تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

معلم من، چرا و چگونه زنده مانده است!

تصادفي نيست در هنگام زنگ تفريح، معلمان به جاي تمايل به تبادل آخرين اخبار و دستاوردهاي علمي‌ ـ تخصصي در حوزه تدريس خود، ترجيح مي‌دهند با نقل آخرين جوك‌ها و مسابقه در خندانيدن يكديگر، لحظاتي كوتاه خود و آلامشان را فراموش و براي ادامه كار و زندگي به خويشتن روحيه و نيرو دهند.(در اتاق دبیران مدرسه ما از ۱۰ معلم تنها یک معلم در رابطه با آموزش حرف می زند بقیه مسکنِ، حقوق، وام، تعاونی و...)

 اگر چه در اولين گام، پيوسته مشكلات مادي و مالي معلمان خودنمايي ميكند و بويژه اين روزها ساير مشكلات و حقوق آنها را تحت الشعاع قرار داده است، و اگر چه افزايش حقوق و مزايا، حل مشكل مسكن، تامين نيازهاي اوليه و متعارف زندگي، برقراري عدالت در پرداختها و كمكهاي غير نقدي و ... از حقوق مسلم و مطالبات به حق ايشان است، ولي نبايد با تاكيد صرف بر مطالبات مادي ايشان اعاده و احقاق حقوق معنوي و عزت و منزلت شغلي آنها را از نظر دور داشت.
با توجه به ساختار عريض و طويل، معيوب و بيمار آموزش و پرورش در واقع مي‌توان گفت چالش بنيادي تر احياي حقوق و منزلت حرفه اي و معنوي معلمان مي‌باشد. حقوق حرفه اي معلم به جايگاه او در ساختار متمركز و متصلب نظام آموزشي، در مدرسه، در شوراي مدرسه، در كلاس و در فعاليت كلاسي خود اعم از انتخاب هدف، محتوا، ميزان و شيوه تدريس، روش ارزشيابي و... بر مي‌گردد.
در حال حاضر معلم نه تنها در تدوين و اجراي مراحل فوق سهم و نقش مشاركتي ندارد كه حتي در تعيين جاي نشستن دانش آموزان در كلاس خود نيز بايد تابع تشخيص ناظم مدرسه باشد!
در مجموع، معلم به موجود بلا دفاع و تحقير و تضعيف شده‌اي بدل شده كه هم در عرصه برون سازماني (سلسله مراتب سازماني و اجتماعي) و هم در صحنه درون سازماني (آموزش و پرورش ) همچون بيماري محتضر و بر زمين افتاده پيوسته در معرض فشار، انتقاد، تهاجم و توهين مكرر و بي پايان – حتي از سوي راننده سرويس روزانه خود – قرار دارد. در واقع نبايد از او پرسيد چرا متناسب با تحولات جهاني خود را به روز نكرده است بلكه بايد از او پرسيد چرا و چگونه زنده مانده است!

بسياري از معلمان، براي جبران كسري هزينه زندگي خود، به تدريس تمام وقت (حتي دو يا سه شيفته) و يا مشاغل ديگر پناه برده اند. اگر در سازمان يا پست ديگري پديده ی شغل دوم پيامدهاي زيان بخشي نداشته باشد، در حرفهd  معلمي‌كه هر ساعت آن مستلزم و نيازمند چندين برابر پشتوانه ی مطالعاتي و پژوهشي است، اين مسأله(شغل دوم) عواقب و آثار ناگوار و مخربي خواهد داشت. به مطايبه گفته شده قبلاً معلمان گچي از كلاس خارج مي‌شدند ولي هم اكنون گچي وارد كلاس مي‌شوند! چرا بايد شرايطي پديد آورد كه معلم مجبور شود در جوار حرفه اصلي خود، ناگزير از تن دادن به مشاغل متعدد ديگر(در مواردي مسافركشي يا دست فروشي و حتي شاگردي در فروشگاه شاگرد خود و ...) گردد و در انتها با چشماني خواب آلود جسم خسته خود را به مدرسه برساند؟! در چنين وضعيتي، زبان حال چنين معلماني مصداق اين لطيفه است كه: «نمي‌گذاريم معلمي ‌مزاحم كسب و كار و زندگيمان شود!»
بديهي است اقتصاد و سرانه ی كنوني آموزش و پرورش (به ويژه در غياب يك ساز و كار نظارتي قوي و نهادينه شده)، چشم و گوش و زبان مسؤولين و ناظرين مربوطه را براي كنترل كيفيت خدمات آموزشي، كور، كر و كند ساخته است و در چنين شرايطي، پناه بردن معلمان به پديده ی نامطلوب اضافه‌كاري يا شغل دوم به معناي فنا شدن تدريجي خصايل معلمي ‌مي ‌باشد. هشدار كه حرفه ی معلمي‌در حال زوال و نسل معلمان واقعي در حال انقراض است.
انگليسي‌ها ضرب‌المثلي دارند مبني بر اين كه: «هنوز آن قدر پولدار نشده‌ام كه جنس ارزان بخرم»! در حقيقت در وضعيت فعلي، بي جهت خانواده‌ها و سياستگزاران و مديران ارشد ما دلخوش و مفتخر به اجراي اصل سي ام قانون اساسي مبني بر رايگان بودن تحصيلات هستند. در واقع آن ها بدون تأمل و تعمق در حاصل كار، دچار نوعي خوش باوري ، ساده انديشي و خود فريبي (اگر نگوييم عوامفريبي) شده اند، زيرا بودجه و سرانه فعلي آموزش و پرورش در اصل ناظر به حفظ حيات اوليه و نازل سيستم (همچون بيماري مدهوش و محتضر) بوده و به نوعي، بيشتر در حكم اتلاف منابع مي‌باشد. از آن جا كه در دنياي معاصر، ديگر صرف آموزش خواندن و نوشتن معيار سواد داشتن به شمار نمي‌آيد، لذا در وضعيت كنوني، مدارس ما غالباً چيزي جز تداوم مهد كودك‌هاي سنتي (با هدف نگهداري بچه‌ها تا هنگام فراغت اوليا از كار روزانه خود) نمي‌باشد و يادآور طنز معروف مارك تواين كه: «سعي مي كنم مدرسه رفتن مزاحم تحصيلاتم نشود!»

من هنوز دانش آموزم1

من هنوز دانش آموزم2

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:52 توسط یکی از چند صدای معلم |

پاسخگويي مسؤولان صفر است

 

 "چرا با وجود آن كه  ((ما كشوري ثروتمند)) هستيم و از نظر منابع طبيعي و زير زميني يكي از غني ترين كشورهاي دنيا به حساب مي آييم، از نظر اقتصادي وضع مردم اين قدر بد است و مردم دچار مشکلات حاد رفاهي هستند؟ اگر مشكلات مربوط به يك سال و دو سال و پنج سال و ده سال مي‌بود، مي‌گفتيم مسؤولان در حال اجراي سياست هاي خاصي هستند كه اين سياست ها در چند سال آينده جواب مي‌دهد و كشور و مردم به جايگاهي كه با وضعيت و امكانات آن متناسب است، مي‌رسند. اما الان چندين سال از پايان جنگ گذشته و آن حرف هايي كه در مورد بازسازي و نوسازي ساختار هاي اقتصادي كشور و اجراي سياست هاي خاص مي زدند، كهنه شده و هيچ نتيجه اي هم نداده است. چرا؟ دليل اين وضعيت بد مردم چيست؟ تا چه وقت مردم بايد سختي ها، تورم، گراني، بيكاري و تنگي معيشت را تحمل كنند؟ مگر ما كشور فقيري هستيم؟ مگر ما كشاورزي نداريم، صنعت نداريم؟ چه كسي مسؤول نهايي است؟... البته ملت غيور و روشنفكر ايران زمين پاسخ همه ی اين سوالات را نزد خود دارد." (1)

(1) ( كيهان 3/2/1383، ش 179240 )

قابل توجه کیهانیان: اين وضعيت نابسامان همچنان ادامه داشته و خواهد داشت!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:51 توسط یکی از چند صدای معلم |

آیا معلمان بی انصاف هستند؟

" معلمان نيمي از سال تعطيلند. سه ماه تابستان، 15 روز عيد نوروز، ده ها روز مناسبت هاي انقلابي و مذهبي ! تازه غير از اين ها، برف و باران و آلودگي هوا هم در خدمت معلمانند. اما باز هم دو قورت و نيمشان باقيست. دايماً نق مي زنند که حقوق ما کم است. اگر با چشم عدالت نگاه کنيم، همين 200 هزار توماني که مي گيرند، زياد است. کار معلمي کاري نيمه وقت است. کارمندان و کارگران، هفته اي 44 ساعت کار مي کنند و معلمان هفته اي 24 ساعت، آن هم نيمي از روزهاي سال. اگر نظام هماهنگ واقعي اجرا شود معلمان چيزي هم بدهکار مي شوند."

البته مسؤولان و نمايندگان مجلس، با اين صراحت حرف دلشان را نمي زنند، فقط مي گويند معلمان عزيز زيادند. اين استدلالي است که بيشتر در سطح جامعه رواج دارد و معلمان معمولاً اين سخنان را از زبان باجناق، پسر خاله، دخترعمه و همسايه و... در ديد و بازديدهاي خانوادگي مي شنوند. معلمان نمي توانند به اين گونه سخنان بي تفاوت باشند. آن ها براي پيشبرد مطالبات صنفي خود، بايد همدلي و نگاه مثبت اقشار اجتمايي را نسبت به خواسته هاي خود جلب کنند و يکي از راه هاي آن، وارد شدن در چنين گفت وگوهايي است.

و اما ساعت کار معلمان!

ابتدا به موضوع ساعت کار هفتگي معلمان مي پردازم. ساعات تدريس موظف دبيران دوره ی راهنمايي و متوسطه و هنرستان ها 24 ساعت و آموزگاران دوره ابتدايي 24 تا 32 ساعت در هفته است. اين ساعاتي است که معلم در کلاس درس حضور دارد. اما کار آموزشي معلم به اين ساعت ها محدود نمي شود. تقريباً به ازاي هر ساعت رسمي، يک ساعت کار غير رسمي آموزشي، خارج از کلاس ضروري است. به عبارت ديگر ساعت کار واقعي يک دبير موظف حدود 48 ساعت در هفته است که نيمي از کار را در کلاس و نيم ديگر را خارج از کلاس و اغلب در منزل انجام مي دهد. چنين تقسيم بند يي در مورد همه ی مشاغل آموزشي رايج است و به طبيعت کار آموزشي برمي گردد. بر همين اساس ساعت کار رسمي استادان دانشگاه، از نصف ساعت کار دبيران هم کمتر است. معلم بايد کتاب ها و مقالات جديد در رشته ی تخصصي خود را مطالعه کند تا معلوماتش به روز باشد. علاوه بر آن در حوزه هاي تعليم و تربيت، روانشناسي، علوم اجتماعي بايد با نظريه هاي جديد آشنا شود. تهيه ی تمرين هاي اضافي، طراحي سؤال و مسأله و کشف روش هاي جديد براي تفهيم بهتر درس نياز به زمان دارد. معلم امتحانات هفتگي و ماهانه برگزار مي کند و تصحيح اوراق امتحاني وقت زيادي از او مي گيرد. حتي اوقاتي را که معلم صرف رسيدگي به سر و وضع ظاهري خود مي کند را مي توان جزء ساعت کار او حساب کرد. اين زمان هاي پراکنده را با هم جمع کنيد. دست کم مجموع ان ها 24 ساعت مي شود.

در اينجا، احتمالاً خواننده ی فهيم و نکته سنج نويسنده را به ايده ی جانبداري متعصبانه از معلمان متهم مي کند و مي گويد: معلم امروزي نه مطالعه مي کند و نه تحقيق. او در وقت اضافي مسافربري مي کند و با جسمي خسته و اعصابي فرسوده وارد کلاس مي شود و ميزان بهره وري معلمان از نظر کيفي به شدت پايين است. دانش معلم در طول زمان به تدريج کم مي شود. تمرين ها تکراري، روش تدريس بدون تغيير و خسته کننده، رفتارش خشک و عکس العمل هاي او غريزي و ثابت است. حتي معلم به سر و وضع ظاهري خود هم نمي رسد. بخش زيادي از اين حرف ها درست است. اما آيا فقط بهره وري کار معلمان پايين است؟

بحث شيرين تعطيلات!

مي رسيم به بحث شيرين تعطيلات که بحث روز هم هست. کارمندان دولت در سال، يک ماه مرخصي استحقاقي دارند و معلمان 3 ماه تابستان را تعطيلند. اما به باور معلمان سه ماه تعطيلي، يک افسانه است. معمولاً کارهاي مربوط به تصحيح اوراق امتحانات خرداد ماه و وارد کردن نمرات در ليست و رسيدگي به اعتراضات تا اواسط تير ماه طول مي کشد. از اول شهريور هم که امتحانات تجديدي شروع مي شود، معلمان به عنوان مراقب بايد در مدرسه حضور داشته باشند. امتحانات تجديدي تا 20 شهريور، معلم را به خود مشغول مي کند. بعد هم دلشوره گرفتن ابلاغ جديد دست و پاي معلم را تا اول مهر مي بندد. از ترس مازاد شدن بايد چهار چشمي مواظب باشد با پايي در اداره و پايي در مدرسه. تعطيلات واقعي معلمان 45 روز است در برابر30 روز مرخصي کارمندان. اصلاً فرض کنيم معلمان 6 ماه تعطيلند. اين تعطيلات چهل تکه به چه کار معلمان مي آيد؟ تعطيلات فراوان و پراکنده، به درد کسي مي خورد که جيب پر پول، خودرو مطمئن و ويلاي شمال داشته باشد. يک مسافرت چند روزه به شمال حقوق يک ماه معلم را مي بلعد و او را براي هميشه از مسافرت و تفريح پشيمان مي کند. چند روز مي شود مزاحم فاميل شهرستاني شد؟  

 

ساعت حضور معلمان ژاپني در مدرسه 44 ساعت در هفته است از 8 صبح تا 30 /4 دقيقه بعد از ظهر. ان ها فقط يک سوم اين ساعات را در کلاس به تدريس مشغولند يعني 15 ساعت و بقيه ی ساعات هفته را صرف راهنمايي، مشاوره و حل مشکلات دانش آموزان و کمک به بهبود و اجراي مناسب تر برنامه هاي آموزشي مدرسه مي کنند. در همين ساعت ها با اولياي دانش آموزان جلسه مي گذارند، طرح درس تهيه مي کنند، تکاليف دانش آموزان را بررسي مي کنند. البته حضور تمام وقت معلمان در مدرسه نياز به فضا و امکانات کافي دارد. ژاپني ها مشکل زمين دارند. وسعت خاک ژاپن با جمعيتي دو برابر ايران حدود يک پنجم مساحت ايران است. به همين دليل ژاپني ها در خانه هاي کوچک زندگي مي کنند، اما مدارس بسيار بزرگي دارند. تمامي کلاس هاي مدارس داراي تلويزيون و ويديو است. بيشتر مدارس ژاپن به سالن ويژه ی موسيقي و رقص، آزمايشگاه علوم، کتابخانه، سالن هاي ورزشي، استخر شنا، استوديوي ضبط و پخش صدا وتصوير، زمين هاي بازي وسيع، سالن ويژه خانه داري و آشپزي، سالن کامپيوتر، سالن آشنايي با جهان از طريق نشريات، کتاب ها و نوار هاي ويديويي مجهزند. در بيشتر مدارس فضاهاي مناسبي براي فعاليت هاي آزاد دانش آموزان مانند نگهداري حيوانات اهلي، کاشت سبزي و گل و... وجود دارد. هر مدرسه داراي سالني است براي مشاوره فردي و گروهي دانش آموزان با معلمان.

در ايران چند مدرسه را مي شناسيد که 10% اين امکانات را داشته باشند؟ مدارس ما يک حياط آسفالت شده دارند با يک تور واليبال در وسط آن و تعدادي کلاس لخت و عور و حداکثر نمازخانه اي با گنجايش سي، چهل نفر و ديگر هيچ. اگر قرار باشد معلمان ايراني 44 ساعت در مدرسه بمانند، جايي براي ايستادن آن ها هم وجود ندارد تا چه رسد به فعاليت هاي تحقيقاتي و مشاوره و تشکيل جلسه با اوليا و...

 واقعيت اين است که کليد موفقيت هاي شگفت انگيز ژاپن، سرمايه گذاري در آموزش و پرورش است. کاري که ژاپني ها از 150 سال پيش، تقريباً همزمان با تاسيس دارالفنون در ايران آغاز کردند و بي وقفه ادامه داده اند...

محمدرضا سرکاراراني در کتاب اصلاحات آموزشي و مدرن سازي مي نويسد: "در ژاپن امروز هيچ شغل و حرفه اي به اندازه ی حرفه معلمي از موقعيت والايي برخوردار نيست. معلمان ابتدايي از مهندسان راه و ساختمان و مکانيک و کارمندان عالي رتبه ی شرکت هاي بزرگ جايگاه اجتماعي فراتري دارند." اما در ايران، نام معلم برهان قاطعي است براي اثبات نداري، و بچه هاي معلمان از اين که با صداي بلند شغل پدرشان را اعلام کنند خجالت مي کشند. داستان فقر معلمان، داستاني است بر سر هر کوچه و خيابان. کار به جايي رسيده که بقال و سبزي فروش محل دلشان به حال آقا معلم مي سوزد و چند توماني به او تخفيف مي دهند. براي داشتن تصويري اجمالي از حقوق و مزاياي مادي معلمان ژاپني، فقط به اين نکته اشاره مي کنم که در شرايط مساوي از نظر ميزان تحصيل و سابقه کار، حقوق معلمان تفاوتي با ساير کارکنان بخش دولتي و خصوصي ندارد.

رواج اين تفکر که معلمي شغلي آسان و پاره وقت است، بيش از همه به آموزش و پرورش لطمه مي زند. مسايل حوزه ی آموزش و پرورش را کسي جدي نمي گيرد. نه دولت، نه مجلس، نه احزاب سياسي اصلاح طلب و محافظه کار طرح جامعي براي حل مشکلات اين حوزه ندارند و شايد اصلاً مسايل اين حوزه را نمي شناسند. زوال حرفه ی معلمي از سال ها پيش آغاز شده است و با وجود هشدارهاي مکرر از سوي کارشناسان، حساسيت کسي را بر نمي انگيزد. انتخاب شغل دوم، آن هم مشاغل غير فرهنگي و متفرقه، واکنش بي صداي معلمان به شرايط معيشتي آن هاست. واکنشي خاموش و ويرانگر که آثار مخرب آن به شکل افت کيفيت آموزشي هم اکنون ظاهر شده است. در آينده ی نزديک همه ی معلمان به موجوداتي دوزيست بدل مي شوند: معلم- راننده، معلم- کشاورز، معلم- مغازه دار، معلم- دلال، معلم- پيک موتوري، معلم- بنا، معلم- آهنگر و... ديگر هيچ معلمي سردولت فرياد نخواهد کشيد، چرا که ديگر معلمي وجود ندارد. او ساعاتي از هفته، جسم خسته خود را به مدرسه خواهد رساند و باري به هر جهت کار خود را انجام خواهد داد. مشاغل غير فرهنگي به تدريج معلم را از درون تهي خواهد کرد و پايان کار معلم پايان کار آموزش و پرورش است.

با این وجود خوش به حال معلمان ایران با اين همه تعطيلات! ايران، خانه هاي بزرگ و مدرسه هاي مخروبه و کوچک و معلماني فقير دارد، حتي عده اي از بچه هاي ايراني زير کپر درس مي خوانند. اما ژاپني ها، خانه هاي کوچک و مدرسه هاي بزرگ و معلماني مرفه و راضي دارند. خوش به حال ما ايراني ها که از نظر هوش خود را سرآمد ملت هاي جهان معرفي مي کنيم و چشم بادامي هاي سخت کوش را خنگ و کودن و شبيه تراکتور مي دانيم. ما روي دريايي از نفت خوابيده ايم و زرنگيم و رانت مي خوريم و کار کردن و زحمت کشيدن را علامت حماقت مي دانيم و در کسب و کار، يک شبه ره صد ساله مي پيماييم. اما هنگامي که پاي بحث هاي سطح بالا پيش مي ايد، باد به غبغب مي اندازيم و شعار مي دهيم که اصلي ترين سرمايه ما فرزندانمان هستند و براي تأمين آينده آن ها حاضر به انجام هر گونه فداکاري هستيم و در همان حال فرزندان خود را در اختيار دستگاهي مي گذاريم که فقر و نکبت و ناکارآمدي از در و ديوار آن مي بارد. بچه هاي کوچک ما با کارنامه هاي پر از بيست، 18 ساله مي شوند. جواناني اخمو، عصبي، گوشه گير و مايوس و غمزده با کوله باري از محفوظات و معلومات کپک زده که به هيچ کاري نمي آيد و ما انگشت حيرت به دندان گرفته ايم که چرا روح زندگي در جوان ما مرده است؟

تنها به معلمان نگوييم خوش به حالتان براي اين همه تعطيلي. خوش به حال وزير که با تواضع به عملکرد خودش، نمره ی ناپلئوني مي دهد! خوش به حال فراکسيون 105 نفره ی فرهنگيان مجلس، به خاطر سکوتشان، خوش به حال آن هايي که سند چشم انداز 20 ساله را نوشتند تا ايران در سال 1402 شمسي از نظر نيروي انساني تربيت شده، سر آمد منطقه باشد و امروز فکر مي کنند با اين آموزش و پرورش داريم به سمت اين هدف مي رويم. خوش به حال احزاب و گروه هاي پوزسيون و اپوزسيون که مسايل حوزه ی آموزش و پرورش به چشمشان خرد و پيش پا افتاده مي آيد! و بالاخره خوش به حال پدران و مادران ساده انديشي که گمان مي کنند در عصر فرزند سالاري، مشغول فداکاري عظيم براي ساختن آينده ی فرزندانشان هستند.

رمان کوري نوشته خوزه ساراماگوي پرتغالي را خوانده اي؟ به گمانم در مورد آموزش وپرورش، ما هم دچار کوري همگاني شده ايم. نه از نوع کوري سفيد، نوعي کوري محلي شبيه آب مرواريد پيش رفته، و به جاي واقعيت ها اشباحي بي شکل ومبهم مي بينيم.

من هنوز دانش آموزم1

من هنوز دانش آموزم2

من هنوز دانش آموزم3

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:49 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه ای سر گشاده به محمود احمدی نژاد

نامه ای سر گشاده به محمود احمدی نژاد در آستانه ی تحریم  اقتصادی و یا شاید حمله نظامی به ایران

 

آقای احمدی نژاد سلام!

من یک ایرانی هستم به اصطلاح هموطن شما! سیاست های شما در مدت ریاست جمهوری، کشور عزیزمان ایران را در معرض خطری بزرگ قرار داده که شاید با ادامه ی این عملکرد شما و همدستانتان امید نجاتی برای ما نباشد. البته برای شما مهم نیست چون تاوان ندانم کاری شما را ما ملت باید پس بدهیم. ما باید زجر و گرسنگی و محرومیت بکشیم. هنگامی که شما هولوکاست را افسانه خواندید شاید گمان نمی کردید این حرف نسنجیده ی شما چه عواقبی برای ما خواهد داشت. آقای احمدی نژاد! مگر یهودیان را شما کشته اید؟ مگر یهودیان فاجعه ی هولوکاست را مسلمانان کشته اند؟ واضح است که کشتار یهودیان کارغربی ها بوده است، خوب چه ربطی به ما دارد؟ اصلاً این قضیه چه ربطی به منافع ملی ما دارد؟ شما طوری حرف زده اید که در افکار عمومی جهان این دیدگاه به وجود آمده که انگار فاجعه ی هولوکاست کار ماست! شما گفته اید اسرائیل را باید از نقشه ی کره زمین حذف کرد! می توان این کار را کرد؟ شما اگر می توانید تلاش کنید نقشه ی فلسطین روی کره ی زمین باقی بماند! کمک کنید صلح و ثبات در همین فلسطین کوچک برقرار شود! لطف کنید حماس و فتح را به جان هم نیندازید. بگذارید فلسطینی های بدبخت نفس بکشند. آقای احمدی نژاد! دست از سر نصر الله و لبنان بردارید. چرا باید مردم صلح طلب لبنان تاوان تمامیت خواهی شما و امثال شما را بدهند؟ در حالی که بیش از 70% ملت ما زیر خط فقر زندگی می کنند؛ کمک های میلیاردی شما به حزب الله چه معنی دارد؟ دختران مملکت ما و به قول شما ناموس ایران اسلامی را دارند به همین اعراب می فروشند تا اعراب شکمباره از بدن آن ها لذت ببرند! آن وقت شما میلیاردها تومان خرج می کنید تا کنفرانس هولوکاست را در تهران برگزار کنید! در کدام مرام و مسلک چنین ظلمی تعریف شده است؟ در داخل مملکت بیکاری ٬فحشا٬ فقر ٬خود کشی٬ انحطاط اخلاقی ٬گرانی و تورم سر به بینهایت زده است. مردم کشور شما ایران که گمان نمی کنم هویت و ملیت آن ها برای شما کوچکترین ارزشی داشته باشد دارند از فقر و بی عدالتی ضجه می زنند و هیچ کس به داد آن ها نمی رسد. مگر قرار نبود شما نفت را بر سر سفره ی همین ملت بدبخت بیاوری تا ۸ سال جنگ و فلاکت و آوارگی و 30 سال دروغ و عوامفریبی را به فراموشی بسپارند؟ مگر قرار نبود مشکل معیشتی فرهنگیان را برطرف کنید؟ مگر قرار نبود تروریست های دانه درشت اقتصادی را معرفی کنید؟مگر قرار نبود تورم و گرانی را کنترل کنید؟ شما کدام یک از وعده های پوپولیستی خود را جامه ی عمل پوشاندید؟ اکنون برای 4% غنی سازی اورانیوم، کشور را در سراشیبی جنگ و فلاکت قرار داده اید. حالا فرض این که شما بمب اتم را ساختید با آن کجا را می خواهید بزنید؟ پاکستان بمب اتم دارد اما مردمش با فقر و تنگدستی مواجه هستند. کره شمالی بمب اتم دارد اما جزو فقیرترین و بدبخت ترین کشورهاست. کره جنوبی بمب اتم ندارد اما رشد اقتصادیش مملکت ما را یک جا قورت می دهد. مالزی کشوری اسلامی است. اتم هم ندارد اما مردمش در رفاه نسبی زندگی می کنند. آقای احمدی نژاد فرافکنی نکنید به مشکلات مردم بپردازید اگر می توانید مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را حل کنید. دست شما برای مردم و حتی خیلی از طرفدارانتان رو شده است. آقای احمدی نژاد از مردم عذر خواهی کنید، استعفا بدهید و لطفاً دیگر کاندیدا نشوید!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:46 توسط یکی از چند صدای معلم |

مدیر مدرسه یا پهلوان معرکه گیر؟

ساعت 16 وقتي از محل کار به خانه رفتم، پسرم که دانش‌آموز مقطع تحصيلي سوم راهنمايي درس مي‌خواند، دعوتنامه‌اي را به دستم داد که در آن نوشته شده بود، ولي محترم دانش‌آموز، از شما دعوت مي‌شود در جلسه توجيه بهداشتي فرزندانتان که در مدرسه با حضور خانم دکتر برگزار مي‌شود حضور به هم رسانيد.

فرداي آن روز با در دست داشتن دعوت نامه رأس ساعت مقرر به مدرسه رفتم، مدير مدرسه براي مدعوين از سالن مدرسه همجوار استفاده کرده بود، تعداد زيادي از اولياي دانش‌آموزان که اکثرا خانم بودند دعوت را پذيرفته و حضور پيدا کرده بودند. در ابتداي جلسه آقاي مدير مدرسه وقت را غنيمت شمرد و شروع به سخنراني کرد. حدود نيم ساعت از خودش تعريف و تمجيد کرد و کلي منم را اضافه بار خود کرد، وقتي مطلبي براي بيشتر مبالغه کردن از خود نداشت به بحث مدرسه پرداخت، مشکلات نبود پول، کمک مادي اولياء به مدرسه، نبود کاغذ و ادامه داد، مدرسه حتي براي باز کردن لوله فاضلاب دستشويي که در حال حاضر کيپ شده پولي ندارد و گفت ما آنقدر شعورش را داشتيم که پولي را براي حل مشکلات مدرسه از اولياء نگيريم به رغم اين‌که انجمن اوليا مي‌گفتند اين کار را بکنيد، گفتم هرکه مي‌تواند کمک کند و بايد اين کمک به مدرسه صورت گيرد و ادامه داد متاسفانه دولت به وضع مدارس توجه ندارد، در ادامه مقايسه کرد بودجه سرانه دانش آموزان ايران را با کشورهاي آمريکايي و ژاپن، حرف‌هاي آقاي مدير گل انداخته بود و حضار هم با نچ نچ و بعضا غر غر شنونده بودند. با گوش کردن به صحبت‌هاي مدير و طلب کمک به ياد داستان معرکه‌گيري درويش‌ها و پهلوانان افتادم که به اين شرح مي‌باشد.

بعضا ديده مي‌شود در گوشه و کنار شهر و بيشتر در جنوب شهر يک پهلوان بساطي باز مي‌کند و مردم هم به تماشاي آن شخص جمع مي‌شوند تا از پهلوان‌بازي آن و نشان دادن مار و يا پاره کردن زنجير توسط پهلوان ديدن کنند، در پايان معرکه پهلوان ظرفي را به دست گرفته و با قسم دادن مردم به ائمه اطهار درخواست پول مي‌کند، اگر بخواهم مطلب را خيلي خلاصه بيان کنم اين طور مي‌شود گفت که پهلوان، اول کلي از خودش تعريف مي‌کند، بدن ورزشي و بازوهاي خودش را به مردم نشان مي‌دهد، کارهايي که مي‌تواند انجام دهد انجام مي‌دهد، سپس کاسه گدايي را به دست مي‌گيرد!



هنوز مدير در حال سخنراني بود که يک آقايي که از حضار بود گفت، ببخشيد آقاي مدير بالاخره شما نماينده ما هستيد يا نماينده دولت يا هر دو؟ ما شما را مدافع خود مي‌دانيم، شما بايد کمبودهاي مدرسه را با مديران کل آموزش‌وپرورش در ميان بگذاريد و بودجه بگيريد، طبق قانون اساسي اين کشور تحصيلات رايگان است و طبق بخشنامه وزير آموزش‌وپرورش، اخذ هرگونه وجه نقد از اولياء دانش آموزان به اجبار خلاف محسوب مي‌شود لذا، جنابعالي بهتر است پيگيري جدي به عمل آوريد و از دولت يا مسئولان بالاتر بودجه براي مدرسه دريافت کنيد و ادامه داد: اين مملکت پول زياد دارد، پول‌هاي فروش نفت، صندوق ذخاير ارزي، مسافرت‌هاي پر خرج و بيهوده مسئولان به خارج از کشور، با استفاده و صرفه‌جويي در هر کدام از اين موارد کل مدارس ايران تکميل و تجهيز خواهد شد، البته هستند آدم‌هاي خير که توان مالي دارند و اقدام به ساخت مدرسه و مسجد و.....مي‌کنند که ثواب زيادي هم دارد و صالحات و باقيات است.

آقاي مدير با حالتي بر افروخته گفت، آقاي عزيز من بارها پيگيري کرده‌ام، متاسفانه پول به ما نمي‌دهند، مدرسه براي يک بسته کاغذ محتاج است و از طرفي اين را خودم مي دانم که در قانون چه گفته شده و يا تحصيلات رايگان است، بنده فوق ليسانس هستم بي‌سواد که نيستم.

آن آقاي معترض در جواب گفت، با توجه به اين‌که نه دولت به شما بودجه مي‌دهد و نه اولياء و مدرسه هم مشکلات زيادي دارد چرا استعفا نمي‌دهي؟ آقاي مدير گفت، مدرسه تعطيل مي‌شود. آقاي معترض گفت چرا وقتي براي حقوق و حق خودتان مدرسه را تعطيل کرديد ناراحت نبودي، حالا هم ناراحت نباش يا مدير باش و مشکلات را حل کن يا استعفاء بده، شايد يکي بيايد و بهتر از شما کار کند و اين مشکلات و معضلات را حل کند. آقاي مدير که جوابي نداشت سکوت کرد و از خانم دکتر دعوت کرد براي بحث بهداشت جلسه را ادامه دهد.

..........................................................................................................

نظام آموزش‌وپرورش ما به سرعت به سمت طبقاتي شدن مي‌رود و البته ناگفته پيداست كه در اين راه، به مدارجي هم نايل شده است!
امروز در شرايطي كه بسياري از دانش‌آموزان ايراني در فضاهايي كه تنها نامشان مدرسه است و نيز در اماكني مانند كپرها و بناهاي رو به ويراني و كاهگلي درس مي‌خوانند، تعدادي از آنان از امكاناتي برخوردارند كه برخي دانشگاه‌ها چنان تمتعاتي ندارند.

معلمان خوب، كلاس‌هاي ويژه، برنامه‌هاي فوق‌العاده، آزمايشگاه‌هاي مجهز، زمين‌هاي ورزشي و... همه و همه ويژه درصد اندكي از «دانش‌آموزان درجه يك» است كه از اقبال بلند خويش در خانواده‌هاي ثروتمند يا مسئولان به دنيا آمده‌اند، ولي بقيه دانش‌آموزان، بايد در مدارسي درس بخوانند كه مديرانشان حتي بودجه‌اي در اختيار ندارند تا كلاس فوق‌برنامه‌اي براي كنكوري‌ها برگزار كنند يا به شاگردان ممتاز جايزه‌اي بدهند و يا وسايل از كارافتاده آزمايشگاه‌هايشان را ـ در صورت وجود آزمايشگاه ـ تعمير كنند.

در چنين شرايطي، معلوم است كه خروجي آموزش‌وپرورش چه وضعيتي خواهد داشت. بيشتر كساني كه پس از فراغت از دوران دوازده ساله تحصيلات عمومي، وارد دانشگاه‌‌ها مي‌شوند تا عناوين دكتر و مهندس و وكيل و جامعه‌شناس و... را از آن خود كنند، همان دانش‌آموزان «درجه يك» خواهند بود و «درجه دو»ها، كمتر قدرت رقابت با «صاحبان امكانات وسيع آموزشي» را خواهند داشت.
درواقع، نظام معيوب آموزش‌وپرورش، باعث شده است، حتي دانشگاه دولتي نيز كه به ظاهر پولي نيستند، رفته‌رفته ويژه ثروتمندان شوند.

در حال حاضر، برخي مدارس غيرانتفاعي، براي ثبت‌نام دانش‌آموزان در كلاس اول ابتدايي، يك ميليون و دويست هزار تومان از اولياي دانش‌آموزان مي‌گيرند. بديهي است كساني كه از عهده پرداخت چنين شهريه‌هاي سنگيني برمي‌آ‌يند، «عده‌اي خاص» اند كه از ثروت‌هاي نجومي و احتمالا بادآورده و رانت‌آورده برخوردارند و باز بديهي است، كسي كه بتواند، بيش از يك ميليون تومان براي كلاس اول فرزندش شهريه دهد، ده‌ها ميليون تومان ديگر در طول سال‌هاي تحصيلي هزينه خواهد كرد و خواهد توانست به كمك دوپينگ‌ مالي، آقازاده‌اش را از ديگر رقيبان جلو اندازد و وارد دانشگاه كند. حال، آيا مي‌توان گفت چنين دانشگاهي واقعا رايگان است؟!

پاسخ، منفي است، زيرا هرچند دانشگاه‌‌هاي دولتي، پولي نمي‌گيرند، ولي پولداران جامعه، هزينه‌هاي ورود فرزندانشان به دانشگاه را در طول تحصيلات عمومي پرداخت مي‌كنند و به اين ترتيب، بخش اعظم ظرفيت محدود اين دانشگاه‌ها را از آن خود مي‌كنند.
به راستي! چه تبعيضي بالاتر از اين‌كه دانش‌آموزان مختلف كشور، در شرايط نابرابر درس بخوانند، برخي، از بهترين كلاس‌هاي تقويتي در كنكور و تست‌زني برخوردار باشند و برخي، در محروميت مطلق درس بخوانند، ولي در كنكور، تحت شرايط يكساني رقابت كنند؟!
راستي! فرداي جامعه ما كه توسط تحصيلكردگان پولي مديريت خواهد شد، چه شكلي خواهد بود؟ 

من هنوز دانش آموزم

من هنوز دانش آموزم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:44 توسط یکی از چند صدای معلم |

باز هم ایران اول شد(البته از نظر تورم!!)

تورم ايران در خاورميانه اول ، در جهان چهارم

تازه‌ترين گزارش صندوق بين‌المللي پول حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري بالاترين ميزان در ميان 14 كشور منطقه ی خاورميانه و چهارمين نرخ تورم بالا در ميان 183 كشور جهان خواهد بود.

به گزارش ايسنا، تازه‌ترين گزارش صندوق بين‌المللي پول در خصوص دورنماي اقتصادي جهان نشان مي‌دهد كه نرخ تورم ايران در سال جاري به 26 درصد خواهد رسيد كه بالاترين ميزان در خاورميانه و چهارمين نرخ تورم بالا در ميان كشورهاي مورد ارزيابي قرار گرفته جهان (183 كشور) خواهد بود.

صندوق بين‌المللي پول در گزارش خود اعلام كرده است كه نرخ تورم ايران در سال 87 بالاترين ميزان خود را شاهد خواهد بود و تا پايان سال 1392 نيز بالاترين ميزان خواهد بود.

انتظار مي‌رود در سال 88 تورم 22 درصدي براي كشور به ثبت برسد كه تداوم روند نزولي اين شاخص را در سال 1392 به 15 درصد خواهد رساند.

در ميان كشورهاي جهان كه صندوق بين‌المللي پول به بررسي نرخ تورم در آن ها پرداخته، ميانمار با تورم 34.5 درصدي در صدر قرار گرفته و پس از آن جزاير سيچلس واقع در اقيانوس هند با نرخ تورم 27.3 درصدي در مكان دوم جهان جاي دارد.

در ميان كشورهاي منطقه خاورميانه نيز ايران با تورم 26 درصدي مكان اول را به خود اختصاص داده و يمن با نرخ تورم كمتر (17.2 درصد) مكان بعدي را اشغال كرده است.

همچنين كمترين تورم منطقه خاورميانه متعلق به بحرين با نرخ 4.5 درصد است.

صدای معلم: ما به نوبه ی خود به تمامی دولتمردان خصوصاْ تیم اقتصادی دولت و بالاخص رئیس جمهور محبوب و مردمی و ماندنی! (منظورمان به یاد ماندنی است) خسته نباشید عرض می کنیم!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:15 توسط یکی از چند صدای معلم |

ساختار و ساختارشكني

 هر از چندي در فضاي سياسي ايران واژه يا عبارتي بر سر زبان محافل افراطي مي‌افتد تا بدان وسيله با رقيبان خود به نبرد تبليغاتي بپردازند و يا در صورت لزوم حساب آنان را تسويه كنند.
در اوايل دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي اين جمله كه «مي خواهند مشروطيت را تكرار كنند» نقل محفل نيروهاي محافظه كار مخالف دولت بود، جمله‌اي كه به عنوان «اتهام» عليه اصلاح طلبان بي امان تكرار و تكرار مي‌شد.
پس از مدتي اين جمله از يادها رفت و به جاي آن، اتهام «براندازي خاموش» رواج يافت، اتهامي كه هيچگونه تعريف حقوقي و قانوني نداشت، اما بر اساس آن شمار بسياري از دوستان ما را بازداشت، محاكمه و محكوم كردند.
اينك اما بحثي از براندازي هم نيست، بلكه اتهام «ساختارشكني» جاي آن را گرفته است، اتهامي كه متاسفانه از زبان برخي از نيروهاي داخلي اصلاح طلبان عليه ديگراني كه با آنان متفاوت مي‌انديشند، تكرار مي‌شود.
اما ساختار چيست و ساختارشكن كيست؟
براي مفهوم سازي اين واژه‌ها مي‌توان به آثار متفكران مكتب ساختارگرايي مراجعه كرد و مفهومي روشن از آن به دست داد، اما به باور من، در بحث‌هاي روزمره سياسي، اسير شدن در كلاف سردرگم تعاريف كلي، جز هدر دادن وقت نيست و به جاي آن بهتر است كه مصاديق جزيي را مطرح و رائه كرد.
از اين رو، در اينجا به جاي تعريف جامع و مانع ساختار و ساختار شكني، مصاديق مشخصي را به صورت پرسش مطرح مي‌كنم تا آنها كه رقيبان خود را به ساختارشكني متهم مي‌كنند، پاسخ لازم را ارائه كنند.
اگر بگوييم همه ايرانيان چه آنكه اهل خور و بيابانك است و چه بالاترين مقام سياسي و مذهبي كشور در مقابل قانون با هم برابرند، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم هر مقام رسمي با هر موقعيت و درجه‌اي به ميزان قدرت خود بايد مسئوليت و پاسخگويي در باره نحوه استفاده از قدرت خود را داشته باشد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم حساب و كتاب مالي تمام نهادهاي اقتصادي وابسته به حكومت بايد به صورت شفاف و علني مورد بررسي كارشناسانه قرار گيرد، ساختار شكني است؟
اگر بگوييم نهادهاي نظامي، انتظامي و امنيتي حق ورود به رقابت‌هاي سياسي بين احزاب و جناح‌ها را ندارند، آيا ساختارشكني است؟
اگر بگوييم قوه قضاييه بايد نهادي مستقل و بي‌طرف در اختلاف‌هاي بين اتباع و حكومت باشد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم شوراي نگهبان بايد نهادي اجماعي و بي‌طرفي سياسي آن مورد پذيرش تمام گرايش‌هاي فكري در ايران باشد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم احزاب سياسي بايد از امنيت لازم براي تاسيس، گسترش و رقابت در هر انتخاباتي برخوردار باشند، ساختار شكني است؟
اگر بگوييم انحصار اطلاع رساني در دست حكومت بايد جاي خود را به تنوع و تكثر در نظام رسانه‌‌اي در همه عرصه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري دهد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم چنانچه دستگاه اطلاعاتي مرتكب قتلي شبيه قتل‌هاي زنجيره‌اي شد، موضوع بايد تا شناسايي دقيق عاملان و مباشران قتل دنبال شود، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم مدير مسئول روزنامه‌اي كه از اموال عمومي استفاده مي‌كند اما كاري جز نشر دروغ و تهمت و فحاشي عليه نخبگان ايراني ندارد، بايد عوض شود، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم تبعيض و فقر و فساد بيداد مي‌كند و بايد با ريشه يابي آنها، كشور را از شرشان نجات داد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم همه ايرانيان از هر رنگ و نژاد و مذهب و مرامي داراي حقوق مساوي‌اند و اجحاف عليه احدي روا نيست، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم كسي به علت اظهارنظر خود نبايد مجازات كيفري شود، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم همه فرزندان ايران با هر مرام و گرايشي از حق تحصيل و ادامه تحصيل برخورداند، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم در انتخابات رياست جمهوري، مجلس و شوراها همه ايراني‌ها حق انتخاب كردن و انتخاب شدن دارند، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم افشاي مفاسد اداري، اقتصادي و سياسي حق رسانه هاست، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم اعتراض قانونمند و مدني و مسالمت‌آميز حق هر شهروند ايران است و كسي را به اين سبب نبايد مجازات كرد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم نياز كشور به عادي سازي روابط خود با همه كشورها از جمله آمريكاست، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم سياست ايران در برابر بحران خاورميانه بايد بر مبناي خفظ منافع ملي ايرانيان باشد، ساختارشكني است؟
اگر بگوييم .......
اگر ساختارشكني همين هاست، پس همه ايرانياني كه در پي حقوق خدادادي و شهروندي خود هستند، ساختار شكنند و اگر ساختارشكني جز اينهاست، كدام اصلاح طلب و تحول خواه داخلي در پي تحقق اهدافي جز موارد فوق است؟
 
احمد زیدآبادی
منبع: ادوار نیوز
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 10:35 توسط یکی از چند صدای معلم |

استفاده از بخاری نفتی در برخی از مدارس حاشيه تهران

آفتاب یزد: رئيس آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران گفت: برخي از مناطق و روستاهاي اطراف تهران همچون فيروزكوه، ‌اشتهارد، طالقان و شمشك به علت سرماي شديد زمستان همچنان از بخاري هاي نفتي استفاده مي كنند.‌ چندي پيش نيز وزير آموزش و پرورش با اشاره به محدود بودن ميزان گرمايش بخاري‌هاي ليزري گفته بود، بعضي مديران و مسئولا‌ن مدارس، ‌بخاري‌هاي نفتي را بـه سـيـسـتـم‌ هـاي گـرمـايـشـي جـديد ترجيح مي‌دهند.اين اظهار نظرها در واقع بيان علت حادثه قبل از وقوع آن است، چرا كه در اواخر آذر ماه سال گذشته زماني كه تنها يك ماه به پايان مهلت سرپرستي علي احمدي در آموزش و پرورش واخذ راي اعتماد از مجلس براي وزارت باقيمانده بود وي در گفتگو با خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش كه‌‌‌چقدر ضمانت مي‌دهيد كه امسال حادثه ناگواري بــراي دانـش‌آمـوزان بـر اثـر اسـتـفـاده ازبـخـاري‌هـاي غير استاندارد پيش نيايد گفته بود، آموزش و پرورش برنامه از رده خارج كردن بخاري‌هاي غير استاندارد و حذف كامل آنها از مدارس را با جديت دنبال مي‌كند و سازمان نوسازي ، ‌توسعه و تجهيز مدارس كـشـور بـايـد بـا سـرعت بيشتري درحذف اين بخاري‌ها عمل كند. اما حالا‌ بعد از گذشت بيش از هشت ماه از وزارت علي احمدي و در آستانه آغاز فصل سرما، مدارس كشور را داوطلب در استفاده از اين بخاري‌ها مي‌خواند كه در واقع اين سوال در ذهن جاي مي‌گيرد كه اگر قرار است بخاري‌هاي جديد توزيعي در مدارس از استاندارد گرمايشي لا‌زم برخوردار نباشند صرف هزينه 124 ميليارد توماني كه براي تعمير و تجهيز مدارس و بخاري‌هاي جديد در مدارس كاري بيهوده است. با اين وجود يزدي خواه در گـفـتـگـو بـا مـهـر بـا بـيـان ايـنـكـه بيشتر مدارس شهرستانهاي استان تهران به شوفاژ و ‌سيستم هاي گرمايشي استاندارد مجهز هستند، افزود: در برخي از مدارس روستايي لوله‌كشي و نصب شوفاژ و يا ‌استفاده از وسايل گــرمــايـشــي ديـگـر بـه صـرفـه نـيـسـت كـه بـه هـمـيـن خاطربخاري هاي ليزري را در اختيار آنها گذاشته ايم.‌وي ادامه داد: به طور مثال در مدرسه اي كه بين 10 تا 12 دانش آموز دارد نـصـب شـوفاژ منطقي نيست به همين ‌خاطر بخاري‌هاي ليزري را در اختيار اين مدارس قرار داده ايم.‌ يزدي خواه گفت: نمي توان اين موضوع را نيز انكار كرد كه تعدادي از مدارس هنوز از بخاري هاي نفتي استفاده مي كنند، ‌چراكه شدت سرما در آنجا به حــدي بـالاسـت كـه گـرمـاي بــخــاري هـاي لـيـزري پاسخگوي محيط سرد كلاس نيست ولي اين ‌موضوع تاكنون خطري را در مدارس شهرستانهاي تهران ايجاد نكرده است.‌رئيس آموزش و پرورش شهرستانهاي تهران در پاسخ به اين سوال كه آيا شما به اين اصل اعتقاد نداريد كه خطر به ‌يكباره اتفاق مي افتد و هميشه خبر نمي دهد، اظهار داشت: اگرچه اين اصل درست است اما نظارت ها ، تذكرات و ‌برخورد بازرسين آموزش و پـرورش بـا مـديـران مـدارس مـتـخـلف نـيـز بـاعـث جلوگيري از خطر در اين زمينه شده است.‌وي ادامه داد: سعيما براين است كه تعداد بـيـشتري بخاري ليزري در اختيار مدارس مناطق سردسير قرار دهيم تا ديگر از ‌بخاري هاي نفتي استفاده نكنند.‌

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 9:46 توسط یکی از چند صدای معلم |

مواد خوراکی تا 143 درصد گران شد

روزنامه سرمایه: گزارش های موجود از بازار مواد خوراکی نشان می دهد در نیمه دوم نخستین ماه از فصل پاییز گوشت قرمز، میوه های تازه و حبوب با قیمت های بالاتری در مقایسه با نیمه اول مهرماه، مهمان سفره های مردم بوده است.

گرچه این بار بررسی متوسط نرخ خرده فروشی 11 گروه از مواد خوراکی در هفته منتهی به 19 مهر ماه جاری مشخص کرد تنها در سه گروه مذکور در مقایسه با هفته ماقبل افزایش قیمت رخ داده و در باقیمانده اقلام بررسی شده قیمت ها ثابت یا رو به کاهش بوده است اما متوسط نرخ خرده فروشی این 11 گروه که شامل 46 قلم از مواد خوراکی است در هفته مورد بررسی و در مقایسه با مدت مشابه سال قبل نشان دهنده رشد 87/82 تا 143 درصدی قیمت انواع برنج، نوسان قیمتی از 3/29 تا 5/115 درصد در گروه میوه های تازه و رشد 12/16 تا 78/30 درصدی قیمت ها در گروه لبنیات است.

در این دوره گروه سبزی های تازه نیز با نوسان قیمتی از 4- تا 4/58 درصد روبه رو بوده است.در این میان روغن نباتی مایع و جامد با رشد قیمتی از 3/36 درصد تا 9/45 درصد، گوشت مرغ با 6/44 درصد رشد، تخم مرغ با افزایش قیمت 87/40 درصدی، گروه حبوب با رشد قیمتی از 6/7 تا 61 درصد و گوشت قرمز با رشد 23 تا 76/23 درصدی همراه بوده اند.بر اساس این گزارش متوسط قیمت خرده فروشی برنج وارداتی غیرتایلندی در تهران در هفته منتهی به نوزدهم ماه جاری کیلویی 2425 تومان بوده در صورتی که در مدت مشابه سال قبل این محصول با قیمت کیلویی 997 تومان در اختیار مصرف کنندگان تهرانی قرار می گرفت که رشدی معادل 143 درصد را نشان می دهد.

در گروه برنج کمترین رشد قیمت مربوط به برنج داخله درجه دو بوده است. هفته گذشته قیمت این محصول در فروشگاه های شهر تهران به طور متوسط کیلویی 2800 تومان بوده که در مقایسه با قیمت 1098 تومانی در مدت مشابه سال قبل 87/82 درصد رشد داشته است.

در گروه میوه های تازه نیز در دوره مورد بررسی قیمت هر کیلو هندوانه از 174 تومان در مهر ماه پارسال به 375 تومان در هفته گذشته رسیده که نمایانگر رشدی معادل 5/115 درصد است.

قیمت هر کیلو انگور در این مدت از 853 تومان به 1668 تومان افزایش یافته و قیمت پرتقال درجه یک نیز با 89/94 درصد رشد از کیلویی 1764 تومان به 3438 تومان صعود کرده است.

همچنین در گروه لبنیات بیشترین میزان رشد قیمت به پنیر پاستوریزه مربوط می شود که قیمت آن با رشدی 30 درصدی از 1150 تومان برای یک بسته 450 گرمی به 1500 تومان افزایش یافته است.

کمترین رشد قیمت در گروه لبنیات نیز متعلق به شیر استریلیزه است که قیمت هر لیتر از این محصول با 125 تومان افزایش از 775 تومان به 900 تومان رسیده و طی یک سال گذشته تنها 12/16 درصد رشد قیمت داشته است.

براساس این گزارش قیمت گوشت مرغ نیز در دوره مورد بررسی با 6/44 درصد افزایش از 1835 تومان به 2654 تومان در هر کیلو رسیده است.

تخم مرغ نیز به تبعیت از والده خویش بر مدار گرانی حرکت کرد و موفق شد طی دوره مذکور 87/40 درصد رشد قیمت را به نام خود ثبت کند.همچنین بررسی متوسط قیمت خرده فروشی حبوب در هفته گذشته و مقایسه آن با هفته مشابه سال قبل نشاندهنده رشد قیمتی از 118 تومان تا 757 تومان در اقلام مختلف این گروه است.

در نیمه اول مهر ماه سال گذشته هر کیلو عدس با متوسط قیمت 1239 تومان به دست مصرف کنندگان تهرانی می رسید حال آنکه قیمت این محصول هفته گذشته با 61 درصد رشد به 1996 تومان افزایش یافته است. همچنین قیمت لپه نخود در این دوره از 1567 تومان به 2162 تومان و هر کیلو لوبیا قرمز از 2101 تومان به 2387 تومان رسیده است.

این بررسی در گروه گوشت قرمز نیز حاکی از رشد 1591 تا 1718 تومانی قیمت هر کیلو گوشت گاو، گوساله و گوسفند است.

در هفته منتهی به بیستم مهر ماه پارسال هر کیلو گوشت گوسفند با استخوان با متوسط قیمتی معادل 7229 تومان در اختیار مصرف کنندگان قرار می گرفت حال آنکه این نرخ در هفته منتهی به 19 مهر ماه امسال به 8947 تومان افزایش یافته است. همچنین متوسط نرخ خرده فروشی هر کیلو گوشت گاو و گوساله بی استخوان طی این مدت با 1591 تومان رشد از 6903 تومان به 8494 تومان رسیده است.

گزارش بانک مرکزی

در شرایطی که برخی از فعالان بازار خرده فروشی مواد خوراکی از حرکت خزنده و آرام نرخ این مواد در سربالایی قیمت ها خبر می دهند، بانک مرکزی نیز متوسط نرخ خرده فروشی برخی مواد خوراکی در تهران در هفته منتهی به 19 مهرماه جاری را اعلام کرد که این گزارش نیز از افزایش قیمت میوه های تازه، گوشت قرمز و حبوب در مقایسه با هفته ماقبل حکایت دارد ضمن اینکه براساس این گزارش در هفته مورد بررسی قیمت تخم مرغ، برنج، سبزی های تازه، گوشت مرغ، قند، شکر و چای در مقایسه با هفته ماقبل و هفته مشابه ماه قبل کاهش یافته و قیمت لبنیات و روغن نباتی نیز بدون نوسان بوده است.

بر اساس این گزارش در هفته مورد بررسی در گروه لبنیات قیمت تمام اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود. بهای تخم مرغ کاهش جزئی یافت و شانه ای 3250 تا 3700 تومان فروش می رفت. در گروه برنج قیمت برنج وارداتی غیرتایلندی و برنج داخله درجه دو ثابت بود و بهای سایر انواع برنج کاهش جزئی داشت. در میادین زیرنظر شهرداری به جز برنج داخله درجه یک که عرضه کمی داشت سایر انواع برنج عرضه نمی شد. در گروه حبوب قیمت نخود و لپه نخود افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه ثابت بود. در خواروبار فروشی های زیرنظر شهرداری اقلام حبوب عرضه نمی شد.

در هفته مورد بررسی در میادین زیرنظر شهرداری تهران پرتقال درجه یک و لیموشیرین عرضه نمی شد و انار، گلابی، شلیل و شبرنگ و هلو عرضه کمی داشت ولی بقیه اقلام میوه و سبزی تازه را که تعدادی از آنها از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند به نرخ مصوب سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری می فروختند.

میوه فروشی های شهر اقلام مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می کردند که در گروه میوه های تازه قیمت انواع سیب تخم لبنان، نارنگی، انار، طالبی و خربزه کاهش ولی بهای سایر اقلام این گروه افزایش داشت. در گروه سبزی های تازه قیمت لوبیا سبز افزایش جزئی ولی بهای سایر اقلام این گروه کاهش داشت.

در این هفته قیمت گوشت گوسفند افزایش یافت و بهای گوشت تازه گاو و گوساله ثابت بود و قیمت گوشت مرغ کاهش داشت.

در هفته مورد بررسی قیمت قند و چای خارجی کاهش ولی بهای شکر و روغن نباتی مایع افزایش جزئی یافت. قیمت روغن نباتی جامد نیز ثابت بود.

لبنیات و تخم مرغ

در هفته مورد گزارش در گروه لبنیات بهای تمام اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود و قیمت تخم مرغ 1/0 درصد کاهش داشت.

برنج و حبوب

در هفته مورد بررسی در گروه برنج، قیمت برنج وارداتی تایلندی 8/0 درصد و برنج داخله درجه یک 2/0 درصد کاهش داشت و بهای سایر انواع برنج ثابت بود. در گروه حبوب قیمت نخود 3/1 درصد و لپه نخود 4/0 درصد افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه بدون تغییر بود.

میوه ها و سبزی های تازه

در هفته مورد گزارش در گروه میوه های تازه قیمت سیب قرمز تخم لبنان 2/2 درصد، سیب زرد تخم لبنان 8/2 درصد، نارنگی 8/7 درصد، انار 3/4 درصد، طالبی 10 درصد و خربزه 7/0 درصد کاهش ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 8/0 تا 5/15 درصد افزایش داشت. در گروه سبزی های تازه قیمت لوبیا سبز 8/0 درصد افزایش ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 2/1 تا 3/7 درصد کاهش داشت.

گوشت قرمز و گوشت مرغ

در این هفته قیمت گوشت گوسفند 3/1 درصد افزایش ولی بهای گوشت مرغ 4/1 درصد کاهش داشت. قیمت گوشت تازه گاو و گوساله نیز بدون تغییر بود.

قند، شکر، چای و روغن نباتی

در هفته مورد گزارش قیمت قند 9/1 درصد و چای خارجی 2/0 درصد کاهش ولی بهای روغن نباتی مایع 1/0 درصد و شکر 6/0 درصد افزایش یافت. قیمت روغن نباتی جامد ثابت بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 9:44 توسط یکی از چند صدای معلم |

تجمع بازنشستگان مقابل استانداری کردستان

به گزارش خبرنگار «جهان» جمعی از فرهنگیان بازنشسته سنندجی به دلیل عدم پرداخت مطالبات خود در مقابل استانداری کردستان تجمع کردند.

تجمع کنندگان که تعدادشان به بیش از 30 نفر می رسد می گویند: از اول مهرماه سال 86 بازنشسته شده اند و به رغم تعیین مبلغ دقیق پاداش پایان خدمت، هنوز مبلغی دریافت نکرده اند.

به گفته این افراد مبلغ تعیین شده برای هریک بین 10 تا 15 میلیون تومان است.

همچنین این افراد با استناد به سخنان مسئولان آموزش و پرورش استان، تعداد بازنشستگان این استان را 800 نفر اعلام کردند و گفتند تا کنون موفق به دریافت پاداش پایان خدمت خود در سال 86 نشده اند.

گفته می شود مبلغ قابل پرداخت آمورش و پرورش در استان کردستان به این افراد 11 میلیارد و 77 میلیون تومان است.

بنا بر این گزارش تجمع کنندگان قصد دارند پس از استانداری، با مراجعه به دفتر نماینده ولی فقیه در کردستان، مطالبات خود را پیگیری کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 9:40 توسط یکی از چند صدای معلم |

بچه هايی كه بدون دفتر، مشق می نويسند!

روزنامه خراسان: اگرچه پابرهنه هستند و جزو مناطق محروم محسوب مي شوند، اگرچه محله شان سرشار از آسيب هاي اجتماعي است، اگرچه براي تامين مخارج زندگي خانواده در تعطيلات تابستاني كه فصل تفريح است كار مي كنند، اگرچه پدر در آتش اعتياد مي سوزد و مادر با كار در منازل چرخ زندگي را مي چرخاند، اگرچه به دليل نداشتن دفتر مشق به دفتر مدرسه احضار مي شود، اگرچه پابه پاي بزرگترها كار مي كند، اگرچه صبح با شكم گرسنه راهي مدرسه مي شود و... اما او هنوز هم يك دانش آموز بااستعداد است و هنوز در مدرسه با معدل ١٩ و ٢٠ يكي از دانش آموزان ممتاز محسوب مي شود. اسم او در كنار اسم ديگر بچه هاي ممتاز روي تابلوي اعلانات مدرسه جاخوش كرده است.

؛بچه هاي خوب
؛حكايت و ماجراي دانش آموزان بااستعداد در مناطق محروم خواندني و عجيب است به ويژه وقتي كه به سراغ خانه وخانواده هاي آن ها بروي.به اتفاق چند دانشجو كه شخصا و دلسوزانه به چنين خانواده هايي رسيدگي مي كنند و تنها هدفشان توجه به دانش آموزان ممتاز است، راهي يكي از محله هاي محروم شهر مشهد مي شويم.در شهرك صابر وقتي از سربالايي ها و كوچه پس كوچه هاي اين محله گذر مي كنيم، آنچه بيش از همه چشم ها را مي آزارد كمبود امكانات فرهنگي است. در اين كوچه ها بيشتر بچه ها به حال خود رها شده اند و گويا هيچ سرپرستي ندارند.با اين گروه دانشجويي كه كارهاي فرهنگي، خدماتي، كمك رساني، سركشي از خانواده ها، رسيدگي به امور تحصيلي دانش آموزان و جذب افراد خير را سرلوحه كار خود قرار داده اند وارد تعدادي از خانه ها مي شويم.در اين خانه ها آسيب هاي اجتماعي را به وضوح مي توان مشاهده كرد. نبود پدر، اعتياد، حضور خرده فروشان مواد افيوني درمحله، زنداني بودن پدر يا مادر، پدرها و مادرهايي كه خانواده را ترك كرده اند و....

حرف هاي ساكنان اين خانه ها دل را آزار مي دهد. وقتي پاي صحبت آن ها مي نشينيم از درد و غصه و ناملايمات روزگار سخن مي گويند. از نداري و مشكلات زندگي و...اما هنگامي كه پاي صحبت يكي از مديران مدرسه در اين منطقه نشستيم متوجه شديم خيلي از اين بچه ها بااستعداد هستند منتها بيشترشان با كوچك ترين ارتباط با دوستان ناباب منحرف مي شوند.آقاي مدير براي ما از بچه ها و اوضاع و احوال خانواده آن ها سخن گفت. از دانش آموزاني كه از نظر استعداد با بچه هاي ديگر مناطق شهر تفاوتي ندارند. او گفت: بيشتر دانش آموزان اين منطقه اگر از نظر محيط زندگي در شرايط بهتري قرار گيرند پيشرفت هاي زيادي خواهند كرد. ذاتا بچه هاي خوبي هستند اما معضلات اجتماعي، فقر، سطح آگاهي بسيار پايين پدر و مادر، نبود بزرگ تر بالاي سر آن ها، زنداني بودن اوليا، اعتياد و... موجب شده كه با كوچك ترين محبت از سوي افراد ناباب، منحرف شوند.در مدتي كه مدير مدرسه بوده ام متوجه شدم، بچه هاي اين منطقه خيلي به محبت نياز دارند تا كمك هاي مادي. با يك محبت كوچك، زندگي و رفتار آن ها كاملا تغيير مي كند. الان تعداد دانش آموزان مدارس اين منطقه كاهش يافته است چرا كه برخي اوليا به دليل متاركه، اعتياد و يا زنداني شدن باعث شده اند كه بچه ها ترك تحصيل كنند. اين بچه ها خيلي سريع جذب ديگران مي شوند و اگرچه در برابر ناملايمات بسيار مقاوم هستند و باسختي و مشقات زيادي بزرگ شده اند اما، در برابر معضلات جامعه بسيار آسيب پذيرند، سال تحصيلي گذشته با همت مربيان براي بچه ها در مدرسه صبحانه توزيع مي كرديم و من دانش آموزي را ديدم كه ٢ و حتي ٣ بار براي گرفتن صبحانه مجددا در صف قرار مي گرفت و مشخص بود كه دچار سوءتغذيه است. برعكس اين صحنه باور كنيد در يكي از مناطق بالاي شهر نيز با دانش آموزي سروكار داشتم كه به دليل اين كه مادرش ميوه كوچكي براي او گذاشته بود، به شدت گريه مي كرد!در اين شهرك يك روز دبير يكي از كلاس ها، دانش آموزي را به دليل انجام ندادن تكاليف مربوطه به دفتر مديريت هدايت كرد. وقتي از او علت را پرسيديم، گفت: دفتر ندارد. با منزل او تماس گرفتيم اما خواهر بزرگ او گفت: دفتر دارد!پس از مدتي مادرش به مدرسه آمد و گفت: پسرم راست گفته است. دفتر ندارد، اما خواهرش خجالت كشيده بگويد كه دفتر نداريم.اين مدير دلسوز باز هم براي ما سخن گفت. او افزود: دانش آموزي داشتيم كه در دروس علوم و... بسيار ضعيف بود. بعدها دبير ادبيات مدرسه متوجه شد كه او متاسفانه توان خواندن ندارد چه برسد به اين كه درس را متوجه شود. با كمك دبير مذكور و تلاش خود دانش آموز، باور كنيد نمره املاي او كه ابتداي سال٣ بود در پايان سال به نمره ٥/١٨ رسيد.ببينيد،بچه هاي اين گونه مناطق استعداد زيادي دارند اما امكانات كمي دارند و وضعيت زندگي شان نامناسب است.من اميدوارم به چنين مناطقي، نيروهاي آموزشي قوي تري اعزام شود چرا كه در اين مناطق بايد به دانش آموزان بيشتر رسيدگي و توجه كرد.

؛حال و هواي دانش آموزان
؛همراه با دانشجويان ياد شده به سراغ چند خانواده مي رويم و با بچه هايي كه از نظر استعداد، شناسايي شده اند و هر يك دانش آموز ممتازي هستند به گفت وگو مي نشينيم. «سياوش» پسري است آرام و متين، او امسال در كلاس دوم راهنمايي مشغول تحصيل است و يكي از دانش آموزان مستعد منطقه محسوب مي شود.پدر او يك كارگر ساده و مادر نيز همپاي پدر مشغول كارگري است. مادر با چشم هايي پر از اشك تنها آرزويش ادامه تحصيل سياوش است. اين كه با درس خواندن به جايي برسد و به مردم خدمت كند. سياوش هم مي گويد: دوست دارم با ادامه تحصيل به جايي برسم كه پدر و مادرم به من افتخار كنند و اگر روزي به جايي برسم، به همه كمك خواهم كرد.يكي از بچه هاي دانشجو گفت: سياوش در اين منطقه يكي از بچه هاي مستعد و باهوش است و به همين خاطر در يكي از مدارس خوب اين منطقه ادامه تحصيل خواهد داد و برنامه ريزي هاي لازم براي رفت و آمد و تامين هزينه هاي تحصيلي او انجام شده است.«اميد» كه سال دوم راهنمايي است و معدل سال هاي قبل او بالاي ١٨ بوده است يكي ديگر از اين شاگردان ممتاز است. او به فوتبال و ساير رشته هاي ورزشي علاقه زيادي دارد و مي خواهد در اين رشته ها ادامه تحصيل دهد. او پسري است پرانرژي كه در يك خانواده كارگري رشد كرده است.پدرش مي گويد: دوست دارم اميد به تحصيل خود ادامه دهد تا حداقل مثل ما نشود. ما مشكلات زيادي داريم و هرچند به نداري عادت كرده ايم اما اميدوارم پسرم با استعداد خوبي كه دارد،پيشرفت كند.«علي رضا» كه سوم راهنمايي است با مشكلاتي كه در سال تحصيلي گذشته براي او پيش آمده تنها ٣ ماه موفق به درس خواندن شده است.اما او در اين مدت كم با معدل خوبي قبول شده و نبود پدر را به هر شكلي كه بوده تحمل كرده است. مادر و برادرش كارگري مي كنند و دوست دارند او درس خواندن را ترك نكند.حسين سال دوم راهنمايي است. او در كنار مادر در منزل كار توليدي مي كند و كمك خرج خانه محسوب مي شود. هزينه هاي اجاره خانه، مخارج زندگي و... به عهده مادر است و به هر شكلي كه شده دوست دارد بچه هايش به تحصيل ادامه دهند.اعضاي اين خانواده در منزل به صورت گروهي كار مي كنند و با توليد قطعات الكترونيكي، هزينه هاي زندگي را تامين مي كنند.از كوچه هاي باريك و سربالايي هاي اين شهرك عبور مي كنيم و در حيرت هستم كه اين افراد در فصل زمستان چگونه روزگار را سپري مي كنند. خانه هاي كوچك و قديمي كه استحكام چنداني هم ندارد، در منطقه زياد ديده مي شود. خانه هايي كه از نظر سازه غيرمقاوم است و چه بسا از نظر خانوادگي نيز انسجامي در آن ها وجود نداشته باشد.وارد يكي ديگر از اين خانه ها مي شويم. با مصطفي كه سال سوم راهنمايي است، هم كلام مي شويم. او تا به حال فقط يك بار به سينما رفته است كه آن هم از طريق اين جمع دانشجويي بوده است. تابستان امسال به كار نجاري مشغول بوده و از ٨ صبح تا ٦ عصر كار كرده و در مجموع ١٢٠هزار تومان درآمد كسب كرده است. مي گويد: ٥٠ هزار تومان به مادرم دادم تا خرج خانه كند و بقيه اش را براي خودم لباس و كيف و... خريدم. معدل او در دوران دبستان بالاي ١٨ بوده و در راهنمايي هم معدل بالايي داشته است. از زندگي در اين منطقه راضي است اما دوست دارد در مدرسه بهتري ادامه تحصيل دهد.يكي ديگر از اين بچه ها، مرتضي است. معدل او در تمام دوران دبستان و راهنمايي، بالاي ١٩ بوده و امسال وارد دبيرستان شده است. تابستان را در مغازه پدر مشغول كار بوده است و در مدارس منطقه به عنوان شاگرد اول معرفي شده است. پسري كم حرف و خجالتي است و فقط دوست دارد ادامه تحصيل بدهد.از همه اين بچه ها ٢ سوال مشترك پرسيديم. سوال اول اين كه از وضعيت محله ات راضي هستي يا خير؟ خيلي ها جواب ندادند.اما با نگاهي به چشم آن ها، به خوبي مي شد فهميد كه در دل آن ها چه مي گذرد و حق هم داشتند.وقتي پدر،خانواده را ترك كرده،وقتي مادر با كارگري در منازل بالاي شهر،خرج خانه را تامين مي كند، وقتي اعتياد در منطقه تر و خشك را با هم مي سوزاند. وقتي...سوال دوم ما از همه آن ها اين بود كه مي خواهند چه كاره شوند؟ بدون استثناء،همه شان گفتند: «دكتر،مهندس،خلبان» چه مي دانيم شايد هم موفق شدند!!اگر كسي پيدا شود و هزينه هاي ادامه تحصيل اين بچه هاي پنهان مانده و پابرهنه اما بااستعداد و ممتاز را تقبل كند، آن زمان آن ها هم مي توانند دكتر، مهندس و خلبان شوند.به راستي چرا هيچ كس اين بچه ها را نمي بيند؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 8:41 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه ی سرگشاده ی جبهه ی دموکراتیک ایرانIDF به احمدی نژاد

جناب احمدی نژاد!

با سلام

اگرچه حتی گفتن این مطلب که ما انتخابات جمهوری اسلامی را تحریم کرده و به شما رأی نداده ایم از دیدگاه نظام امنیتی به نام جمهوری اسلامی جرم است، ولی اجازه دهید ابتدا، این نظر صریح خود را اعلام کنیم: جناب احمدی نژاد! ما نیز همچون اکثریت ملت ایران به این دلیل که در جمهوری اسلامی، هیچ انتخاباتی آزاد و عادلانه برگزار نمی شود، در انتخابات 3 خرداد 1384 شرکت نکرده و به شما رأی نداده ایم. واقعیت این است که به دلیل این که هیچ ناظر بی طرفی بر انتخابات شما، نظارت نداشت و حتی رقیب شما یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی که خودش را صاحب اصلی نظام می داند، نیز به عدم سلامت انتخابات اعتراض داشت، پس باید بپذیریم که جناب عالی از طریق غیر دموکراتیک و به کمک بسیج طرفداران ولی فقیه و یک حزب پادگانی به قدرت رسیدید. پس از انتخابات نیز، برای سپاسگزاری از همان نیروهای نظامی و شبه نظامی که قرار بود با استفاده از دلارهای نفتی ارتش بیست میلیونی باشد ولی اگر چنین نشد، حداقل این شد که توانستند رأی قابل توجهی برای شما به صندوق بریزند؛ بسیاری از سرداران را در مصادر امور قرار دادید .پس بنا به دلایل گوناگون، حق داریم شما را رییس جمهوری قانونی ملت ایران ندانیم و بلکه معتقدیم، نظام اسلامی با زور سر نیزه بر سر کار است. ولی این عدم پذیرش، و عدم رسمیت دادن به شما، مانع نمی شود که به برخی رفتار شما اعتراض نکنیم. برای این که، اگرچه عملاً و قانوناً رییس جمهوری مردم ایران نیستید، اما به هر حال با استفاده از نیروی قهریه در این منصب قرار گرفته و با کمال تأسف، در مجامع گوناگون از مجامع بین المللی به نام ایران سخن می گویید.

جناب آقای احمدی نژاد! حضرت عالی از ابتدای ریاست خود، با صراحت تمام، سیاست اصلی جمهوری اسلامی که توسط آیت الله خمینی پایه گذاری شده بود را در برابر اسرائیل اعلام نمودید و خواهان حذف اسرائیل از نقشه ی عالم شدید. صرف نظر از این تعهد حقوقی و قانونی که هیچ عضو سازمان ملل متحد نمی تواند خواستار حذف عضو دیگر از صحنه ی عالم شود و حکومت جمهوری اسلامی به این لحاظ مجرم است، اما جناب عالی مطابق سیاست جمهوری اسلامی عمل کردید و در این راستا حتی به انکار هولوکاست پرداختید. بگذریم که علاوه بر جرم حقوقی و انسانی، ضربات کاری نیز بر منافع ملی ایران وارد ساختید، اما در هر حال بر خلاف سیاست های اصولی نظام اسلامی که اینک به صورت یک نظام تحمیلی بر مردم ایران درآمده است، عمل نکردید .ولی به دلیل فشار افکار عمومی در داخل و خارج مجبور شدید، حداقل در گفتار، به بازی با کلمات رو بیاورید. کاری که سران جمهوری اسلامی در آن تبحر دارند. شما که در بازی با کلمات همچون اساتید روحانی خود، از تبحر کافی برخوردار هستید، اخیراً اعلام کردید: «خواهان برگزاری یک رفراندوم آزاد با نظارت مجامع بین المللی در سرزمین های فلسطینی برای تعیین حاکمیت و دولت مورد نظر آن ها هستید.» جناب آقای احمدی نژاد! بسیار خوب، ما نیز این ایده ی شما که ایده ای است که پیش از این بارها و بارها ازسوی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی اعلام شده بود را می پذیریم. ولی اجازه دهید، چند نکته را گوشزد نماییم:

1- آیت اله خامنه ای در آخرین اظهار نظر درباره ی سخنان آقای مشایی، اعلام کردند که چیزی به نام مردم اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند و این ها مشتی اشغالگر، نظامی و ابزار دست صهیونیست ها هستند. اگر ایشان نیز چنین چیزی را نمی فرمودند، در 30 سال اخیر، هر گاه یک شهروند اسرائیلی توسط نیروهای نظامی فلسطینی و مورد حمایت جمهوری اسلامی کشته می شود، دستگاه تبلیغی جمهوری اسلامی اعلام می دارد که یک صهیونیست کشته شد و عملاً از همین سیاست عدم پذیرش مردم اسرائیل به عنوان ساکنان یک کشور پیروی شده است.
در واقع رژیم جمهوری اسلامی، حتی بچه های اسرائیلی را صهیونیست می داند و از مرگ آن ها ابراز خوشحالی می کند. کشته شدن هر اسرائیلی را به مثابه ی کم شدن یک دشمن تلقی می کند. این یک سیاست رسمی و شناخته شده از سوی رژیم اسلامی حاکم بر ایران است. با این وصف، پرسش ما این است که چرا باید مدعیان اصول گرایی و مدعیان اخلاق و معنویت، با این صراحت به همه ی دنیا دروغ بگویند؟

جناب آقای احمدی نژاد! وقتی رهبران جمهوری اسلامی، مردم اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند و آن ها را مشتی اشغالگر به حساب می آورند، پس رفراندوم به چه معناست؟
آیا قرار است رفراندوم صرفاً در بین فلسطینیان باشد؟ آیا به واقع تا این اندازه طرفداران خود را فاقد درک فرض کرده اید؟!

2- جناب آقای احمدی نژاد! چرا رهبران جمهوری اسلامی، متناقض حرف می زنند؟! شما از یک سو برگزاری رفراندوم با نظارت مجامع بین المللی برای تعیین حاکمیت در سرزمین های فلسطین را لازم و قانونی می دانید، اما به محض این که طرح رفراندوم آزاد در سرزمین ایران مطرح می شود، نیروهای امنیتی و سرکوبگر خود را به جان مخالفین می اندازید؟! رفراندوم آزاد برای تعیین سرنوشت، پیشکش! حتی اگر کسی خواهان نظارت سازمان های بین المللی بر همین انتخابات غیر عادلانه و غیر ازاد شما شود، او را به بیگانه پرستی و بی غیرتی متهم می کنید.

جناب آقای احمدی نژاد! ادعای پیروی از اخلاق، دین و معنویت، با این رفتار متناقض، بیش از هر چیز مبانی اخلاق، عدالت و مذهب را سست می کند. ممکن است سران جمهوری اسلامی از طریق نیروهای سرکوب نظامی، انتظامی و امنیتی دهان مردم ایران را ببندند، ولی نمی توانند وجدان آگاه آن ها را تعطیل کنند.

 3- حضرت آقای احمدی نژاد! حضرت عالی به رأی آری یا نه در 30 سال پیش استناد کرده و
فرموده اید 98 درصد ملت ایران، جمهوری اسلامی را قبول دارد! آیا این است مفهوم پیروی از اخلاق، دین، امام زمان و عدالت؟! آیا قرار است امام زمان مورد حمایت شما همچون خودتان در روز روشن در مقابل چشم جهانیان به این وضوح به ملت ایران دروغ بسته و تهمت بزند؟! جناب احمدی نژاد! اگر در گفتار خود صادق هستید که نیستید، اجازه دهید یک رفراندوم آزاد، زیر نظر مجامع جهانی بر گزار شود تا، مردم ایران نظر خود درباره ی «جمهوری اسلامی» را اعلام کنند. 4- جناب آقای احمد نژاد! حضرت عالی با صراحت اعلام فرمودید که در ایران آزادی مطلق برای
ابراز بیان وجود دارد. این دروغ به قدری واضح است که اطمینان داریم، دست اندرکاران سانسور و سرکوب در دستگاه های نظامی و امنیتی نیز به آن می خندند. جناب آقای احمدی نژاد! در کشوری که فقط در یک دهه ی گذشته یعنی از 18 تیر1378 تاکنون، هزاران دختر و پسر دانشجو، به صرف ابراز عقیده از طریق نشریه، سخنرانی، وبلاگ نویسی و شرکت در تظاهرات آرام و بدون سلاح، در سیاه چال های امنیتی افتاده اند، ابراز چنین نظری، توهین آشکار به ملت ایران و بلکه وجدان بشریت نیست؟

حضرت آقای دکتر! در همین یک دهه ی اخیر و به ویژه در این 3سالی که از حکومت شما می گذرد، هزاران فعال زن، کارگر، معلم، هویت طلب و... به صرف ابراز بیان به زندان افتاده و صدها نشریه تعطیل شده و صدها دانشجو ستاره دار شده اند. حکومت جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب متشکل از دادگاه انقلاب، دادستانی تهران، وزارت اطلاعات، اطلاعات نیروی انتظامی، حفاظت اطلاعات سپاه و بسیج و ده ها نهاد سرکوبگر را به جان دگر اندیشان و منتقدان انداخته و به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند.

به راستی در زیر آسمان کبود، هیچ حکومت ایدئولوژیک و سرکوبگری پیدا می شود که همچون رژیم جمهوری اسلامی ،حتی درباره ی پوشش زنان و دختران نیز از زور استفاده کرده و آن ها را راهی سوله های وحشت و شلاق نماید؟ بنابراین، چه اجباری دارید که از یک سو مدعی دعوت دنیا به اخلاق ياعدالت و معنویت باشید و از دیگر سو، مرتب دروغ بگویید! شما مروج دین دروغگویان هستید؟ آیا انتظار دارید، دنیای آزاد و پیشرفته، به دین دورغگویان رو بیاورد؟ ظلم و ستمگری و سرکوب شما کافی نیست، باید دروغ هایتان را نیز تحمل کنیم؟

جناب آقای احمدی نژاد! حکومت جمهوری اسلامی، اگر در 30 سال پیش به هر دلیل یک حکومت مردمی بوده است، اینک به یک رژیم سرکوبگر و امنیتی تبدیل شده است. هر مخالفت، انتقاد و اعتراضی را با اتهام اقدام علیه امنیت ملی سرکوب می کند. به همه ی شهروندان با سوء نیت نگاه می کند. ما خود قربانی این نگاه امنیتی رژیم به احزاب و تشکل های مستقل و آزاد هستیم. این رژیم حتی سندیکای مستقل کارگری را تحمل نکرده و تجمع چند معلم را بر نمی تابد. شما چرا باید به این آشکاری دروغ بگویید؟ آیا می دانید در حال حاضر چندین انسان بی گناه به جرم ابراز عقیده در زندان هستند؟

5- حضرت آقای احمدی نژاد! جناب عالی با صراحت فرمودید که در ایران حاکمیت با مردم ایران
است. فرمودید که رهبر يا رییس جمهوری، نمایندگان مجلس، نمایندگان خبرگان رهبری و شوراها مستقیم یا غیر مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند. جناب عالی با بیان این مسأله، حاکمیت ملی را ملاک حکومت دانسته اید. در صورتی که استاد معنوی شما جناب آیت الله مصباح یزدی، ملاک حکومت را احکام شرع و نه رأی مردم می داند. ولی اجازه دهید برای هزارمین بار به شما و بلکه به دنیا اعلام کنیم که این ادعا نیز کذب محض است و آموزه های دین کاذبان است. برای این که نظام جمهوری اسلامی، شکل انتخابات را حفظ کرده ولی به لحاظ محتوا، آن را تا سر حد ابتذال کشانده است. برای این که در جمهوری اسلامی، نه تنها زنان حق کاندیداتوری برای ریاست جمهوری را ندارند و نه تنها اهل سنت حق کاندیدا توری ریاست جمهوری را ندارند، به لحاظ ساختار و ضوابط قانونی، عملاً هیچ زن و هیچ غیر فقیه و غیر روحانی حق کاندیداتوری برای خبرگان رهبری را نیز ندارد. پس، ریاست جمهوری در انحصار مردان شیعه و کاندیداتوری خبرگان رهبری در انحصار مردان فقیه شیعه و رهبری نیز به شکل مادام العمر و صرفا در انحصار مردان فقیه شیعه است. بنابراین مهم ترین مناصب یعنی، رهبری، ریاست جمهوری و نمایندگی خبرگان رهبری، صرفاً و صرفاً در انحصار افرادی خاص است و عموم مردم فقط حق دارند رای بدهند. تازه! در مورد رهبر، مردم از حق رأی دادن نیز محروم اند. زیرا رهبر را رفقا و طرفداران او در خبرگان رهبری، یک بار و به صورت مادام العمر انتخاب می کنند. آیا این عملکرد به مفهوم مبتذل کردن رأی مردم و بی محتوا نمودن دموکراسی توسط اسلام گراهای حاکم بر ایران نیست؟ چه کسی است که با نظارت استصوابی آشنایی داشته و مغایرت آن با حاکمیت ملی و دموکراسی را نداند؟ در ایرا ن هیچ کس حق کاندیداتوری برای مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان رهبری را ندارد مگر این که شورای نگهبان و وزارت کشور آن را تأیید کند. شرایط تأیید نیز پذیرش ولایت مطلقه ی فقیه یعنی رأی و نظر یک فرد با قدرت مطلقه و فرا قانون است. به همین دلیل نه تنها عامه ی مردم و رجل سیاسی، منتقدین، مخالفین و اپوزسیون حق کاندیداتوری ندارند، بلکه از جناح های موجود در حکومت نیز تنها جناح راست یا جناح مورد تأیید رهبر، شورای نگهبان، هیئت های اجرایی و مورد حمایت سپاه پاسداران، حق رأی آوردن دارد. همان جناحی که سردار جعفری فرمانده ی سپاه، از آن به اصول گرا نام برد.

حضرت آقای احمدی نژاد! چرا به تناقض گویی افتاده اید؟ بهتر است که راه خود را بروید. ما پذیرفته ایم که در ایران یک اقلیت اسلامی حاکم است و اینک نیز دولت شما به عنوان یک دولت نظامی- امنیتی با روحانیت حاکم و پدر خوانده ها بر سر تقسیم قدرت در جنگ است و ملت نیز در این منازعه بی طرف و بی تأثیر است. ما پذیرفته ایم که حکومت ولایت فقیه با کارگری دولت هایی چون دولت شما، یکه تاز میدان است و اکثریت قاطع ملت نیز با فقر و گرانی و سرکوب دست و پنجه نرم می کند. اما نپذیرفته ایم که به نام ملت ایران و به نام ما ایرانیان، دروغ بگویید. اگرچه از طریق سرکوب، همه ی ما را قلع و قمع کرده اید، ولی با صدای بلند به همه ی دنیا اعلام می کنیم که حکومت جمهوری اسلامی و شخص احمدی نژاد هیچ نمایندگی از سوی اکثریت ملت ایران ندارند و همه ی ادعاهای آن ها در این زمینه را دروغ های آشکار می دانیم.

زنده باد آزادی!

گسسته باد زنجیر استبداد!

برقرار باد دموکراسی!

 

جبهه ی دموکراتیک ایرانIDF
 4مهرماه1387خورشیدی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:27 توسط یکی از چند صدای معلم |

فیلترشکن

چند فیلتر شکن و پروکسی جدید:

https://andazgar.com

  https://shadbash.com

  http://www.unlockbess.info/

  https://gi.slo-torrents.com/

  http://www.freshproxy.us/

  http://secretsurfsite.info/

  https://220.137.26.229/

  http://www.1unblock.info/

  http://unknownsurfsite.info/

  https://218.160.33.223/

  http://www.privacyscoop.com/

  http://guess-stars.info/

  https://84.58.25.224/

  http://www.p-roxy.info/

  http://www.fuckit.tk/

  http://thelovetunnel.com/

  http://fanbase.teamlrc.info/

  http://tunn.fileave.com/

  http://proxyshare.net/

  https://shabyar.com

  https://zarghabad.com

  http://www.surfshady.info/

  https://fg.where2match.com/

  http://www.1unblock.info/

  http://www.bypass-bess.info/

  https://65.95.232.2/

  http://www.ufd.us/

  http://www.hidd3n.info/

  https://220.141.32.20/

  http://6bk.info/

  http://kesro.com/

  http://surf.hidd3n.info/

  https://59.116.194.200/

  http://39u.info/

  http://uloans.info/

  http://boredwork.biz/

  http://www.pehli.info/

  http://tunn.fileave.com/

  http://www.greataflam.com/

  https://turghabe.com

  https://shabtaaz.com

  http://ngulik.com/

  https://gf.heker.info/

  http://www.proxieshub.com/

  https://61.59.12.21/

  http://covertagent.info/

  http://e8p.info/

  https://122.123.108.210/

  http://appph.com/

  http://www.lovelysurf.com/

  http://udhie.com/

  https://tkouchak.com

  https://shabtaab.com

  http://tunn.fileave.com/

  https://titkanlu.com

  https://124.8.253.66/

  http://www.proxieshub.com/

  http://x81.us/

  https://125.230.94.67/

  http://www.dontworryme.info/

  http://market-guide.info/

  https://218.174.0.68/

  http://eduzone.net78.net/test/

  http://www.chzproxy.info/

  http://news-market.info/

  http://redstarproxy.com/

  http://boredwork.biz/

  http://bluemoonproxy.com/

  http://goldensunproxy.com/

  http://www.unblock-me.org/

  https://shabpare.com

  https://tbozorg.com/

  http://tunn.fileave.com/

  https://gi.slo-torrents.com/

http://websun.info/  

https://61.224.217.217/

http://www.epichide.info/

  http://proxyshare.net/

  https://76.64.54.217/

  http://www.particlesurfer.info/

  http://crazyagain.com/

  https://118.166.8.219/

  http://tunn.fileave.com/

  http://www.surfology.info/

  http://www.quantumsurfer.info/

  http://nblock.net/

  http://solosurf.info/

  http://www.rrza.com/

  https://shabiar.com

  https://shooghan.com

https://fh.derrierescabaret.com/

  http://www.qlicq.ch/

  http://myspace.net.in/

  https://122.121.125.65/

  http://www.dconnected.net/

  http://www.gonow1.com/

  https://61.64.148.64/

  http://slashdott.info/

  http://www.cushysurf.com/

  https://shabilou.com

  https://shabkolah.com

  https://fh.derrierescabaret.com/

  http://913.blogsky.com/

  https://seerii.com

  https://61.224.27.97/

  http://lol2.info/

  http://www.avgweb.info/

  https://220.143.249.95/

  http://hidepk.info/

  https://125.224.140.96/

  http://www.proxieshub.com/

  http://usaboy.co.cc/

  http://7dev.info/

  http://sfbig.co.cc/

  http://lol1.info/

  http://usbig.co.cc/

  http://potentcover.info/

  http://sys0.info/

  http://0bin.info/

  http://www.youwannasurf.info/

  http://msush.freezoka.com/

  https://shabgoon.com

  https://sadkharo.com

  https://fg.where2match.com/

  http://silvercover.info/

  https://59.105.43.99/

  https://www.unblock-internet.info/

  http://gopaddy.info/

  https://220.136.210.97/

  http://www.letmepass.tk/

  https://www.unblock-firewalls.info/

  http://www.sneak.tk/

  http://www.hiddeninthemist.info/

  http://www.studybuddy.tk/

  http://dvddtalk.com/

  https://www.unblock-firewalls.info/

  http://www.usaboy.co.cc/

  http://910.blogsky.com/

  http://boredwork.co.cc/

  http://mashedbanana.info/

  https://www.unblock-schoolwebsites.info/

  http://www.usbig.co.cc/

  http://www.6starproxy.info/

  http://www.2unblock-bess.info/

  http://www.wideopeninternet.info/

 http://msush.freezoka.com/

  http://v3u.info/

  https://shabgaz.com

  http://www.accessatschool.com/

  https://fh.derrierescabaret.com/

  https://220.136.14.188/

  http://www.proxythief.info/

  http://iwdaa.org/

  https://118.160.206.189/

  http://www.netsneek.net/

  http://www.letmepass.tk/

  https://122.127.223.189/

  http://www.colbyvillagenews.com/

  http://msush.freezoka.com/

  http://www.hidetrack.info/

  http://www.studybuddy.tk/

  http://www.bebounlocker.info/

  http://www.fuckit.tk/

  http://goldcover.info/

  http://mpfir.freezoka.com/

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 11:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

کانون مدافعان حقوق کارگر، دستگیری معلمان را محکوم کرد

دستگیری معلمان را در آستانه سال تحصیلی محکوم می‌کنیم

بنا بر اخبار منتشر شده در آستانه سال تحصیلی معلمان فعالی که مبادرت به برگزاری جلسات انجمن های صنفی و مشورتی خود برای پی گیری خواسته های صنفی کرده بودند، بازداشت شدند.

 معلمان که در سال های اخیر برای حقوق صنفی خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند  همواره با سرکوب از جانب نیروهای امنیتی مواجه شده اند و این بار نیروهای امنیتی برای پیشگیری از اعترض معلمان مبادرت به دستگیری آنان کرده اند.

معلمان که از زحمتکش ترین اقشار جامعه هستند همواره در شرایط معیشتی سختی به سر می‌برند. آنان نیروی کار خود را درجهت آموزش کودکان و جوانان صرف می‌کنند تا نیروی کار آینده جامعه را بازسازی کنند، اما خود از داشتن یک زندگی شرافتمندانه محرومند. مبارزات معلمان در سال های اخیر یاد آور مبارزات با شکوه آنان در دهه های گذشته است که از آن میان می‌توان به کشته شدن دکتر خانعلی در سال 1339 اشاره کرد.

ما ضمن حمایت از اعتراضات به حق معلمان در جهت دست یابی به یک زندگی شرافتمندانه، خواهان آزادی فعالیت های صنفی و اجتماعی برای همگان هستیم. 

 
کانون مدافعان حقوق کارگر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 11:11 توسط یکی از چند صدای معلم |

آیا هنر برخی انسان ها فقط بریدن نان همنوعان خود است؟!

صدای معلم: برای درج نظر ارسالی زیر شک داشتم - البته نه در صحت و سقمش که با توجه به سابقه ای که از مسوولان داریم هر کاری از آنان برمی آید- بلکه از این نظر که آیا آقای یوسف مصطفی لو با درج علنی این خبر موافقند یا خیر؟ خود را به جای ایشان گذاشتم تصمیم گیری بسیار آسان شد.

یوسف مصطفی لو فرزند مولا متولد  1349 شهرستان مینودشت با 21 سال پیشینه ی خدمت دارای زن و دو فرزند مدرک تحصیلی فوق لیسانس محل خدمت دبیرستان های شهر ری (شهرستان های استان تهران) که پیشتر به اتهام تمسخر خداوند بزرگ و اهانت به ائمه و... روبرو بود. پس از ارائه ی دفاعیات خود، به دو ماه انفصال از خدمت محکوم شد.
اما با فاصله ی کمتر از یک ماه بدون در نظر گرفتن حکم پیشین، توسط هیات بدوی تخلفات اداری شهرستان های استان تهران بدون تشکیل هیچ دادگاهی فقط (با امضای آقایان: حسن قربانی، ابوالفضل زارعی کچو سنگی و ابراهیم شاه حسینی) بدون ارائه ی هیچگونه مدرکی، طی حکمی از آموزش و پرورش اخراج شد.

هنر برخی انسان ها بریدن نان همنوعان خود است.

و نان چرب و نرم آنان در این است، که نان خانواده های بیشتری را ببرند.

این نه دستور قرآن، نه شیوه ی پیامبر(ص)، و نه سفارش هیچ کدام از ائمه(ع) است.

آیا این خانواده از گرسنگی خواهند مرد، هرگز !! هرگز!!

خدایا تنها تو را می پرستیم، و تنها از تو یاری می خواهیم.

و هرگزبه قیمت نان، سربندگی به درگاه هیچکس جز ذات مقدس تو فرود نمی آوریم.

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 7:13 توسط یکی از چند صدای معلم |

معلم ، نان كرامت و آزادي

يك معلم از يزد:  "ما كارگران و رانندگاني هستيم كه معلمي هم مي كنيم و به صورتي رسمي اسم معلمي را يدك مي كشيم. واقعيت اين است كه منزلت معلم از بين رفته و حتي با دو شغله هم نيز از عهده ی مخارج زندگي بر نمي آييم." 

يك معلم از قزوين: «آيا اين انصاف است منِ معلمي که بيش از 11 سال است در محرومترين روستاهاي ايران تدريس مي‌کنم، مسأله‌ي استخدامم لاينحل بماند که هيچ، حتي از حق بيمه و دريافت سنوات هم محروم باشم؟!»

يك معلم از اصفهان: "حقوق معلمان حق التدريس به طور ميانگين به ازاي 24 ساعت در هفته در هر ماه حدود 100 هزار تومان است، يعني زير خط مطلق فقر، كه تازه 3 ماه يك بار پرداخت مي شود."

يك معلم زن در تجمع جلو مجلس: «من با سه سر نون خور، شش ماه است که حقوق نگرفته ام. اين قدر از بقال و قصاب محله نسيه برده ام که ديگر آن ها به من نسيه نمي دهند. مانده ام چه کنم. تو رو خدا اين ها را منعکس کنيد تا ببينند در نهضت سواد آموزي چه بر ما مي گذرد.»

معلمان همچون ساير اقشار از تبعيض در پرداخت حقوق رنج مي برند و حقوق دريافتي آن ها هيچ تناسبي با هزينه هاي واقعي زندگي ندارد. ميزان دريافتي معلمان، نسبت به خط فقر، كه از طرف بانك مركزي 460 هزار تومان اعلام شده، حاكي از زير خط فقر بودن قشر وسيع معلمان است. مشکلات معيشتي معلمان همه جنبه هاي آموزش وپرورش را تحت تأثير قرار داده است. به گونه اي که حرف اصلي در اين حوزه بحث معيشت است و نه كيفيفت آموزش و پرورش. سهم آموزش و پرورش؛ از توليد ناخالص ملّي يک درصد از متوسط جهاني پايين تر است (5/3 درصد) امّا همين بودجه ی کم نيز در سيستم ناکارآمد حكومت به درستي مصرف نمي شود. 
طي يك سال گذشته، تجمع هاي اعتراضي معلمان سراسر شهرهاي ايران، علاوه بر مشكلات معيشتي معلمان، به خصوص معلمان حق التدريسي، بيانگر مشكلات ساختاري ديگري هم بودند، از جمله  استخدام نيروهاي بسيجي به جاي معلمان متخصص و كار آمد. هتك كرامت معلمين از طريق پرداخت نكردن حقوق حداقل آن ها و ايجاد تنگناهاي معيشيتي.

نپرداختن حقوق معلمان يك درد مزمن شده است، كه سال به سال به آن افزوده شده است. عباسپور رئيس به اصطلاح كميسيون آموزش و تحقيق مجلس خبر از كسري 6 هزار ميليارد توماني در بودجه ی سال 87 آموزش و پرورش  داد. آن هم در دوراني كه دولت حداقل 50 ميليارد دلار مازاد در آمد از فروش نفت داشته است و مشاور احمدي نژاد خبر از راه اندازي 30 مدرسه ی علميه با بودجه اي چند ميلياردي داده است. همچنين  بودجه ی حمايت از آموزش هاي ديني، فرهنگي و هنري از دو ميليارد تومان در سال گذشته به 15 ميليارد و 620 ميليون تومان افزايش يافت. صفار هرندي وزير ارشاد هم  به بيش از ده ميليارد تومان هزينه براي تقويت مساجد اشاره کرده و گفته است که بودجه ی قرآني وزارت ارشاد از هفت ميليارد در ابتداي روي کار آمدن دولت نهم به ??? ميليارد افزايش پيدا کرده است. پيش از اين در ابتداي سال مالي جديد اعلام شده بود كه بودجه ی حوزه هاي وابسته به دولت در كابنيه ی احمدي نژاد؛500 برابر افزايش يافته است. در نتيجه بي توجهي به معيشيت معلمان و آموزش و پرورش, در نظام امري نهادينه شده است و به همين دليل است كه معلمان شريف ميهنمان در برابر احقاق حداقل حقوق خود پاسخي جز سركوب، تعليق از كار، و حبس و زندان دريافت نكرده و نمي كنند. ولي آنان در مقابل اين سركوبي دست به مقاومت و اعتراض زده و سال جديد تحصيلي را نيز با عزمي جزم، براي بدست آوردن حقوق حقه خود بپامي خيزند.

راز گل سرخ

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 10:3 توسط یکی از چند صدای معلم |

اوضاع روز

صدای معلم: با عرض پوزش از سراینده شعر و وبلاگ بابک خرمدین و خوانندگان عزیز صدای معلم برخی از کلمات و اصطلاحات شعر زیر به سلیقه ی شخصی حذف یا تغییر یافته است. دوستان برای خواندن اصل مطلب می توانند به لینک بابک خرمدین در انتهای مطلب مراجعه فرمایند.

آب گرون نون گرون و برق گرون
خمیر گرون و ماست گرون
کشک گرون سنگ نمک و پنیر گرون

مثل گمشده ها گم و گیج و مستیم
داریم به ساز این دنیا میرقصیم

اوضاع قاراش میشه
رقاصه درویشه
بزن و بکوب حالا تو
خود جزیره ی کیشه

آره اوضاع شلم شورباست
عجب ولوله ای برپاست
دنبال یه لقمه نون
تا بوق سگ دعواست
دعوا سر لحاف ملاست

یه دونه نون لواش صد تومن
یه چای قند پهلو صد تومن
تو خوابم نبینی باقلوا
چهارتا برگ هلو صد تومن

آش شله قلمکاره
وزیر کار بیکاره
سر پست وزیر فرهنگ
شخص نونوا و نجاره
کار نونوا کار نجار
خودش یه عالمه کاره

بازم حرف توپ و تانکه
حرف ژنرال بی باکه
اونوقت ما استراتژیمون
پای منقل تریاکه

آش شله قلمکاره
صاحب تاکسیه تیمساره
این آقا دکه بنزینیه
وزیر نفت درباره
هر چی میرزا بنویس و دیلماج بود
حالا سفیر و کارداره

میگن کار کار این روساست
گمونم کاره انگلیساست
زیر آستینشون دست
ناپلئون بناپارت پیداست...

اوضاع هشل هفته
دعوا سر نفته
سر نخ این اوضاع
از دست ما در رفته
آره مزد یه ماه سگ دو
تمومه ته هفته
فقط میمونه چک و سفته

اوضاع قمر در عقربه
جون کندنه تا نصفه شبه
بالا که بری ماست کیسه سو
پایین که بیای دوغ عربه
اوضاع قمر در عقربه
جون کندنه تا نصف شبه
بالا که بری ماست کیسه سو
پائین که بیای دوغ عربه
قرض قوله و رهن و طلبه

آشه شله قلمکاره
وزیر بهداری بیماره
اصلا" شاهکاره این اوضاع
زندونا پر شهرداره
وزیر دارائیه سابق
به کل شهر بدهکاره

یه چای تو نعلبکی صد تومن
یه دوغ الکی صد تومن
تو خوابم نبینی باقلوا
یه نصفه سنگکی صد تومن

آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
سر هر کار که بری آقازاده ی خود رئیسه
رد پاشو که بگیری هر چی پوله تو بانک سوئیسه

والا آقا دروغ چرا همه رو گفتی الا دو سه تا

بابک خرمدین

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 9:30 توسط یکی از چند صدای معلم |

بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت روز جهانی معلم


 کانون صنفی معلمان ایران
فرهنگیان عزیز ، ملت شریف ایران

       همانگونه که می دانید، یکی از مظاهر پیشرفت هر جامعه ای، وجود نهادهای مستقل از دولت است که وظیفه ی آن ها علاوه بر نظارت و نقد عملکرد دولت ها، جلوگیری از فساد ناشی از تمرکز قدرت و تعدیل خواسته ها و انتظارات قشرهای مختلف مردم و متناسب کردن این گونه انتظارات با واقعیت هاست. به همین علت در بسیاری از کشورهای پیشرفته، حاکمان و دولت ها نه تنها مانع از رشد و گسترش این گونه نهاد ها نمی شوند بلکه از تمام توان خود برای گسترش آن ها بهره می گیرند به طوری که حضور یک فرد در چند نهاد مستقل مدنی را نشانه ی رشد مدنیت، شادابی و توسعه ی یک کشور می دانند.  

    در کشور ما اما چند سالی است که تلاش های گسترده ای صورت گرفته و می گیرد تا با محدود کردن دایره ی فعالیت این گونه نهادها، آن ها را به ورطه ی نابودی کشانده یا بی اثر و خنثی نمایند. برخوردهای چند سال اخیر نهادهای امنیتی با فعالان صنفی معلمان از جمله: بازداشت ها و دستگیری ها، انفصال از خدمت و اخراج بسیاری از آن ها و صدور احکام سنگین تعلیقی و تعزیری و حتی اجرای احکام تبعید برای این قشر فرهیخته، همه و همه نشان دهنده ی این واقعیت تلخ است که مسوولان فعلی دولت هیچگونه اعتباری برای این گونه فعالیت های مسالمت آمیز قائل نیستند.   

     اما فعالان صنفی معلمان ایران پایدار و استوار و با عزمی جزم تر از گذشته، به دلیل اعتقاد به حقانیت راهی که برگزیده اند، تا رسیدن به مطلوب به راه خود ادامه خواهند داد و تهدیدها و تنبیه ها نتوانسته و نخواهد توانست در اراده آنان خللی ایجاد نماید.

     همکاران گرامی، ملت بزرگ ایران

     حتماً شنیده اید که ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، در مصاحبه های اخیر خود، ایران را آزادترین کشور دنیا معرفی کرده است و مدعی شده که در این کشور مردم آزادانه به همه مسوولان انتقاد می کنند و در عوض کوچکترین برخوردی با آنان صورت نمی گیرد!!!

     این ادعاها در شرایطی مطرح می شود که معلمان ایران حتی از برگزاری یک مراسم ساده به مناسبت روز جهانی معلم که هر ساله توسط میلیون ها معلم  در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گردیده اند و مسوولان کشور نه تنها به درخواست کتبی کانون صنفی معلمان ایران برای برگزاری مراسم راهپیمایی در این روز پاسخی نداده اند بلکه تلاش اعضای کانون برای برگزاری مراسمی جشن گونه در مقابل وزارت آموزش و پرورش (خانه ی معلمان) که بنا بود با اهدای گل و شیرینی همراه باشد با تهدید های نیروهای امنیتی از مأموران وزرات اطلاعات گرفته تا پلیس امنیت و معاونت امنیت دادگاه انقلاب با شکست مواجه می گردد.

    در چنین شرایطی، کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعتراض شدید به این گونه برخوردها که مغایرت آن با بسیاری از اصول قانون اساسی به ویژه اصل 27 و قانون حقوق شهروندی کاملاً محرز است از تمامی دلسوزان نظام، نمایندگان مستقل شورای اسلامی، خبرگزاری ها و روزنامه های مستقل و همچنین ریاست محترم قوه قضاییه مصرانه می خواهد تا ضمن پیگیری برخورد های غیرقانونی مذکور، مشکلات آموزش و پرورش را جدی گرفته و در برابر تضییع حقوق قانونی فرهنگیان و نمایندگان واقعی آن ها در تشکل های صنفی، بیش از این سکوت نکرده و با واکنش به موقع خود، این نهاد گسترده و تأثیر گذار را که متعلق به تمام اقشار و آحاد جامعه است از بحران هایی که حتی برخی نمایندگان محترم مجلس نیز نتوانستند وجود آن را انکار نمایند، نجات دهند.

    ما معتقدیم که مشکل آموزش و پرورش تنها به فرهنگیان و تشکل های صنفی مربوط نیست بلکه مشکل آموزش و پرورش مشکل همه ی جامعه است لذا حل این مشکل نیز بر عهده ی تمامی اقشار جامعه است. بنابراین انصاف نیست که هزینه ی اصلاح آموزش و پرورش تنها و تنها به فرهنگیان و فعالان صنفی تحمیل گردد.          

کانون صنفی معلمان ایران که در طی حیات خود ثابت نموده دفاع از حقوق فرهنگیان را با نگرش  یک راهبرد  آگاهانه  و نه یک تاکتیک زودگذر از مسیرهای  گوناگون دنبال می کند اعلام می دارد با توجه به قول رئیس فراکسیون فرهنگیان در دیدار اعضای شورای هماهنگی که "نظام پرداخت هماهنگ تا 15 آذر عملاً اجرا  خواهد شد" برای اتمام حجت ضمن تأکید مجدد بر لزوم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری، یادآور می شود که آخرین مهلت قانونی دولت برای اجرایی کردن این قانون 15 آذر ماه 87 است.

                                                                                   والسلام

                                                                      کانون صنفی معلمان ایران

                                                                                  ۱۱ / ۷ / ۱۳۸۷

فرهنگيان شجاع ؛ همكاران گرامي : لطفا بيانيه را تكثير و به اطلاع همكاران برسانيد .

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:58 توسط یکی از چند صدای معلم |

روز جهانی کودک مبارک!

دیروز (۵اکتبر) روز جهانی معلم بود و مسوولین ایرانی به معلمان ایران اجازه ندادند همچون معلمان سراسر دنیا تجمعی مسالمت آمیز داشته باشند بنابراین روز جهانی کودک(۸ اکتبر) به فرزندان ایران زمین مبارک!

امید که معلمان گرامی به کودکان امروز و مسوولین فردا عدالت و مهرورزی را با عملکرد خود بیاموزند و به آنان یاد بدهند که باید به حقوق دیگران احترام گذاشت!

افسوس که این مزرعه را آب گرفته

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته


صورت مساله را پاک نکنیم 

 در آستانه سال تحصیلی جدید و در حالی که به استقبال روز جهانی معلم می رویم دولت نهم رفتاری را نسبت به معلمان به نمایش گذاشت که می توان آن را گامی جدید در محدود کردن هرچه بیشتر حقوق و آزادی های مدنی تشکل های صنفی و در واقع مردم دانست.

سابقه انتخاب روز پنجم اکتبر از جانب یونسکو به عنوان روز جهانی معلم خیلی طولانی نیست. این روز به هیچ کشور و دولت خاصی نیز تعلق ندارد.

حدود 130 کشور عضو سازمان ملل، از جمله ایران، این روز را به رسمیت شناخته اند. در بسیاری از کشورها هر ساله در این روز مراسمی دولتی یا غیردولتی برگزار می شود که می تواند جنبه اعتراضی نیز داشته باشد. شبیه همان اتفاقی که در روز جهانی کارگر در بسیاری از کشورهای دنیا رخ می دهد.

در ایران اما این روز هنوز وارد تقویم رسمی نشده و دولت های مختلف نه تنها اهمیتی به آن نداده اند بلکه در مواردی با برگزاری مراسم در این روز توسط تشکل های غیردولتی نیز مخالفت کرده اند. گروهی هم به غلط تصور کرده اند کسانی قصد دارند این روز را جانشین روز ملی معلم، 12 اردیبهشت، کنند. از سوی دیگر معلمان به دلیل وضعیت اسف بار آموزش و پرورش، نارضایتی از وضعیت شغلی حقوق و منزلت اجتماعی خود در چنین روزهایی فرصتی می یابند مشکلات، پیشنهادها یا حتی اعتراض های خود را به گوش برسانند. شاید به این ترتیب زمان برای اعاده حقوق و تحقق وعده های بهبود و اصلاح در آموزش و پرورش فرا رسد. در نتیجه این روز به مذاق دولتمردان خوش نیامده و نه تنها خود برنامه ای برای این روز در نظر نمی گیرند، بلکه همان طور که گفته شد در سال های گذشته سعی می کردند یا از برگزاری هرگونه مراسمی توسط تشکل های صنفی جلوگیری کنند یا حداقل برگزاری چنین مراسمی را نادیده گرفته و با سکوت از کنار آن عبور کنند.

امسال اما در روزهای پایانی شهریور شاهد حرکتی جدید بودیم. در حالی که تشکل ها و کانون های صنفی معلمان سراسر کشور در پی برگزاری جلسه شورای هماهنگی خود در آستانه سال تحصیلی جدید بودند (جلسه ای عادی که سالانه حداقل دو بار برگزار می شود)، چون حدس زده می شد ممکن است در این جلسه تصمیمی هم برای برگزاری مراسم در روز جهانی معلم گرفته شود، مسوولان مربوطه نیت خوانی کرده و در یک اقدام پیشگیرانه معلمانی را که از شهر ها و استان های مختلف به قصد شرکت در جلسه شورای هماهنگی به تهران آمده بودند قبل از رسیدن به محل تشکیل جلسه بازداشت کردند. جالب آنکه به تمامی آنها اتهام
«شرکت در تجمع غیرقانونی و برهم زدن امنیت ملی» را وارد کردند. هرگز هم به این سوال بازداشت شدگان پاسخ ندادند که کدام تجمع؟ یا اینکه تشکیل جلسه در یک فضای سربسته را می توان با تجمع یکی دانست و غیرقانونی؟ با این توضیح که تشکیل جلسه در محیط های بسته طبق نص صریح قانون نیاز به مجوز ندارد.

در هر صورت اگرچه دولت نهم از ابتدای تشکیل، مخالفت خود با تشکل ها و سازمان های غیردولتی را به روش های مختلف نشان داده بود اما حرکت اخیر را می توان اقدامی جدید و آشکار در راستای محدود کردن هرچه بیشتر آزادی های شغلی ارزیابی کرد. به طوری که با استفاده از روش های مختلف سعی می شود شعاع حرکتی و عمل اقشار و نیروهای اجتماعی مختلف از قبیل معلمان، مطبوعات غیر وابسته به دولت، تشکل های غیردولتی مختلف و... با استفاده از ابزارهای قدرت و البته اتهامات سنگین نظیر برهم زدن امنیت ملی محدود تر شود. بدون توجه به این نکته بسیار مهم که وقتی با جلسات ساده ای نظیر جلسه شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان اینگونه برخورد و به شرکت کنندگان آن اتهام اقدام علیه امنیت کشور وارد می شود، آنچه بی اعتبار می شود آن جلسه و شرکت کنندگان آن نیستند، بلکه این مفهوم امنیت ملی است که خدشه به آن وارد می شود. عملکرد خود دستگاه های حافظ امنیت نیز از این بابت لطمه می خورد. چگونه چند معلم که نه قدرت مالی قابل توجه و نه توان تشکیلاتی بسیار گسترده ای دارند، می توانند با وجود دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی مختلف، امنیت کشور را آن هم با برگزاری یک جلسه با حداقل امکانات دچار چالش کنند؟ دنیای امروز به خصوص جامعه ما برخورد های امنیتی را بر نمی تابد به ویژه ثابت شده که این گونه برخوردها حتی اگر در کوتاه مدت پوششی برای بیان مسائل و مشکلات اجتماعی شود در بلندمدت پاسخگو نبوده و اثرات منفی و بازتاب بسیار شدید تری را ایجاد خواهد کرد.

این دیگر از بدیهیات عقلی است که با پاک کردن صورت مساله نمی توان هیچ مشکلی را حل کرد.

کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 19:40 توسط یکی از چند صدای معلم |

بازداشت و آزادی نمایندگان معلمان و شکایت آنان به نمایندگان مجلس

 

تجمع اعتراضی معلمان (عکس آرشیوی) 
 

روز سه شنبه، ۲۶ شهریور ماه، ماموران اطلاعاتی و امنیتی ۴۰ تن از اعضای کانونهای صنفی معلمان را در تهران بازداشت کردند. معلمان بازداشت شده تا صبح روز چهارشنبه ۲۷ شهریور آزاد شدند. چند تن از آنان با دو نماینده مجلس دیدار نموده و طرح شکایت کردند.

قرار بود که نشست سالانه شورای هماهنگی تشکلات صنفی سراسری معلمان ایران پس از ماهها تاخیر در ساعت ۹ و نیم روز سه شنبه ۲۶ شهریور ماه در تهران برگزار شود. نمایندگان کانونهای صنفی معلمان از شهرهای گوناگون به تهران سفر کرده ‌بودند تا یکدیگر را ملاقات کنند. قصد معلمان این بود که تدارک برگزاری روز جهانی معلم را ببینند که روز ۱۴ مهر ماه است.

اما حدود ساعت ۹ صبح که گروهی از معلمان در محل قرار اولیه خود در ایستگاه مترو علم و صنعت جمع شدند، تا سپس با هم به سمت محل جلسه بروند، با نیروهای امنیتی روبرو گشتند که منتظر ایستاده بودند و معلمان را در گروههای سه یا چهار نفره دستگیر کرده، با خود بردند. به گفته محمود دهقان آزاد، معلم ساکن کرج، که خود جزو بازداشت‌شدگان روز سه شنبه بود، ماموران امنیتی در مجموع ۴۰ نفر را دستگیر کردند. طبق گزارشهای رسیده، یکی از معلمان به نام پیمان نودینیان، نماینده معلمان سنندج، مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

۲۲ نفر از معلمان را به اداره اماکن منطقه نارمک بردند و پس از گرفتن موبایل‌هایشان و بازجویی از ایشان، که تا شب به طول انجامید، آزادشان کردند. محمود دهقان آزاد در این محل بازجویی شد. روشن نیست که ۱۸ نفر دیگر را به کجا انتقال دادند. این ۱۸ نفر نیز صبح روز چهارشنبه آزاد شدند.

به معلمان گفته‌اند که علت دستگیری‌شان “تجمع غیرقانونی“ است. محمود دهقان آزاد در این مورد به دویچه وله گفت: «واقعیت این است که برای ما جای تعجب وجود داشت و ما هنوز هم تعجب می‌کنیم. این آقایان ما را دیروز به اتهام جلسه و تجمع غیرقانونی دستگیر کردند. اولا که دیروز اصلا تجمعی در کار نبود، بلکه یک نشست و جلسه بود. جلسه را هم که اجازه ندادند برگزار شود. استدلال آنها این بود که این نشست و تشکلی که این نشست را برگزار می‌کند، غیرقانونی است. در حالیکه به اعتقاد همه تشکلهای صنفی، هم شورای هماهنگی تشکلی قانونی است و هم نشست ما کاملا قانونی بوده است. حدس زده می‌شود که آقایان نمی‌خواستند که این نشست برگزار شود.»

آخرین نشست شورای هماهنگی کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور حدود یک سال و نیم پیش، در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ برگزار شد. از آن زمان به بعد جلوی برگزاری جلسه‌های سالانه این تشکل را گرفته‌اند.

فعالان صنفی معلمان ایران بویژه از زمستان سال ۱۳۸۵ که خواستهای صنفی خود را طی تظاهراتی وسیع به آگاهی عموم رساندند، زیر فشار بوده‌اند. جمعی از آنان روانه زندان شده و برخی از مدارس اخراج گشتند یا به شهرهای دور از زادگاه‌شان تبعید شدند.

مهمترین خواست معلمان احترام به شأن معلم و اجرای “قانون مدیریت خدمات کشوری“ است که هدف آن پرداخت هماهنگ و عادلانه حقوق به کارمندان دولت است.  محمود دهقان آزاد در این باره گفت: «عمده حرکتهای معلمین از همان ابتدا حول دو مسئله اساسی بوده است: معیشت و منزلت معلمان. موضوع معیشت ما در قانون مدیریت خدمات کشوری متبلور می‌شود. نکته قابل توجه این است که این قانون در مجلس و نیز در شورای نگهبان تصویب شده است. سوال ما این است که قانونی که همه مراحل قانونی‌اش را طی کرده، چرا اجرا نمی‌شود؟ خواسته اصلی ما اجرای قانونی است که تصویب شده، اما راکد مانده است. همچنین خواست ما توجه منزلت معلم و حفظ شان و مقام و امنیت شغلی اوست. اینکه معلم اجازه ندارد یک نشست ساده را برگزار کند و حتی قبل از نشست نیروهای امنیتی این حرمت را انجام مید‌هند از نظر ما اهانت به شان و مقام علمی این مملکت و معلم آن است.»


 روز چهارشنبه ۲۷ شهریور رسول بداقی و میراکبر رییس زاده، دو تن از اعضای کانون صنفی معلمان تهران، با دو نماینده مجلس، عبدالجبار کرمی، ‌نماینده سنندج، و حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده کرمانشاه، دیدار کردند. معلمان واقعه را برای نمایندگان مجلس  شرح دادند و از جمله گفتند که «معلمان را به پایگاه چهارم اطلاعات و امنیت فرستادند و تحویل کلانتری ۱۲۷ نارمک دادند بدون اینکه به خانواده‌هایشان خبر بدهند. خانواده‌ها هم حیران و سرگردان از این بیمارستان به آن بیمارستان که آیا تصادفی شده، اتفاقی برایشان پیش آمده است. ما خواستیم این را با نمایندگان مجلس در میان بگذاریم.»

از نظر نمایندگان معلمان رفتاری که با آنان شده، همچون آدم‌ربایی بوده است. رسول بداقی به دویچه وله گفت: «از دید کانونهای صنفی معلمان این دستگیری نه تنها امنیت کشور را تامین نمی‌کند، بلکه دقیقا امنیت را به هم می‌زند. زیرا دستگیری افراد بدون مجوز از مراجع قضایی و بدون اطلاع‌رسانی به خانواده‌های آنها نوعی آدم‌ربایی است. از کجا ما بدانیم که اینهایی که اینها را می‌برند، اطلاعاتی هستند؟ یا می‌خواهند آنها را به مکانی امن ببرند؟ این به نظر ما آدم‌ربایی است و در جامعه ایجاد رعب و وحشت می‌کند.»

آقایان کرمی و فلاحت‌پیشه، نمایندگان مجلس، گفته‌های نمایندگان معلمان را گوش کرده، از انان خواستند که گفته‌هایشان را کتبی به آنان عرضه کنند تا بتوانند مورد را پیگیری نمایند. به گفته رسول بداقی درخواست معلمان از نمایندگان مجلس این بود که قضیه را دنبال کرده، بگویند که چه کسانی مسئول بازداشت و ایجاد رعب و وحشت هستند. رسول بداقی در این مورد گفت: «ما از نمایندگان خواهش کردیم که طبق تعهد الهی و انسانی  که بر دوش هر فرد، بویژه نماینده مجلس، نهاده شده، موضوع را پیگیری کنند و ترتیبی اتخاذ کنند که از تکرار این گونه رفتارهای غیرقانونی جلوگیری شود.»

معلمان انتظار و امید دارند که در عرض یک هفته پاسخی از نمایندگان مجلس بشنوند. آنان هنوز نمی‌دانند که آرزویشان برای برگزاری روز جهانی معلم در ایران برآورده می‌شود یا نه. رسول بداقی در این مورد گفت: «ما یک جشن ساده‌ای را می‌خواستیم بگیریم که به مناسبت روز معلم است در تمام دنیا، می‌خواستیم تصمیمی بگیریم، گل و شیرینی‌‌ای بدهیم به دانش‌آموزان، احترامی برای دانش‌آموزان هم قائل بشویم. اما منسجم و حساب شده. ولی اینها مثل اینکه اجازه نمی‌دهند که ما این کار را انجام بدهیم.»

 حق نوشت های پراکنده

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:23 توسط یکی از چند صدای معلم |

اطلاعيه سازمان معلمان ايران به مناسبت دستگيري غير قانوني اعضاي كانون هاي صنفي

در آستانه بازگشايي مدارس و وزيدن نسيم " مهر ورزي " و " رايحه  دل نواز خدمت به اندروني ها " ! كه از بخت بد با ماه " مهر " و " مهرگان " مصادف گرديده است ! و نيز هم زمان با اجراي طرح به اصطلاح " سامان دهي نيروي انساني " وزير كه استرس هاي فراوان روحي و فشارهاي شغلي بي شماري بر معلمان تحميل نموده است و سرانجام پس از گذشت بيش از 18 ماه از اسفند فراموش نشدني سال 85 و وعده و وعيدهاي بي شمار مسئولان در مورد " قانون نظام هماهنگ پرداخت " كه هنوز جامه عمل به خود نپوشيده است ! با خبر شديم تعدادي از همكاران ما در " كانون هاي صنفي معلمان " كه قرار بود در جلسه اي به منظور بزرگ داشت " روز جهاني معلم " شركت كنند امروز  توسط " پليس امنيت تهران " دستگير شدند .
البته اين مساله امر جديدي نيست و قبلا هم  در هفته معلم سال امسال  ؛ آقاي " محمد داوري " مسئول اطلاع رساني و آموزش سازمان معلمان ايران به همراه اتومبيل و نشريات سازمان توسط پليس امنيت تهران بازداشت شده و دفتر " سازمان معلمان ايران " پلمپ گرديد و تاكنون تلاش ما براي عودت نشريات و اسناد سازمان به جايي نرسيده است !
" سازمان معلمان ايران " بازداشت و دستگيري اين معلمان عضو در " كانون هاي صنفي معلمان " را مغاير با بديهي ترين و ابتدايي ترين حقوق شهروندي و نيز اصول مصرح در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي داند و سريعا خواهان پاسخگويي مسئولان و آزادي آن ها مي باشد .
" سازمان معلمان ايران " از تمامي معلمان انتظار دارد با تماس هاي خود با " پليس امنيت تهران " خواهان آزادي همكاران خويش شوند .


26 شهریور1387
سازمان معلمان ايران

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:17 توسط یکی از چند صدای معلم |