دروغ گوها را بهتر بشناسیم
1- چشمان كساني كه دروغ ميگويند يا بازتر از حد معمول است يا دائما چشمهاي آنان به نقاط مختلف حركت ميكند. در عين حال آنها معمولا از نگاه مستقيم به شما احساس ناراحتي ميكنند و سعي ميكنند مستقيما به شما نگاه نكنند.
2- گاهي اوقات افراد دروغگو بخشي از صورت يا دهانشان را هنگام حرف زدن ميپوشانند.
3- وقتي از آنها سوال ميشود، دماغ يا گوششان را به حالت عصبي ميخارانند.
4- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حركات اضافي زيادي از خود بروز ميدهد.
5- در هنگام حرف زدن زياد تپق ميزنند و اشتباهات فراوان گفتاري را سعي ميكنند به گونهاي بپوشانند.
6- آنها هميشه كليگويي ميكنند و بارها اين كليات را تكرار ميكنند و با اين كار تلاش ميكنند تا خودشان را قانع كنند.
7- آنها سعي ميكنند به گونهاي گيج و مبهم سخن بگويند و با اين كار به شما اجازه نميدهند تا حرفهاي آنان را تجزيه و تحليل كنيد.
8- هنگامي كه سعي داريد در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال كنيد، بلافاصله موضوع بحث را عوض ميكنند.
9- اگر سوال شما را متوجه شوند چنين وانمود ميكنند كه سوال شما را نشنيدهاند و با اين كار به بحث خاتمه ميدهند.
10- اگر ميخواهيد مطمئن شويد كه او دروغ گفته است، چند روز بعد راجع به موضوعي كه در مورد آن دروغ گفته است از او سوال كنيد تا برايتان يك داستان با مطالب متفاوت تعريف كند.
11- اگر قدري به صحبت آنها شك كنيد شما را متهم به بياعتمادي ميكند و خيلي سريع با اين كار به بحث خاتمه ميدهد.
12- آدم هاي دروغگو معمولا پرحرف هستند و در مورد هر چيزي اظهارنظر ميكنند.
13- افراد دروغگو معمولا كساني هستند كه در زندگي شخصي يا خانوادگي دچار مشكل هستند. پس در مورد حرفهاي چنين افرادي بيشتر دقت كنيد.
14- تن صداي افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبيعي است.
15- خندههاي بيدليل و بيگاه در هنگام صحبت كردن يكي ديگر از علائم افراد دروغگو ميباشد.
16- آدمهاي دروغگو هميشه سعي ميكنند حرفهاي زيبا و جذاب به زبان بياورند و با اين كار ميخواهند امكان كشف حقيقت را از ما سلب كنند. نكته پاياني اين كه اگر چه شايد افراد دروغگو در مدت كوتاه بتوانند حقيقت را از ديگران پنهان كنند اما زمان باعث خواهد شد كه هميشه افراد دروغگو رسوا شوند و هيچ حقيقتي پنهان نخواهد ماند، اگرچه شايد مدت زمان طولاني پنهان بماند.
صدای معلم: به راستی اولین کسی که نامش به ذهن شما خطور کرد، که بود؟
بودجه 88 و حقوق معلمان
- افزايش حقوق و مزايای رسمی کارکنان آموزش و پرورش کمتر از ٣۰ تا ٣۵درصد رشد کرده است. تا اينجای قضيه به طور متوسط کارکنان آموزش و پرورش در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد پس رفتهاند.
- توزيع حقوق و مزايای در ميان کارکنان اين بخش ناموزون است. شايد ناموزونتر از ۶۰درصد از کارکنان بخش دولتی. به اين ترتيب افزايش حقوق و مزايای رسمی و واقعی عمدتا متوجه کارشناسان، مديران عالی رتبه، کارکنان سابقهدار و دارندگان مدارک تحصيل و اعضای جانبی واحدهای آموزشی و نه "تودهی معلمان" بوده است.
- گر چه فشار تورمی روی بخش مسکن از سه ماههی دوم سال ۱٣٨۷ کاهش يافت اما بهای مسکن همچنان نسبت به حقوق و مزايای و پسانداز معلمان چنان بالا است که هنوز ٣۵درصد آنان فاقد خانهی ملکی اند. و به نظر نميرسد با پس انداز ۶۰-۷۰ سال خود بتوانند صاحب خانه شوند. کاهش امکانات اعتباری و وامهای ارزان و عدم تهيهی مسکن در محل مناسب برای بخش بزرگی از معلمان باعث ميشود تا اثر کاهش نسبی هزينهی مسکن و قيمت خانه و آپارتمان خنثی شود.
- در ميان معلمان (آموزگاران ابتدايی و متوسطه و دبيران) تقاضا برای فعاليت چند شغلی حتا قبول شغلهای نامناسب با موقعيت شغلی رواج دارد. اما بر خلاف دههی هفتاد مدتهاست که فشار بيکاريها باعث شده است که معلمان نتوانند حتا به شغل دوم دست يابند و ناگزير به شغلهای پايين تر و نامناسب متوسل ميشوند.
- هنوز ۳۰ تا ۴۰ درصد شرکت کنندگان در آزمونهای ورودی دانشگاهها از راهيابی به دانشگاه باز ميمانند. اين افزايش ظرفيت از ۹۰درصد بازماندگی در دههی ۴۰ به ٣۵ درصد بازماندگی البته همراه با افزايش کمی ظرفيت و کاهش شديد کيفيت آموزشها بوده است. از اين رو هنوز بازار آموزش و شگردهای ضرب در زنی برای ورود داغ است. در اين بازار بخش بسيار محدودی از دبيران که امکانات تبليغ و حضور در ۳ يا ۴ شهر بزرگ هزينهی آموزشی و تجربی مناسب، ارتباطات خوب و جز آن را دارند کار پيدا ميکنند و درآمدشان نسبت به انبوه معلمان پرتلاش و محروم به چند ده برابر ميرسد. بديهی است آن نيرويی که نام ونشان و صدا دارد کمترين تلاش و همکاری را برای ترميم حقوق ومزايای معلمان ميکند وخواهد کرد.
اگر رقم ۶۵۵٨۲ ميليارد ريال را بر ۲/۱ ميليون نفر، برآورد تقريبی کارکنان آموزشی و اداری وزارت آموزش و پرورش تقسيم کنيم رقم حاصل به کمتر از ۵/۵ ميليون تومان در سال و کمتر از ۴۶۰ هزار تومان در ماه ميرسد. خط فقر مطلق در سال ۱٣٨٨ برای خانوار ۲/۴ نفری با احتساب هزينهی مسکن کمتر از ۶۰۰ تا ۶۵۰ هزار تومان نخواهد بود. خواننده با توجه به توزيع درآمد در اين بخش آموزشی خود ميتواند به قياسهای زيادی دست بزند.
- تصميمهای اقتصادی دولتی روزبهروز بازار پسندتر و حسابگرانهتر ميشود و از نيازهای رفاهی و انسانی و توسعهای فاصله ميگيرد. طبيعی است که دولت بازاری و آموزش و پرورش بازارگرا نيز با وجود ۱٨درصد بيکاری در حدود ۴ تا ۵/۴ ميليون نفر بنا به برآورد نياز مبرم جوانان که در شرايط اقتصادی بد و ناکارآمد به گونه ای بسيار کم مهارت از دانشگاهها فارغالتحصيل شده اند يا دورههای کاردانی ديده اند از آشفته بازار استفاده کند و کارکنانی را با شرايط استخدامی سخت تر به استخدام در آورد و حقوق و مزايای کمتری بپردازد که بودجهی دولت البته بهانهی قابل فهمی هم به دست ميدهد. در اين شرايط نياز و حرمان و پراکندگی معلمان در نقاط دوردست، با توجه به سابقهی وحشت بيکاری فرزندان و برخورد فيزيکی روزانه با نيروی آگاه و دارای شرايط ذهنی برای کار متشکل جهت تامين حقوق معلمي، اين زحمتکشان را تحت فشار بيشتر قرار ميدهد. اما چون در عين حال شرايط عينی فراهم تر ميشود وظيفهی دشواری نيز برعهدهی جريانها و شخصيتهای عرصهی سياسی قرار ميگيرد و آن ايجاد شرايط ذهنی تازه تر است تا بر ستم اجتماعی تحميل شده بر معلمان فائق آيد.
معلمان کشور از صميميترين و محبوب ترين بخشهای نيروی کار اجتماعی در ميهن ما به شمار ميآيند. آن ها پتانسيل گسترش برقراری آرامش اجتماعی زيادی را دارند برآورد آن است که بيش از ۷۵۰ هزار نفر از نيروی معلمان در رنج و حرمان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی به سر ميبرند. آنان بر خلاف آن چه در شان حرفه شان است روز به روز با بياعتنايی و تحقير مواجه ميشوند. اين نيروی موثر و ارزشمند اجتماعی بارها سرکوب شدهاست و از حق تشکل، اعتصاب و درخواست حقوق خود محروم است و دولت کمر به سرکوب هميشگی آنان بسته است. اما حداقل اين ۷۵۰ هزار نفر با خانوادههايشان حدود ۲ ميليون نفر از مردم اين جامعه هستند. آنان بر ساير نيروهای آموزشي، دانشگاهی و دانشجويان، محصلان و خانوادههايشان تاثيرگذارند. دولت نيز با تمام وجود برای ابقای خود در قدرت و حضور در عرصهی جهانی از هر رنگ و گروه و جناح که باشد وظيفه اش تامين معاش حداقلی اين گروه و همچنين ساير اقشار اجتماعی است.
در اين شرايط اين معلمانند که بايد بگويند تا زمانی که دولت به طور مشخص و قاطع و با عدد و رقم وعدههای خود را برای معلمان بيان وابزار اجرايی آن را تعيين نکرده و در رسانهها پخش نکرده موجبی برای مشارکت عمومی اين نيروی اجتماعی بزرگ و موثر وجود ندارد.
فريبرز رئيس دانا به نقل از: آسمان دیلی نیوز
نامه ی مسعود کردپور به ریاست قوه ی قضائیه
ریاست محترم قوه قضائیه آیت الله شاهرودی
با عرض سلام
احتراماً به استحضار می رساند که این جانب مسعود کردپور دبیر آموزش و پرورش وروزنامه نگار در تاریخ 87/5/27 در منزل شخصی در شهرستان بوکان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ 87/6/31 به اتهام انتقاد از سیاست های دولت توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به حداکثر مجازات پیش بینی شده در قانون به یکسال حبس تعزیری محکوم شدم . حال حدود 7 ماه از زندان اینجانب می گذرد .
در این ایام از تمامی حقوق شهروندی یک زندانی از جمله انتقال به شهر محل سکونت خانواده , مرخصی ماهیانه و مرخصی استعلاجی و اعزام به پزشک و سایر حقوقی که شهروندان و زندانیان بر اساس آیین نامه سازمان زندانها از آن بهره منداند محروم بوده ام . متاسفانه مکاتبات و درخواستهای اینجانب برای استفاده از حقوق شهروندی و انسانی توسط مسئولین محلی به کلی بی پاسخ مانده است .
در حال حاضر برخی از بیانات حضرت عالی در رابطه با حقوق زندانیان و زندانبانی اسلامی براساس حقوق و عدالت و آزادی در اسلام که متهمین به قتل را بیش از شش روز زندانی نمی کردند و یا توصیه های دیگر جناب عالی به قضات در رابطه بادقت در صدور حکم زندان و اثرات آن به شخص زندانی و خانواده زندانی ویا اینکه زندان در اسلام به این صورت وجود ندارد و فقط حبس آن هم به صورت محدود و در مورد جرایم خاص می باشد اینجانب را واداشت که این نامه را برای حضرت عالی ارسال نمایم.
اکنون با توجه به تهیه لایحه در رابطه با جرم سیاسی توسط شورای عالی قضایی که حرف و انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی یا اعتراض به عملکرد مسئولین کشور یا دستگاه های اداری و اجرایی , بیان عقیده در امور سیاسی اجتماعی اقتصادی را جرم محسوب نمی دارد و اینکه اگر تبلیغی هم صورت گرفته باشد جز جرایم سیاسی است و می بایست بر اساس اصل 168 قانون اساسی در دادگاه های عمومی به صورت علنی و با حضور هیات منصفه مورد رسیدگی قرار گیرد و بیان نظر آیت الله خمینی در اوایل انقلاب که مارکسیستهادر بیان عقاید خود آزادند ,این جانب کل اتهامات را در چهارچوب اصل هشتم قانون اساسی و صرف انتقاد و اظهار نظر تلقی نموده و خود را از هرگونه اتهامی مبرا می دانم که در چنین شرایط سخت و طاقت فرسا در زندان هم بند با معتادان و مواد فروشان و مرتکبین جرایم خاص و محروم از تمام حقوق شهروندی و انسانی یک شهروند ایرانی که می بایست بر اساس قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین اسلامی از آن برخوردار باشد نگهداری می شوم . لذا نظر به اینکه اینجانب در هر صورت انگیزه خود را شرافتمندانه می دانم خواستار دستور حضرت عالی جهت اجرای توقف حکم و بهره مندی از حقوق شهروندی و انسانی و بازگشت به کار و زندگی و رسیدگی مجدد به پرونده خود در دادگاهی منصفانه مستقل و بی طرف می باشم.
مسعود کردپور
زندان مرکزی مهاباد
رند کردن قیمت ها و نرخ واقعی تورم
مشابه چنین حوادثی این روزها در بسیاری از فروشگاه های مواد غذایی تهران قابل مشاهده است. نزاع مصرف کنندگان و خرده فروشان بر سر قیمت ها، حکایت از بروز گرفتاری تازه ای در اقتصاد ایران می کند که شاید بتوان از آن با عنوان "بیماری رند کردن قیمت ها " یاد کرد.
براساس گزارش اخیر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به دی ماه سال ۱۳٨٧در میان ۳۵٩قلم کالا و خدمات عرضه شده به ۲۵ممیز نه دهم درصد رسیده است. در گزارش بانک مرکزی از جمله آمده است: شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در دی ماه ۱۳٨٧نسبت به ماه قبل چهار دهم درصد کاهش یافته است.
البته برخی از مقامات جمهوری اسلامی نرخ واقعی تورم در ایران را بیشتر از آنچه در گزارش های بانک مرکزی اعلام می شود، می دانند.
حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، اخیراْ طی سخنانی هشدار داد: "نرخ تورم بالای ۳۰درصد است. چرا که تعدادی از آیتم های آمارگیری بانک مركزی در زمینه ی تورم حذف شده كه با محاسبه ی آن ها نرخ تورم در كشور به بالای ۳۰درصد می رسد."
این درحالیست که به تازگی خرده فروشان به ویژه در زمینه ی مواد غذایی، با افزایش خود خواسته ی بهای کالاها بر حجم تورم موجود می افزایند. آن ها مبلغی بیش از آن چه از سوی تولیدکنندگان بر روی کالاها درج می شود را از خریداران مطالبه کرده و به اصطلاح قیمت ها را "رند" شده محاسبه می کنند.
افزایش قیمت یا تورمی که در لحظه ی آخر به مصرف کننده تحمیل می شود و در هیچ یک از آمارهای رسمی به حساب نمی آید. البته در مقابل اعتراض خریداران، خرده فروشان اینگونه استدلال می کنند که بهای اجاره محل کسبشان و یا هزینه ی آب، برق، تلفن و گاز افزایش یافته و برایشان امکان پذیر نیست تا بر اساس قیمت های مندرج بر روی اجناس، آن ها را به فروش برسانند.
کارشناسان مسائل اقتصادی درحالی افزایش شدید قیمت زمین و مسکن در ایران را از مهم ترین دلایل رشد فقر در جامعه می دانند که این دو از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی در سبد مصرفی خانوارها، در نرخ تورم محاسبه نمی شود. حال آن که بسیاری از شهروندان ایرانی با مشکل سرپناه و بهای اجاره آن روبرو هستند. هر چند در شش ماهه ی دوم امسال تا حدی از بهای ملک و اجاره ی آن کاسته شده اما از آن جا که به طور کلی بسیاری از اجاره نشین ها در فصل تابستان اقدام به تهیه ی مکان مورد نیاز خود می کنند، این تغییر قیمت ها عملاْ تاثیر مستقیمی بر روی درصد قابل توجهی از شهروندان نداشته است. در همین حال بسیاری از صاحبان املاک اجاره ای به امید سود بیشتر اکنون املاک خود را خالی نگاه داشته اند تا در شش ماهه ی نخست سال آتی با بهایی بیشتر عرضه کنند.
تعلیق بیانیه 5 اسفند و برنامه های اعتراضی تا اطلاع ثانوی
به نام خداوند جان و خرد
(( بیانیه ی 30 / 11 /87 کانون صنفی معلمان ایران ))
" لازم به ذکر است چنانچه تا تاریخ 30/11/87 شخص رییس جمهور یا معاون اول وی به صورت رسمی وشفاف ، تصمیم دولت را برای اجرای بی کم وکاست وبه موقع این قانون دررسانه های جمعی خصوصا صدا وسیما اعلام نمایند ، کانون صنفی معلمان ایران لغو یرنامه های فوق را رسما واز همان طریق به اطلاع همکاران فرهنگی خواهد رساند ."
متن فوق بخش پایانی آخرین بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران است که در آن معلمان سراسر کشور به اعتصاب عمومی دعوت شده بودند. بیانیه ای که به محض صدور مورد استقبال بی نظیر همکاران فرهنگی قرار گرفت به طوری که انتشار گسترده ی آن در سطح مدارس و بازتاب شایسته ی آن در رسانه های داخلی و خارجی، وقتی فشار نیروهای امنیتی برای لغو بیانیه تاثیری در عزم هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایجاد نکرد شخص رییس جمهور را وادار کرد تا همانگونه که در بیانیه خواسته شده بود درساعات پایانی آخرین مهلت مقرر، باحضور در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری را از اول فروردین ماه سال 88 اعلام نماید.
کانون صنفی معلمان ایران ضمن ارج نهادن به این دستاورد ارزشمند که حاصل ایستادگی، همدلی وهمراهی فرهنگیان سراسر کشور وتلاش همه جانبه ی فعالان صنفی معلمان در تشکل های مردم نهاد به ویژه کانون های صنفی معلمان سراسر کشور می باشد نکات زیر را به اطلاع همکاران فرهنگی ، ملت شریف ایران و مسئولان کشور می رساند :
1- از آن جایی که با اعلام شخص رییس جمهور، بخش پایانی بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران تحقق یافته است، کانون صنفی معلمان ایران طبق بیانیه، اعتراض روزهای سوم تاپنجم اسفند را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درمی آورد.
2- با توجه به این که مطابق مصوبه ی مجلس، زمان اجرای این قانون از سال 86 تعیین شده است، در صورتی که حداکثر تا پایان هفته ی اول اردیبهشت ماه و همزمان با صدور احکام حقوقی 88 زمان پرداخت مطالبات سال های 86 و87 مشخص نگردد، کانون صنفی معلمان ایران تصمیمات جدید، قطعی و جدی تری را برای هفته ی معلم اتخاذ و به اطلاع تمامی فرهنگیان در سراسر کشور خواهد رساند.
3- از آن جایی که روز 23 اسفند یاد آور حادثه تلخ سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز فرهنگیان در مقابل خانه ی ملت می باشد و با توجه به این که حوادث این روز سیاه در مقابل دیدگان نمایندگان مجلس شورای اسلامی صورت گرفته است، از ریاست محترم مجلس انتظار می رود، همزمان با دومین سالگرد این حادثه ی شوم، با حضور در جمع فرهنگیان و نمایندگان آن ها در تشکل های صنفی، ضمن دلجویی از این قشر فرهیخته، بخشی از خسارات و آسیب هایی را که متوجه این عزیزان گردیده است جبران نمایند.
4- از ریاست محترم فوه ی قضائیه، نیروهای امنیتی و وزیر محترم آموزش وپرورش انتظار داریم که فرصت جدید ایجاد شده را مغتنم شمرده و نسبت به لغو تمامی احکام اداری و دادگاهی معلمان که جرمی جز حق طلبی و دفاع از حقوق صنفی خود و دیگر همکاران خود مرتکب نشده اند اقدامات لازم را مبذول نمایند.
5- در خاتمه و با التفات به سخنان ریاست محترم جمهوری در ارتباط با اثرات مثبت اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری، یک بار دیگر یادآور می شویم که چنانچه عدم اجرا یا اجرای ناقص این قانون، رضایت همکاران فرهنگی را آن گونه که سال ها وعده داده اند تامین ننماید حق اعتراضات گسترده را برای خود و جامعه ی فرهنگیان حداکثر تا هفته ی معلم محفوظ می دانیم .
کانون صنفی معلمان ایران
30 / 11 /87
اسفند و اعتراضات معلمان
محمد داوري(عضو شوراي مركزي و مسئول آموزش و اطلاع رساني سازمان معلمان ايران)
اسفند ماه گویا با معلمان عهدی همیشگی دارد و هرسال باید در دفتر خود خاطراتی از اعتراضات آنان را ثبت کند،خاطراتی تلخ و شیرین ،که البته طعم تلخش بر شیرینی آن می چربدوبه یاد داریم که تلخ ترین خاطرات در اسفند 85 به ثبت رسید،اسفندی که معلمان نوروز را در پشت میله های زندان به انتظار نشستندوآن جا ماندند تا با جوانه های بهار سر بیرون آورند.
اسفندی دیگری فرامی رسد باز سخن از اعتراض است و اعتصاب و این غصه ی ناتمام و مشق بی یایان معلمی است وگویا بهاری را نمی توان به استقبالش رفت بدون فریاد از سردی زمستان، انگار هر سال زمستان می خواهد در آخرین ماه خود سردترین و سخت ترین سیلی هایش را بر صورت رنجور وخسته ی معلمان فرود آورد واین اسفند چه نامهربان است با این معلمان مهربان !
همیشه پایان سال، آغاز راه معلمان است، آغازی بر سر فصل یک انتظار با هزاران امید و آرزو،امید به این که آیا نوروزی فرا خواهد رسید که با افتخار ازسیروسفر وشادی و نشاط در خانواده سخن گفت؟ وخالی از هزاران دغدغه و آه و حسرت بهار را به نظاره نشست؟
معلم می خواهد درسی را که به دانش آموزان می دهد در زندگی خود برای فرزندانش عملی سازد و وقتی کودک دبستانی داستان سفر را برای پدر و مادرمی خواند انتظار دارد آنان که خود معلم هستند این درس را بهتر در عمل معنا کنندو اگر تکالیف نوروزش را به خانه می برد به طور حتم انتظار دارد انشاء سفر نوروزیش را در برگشت از یک سفر خوب و شیرین با یدر و مادر بنویسد و با صدای بلند برای هم
کلاسی هایش بخواند، من با پدر و مادرم به اصفهان رفتم ما در کنار زاینده رود....
آری این یک آرزوی کوچک برای امید و آرزوی معلم است که این برادر و خواهر سالهاست که فقط انشاء تخیلی خود را به کلاس می برند و در حسرت تحقق واقعیت های اولیه ی زندگی مانده اند و فکر می کنند زندگی چیزی جزء یک رویا نیست.
اگر برای معلمان معلمی یک رویا بود ، امروز دیگر هیچ یک از آنها این رویاء را برای فرزندانشان آرزو نمی کنند و این روایت تلخی است که حکایت های فراوانی را معنا می کند و مایه تاسف و تاثر است که چه بر سر معلم ومعلمی آمده است که دیگر نه رویا است و نه آرزو!
آری باز دوباره فریادهای خاموش به گوش می رسد که در آخرین تکاپوی دولتیان و مجلسیان چه نصیب سفره ی معلمان می شود؟ خدا می داند!!
این سفره آن جایی نیست که قانونگذاران و مجریان دغدغه ی آن را داشته باشند و برای آنها اولویت داشته باشد.
معلمان اما اسفند را بی تفاوت سپری نخواهند کرد ، آنها در فرصتی که شور و شوق کم فروغ دانش آموزان به خاموشی می گراید و در انتظار تعطیلی نوروز به اسفند نیز رنگ و بوی تعطیلی می دهند فریاد اعتراض خود را می خواهند به همه برسانند .....
قانونگذار، مجری،دانش آموز و والدین همه و همه بدانند که امیدها و آرزوهای فردای فرزندان ما در یاسخ به این اعتراضات است و این فریاد معلم نیست بلکه فریاد فرزندان فردای ایران زمین است، فرزندانی که آینده ی من و شما را تجسم خواهند بخشید و اگر کمی در آینه ی فردا بنگریم بد قوارگی خود را خواهیم دید که چگونه عقب ماندگی و عدم توسعه ما را در جهان فردا به حاشیه می راند .
به نقل از: سخم معلم
تشريح آخرين وضعيت قانون مديريتخدمات كشوري و چند سوال
معاون راهبردي منابع انساني معاونت توسعه ی سرمايه انساني رياست جمهوري از نهايي شدن مراحل تدوين آييننامههاي اجرايي فصول پانزده گانه ی قانون مديريت كشوري، افزايش دستمزد سالانه بر مبناي تورم و ضابطه مند شدن عزل و نصب مديران بدون توجه به تغييرات سياسي خبر داد و گفت: هيچ دستگاهي از شمول اجراي اين قانون مستثني نشده است.
قانون مديريت خدمات كشوري فقط پرداخت دستمزد نيست!
سيداحمد طباطبايي در گفت و گو با فارس كه پرسيد: قانون مديريت خدمات كشوري قرار است از سال آينده اجرا شود، با اجراي اين قانون چه تغييراتي در بحث پرداخت دستمزدها و يا اصلاح ساختارهاي اداري و دولت را شاهد خواهيم بود، اظهار داشت: برخلاف آن كه در قانون مديريت خدمات كشوري بحث پرداخت دستمزدها بزرگنمايي ميشود، اين قانون داراي جامعيت بوده و ابعاد بسياري را در بر ميگيرد.
وي با بيان اين كه پرداخت دستمزدها تنها بخش كوچكي از قانون مديريت خدمات كشوري است، خاطرنشان كرد: مسائل مربوط به اصلاح ساختارهاي دولت، اصول حكمراني خوب، مشاركت، شفافيت، پاسخگويي، عدالتگرايي، كارايي و اثربخشي در دولت از رويكردهايي است كه مورد توجه قانون مديريت خدمات كشوري است.
طباطبايي افزود: بالا بردن توان پاسخگويي دولت در برابر مردم، ايجاد رابطه مناسب دولت و ملت و همچنين فنآوري، استفاده از آيتي در سطوح مديريتي كشور، توانمندسازي منابع انساني و تحولاتي كه به بهبود بهرهبرداري و كارايي منجر شود، از جمله مسائلي است كه به عنوان مباني فكري در قانون مديريت خدمات كشوري مورد توجه قرار گرفته است.
وي اظهار داشت: بر اساس قانون مديريت خدمات كشوري نظام دولتي بايد هرچه بيشتر در برابر مردم به پاسخگويي و شفافيت برسد، امور با روند بهتري انجام شود و نظامها به سمت توسعه شايستگي پيش برود و كيفيت گرا شود.
طباطبايي ادامه داد: اين ها آرمانهايي است كه بايد به تدريج در سطوح مديريت و منابع انساني مورد توجه قرار گيرد، بر اين اساس آئيننامههاي اجرايي قانون مديريت خدمات كشوري با تلاش گسترده و همكاري دستگاههاي دولتي در حال تدوين است.
سخن معلم :
حال كه به لطف و امعان نظر معاون راهبردي منابع انساني معاونت توسعه سرمايه انساني رياست جمهوري مراحل تدوين آييننامههاي اجرايي فصول پانزده گانه قانون مديريت كشوري نهايي شده است بهتر است به اين سوالات پاسخ داده شود:
از اول هم كسي نگفته كه قانون مديريت خدمات كشوري فقط به پرداخت ها و دستمزدها اختصاص دارد!
عطف به موارد "به اصلاح ساختارهاي دولت، اصول حكمراني خوب، مشاركت، شفافيت، پاسخگويي، عدالتگرايي، كارايي و اثربخشي در دولت" به اين سوالات پاسخ داده شود:
1- آيا تعطيل كردن برخي از اصول مترقي قانون اساسي مانند اصل 27 ، 9 و... منطبق بر حكمراني خوب است؟
2- اين كه به معلمان و ديگر اقشار و گروه هاي منتقد و خواهان اعاده حقوق و مطالبات اجازه تجمع و... داده نشود ولي برخي از گروه هاي ديگر حتي سفارت خانه كشورهاي ديگر را بدون ترس و واهمه تصرف كنند آیا از مصاديق عدالت و حكمراني خوب است؟
3- آيا بازداشت و دستگيري فعالان مدني و تشكل ها كه فقط به قصد مطالبه ی حق در مقابل خانه ی ملت گرد هم آمده بودند و نگهداري غير قانوني آن ها و نيز صدور احكام مختلف كه هيچ تناسبي با نيت و قصد اين فعالان نداشت از مصاديق شفافيت، پاسخ گويي و حكمراني خوب است؟
4- آيا اجرا نكردن قانون نظام هماهنگ پرداخت بيش از يك سال و نيز عدم ارائه پاسخ مناسب و قانع كننده و نيز گرفتن ژست طلبكارانه از سوي دولت به جاي عذرخواهي از معاريف و مصاديق شفافيت، پاسخ گويي، عدالت و سرانجام حكمراني خوب است ؟
5- آيا اجراي "مدل پلكاني معكوس" به جاي قانون نظام هماهنگ پرداخت در سال 86 و فقدان تناسب منطقي ميان تورم و قودت خريد كارمندان از كدامين مصاديق ذكر شده است؟
6- آيا
" ۱) حذف حق مناطق محروم
۲)عدم پرداخت مرخصي مناطق محروم
3 ) تاخير در پرداخت اضافه كار در حد ۴ ماه
4)عدم افزايش حقوق متناسب با نرخ تورم و تخلف از مصوبه مجلس
5)عدم پرداخت ساير مطالبات مثل پاداش ۱۷۶ ساعت ضمن خدمت
6)حذف يارانه مسكن
7)ادغام كلاس ها و كاهش اضافه كار معلمان و... از مصاديق عدالتگرايي، كارايي و اثربخشي در اين 4 سال است؟
7- آيا افزايش تعداد حداقل بگيرها و رانده شدن تعداد بيشتري از معلمان به دهك هاي پايين جامعه و قرار گرفتن اكثر معلمان در مرز خط فقر و خط فقر مطلق از كدامين مصاديق است؟
8- آيا "ایراد اتهام وزیر آموزش و پرورش به تشکل های معلمان" و همسو خواندن منافع و سرنوشت فعالان تشكل ها با خارج از كشور از مصاديق و موارد مشاركت است؟
9- آيا بيان احساس استيصال و ذلالت توسط وزير آموزش و پرورش از مصاديق كارايي و اثر بخشي و حكمراني خوب است؟
10- آيا مخروبه و غير مقاوم بودن بيش از۶۰ در صد مدارس سراسر كشور و مطابق اظهارات رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اختصاص نيافتن اعتبارات مصوب مطابق قانون براي بازسازي و نوسازي اين مدارس از كدامين مصاديق است؟
11- آيا اختصاص مبالغي از بودجه به افراد و نهادهاي غير دولتي و شخصي كه در بودجه سال 88 آورده شده است از مصاديق شفافيت و عدالت است؟
12- آيا قرار گرفتن شاخص هزینه ی جاری آموزش عمومی به عنوان درصدی از جی ان پی و شاخص هزینه های جاری عمومی در آموزش و پرورش به ازای هر دانش آموز پايين تر از كشورهايي نظير مالزی، الجزایر، مراکش و تونس و متوسط کشورهای عربی از مصاديق كارايي، اثربخشي و حكمراني خوب است؟
13 – آيا عدم پرداخت 2 ماه پاداش فرهنگيان علي رغم اعلام رسانه اي و رسمي و تفسير شخصي و سپس تكذيب آن در عين پرداخت آن به كاركنان ديگر دولت از مصاديق شفافيت، پاسخگويي و عدالت است؟
14 – آيا در آموزش و پرورش فعاليت غير قانوني چندين ماهه شركت تعاوني مصرف فرهنگيان تهران و سكوت نهادهاي نظارتي در اين مورد از مصاديق شفافيت و پاسخگويي است؟
و بسياري سوالات ديگر…
شما جنبه هاي ديگر و مغفول قانون مديريت خدمات كشوري را اجراء كنيد افزايش دستمزدها و پرداخت ها پيش كش!
یا حداقل شما که قصد ورود مجدد به صحنه قدرت با اتکاء به رای مردم رادارید به این سوال پاسخ دهید که در این ۴ سال حداقل در زمینه بسترسازی و زمینه سازی در موارد گفته شده چقدر موفق بوده اید ؟
* منبع: حق نوشته های پراکنده به نقل از سخن معلم
راه تحول در "بيرون" از "درون" می گذرد!
محمد رضا سيفي(عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران)
راه منـاسب حصـول مطالبـات و خـواستـه های فرهنگیان
در دهه اخیر فرهنگیان کشور برای کسب مطالبات وخواسته های خود روش های متعددی را آزموده اند. از گفتگوهای دو و چند جانبه در دفاتر مدارس گرفته تا تجمع در سالن های مسقف ، تجمعات خیابانی ، اعتصاب و به تعطیلی کشاندن یک هفته ای مدارس و گفتگوهای متعدد با مسوولین کشور.
اگر چه نمی توان منکر برخی دستاوردهای حاصله شد ولیکن هنوز خواسته ها ی کلان که همانا ارتقاء سطح کیفیت آموزشی کشور و بهبود معیشت ومنزلت مادی ومعنوی معلمان می باشد تحقق نیافته است. اما راه درست و مناسب رسیدن به مطالبات و خواسته های معقول ومنطقی ومشروع چیست؟ ساز وکار و نیرویی که بتواند به مسوولین کشور بقبولاند که اگر بخواهیم کشوری سرآمد در منطقه داشته باشیم ، باید اول آموزش و پرورش پویایی داشته باشیم ، کدام است ؟ به نظر می رسد جواب منطقی و به دور از شائبه برای این پرسش ایجاد « اتحادیه سراسری معلمان ایران » می باشد .
اتحادیه ای پر قدرت که خواسته ها و مطالبات را مدون شده به کانون های قدرت انتقال داده وآنها را ملزم به پاسخ نماید. گرچه در حال حاضر چندین گروه و تشکل صنفی – مدنی و سیاسی در جامعه فرهنگیان حضور دارند و هر کدام با شیوه و سلیقه خاص قصد رسیدن به اهداف متعدد با سبک خود را دارند. اما نمی توان خیلی امید وار بود گام های کوچک این گروه ها در آینده نزدیک به فرجام برسد.
فرهنگیان کشور باید به این باور برسند که در دنیای امروزین چانه زنی های سیاسی ( سیاسی به معنای تدبیر) با تصمیم سازان حاضر در قدرت است که می تواند ملزومات رفع مشکلات و مصائب را فراهم نماید. و چانه زنی ها در هر نظام حکومتی یگانه راه پیشبرد خواسته ها و مطالبات است . همان گونه که در نظام های حکومتی کشورهای مختلف از سرمایه داری گرفته تا سلطنتی و جمهوری و.... این گفتمان و مذاکرات اتحادیه ها و نهادهای مدنی با صاحبان قدرت است که نهایتاً جواب می دهد واگر مقاومتی از سوی صاحبان قدرت در عدم پذیرش خواسته های منطقی تشکل ها صورت بگیرد باز این اتحادیه ها و تشکل ها هستند که اعضاء خود را به خیابانها دعوت می کنند. در ایران خودمان هم اتحادیه های پر قدرت صنفی – مدنی مثل تشکل های قدرتمند کارگری نه تنها با چانه زنی های طولانی ومحکم ، سعی در بالا بردن دستمزد و مزایای کارگران را دارند بلکه با حضور در عرصه قدرت تسهیلات قانونی را برای کارگران فراهم می نمایند . به راستی چرا تا کنون فرهنگیان این مهم را ساده انگاشته اند ؟
اما راه های تکوین و ایجاد این اتحادیه کدام است ؟
گام اول برای تشکیل این نهاد مدنی – صنفی خودباوری معلمان است . گام دوم حذف ضمیر خاکستری بی اعتمادی فرهنگیان و تقویت حُسن ظن نسبت به همدیگر و قدم نهادن در این نهاد مدنی است ( مطمئناً کسی از بیرون آموزش و پرورش به فکر حل مشکل درونی این سازمان نخواهد بود ) . گام سوم سعه صدر و حوصله است چون با طرح مر حله ای و پلکانی خواسته ها می توان به آنها رسید و نه با تعجیل و کم حوصلگی . گام چهارم این مسیـر ، تـدوین یک اساسنـامـه پختـه وحساب شده می باشد که بتوان از گرفتار شدن این اتحادیه در مسیر گروههای سیاسی ، آن را در امان نگهداشت به نحوی که این نهاد به صورت یک فرآیند و جریان مـاندگار ، تداوم داشته باشد.
بنابراین اگر بتوان صحبت های کوچکی که در دفاتر مدارس سراسر کشور هر روز و هر ساعت به شکل های مختلف تکرار می شود را سامان بخشید بدون شک می توان انتظار داشت اولاً خواسته ها منطقی تر دنبال شود. ثانیاً حصول خواسته ها و مطالبات منطقی ومشروع مطمئن تر خواهد بود.
هر چند در نظر اول ، طرح این مساله رویایی به نظر می رسد اما اگربیش از 1000000 فرهنگی خود را باور نمایند می توان آرزوهای دست یافتنی را با امیـد های فخیم فـروزان کرد.
به امید آن روز
به نقل از: سخن معلم
مصاحبه با تعدادي از دانش آموزان در مورد تحصن معلمان
جامعه آماري در اين مصاحبه تعدادي از دانش آموزان مقطع متوسطه در منطقه 9 تهران بوده است.
نمونه ها به طور تصادفي انتخاب شده و متغيرهايي مانند معدل ، انضباط و... حذف شده است.
نام دانش آموزان نيز حذف گرديده است.
..................
دانش آموز ۱
سخن معلم : آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: بله، اطلاع دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق همكلاسي ها.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
اعتصاب معلمان كار درستي نيست. البته اگر حق با آن ها باشد كار درستي است.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده ام نظر مثبتي ندارند.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
اطلاع زيادي ندارم.
.................
دانش آموز 2
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: از اعتصاب معلمان در هفته آينده اطلاعي ندارم ولي فكر مي كنم به ما لطمه مي خورد.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
نظر خانواده منفي است. آن ها ما را براي درس خواندن به مدرسه مي فرستند.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد ؟
هيچ اطلاعي از خواسته هاي آن ها ندارم.
.................
دانش آموز 3
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: از اعتصاب معلمان خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق دانش آموزان و معلمان.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
اگر اعتصاب اتفاق بيفتد از درس مان عقب مي افتيم. من با اعتصاب مخالفم.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
فكر مي كنم خانواده ام نيز مخالف باشند.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
از خواسته هاي آن ها اطلاع دارم. حق با معلمان است و خواسته هاي آن ها منطقي است.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
راه حل خاصي ندارم با اين كه مي دانم حق با آن هاست.
................
دانش آموز 4
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
معلمان.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
من با اعتصاب موافقم. اما خانواده ام مخالفند.
چرا؟
چون مي گويند از درس مان عقب مي افتيم.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
مي گويند 4 ماه به ما حقوق نداده اند.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
فكر مي كنم بنشينند و با مسئولان مذاكره كنند.
................
دانش آموز 5
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق دانش آموزان.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست ؟
اگر به معلمان حق شان را ندهند اعتصاب حق آن هاست. اما به ضرر كشور تمام مي شود.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده من مخالف است.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
آن ها بايد اعتراض كنند. آن ها بايد نامه بنويسند. آن ها بايد از طريق آموزش و پرورش منطقه خواسته هايشان را پيگيري كنند.
................
دانش آموز 6
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد ؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق معلمان.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
با اعتصاب مخالفم.
چرا؟
چون از درسمان عقب مي افتيم و به دانشگاه مان لطمه مي خورد.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
آن ها نيز مخالفند. اما مي دانم كه حقوق آن ها را نداده اند. مي دانم كه آن ها ناراضي اند.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
آن ها مي توانند به مدارس غيرانتفاعي بروند. آن ها مي توانند شغل ديگري انتخاب كنند. مي توانند به مقامات نامه بدهند. بهتر از اين است كه به آن ها توجه نكنند.
................
دانش آموز 7
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: بله .
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق دوستانم.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
موافقم. از اين كه معلمان من خوشحال شوند و به حق شان برسند من هم خوشحال مي شوم. معلمان بايد تامين باشند تا بتوانند درست درس بدهند.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده من مخالف است. پدرم استاد دانشگاه است و خواسته هاي آن ها را مي فهمد. آن ها هم دوست دارند كه معلمان به حق شان برسند.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
از خواسته هاي آن ها دقيق اطلاع ندارم. اما مي دانم كه بايد تامين باشند.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
معلمان مي توانند طومار درست كنند. امضاي تمام معلمان را بگيرند. اگر معلمان هواي هم را داشته باشند و پشتيبان هم باشند مي توانند به خواسته هاي خود برسند.
................
دانش آموز 8
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق معلمان.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
موافقم. معلمان بايد به حقوق شان برسند.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده من نيز موافقند. آن ها بايد به حقوق شان برسند. باباي من فرهنگي است. معلمان تامين نيستند. به حرف هاي آن ها بايد توجه شود.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
هيچ راه ديگري غير از اعتصاب نمي شناسم.
................
دانش آموز 9
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: بله.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق معلمان و شبکه ی ماهواره ای رنگارنگ.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
با اعتصاب موافقم.
نظر خانواده تان در مورد اين اعتصاب چيست؟
آن ها نيز موافقند. هر كسي براي رسيدن به حقش بايد اعتراض كند.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
تا حدودي اطلاع دارم.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
تجمع و تظاهرات.
...................
دانش آموز 10
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
ماهواره – شبكه رنگارنگ.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
با اعتصاب معلمان موافقم. آن ها بايد حق خودشان را بگيرند.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
نظر آن ها نيز مثبت است. هر كسي بايد حقش را بگيرد. درست است كه با اعتصاب از درسمان عقب مي افتيم اما آن ها جبران مي كنند.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
فكر مي كنم يكسان سازي حقوق باشد. البته فكر مي كنم معلمي را مي خواهند اعدام كنند؛ شايد به خاطر آن هم باشد. فكر مي كنم اسمش كمانگر باشد.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
همين اعتصاب خوب است. تجمع خطرناك است.
.....................
دانش آموز 11
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد ؟
دانش آموز: خبر دارم .
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق معلمان – آشنايان و دوستانم.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
بايد حق شان را بگيرند. البته كه موافقم.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده من هم موافقند. كلا وضع شركت ها هم خراب است. وضع اقتصادي خراب است.
تا چه حد از خواسته هاي معلمان اطلاع داريد؟
فكر مي كنم به خاطر يكسان سازي حقوق باشد.
فكر نمي كنيد با اعتصاب از درس هايتان عقب بيفتيد؟
عقب مي افتيم. اما با كمك دوستانم جبران مي كنم. من حاضرم به خاطر معلمانم فداكاري كنم.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
فكر مي كنم همين اعتصاب خوب باشد.
...................
دانش آموز 12
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق ماهواره. صداي آمريكا.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
موافقم. معلمان بايد به حق شان برسند. داشتن حقوق مناسب حق آن هاست.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده ی من نيز موافقند.
فكر نمي كنيد از درس عقب بيفتيد ؟
چرا. به ضرر دانش آموزان است. من معلمانم را به خودم ترجيح مي دهم. نيازهاي معلمان بايد برطرف شود. تا آن ها اعتراض نكنند كسي به آن ها رسيدگي نخواهد كرد.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
تظاهرات. بالاخره معلمان براي رسيدن به حق شان بايد هزينه بدهند.
...................
دانش آموز 13
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: خبر دارم.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق معلمان و ماهواره و شبكه CHANNEL ONE
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
با اعتصاب آن ها موافقم. آن ها بايد زندگي كنند.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
آن ها نيز موافقند. ما يكي از فاميل هايمان معلم است. به معلمان توجه نمي كنند. به كارگران توجه بيشتري مي كنند.
فكر نمي كنيد با اعتصاب از درس عقب بيفتيد؟
چرا مي دانم. اما اين را هم مي دانم كه اگر آن ها تامين نباشند از ته دل درس نخواهند داد.
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
فكر مي كنم همين اعتصاب خوب باشد. البته اگر تظاهرات كنند خوب است و ما به آن ها كمك خواهيم كرد. اگر آن ها با دانش آموزانشان بيايند آن ها نمي توانند كاري كنند.
...................
دانش آموز 14
سخن معلم: آيا شما از اعتصاب معلمان در هفته آينده خبر داريد؟
دانش آموز: بله.
از كجا خبر دار شديد؟
از طريق معلمان.
نظرتان در مورد اين اعتصاب چيست؟
موافقم. بايد به حق شان برسند. پس فردا عيد است. آن ها خانواده دارند. اگر با اعصاب خرد بيايند سر ما خالي خواهند كرد و اين بدتر است.
نظر خانواده تان در مورد اعتصاب معلمان چيست؟
خانواده ی ما تحصيل كرده است و در جريان مشكلات معلمان هستند. من حاضرم از درسم عقب بيفتم اما معلمان ما شرايط زندگي بهتري داشته باشند. چرا معلمان ما زود پير مي شوند؟ چرا به معلمان ما ارزش قائل نمي شوند؟ چرا يكي از معلمان ما سرطان حنجره گرفت؟
چه راه حل ديگري غير از اعتصاب به معلمان پيشنهاد مي كنيد؟
اعتصاب در اين مملكت بهترين راه حل است. بايد هزينه داد تا به حق رسيد.





