تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

وقتی دانش‌آموزان در آغل درس می‌خوانند!

برنا: نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند!

"حجت الاسلام مجيد ناصري نژاد" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخص‌هاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.

وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.

نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.

وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي مي‌شوند.

ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.

اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.

" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخص‌هاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.

وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.

نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.

وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي مي‌شوند.

ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.

اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 13:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

اعتراض معلمان اردبیل به عملکرد وزیر

بر اساس اخبار رسيده معلمان اردبيل قصد دارند براي اعتراض به عملكرد وزير و دستاندركاران دستگاه تعليم و تربيت در سازماندهي سال جديد در جلسه حضور يافته ولي شركت ننمايند . چند تن از فرهنگيان شهرستان اردبيل با ارسال اس ام اس و مراجعه به مسئولان كانون صنفي اردبيل پيشنهاد نموده اند تا براي نشان دادن اعتراض خود بر وضعيت حاكم بر آموزش و پرورش در سازماندهي سال تحصيلي 87-88 از انتخاب محل تدريس خودداري و با عمل خود همانند مسئولان آموزش و پرورش عمل خواهند نمود يكي از فرهنگيان در توضيح اين عمل خود اظهار داشت همانطور كه مسئولان ما هميشه ما را سردر گم نموده اند و تا لحظه آخر توان تصميم گيري نداشته اند و اعتراض ما هم به جايي نرسيده ما هم قصد دارم امسال همانند مسئولان عمل نموده و آنان را متوجه اشتباه چندين ساله خود نماييم . يعني وقتي كه ما محل تدريس خود را انتخاب ننماييم آنها چگونه مي توانند براي مدارس برنامه ريزي نمايند . ما سه دهه هست از بي برنامگي آموزش و پرورش رنج مي بريم تازه مي خواهيم يك سال هم مسئولان طعم تلخ عملكرد خود را بچشند .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 12:18 توسط یکی از چند صدای معلم |

گام‌های موثر در فرایند انتخاب رشته

با توجه به تاثیرگذاری انتخاب رشته بر تمامی ابعاد مادی ومعنوی زندگی افراد، لازمست كه این انتخاب با دقت و با معقولانه‌ترین وجه صورت پذیرد، چرا كه انتخاب نابجا می‌تواند بر آینده تحصیلی و حرفه‌ای فرد اثر گذار باشد، در این راستا سازمان سنجش آموزش كشور گام‌های موثر در فرایند انتخاب رشته داوطلبان كنكور را ارایه كرده است.
خود سنجی ازعلائق مبتنی بر نوع شخصیت، بررسی مهارت‌ها، شناسایی اهداف و ارزش‌های فردی و كسب اطلاعات جامع درباره رشته‌های دانشگاهی این گاهها را تشكیل می‌دهند.

● گام اول؛ خود سنجی ازعلائق مبتنی بر نوع شخصیت
همخوانی تحصیلات با تیپ شخصیتی افراد باعث رضایت و موفقیت آنها می شود
بنابراین گزارش، یكی از گام‌هایی كه داوطلب باید در ارتباط با شناخت ویژگی‌های فردی خود طی كند، خود سنجی از علائق مبتنی بر نوع شخصیت است.
در واقع در این مرحله داوطلب باید به این سوال پاسخ دهد؛ كه به تحصیل در چه رشته‌ای علاقه مند است؟
چه نوع از مشاغل یا حرفه‌ها وی را جذب می‌كند؟ آیا به رشته‌ای كه تحصیل در آن منجر به شغلی كه متضمن معاشرت با دیگران باشد، علاقمند است و یا كارهای از پیش تعیین شده روزمره را دوست دارد؟
توجه به علائق، بویژه در نوجوانی و به ویژه در انتخاب رشته تحصیلی، بسیار مهم و تعیین كننده است. برخی از روانشناسان، معتقدند كه هر فرد با توجه به تفاوت‌های فردی در علائق و رجحان‌هایش، با نوع خاصی از رشته‌های دانشگاهی و به تبع آن مشاغل، سازگار است. بنابراین،‌ افراد با تحصیل در رشته‌ای كه با تیپ شخصیتی و علائق آنها همخوانی داشته باشد، راضی و موفق خواهند بود.
گفتنی است، حداقل ۶ تیپ شخصیتی واقع گرا، جستوجوگرا، هنری، اجتماعی، متهور و قراردادی را از دیدگاه روان شناسی و مطابق با علائق فرد می‌توان برشمرد.

● گام دوم؛ بررسی مهارت‌ها
داوطلبان علاوه بر ماهیت رشته های تحصیلی به میزان مهارت‌های ارتباطی و فنی خود توجه كنند
بر اساس این گزارش، گام دوم بررسی مهارت‌ها به عنوان كارآیی، سهولت یا زبردستی كه از طریق تمرین و تجربه توسعه داده می‌شود، است.
در این مرحله داوطلب باید فعالیت‌هایی را كه در آن مهارت خوبی دارد، مثل نوشتن، خوب صحبت كردن و از این قبیل را بنویسد. در واقع مهمترین مهارت‌ها عبارتند از اولیه، فنی و ارتباطی.
مهارت‌های اولیه شامل مهارت‌های نوشتن،‌ محاسبه كردن، خواندن، گوش دادن، صحبت كردن و از این قبیل می‌باشد. مسلما توفیق در هر رشته‌ای نیازمند یك یا چند مهارت اولیه است، به عنوان مثال، داوطلب رشته علوم ارتباطات، در صورتی كه به روزنامه نگاری علاقه مند باشد، باید حداقل دارای مهارت‌ خوبی در نوشتن باشد، یا فردی كه قصد دارد رشته مشاوره یا روان شناسی را بخواند، ‌باید حداقل شنونده خوبی باشد. مهارت‌های ارتباطی، شامل مهارت‌های اجتماعی، ‌كارگروهی، مذاكره و رهبری و ارتباطات انسانی است.
مهارت‌های فنی، مهارت‌هایی را در بر می‌گیرند كه اجزای اصلی آن، كنجكاوی، دقت نظر، ابتكار، آموزش، رفع مشكل و حل مساله است. این مهارتها بیشترین ارتباط را با مهارت‌های تولیدی و كمترین اشتراك را با مهارت‌های اداری، مالی و روابط عمومی دارند.
داوطلبان هنگام انتخاب رشته تحصیلی باید از یك سو، به ماهیت رشته‌های تحصیلی توجه كنند و از سوی دیگر،‌ میزان مهارت‌های اولیه، ارتباطی و فنی خود را ارزیابی كنند.

● گام سوم؛ شناسایی اهداف و ارزش‌های فردی
مدرك تحصیلی بخش مهمی از موقعیت اجتماعی آینده نزدیك و دورداوطلب را تحت تاثیر قرار می‌دهد
بنابراین گزارش، گام سوم در انتخاب رشته شناسایی اهداف و ارزش‌های فردی به عنوان آنچیزی است كه مبنای اصول و معیار رفتاری داوطلب می‌باشد و شامل كمك به جامعه، كسب شغل، كسب درآمد، كاركردن مستقل یا با گروه است.
از ارزش‌های تاثیرگذار در انتخاب رشته می توان به كسب موقعیت اجتماعی، كسب شغل و درآمد مناسب، استقلال در زندگی و كمك به دیگران را برشمرد. مدرك تحصیلی و شغل متناظر با آن، بخش مهمی از موقعیت‌های اجتماعی آینده نزدیك و دور دوطلب را تحت تاثیر قرار می‌دهد. موقعیت اجتماعی مناسب، می‌تواند رضایت خاطر و در نتیجه سلامت روحی و روانی را تامین كند و در حقیقت اگر هدف از ادامه تحصیل، كمك به دیگران است، باید رشته‌ای را انتخاب كنند كه ویژگی‌ آن، یاری رسانی یا كمك به دیگران می‌باشد؛ مثل مشاور، پزشك، مددكار اجتماعی یا پرستار.

● گام چهارم؛ كسب اطلاعات جامع درباره رشته‌های دانشگاهی
گام چهارم كسب اطلاعات جامع درباره رشته‌های دانشگاهی است. در این مرحله داوطلبان باید با جمع آوری جدی اطلاعات درباره رشته‌های دانشگاهی، اطلاعات متناسب با علایق خود به انتخاب رشته، مهارت‌ها و ارزش‌های فردی‌اش را كسب كنند كه در این راستا داوطلبین می توانند به كتب معرفی رشته‌ها، سایت‌های دانشگاه‌ها، سازمان سنجش، پیك سنجش و نرم‌افزار سامان رشته سازمان سنجش مراجعه كنند و یا به مشورت با دانشجویان، فارغ التحصیلان، دبیران و خانواده خود بپردازند.
 
خبرنامه ی آفتاب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:10 توسط یکی از چند صدای معلم |

تبریک تولد حضرت مهدی(عج)

چند اس ام اس زیبا به مناسبت تبریک تولد حضرت مهدی(عج) تقدیم شما

 

* هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی؛ از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می دارد

وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

 

* اینک هنگام، در رسیده است و مستضعفان زمین وعده ی تو را انتظار می کشند. ای مظهر غیرت! مستضعفان زمین در این زمان، تنها پرستندگان تو اند! (معلم شهید دکتر علی شریعتی)

 

* چه انتظار عجیبی؛ تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!

عجیب تر آن که نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!

 

* طلوع آفتاب رحمت و عدالت؛ مهدی موعود(عج) مبارک باد! به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک چیز باشد: "مهدی آمد!"  

 

* چشم من در انتظار آمدن

دل برای دیدن تو لک زده

با تو چشم من پر از ستاره شد

بی تو قلب ساده ام کپک زده

 

* کسی آرام می آید، نگاهش خیس عرفان است

قدم هایش پر از معنا، دلش از جنس باران است

کسی فانوس در دستش، بسان نور می آید

امید قلب ما روزی ز راه دور می آید

 

* شاید آن روز که سهراب نوشت:

"تا شقایق هست زندگی باید کرد"

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید این طور نوشت:

"هر گلی باشی، چه شقایق چه گل پیچک و یاس

تا نیاید مهدی؛ زندگی دشوار است."

 

* صبحی گره از زمانه وا خواهد شد

راز شب تار برملا خواهد شد

در راه، عزیزی است که با آمدنش

هر قطب نما؛ قبله نما خواهد شد

 

* چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی!

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی!

خلیل آتشین سخن! تبر به دوش بت شکن!

خدای ما سنگ و چوب شد نیامدی!

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

برای عده ای ولی چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح، نه، ظهر، نه، غروب شد نیامدی!

 

* بخوان دعای فرج را؛ دعا اثر دارد

دعا؛ کبوتر عشق است؛ بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب

که روزگار، بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهراء

ز پشت پرده ی غیبت، به ما نظر دارد

 

* کوچه های ما ویران نمی ماند عزیز

کوله بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز

یک نفر فردا زمین را نورباران می کند

مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز

 

* این جمعه نیا امیرمان می آید

آن جمعه نیا وزیرمان می آید

داریم حساب می کنیم آقا جان!

از آمدنت چه گیر ما می آید!

 

* برخیز که حجت خدا می آید

رحمت ز حریم کبریا می آید

از گلشن عسکری گذر کن که امشب

بوی گل نرگس از فضا می آید

 

* این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور

پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم؟!

سال ها منتظر سیصد و اندی مرد است

آن قدر مرد نبودیم که یارش باشیم!

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

 

* همچو خورشی تا به کی تنها؟

همچو مهتاب تا به کی شبگرد؟

ای همایون همای پرده نشین!

جان زهراء به آشیان برگرد

 

* نمی دانی که بی تو دل چه تنهاست؟

همین اندازه می گویم که غوغاست

چه می شد می رسید این مژده امشب

"طلوع جمعه ی تو صبح فرداست"

 

  * گفتم که خدا! مرا مرادی بفرست

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود: "که با زمزمه ی یا مهدی!"

نذر گل نرگس صلواتی بفرست! 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:45 توسط یکی از چند صدای معلم |

تفاوت حكايت مثنوی با آموزش و پرورش(خر برفت و خر برفت و خر برفت)

حكايت چنين است كه درويشان گرسنه سفره اي تهي از غذا در خانقاه گسترده بودند. چون چيزي براي تهيه خوراك نداشتند و از طرفي بايد سفره را پر از غذا مي كردند تا سدجوع كنند، بناچار چشم انتظار بودند تا كسي از راه برسد.

و به قول امروزي ها او را سركيسه كنند و غذايي فراهم سازند. ناگهان ساده دلي سوار بر خر از راه رسيد خر را بر در خانقاه بست و با تعارف هاي گرم درويشان، بر بالاي سفره خالي نشست. گرسنگان چاره را در اين ديدند كه بي درنگ خر ميهمان تازه وارد را به دور از چشم صاحبش بفروشند و با پول آن غذايي تهيه كنند. چنين كردند و غذا را بر سر سفره نهادند. درويشان و از جمله آن ساده دل صاحب الاغ كه حال بي خر شده بود در حين خوردن دم گرفته بودند كه «خر برفت و خر برفت»:

 

چون سماع آمد ز اول تا كران / مطرب آغازيد يك ضرب گران
خر برفت و خر برفت آغاز كرد / زين حرارت جمله را انباز كرد
زين حرارت پاي كوبان تا سحر / كف‌زنان خر رفت خر رفت اي پسر
از ره تقليد آن صوفي همين / خر برفت آغاز كرد اندر حنين

 

آري آن صوفي صاحب الاغ نيز غافل از اين كه غذاي بر سر سفره از فروش خر او فراهم شده، سرخوشانه فرياد «خر برفت و خر برفت» سر داده بود.

 اين ماجرا هم شبيه مدرسه‌گرداني ما و هم متفاوت با آن است. تا آن جا كه سفره‌اي تهي از غذا گسترده و همگان در انتظار تامين اعتبار خريد غذا هستند، مشابه آموزش و پرورش ماست. يعني سازماني گسترده ايم اما در تعيين منبع هزينه هاي آن درمانده ايم. اولياي دانش آموزان نيز با اين خيال خوش كه در اين سفره گسترده غذايي هست فرزندان را روانه مدرسه كرده اند. غافل از اين كه غذايي در كار نيست. چون مديران، ناظمان و معلمان چند شغله اند و از حداقل رفاه لازم براي ادامه حيات بي بهره اند. يعني اكثريت خانه و خيلي چيزهاي ديگر ندارند و صد البته اميدي هم به خانه دار شدن و… در نتيجه خيلي كه با وجدان باشند، باز دل و دماغ كار كردن ندارند. پس طبيعي است كه در سفره ی گسترده غذايي براي خوردن نيست. فكر مي كنم تا همين جا مطلب روشن شده باشد و بيش از اين پرداختن به نابساماني هاي آموزش و پرورش ـ همچان كه گفتيم ـ تكرار مكررات و مشمئز كننده است.
اما تفاوت حكايت مثنوي با آموزش و پرورش ما در اين است كه آن صوفي خر را از كف داد اما غذا هم خورد. يعني يك باخت داشت و يك برد. ولي ما خر را كه از كف داده ايم همچنان بر سر سفره ی آموزش و پروش معطل و گرسنه نشسته ايم ... چون حداقل براي قبولي در درس هايي مثل رياضي، زبان خارجه، عربي، شيمي، فيزيك و … بايد دست به دامان معلمان خصوصي شوم!

هنوز دانش آموزم

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 12:48 توسط یکی از چند صدای معلم |

مثنوی گفتن و هیچ نشنفتن!

حالمان بد نيست غم کم می‌خوريم
کم که نه هر روز کم کم می‌خوريم

 

آب مي خواهم، سرابم مي دهند

عشق مي ورزم عذابم مي دهند

خود نمي دانم کجا رفتم به خواب

 از چه بيدارم نکردي؟ آفتاب!!!!

خنجري بر قلب بيمارم زدند

بي گناهي بودم و دارم زدند

دشنه اي نامرد بر پشتم نشست

از غم نامردمي پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد

يک شبه بيداد آمد، داد شد

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام

تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام

عشق اگر اين است مرتد مي شوم

خوب اگر اين است من بد مي شوم

بس کن اي دل! نابساماني بس است

کافرم! ديگر مسلماني بس است

در ميان خلق سر در گم شدم

عاقبت آلوده ي مردم شدم

بعد ازاين با بي کسي خو مي کنم

هر چه در دل داشتم رو مي کنم

نيستم از مردم خنجر به دست

بت پرستم، بت پرستم، بت پرست

بت پرستم، بت پرستي کار ماست

چشم مستي تحفه ي بازار ماست

درد مي بارد چو لب تر مي کنم

طالعم شوم است باور مي کنم

من که با دريا تلاطم کرده ام

راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟

قفل غم بر درب سلولم مزن!

من خودم خوش باورم گولم مزن!

من نمي گويم که خاموشم مکن

من نمي گويم فراموشم مکن

من نمي گويم که با من يار باش

من نمي گويم مرا غم خوار باش

من نمي گويم، دگر گفتن بس است

گفتن اما هيچ نشنفتن بس است

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:50 توسط یکی از چند صدای معلم |

وزير بهداشت هم به صف "اقتصاد دانان مدافع وضعيت موجود " پيوست !

در حالي كه تاكنون وزراي دادگستري، فرهنگ و ارشاد و آموزش‌وپرورش دولت نهم با حمله به عملكرد دولت‌هاي پيشين، كارنامه اقتصادي دولت نهم را بي‌نظير خوانده بودند، به تازگي، وزير بهداشت نيز براي جبران كمبود به اين بخش وارد شده و با دفاع شديد از عملكرد اقتصادي دولت نهم، آن را برتر از دولت‌هاي پيش دانسته است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، كامران باقري لنكراني كه پيش از اين در رسانه‌ها، چهره‌اي منطقي و معتدل از خود نشان داده بود، در سخنان خود در نشست جامعه اسلامي دانشجويان، در حالي انتقادات وارده به عملكرد اقتصادي دولت نهم در تشديد تورم را رد كرد كه داود دانش جعفري كه حدود دو سال و نيم مسئوليت وزارت اقتصاد اين دولت را بر عهده داشت، بخش عمده اين انتقادات را تأييد كرده بود.

لنكراني با اشاره به وجود تورم 50 درصدي در سال 1374 از اين‌كه منتقدان به خاطر تورم 26 درصدي فعلي، دولت را مقصر مي‌دانند، اظهار شگفتي نموده و با رد انتقادات، به شدت از عملكرد اقتصادي دولت نهم دفاع كرده است.

ورود وزير بهداشت به تيم مدافعان اقتصادي دولت نهم، در حالي صورت مي‌گيرد كه اين پزشك متخصص به دليل ناآشنايي با حوزه اقتصاد، از توجه به مهمترين ويژگي تورم كه تناسب رشد درآمد مردم با رشد هزينه‌هاست، بازمانده است.

اشاره وزير بهداشت به تورم 50 درصدي در سال 1374 در حالي است كه در دوره 1375 ـ 1369 با وجود مجموعا 460 درصد تورم طي هفت سال، سطح دستمزدها در همين دوره 560 درصد افزايش يافت؛ يعني افزايش دستمزدها نه تنها تورم را جبران كرد، بلكه هر سال به طور متوسط، افزايش دستمزدها حدود 5 درصد بيشتر از تورم بود؛ يعني قدرت خريد حقوق‌بگيران با وجود تورم 50 درصدي در سال 1374، 5 درصد افزايش يافت، اما در سال گذشته و به رغم آن‌كه بانك مركزي، نرخ رسمي تورم را 26 درصد اعلام كرده است، حقوق كاركنان دولت تنها 10 درصد افزايش يافته كه اين به معناي 16 درصد كاهش در قدرت خريد كارمندان دولت است.

اين در شرايطي است كه اتفاقا كاهش قدرت خريد و فشارهاي معيشتي به پرسنل تحت پوشش وزارت بهداشت به ويژه پرستاران و كارمندان اين بخش، بيش از ديگر اقشار اجتماعي بوده است.

مجموعه اقدامات و رويكرد دكتر لنكراني در وزارت بهداشت و نيز متانت او باعث شده جوانترين وزير دولت از نگاه رسانه‌ها و افكار عمومي يكي از موفقترين وزراي اين دوره تلقي شود.
 
از همين‌رو، به نظر مي‌رسد در صورت اصرار وزراي غيراقتصادي دولت براي پيوستن به تيم مدافعان اقتصادي دولت نهم، دوره‌هاي ويژه آشنايي با مفاهيم و اطلاعات اقتصادي براي آنان برگزار شود تا از چنين اظهارنظرهايي كه موجب مخدوش شدن تصوير و عملكرد تخصصي آنان در افكار عمومي مي‌شود، جلوگيري شود.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 13:10 توسط یکی از چند صدای معلم |

نفت سفره ای

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 13:8 توسط یکی از چند صدای معلم |

مخالفت دختران دانش‌آموز اصفهانی با طرح سهمیه‌بندی جنسیتی کنکور

 

دو هزار و ششصد و یازده نفر از دانش‌آموزان دختر پیش‌دانشگاهی اصفهان در نامه‌ای به کمیسیون آموزش‌عالی مجلس شورای اسلامی مراتب اعتراض خود را به اعمال سهمیه‌بندی کنکور برای دختران اعلام کرده و از آن کمیسیون خواستند نسبت به احقاق حقوق دختران دانش‌آموز تلاش کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:45 توسط یکی از چند صدای معلم |

پیک موتوری مورد اعتماد

 

هرگز گزافه نیست که گویم پس از خدای

آنکس که که خلق می کند انسان،معلم است

راه‌اندازي پيك موتوري كتاب در شوش

دو سه روزی بود که قصد داشتم وبلاگم را به روز کنم و چند مطـلب آماده کرده بودم، ولی با کمبـــــــود وقت مــواجه می شدم.

تصمیم داشتم حقوقی که دیروز به حســـابـم واریز شده بود(به قــول دوستــان مثــل گوشت قربــــونــی که بین خانــواده های فقیـر تقسیم میشه) اقساطی را که به بانک های مختلف بدهکار بودم، پرداخت کنم، معمولاْ به دلیل شلوغی بانک هـــا در اول برج و... این جور کارها را به پیک مــوتوری مورد اعتماد خودم می سپارم. تماس گرفتیم  و با کـــلی تعارفات معمول قرار شد با ۲۰ دقیقه تاخیـــــر حاضر باشند. بعد از ۱۰ دقیقه تشریف آورد، وای این کیـه؟!! از دیدنش شوکه شدم!!!!! لعنت بر پول که یک شخصی که هر وقت کـــاری داشته باشه من تمـــام وقت حاضرم کــاراشو انجام بدم، حتی بچه اش به مدرسه برسونم، حالا اومده در قبال دریافت مبلغ ناچیزی پول لعنتــی چندین سـاعت وقت بسیـار با ارزشش را در صف بانک سپری کند. اون شخص معلم دوره ی راهنمایی ما بود که چه خاطراتی با ایشان دارم، خوشبختانه منو نشناخت و با پرداخت پنجاه درصــد حق الـزحمه گفتم: آقای محترم من تصمیم گرفتم خودم برم بانک دیگه شما زحمت نکشید.

واقعاً جز تاسف چه کاری از دست ما ساخته است؟!

نمی دونم مشکل اقتصـاد کشور است یا اقتصـــاد خانواده و چشـم هم چشمـی و زندگی تجمـلاتی قـرن بیست و یک، که قشر با ارزش و احترام جامعه را به این شغل های کاذب کشونده است.

 دشتی دشت آرزوهای جنوب

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 19:26 توسط یکی از چند صدای معلم |

چند خبر مربوط به معلم زیر تیغ(فرزاد کمانگر)

نامه کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران به شاهرودی در اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر

کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران امروز در نامه ای به رئیس قوه قضائیه ایران، آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، موارد متعدد نقض فاحش قوانین و استانداردهای حقوقی در محاکمه فرزاد کمانگر، معلم کرد که به اعدام محکوم شده است را برشمرد و خواهان لغو فوری این حکم و بازنگری عادلانه در این پرونده "برای تضمین اعمال عدالت" و "دفاع از آبرو و حیثیت قوه قضائیه" شد.

کمپین بین المللی کمانگر را که در اسفند ماه 1386 به اعدام محکوم شده است یک زندانی عقیدتی بشمار می آورد. حکم اعدام وی توسط دیوانعالی کشوربه تائید رسیده و خطر اجرای آن در هر آن ممکن است.

در این نامه، کمپین بین المللی به تشریح جزئیات پرونده وی پرداخت: بازداشت بدون تماس با دنیای خارج، عدم دسترسی به وکیل چه قبل از تشکیل دادگاه و چه در حین آن و پس از آن، عدم ارائه هیچگونه مدرک برای اثبات جرم اعلام شده علیه وی (عضویت در سازمان پ.ک.ک. که بر علیه دولت ترکیه مبارزه مسلحانه میکند) و شکنجه شدن وی در طی دوران بازداشت.

دادگاه کمانگر تنها هفت دقیقه طول کشید و در طی آن ایشان و وکیلشان اجازه دفاع از ایشان را نداشتند. بنابر اظهارات وکیل ایشان، آقای خلیل بهرامیان، هیچ مدرک یا مستنداتی در اثبات جرم ایشان در دادگاه ه ارائه نشد و اجازه صحبت با موکل خود را نداشت.

بنابر متن این نامه: " نتیجه نهائی این دادرسی و دادگاه از قبل تصمیم گرفته شده و اجرای دادگاه فقط به این منظور بوده است که صدور این حکم در ظاهر روند قانونی راطی کرده است... روند بازپرسی و محاکمه ایشان متاسفانه نمایانگر انگیزه های سیاسی دادستانی بر علیه ایشان میباشد که همراه با قصور و ناتوانی دادگاه برای تصمیم گیری مستقل پیرامون بیگناهی و یا مجرمیت ایشان بوده است."

متن کامل نامه:

جناب آقای آیت الله محمود هاشمی شاهرودی،

کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران نگرانیهای عمیق خود را از نقض گسترده استاندارد های حقوق بین المللی و قوانین جمهوری اسلامی ایران در محاکمه فرزاد کمانگر که در 6 اسفند 1386 توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شده است را بدین وسیله ابراز میکند. بنابر گزارشات این حکم توسط دیوانعالی کشور به تائید رسیده است. بدنبال این نگرانیها، ما همچنین از شما درخواست میکنیم که این حکم را لغو کرده و دستور یک بازنگری و دادگاه عادلانه زیر نظر مستقیم خود را صادر کرده تا با تضمین اعمال عدالت در این پرونده از آبرو و حیثیت قوه قضائیه دفاع شود.

خلاصه کوتاهی از این پرونده به شرح زیر است:

مامورین امنیتی آقای کمانگر را در امرداد ماه 1386 در تهران بازداشت کردند. وی برای هفت ماه بدون دسترسی به دنیای خارج در حبس و بازجوئی بوده است و حتی پس از آن هم تماس وی با خانواده خود بسیار محدود بوده است، چنانچه آخرین ملاقات وی با خانواده در ایام عید نوروز در فروردین ماه 1387 انجام شده است. حبس بدون تماس با دنیای خارج نقض ماده 19 "اصول سازمان ملل برای حمایت از حقوق افراد در هرگونه شرایط حبس یا دستگیری" که توسط مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1988 به تصویب رسیده است میباشد.

آقای کمانگر از دسترسی به وکیل خود قبل از برگزاری دادگاه، در حین دادگاه، و هم پس از آن محروم بوده است که نقض مواد 17 و 18 "اصول سازمان ملل برای حمایت از حقوق افراد در هرگونه شرایط حبس یا دستگیری" و همچنین ماده 14.3 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی – که ایران با امضای آن در 3 تیر 1352 متعهد به اجرای آن شده است – میباشد.

در حینی که اتهامات آقای کمانگر در طی بازداشت چندین بار تغییر کرده است، وی از دسترسی به هر نوع اطلاعات پیرامون اتهامات وارده محروم بوده است. این عملکرد نقض ماده 9.2 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین مواد 10 و 11 "اصول سازمان ملل" میباشد.

بنابر شواهد متعدد، آقای کمانگر در طی بازداشت شکنجه شده است. عالیجناب، هیچ نیازی نیست که ما به شما ذکر کنیم که شکنجه و بدرفتاری در دوران بازداشت نقض فاحش اصول حقوق بشر میباشدو همچنین ماده 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آن را منع کرده است.

عالیجناب، ما اطمینان داریم که یک بازنگری عادلانه و غیر مغرضانه در حقایق این پرونده و حکم آقای کمانگر به این نتیجه خواهد رسید که هیچ مدرکی دال بر اتهامات وارده به آقای کمانگر ارائه داده نشده است. بنابر اظهار وکیل ایشان، هیچ مدرک اثبات کننده ای در زمینه اتهام ایشان (محاربه از طریق عضویت در سازمان پ.ک.ک.) در پرونده ایشان، در مدارک بازجوئی، در کیفرخواست، و یا در دادگاه و حکم صادره وجود ندارد.

در حقیقت، ماموران امنیتی و اطلاعاتی قبل از صدور حکم به آقای کمانگر اطلاع داده اند که نهادهای اطلاعاتی تشخیص داده اند که ایشان محارب است.

بر این اساس نتیجه نهائی این دادرسی و دادگاه از قبل تصمیم گرفته شده و اجرای دادگاه فقط به این منظور بوده است که صدور این حکم در ظاهر روند قانونی راطی کرده است. آقای کمانگر حتی اجازه دفاع از خود را در دادگاه نداشته است و نتوانسته در یک دادگاه عادلانه به دفاع از خود بپردازد. دادگاه ایشان در شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران بیش از هفت دقیقه طول نکشیده است که سه دقیقه از آن صرف قرائت متن کیفرخواست شده است. قاضی نه به آقای کمانگر و نه به وکیل ایشان اجازه هیچگونه دفاعی در دادگاه نداده است. بنابر این، ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هم نقض شده است.

در حینی که هیچ مدرکی دال بر مجرم بودن ایشان و یا دراثبات حکم صادره ارائه نشده است، روند بازپرسی و محاکمه ایشان متاسفانه نمایانگر انگیزه های سیاسی دادستانی بر علیه ایشان میباشد که همراه با قصور و ناتوانی دادگاه برای تصمیم گیری مستقل پیرامون بیگناهی و یا مجرمیت ایشان بوده است.

عالیجناب ، جان یک انسان در خطر است و بستگی به تصمیمگیری شما دارد. با توجه به تمامی موارد نقض فاحش استانداردهای بین المللی و ظوابط سیستم قضائی جمهوری اسلامی ایران، ما صادقانه امیدواریم که جنابعالی با نظر مثبت به بازنگری این پرونده چنانچه در این نامه آمده است بپردازید.

از توجه شما به این درخواست وبه نگرانیهای عمیق ما سپاسگزاریم.

سلام دموکرات


اعتصاب سکوت فرزاد کمانگر

فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر که به همراه فرهاد وکيلي و علي حيدريان ، دو متهم ديگر پرونده هر سه به اعدام محکوم گشته اند در تاريخ 6/5/87 از بندهاي عمومي زندانهاي اوين و رجايي شهر در حالي که در حال سپري نمودن ايام محکوميت خود بوده اند و حکم آنان نيز از دادگاه تجديد نظر به تائيد نهايي رسيده بود ، بدليل دامنه وسيع اعتراضات اجتماعي به اين احکام و براي محدود نمودن اين افراد و اعمال فشار بر آنان به بند 209 زندان اوين منتقل گشتند.
بنابر گزارشات دريافتي هم اکنون فرهاد وکيلي بعلت بيماري در سلول عمومي و علي حيدريان و فرزاد کمانگر نيز در سلولهاي انفرادي بند 209 که تحت مديريت وزارت اطلاعات اداره ميگردد به سر مي برند . فرهاد وکيلي در اعتراض به رويه ناعادلانه دستگاه امنيتي و اعمال فشار بر اين افراد از روز انتقال دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده است ، اين در حالي است که چندي پيش آقاي وکيلي در زندان سکته قلبي نموده بودند
همچنين فرزاد کمانگر و علي حيدريان نيز در اعتراض به رويه مذکور اعلام سکوت نموده اند و با امتناع از صحبت نمودن خواستار پايان دادن به اعمال فشارهاي دستگاه امنيتي شده اند. اين افراد اعلام نموده اند در صورت تداوم فشارها آنان نيز دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

راهپیمایی مادر فرزاد کمانگر و همراهی مردم به سمت مدرسه ی محل تدریس فرزندش

مادر فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام ، صبح امروز در حرکتي نمادين ، اقدام به راهپيمايي از منزل شخصي خود به قصد مدرسه محل تدريس سابق فرزاد کمانگر واقع در روستاي ماراب در 10 کيلومتري شهر کامياران نمود.
در طول مسير ، جمعيت راهپيمايان با الحاق تدريجي مردم به چند صد نفر جمعيت افزايش پيدا نمود ، راهپيمايان با حمل تصوير جوان محبوب شهر خود و همچنين در دست داشتن دسته هاي گل اقدام به طي مسافت نمودند که متاسفانه عليرغم مسالمت آميز و نمادين بودن اين حرکت ، جمعيت مذکور در خارج شهر به محاصره صدها تن از نيروهاي انتظامي و لباس شخصي در آمدند. نيروهاي نظامي با محاصره جمعيت و ضبط تمامي دستگاههاي تلفن همراه افراد حاضر در محل ، فيلمبرداري از شرکت کنندگان و بستن جاده ، جمعيت مذکور را در دسته هاي چندنفري وادار به برگشت و انصراف از طي مسير نمودند.
نيروهاي انتظامي در اين برخورد با اذعان به نگراني و تاسف از وضعيت فرزاد کمانگر با عنوان "مامور و معذور " از جمعيت درخواست نمود با اتومبيل هاي موجود در محل به شهر برگردند و حتي از برگشت پياده نيز خودداري نمايند که در اين هنگام مادر فرزاد کمانگر و دانش آموزان وي بر اساس ماهيت حرکت و جلوگيري از هرگونه پيش آمدي با تقديم گلها به ماموران نظامي راهپيمايي را پايان يافته اعلام نمود و جمعيت مذکور بدون بروز تنشي به شهر بازگشتند.
مادر فرزاد کمانگر هدف از راهپيمايي روز جاري را يادآوري تحمل سختي هايي که فرزاد براي آموزش کودکان اين مرز و بوم تحمل مي نمود عنوان داشت وي همچنين عنوان داشت "براي اثبات بي گناهي فرزاد و نشان دادن حمايتهاي مردمي از وي در صورت نياز با پاي پياده به سوي تهران به راه خواهد افتاد".
شايان ذکر است دهها دستگاه تلفن همراه بدليل نگراني از تصويربرداري حضور پررنگ نيروهاي نظامي در زمان محاصره جمعيت صورت پذيرفته است که وعده داده شده است پس از تفتيش محتويات تلفنهاي همراه ، نسبت به عودت آنها اقدام خواهند نمود.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

بازداشت سه معلم کامیارانی به دلیل حمایت از فرزاد کمانگر

سه معلم کامياراني به نامهاي حسن قرباني، کاوه رستمي ،احمد قرباني بهمراه سه فعال حقوق بشر به نامهاي سما بهمني (از بندرعباس) ، حبيب بهمني (از بندرعباس) و فرزاد حسن ميرزائي (از بوکان) به دليل پيگيري وضعيت و حمايت از فرزاد کمانگر ، معلم محکوم به اعدام از تاريخ 2/5/87 در منطقه کامياران بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند.
اين افراد از روز بازداشت به سلولهاي انفرادي منتقل و مورد بدرفتاري قرار گرفتند ، خانواده هاي اين افراد مکرراً از سوي اداره هاي اطلاعات شهرهاي سنندج ، کامياران ، خرم آباد و بندرعباس جهت پيگيري وضعيت بستگان بازداشت شده خود به ستادهاي خبري احضار ، بازجويي و تحت فشار و تهديد قرار گرفتنده اند .
بر اثر پافشاري خانواده ، سما بهمني فعال حقوق بشر بازداشت شده ، تماس تلفني کوتاهي داشته است که در تماس مذکور نامبرده تنها و مکررا خواستار عدم پيگيري وضعيت خود و بازگشت خانواده خود شده است ، خانواده اين فعال حقوق بشر ضمن نگران کننده خواندن گفته هاي خانم بهمني معتقد هستند که گفته هاي نامبرده تحت فشار بيان شده است .
همچنين خانواده يکي از معلمان کامياراني پس از تحصن مقابل دفتر ستاد خبري اداره اطلاعات سنندج و پافشاري در پيگري وضعيت اين فرهنگي بازداشت شده ، موفق به ملاقات بسيار کوتاهي با فرزند خود گرديدند که مشاهده آثار ضرب و شتم بالاخص در دستان نامبرده و عدم امکان راه رفتن صحيح وي ، باعث نگراني بسياري از وضعيت اين افراد گرديده است. افراد فوق طي پيامي به خارج بازداشتگاه از شکنجه خود در اين مکان خبر داده اند.
بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج يکي از مخوف ترين بازداشتگاههاي امنيتي سراسر کشور مي باشد که بارزترين نمود اخير آن قتل ابراهيم لطف اللهي دانشجوي سنندجي در اين اداره اطلاعات مي باشد . اکثريت افرادي که مدتي را در اين بازداشتگاه به سر برده اند از اعمال متداول شکنجه هاي وحشيانه بر عليه متهمين خبر داده اند .
شايان ذکر است سه معلم مذکور پس از بازگشت از جلسه تهران که مشترکاً با حضور اعضاي کانون صنفي معلمان ايران و وکيل پرونده آقاي کمانگر بوده و به بهانه واهي شرکت در تجمع کاملا قانوني و مسالمت آميز سنندج بازداشت گرديدند و سه فعال مدني ديگر که با طي هزاران کيلومتر مسافت ، تنها بر اساس حس انسان دوستي و وظيفه اجتماعي خود در جهت شرکت در تجمع مذکور به منطقه کردستان عزيمت نموده بودند نيز بصورت جمعي بازداشت گرديدند.
نظر به وضعيت نگران کننده اين افراد ، بازداشت و نگهداري غيرقانوني آنان و عدم پاسخگويي دستگاه قضائي و امنيتي و دريافت گزارشات و مستندات نگران کننده از وضعيت ، بالاخص سلامت روحي و جسمي اين افراد ، بدينوسيله به اطلاع افکار عمومي ميرسانيم در صورت تداوم وضعيت نگران کننده اين فعالان مدني و فرهنگي و براي بيان خواست آزادي و شفاف سازي بازداشت آنان و اجراي قانون تجمعي اعتراضي را در مقابل نهاد قضائي و يا ستاد خبري وزارت اطلاعات در شهر سنندج برگزار خواهيم نمود.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران ، 12 مرداد ماه 1387 برابر با 02-08-2008
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

سرنوشت نامعلوم ساسان بابایی معلم کامیارانی (یکی از حامیان فرزاد کمانگر)

زنداني سياسي ساسان بابايي که در شهريور ماه سال 1385 بازداشت و نهايتاً به 5 سال حبس تعزيري به اتهام همکاري و ارتباط با احزاب کردي محکوم گرديده بود از تاريخ 21/4/87 از زندان مرکزي سنندج که در آن ايام محکوميت خود را سپري مينمود به بازداشتگاه اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديده است ، شايان ذکر است آقاي بابايي از معلمان شهر کامياران است و گفته ميشود دليل انتقال نامبرده به بازداشتگاه سنندج مربوط به اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر و حمايت از وي بوده است. کماکان از سرنوشت آقاي بابايي اطلاعاتي در دست نيست ، خانواده و ساير زندانيان سياسي زندان مرکزي سنندج در نگراني از وضعيت وي به سر مي برند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران


دفتر آیت الله شاهرودی: فقط تقاضای عفو را می پذیریم! 

اولين جلسه کميته پيگيري وضعيت فرزاد کمانگر با شرکت اعضاي کانون صنفي مغلمان کردستان ، کانون صنفي معلمان ايران ، خانواده کمانگر و آقاي خليل بهراميان وکيل مدافع فرزاد کمانگر در شهر تهران برگزار گرديد.
در همين راستا تني از فرهنگيان عضو کانون صنفي معلمان کردستان و خانواده کمانگر جهت تحويل طوماري بالغ بر 9000 امضا که از سوي عامه مردم و به خصوص فرهنگيان امضا گرديده بود و در آن ضمن حمايت و تائيد فعاليتهاي فرهنگي آقاي کمانگر و تلاشهاي بي شائبه وي در خدمت به جامعه از مراجع قضائي و مسئولين ذيربط توقف حکم اعدام وي ، بازنگري در پرونده همراه با برگزاري يک دادگاه علني براي رسيدگي به اتهامات فرزاد کمانگر را خواستار شده بودند اقدام نمودند.
اين افراد ابتدا با به همراه داشتن طومار چند هزار امضائي مذکور به دفتر رياست جمهوري مراجعه نمودند که مسئولين مربوطه با اين عنوان که اين مسائل ارتباطي به قوه مجريه ندارد از قبولي طومار مربوطه امتناع نمودند ، سرانجام هيئت مربوطه به دفتر رياست قوه قضائيه آيت الله شاهرودي مراجعه نمودند که مسئولين دفتر در کمال ناباوري ضمن بي اهميت دانستن هزاران امضاء طومار مربوطه ، عنوان داشته اند که "تنها چيزي که به آقاي فرزاد کمانگر مربوط ميشود و حاضر به پذيرش آن هستيم تقاضاي عفو و بخشش وي است" و بدين شکل قوه قضائيه نيز از پذيرش طومار مذکور امتناع نموده است.
شايان ذکر است فرزاد کمانگر ضمن رد تقاضاي عفو و بخشش ، طي نامه اي از زندان ضمن بي اساس خواندن اتهامات مربوطه ، موارد نقض حقوق قانوني خود را ذکر و عنوان داشته است که مستحق تقاضاي عفو نمي باشد . وي مکررا خواهان برگزاري دادگاه علني براي رسيدگي به اتهامات خود و پيگيري شکنجه هاي اعمال شد در زمان بازداشت ميباشد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:7 توسط یکی از چند صدای معلم |

حراج

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 7:51 توسط یکی از چند صدای معلم |

وعده ي سر خرمن

 

 معلما شادي کنيد کف بزنيد که يار مياد

 

حقوقاتون اضاف ميشه شادي بي شمار مياد

 

بسته ي پول و اسکناس نه يکی که هزار هزار

 

مثال آقا زاده ها، يمين و از يسار مياد

 

بزک نمير بهار مياد

 

کمبيزه با خيار مياد

 

تو حق جذب خودتو از دست اون ها مي گيري

 

اگر تا وقتي که ميدن، زنده بموني نميري

 

آستينو  بالا مي زني براي پسر، زن مي گيري

 

بخت اونم بيدار مي شه جهيزه قطار قطار

 

بزک نمير بهار مياد

 

کمبيزه با خيار مياد

 

درست ميشه برجستگي

 

ميره ز تن ها خستگي

 

الگو مي شه شايستگي

 

غم ها همه کنار مياد

 

بزک نمير بهار مياد

 

کمبيزه با خيار مياد

 

تعاوني درست ميشه

 

پايه ي تبعيض سست ميشه

 

رشوه که سس و مس ميشه

 

يسار ميره، يمين مياد

 

بزک نمير بهار مياد

 

کمبيزه با خيار مياد

 

کانون ز نو پا مي گيره

 

محکم ميشه جا مي گيره

 

حق شماها مي گيره

 

يه يار غمگسار مياد

 

بزک نمير بهار مياد

 

کمبيزه با خيار مياد

 

يکسان ميشه کل حقوق

 

با شافتک و شيپور و بوق

 

مشکت مي گرده پر زدوغ

 

پول ها مياد قطار قطار

 

بزک نمير بهار مياد

 

کمبيزه با خيار میاد

 

یه روزی خونه دار میشی

 

صاحب اختیار میشی

 

مالک کسب و کار میشی

 

نهال تو به بار میاد

 

بزک نمیر بهار میاد

 

کمبیزه با خیار میاد

 

بچه! تو هم غصه نخور

 

شاید خوری یه روزی سر

 

بین بزرگان خوری بر

 

به تور تو شکار میاد

 

بزک نمیر بهار میاد

 

کمبیزه با خیار میاد

 

کاظم کمالی(با اندکی تغییر)

اصل مطلب را در این جا بخوانید

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:26 توسط یکی از چند صدای معلم |

مپرس

 

ز رفیقان رمیده ام که مپرس    کوره راهی بریده ام که مپرس

در ایاب و ذهاب راه دهات            زجرهایی کشیده ام که مپرس

از دم دشنه های زخم زبان        حرف هایی شنیده ام که مپرس

از رفیقان نارفیق زمان              دشمنانی گزیده ام که مپرس

زور و تبعیض و غیبت و تهمت     به هراسی رسیده ام که مپرس

واندر آن چشمه های محبتشان      زهر ماری چشیده ام که مپرس

بهر افشای فتنه ی بیداد         خنجری برکشیده ام که مپرس

خنجر من این زبان من است            پرده هایی دریده ام که مپرس

در ملاقات حضرت قانون          در  پی او  دویده ام که مپرس

می رود خون دل ز دیده مرا           از سحر تا سپیده ام که مپرس

ریسمان لطیف این دل را                  گره با دلی زده ام که مپرس

تا توانی دل مرا بشکن                   آن قدر دل خریده ام که مپرس

کشته شد آن غرور غمگینم         به کناری خزیده ام که مپرس

خلوتی کرده ام چنان با خویش        موی سر را سفیده ام که مپرس

سروده : رضا دهقانی

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 12:44 توسط یکی از چند صدای معلم |

قابل توجه نامدیران غیر اقتصاد دان!

مجله اقتصادی شونیکس جدولی را از نرخ تورم رسمی در 180 کشور جهان در سال 2007 منتشر کرد که بر اساس آمار اعلام شده از سوی دولت‌های این کشورها تهیه شده است. طبق این جدول؛ کشور ونزوئلا با نرخ رسمی تورم 18 درصدی و جمهوری اسلامی ایران با نرخ رسمی تورم 19 درصدی در رتبه‌های 175 و 176 جهان قرار گرفته‌اند و در سال 2007 صرفاً چهار کشور بحران‌زده اریتره، گینه، میانمار و زیمباوه دارای نرخ تورمی بیشتر از ایران بوده‌اند.

بر اساس گزارش‌های رسمی دولت‌های مختلف طی سال 2007؛ نرخ تورم در ژاپن صفر، در نروژ 0.8 درصد، در سوئیس 1 درصد، در تایوان 1.2 درصد، در فرانسه 1.6 درصد، در سنگاپور 1.7 درصد، در ایتالیا و سوئد 1.9 درصد، در آلمان و مالزی 2.1 درصد، در کانادا 2.2 درصد، در انگلیس 2.4 درصد، در کویت 2.6 درصد، در آمریکا 2.7 درصد، در عربستان سعودی 3 درصد، در عمان 3.8 درصد، در چین 4.5 درصد، در سوریه 7 درصد، در بنگلادش 7.2 درصد، در پاکستان 7.8 درصد، در افغانستان 8.3 درصد، در ایران 19 درصد، در اریتره 22.7 درصد، در گینه 23.4 درصد، در میانمار 36.9 درصد و در زیمباوه 16170 درصد بوده است.

نکته مهم آن است که پیش‌لرزه‌های گرانی فعلی مواد غذایی در جهان از اواخر سال 2007 زده شده بود و با افزایش شدید قیمت نفت خام، کشورهای مختلف جهان در سال 2007 افزایش شدید قیمت سوخت، فرآورده‌های نفتی، محصولات پتروشیمی و ... را تجربه کردند. با این وصف،
نرخ نسبتاً پائین تورم در این کشورها نشان می‌دهد که دولت‌های اکثر کشورها در کنترل بحران افزایش قیمت نفت و مواد غذایی در سال 2007 موفق عمل کرده‌ و مانع افزایش تورم در کشور خود شده‌اند.

نکته دیگر آن است که برخی منابع غیر دولتی و برخی کارشناسان اقتصادی منتقد دولت نهم ادعا کرده‌اند که نرخ تورم در ایران طی سال 2007 با احتساب افزایش بی‌محابای قیمت مسکن (که در تهران با تورم 450 درصدی مواجه بود) بالغ بر 40 درصد بوده است که در صورت صحت ادعای این افراد؛ ایران در بین 180 کشور جهان در رتبه 179 قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:51 توسط یکی از چند صدای معلم |

اصلاحات در دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی آموزش و پرورش و...

 

علي عباسپور تهراني‌فرد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: برخي از نمايندگان مجلس كه طي چند هفته اخير به حوز‌ه‌هاي انتخابيه خود رفته بودند، اعتراضات متعددي درباره دستورالعمل ساماندهي نيروي انساني آموزش و پرورش را به ما منعكس كردند. ضمن اين‌كه مكاتبات بسياري داشتيم كه نسبت به اجراي اين بخشنامه معترض بودند.
وي ادامه داد: جميع اين‌ اعتراضات را به وزير آموزش و پرورش منعكس كرديم و جلسات متعددي با وي داشتيم و بخشنامه ياد شده مورد بررسي قرار گرفت.
عباسپور با بيان اين‌كه آموزش و پرورش با كسري 6 هزار ميليارد توماني روبه‌روست، گفت: تأييد مي‌كنيم كه اين وزارتخانه با كسري بالايي مواجه است و بايد با مديريت بر منابع مالي و انساني اين وزارتخانه را اداره كرد.
وي اضافه كرد: به عنوان مثال
در حال حاضر آموزش و پرورش 550 ميليارد تومان حق‌التدريس پرداخت مي‌‌كند و اين در حالي است كه 30 هزار معلم مازاد دارد. به اين طريق آموزش و پرورش نمي‌تواند به كار خودش ادامه دهد و بايد منابع مالي و انساني آن مديريت شود.
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با بيان اين‌كه مديريت بر منابع مالي و انساني آموزش و پرورش بايد با دو رويكرد انجام شود، اظهار داشت: اول اين‌كه دانش‌آموزان از تحصيل باز نمانند و دوم اين‌كه
انگيزه و تحرك در آموزش و پرورش كاهش نيابد.
وي افزود: نهايتاً با جمع‌بندي‌هايي كه در كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس داشتيم و وزير آموزش و پرورش نيز در جلسه با رؤساي آموزش و پرورش بررسي‌هايي انجام داده بود، مقرر شد تغييراتي در اين بخشنامه به وجود آيد و ابلاغ شود.
عباسپور به برخي اصلاحات دستورالعمل ساماندهي نيروي انساني در آموزش و پرورش اشاره كرد و گفت: تعديل در پرداخت اضافه كاري‌ها، انعطاف پذيري بيش‌تري نسبت به تحصيل فرهنگيان و تغيير در تعداد ثبت‌نام رايگان دانش‌آموزان در غيرانتفاعي از نمونه‌ هاي اين اصلاحات است.
وي ادامه داد: اميدواريم بخشنامه ساماندهي نيروي انساني آموزش و پرورش با يك مطالعه بيش‌تر در وزارتخانه انجام شود و با يك سعه صدر و وسعت نظر بيش‌تري،
تندي‌هاي بخشنامه گرفته شود كه اين بخشنامه از ابتداي مهر اجرايي شود.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:18 توسط یکی از چند صدای معلم |

وجه اشتراک عالم و حاکم از نظر پیامبر اسلام (ص)

 

رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) فرمود:

"دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند، امت من صلاح مى‏يابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد مى‏شود: علماء  و حكام."

 

صدای معلم: به امید اصلاح علماء و حکام

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 12:5 توسط یکی از چند صدای معلم |

تهديد را شوخي و بلوف را جدي نگيريد

 

در آستانه ی برخورد آمريكا با ايران، اين سؤال هست که آيا تهديدات آمريكا و اسرائيل بلوف است يا واقعي؟ در اين باره چهار احتمال وجود دارد: یا تهديدات آمريكا و اسرائيل، جنگ رواني است یا اگر ايران و آمريكا در مسأله ی هسته‌اي هم به نتيجه برسند، آمريكا از اين مرحله عبور مي‌كند تا به عنوان تروريسم به ايران حمله كند...

دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي ايران، بايد فرمول يك معادله‌اي خود را به دستگاه چندمعادله‌اي براي حل مجهولات تبديل کند.

يک کارشناس برجسته ی ديپلماتيک با بيان اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: در برخي از مقاطع تاريخي و ديپلماسي، ايران بلوف و جنگ رواني را واقعي فرض كرده و امتيازاتي به طرف مقابل پرداخت. بعدها تاريخ ثابت كرد كه تهديدات دشمنان ايران، چيزي جز بلوف و جنگ رواني نبوده است و گاهي هم تهديدات جدي دشمنان ايران بلوف و جنگ رواني فرض و فرصت‌هاي طلايي در ديپلماسي ناديده گرفته شد و با وقوع تهديد، خساراتي به ايران وارد شد. شايد بتوان پرونده هسته‌اي را از شاخص‌ترين اين پديده‌ها دانست كه تا تير ماه سال 1384 تهديد به رفتن به شوراي امنيت، يك بلوف بود و در ارديبهشت سال 1385، دلايل بلوف بودن اين تهديد با عقب‌نشيني آمريكا از بردن پرونده ايران به شوراي امنيت، حمايت از مذاكرات «1+5» و ارايه ی بسته ی پيشنهادي به اثبات رسيد. ولي درست از شهريور ماه سال 1385 و به ويژه از آبان ماه سال جاري، پس از مذاكرات لاريجاني و سولانا، رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت به گونه‌اي كه ايران را محكوم سازند، جدي شد و فرصت و ابتكار عمل كافي هم براي جلوگيري از آن وجود داشت، ولي در همين وضعيت، اين جديت ناديده گرفته و فرض شد كه اين تهديدات بلوف است. البته كساني هم هستند كه بر اين باور بودند كه از آغاز تا پايان، رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت، جدي بوده است؛ و گروهي ديگر معتقد بودند که اين امر از ابتدا تا اکنون بلوف است. اين دو گروه اخير، حتي اگر از سياستمداران بوده باشند، با دو گروه نخست، هيچ تفاوتي در نتيجه كار ندارند و هر چهار گروه در يك ويژگي مشتركند: ناديده انگاشتن فرصت‌ها و تهديد‌هاي واقعي. براي همين، نه از فرصت‌ها بهره مي‌برند و نه جلوي تهديدها را مي‌گيرند. امروز نيز که در آستانه ی برخورد آمريكا با ايران هستيم، اين سؤال مطرح است که آيا تهديدات آمريكا و اسرائيل بلوف است يا واقعي؟ در اين باره چهار احتمال وجود دارد که به بيان آنها مي‌پردازيم:

1ـ هر چند در وضعيت كنوني، تهديدات آمريكا و اسرائيل، جنگ رواني است، ولي اگر دو طرف در ديپلماسي نتوانند به نتيجه برسند، به جنگ با هم خواهندرفت.

2ـ جنگ رواني است، زيرا آمريكا برخلاف عراق و افغانستان، داراي ترديد بيشتري در رويارويي با ايران است و مي‌خواهد با ترساندن ايران و بدون پرداخت هزينه، به اهداف خود برسد.


3ـ زمينه‌‌سازي براي يك جنگ واقعي و وقوع جنگ، قطعي است. اگر ايران و آمريكا در مذاكره هسته‌اي هم به نتيجه برسند، آمريكا از اين مرحله عبور مي‌كند و درصدد ارايه ی مداركي از ناامني‌هاي عراق و ايران است تا به عنوان تروريسم به ايران حمله كند.

4ـ جدي است، ولي اگر در عراق شکست بخورد، با ايران برخورد نمي‌کند.

اين کارشناس در پايان گفت: در اين موضوع مهم، سياست خارجي و ديپلماسي ايران اگر صرفاً به يك احتمال تكيه كند و احتمالات ديگر را نبيند و يا آن‌كه مهم‌ترين احتمال را تشخيص ندهد، نمي‌تواند به راهكارهاي مناسب و درست دست يابد. پس مي‌بينيم كه دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي كشور، نيازمند يك بازنگري جدي، چه در روش‌ها و فرآيندها، چه در سطح كارهاي ديپلماتيك و چه در سطح مديريت اجرايي و راهبردي است.

معلم خبرنگار

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 12:2 توسط یکی از چند صدای معلم |