش و پرورش یکی قدرتمند وارد حوزه بشود شاید بتواند. الان ما 250 میلیارددلار درآمد نفتی داشتیم. بستگی به وزیر دارد. فرشیدی وزیر شایسته نبود و ما گفتیم این شایسته نیست گفتیم و همیشه متاسفیم در حوزه‌ی آموزش و پرورش وزیران ضعیف را انتخاب می‌کنند

-         استنباط شما از گفته‌ی آقای احمدی که با این اعتصاب عیار معلمان مشخص می‌شود چیست؟

-         دقیقا پاسخ به این تحصن است. اگر این تحصن انجام شود ایشان می‌گویند احتمالا انجام نمی‌شود و ما هم ادعای این را نداریم. خب وقتی معلمی‌نخواهد و نیاید مسئله دیگری است . ما اعلام کردیم اگر می‌خواهید وارد این جریان شوید واز حقوق تان دفاع کنید. بیائید. همیشه هم همینطوره .همانطور که  گفتند همه‌ی اقشار می‌ترسند. مردم می‌ترسند. مضیقه‌های مالی، فشارها. در همه‌ی دنیا رسم این طور است همه در جریانات اجتماعی شرکت نمی‌کنند( اگر بین 5 تا 7 درصد درهز صنفی متشکل باشند فعالانه روی تشکیلات کار کنند مثبت است) والبته فکر می‌کنیم در میان معلمان آمار بیشتر است .در اعتصاب هفته‌ی گذشته  حدود 60درصد شرکت کردند. (در اعتصاب بله. اما تشکیلاتی خیر) بله تشکیلاتی خیر و تا برسیم به آن 7درصد هنوز جا دراد.البته در استان‌ها .ما می‌توانیم به شما آمار بدهیم. که تشکیلات در اصفهان ،مشهد وتبریز و غیره بیش از چند هزار عضو رسمی‌کانون‌های صنفی هستند.البته فشارهایی آوردند قبلا حق سهم(حق عضویت) را می‌پرداختند و آنجا برمی‌داشتند. اما حالا دیگر حساب‌ها را دولت بسته که نتواننداز حساب ما استفاده نمایند. به خاطر مضیقه مالی. در همه‌ی کشورها به گروه‌ها و صنف‌ها ، دولت ها معمولا کمک می‌کنند. اما در ایران حتا حق السهم اعضا را هم قطع کردند.

-         اگر نیروی کار در یک کشور به طور کلی متشکل باشد تعدا د زیادی میشوند  مثلا درکشوری که 30میلیون جمعیت دارد و 15 میلیون نیروی کار اگرسه میلیون نفر در اتحادیه‌ها عضو باشند یک درصد خوبی است. در امریکا ده درصد عضو هستند. درکانادا 15 درصد و در اتحادیه اروپا 12 تا 15 درصد اگر تظاهرات باشد خب خیلی بیشتر شرکت می‌کنند. فکر می‌کنید الان به طور مشخص معلم‌ها چند درصد شان متشکل هستند؟

-         البته ما اعضا‌ی فعالامان در خراسان نزدیک به ده هزار نفر، در اصفهان نزدیک به ده هزار نفر و بیشتر عضو هستند. در سراسر ایران ما یک میلیون معلم درایم شاید صد هزار تا عضو باشند که همان ده درصد باشد.  همه عضو فعال نیستند بلکه اعضایی که حق عضویت می‌دهند و حضور داشته باشند و در متینگ‌ها و تظاهرات مثلا در خودتهران 30 هزار نفر در پوشش ما هستند.

کانون مدافعان حقوق کارگر

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 8:43 توسط یکی از چند صدای معلم |

نزول 54 رتبه ای ایران در فساد مالی

محمود فراهانی: ایران طی چهارسال گذشته به طور متوسط سالانه 16 رتبه درخصوص فساد مالی نزول کرده به طوری که در سال 2008 با 10 رتبه سقوط نسبت به سال قبل در رتبه 141 در میان 180 کشور جهان قرار گرفته است. کشور ما در سال 2007 در رتبه 131، در سال 2006 در رتبه 113 و در سال 2005 در رتبه 93 قرار داشته است.
 این در حالی است که یکی از شعارهای دولت نهم طی دوره تصدی گری مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده است. سال گذشته کمیسیون اصل 90 بیش از 53 پرونده فساد اقتصادی را -که طی دولت نهم اتفاق افتاده بود- به سران سه قوه ارسال کردند.چنین شرایطی باعث شد کارشناسان اقتصادی نسبت به عدم شفافیت و گسترش فساد مالی هشدار دهند.
فرشاد مومنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی از نزول 54 پله ای ایران از نظر جایگاه فساد مالی و عقبگرد به رتبه پایین تر در بین سایر کشورها به تشخیص سازمان های بین المللی خبر داد.
فرشاد مومنی اظهار داشت:« اگر ما اصول روشن و مشخصی نداشته باشیم در معرض آزمون و خطاهای پرهزینه و غیرقابل جبران قرار می گیریم و شعار اصلاح طلبی اصولگرایانه تقریباً بر همین اساس است. ما در چهار سال گذشته به طرز بسیار نگران کننده ای زمان را از دست دادیم و کسانی که مسوولیت سیاستگذاری در دولت را برعهده دارند بدون درک از تغییرات و مقتضیات زمانه باعث شدند ما از این اصول فاصله بگیریم.»
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: «در دولت مهندس موسوی در زمان جنگ که هزار بهانه برای پنهان کاری وجود داشت وی برای خرج درآمدهای نفتی از مجلس کسب تکلیف می کرد ولی اکنون دولت اعلام می کند درآمد صندوق ذخیره ارزی محرمانه است در حالی که تولید و درآمد نفتی باید همواره شفاف باشد. دولت از سال 1385 تاکنون عملکرد خود را در زمینه دستیابی به سند چشم انداز ارائه نکرده است.»
وی تصریح کرد: «در سال پایانی دولت آقای خاتمی (سال 1383) از نظر فساد مالی رتبه اقتصادی ایران بین180 کشور جهان 87 بود. این موضوع نشان می دهد 93 کشور بودند که فساد مالی بیش از ایران داشتند. باید توجه داشت در سال 1387 رتبه کشورمان در میان دیگر کشورها به تشخیص سازمان های بین المللی به 141 رسید. این موضوع به آن معنا است که 54 رتبه طی چهار سال از نظر فساد مالی در سطح کشورهای جهان عقبگرد داشتیم که این موضوع بسیار نگران کننده است.»
سالانه 16 پله نزول
ایران در سال 2005 (83) در میان 159 کشور جهان مقام 93 را از لحاظ فساد مالی داشته است. در سال بعد یعنی سال 2006، ایران در میان 163 کشور به لحاظ شفافیت اقتصادی با 12 پله سقوط به رتبه 105 نزول می کند. یک سال بعد یعنی در سال 2007 ایران در میان 179 کشور جهان، رتبه 131 را کسب کرد و در نهایت در سال 2008، نیز به پله 141 نزول می کند. به تعبیر دیگر، ایران از سال 2006 تا 2008 سالانه حدود 16 پله سقوط را تجربه کرده است.
این در حالی است که شعارهای دولت نهم از ابتدای تصدی گری، بر مبارزه با مفاسد اقتصادی استوار بوده است و با وجود تلاش هایی که در این راستا انجام داد اما در عمل نه تنها موفقیتی کسب نکرده بلکه آمارهای بین المللی از تشدید فساد مالی در میان دستگاه های دولتی حکایت دارند.
دفتر برنامه توسعه سازمان ملل و بانک جهانی، هشت شاخص را برای مطالعه یک حکمران خوب مشخص کرده است که عبارتند از 1- مشارکت 2- حاکمیت قانون 3- مسوولیت پذیری 4- شفافیت 5- اجماع سازی 6- عدالت و انصاف 7- کارایی و اثربخشی و 8- پاسخگویی.»
مطالعه این شاخص ها در دولت نهم نشان می دهد این دولت کارنامه خوبی درخصوص شاخص های بالا ندارد. کما اینکه آمارهای موسسه شفافیت بین المللی نشان می دهد کشور ما از سال 83 تاکنون حدود 54 واحد نزول کرده است.
مشارکت
براساس تعریف سازمان ملل (دفتر برنامه توسعه این سازمان) مشارکت به معنی حضور همه مردم در تصمیم گیری های مختلف است که هم به صورت مستقیم و هم به طریق نمایندگان و نهادهای واسطه ای قانونی و مشروع تحقق می یابد. نتایج این مشارکت باید به آزادی بیان، حق اظهارنظر افراد جامعه در حوزه های سیاسی و امنیتی بینجامد.
در ایران مکانیسم های مختلف مشارکت سیاسی در قالب قانون اساسی پیش بینی شده اما در عمل، تفاسیر از این قانون به سمتی پیش رفته که نحوه نظارت برخی نهادها، باعث شده انتخابات برآیند جمعی نباشد. این به معنای آن است که در کشور گردش کامل نخبگان شکل نگیرد. در سایه چنین فرآیندی خودبه خود عدم شفافیت و کاهش ضریب حکمرانی خوب رخ می دهد. همچنین بسته شدن مکرر روزنامه ها و انحصاری بودن رسانه های صوتی و تصویری (رادیو و تلویزیون) به معنای آن است که آزادی بیان در کشور ما به نحو مطلوب رخ نمی دهد. نبود این آزادی، عملاً میدان را برای افرادی که قصد سوءاستفاده از این فضا را دارند، باز می کند.
قانونگرایی
حاکمیت قانون، دومین شاخص است که سازمان ملل در راستای تحقق یک حکمرانی خوب به آن تاکید می کند. براساس تعریف این سازمان برقراری نظام حکمرانی خوب، نیازمند چارچوب های قانونی عادلانه و منصفی است که از ویژگی بی طرفانه بودن برخوردار باشند.
این ویژگی در دولت نهم، توانسته ماهیت اصلی خود را بازیابد.
قطع نظر از اینکه قوانین در کشور ما تا چه میزان عاری از نقص است، عملکرد دولت نهم نشان می دهد این دولت، به خصوص در مواقع حساس چندان به قانون پایبند نبوده است.
نحوه برخورد دولت نهم با قوانین بودجه ای یکی از شواهد این مدعاست. دولت تنها در سال 85، بیش از دو هزار تخلف بودجه ای داشته است. همچنین بدون کسب اجازه از نهاد قانونی (مجلس) مبادرت به برداشت از حساب ذخیره ارزی در سال گذشته کرده است. این دولت در سال گذشته ردیف های قانونی بودجه را به جای 262 ردیف با 39 ردیف موردنظر خود اجرا کرده است. یکی دیگر از مصداق های عدم توجه به قانون در دولت نهم، عدم اجرای قانون برنامه چهارم توسعه است.
سازمان مدیریت و بسیاری از شوراهای عالی با وجود مصوبه مجلس و تشخیص مصلحت نظام از دیگر نشانه های عدم حاکمیت قانون در دوره تصدی گری دولت نهم است. کارشناسان اعتقاد دارند این دولت حتی در اجرای قوانینی چون قانون مالیات بر ارزش افزوده با قاطعیت لازم رفتار نکرد. این مساله در بررسی لایحه طرح تحول اقتصادی به یکی از مسائل تاثیرگذار منفی در نحوه تصویب این لایحه مبدل شد.
برکناری فله ای مدیرعاملان بانکی و دستور به برکناری یکباره هیات مدیره بیمه ایران از دیگر مواردی است که نشانگر عدم اهتمام نسبت به اجرای قانون در تصدی گری دولت نهم است. این دولت در آخرین اقدام خود تلاش کرد قانون بودجه 88 را براساس لایحه ای که هنوز در انتظار تصویب به سر می برد، استوار کند که این مساله به زعم کارشناسانی چون حمیدرضا برادران شرکاء بدعت نامطلوبی بود که مجلس البته با این کار مخالفت کرد که لایحه هدفمندکردن یارانه ها در قالب بودجه 88 اجرا شود. مخالفت مجلس باعث برآشفتگی دولت و ارسال نامه اعتراض آمیز محمود احمدی نژاد به لاریجانی شد و رئیس مجلس نیز در پاسخ به دولت اعلام کرد نامه ارسالی وجاهت قانونی ندارد.
شفافیت
براساس تعریف سازمان ملل، شفافیت به معنی جریان آزاد اطلاعات و قابلیت دسترسی سهل و آسان به آن برای تمامی ذی نفعان مربوطه است. اطلاعات باید به اندازه کافی و به صورت قابل فهم در دسترس باشد و از طرف دیگر، اتخاذ تصمیمات و اجرای آنها از قوانین و مقررات مشخصی پیروی کند.
این خصیصه (شفافیت) طی سال های 84 تاکنون از دو زاویه مورد توجه حکمران (دولت) قرار نگرفته است. از یک سو دولت در ارائه گزارشات لازم وظایف قانونی را انجام نداده و بسیاری از رفتارهای دولت از قوانین مشخص پیروی نکرده است. دولت در ارائه گزارش درخصوص حساب ذخیره ارزی، عملکرد برنامه چهارم و گزارش چشم انداز تاکنون یا خودداری کرده یا جدیت لازم را به خرج نداده است. از سوی دیگر دربرداشت و استفاده از منابع حساب ذخیره ارزی براساس قوانین موجود و مشخصی رفتار نکرده است. این دولت همچنین در معرفی و کسب رای اعتماد برخی از وزرا به مجلس از ظرفیت های غیرمعمول استفاده کرد. درخصوص انحلال شوراها و نحوه خرج کردن منابع بودجه ای نیز چنین رویه معمول قانونی را در پیش نگرفته است. نمونه بارز این مدعا نحوه تامین منابع برای واردات بنزین بوده که به جای گرفتن مجوز از مجلس از طریق مکانیسم های موردنظر خود این کار را انجام داده است. آخرین رفتار دولت که نشان دهنده عدم پیروی از قوانین مشخص است، می توان به تاسیس بانک ایران و ونزوئلا اشاره کرد که البته مورد اعتراض مجلس نیز قرار گرفت.
عدم شفافیت در شرکت های دولتی
براساس شنیده ها، پس از نشستن رئیس جدید سازمان حسابرسی بر صندلی ریاست این سازمان گزارش های مالی شرکت های دولتی از شفافیت لازم برخوردار نیست. شنیده ها حاکی از آن است که این مساله باعث ترویج هر چه بیشتر فساد نزد شرکت های دولتی شده است.
کارشناسان اعتقاد دارند وجود برخی نهادهای خاص مثل خاتم الانبیا در اکثر پروژه های عمرانی، نشانه بارزی از عدم شفافیت اقتصادی است. نحوه هزینه کردن منابع حساب ذخیره ارزی یکی دیگر از مسائلی است که به زعم کارشناسان نشانگر گسترش عدم شفافیت در دولت نهم است. برخی شنیده ها حاکی است بخشی از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یکی از موسسات مالی وابسته به یک نهاد نظامی خاص قرار داده شده تا اقدام به سرمایه گذاری در بازار سهام و صنعت کند.
مسوولیت پذیری
مسوولیت پذیری یکی دیگر از شاخص های حکمرانی خوب است که به زعم سازمان ملل، نهادها و فرآیندهای تصمیم گیری در یک چارچوب زمانی منطقی به همه ذی نفعان آن خدمات لازم را ارائه کند.
مطالعه این شاخص در دولت نهم نشان می دهد این دولت با وجود صرف میلیاردها دلار درآمد حاصل از نفت اما مسوولیت نتایج عملکرد نه چندان مطلوب خود را نمی پذیرد. درخصوص اجرای قوانین بودجه ای که در واقع برنامه یک ساله کشور است این مساله بیشتر به چشم می خورد به طوری که دولت معمولاً نسبت به تغییرات انجام شده از سوی مجلس معترض بوده است بنابراین بخش عمده کسری های بودجه را ناشی از نحوه تصویب بودجه در مجلس می داند.
اجماع سازی
شاخص های دیگری که سازمان ملل در ترسیم یک حکمرانی خوب مورد اشاره قرار داده «اجماع سازی» است که ناظر بر این مساله است که منافع و سلایق مختلف در جامعه به سمت اجماعی گسترده که بهترین و بیشترین منفعت را برای تمام اجتماع در پی دارد، هدایت کند.
اما در دولت نهم، اجماع سازی فرآیندی معکوس را سپری کرده است. یکی از مواردی که این مساله را اثبات می کند نحوه برخورد مجلس در ابتدا با دولت و هم اکنون است. در حالی که دولت و مجلس اصولگرا در ابتدای تصدی گری دولت از اجماع بالایی برخوردار بودند، اکنون این اجماع با مخالفت های جدی این مجلس مواجه شده است. دولت نشان داده در اتخاذ تصمیمات کمترین توجه را به نظرات کارشناسی به خرج داده است. نامه های مکرر اقتصاددانان به وی بیانگر همین مساله است. به عبارت دیگر دولت نهم طی تصدی گری خود دو نهاد مهم کشور را از خود دور کرده؛ یکی جامعه قانونگذاری و دیگر جامعه دانشگاهی بوده است.
عدالتی که تحقق نیافت
عدالت و انصاف، کارایی و اثربخشی و پاسخگویی از دیگر عناصر یک حکمران خوب است.
بنابر تعریف سازمان ملل، تحقق عدالت و انصاف تضمین کننده رفاه یک جامعه است اما طی تصدی گری دولت نهم با وجود آنکه شعار اصلی این دولت عدالت بوده است علاوه بر آنکه فاصله طبقاتی تشدیدشده و ضریب جینی افزایش یافته است رسیدن نرخ تورم به 25 درصد و رسیدن خط فقر به مرز 800 هزار تومان نشانه آن است که عملاً عدالت و انصاف در کشور از سوی حکمران (دولت) رخ نداده است.
کارایی، اثربخشی و پاسخگویی
داود دانش جعفری در یک مصاحبه تلویزیونی، دولت نهم را اینگونه تعریف کرد: کوشا و دلسوز اما به اندازه تلاش هایش به نتیجه نمی رسد. به عبارت دیگر با وجود تلاش بالا اما این دولت از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار نیست. مرور شاخص های رشد اقتصادی، سرمایه گذاری، مشارکت اقتصادی مردم، رکود بورس، افزایش سرسام آور قیمت مسکن، رکود نظام تولید، رسیدن نقدینگی به بیش از 170 هزار میلیارد تومان، تورم 5/25 درصدی و... در حالی که طی چهار سال گذشته بیش از 250 میلیارد دلار درآمد نفتی در کشور مصرف شده تنها نشانه آن است که این دولت از کارایی و اثربخشی پایینی برخوردار بوده است. از سوی دیگر این دولت درخصوص نحوه عملکرد خود چندان به نهادهایی چون مجلس پاسخگو نیست.
براساس تعریف سازمان ملل، استفاده بهینه از منابع از مصداق های بارز کارایی و اثربخشی یک حکمران خوب است که البته در دولت نهم چندان دیده نمی شود. در چنین شرایطی تجربه نشان داد دولت درخصوص بسیاری از اعمال خود چون چگونگی مصرف منابع ذخیره ارزی و منابع نفتی پاسخگو نیست.
در میان کشورهای منطقه
ایران در میان کشورهای منطقه از لحاظ شفافیت مالی و اقتصاد تنها از پاکستان بهتر است. در سال 2007 پاکستان رتبه 138، ترکیه 64، عربستان سعودی 43 و امارات رتبه 34 را به خود اختصاص داده اند.

منبع خبر : سرمايه به نقل از: میزان

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:11 توسط یکی از چند صدای معلم |

فقرا فقیرتر می شوند

در حالی که وزير رفاه و تأمين اجتماعي همچنان اصرار دارد که تعیین خط فقر کمکی به حل مسئله فقر نمی کند آگاهان خبر از رشد 18 درصدی سالانه خط فقر در کشور و کمتر شدن سهم خانوارهای کم درآمد از کل هزینه و فقیرتر شدن فقرا می دهند .

حسين راغ‌فر که به گفته خبرگزاری فارس تدوين‌گر نقشه فقر كشور است در گفتگویی با این خبرگزاری درآمد ماهی 850 هزار تومان در شهر تهران را خط فقر مطلق در سال 88 پيش‌بيني می کند.
ایشان با اعلام این موضوع که معیار پيش‌بيني خط فقر در سال 87 نرخ تورم 20 درصد بوده در حالي‌كه تورم عدد بيش‌تري بوده است اظهار داشت : با احتساب تورم 35 درصدي و افزايش قيمت‌ها در سال 88 خط فقر مطلق براي يك خانواده 5 نفره در تهران رقمي بالاتر از 850 هزار تومان پيش‌بيني مي‌شود .



راغ‌فر همچنين خط فقر مطلق (شديد) كشوري در سال 83 را 238 هزار تومان، 84 ، 276 هزار تومان، 85، 325 هزار تومان و در سال 86 نيز 400 هزار تومان برشمرد و با اعلام اين كه خط فقر مطلق شهر تهران هم، در سال 86 ، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است، گفت: خط فقر مطلق استان تهران نيز در سال 83 ، 400 هزار تومان، 84 ، 480 هزار تومان ، 85 ، 560 هزار تومان و سال 86 ، 650 هزار تومان و اين ارقام بيانگر رشد سالانه 18 درصدي خط فقر در كشور است.

اما محمد شریف زادگان اولین وزیر رفاه و تامین اجتماعی در گفتگویی با ماهنامه صنعت و توسعه ابراز داشت : تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد گروه های کم درآمد سهمشان از کل هزینه خانوار کمتر و گروه های پردرآمد سهمشان بیشتر شده است. تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد فقرا فقیر تر شده اند و کسانی که درآمدهای بیشتری داشته اند بیشتر مصرف کرده اند .



ایشان با تاکید بر ضرورت اعلام خط فقر که وزیر فعلی رفاه هیچ گاه آن را اعلام نکرده است گفت: خط فقر افزایش یافته اما این قدر بالا نیست که اعلام آن نگرانی ایجاد کند. بنابر این نباید از این ترسید و باید آن را اعلام کنند و متعاقب آن سیاست گذاری شود . اعلام خط فقر برای برنامه ریزی ها بسیار مهم است و این کار باید انجام شود تا برنامه ریزان بدانند چقدر از مردم زیر خط فقر هستند و برایشان برنامه ریزی شود. این قانون است و مصوبه هیات وزیران اما متاسفانه تا حالا استخراج نشده و اگر شده اعلام نشده است.


این اظهار نظرها در حالی صورت می گیرد که داودی معاون اول محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران سیاست های در نظر گرفته شده توسط دولت نهم برای افزایش عدالت و کاهش و از میان رفتن فاصله طبقاتی را افزايش ضريب حقوق كارمندان ، افزایش حقوق بازنشستگان ، پرداخت مطالبات انباشته شده ، کمک به كشاورزان در جبران خشكسالي ، گسترش بيمه‌هاي اجتماعي و افزايش 4/2 برابری حمايت امدادي می داند .



ایشان ميزان عدالت گستری در کشور را بررسي ميزان فعاليت‌هاي انجام شده در سطح روستاها، كمك به كشاورزان، رشد توليدات و خدمت‌رساني عنوان کرد در عین حال با تاکید بر وجود تورم به طور معمول بعد از جنگ و در دوران برنامه اول تا چهارم و رسیدن تورم در سال ‌1374 به 6/49 درصد و نوسان در اين دوره مهر تاییدی بر آمارهای غیر رسمی زد .



رشد 18 درصدی سالانه خط فقر در کشور و فقیر تر شدن فقرا و ایجاد فاصله طبقاتي نگرانی های زیادی بین فعالان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بوجود آورده است . وجود 2000 دختر کار در سطح شهر تهران و20 هزار مورد گزارش در سطح کشور که نیمی از آنها مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند از اولین پیامدهای فقر است .

باور

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:43 توسط یکی از چند صدای معلم |

اثبات منفی بودن تحریم انتخابات

می توان جامعه را بنا بر علایق خود به چندین گونه تقسیم بندی کرد، بر اساس سن، جنسیت، حرفه، مذهب و سیاست. در جوامعی که دمکراسی چندان ریشه ای ندارد میتوان به سادگی ملت را به سه گروه موافق و یا مخالف با حکومت و اکثریت خنثی سیاسی با علائق گوناگون تقسیم کرد

برای ارایه ی این سناریوی یا زمینه ی تحلیلی مجبور به فرض بر آماری شده ایم که بر اساس منابع ارایه شده بسیار نزدیک به حقیقت است. در هر صورت بر نتیجه تحلیل تأثیری ندارد. مسئله به صحت تعداد مخالفان و موافقان ربطی ندارد.  

فرض می کنیم که کل جمعیت رأی دهنده  امسال 50 ملیون باشد که دو ملیون از اکثریت و  یک ملیون مخالفین حکومت در انتخابات در هر صورت شرکت نخواهند کرد.  47 ملیون باقی مانده.

 فرض می کنیم حکومت هفت ملیون موافق دارد که به طور قطع رأی خواهند داد. 40 ملیون که اکثراً از نظر سیاسی خنثی هستند را به دو گروه مساوی رأی دهنده، رأی دهنده در حال تحریم، مخالف اوضاع  و نوعی مخالف حکومت تقسیم می کنیم..

 جمع کل آماری  واجدین شرایط

 نام گروه تعداد آرائ %
موافقان حکومت 7000000 14
رأی دهنده خنثی 20000000 40
تحریم کننده -رأی دهنده 20000000 40
رأی نمی دهند 3000000 6
جمع کل 5000000 100%

تفاوت نمی کند که چه تعدادی در انتخابات شرکت کنند. همیشه میزان جمع آماری رأی صد در صد است. یعنی اگر سه نامزد داشته باشیم

A + B +C = 100%        

و اگر بی نهایت نامزد هم داشته باشیم جمع آماری صد در صد است 


 

در یک آرایه یا گروه عددی متناهی اگر یک یا چند عضو این آرایه کم شود چون مجموع همیشه برابر با صد هست در نتیجه وزن اعضای دیگر آرایه بالاترمی رود. به طور مثال

A(14%) + B(40%) +C(40%)+D(6%)=100%

حال اگر دو عضو در آرایه شرکت نکنند نتیجه می تواند شکل های احتمالی زیر را داشته باشد

A(26%) + B(74%) =100%

وزن حضوری  الف  به طور خالص تقریباً دو برابر می شود فقط به علت عدم حضور دو عضو آرایه یا گروه عددی

 نتیجه میتوان گرفت چون در صد جمع نتیجه همیشه صد در صد است ، اگر 40 در صد از جمعیت رأی ندهند مسلماً وزنه را بنفع جناح مخالف خود افزایش میدهند

آمار واقعی انتخابات سال 2005 می تواند به این وزنه بدیهی دید بهتری بدهد

 نام کاندید تعداد آرائ %
آقای احمدی نژاد 17,284,782 61.69
آقای رفسنجانی 10,046,701 35.93
رآی سفید و باطل 663,770 2.37
  جمع کل 100%

 در صورتی که 20 ملیون نفر انتخابات را تحریم نمی کردند  می توان چندین سناریوی احتمالی را ارایه داد به طور مثال

 نام کاندید تعداد آرائ %
آقای احمدی نژاد 20,000000 40
آقای رفسنجانی 27،000000 54
رآی سفید و باطل 3,000000 6
  جمع کل 100%

 می توان نتیجه گرفت انتخاب آقای احمدی نژاد فقط به واسطه ی تحریم ممکن شد با دانش به این که ممکن نبود ایشان حتی سه ملیون رأی تحریم کنندگان را دریافت کنند.

  بسیاری از محققگران ثابت کرده اند که تحریم اثر آماری منفی دارد و اگر تحریم اکثریتی به وزن 75 درصد به بالا نداشته باشد و باعث بر تشدید بسیاری از اعتراضات مدنی و اعتصاب عمومی نشود یک ریسک است که می تواند پی آمدی بسیار منفی داشته باشد. عموم فیلسوف های اجتماعی و بالاخص فیلسوف های انقلابی شرکت در انتخابات را به عنوان مهره ب مهمی در تحول امور تجویز کرده اند.

منبع

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 18:35 توسط یکی از چند صدای معلم |

پیامی متفاوت از آمریکا

باراک اوباما رئيس جمهوری آمريکا مي گويد خواستار آغازی جديد در مناسبات ايران و آمريکاست. او در پيامی تلويزيونی به مناسبت نوروز، گفت ميان دو کشور اختلافاتی جدی وجود دارد اما وی به ديپلماسی متعهد است و مي خواهد آن ها را برطرف کند. اوباما گفت روند پيوند با تهديد پيش نمی رود بلکه مستلزم ارتباطی صادقانه بر مبنای احترام متقابل است.

اظهارات اوباما عکس نظرات جرج بوش رئيس جمهوری سابق آمريکاست، که منزوی ساختن ايران را پيگيری ميکرد، و ايران را بخشی از يک محور شرارت دانسته بود.

 اوباما در پيام خود تصديق کرد که مناسبات دو کشور برای مدتی قريب به سی سال تيره و تار بوده است ولی گفت جشن های نوروز يادآور زمينه هایی مشترک از بشريت است که همه را به هم پيوند مي دهد.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 18:29 توسط یکی از چند صدای معلم |

ميانگين حقوق در كشورهاى مختلف

بررسى و مقايسه ی ميانگين حقوق سالانه در كشورهاى مختلف :

ميانگين حقوق در ايران به نسبت شغل:
- مدير فن آورى اطلاعات: ۱۸۰۰۰ دلار
- دندانپزشك: ۳۰۰۰۰ دلار
- مهندس راه و ساختمان: ۱۵۶۰۰ دلار
- زمين شناس: ۴۸۰۰۰ دلار
ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى: ۱۴۶۵۰ دلار
- كار در بيمارستان ها: ۱۵۰۰۰ دلار
- كار در دانشگاه ها: ۵۵۰۰۰ دلار
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجربه:
- بين ۴-۱ سال: ۱۱۸۹۰ دلار
- بين ۹-۵ سال: ۱۱۰۶۰ دلار
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۲۱۵۸۲ دلار
- ۲۰ سال و بيشتر: ۳۶۰۰۰ دلار


ميانگين حقوق در ايالات متحده آمريكا به نسبت شغل:
- حقوق دريافتى مهندس نرم افزار / سازنده / برنامه نويس : ۸۹۵۸۹ دلار
- حقوق دريافتى مديرفروش: ۴۱۵۴۱ دلار
- حقوق دريافتى مدير پروژه هاى ساخت و ساز: ۶۹۳۴۲ دلار
- حقوق دريافتى معاون اجرايى: ۳۲۷۷۹ دلار
- حقوق دريافتى مديراجرايى: ۳۸۱۸۷ دلار
- حقوق دريافتى وكيل: ۷۵۳۳۳ دلار
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجربه:
- كمتر از يكسال: ۴۳۴۲۸ دلار
- بين ۴-۱ سال: ۴۴۷۳۸ دلار
- بين ۹-۵ سال: ۵۵۷۶۲ دلار
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۶۶۷۷۹ دلار
- ۲۰ سال و بيشتر: ۷۲۹۲۲ دلار
- ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى : ۵۶۰۸۲ دلار
- كار دولتى: ۴۹۵۳۷ دلار
- كار در بيمارستان ها: ۶۱۹۰۲ دلار
- كار در مدارس: ۴۱۶۷۵ دلار
- كار در دانشگاه ها: ۴۸۷۰۴ دلار
- كار قراردادى: ۵۸۳۴۹ دلار
- كار گروهى: ۴۴۰۶۰ دلار


ميانگين حقوق در انگليس به نسبت شغل:
- مجرى ادارى: ۱۴۹۷۹ پوند
- مدير برنامه: ۲۱۶۰۵ پوند
- مدير فروش: ۲۰۷۵۶ پوند
- مهندس نرم افزار/ سازنده/ برنامه نويس ۲۷۱۸۳: پوند
- مدير پروژه / فن آورى اطلاعات : ۳۹۵۹۷ پوند
- طراح /گرافيست: ۱۸۵۳۵ پوند
- مديرادارى: ۲۰۱۷۶ پوند
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجربه:
- كمتر از يكسال: ۱۸۶۸۴ پوند
- بين ۴-۱ سال: ۲۰۵۵۹ پوند
- بين ۹-۵ سال: ۲۶۸۷۳ پوند
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۳۱۳۶۳ پوند
- ۲۰ سال و بيشتر: ۳۲۳۵۵ پوند
- ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى : ۲۴۲۰۶ پوند
- كار دولتى: ۲۳۴۶۶ پوند
- كار در بيمارستان ها: ۲۲۴۰۹ پوند
- كار در مدارس: ۱۶۲۷۵ پوند
- كار در دانشگاه ها: ۲۵۰۳۵ پوند
- كار قراردادى: ۲۰۶۳۲ پوند
- كار گروهى: ۱۸۲۲۴ پوند


ميانگين حقوق در هند به نسبت شغل:
- مهندس نرم افزار/سازنده/ برنامه نويس: ۵۰۶۶۲۵ روپيه
- مدير پروژه / فن آورى اطلاعات: ۹۴۶۶۷۷ روپيه
- مشاور فن آورى اطلاعات: ۵۴۷۰۷۵ روپيه
- مدير پروژه توليدات نرم افزارى: ۱۰۱۳۸۲۱ روپيه
- راهنماى تيم گروهى: ۶۱۶۱۲۵ روپيه
ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى: ۳۱۱۰۳۵ روپيه
- كار دولتى: ۲۳۲۹۴۷ روپيه
- كار در بيمارستان ها: ۲۰۰۸۸۹ روپيه
- كار در مدارس: ۱۴۲۳۰۷ روپيه
- كار در دانشگاه ها: ۲۰۵۸۳۱ روپيه
- كار قراردادى: ۱۸۹۵۴۹ روپيه
- كار گروهى: ۲۰۳۶۸۲ روپيه
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجريه:
- كمتر از يك سال: ۱۹۷۰۷۵ روپيه
- بين ۴-۱ سال: ۲۷۴۱۵۰ روپيه
- بين ۹-۵ سال۵۰۲۴۳۱: روپيه
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۷۰۸۱۷۵ روپيه
- ۲۰ سال و بيشتر: ۵۹۱۲۸۳ روپيه


ميانگين حقوق در آفريقاى جنوبى به نسبت شغل:
- مدير برنامه: ۱۰۷۶۲۰ رند
- مجرى ادارى: ۸۰۳۴۹ رند
- مدير كل: ۲۹۰۶۶۳ رند
- مهندس نرم افزار /سازنده/ برنامه نويس: ۱۷۵۸۴۰ رند
- طراح/گرافيست: ۹۴۱۷۱ رند
- مدير ادارى: ۲۴۰۱۱۲ رند
- مدير اجرايى: ۱۱۸۲۲۷ رند
ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى: ۱۲۴۲۰۸ رند
- كار دولتى: ۱۶۴۰۲۸ رند
- كار در بيمارستان ها: ۱۲۷۷۵۶ رند
- كار در مدارس: ۱۰۷۹۸۱ رند
- كار در دانشگاه ها: ۱۴۵۴۲۶ رند
- كار قراردادى: ۱۳۰۸۹۳ رند
- كار گروهى: ۱۱۸۱۴۴ رند
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجربه:
- زير يك سال: ۱۱۶۷۲۹ رند
- بين ۴-۱ سال: ۱۲۰۷۰۵ رند
- بين ۹-۵ سال: ۱۸۴۹۳۳ رند
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۲۴۴۲۱۱ رند
- ۲۰ سال و بيشتر: ۲۶۳۴۹۵ رند


ميانگين حقوق در افغانستان به نسبت شغل:
- مدير پروژه هاى ساخت و ساز: ۹۶۱۵۷ دلار
- مهندس راه و ساختمان: ۴۵۴۹۸ دلار
- مدير توسعه تجارت: ۷۵۰۰۰ دلار
- مهندس مكانيك: ۷۳۰۰۰ دلار
- اپراتور تجهيزات سنگين: ۸۰۰۰۰ دلار
- مدير پروژه /فن آورى اطلاعات: ۸۵۱۳۱ دلار
- مهندس نرم افزار/ سازنده/ برنامه نويس: ۷۶۰۰۰ دلار
ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى: ۵۰۰۰۰ دلار
- كار دولتى: ۵۳۰۶۲ دلار
- كار در بيمارستان ها: ۵۲۰۰۰ دلار
- كار در مدارس: ۴۰۵۰۰ دلار
- كار در دانشگاه ها: ۴۰۰۰۰ دلار
- كار قراردادى: ۶۴۰۰۰ دلار
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجربه:
- زير يك سال: ۴۸۰۰۰ دلار
- بين ۴-۱ سال: ۴۴۲۸۳ دلار
- بين ۹-۵ سال: ۶۱۹۱۰ دلار
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۶۹۳۴۴ دلار
- ۲۰ سال و بيشتر: ۹۲۲۹۸ دلار


ميانگين حقوق در كويت به نسبت شغل:
- مهندس نرم افزار /سازنده/ برنامه نويس: ۷۰۹۷ دينار كويت
- مدير پروژه /فن آورى اطلاعات: ۱۲۳۲۰ دينار كويت
- مدير فن آورى اطلاعات: ۱۷۲۹۱ دينار كويت
- حسابدار ارشد: ۶۶۶۰ دينار كويت
- مهندس راه و ساختمان: ۷۶۸۰ دينار كويت
ميانگين حقوق به نسبت نوع كار:
- كار در شركت خصوصى: ۹۵۷۲ دينار كويت
- كار دولتى: ۱۲۲۴۷ دينار كويت
- كار بيمارستان ها: ۱۱۷۱۱ دينار كويت
- كار در مدارس: ۷۸۶۰ دينار كويت
- كار در دانشگاه ها: ۱۷۳۴۶ دينار كويت
- كار قراردادى: ۱۳۲۰۰ دينار كويت
ميانگين حقوق به نسبت سال هاى تجربه:
- زير يك سال: ۶۸۸۶ دينار كويت
- بين ۹-۵ سال: ۹۷۰۷ دينار كويت
- بين ۱۹-۱۰ سال: ۱۲۸۴۷ دينار كويت
- ۲۰ سال و بيشتر: ۲۳۳۰۷ دينار كويت

منبع : ابرار اقتصادی

به نقل از:خبرآور

+ نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 11:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

تبریک سال نو

Norooz.JPG

به نام خداوندی که یحیی و یمیت است

به قول شاعر؛ آرزومند:

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری  برقرار و پر دوام!

سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش

اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 15:33 توسط یکی از چند صدای معلم |