معلمان ایرانی طی دو سال گذشته بارها دست به اعتراض زدند؛این اعتراضات گاه به شکل صدور بیانیه و نامه های اعتراض آمیز بود، و گاه به شکل تجمع و تحصن اولین سوالم این است که آیا این اعتراضات صنفی است یا انگیزهای سیاسی و اجتماعی نیز در آن دخیل هستند؟
خواسته هایی که معلمان در ایران به خاطرش دست به اعتراض می زنند جزء بدیهی ترین خواسته ها و حقوق اکثریت شاغل هر جامعه ای هستند که اگر در آلمان یا انگلیس و با یک درجه تخفیف حتی در ترکیه طرح شوند خواسته هایی کاملاْ صنفی، با تعریف رایجی که از خواسته ها و اعتراضات صنفی وجود دارد، محسوب می شد. اما در این مملکت همه می دانیم شرایط فرق می کند. نگاهی به اعتراضات کارگری، دانشجویی، زنان وغیره که آن ها هم خواسته هایی مشابه ما دارند این را به خوبی نشان داده که حرکت برای ابتدایی ترین خواسته ها هم در این جا جنبه ی سیاسی اجتماعی پیدا می کند، اعتراضات معلمان هم به همین ترتیب.
کارگری که به پرداخت نشدن حقوقش معترض است از طرف نیروهای امنیتی احضار و تهدید می شود و توسط دادگاه انقلاب به محاکمه کشیده می شود، معلمی که در اعتراض به شرایط مشقت بار زندگیش دست به اعتصاب و تجمع می زند به جرم اقدام علیه امنیت محاکمه و محکوم می شود. بنا بر این جدا از هر تعریفی که من و شما از اعتراضات صنفی و سیاسی داشته باشیم خود حکومت با برخوردی که به اعتراضات می کند عملاْ اعلام می کند اعتراض به ظلم و بی حقوقی، اعتراضی سیاسی است.
فوری ترین خواسته ی معلمان بهبود وضعیت معیشتی آنان است که شامل پرداخت حقوق ها و پاداش های معوقه، افزایش حقوق ها، حل مشکل مسکن، برخورداری از خدمات درمانی مناسب و غیره است. اما در عین حال خواسته هایی که ناظر بر منزلت معلم هستند، مانند اصلاح ساختار اداری آموزش و پرورش، دخالت مستقیم معلمان در ساختار مدیریتی، افزایش امکانات و تجهیزات آموزشی، بالا بردن سطح علمی آموزش و زدودن خرافات از کتاب های درسی نیز برای معلمان مطرح است که در مقایسه با مطالبات قبلی، من این ها را خواسته های سیاسی اجتماعی معلمان می دانم چرا که حل این بخش از خواسته ها در گرو درجه ای از تغیرات سیاسی و اجتماعی است.
نکته ی آخر این که در مملکتی که مدل موی آدم ها و نوع لباس پوشیدنشان به امنیت ملی گره خورده است، نمی توان اعتراضات بیش از یک ملیون معلم به شرایط ناعادلانه ای که نزدیک به سه دهه است بر آن ها اعما ل می شود را صرفاْ اعتراضاتی صنفی تحلیل کرد.
بنابراین از هر جهت که نگاه کنید جنبه ی سیاسی موضوع را می توان دید و به نظر من این که اعتراضات معلمان، مانند سایر اعتراضات اجتماعی، دارای جنبه های سیاسی اجتماعی هم هست برای کسی که نخواهد خود را بفریبد ویا ریگی به کفش نداشته باشد اظهر من الشمس است.
برخی از فعالین بنا بر مصالحت اندیشی و برخی به دلایل معین سیاسی تلاش می کنند اعتراضات معلمان را، حتی آن جا که با قاضی و دادستان و بازجو سروکار ندارند، کاملاْ صنفی و فقط در حد افزایش درصدی به حقوق ها نشان دهند که به نظر من در هر دو حالت به ضرر حرکت معلمان است.
· دو موضوع «مطالبات معوق» و «لایحه ی خدمات کشوری» از مسایلی است که در مورد اولی دولت مدام وعده ی پرداختش را می دهد و دومی هم از خواسته های معلمان است که با وجود تصویب در مجلس، دولت همچنان از اجرایش خودداری کرده است. شاید افکار عمومی خیلی به ارتباط این دو موضوع به فرهنگیان آشنا نباشد، شما می توانید این ارتباط را تشریح کنید؟
سال هاست که دولت وعده ی افزایش حقوق کارمندان آموزش و پرورش را می دهد اما هر بار به بهانه ای این اتفاق نیفتاده. منظور از مطالبات معوق در سوال شما فکر می کنم همین افزایش وعده داده شده است چون در حال حاضر بسیاری از معلمان از جمله: معلمان حق التدریس و بازنشسته به جز مطالبات معوق که توضیح دادم، ماه هاست حقوق و مزایای معمول خود را هم دریافت نکرده اند.
در زمان آقای خاتمی دولت لایحه ی خدمات کشوری یا نظام هماهنگ پرداخت را برای هماهنگ سازی حقوق های کارمندان مختلف بخش دولتی پیشنهاد داد. از زمان پیشنهاد این لایحه نیز افزایش حقوق معلمان را منوط به تصویب این لایحه کرده بودند، پس از تصویب، همان طور که شما هم اشاره کردید اجرا نشد.
این ها که گفتم وجه فرمال واداری موضوع مطالبات معوق و لایحه ی خدمات کشوری بود. اما به طور واقعی مساله شکل دیگری دارد. لایحه ی خدمات کشوری از همان ابتدا برای سر دواندن معلمان و سایر کارمندانی که نسبت به پایین بودن حقوق ها معترض بودند پیشنهاد شد. چون از همان ابتدا معلوم بود این طرح با مشکلات و پیچیدگی های اجرایی زیادی روبرو خواهد شد و یکی از دلایل طولانی شدن تصویب این طرح هم همین موضوع بوده است. حتی اجرای این طرح هم نمی تواند مشکلات معیشتی امروز معلمان را حل کند.چرا که بر فرض اجراشدن سال ها طول خواهد کشید تا بازده مشخصی عاید معلمان شود.
بخشی از تشکل های صنفی معلمان نیز هدف خود را تصویب این لایحه قرار دادند و عملاً در سر دواندن معلمان درتمام این سال ها با حکومت شریک شدند. حالا هم این بخش قصد دارد معلمان را چند سال دیگر با خواست اجرای لایحه ی خدمات کشوری از مبارزه برای تحقق خواسته هایشان دلسرد کند.
· مقامات دولتی اتهام سیاسی بودن را به اعتراضات معلمان وارد می کنند چه دلایلی برای رد چنین اتهامی دارید؟
فکر می کنم در پاسخ به سوال اول شما تا حدودی نظرم را در باره ی سیاسی یا صنفی بودن اعتراضات معلمان گفتم. پایین تر نظرم را راجع به این که چطور باید با این " اتهام" برخورد کرد را توضیح می دهم. اما اجازه بدهید این جا به جنبه های دیگری از این بحث هم اشاره کنم.
اگر اعتراضات بخش های دیگر مثل اعتراضات کارگری، دانشجویی، زنان وغیره را دنبال کرده باشید متوجه می شوید این بحث که اعتراضات صنفی یا سیاسی است در سطح اعضا و فعالین اعتراضات دیگر مطرح نبوده و نیست.
معلمی که 6 ماه است حقوق دریافت نکرده و تورم و گرانی جانش را به لبش رسانده، بازنشسته ای که نه تنها حقوق فعلیش را افزایش نمی دهند بلکه پاداش و مزایای 30 سال کارش را هم پرداخت نمی کنند، معلمی که به خاطر احساس مسوولیت در برابر رشد علمی و فکری دانش آموزانش نسبت به محتوای خرافی و قرون وسطایی دروس معترض است، به این فکر نمی کند که خواسته اش سیاسی است یا صنفی او حقش را می خواهد.
به نظرم در میان معلمان قبل از این که این مساله حکومت باشد، بحثی است که از طرف گرایش معینی در تشکل های معلمان، با هدف ترساندن معلمان و محدود کردن اعتراضات آنان برجسته شده است. گرایشی که برخی از چهره هایش در انتخابات اخیر مجلس خود را کاندید کردند و معلوم شد اتفاقاً این ها سیاسی تر از هرکس مشغول زمینه سازی شرکتشان در انتخابات بوده اند. توجیه این گرایش این است که اگر ما خواسته هایمان را صنفی اعلام کنیم اولاً فشار سرکوب کمتر می شود، دوماً امکان تحقق خواسته ها با مذاکره و چانه زدن با مقامات بیشتر می شود. متاسفانه بخشی از فعالین هم این را پذیرفته اند، بدون این که دقت کنند، این شیوه نه تنها جلو سرکوب را نمی گیرد، چیزی که عملاً شاهدیم، بلکه محدودیت های زیادی به اعتراضات معلمان تحمیل می کند. اولین و بزرگترین محدودیت این است که اعتراضات معلمان را از اعتراضات سایر بخش های جامعه جدا می کند. برای این که عملاً تصویر محدود و صنفی از خواسته های معلمان، هم نزد جامعه و هم در میان خود معلمان به وجود می آورد، حال آن که می دانیم مشکلات معلمان مشکل اکثریت جامعه است. جالب است بدانید شعار "معیشت و منزلت حق مسلم ماست" که اولین بار توسط معلمان درتهران در تجمعات سال85 داده شد، شعار اعتراضات اخیر کارگران نیشکر هفت تپه در شهر شوش بوده است.
در پاسخ به سوال شما، به نظرم معلمان نباید وارد این بازی شوند. با توجه به هزینه های بالایی که اعتراض سیاسی در "آزادترین کشور دنیا" دارد، این "اتهام" نیست، این تهدیدی است که با هدف، فرو بردن اعتراضات معلمان به لاک محدود و صنفی عده ای که بر اساس حکم کارگزینی فلان اداره آ پ معلم محسوب می شوند و صرفاً خواهان اجرای یک لایحه هستند. برای رد این "اتهام "، اعلام وتاکید بر این که اعتراضات معلمان صنفی است، به معنی محدود کردن خواسته ها و ایجاد مرز صنفی بین اعتراضات معلمان و سایر بخش های جامعه به دست خودمان خواهد بود، که این خود بهترین زمینه را برای سرکوب اعتراضات فراهم می کند.
سال پیش گزارشی می خواندم از اعتراضات کارگران نساجی کردستان یا کارخانه شاهو. وقتی مقامات به کارگران گفته بودند اعتراض شما سیاسی است، کارگران جواب داده بودند ما فقط حقمان را می خواهیم اگر این سیاسی است بله ما سیاسی هستیم.
من هم در رد " اتهام" سیاسی بودن اعتراضات معلمان جواب این کارگران را به طراحان آن می دهم.
· اخبار و گزارش ها حاکی است که صدها معلم طی دو سال اخیر بازداشت، احضار یا محاکمه شده اند. فکر می کنید برخورد های امنیتی – قضائی در اعتراضات صنفی معلمان چه عوارضی داشته یا خواهد داشت؟
بله به خصوص پس از فروکش کردن اعتراضات در اردیبهشت 86 که معلمان از صحنه ی اعتراض فعال خارج شده بودند، حکومت قلع و قمع فعالین را شروع کرد و هنوز هم ادامه دارد. متاسفانه آمار دقیقی در این باره وجود ندارد. آخرین آماری که من شنیده ام چیزی بین 200 تا 300 معلم بوده که با این احکام روبرو شده اند. در این جهاد نامقدس علیه معلمانی که فقط حقشان را طلب کرده اند، از تمام ظرفیت ها وامکانات سرکوب استفاده شد. از وزارت اطلاعات تا استانداری ها، از نیروی انتظامی تا هیأتهای تخلفات اداری، از احضارو تهدید تا کسرحقوق واخراج، از تبعید وزندان تا وحشیانه ترین مجازات یعنی حکم اعدام که برای همکارمان فرزاد کمانگر صادر شده است.
خود این نیروی عظیمی که علیه معلمان بسیج شده نشان دهنده قدرت اعتراضات معلمان است که اگر درست رهبری شود می تواند خواسته های آنان را متحقق کند.
برخوردهایی که با اعتراضات شده ظاهرا معلمان را به تمکین وادار کرده ومانع ادامه وگسترش اعتراضات آنان شده است. اما واقعیت این است که نه تنها خواسته های معلمان همچنان بدون پاسخ مانده ، بلکه افزایش تورم و گرانی مشکلات را دو چندان کرده است. سرکوب شاید بتواند بروزات علنی نارضایتی را برای دوره کوتاهی محدود کند، اما تا زمانی که ریشه نارضایتی وجود دارد و مطالبات معلمان متحقق نشده، اعتراض هم وجود دارد به همین دلیل بنظر من دیر یازودشاهد از سرگیری اعتراضات گسترده معلمان با قدرت بیشتری خواهیم بود. در همین مقطع اعتراضات معلمان بازنشسته به عدم پرداخت پاداش ومزایای پایان خدمتشان، در بسیاری ازشهرها در جریان است.
جنبه دیگری که باید به آن اشاره کرد، تغییرات کیفی است که ظرف دو سال گذشته و همزمان با بگیر وببندها ، در سطح حرکت معلمان اتفاق افتاده و آن ایزوله شدن گرایش راست ومحافظه کار در میان تشکلهای معلمان است.
همین برخورد های امنیتی –قضائی از یک سو و متحقق نشدن خواسته های معلمان از سوی دیگر، بخش وسیعی از معلمان را به این نتیجه رساند که این گرایش، که تا مقطع اعتراضات 86 در تشکلها گرایش غالب و سنگ بزرگی به پای حرکت آنها بود، نه قادر است و نه میخواهد در جهت رسیدن آنان به حقوقشان اقدام موثری انجام دهد. روند اعتراضات طی دوسال گذشته ضرورت به میدان آمدن فعالین و رهبران جسور وبا درایتی که اعتراضات معلمان را جهت نیل به اهدافشان رهبری کنند را بیش از گذشته برجسته کرد.
هرچند این گرایش همچنان ابزارهایی برای اعمال نظر در برخی تشکلها وشورای هماهنگی در اختیار دارد، اما روند اعتراضات در ماههای اخیر و جدایی چهره های شناخته شده این گرایش از کانون تهران، که یکی از بانفوذترین کانونها در شورای هماهنگی بوده است، جهت کلی این تغییر را نشان میدهد.
· محمود فرشیدی وزیر سابق آموزش و پرورش در ابتدای دوره وزارتش وعده داده بود که جایگاه اجتماعی،وضعیت معیشتی و مشکل مسکن معلمان و همچنین موقعیت درآمد و حقوق معلمان را ارتقا خواهد داد.عدم تحقق همین وعده ها هم یکی از دلایل اوج گرفتن اعتراضات معلمان و فرهنگیان بود،منتها اکثریت اعضای مجلس هفتم حتی درجریان استیضاح مجددا به او رای اعتماد دادند. نقش اکثریت مجلس را در شرایط دشوار فعلی معلمان چه طور ارزیابی می کنید؟ اصلا نمایندگان مجلس هفتم حاضر بودند اعتراضات معلمان را بشنوند؟
فکر میکنم شعار " 28 سال گذشته عدالت کجا رفته" که دهها هزارمعلم در تجمعات واعتراضات سال گذشته دادند، موجزترین پاسخ به این سوال شما باشد.
عدم تحقق وعده ها مختص آقای فرشیدی نبوده. وزرای قبلی و جانشین ایشان هم به همین روش با خواسته ها ومطالبات معلمان برخورد کرده ومیکنند. در مورد نمایندگان مجلس هم همین روش صادق است. نه نمایندگان مجلس هفتم حاضر بودند اعتراضات معلمان را بشنوند ونه نمایندگان مجلس ششم وپنجم و غیره. رای اعتمادی که نمایندگان مجلس به فرشیدی دادند همانطور که همه میدانیم بر بستر رقابت جناحهای درون حکومت با یکدیگر بود. اما این موضوع از نظر معلمانی که 28 سال است ابتدایی ترین خواسته هایشان با سرکوب پاسخ میگیرد، تفاوت ماهوی بین مجلس هفتم و مجالس پیش از آن ایجاد نمی کند.
میدانم که برخی از جمله آقای بهشتی وباغانی و دوستانشان در جریان استیضاح فرشیدی و رای اعتماد مجلس به او، تلاش زیادی کردند که معلمان را به نفع جناح اصلاح طلب و کاندیداتوری خودشان، وارد بازی انتخابات کنند، اما این ربطی به انتظارات توده معلم از مجلس نداشت. بی توجهی معلمان به فراخوان این گرایش برای شرکت در انتخابات همین را نشان داد.
تجربه ما و سایر بخشهای معترض جامعه نشان داده است، حد اکثر نقشی که نمایندگان مجلس یا سایر مقامات حکومتی از هر جناح و دسته دارند، دادن وعده های پوچ و ابراز همدردی دروغین با معلمان برای سر دواندن آنان است ، که یا تحت فشار اعتراضات معلمان ویا وقتی نیاز به پشتوانه اجتماعی در رقابتهای جناحی دارند، وادار به این کار می شوند.
وبلاخره اینکه آن عامل تعیین کننده ای که میتواند خواسته های معلمان را برآورده کند و شرایط دشوار فعلی را واقعا تغییر دهد، قدرت اعتراضات خود آنان است.
· در اين ميان سخنگوي قوه قضائيه هفته گذشته ضمن تائيد صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر، اتهام اين معلم و عضو کانون صنفي معلمان کردستان را امنيتي توصيف کرد، و حتي مدعي شد که او قصد بمب گذاري در يک دانشگاه را داشته است. اصلا ماجراي بازداشت اين معلم و اتهاماتي که به وي وارد کرده اند چيست؟
جریان حکم اعدام آقای فرزاد کمانگر ادامه سرکوب معلمان و ایجاد جوارعاب در میان آنان است.احضار وتبعید وزندان نتوانست صدا اعتراض معلمان را خاموش کند، می خواهند فشار سرکوب را بزرگتر کنند.
فرزاد کمانگر را سال 85 همراه 2 نفر دیگر در تهران دستگیر می کنند. چون مدرکی علیه آنها وجود نداشته آنها را به کرمانشاه می فرستند. در کرمانشاه نیز نمتوانند مدرکی دال بر مجرم بودن آنها ارائه دهند ومجددا به تهران باز گردانده می شوند وبار دیگر از تهران به سنندج فرستاده می شوند. با گذشت دو سال که از دستگیری فرزاد کمانگر می گذرد، علی رغم شکنجه های وحشیانه( دررنج نامه ای که فرزاد نوشت واز زندان به بیرون فرستاداین شکنجه ها را افشا کرد) ،به گفته خليل بهراميان ،وکیل فرزاد، هیچ مدرکی در پرونده او وجود ندارد که اتهامات را ثابت کند.
اخیرا در جریان احضار یکی ازمعلمان، وقتی ایشان از نماینده دادستان می پرسد "شما که این اتهامات رابه ما زده اید،چه مدرکی برای اثبات آن دارید ، نماینده دادستان گفته است ما میتوانیم 10اتهام دیگرهم به شما بزنیم." فرزاد کمانگر را هم به همین روش متهم وسپس محکوم کرده اند.
در اتهاماتی که به فرزاد زده شده سر سوزنی ازحقثقت وجود ندارد. آقایان میخواهند معلمان را به مرگ بگیرند که به تب رضایت بدهند. میخواهند از معلمان زهر چشم بگیرند تا دیگر هیچ معلمی جراًت اعتراض نداشته باشد.
· موضع نهادهاي صنفي معلمان در اين مورد چيست؟ وآيا تشکل هاي صنفي معلمان برنامه اي براي حمايت از اين معلم محکوم به اعدام دارند؟
تشکلهای صنفی هنور در این مورد موضع مشترکی ندارند. برخی آنرا مثل یک خبر معمولی انعکاس داده اند و هیچ موضع مشخصی نگرفته اند. خوشبختانه برخی تشکلها و فعالین معلمان به اهمیت این موضوع واقفند و خواهان رفع اتهام از فرزاد کمانگرو آزادی فوری او هستند . تلاشهایی هم در این زمینه درجریان است. انجمن صنفی معلمان کردستان و کانون صنفی تهران طی اطلاعیه های جداگانه ای این حکم را غیر عادلانه اعلام کرده اند واز معلمان سراسر کشور خواسته اند برای لغو این حکم اعتراضات متحدانه ای را آغاز کنند.
معلمان ومردم کامیاران، شهری که فرزاد کمانگر در آن تدریس می کرد، نیز بارها خواستار لغو حکم اعدام فرزاد شده اند.
· نهادهاي صنفي معلمان در سطح بين المللي هم به اين حکم اعتراض کرده اند، واکنش معلمان در اين مورد چه بوده و اساسا فکر مي کنيد انتشار اين بيانيه ها در سطح کشوري و بين المللي مي تواند در نجات آقاي کمانگر نقش داشته باشد؟
همانطور که اطلاع دارید سازمان آموزش بین الملل واخیرا هم سازمان عفوبین الملل به این حکم اعتراض کرده اند. این اقدامات بین المللی کمک بزرگی است به معلمان وفعالینی که برای لغو این حکم در ایران تلاش میکنند.
اقدامات گسترده اعتراضی به این حکم در داخل و خارج از ایران قطعا می تواند در نجات فرزاد از خطر اعدام موثر باشد. قبلا هم نمونه هایی بوده که با اعتراضات گسترده جلوی اعدام وسنگسار وقصاص گرفته شده. در این مورد هم میتوانیم وباید جلوی این اتفاق را بگیریم.
با توجه به حساسیت موضوع ،بسنده کردن به انعکاس اخبار مربوط به فرزاد کمانگر، هرچند ضروری است اما کافی نیست. تشکلهای معلمان و سایر فعالین باید اقدامات عملی رادر سراسر
کشور تدارک ببینند. باتوجه به امکاناتدر هر جایی، این اقدامات میتواند از طرح وبرجسته کردن مسئله در افکار عمومی تا طومار ونامه اعتراضی نوشتن به نهادهای داخلی وبین المللی و برگزاری شب شعر،سخنرانی وتجمعات ویا ابتکارات دیگر در حمایت از فرزاد کمانگر، را شامل شود.
ما میتوانیم با اعتراضات متحدانه خود جان یک همکار، یک معلم دلسوز وشریف، یک انسان بی گناه راکه به جرم عدالتخواهی به مرگ محکوم شده را نجات دهیم.
صدای اعتراض معلم