تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

فریب مجلس و تورم25درصدی

عصر ایران – یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت که دولت در بودجه سال 86 با یک ترفند خاص مجلس را برای افزایش بودجه جاری خود فریب داد که همین کلک در بودجه سال 87 نیز سوار شده است و ما آن را کشف کرده ایم.

عادل آذر در گفتگو با عصر ایران (asriran.com) بیان داشت: بودجه عمرانی دولت در سال 86 ، 18 هزار میلیارد تومان بود که با چند مورد افزایش به 24 هزار میلیارد تومان رسید یعنی نسبت به سال قبل از آن 35 درصد رشد داشته است.

نماینده مردم دهلران در خانه ملت تصریح  کرد: البته دولت براساس مصوبه مجلس می توانست برای توسعه حمل و نقل عمومی تا 10 هزار میلیارد تومان از حساب ذخیره ارزی برداشت کند که امسال دولت 5500 میلیارد تومان آن را برداشت کرده اما علاوه بر الزام قانونی برای برداشت از ذخیره ارزی دولت در بودجه سال گذشته و امسال با "کم اظهاری"سعی می کند بودجه جاری خود را کم عنوان کند در حالی که این بودجه جاری در حقیقت بیش از آن چیزی است که دولت ارائه می دهد.

آذر خاطر نشان کرد: دولت برای جبران مبلغی که کمتر از بودجه واقعی اظهار کرده به دو راهکار متوسل می شود یا از طریق متمم های بودجه سعی در جبران کسری بودجه جاری می کند که مجلس معمولا با این درخواست ها مخالفت می کند و یا با اصلاح بودجه و جابجایی در ردیف ها بودجه جاری خود را افزایش می دهد.

این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در تشریح ترفند دولت در بودجه 86 گفت: دولت از موافقت مجلس با رشد بودجه عمرانی سوء استفاده می کند و در بودجه 86 دولت مبلغ کلانی را به اسم بودجه عمرانی به مجلس آورد که بعدا مشخص شد این مبلغ کلان را برای جبران کم اظهاری خود ذخیره کرده است. یعنی دولت 8 هزار میلیارد تومان در بودجه کم اظهاری کرده که این مبلغ را با جابجایی در بودجه از بخش عمرانی به جاری تبدیل کرده است که  اگر این کار را در زمان تدوین بودجه انجام می داد بودجه جاری با رشد 18 درصدی مواجه می شد در حالی که با این کم اظهاری خود رشد بودجه جاری را "صفر" عنوان کرده است!

وی صفر بودن رشد بودجه جاری در سال 86 را یک "علامت سوال بزرگ" در بودجه خواند و گفت: حتی اگر دولت به 24 هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی درخواستی خود وفادار بماند از هر 100 واحد تنها 55 واحد صرف عمران می شود و 45 واحد دیگر حیف و میل می شود بنابراین اگر این روند در سال 87 هم ادامه یابد سال آینده باید شاهد 3 تا 4 درصد افزایش تورم باشیم.

وی در پایان تاکید کرد:  پیش بینی می شود در سال 87 نرخ تورم در کشور بالاتر از 25 درصد باشد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 21:31 توسط یکی از چند صدای معلم |

آخرین فیلتر شکن

فیلتر شکن های جدید که از طریق ای میل رسیده
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
 
 
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 20:50 توسط یکی از چند صدای معلم |

انتخابات مجلس هشتم

گفتگویی کوتاه باآقای محمود بهشتی لنگرودی درباره ی شرکت درانتخابات دورهشتم مجلس وعضویت ایشان درفراکسیون اصلاح طلبان

کا.اس.ام.تی : آقای بهشتی اسم شمادرلیست اصلاح طلبان انتخابات مجلس هشتم درسایت امروزآمده است،آیاشمانامزدانتخابات مجلس هشتم هستید؟

محمود: آوردن اسم من درلیست،کارخوداصلاح طلبان بوده است،ممکن است اصولگرایان هم اسم مرادرلیست خودبیاورند،واین منع قانونی ندارد.

کا.اس.ام.تی: چراشماوهم فکران شما،پیشتربطورآشکارا وگسترده ومنسجم این کاررا نکردید،وروی این اندیشه کارنکردید،تامعلمان وفعالان صنفی فرصت اندیشیدن داشته باشند،تااگرکسی می خواهدشرکت نماید،نام نویسی کند؟

محمود:این فکراززمانی که بحث تشکیل حزب معلمان مطرح بوده است،پیش افتاده،حتادرجلسه ی شورای هماهنگی دردانشکده ی شریعتی مطرح شد.اکنون هم دیرنشده،مابراین هستیم که لیستی ازفعالان صنفی فرهنگیان کشوربدون وابستگی به هیچ حزب وگروهی زیرنام" ائتلاف صنفی مدنی فرهنگیان " ارائه بدهیم.

کا.اس.ام.تی: شماچگونه به این نتیجه رسیده اید که،فعالیت خودتان رابه این شیوه ادامه بدهید؟

محمود: نزدیک به یکماه پیش ما پرسشنامه هایی رادرتهران بین2000نفراز همکاران معلم پخش کردیم،دراین نظرسنجی باتوجه به آماری که بدست آوردیم،به این نتیجه رسیدیم،که بایستی واردمیدان بزرگتری شد،تابه این وسیله بتوانیم حرف معلمان رابهتر بزنیم.دراین جامعه ی آماری نسبت به هرپرسش پاسخ هایی داده شده است،که به شرح زیربه آگاهی همکاران عزیزمی رسد.

الف) 85% به حضورنمایندگان واقعی معلمان درانتخابات برای رفع محدود یتهاو محرومیتها رای داده اند.

ب) 83% مخالف ائتلاف معلمان بااحزاب بوده اند.

پ) 80%درصورت حضوربدون وابستگی فعالان فرهنگی برای پیروزی آنان تلاش خواهند کرد

ت) 75% گفته اند:" حضورفعالان صنفی به اعتبار آنان لطمه نمی زند."

ث) 74% گفته اند:" درصورت گسترده بودن ردصلاحیت هاحضوردرانتخابات بی فایده است. "

ج) 66% گفته اند:" درصورت ردصلاحیت نماندگان واقعی معلمان ازحضور در انتخابات خودداری می کنند."

چ) 66% گفته اند: " موافق حضورسازماندهی شده ی فعالان صنفی به تعداد محدود هستند.

ح) 65% گفته اند:" درصورت نامزدی فعالان صنفی مورد وثوق فرهنگیان ،به آنان رای خواهند داد."

خ) 47% گفته اند: " باائتلاف معلمان ودیگراصناف مخالف هستند."

د) 40% گفته اند: " باائتلاف معلمان ودیگراصناف موافق هستند."

کا.اس.ام.تی: آقای بهشتی آیاازدیدشماصلاحیت فعالان صنفی معلمان تاییدمی شود؟

محمود: ماهم برای خودمان خط قرمزهایی رامشخص کرده ایم،اگرآن خط قرمزها رعایت نشود،درانتخابات حضورنخواهیم داشت.

کا.اس.ام.تی : آیاورودشمابه میدان سیاست،می تواند؛نشانه ی ناامیدی ازفعالیت صنفی باشد؟

محمود: یک فعال اجتماعی،صنفی،سیاسی یادر کل فردی که به فعالیت گروهی می اندیشد،بایداین توانایی راداشته باشد،که هرگاه با تنگنایی روبرو شد،راهکار تازه ای رابرای ادامه ی راه پیداکند،برخی روانشناسان،هوش راتوانایی حل مشکل تعریف می کنند،ماهم اکنون درچنین شرایطی هستیم،به فرموده ی سعدی :

به راه بادیه رفتن به ازنشستن باطل / که گرمراد نیابم به قدر وسع بکوشم

این هم بخشی ازفعالیت است،امابه شیوه ی وشکل دیگر.

کانون های صنفی همچنان باید صنفی بمانند وورود آنان به فعالیت های حزبی و جناحی قطعا به تخریب آنان منجر خواهد شد .اما فعالان صنفی دارای یک شخصیت حقیقی نیز هستند که می بایست بر اساس آن وبا استفاده از آن والبته به دور از جناح بندی های سیاسی رایج به عنوان یک نیروی قدرتمند و مستقل وارد صحنه شوند وجمعیت عظیم فرهنگیان را ساماندهی نموده و در حهت منافع این حمعیت بزرگ که متاسفانه همواره سرباز گروه ها وجناح های سیاسی حاکم بوده اند فعال نمایند . مجلس یک نهاد نظارتی است وحضور در آن هیچ گونه منافاتی با نقش خطیر فعالان صنفی که همانا نظارت برعملکرد مسوولان است ندارد.

جمعه 28 دی1386

گفتگو با حمید پور وثوق معاونت دبير كل كانون صنفي معلمان تهران

كا.اس.ام.تي: آقاي پور وثوق همانطور كه خودتان هم درجريان امورهستيد،به تازگي كانونهاي صنفي دچارنوعي دوگانگي شده اند،برخي ازهمكاران براي رسيدن به يك آموزش و پرورش دلخواه وبا انگيزه كه تامين معيشت معلمان نخستين گام رسيدن به آن است، براين باورهستند كه ، فعالان صنفي بايدكوشش هاي خودرابطور صنفي / سياسي ادامه بدهند و برخي ديگرازفعالان اين انديشه رانمي پذيرند،وبراين باورهستند،كه تشكل ها ي صنفي طبق اساسنامه بايد فقط صنفي بمانند. بطور كوتاه عرض كنم، دوجبهه ي روشن ميان معلمان فعال خودنمايي مي كند،جبهه ي صنفي دركنار جبهه اي به نام صنفي/ سياسي .

ديدگاه شما در اين باره چيست؟

پوروثوق : پيش ازهر توضيحي عرض كنم ،من هيچ اعتقادي به حركت صنفي /سياسي ندارم،وجودحركتهاي صنفي/ سياسي به عنوان بخشي اززندگي اجتماعي وسياسي جوامع دردوران مدرن به امري كم وبيش عادي تبديل وتقريباهمه ي جوامع به گونه اي بااين پديده هاروبروهستند،حركت صنفي/ سياسي ازگونه هاي مختلف رفتارجمعي است،وباوجود اين ويژگي حركتهاي سياسي وحركتها ي صنفي داراي تفاوتهاي ماهيتي ،ساختاري وكاركردي مي باشند.

درحركتهاي صنفي ،روابط ميان طرفدران فقط به احزاب،نهادها وسازمانها متكي نيست،بلكه به شبكه ي وسيعي ازروابط غيررسمي ميان همكاران هم انديشان،ودوستان بستگي پيدامي كند، ونهادهاي حكومتي به راحتي نمي توانند،آنان راازپيشروي بردارند.

حركتهاي صنفي عموما فراگيرتر،باسازماندهي كمتروهدف غيرسياسي تر ومردمي ترهستند،واعضاي آن برخلاف فعاليتهاي سياسي كمتربه دنبال قدرت مي باشند.

اصناف براي قدرت نمي كوشند،بلكه براي بهبود اوضاع اجتماعي تلاش مي كنند.بدون اينكه خودشان خواهان قدرت باشند ،اما فعالان سياسي بيشتربراي رسيدن به قدرت مي كوشندواز صنوف براي رسيدن به اهداف شخصي و گروهي خود بهره برداري سياسي مي كنند.

نمونه ي آن در ميان خود ما سازمان معلمان ايران هستند،كه همواره خود را صنفي / سياسي مي دانند. تا زماني كه قدرت در دست اصلاح طلبان بود،سازمان معلمان ايران دغدغه ي صنفي نداشت،چون بيشتر اعضاي آن در راس آموزش و پرورش بودند.اما همينكه اصلاح طلبان كنار رفتند وقدرتشان به خطر افتاد به صنف روي آوردند. با اين اوصاف من ازآندسته از اعضاي كانون صنفي معلمان ايران كه كانديداي مجلس هشتم هستندوانصافا زحمات بسياري را هم براي كانون كشيده اند،جان ومال خود و خانواده ي محترم دراين راه گذاشته اند،مي خواهم كه راه خودرا مشخص كنند،و از آلوده و لوث كردن كانون خودداري كنند.

كا.اس.ام.تي: آقاي پوروثوق چنانچه كانونهاي صنفي به سوي سياسي شدن كشيده شوند،چه پيامدي براي كانونها پيش بيني مي كنيد؟

پور وثوق: ازديد من همانطور كه بيشتراعضاي شوراي هماهنگي نظرشان بر صنفي ماندن كانونها است،بايد ما صنفي باقي بمانيم،اما با كشيده شدن برخي از اعضاي كانون به سمت نمايندگي مجلس وسياسي كاري ضربه ي بزرگي به كانونها وارد خواهد شد،گرچه با پايمردي برخي ديگراز اعضاي هيات مديره اين ضربه جبران شدني است،تا آنجايي كه من دوستان را مي شناسم نمي گذارند،كانون نابودشود.اگرچه بارسنگين تري بردوش خواهند كشيد.

برخي از دوستان مي گويند،ما شخصيت حقيقي داريم،اما اين دوستان اگر اعتباري دارند، اعتبارشان راازهمين كانونها به دست آورده اند،اجازه ندارند،از اعتبار كانون به نفع خودشان بهره برداري كنند.تامعلمها را از كانون بدبين كنند.اميدوارم متوجه پيامدهاي اين كار خطرناك بشوند.

يكي از پيامدهاي ناگواري كه سياسي كاري بركانونها مي گذارد،شكاف بين اعضاي هيات مديره است.برخي از همين دوستان گفته اند،آوردن اسم ما در ليست اصلاح طلبان كار خوداصلاح طلبان بوده است، ايشان و اطرافيانشان روزها و ساعتها با سازمان معلمان واصلاح طلبان نشست داشته اند،خودآقايان توي همين وبلاگ گفته اند،83% از معلمان براين باور هستند كه نبايد با احزاب ديگر ائتلاف داشت پرسش اين است : " پس چگونه ايشان با اصلاح طلبان ائلاف مي كنند؟ آيا اين كارباورداشتن افكارمعلمان است؟ پس براي چه نظر سنجي كرده اند؟

مگرمي شود اصلاح طلبان بدون اجازه ي كسي نام اورادرليست خودشان بياورند؟ پس چرا اسم ديگران راننوشته اند؟ اين نمونه اي از سياسي كاري است.كه بايد همكاران به آن توجه داشته باشند.در پايان براي همه ي دوستان آرزوي پيروزي وسربلندي دارم.

صداي معلم: من كه از اين ها چشمم آب نمي خورد.

شما چي؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 17:50 توسط یکی از چند صدای معلم |

متن كامل گفت و گوي احمدي نژاد با الجزيره

به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از شبكه‌ى تلويزيونى ماهواره‌يى الجزيره، احمدي‌نژاد با عرض تسليت عاشوراى حسينى به تمامى ملت‌هاى مسلمان جهان اظهار داشت: من از اين فرصت استقفاده مي‌كنم و عاشوراى حسينى را به همه آزادگان و مسلمانان جهان تسليت عرض مي‌كنم و مي‌گويم كه پيام عاشورا پيام ايستادگى در برابر ظلم، استبداد و طاغوت بوده است و امام حسين (ع) براى دفاع از دين پيامبر اسلام (ص) و برقرارى عدالت و ايستادگى در برابر تمامى كسانى كه پا بر كرامت انسانيت گذاشته بودند، قيام كرد.
رييس جمهور ايران در پاسخ به سوالى مبنى بر اينكه دو سال و نيم از رياست جمهورى ايشان مي‌گذرد و ايران با بسيارى از بحراني‌هاى بين‌المللى از جمله پرونده‌ى هسته‌يى مواجه بوده است و بوش نيز اخيرا تهديدات گسترده‌اى را عليه ايران مطرح كرده، چگونه به اين تهديدات پاسخ مي‌دهيد، گفت: آقاى بوش پيام خود را به ملت ايران و تمامى ملت‌هاى منطقه فرستاد. بايد بگوييم اين پيام چيزى جز بذر فتنه و نفاق، تحقير و اهانت به كرامت بشريت نيست. اظهارات بوش نه بر ملت ايران و نه بر ملت‌هاى منطقه تاثير نخواهد گذاشت. مدتى پيش كه من در سفر به كشورهاى حوزه‌ى خليج فارس به سر مي‌بردم، خبرنگارى سوالى مشابه از من پرسيد و من جواب دادم ما از بوش مي‌خواهيم كه در هر نيم ساعت چنين سخنراني‌اى كند، زيرا به خوبى مي‌دانيم كه ملت ما و ملت‌هاى منطقه بر واقعيت‌ها واقفند.
وى در پاسخ به سوال ديگرى مبنى بر "افزايش مشكلات اقتصادى در ايران" گفت: زمانى كه من از سوى ملت به رياست جمهورى برگزيده شدم ‌‌٨ كانديدا وجود داشتند و نطق انتخاباتى من كمترين بحث را درباره‌ى اقتصاد داشت. مبارزه انتخاباتى من بيشتر بر عزت، پيشرفت و تحقق عدالت و دفاع از حقوق ايران و دفاع از ارزش‌هاى الهى بود. من اين سياست را در داخل و خارج دنبال كردم. فراموش نكنيد كه در كنار گزارش‌هايى كه از بحران‌هاى اقتصادى ارائه مي‌شود هر روز گزارشى از پيشرفت ايران در زمينه‌هاى مختلف ارائه مي‌شود. اما اينكه برخى چون بوش و سردمداران كاخ سفيد فكر مي‌كنند كه با ارائه چنين گزارش‌هايى و يا تكيه بر اين موضوع مي‌توانند كارى بكنند در اشتباه محض به سر مي‌برند.
احمدى نژاد در پاسخ به سوال ديگرى مبنى بر اينكه يك ماه ديگر تا اعلام گزارش البرادعى به شوراى امنيت مانده است، نظر شما در اين زمينه چيست، گفت: ما از همان آغاز نيز در زمينه اين قضيه همكارى كرديم و از همان آغاز اعلام كرديم كه در پرونده‌ى هسته‌يى ما هيچ انحرافى وجود ندارد. آنها مي‌خواهند كه ملت‌ها به انرژى هسته‌يى دست نيابند و براى قانع كردن جهان انرژى هسته‌يى را برابر با بمب هسته‌يى به تصوير مى كشند. آنها نمي‌خواهند كه ما و ديگر كشورها به اين منبع غني، انرژى هسته‌يي، دست يابيم، در حالى كه اين انرژى يكى از مستلزمات بسيار مهم براى ملت‌هاست كه مى توانند به عنوان يك منبع انرژى به آن تكيه كنند.
وى تاكيد كرد: دستيابى به انرژى هسته‌يى حق همه ملت‌هاست و بايد به آن دست يابند. اين كشورها سعى مي‌كنند كه به واسطه بوق‌هاى خبرى خود ملت ايران و ديگر ملت‌هاى منطقه به انرژى هسته‌يى دست نيابند اما همه ملت‌ها از جمله ملت ايران به حقيقت اين جنجال‌هاى خبرى واقفند. امروز همگان به قدرت هسته‌يى ايران اعتراف كرده‌اند و همه شاهد خواهند بود كه قضيه هسته‌يى ما نه در گذشته و نه در حال هيچ انحرافى نداشته است و بايد بار ديگر تاكيد كنم پرونده هسته‌يى ايران بسته شده است و اينگونه سخنان و تهديدات از نظر ما هيچ اهميتى ندارد و از نظر جامعه‌ى جهانى نيز اهميت ندارد و هيچ ارزش و قيمتى را از نظر هيچ ملتى دارا نمي‌باشد.
احمدى نژاد تاكيد كرد: همكارى ما در زمينه‌ى انرژى هسته‌يى از همان روز اول مشخص بود اما درباره گزارش نهادهاى اطلاعاتى آمريكا بايد بگويم كه ما برنامه‌هايمان را بر اساس گزارش‌هاى آمريكا تدوين نمي‌كنيم بلكه اين برنامه‌ها را بر اساس حقوق ملت‌مان برنامه ريزى مي‌كنيم.
وى خطاب به شوراى امنيت گفت: زمان آن رسيده است كه اين شورا اشتباهات خود را تصحيح كند و پرونده‌ى ايران را به آژانس بازگرداند زيرا اين موضوع به نفع اين شورا است. ملت ما هرگز از تلاش براى دستيابى به حقوق خود متوقف نخواهد شد و ما ‌‌٢٨ سال است كه اينگونه تهديدات و فشارها را تحمل كرده و ازحقوق خود دفاع كرده‌ايم زيرا كه ملت ايران ملت مقتدر و قوي‌اى است و حكومت آمريكا يك حكومت ضعيف و از هم گسسته‌اى است و ما به آنها نصيحت مى كنيم كه به اين راه ادامه ندهند.
رييس جمهور در پاسخ به سوال ديگرى مبنى بر اينكه "آيا موضوع هسته‌يى ايران با كنار آمدن آمريكا و ايران بر سر موضوع عراق پايان خواهد يافت،" گفت: به اعتقاد من در زمينه موضوع حقوق ملت‌ها نمي‌توان بازي‌هاى سياسى را وارد كرد و به هر حال ما گفته‌ايم كه قضيه هسته‌يى ما پايان يافته است. به هرحال مشكل از ايران نيست بلكه مشكل از آنان است كه مي‌خواهند براى برآورده ساختن اهداف سياسى خود به رويارويى با جهان بپردازند.
احمدى نژاد درباره‌ى احتمال حمله نظامى آمريكا و جدى بودن آن گفت: ملت ايران آزمايش خود را خوب پس داده است و به هرحال اين ملت ‌‌٢٨ سال است كه مقاومت مي‌كند و تجربه ‌‌٨ سال جنگ تحميلى را داشته است و به رغم تحريم‌هاى اقتصادى تاكنون بر روى پاى خود ايستاده است و يك قدرت بزرگ در منطقه مى باشد. ما به صراحت اعلام مي‌كنيم كه هر تجاوز گرى كه فكر تجاوز به ايران را داشته باشد پشيمان خواهد شد و اما درباره اين تهديدات بايد بگويم كه آمريكايي‌ها براى برآورده كردن اهداف داخلى خود نياز به اين جنجال‌ها دارند زيرا انتخابات داخلى آمريكا در راه است وآنها به اينگونه تبليغات جهت سرپوش گذاردن بر شكست‌هاى خود نياز دارند اما اينگونه تهديدات به چيزى جز افزايش نفرت‌ ملتهاى منطقه از آمريكا منجر نخواهد شد.
به گزارش ايسنا رييس جمهور در ادامه در پاسخ به سوال ديگرى مبنى بر آنكه ايران آزمايش موشكى امروز "اريحا- ‌٣" اسراييل را چگونه ارزيابى مي‌كند و آيا اين يك پيام تهديدآميز مستقيم عليه ايران است، گفت: رژيم صهيونيستى از تمام امكانات و سلاح‌هاى غرب استفاده مي‌كند و اصلا نياز ندارد كه بخواهد اين آزمايش موشكى را به نمايش بگذارد. اينگونه اقدامات، ‌كارهاى بيهوده‌اى است كه نمي‌تواند رژيم اشغالگر صهيونيستى را از سقوط حتمى نجات دهد. اين رژيم نامشروع فلسفه وجودى خود را از دست داده است. اصلا اين رژيم از كجا آمده است و چرا سرزمين فلسطين را به اشغال درآورده است؟ هيچ يك از ملت‌هاى منطقه اين رژيم را به رسميت نمي‌شناسند و معتقدند كه اين رژيم يك اشغالگر است و اين رژيم اشغالگر نامشروع امروز نمي‌تواند با رو كردن سلاح، چهره اصلى و موقعيت خود را تغيير دهد. آنها عده‌اى از تروريست‌هاى مخالف بشريت هستند و فلسفه‌ى وجودى خود را از دست داده‌اند و رو به فورپاشى مي‌روند. اسراييل هيچ نقشى در معادلات قدرت ندارد و جرات حمله به ايران را ندارد و مي‌داند كه پاسخ ما چه پاسخ سخت و درهم ‌كوبنده‌اى خواهد بود.
احمدى نژاد درباره‌ى اهداف سفر بوش به منطقه گفت: اين سفر بيشتر اهداف داخلى در آمريكا داشت و هدف اصلى ديگر آن حمايت از رژيم اشغالگر اسراييل و تشويق آن براى گسترش حملاتش به فلسطينيان بود. آمريكا درصدد ايجاد فتنه در منطقه مي‌باشد كه اين هدف محقق نخواهد شد. آمريكايي‌ها در تلاش هستند كه با ايجاد اين نفاق و فتنه بر شكست‌هاى خود در عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان سرپوش بگذارند. اين هدف اصلى آمريكا در منطقه است اما هدف ديگر آنها كسب امتيازات در انتخابات داخلى آمريكاست اما آقاى بوش اگر درصدد كسب اين امتيازات است، بايد بداند كه مردم آمريكا خواهان تغيير هستند و او بايد بسيارى از سياست‌ها وادبيات گفتمانش را تغيير دهد زيرا كه ملت آمريكا راغب به اين ادبيات نيست و اين در رقابت نامزدهاى انتخاباتى آمريكا كاملا مشخص است؛ آنها كه از جنگ و ادبيات جنگ سخن مي‌گويند به شدت آراي‌شان كاهش مي‌يابد و در برابر آنهايى كه از ادبيات صلح و ادبياتى مغاير با ادبيات بوش سخت مى گويند، آراي‌شان زياد است. ما از همان آغاز گفتيم كه سفر بوش، سفرى شكست خورده مي‌باشد و هيچ هدفى را محقق نخواهد كرد.
وى افزود: ملت‌هاى منطقه جوياى اين جواب هستند كه اصلا نقش بوش كه از ده‌ها فرسنگ دورتر به منطقه آمده است و درباره‌ى دين و منافع منطقه صحبت مي‌كند، چيست؟ و آيا اصلا اين سخنان بوش با فرهنگ و منافع و خواست مشترك ملت‌هاى منطقه چه عرب و چه ايرانى وجه مشتركى دارد؟
احمدى نژاد افزود: به اعتقاد من ملت‌هاى منطقه نبايد در راهى گام گذارند كه مسير آن را ديگرى براى آنها ترسيم مي‌كند. اين ملت‌ها در كنار يكديگر صدها سال است كه زندگى مي‌كنند كتاب و دين و پيامبر آنها يكى است. ما همگى برادر هستيم و هيچ زمينه‌اى براى شك كردن در اين موضوع وجود ندارد. ملت‌هاى منطقه براى نزديك شدن هرچه بيشتر به يكديگر قدم مي‌گذارند و گفت‌وگو مهمترين دليل اثبات كننده براى اين موضوع است و پيشنهادات من در سفر خليج فارس در همين راستا انجام گرفت و رهبران كشورهاى خليج فارس نيز از اين پيشنهادات استقبال كردند و آن را سازنده دانستند.
احمدى نژاد درباره‌ى گفت‌وگوهاى ايران و آمريكا درباره‌ى مضوع عراق گفت: ملت ايران و عراق دو ملت دوست و برادر هستند و داراى اشتراكات فرهنگى بسيار مي‌باشند به گونه‌اى كه صدها تن از ايرانيان و عراقي‌ها با يكديگر ازدواج كرده‌اند و با صلح و دوستى در كنار يكديگر زيسته‌اند. ما خواهان عراقى متحد، قوى و قدرتمند هستيم و براى برقرارى امنيت در عراق، همسايگان و ديگران را نيز براى كمك تشويق كرده‌ايم‌. گفت‌وگوهاى سابق ايران و آمريكا به دعوت رسمى دولت عراق و خواست آمريكا درباره‌ى موصوع امنيت و برقرار آن در اين كشور انجام گرفته است و دور چهارم گفت‌وگو به محض آنكه شرايط مناسب ايجاد شود، برگزار خواهد شد زيرا آمريكا و عراق براى اجراى اين دور از گفت‌وگو‌ها درخواست خود را داده‌اند و در آينده نزديك اين گفت‌وگوها انجام خواهد شد.
وى درباره‌ى برقرارى امنيت فعلى در عراق و اينكه نقش ايران در آن چگونه است، گفت: امينت در عراق به لطف ملت اين كشور انجام گرفته است و ملت عراق ملت با فرهنگ و بزرگى است كه از پارلمان و قانون اساسى و حكومت برخوردار است و ما معتقديم عدم برقرارى امنيت و هرج و مرج در اين كشور ناشى از وجود اشغالگران و سياست‌هاى آنان است.
وى درباره‌ى موضوع لبنان نيز گفت: به رغم آنكه لبنان يك كشور كوچك است اما ملت عزيزى دارد كه توانست در برابر غول صهيونيسم ايستادگى كند و افتخارى را براى تمامي‌ ملت‌هاى منطقه رقم زند. به اعتقاد ما وضعيت كنونى لبنان ناشى از دخالت‌هاى قدرت‌هاى بزرگ و نيروهاى خارجى است و اگر اين دخالت‌ها نبود لبنان قادر به حل بحران داخلى خود بود. ايران هر تصميمى كه ملت لبنان تخاذ كند حمايت خواهد كرد و آن را تاييد خواهد كرد و معتفقد است كه گفت‌وگو ميان احزاب لبنانى و ادامه‌ى روند گفت‌وگوها بهترين سياست موجود در حل بحران اين كشور است. به اعتقاد ما دخالت‌هاى شوراى امنيت در بحران لبنان نمي‌تواند در حل آن نقش مثبت ايفا كند.
رييس جمهور در پاسخ به سوالى مبنى بر آنكه آمريكا، ايران و سوريه را متهم به سنگ اندازى بر سر حل بحران لبنان مي‌كند، گفت: دولت آمريكا كه با ارتشى ‌١٦٠ هزار نفره صدها فرسنگ دور از كشورش وارد عراق شده است و مردم اين كشور را مي‌كشد و ثروت‌هاى آنها را به غارت مي‌برد ما را به چنين چيزى متهم مي‌كند! اين اتهامات واهي، بى اساس و فاقد هرگونه ارزشى است و تنها چيزى كه براى ما مهم است اين است كه از لبنان حمايت كنيم.
رييس جمهور در پاسخ به سوالى مبنى بر اينكه آيا درصدد كانديداتورى مجدد براى رياست جمهورى ايران است، گفت: هنوز يك سال و نيم ديگر به اين انتخابات باقى مانده است. ما براى ثانيه‌ها و دقيقه‌ها برنامه ريزى مى كنيم و انشاالله از اين فرصت به جا مانده به نحو احسن جهت خدمت رسانى به ملت عزيز ايران استفاده خواهيم كرد.
احمدى نژاد درباره‌ى انتخابات مجلس و رقابت اصلاح‌طلبان و اصول‌گرايان گفت: كشور ما كشورآزادى است و ملت ما تصميم گيرنده‌ى نهايى است. ملت ايران يك ملت هوشيار است و مي‌تواند به خوبى منافع خود را تشخيص دهد. اين طبيعى است كه در چنين شرايطى مردم از اين فرصت استفاده كنند و آرا و نظارت خود را در صندوق بيندازند. اين ملت هر تصميمى كه بگيرد مطمئنا به نفع ايران است زيرا ملت ايران يك ملت قوى و بزرگ است و هر تصميمى كه بگيرد مطمئنا به توسعه و افزايش قدرت ايران خواهد انجاميد، حال اين تصميم به سود هر حزب يا گروهى گرفته شود، فرق نمي‌كند.
رييس جمهور در پاسخ به سوالى مبنى بر اينكه چرا همچنان آداب ساده زيستى خود را حفظ كرده است و از لباس‌هاى شيك چون ديگر رييسان جمهور استفاده نمي‌كند، گفت: من عضوى از خانواده بزرگ ايران هستم. ملت ايران مرا به عنوان خدمت‌گذارى براى خود انتخاب كرده است، وانگهى فرهنگ ايران و فرهنگ اسلام ساده زيستى است و چنين پست‌هايى براى ما نبايد برترى به دنبال داشته باشد بلكه اينگونه پست‌ها تنها فرصتى است براى اينكه ما به ملت عزيز خود خدمت كنيم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 17:7 توسط یکی از چند صدای معلم |

دلايل استعفاي فرشيدي از زبان فرشيدي

در شب 13/10/86  حدود ساعت 21 در باشگاه رفاهی فرهنگیان واقع در خیابان کارگر ... ناگهان چهره ي آشنا، غمگین و پژمرده ي وزیر سابق آموزش و پرورش را دیدم و با تعجب جلو رفتم. طبق رویه ي همیشگی به دنبال ارضاي حس کنجکاویم برآمدم، سلام و احوالپرسی مختصری نمودم. وی که در جمعی برای ضیافت شام[آمده] بود مدام مورد سؤال اطرافیان قرار می گرفت، ناگهان سؤالی که مدت ها ذهنم را مشغول نموده بود در وجودم تداعی گشت و بی مقدمه از او پرسیدم فلسفه ي استعفای ناگهانی شما چه بود؟

از روی تاسف سری تکان داد و گفت در واقع استعفا را بر من تکلیف نمودند و مرا مجبور به کناره گیری نمودند. در جلسه ای که با شخص رئیس جمهوری داشتم به من دستور دادند که استعفایم را نوشته و به وی تقدیم نمایم.

این جواب های صریح وزیر مستعفی مرا قانع نکرد با سماجت بیشتری در خواست نمودم که شفاف تر سخن بگوید که وی عنوان داشت ناگفته های بسیاری دارم که در فرصت مناسب آن را در اختیار افکار عمومی قرار خواهم داد.

وی اضافه کرد این امر یعنی؛ آوردن شخصی خارج از مجموعه آموزش و پرورش برای سرپرستی (پیش زمینه وزارت) توهین مستقیم به بیش از یک ملیون و یک صد هزار فرهنگی است[یعنی] در میان این جمع کثیر، شخصی که توانایی وزارت در این مجموعه را داشته باشد در بین فرهنگیان نیست؟!

وزیر سابق آموزش و پرورش ادامه داد که روح قیم مابی در مجموعه دولت به شدت وجود دارد و این تفکر به شکل بسیار خطرناکی در حال گسترش است.

سوال نمودم اکنون مشغول چه کاری هستید که وی با خنده ای تلخ پاسخ داد پس از پایان امتحانات ترم اول مدارس جهت تدریس به مدرسه می روم، وی عنوان داشت انسان دورنگر و عاقل آن کسی است که این چنین روزهایی را پیش بینی کند، چرا که در عرض یک روز از نظر دنیوی از فرش به عرش رسیدم. خداحافظی نمود و همان طور که 21ماه قبل گمنام آمده بود گمنام نیز باشگاه فرهنگیان را در حالی که به شدت از سئوالات و سماجت[حاضرین] خسته شده بود ترک نمود.

 

 منبع: هفته نامه نوای وقت کرمانشاه شماره 98سه شنبه18 آذر ماه86

به نقل از: کانون صنفی فرهنگیان قزوین

 

صداي معلم: به فرض صحت محتواي اين گزارش؛ قابل تامل است كه از نظر وزير سابق؛ چگونه است كه وقتي شخصی خارج از مجموعه ي آموزش و پرورش برای سرپرستی وزارت معرفي شود به فرهنگيان توهين مي شود آن هم مستقيم! اما زماني كه به معلمان باتوم مي زدند و مقابل مجلس شوراي اسلامي با اسپري فلفل از ايشان پذيرايي مي شد ايشان ككشان هم نگزيد كه بماند، وقيحانه اين مساله را انكار كردند!

هر چند با اين نظر ايشان موافقم كه  آيا واقعاً در میان این جمع کثیر فرهنگي، شخصی که توانایی وزارت در این مجموعه را داشته باشد نبود؟! حال چرا اينك كه كنار گذاشته شده اند دايه ي مهربان تر از مادر شده اند، خود جاي ترديد است.

ياد سخن شهيد رجايي افتادم، آن جا كه گفت: "نگذاريد پُست ها؛ پَستمان كند!" 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:12 توسط یکی از چند صدای معلم |

۵ سال زندان تعليقي؛ حكم دادگاه انقلاب براي يك معلم

علی پورسلیمان طی حکمی از سوی شعبه ی ۱۵دادگاه انقلاب كه درتاريخ ۲۳/10/۱۳۸۶به وي ابلاغ شده، به ۳سال زندان محکوم شده است.

به گفته ي آقای پورسلیمان این حکم به مدت ۵ سال تعليقي است. علی پورسلیمان می گوید اتهاماتش:

۱- اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور

۲- اخلال در نظم عمومی

۳- تمرد از دستور پلیس مي باشد.

اما تنها اتهام نخست (اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور) وارد بوده و از دو اتهام دیگر تبرئه شده است.

علي پورسلیمان در یک گفتگوی کوتاه گفت: پیام من به معلمان این است، که نباید در برخورد با حوادث آموزش و پرورش بی تفاوت باشند، دادگاه هایی که انجام شده، برای زهر چشم گرفتن از معلمان است، امیدوارم در چارچوب قانون پیگیر حقوق خودشان و جامعه باشند، با توجه به وضعیت کنونی نسبت به سرنوشت اجتماع خود، بی تفاوت نباشند. زیرا این مشکلات نتیجه ی بی تفاوتی های مردم است. انسان یک موجود اجتماعی است، اجتماعی زیستن را خدا به انسان بخشیده، حاکمیت می خواهد اجتماعی بودن را از معلمان و مردم بگیرد. غیرسیاسی بودن مردم و معلمان مساوی است با مرگ سیاسی جامعه.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:10 توسط یکی از چند صدای معلم |

اس ام اس های جالب و خواندنی

 

دکتر علی شریعتی: در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست!


کوچه ها پر زحرامی و عوام الناس بود

چشم حیدر پر زاشک و دل پر از احساس بود

ای که بستی ره به زهرا در میان کوچه ها

گردنت را می شکست آن جا اگر عباس بود


دکتر علی شریعتی: اگر در صحنه حق و باطل نیستی اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی هر جا که میخواهی باش چه به شراب نشسته چه به نماز ایستاده هر دو یکی است.

 



بیرون هوا سرد است

برف می بارد

چهار گلدان در چهار گوشه ی اتاق گذاشته ام

تا فراموش نکنم که خاک دوباره سبز می شود

درخت پشت پنجره فرسوده تر از آن است که بهار را به یاد آورد


دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دل ها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود


دكتر شريعتي: اي حسين! اي كه مرگ سرخ را برگزيدي تا عاشقانت را از مرگ سياه برهاني! ايمان ما، ملت ما، تاريخ فرداي ما، و كالبد زمان ما به تو و به خون تو محتاج است.

 


 در كلاس عاشقي عباس غوغا مي كند

در دل هر عاشقي عباس مأوا مي كند

هر كسي خواهد رود در مكتب عشق حسين

ثبت نامش را فقط عباس امضا مي كند

 


 

دكتر علي شريعتي: حسين؛ بيشتر از آب، تشنه ي لبيك بود؛ اما افسوس كه به جاي افكارش؛ زخم هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگ ترين درد او را بي آبي معرفي كردند!

 


 

 به دليل بارش برف و مصادف شدن آن با ايام محرم و سپس دهه ي فجر و در نهايت عيد نوروز؛ مملكت تا ارديبهشت سال آينده تعطيل است.

 


دكتر حسابي: جهان سوم جايي است كه اگر ميهنت را آباد بخواهي؛ خانه ات ويران مي شود و اگر آبادي خانه ات را بخواهي؛ بايد در ويران ساختن ميهنت بكوشي!


جدیدترین دعای سال:

خدایا! به من صفای دل و قلم شریعتی، نبوغ ماركس، خوشنامي كوروش، دانايي مصدق، منش خاتمي، دين كديور، دنياي رفسنجاني، شجاعت بي نظير بوتو، هوش رايس، و اعتماد به نفس احمدي نژاد را عطا فرما!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 17:2 توسط یکی از چند صدای معلم |

فیلتر شکن های جدید

چند پروکسی و فیلتر شکن جدید که از طریق ای میل رسیده، ان شاءالله برای استفاده ی دوستان؛ بعد از این هر بار هفت فیلتر شکن جديد در اختیارتان قرار می گیرد !

 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 20:55 توسط یکی از چند صدای معلم |

سخنان حکیمانه ی برشت

برتولت برشت مي گويد:

"نخست براي گرفتن كمونيست ها آمدند
من هيچ نگفتم، زيرا من كمونيست نبودم.
بعد براي گرفتن كارگرها و اعضاي سنديكاها آمدند، من هيچ نگفتم.
سپس براي گرفتن كاتوليك ها آمدند، من باز هيچ نگفتم، زيرا من پروتستان بودم.
سرانجام براي گرفتن من آمدند؛ ديگر كسي براي حرف زدن باقي نمانده بود."

"نمی توان در مقابل حمله به کشیش و یهودی و… سکوت کرد بدین بهانه که من کشیش نیستم، من یهودی نیستم و انتظار آن را داشت که وقتی به سراغت می آیند، دیگر کسی برای دفاع از تو باقی مانده باشد."

"آن كس كه حقيقت را نمي داند بي شعور است؛ اما آن كس كه آن را مي داند و انكار مي كند جنايتكار."

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 19:1 توسط یکی از چند صدای معلم |

ای میل رسیده

تنهائی

كشید كار زتنهائیم به شیدايی                         

ندانم این همه غم چون كشم به تنهايی؟!

 

زبس كه داد قلم شرح سرنوشت فراق                   

زسرنوشت قلم نامه گشت سودايي!

 

مرا تو عمر عزیزی و رفته ای زبرم                           

به كام خوش بود اگر؛ ای عمر رفته باز آئی

 

زبان گشاده، كمر بسته ایم تا چو قلم                     

بسر كنیم هر آن خدمتی كه فرمائی

 

به احتیاط گذر بر سر سوار دیده ی من                         

چنان كه گوشه ی دامن به خون نالايی

 

نه مرد عشق تو بودم از این طریق كه عقل                 

در آمدست به سر؛ با وجود دانايی

 

درم گشا كه امید  بسته ایم  در تو                              

درامید كه بگشاید؟ ار تو نگشايی؟!

 

به آفتاب  خطاب  تو خواستم  كردن                             

دلم  ندارد كه هست آفتاب هر جايی

 

سعادت دو جهان است دیدن رویت                              

زهی! سعادت  اگر زان چه  رو بنمايی

 

 شد آن چه نبايد مي شد و به قول شاعر كه مي فرمايد:

ما زياران چشم ياري داشتيم                       خود غلط بود آن چه مي پنداشتيم

 

روزي كه بايد معلم طوفاني از احساس و كولاكي از عشق را به نمايش مي گذاشت نسيمي شد خاموش. نمي دانم زندگي و نفس كشيدن در رنج و عذاب و ملول خاطر بودن چقدر مي ارزد كه اين نيم مرده جان را ناقابل دانستيم و سكوت كرديم؟! مگر نه اين كه باغاني، بهشتي، خاكساري و ده ها مرد ديگر در راه آرمان معلم دچار مشقت و ملال گشته اند و آن را نوش مي پندارند؟! واي بر ما چگونه جواب خواهيم داد؟ چگونه راضي شديم يكدگر را تنها گذاريم و روز امتحان مردود شويم؟

سيل معلم بايد خانه ي بي داد و ناعدالتي را مي برد نه اين كه  چون جويي كوچك اين ويرانكده را جلا مي داد.

اي متفكرترين قشر! اي با سواد ترين تكه ي جامعه! زيبنده و شايسته ي شما نيست كه سر پائين اندازيد و سيلي خور و تو سري خور كساني باشيد كه ارزني دانايي ندارند  والا اين گونه ما را نمي آزردند.

البته  دلاور مرداني از بيشه ي شيران بودند كه با آغوش باز رفتند  و حماسه آفريدند...از تهديد ها نهراسيدند و ناملايمات مانع نشد تا از انجام وظيفه ي خود  شانه خالي كنند.

كاش آن روز با گلوله و باتوم و زندان روبرو مي شدند ولي  اين گونه از همكار دل آزرده نمي شدند كه مگر شير زن و شير مرد همين است؟

... و اما روي سخن با مسؤولين آموزش و پرورش دارم و شايد نه با مسؤولين كشور. دود اين فرآيند بر چشمان كسي نمي رود الا شما.

معلم؛ اگر مبارزه ي منفي را پيش گيرد ضربه اي بر پيكر اين مرز و بوم وارد مي آيد كه از انفجار هزار بمب اتم هم خطرناك تر است!

 به هوش باشيد كه اگر دست از لجاجت بر نداريد وبا حربه هاي بي مايه معلم را بيازاريد چنان ضربه اي خواهيم خورد كه  جبران آن نياز به صد ها سال تلاش دارد.

بياييد از اين دلسوختگان دلجويي كنيد زندان ها را از معلم خالي كنيد قلمش را بازگردانيد حقش را بدهيد و آن ها را شاد كنيد تا اين شغل كه انبياء نيز به آن اشتهار دارند شريف بماند.

به اميد آنروز!

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 18:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

تبریک سال نو میلادی

آغاز سال نو میلادی را تبریک می گوییم.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:41 توسط یکی از چند صدای معلم |

استفاده ي ابزاري از معلم

به نام خداوندي كه پرستش جز او را نيست خوشگوار

 

  الحق كه گذشتگان چه نيك گفته اند:«سياست پدر و مادر ندارد

 

بازهم بوي انتخابات مي آيد و روحيه ي مردمداري و عدالت مداري درمشام جان قدرت مداران هنرپيشه اي  كه دست ارباب سينما و تئاتر را درايفاي نقش هاي گوناگون آن هم با ديالوگ هايي  كه كلام حافظ و سعدي را سرافكنده مي نمايد، از پشت بربسته و هر دم در لباسي خوش نگار، زين بر پشت اسب مراد مي نهند، و در ميدان توهمات و تصورات خلق الله، چنان مي تازند كه خر لنگ انتظارات ريز و درشت عامه هرگز به سمند تيز تگ تمنيات آن ها نخواهد رسيد.

هنر اين ساحران عرصه ي سياست و رياست، چنان در لفافه ي شمايل آراسته ي ايشان، حجاب خوش نمايي  بر چهره كشيده كه هيچ غواصّ كارآمدي نتواند مرواريد غرض را در صدف خوش ظاهر ايشان صيد نمايد.

به راستي كدام هنروران مي توانند آن چنان ناستوده هاي عالم را درچشم خلق الله ستوده نمايند كه حتي پولادمردان عرصه ي ورزش و رقابت هاي جسمي را كه عمري به پرورش تن گذرانده و روح پهلواني را درخود پرورانده، پورياي ولي بودن و تختي شدن را به طرفة العيني پشت پا زده و به جرگه ي اين از مابهتران درآيند تا با نام ملت به ثروت بربام قدرت برآيند...

بگذريم، اي معلمان! اي تشكل هاي صنفي فرهنگيان!

بيش ازاين بازيچه قرارنگيريد و باز هم فريب خوش رقصي هاي اين نوابغ را نخوريد و ابزار دست يابي آن ها به مطامع نامحمودشان نباشيد. اگرشما به واقع، معلم باشيد مي توانيد با توسل به اصول انسان ساز دين مبين اسلام  و تشخيص سره از ناسره، به احياي ارزش هاي بنيادين انقلاب اسلامي بپردازيد و بسترساز ايراني قدرتمند و اهتزازگر درفش جمهوري اسلامي بر بام انديشه هاي بشري گرديد.

البته اگرمعلم باشيد.

به نقل از: فرهنگستان  

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:40 توسط یکی از چند صدای معلم |

دولت كينه ورز

بـا گذشـت بـيش از دوسـال از عمـر دولــت نهم، نگاهي به شعارهاي محـوري ايـن دولـت از قبيل مهرورزي، عدالت و آوردن پول نفت بر سر سـفـره‌هاي مردم، خالي از فايده نيست. در مورد شـعـار مـهـرورزي، آنـچـه در عـمـل مـشـاهده مي‌شود كـيـنــه‌ورزي نـسـبـت بـه دولـت‌هـاي گـذشـتـه بـه‌ويـژه دولـت‌هاي سازندگي و اصلاحات است. دامنه اين كـيـنه‌ورزي البته دامنگير سيستم مديريتي كشور نيز گرديد و بسياري از مديران توانا و باتجربه، صرفاً به اين خاطر كه در دولت‌هاي گذشته مدير بودند كنار گذاشته شدند و به همين دليل آسيب‌هاي فراواني به مـديـريت كشور وارد شد كه اگر اين آسيب‌ها را از لـحاظ ارزش ريالي محاسبه كنند، معلوم مي‌شود كه كشور ميلياردها تومان ضرر ديده است. به نظر مي‌رسد دولت نهم در رابطه با شعار عدالت نيز موفق نبوده است، زيرا عدالت در اقتصادي كه دچار تورم و گـرانـي شده باشد تحقق پيدا نمي‌كند. در نتيجه تـورم و گـرانـي بي‌سابقه در دولت نهم كه در هيچ كدام از دولت‌هاي پس از انقلاب نظيري نداشته به شكل روزافزوني بر ميزان فاصله طبقاتي در جامعه افزوده شده است، به‌طوري‌ كه در دوران مديريت دولـت نـهـم، فـقـرا، فـقـيـرتـر و ثـروتمندان، غني‌تر شده‌اند‌‌.‌ يكي از مشكلات مهم دولت نهم در رابطه با تحقق نيافتن عدالت، عدم توجه به كار كارشناسي و نـداشـتـن تـئـوري اسـت. در دولـت اصـلاحـات، در نـتـيـجـه اسـتـفـاده از نـظـريه‌هاي علمي و توجه به كار كارشناسي، گام‌هاي بسيار خوبي در ارتباط با تحقق عـدالـت بـرداشـتـه شده است. از جمله سياست‌هاي مـوفـقـي كـه در دولـت اصـلاحـات در راستاي تحقق عدالت اتخاذ گرديد، سياست تثبيت قيمت‌ها بود كه منافع طبقات فقير و متوسط را به وجه مناسبي تأمين نمود. متأسفانه دولت نهم با بي‌توجهي به سياست تثبيت قيمت‌ها و تزريق بي‌رويه نقدينگي، شرايط اقـتصادي دشواري را براي طبقات فقير و متوسط ايجاد كرده است. در كنار بي‌توجهي به تئوري و كار كـارشـنـاسـي، تـبـلـيـغـات بـي‌اسـاس و نـاديـده گـرفـتـن واقـعـيـات بـر مـشـكـلات مـوجـود درخـصـوص عـدم تـحـقــق عـدالـت افـزوده اسـت. مـصـداق بـارز نـاديـده گرفتن واقعيات، انكار پديده گراني يا اعلام نكردن نرخ واقعي تورم از جانب مديران دولت نهم است. مردم مي‌پرسند كه مديران دولت نهم به چه صورت نرخ تورم را محاسبه مي‌كنند كه به اعدادي چون 14 و 15 درصد مي‌رسند. آن‌ها مي‌گويند در طول 2 سال گـذشـتـه بـهـاي مسكن به بيش از 2 برابر و به همين شـكـل بـهـاي مـايـحـتـاج اسـاسـي مانند خوراك و پـوشاك نيز به 2 برابر افزايش يافته است كه با اين حـسـاب نـرخ واقـعـي تـورم در رابـطـه با مايحتاج اساسي چون مسكن، خوراك و پوشاك نسبت به 2 سال قبل صددرصد است. ‌ آوردن پـول نـفـت بر سر سفره‌هاي مردم نيز از شـعـارهـاي دولـت نـهـم بـود كه البته يك سال پس از انتخابات چنين شعاري تكذيب گرديد! به‌هرحال با تــوجــه بــه ايــن‌كــه بــا طـرح چـنـيـن شـعـاري مـردم بـه ريـيـس‌جـمـهور نهم راي دادند آن‌ها همچنان منتظر آمـدن پـول نـفـت بـر سـر سـفـره‌هـايـشـان هـسـتند ولي متأسفانه پول نفت نه به سفره‌هاي مردم رسيده و نه به صـنـدوق ذخـيـره ارزي وارد شـده و اكـنون ابهامات زيـادي درخـصـوص درآمـدهـاي نـفتي با توجه به افزايش بهاي نفت ايجاد شده است‌‌.‌‌ مديران دولت‌ نـهـم بـه هـنـگـام آوردن لايـحـه بـودجـه سال 86 به مـجـلـس مـدعـي بـودند كه مبناي محاسبه نرخ هر بـشـكـه نـفـت را زيـر 40 دلار مـحـاسبه كرده‌اند كه براساس اين ادعا به ازاي فروش هر بشكه نفت بايد حداقل 40 دلار به صندوق ذخيره ارزي وارد شده باشد، زيرا هر بشكه نفت ايران در سال جاري بيش از 80دلار فـروش رفـتـه است و اكنون به بالاي 90 دلار رسيده است. ‌

و اما در ارتباط با حوزه انتخابيه‌:

‌مـي‌دانـيـم در دولت نهم، استانداران اختيارات فــراوانــي بــه دســت آوردنــد، امــا بــه انـدازه‌اي كـه بـه اختيارات و قدرت آن‌ها افزوده گرديده است و بعضاً مسؤوليت‌پذيري و پاسخگويي آن‌ها در مقابل مردم و نـمـايـنـدگـان مـلت كاهش يافته است. اين درحالي است كه مديران دولت نهم همواره مدعي بوده‌اند كه تعامل خوبي با مجلس و نمايندگان برقرار كرده‌اند امـا ايـنـجـانـب ايـن تعامل ادعايي را حداقل در حوزه انـتـخـابـيه خودم نمي‌بينم. متأسفانه در نتيجه قدرت دادن بــي‌حــد و حـصــر بـه اسـتـانـداران، آنـان خـود را مـخـتـارالـعـنـان ديـده و دل‌بخواهي در استان‌ها رفتار مـــي‌كــنــنـــد‌.‌در اسـتــان ايــلام، اسـتــانــدار مـنــاصــب و پست‌هاي مديريتي را به راحتي و آشكارا در اختيار اقـوام،‌ بـسـتـگـان و نزديكان خود قرار داده و خود را نـيـازمـنـد بـه پـاسـخ‌گـويـي بـه هـيـچ مـرجـعـي از جـمله نمايندگان مردم نمي‌بيند. ايـن وضـعـيـت نـارضـايتي زيادي در ميان نخبگان استان ايلام پديده آورده است و آن‌ها از اين‌كه عده‌اي به شكل موروثي پست‌ها و مناصب اداري را در اختيار خـود گـرفـتـه‌انـد بـه شـدت نـاراضي مي‌باشند‌.‌نخبگان ايلامي مي‌گويند افراد شايسته‌تر و تواناتري نيز در اين استان وجود دارند كه يا مورد توجه قرار نمي‌گيرند و يا بـه شـكـلـي مـورد بـي‌مـهـري واقـع مي‌شوند. استاندار به عنوان مدير عالي استان داراي يك وظيفه كليدي تحت عـنــوان عــدالــت مــديـريـتـي اسـت يـعـنـي گـسـتـره عـزل و نصب‌ها بايد به‌گونه‌اي توزيع شده باشد كه شامل تمام افراد كارآمد اقوام مختلف استان باشد نه فقط به گروهي خاص و افرادي ويژه منحصر شود. كساني‌كه در استان داعـيـه حـمـايت از احمدي‌نژاد دارند و بر اسب قدرت سوارند و طرف مشاوره جناب استاندار هستند بويي از اصول مديريت و دلسوزي براي استان ايلام نبرده‌اند و جـز مـحـاسـبـه مـنـافـع شـخـصـي و بـانـدي، هـيـچ ملاك و معياري در انتخابات خود نمي‌شناسند و اين بزرگترين بي‌عدالتي و ظلم در حق مردم ايلام است‌‌.‌با نگاهي به تركيب نيروهاي موجود در استانداري ايلام، به‌خوبي مــشــخـــص مـــي‌شــود كــه اسـتــانــدار بــه چــه صــورت بــا پـسـت‌هـاي مـديـريـتـي برخورد كرده و چه افرادي را به مـنـاصـب مـديـريـتـي گـمـارده اسـت. مـتـأسـفـانـه بـا وجـود تـذكـرات مـتـعـدد ايـنـجـانب به مسؤولان وزارت كشور تاكنون اقدام عملي خاصي در مقابل بذل و بخشش‌هاي مديريتي استاندار ايلام صورت نگرفته است و به همين خاطر روز به روز بر دامنه نارضايتي‌ها افزوده مي‌شود تا جايي‌كه اكنون حاميان ديروز استاندار به مخالفان امروز تـبــديـل شـده‌انـد و از اوضـاع مـديـريـتـي اسـتـان گـلـه‌مـنـد هستند. پيامد منفي بذل و بخشش‌هاي مديريتي، كندي رونـد پـروژه‌هـاي عـمـرانـي و در بـرخـي مـوارد تـعـطـيلي نـسـبـي ايـن پـروژه‌هـا اسـت. بـنـابـرايـن درحـالي كه روند پـيـشـــرفـــت پـــروژه‌هــاي عـمــرانــي در نـتـيـجــه ضـعــف و سـهـل‌انـگـاري مـديـريـتي به كندي پيش مي‌رود مديران عـالـي اجـرايـي اسـتـان صـحـبـت از تـوسـعـه مـحيرالعقول اسـتـان مـي‌نـمـايند و بي‌محابا طرح‌هاي درحال اجراي متعلق به دولت‌هاي گذشته و دولت‌هاي قبلي را به نام خود ثبت مي‌كنند تا بدين ترتيب خود را افرادي موفق جلوه دهند‌‌.‌راجع به مصوبات سفرهاي رييس جمهور بـه ايـلام نـيـز مـديـران يـاد شـده مـدعي اجراي 96 درصد مـصـوبات هستند در صورتي‌كه اولاً‌ مصوبات سفر به ايلام از چندان اهميتي برخوردار نبوده است و ثانياً اين 96 درصد ادعايي نيز تابحال محقق نشده است و ادعاي مـسـؤولان اجـرايـي اسـتـان صـرفاً تبليغاتي و براي پنهان كردن ناكارآمدي خود است‌‌.‌

 

نويسنده: داريوش قنبري؛ نماينده مردم ايلا‌م در مجلس شوراي اسلا‌مي

 

به نقل از: معلمي از كوير سربداران

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:39 توسط یکی از چند صدای معلم |

آزادي بيان

دوباره باید از آزادی بیان نوشت، دوباره باید در برابر خفقانی که در جامعه در حال گسترش است ایستاد و دوباره باید از پاشنه آشیل استبداد، که آگاهی مردم است حرف بزنیم و بنویسیم و تا شاید بتوانیم زنده بمانیم.

ساختار اجتماعی و سیاسی ما حدود صد سال که خواستار تحول است و می خواهد از سنت به مدرنیته تغییر پیدا کند، از بیرون زیر فشار غرب و از درون زیر فشار سنت و سنت پرستان است و این در حالی است که اکثر مردم ما با اصول بنیادین مدرنیته آشنایی ندارند و برای تغییر وضع موجود و رفع ظلم و استقرار عدالت و حکومت قانون به دنبال یک قهرمان از جنس فریدون می گردند که از گوشه ای بیاید و با ظلم مبارزه کند، و عدالت را دو دستی تقدیم آن ها کند.

اما برای این که مردم از این توهم خارج شوند نیاز است که به آگاهی دست پیدا کنند، اما مستبدان چون می دانند که پاشنه ي آشیل آن ها آگاهی مردم است، سعی می کنند به هر نحوی که شده جلوی رسیدن اطلاعات و آگاهی را به مردم بگیرند و برای رسیدن به این مقصود چاره ای ندارند جز ساختن سدی بزرگ در برابر آزادی بیان و اندیشه.

دولت مطلق گرای نهم سایت گوگل را برای ساعتی فیلتر کرد اما بر اثر فشار افکار عمومی مجبور به رفع توقیف این سایت شد، اما چرا اصولگرایان از موتور جستجو گری همچون گوگل می ترسند؟

به نظر می رسد که گوگل، چه خواسته و چه نا خواسته نقش بسیار مهمی را در رساندن اطلاعات در جهان امروز بازی می کند، و از طرف دیگر وقتی اطلاعات از هر نوعی به افراد برسد، آن فرد ناگزیر به فکر کردن در مورد عقایدی است که بصورت سنتی به مغز او تزریق شده.

یکی از ارکان انسانیت انسان اندیشه آزاد است، که دائماً خود را مورد پرسش قرار می دهد، یعنی دائماً آن چه را که دارد، می خواهد کنار بگذارد و به جستجوی آگاهی جدید باشد، چرا که اگر این کار را نکند متوقف می شود و در همان جا محبوس خود می شود. هویت انديشه، اندیشیدن است و اندیشیدن یک جریان دائم است.

اندیشه تا زمانی برای ما معنی دارد که آگاهی وجود داشته باشد و به محض این که آگاهی از بین برود، اندیشه هم می میرد و این مقصودی است که دولت نهم به دنبال رسیدن با آن است، یعنی مردم هر چقدر جاهل تر باشند، حکومت کردن بر آن ها ساده تر، آسانتر و بی دردسر تر است.

اگر آزادی بیان در جامعه ای از بین برود، دیو استبداد چهره ي واقعی خود را با تمام وجود نشان می دهد، همان طور که استالین چهره ي خود را نشان داد. اگر آزادی بیان در جامعه ي ما وجود داشت صد سال بعد از انقلاب مشروطه، فعالین سیاسی این کشور نگران سلامت انتخابات نبودند، اگر آزادی بیان بصورت واقعی وجود داشت هادی قابل بصورت غیر قانونی بازداشت نمی شد، دانشجویان امیر کبیر در زندان نبودند، روزنامه ها بدون هیچ دلیل قانونی توقیف نمی شدند، روشنفکران ما از ترس زندان زبان در حلقوم نگه نمی داشتند.

اگر از نظر فقهی هم بخواهیم این موضوع را مد نظر قرار دهیم می توانیم به آرای آیت ا... نائینی مراجعه کنیم، که ایشان جواز اطاعت از دولت و حکومت را در 2  شرط می دانند:

  1. حکومت؛ تابع قانون باشد.
  2. حکومت؛ تحت نظارت و مراقبت شهروندان و حکومت شوندگان باشد.

هر دو مورد نیاز به آزادی بیان دارند، چرا که رسانه های جمعی باید آگاهی لازم را به مردم بدهند، و تنها در صورتی می توانند این کار را بکنند که آزادی بیان وجود داشته باشد.

دلخواه مستبدان این است، که چاپلوسانی در کنار آن ها باشند و تملق آن ها را در هر حالی بگویند، و یا در مدح کرسی آن ها سخنرانی ها کنند و به مردم تلقین کنند که بهترین فرمانروا، از آنِ آن هاست.

 در حالی امام علی(ع) در برابرمخالفان  خود در جنگ صفین چنین فرمودند:

آن چنان که با مستبدان سخن گفته می شود با من حرف نزنید، و آن چه را از مقامات متجاوز خودداری و پنهان می کنید، از من پنهان ننمایید و با من به تملق و ظاهر سازی و رشوه دادن، صحبت نکنید، و گمان مبرید که اگر حقی گفته شود مرا بر آشوبد و یا اگر تعظیم و تقدیسم نمایید مرا بر من خوش بیایید. زیرا کسی که سخن حق و یا پیشنهاد دادگری و اصلاح بر او گران بیایید، عمل به آن ها بر او بسیار گران تر خواهد بود. پس از حقگویی یا مشورت به عدل، نسبت به من، خودداری مکنید، زیرا که من برتر از آن که خطا کنم نیستم و در کار خویش از آن ایمن نمی باشم.

 

جان نباشد جز خبر در آزمون

هر که را افزون خبر جانش فزون

 

اقتضای جان چو ای دل آگهی است

هر که آگه تر بود جانش قوی است

 

چون جهان و جان سراسر آگهی است

هر که بی جان است از دانش تهی است

 

ما ارید الا اصلاح

 

به نقل از: تاريكخانه

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:38 توسط یکی از چند صدای معلم |

آموزش‌وپرورش در سيطره دولت سايه!

وزيرآموزش‌وپرورش بركنار شد، وزيري كه اساسا نبايد وزير مي‌شد اما به دليل نوع نگاه رئيس‌جمهوري، به وزارت رسيد و سرانجام با خواست همان رئيس‌جمهور، مجبور شد مستعفي شود.

وقتي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري شد، براي انتخاب همكارانش در دولت، به سراغ كساني رفت كه سابقه مديريتي در دولت‌هاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني نداشته‌ باشند و اين يكي از شعارهاي دولت جديد بود كه قصد دارد خانه‌تكاني كند و نسل جديدي از مديران اجرايي را به صحنه بياورد. اين اقدام، از نيازهاي دروني انقلاب است و بايد انتقال بين‌نسلي قدرت در درون جبهه انقلاب را يك ضرورت دانست، اما در عين حال، احترام و اعتماد به نسل بزرگي از مديران استراتژيك و كلان‌نگري كه با روش تجربه و خطا و با هزينه ملت، در طي حدود سه دهه گذشته در كشور تربيت شدند و فارغ از گرايش‌هاي سياسي و تمايلات حزبي، به درد كشور مي‌خورند، ضرورت مهم ديگر است و اوج ضعف مديريت و كج‌سليقگي سياسي است اگر از گردونه مديريت كشور كنار گذاشته شوند و جاي آنان را كساني بگيرند كه صرفا ارتباط حزبي و گروهي يا ارتباط دوستي با برخي صاحبان قدرت دارند.

در آموزش ‌و پرورش پس از اقدام غيرقابل دفاع مرتضي حاجي در حذف معاونت پرورشي از ساختار وزارتخانه، نيازمند وزيري توانمند و داراي برنامه و باسابقه‌ بوديم كه دستگاه آموزش ‌وپرورش را از اساس متحول كند و با احياي درست و اصولي معاونت پرورشي، كار پرورشي و آموزشي را در هم بياميزد و شان و جايگاه اين وزارتخانه را در تربيت نيروي انساني آينده كشورارتقا بخشد. در عمل رئيس‌جمهوري به سراغ چنين افرادي نرفت و كساني مثل علي‌اصغر فاني ـ سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش در آغاز كار احمدي‌نژاد كه شايسته اين مسئوليت بودند - عملا از دستگاه آموزش‌وپرورش، كوچ كردند. در اين شرايط، فرشيدي به وزارت رسيد و هرچند يك بار در مجلس استيضاح هم شد اما در نهايت با خواست رئيس‌جمهوري از كار كناره گرفت.

درباره عملكرد فرشيدي در دوران وزارت و وضعيت آينده اين وزارتخانه، نكاتي چند وجود دارد كه از باب توجه به مهمترين و اصلي‌ترين موارد، برخي از آنها را متذكر مي‌شوم.

1ـ فرشيدي براي اداره اين وزارتخانه، دست پري نداشت و بدون يك برنامه كارآمد و موثر وارد ميدان شد. از نظر سابقه مديريتي هم در حد و قواره اين وزارتخانه پرمسئله نبود. طبعا براي رسيدن به پست وزارت، اصلي‌ترين عامل موثر براي او، گرايش سياسي به دولت و پذيرش برخي پيش‌شرطهاي رئيس‌جمهوري و دوستان وي از سوي فرشيدي بود كه افرادي چون فاني، حاضر به پذيرش آن شرايط نشده بودند. اصلي‌ترين اين پيش‌شرطها، تصفيه وسيع و گسترده نيروهاي متمايل به دولت‌هاي قبلي در وزارت آموزش‌وپرورش بود. اين كار نيز صورت گرفت و علاوه بر چهره‌هاي سياسي متمايل به خاتمي و هاشمي رفسنجاني، بسياري از نيروهاي مستقل و مديران نخبه و كارآمد نيز تنها به اين دليل كه در طيف دولت قرار نداشتند، كنار گذاشته شدند. تشخيص اين امر نيز بر عهده يك كانون سياسي هوادار دولت در درون وزارتخانه گذاشته شد كه دولت سايه محسوب مي‌شد و عملا وزير و معاونان وي، از اين كانون قدرت حساب مي‌بردند و نظراتشان را به اجرا در مي‌آوردند.

حاصل اين عملكرد كاملا سياسي در حيطه وزارت آموزش‌وپرورش، تغيير كامل مديران ستادي و مديران سازمانها و ادارات بود و تركش اين رفتارها، دامن كارشناسان و نيروهاي كارآمد مستقل را هم گرفت. البته اين گونه تغييرات را در دولت قبلي هم شاهد بوديم اما اين بار يك اتفاق ديگر هم افتاد و آن ممنوعيت بكارگيري اين نيروهاي تصفيه شده در حوزه‌هاي ديگر بود به گونه‌اي كه هيچ جايي جز تدريس در مدرسه براي آنان باقي نماند. البته مدتي بعد، موج دوم تغييرات هم آغاز شد و برخي از مديراني كه از سوي فرشيدي و دوستان وي به كار دعوت شده بودند، نيز مشمول غضب شدند و به دلايلي از جمله مطيع كامل نبودن، كنار گذاشته شدند. واقعيت اين است كه تقريبا تمام يكي دو سال گذشته به همين تغييرات مديريتي گذشت و تقريبا كار بايسته‌اي براي ايجاد تغييرات بنيادين در آموزش‌وپرورش صورت نگرفت.

2- احياي دوباره معاونت پرورشي و تربيت بدني، يكي از اقداماتي بود كه كاملا انتظار آن مي‌رفت. پيشنمازي معاون پرورشي و تربيت بدني شد و كارش را در شكل‌دهي به اين معاونت با يك سلسله مطالعات و مشورتهاي تخصصي آغاز كرد. نوع نگرش وي به كار تربيتي تاحدودي قابل توجه است، اما در دستگاهي كه مديريت آن را فرشيدي برعهده داشت، اين نگاه مستقل، چندان طرفداراني نيافت. يكي از موانع مهم براي عملياتي شدن اين نگاه، به نگرش حزبي و تنگ‌نظرانه همان كانون قدرت و دولت سايه مستقر در وزارت آموزش‌وپرورش مربوط است كه همچنان مانع بكارگيري عناصر توانمند مستقل در حيطه امور تربيتي مي‌شوند. كار تربيتي در آموزش‌وپرورش، نمي‌تواند بازگشت به دوران گذشته باشد و پس از تجربه دوران فترت، اينك بايد شكل و شمايل تازه‌اي پيدا كند و متناسب با نيازهاي نسل جديد، سامان يابد. اين امر بدون داشتن سعه‌صدر در درون آموزش‌وپرورش و بدون بكارگيري هزاران نيروي توانمندي كه از كار كنار گذاشته شده‌اند و جذب هزاران مربي تازه‌نفس و كارآشنا، ناشدني است. فرشيدي و ديگر كساني كه چون او مي‌انديشند و عمل مي‌كنند، هرگز گزينه مناسبي براي احياي منطقي و روزآمد امور تربيتي نبوده و نخواهند بود.

3ـ از مشكلات مهم فرشيدي در مديريت وزارت آموزش‌وپرورش، به رسميت نشناختن نهادهاي مستقل صنفي و سياسي فرهنگيان بود. در دوران مديريت مرتضي حاجي، وي يك فرد مطلع را مامور ارتباط با اين تشكلهاي صنفي فرهنگيان كرده بود و همين تعامل منطقي و مثبت، باعث شد كه يكي از بحرانهاي مهم را پشت سر بگذارد. متاسفانه از آغاز كار فرشيدي در وزارت آموزش‌وپرورش، وي هيچ اعتنايي به اين تشكلها نكرد ـ شايد به خاطر تبعيت از نگرش حاكم بر دولت ـ و در مقابل اعتراضها و تحصنهاي آنها، راه مقابله و نفي در پيش گرفت. نتيجه اين شد كه تقريبا همه تشكلهاي صنفي معترض، غيرقانوني و ممنوع‌الفعاليت شدند و با دستگيري و محاكمه و اخراج دهها تن از مسئولان اين تشكلها و معلمان معترض، يك آتش زير خاكستر فراهم شد كه معلوم نيست اگر دوباره شعله‌ور شود، به چه ميزان خسارت به همراه خواهد آورد. اين سخن به اين معنا نيست كه در تمام اين اعتراضات، حق با تشكلهاي صنفي است و هيچگونه تخلفي از سوي آنان صورت نگرفته است اما بي‌ترديد امنيتي كردن فضاي آموزش‌وپرورش و دستگيري و محاكمه و محكوم كردن بسياري از معلمان دلسوز و زحمتكش و ايجاد هراس در ميان آنان، بدترين اقدامي است كه مي‌تواند از يك دولت و مدير فرهنگي سر بزند. اين اقدامات غلط بايد از طريق به رسميت شناختن تشكلهاي صنفي و سياسي فرهنگيان و تعامل مناسب با آنان و نقض محكوميت‌هاي اداري و قضايي دستگيرشدگان فرهنگي، جبران شود و دولت از جمله با همكاري اين نهادهاي مدني خودجوش، به حل معضلات آموزش‌وپرورش اقدام كند كه شدني است.

4ـ براي اداره وزارت آموزش‌وپرورش، تنها بايد به درون اين وزارتخانه اميد بست و وزيري كه از بيرون اين مجموعه براي وزارت معرفي شود، موفق نخواهد شد. گفته مي‌شود معرفي علي ‌احمدي به عنوان سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش، با اين هدف صورت گرفته است كه وي بعدا به عنوان وزير به مجلس معرفي شود. بنده ضمن ارادت شخصي به ايشان، بر اين باورم كه علي‌احمدي به دليل نداشتن سابقه كار و مديريت در اين وزارتخانه، با مسائل اين حوزه، عميقا آشنا نيست و مجموعا موفق نخواهد شد. اگر دولت نمي‌تواند به سراغ نيروهاي توانمند و كارآمد مستقل برود و مثلا از دكتر علي‌اصغر فاني براي پذيرفتن اين مسئوليت دعوت كند، دستكم بايد كسي را به عنوان وزير، جايگزين فرشيدي كند كه با كار اين وزارتخانه از مدرسه تا ستاد وزارتخانه، آشنا باشد و طرح و برنامه داشته و در ميان مجموعه نيروهاي اين وزارتخانه، مقبول‌تر باشد.

5 ـ نمي‌توانم از ذكر يك نكته ديگر خودداري كنم. با روي كار آمدن فرشيدي و به هنگام تغيير مديران آموزش‌وپرورش، تقريبا در سراسر كشور شاهد برخي برخوردهاي غيراخلاقي بوده‌ايم. معمولا يكي دو ساعت يا يك روز مانده به تغيير يك مدير، به او اطلاع داده مي‌شد كه خود را براي يك جلسه معارفه و توديع آماده كند و مدير مربوطه نيز در اوج غافلگيري،‌ به اين ماجرا تن مي‌داد. ظاهرا خود فرشيدي هم مشمول همين روش شد و در حالي كه سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش از يك ماه و نيم قبل در جريان اين تغيير و تحول بود و خود را براي تحويل گرفتن وزارتخانه آماده مي‌كرد، اما خود فرشيدي در فاصله‌ زماني اندك ـ شايد چند ساعته و چند دقيقه‌اي ـ مجبور به استعفا و انجام خداحافظي شد.

نويسنده: علی شکوهی

به نقل از: معلمي از كوير سربداران

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:37 توسط یکی از چند صدای معلم |

استاد زرنگ تر از دانشجو

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آن ها به استاد گفتند: «ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.» استاد فكري كرد و پذيرفت كه آن ها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آن ها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آن ها خواست كه شروع كنند. آن ها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سؤال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 15 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سؤال اين بود: "كدام لاستيك پنچر شده بود؟"

به نقل از:از ما به مهرباني ياد كنيد

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:35 توسط یکی از چند صدای معلم |

سهامداران صندوق ذخيره ي فرهنگيان؛ به هوش باشيد!

 

 تعجب نكنيد، فقط لطفاً ابتدا مطلب را ذخيره كرده و زماني كه در اينترنت نيستيد، با فراغ بال مطالعه بفرماييد تا به اين ضرب المثل پي ببريد: "خرج كه از كيسه ي مهمان بود

حاتم طايي شدن آسان بود

سرمايه چند صد ميلياردي، بي‌ثباتي در مديريت، مديران غير متخصص، فقدان نظارت اعضاء و نبود ضوابط و مقررات شفاف براي انجام معاملا‌ت، صندوق ذخيره ي فرهنگيان را به هدفي آسان براي كار‌چاق‌كن‌ها، دلا‌لا‌ن حرفه‌اي و رانت‌خواران و زمين‌خواران تبديل كرده است؛ رانت‌خواراني كه كارشان در اداره يا ارگاني به بن‌بست خورده يا در جست‌وجوي نقدينگي بي‌در و پيكرند با استفاده از واسطه‌هاي موجه روانه ي خيابان نفت جنوبي مي‌شوند تا گره از كار فروبسته خود بگشايند. صندوق ذخيره فرهنگيان قرارداد احداث يك‌هزار واحد مسكوني در محله ي سروستان (سي8) از برزن 3 شهر جديد پولا‌دشهر اصفهان را اعلا‌م و از فرهنگيان دعوت كرده كه در اين پروژه ثبت‌نام كنند. شرايط ثبت‌نام جذاب است: متري 295000 تومان البته علي‌الحساب! در اطلا‌عيه‌اي كه تحت عنوان فراخوان ويژه فرهنگيان منتشر شده، اين پروژه؛ در راستاي تحقق اهداف دولت خدمتگزار و عدالت‌خواه و اجرايي نمودن تفاهمنامه‌هاي وزراي آموزش و پرورش و مسكن و شهرسازي، معرفي شده است. جالب اين كه در تبليغات پروژه هيچ اشاره‌اي به نام و سرمايه صندوق ذخيره ي فرهنگيان نشده  و تلا‌ش بر اين است كه آن را به دروغ يك پروژه ي رفاهي دولتي معرفي كنند. در اين اطلا‌عيه يك كتمان حقيقت وجود دارد و يك دروغ آشكار؛ به راستي دليل اين عدم شفافيت چيست؟ در صندوق ذخيره ي فرهنگيان چه مي‌گذرد؟ چرا نمايندگان مجلس كه در دولت قبلي مسائل صندوق را با جديت دنبال مي‌كردند حالا‌ سكوت كرده‌اند؟ آن چه كه در خصوص پروژه ي پولا‌دشهر اعلا‌م شده تنها بخشي كوچك و آرايش‌شده از واقعيتي است كه با دقت از چشم سهامداران صندوق پنهان نگه داشته مي‌شود.

به كام واسطه‌ها: داستان از اين قرار است كه شركت ساختماني(ر) به نمايندگي آقاي م. كه در اين نوشتار آن را تنها شركت واسطه مي‌ناميم در سال 83 با شركت عمران شهر جديد پولا‌دشهر (وزارت مسكن) قرارداد مشاركتي منعقد كرد. به موجب آن، قطعه زميني به مساحت 18 هكتار در شهر جديد پولا‌دشهر به شريك واگذار شد تا در آن 1284 واحد مسكوني به متراژ 141000متر مربع احداث كند. در اين قرارداد، آورده شركت عمران پولا‌دشهر زمين دولتي به متراژ ذكر شده و آورده شريك 14 ميليارد و800 ميليون تومان پيش‌بيني شده بود. مطابق مدل اين‌گونه قراردادها شريك اين مبلغ كه همان بهاي زمين است را پرداخت نكرد و به جاي آن قرار شد كه پس از تكميل پروژه، 16% از واحدهاي ساخته شده به وزارت مسكن(شركت عمران پولا‌دشهر) واگذار شده و 84% واحدها طبق ضوابط وزارت مسكن به افراد بدون مسكن فروخته شود. به اين ترتيب اين شركت 18 هكتار زمين را بدون پرداخت يك ريال در اختيار گرفت. هدف از ارائه ي اين‌گونه تسهيلا‌ت، توليد مسكن ارزان‌قيمت براي مردم بود. در اين قرارداد شريك موظف به اجراي 100% قرارداد طبق زمان‌بندي مشخص 48 ماهه بود. تأخير و توقف غيرمجاز نبايد از يك چهارم اين زمان (يك سال) تجاوز مي‌كرد و در صورت تخلف شريك، وزارت مسكن بايد از شريك خلع يد كرده و رأساً اجراي پروژه را عهده‌دار شده و يا شريك ديگري انتخاب مي‌كرد. شركت واسط پس از تأخيري 3 ساله و تخلف آشكار از مفاد قرارداد، از طريق رابط‌هاي موجه سراغ صندوق ذخيره فرهنگيان آمد و قراردادي را كه قانوناً لغو شده به شركت تأمين مسكن فرهنگيان كه از شركت‌هاي زيرمجموعه ي صندوق است واگذار نمود و در واقع چند برگ كاغذ باطله را به بهاي گزافي فروخت. به دليل اينكه شركت حق واگذاري پروژه را ندارد، به طور صوري در قالب پيش فروش هزار واحد مسكوني توافق گرديده است. دقت در بند‌هاي قرارداد به روشني مويد فروش امتياز است و نه پيش‌خريد مسكن. قرار است شركت تأمين مسكن صندوق، خود، مديريت پروژه را به عهده گرفته و اجراي آن را به پيمانكاران دست دوم از جمله همان شركت واسطه محول كند. نكته ي جالب اين كه مبلغ 14ميليارد تومان آورده شريك در قرارداد سال 83، توسط شركت واسط به بيش از 42 ميليارد تومان به صندوق فروخته شده و به گفته ي افراد مطلع؛ شركت واسطه بدون اين كه يك ريال پرداخت كند و يا كلنگي به زمين بزند با محاسبه و كسر تورم، از قبل اين قرارداد به رانتي در حدود 10 ميليارد تومان دست يافته است. ممكن است صندوق چنين فرضيه‌اي را رد و ادعا كند كه شركت واسط در پي سود نبوده و به خاطر كمك به فرهنگيان عزيز فداكاري كرده است. اما اين سوال بدون پاسخ مي‌ماند كه چرا صندوق به جاي خريد از واسطه مستقيماً از سازمان مسكن و شركت عمران خريد نكرده و معامله با واسطه چه مزيتي داشته است؟ در محافل خصوصي‌تر، در توجيه اين عمل، ادعا شده كه اين مبلغ را در امور خيري مانند انتخابات هزينه‌خواهند كرد.

تفاهمنامه‌اي كه از ياد رفت: در اطلا‌عيه، اين پروژه؛ اقدامي در جهت اجرايي نمودن تفاهمنامه‌هاي وزيران آموزش و پرورش و مسكن و شهر‌سازي قلمداد شده است. در حالي كه آن چه مديران صندوق طبق قرارداد انجام داده‌اند پيش خريد 1000 واحد آپارتمان و در واقع خريد يك امتياز سوخته از يك شركت واسطه سهامي خاص است و ربطي به توافقنامه ي دو وزير در خصوص مسكن ندارد. دليل اين دوگانگي در حرف و عمل چيست؟ آيا قصد اين بوده كه كيفيت معامله از چشم اعضاي صندوق پنهان بماند؟ آيا هيات امنا در جريان انجام چنين معاملا‌تي قرار گرفته‌اند؟ آنها كه نقش مجمع عمومي را دارند چگونه به انعقاد اينگونه قراردادها رضايت داده‌اند؟ اگر هدف خانه‌دار كردن معلمان است چرا مسوولا‌ن صندوق يا رفاه و تعاون مستقيماً به وزارت مسكن نرفته و قرارداد دست اول طبق تفاهمنامه في‌مابين وزرا نبسته‌اند؟حضور شركت واسطه در اينجا چه توجيهي دارد جز اين كه در اين ميان حداقل 10 ميليارد تومان از پول ذخيره ي فرهنگيان به جيب واسطه رفته است؟وزارت مسكن بايد بر اساس مواد قرارداد، به دليل تاخير شريك در شروع پروژه در سال 84 از شركت واسطه خلع يد مي‌كرد. دليل مسامحه چه بوده است، درحالي كه واگذاري پروژه به غير از سوي شريك طبق قرارداد ممنوع است به چه دليل شركت عمران پولا‌دشهر و وزارت مسكن چشم خود را در مقابل تخلف يك شركت واسطه بسته‌اند و در مقابل رانت‌خواري آشكارا سكوت كرده‌اند؟ عادلا‌نه اين بود كه از آن شركت واسطه به دليل تخلف از قرارداد، خلع يد مي‌كرد و قرارداد با همان شرايط به صندوق ذخيره معلمان واگذار مي‌شد. مديرعامل شركت عمران پولا‌دشهر تازه سر فرهنگيان منت گذاشته و طي نامه‌اي دليل موافقت خود را با اين معامله صوري كه در واقع فروش امتياز است، مساعدت به جامعه فرهنگيان در امر خانه‌دار شدن اعلا‌م كرده است. آيا واقعاً راه بهتري براي مساعدت وجود نداشت و بهتر نبود بدون واسطه به جامعه فرهنگيان زمين واگذار مي‌كردند؟ مديران صندوق با چه توجيهي به اين رانت‌خواري رضا داده‌اند؟ آيا اين بخشش از سرمايه و اندوخته معلمان توجيه قانوني و اخلا‌قي دارد؟

صندوقي بدون آيين‌نامه معاملا‌ت: صندوق ذخيره آيين‌نامه ي معاملا‌ت ندارد. رعايت تشريفات معاملا‌ت مانند مناقصه در خريد و مزايده در فروش براي صندوق الزامي نيست. سقف ريالي معاملا‌تي كه توسط تصميم‌هاي عادي هيات‌مديره انجام مي‌شود معين نشده است. ظاهراً در اين موارد دست مديران كاملاً‌ باز است و معاملا‌ت چندين ميلياردي صرفاً با تشكيل جلسات محدود و بررسي‌هاي سطحي و تصميم‌هاي فردي و دخالت افراد غيرذيربط و با نفوذ صورت مي‌گيرد و همين امر افراد فرصت‌طلب را به طمع مي‌اندازد كه پشت تابلوي صندوق و به نام معلمان منافع خود را تامين كنند، به اين ترتيب زمينه ي مناسبي براي بروز فساد در اطراف صندوق شكل مي‌گيرد. نمونه ي انجام چنين معاملا‌تي در گذشته مشاركت صندوق در خريد زمين مساله‌دار برج‌هاي دوقلوي خيابان ايران‌زمين شهرك غرب، و پروژه پولا‌دشهر و زمين پرمساله شمال زندان قصر تحت عنوان پروژه تجاري خيابان معلم است كه داستان آن هيجان‌انگيزتر از قضيه پولا‌دشهر است. ‌

غريبه‌هاي آشنا: اعضاي صندوق نه‌تنها هيچ نقشي در تصميم‌گيري‌ها ندارند بلكه اصلا‌ً از كم و كيف معاملا‌ت 40 تا 200 ميلياردي‌ كه اين روزها انجام مي‌گيرد اطلا‌عي ندارند و مديران صندوق مثل پروژه ي پولا‌دشهر حتي اطلا‌عات اوليه را هم از معلمان دريغ مي‌دارند. به عنوان نمونه در اطلا‌عيه پروژه پولا‌دشهر نامي از طرفين معامله و چگونگي انجام آن نيامده و كارها با چراغ خاموش و اطلا‌عات بعضاً غلط پيش مي‌رود. هيات امناي صندوق متشكل از وزير و برخي معاونان وزارت و چند اقتصاددان كه نقش مجمع عمومي را ايفا مي‌كنند معمولاً‌ به دليل مشغله ي كاري و روش‌هاي مديريتي غيرسيستماتيك جايگاهي تشريفاتي در تصميم‌گيري‌ها دارند. زيان‌هاي چندميلياردي صندوق در چنين معاملا‌تي هم به دليل تورم در بخش مسكن بعد از مدت كوتاهي خنثي مي‌شود و مديران مي‌توانند حتي به اين معاملا‌ت افتخار كنند. در چنين فضايي معاملا‌ت چند 10 ميلياردي با چند گفت‌وگوي تلفني و دخالت واسطه‌هايي كه هميشه حضور دارند بدون دغدغه امضاء مي‌شوند. نقدينگي صندوق و روش‌هاي انجام معاملا‌ت بوي كبابي است كه اشتهاي خيلي‌ها را تحريك مي‌كند و معلمان غريبه‌هاي آشنايي هستند كه نامشان فقط به درد تبليغات مي‌خورد. ‌

به نقل از: روزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:34 توسط یکی از چند صدای معلم |

خسته ي كوير(شعر)

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط ناگذیر
آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر

 

قیصر امین پور
خرداد 69

منبع :دفتر آیینه های ناگهان

به نقل از: پايگاه اطلاع رساني دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:32 توسط یکی از چند صدای معلم |

معلمان به خاطر طرح خواسته‌هاي صنفي مجازات مي‌شوند!

  

شماري از معلماني که از سال گذشته در تلاش براي احقاق حقوق صنفي خود بوده‌اند به شيوه‌هاي گوناگون مجازات مي‌شوند. اخيراَ، ۹ نفر از اعضاي کانون معلمان همدان که در اعتراض‌هاي صنفي معلمان شرکت داشتند محکوم به تحمل ۹۱ روز حبس شده‌اند.

معلمان ايران از جمله اقشاري هستند که با داشتن تشکل خود توانسته‌اند در يک سال اخير خواستهاي صنفي‌شان را در سطح جامعه مطرح کنند. اما طرح اين خواستها با پذيرش دولت ايران روبرو نشده، برعکس به معلمان فعال اتهامهايي چون تشويش اذهان عمومي زده شده است. ۹ نفر از اعضاي کانون معلمان همدان نيز که در اعتراض‌هاي صنفي معلمان شرکت داشتند محکوم به تحمل ۹۱ روز حبس شده‌اند.

 در فروردين ماه سال ۱۳۸۶ ماموران امنيتي ۹ تن از معلمان شهر همدان را بخاطر شرکت در حرکتهاي اعتراضي صنفي در اين شهر دستگير کرده و روانه زندان کردند. آقايان يوسف زارعي، مجيد فروزانفر، جلال نادري، يوسف رفاهيت، هادي غلامي، نادر قديمي، علي نجفي، محمود جليليان و علي صادقي ۹ معلمي بودند که براي ۹ روز در سلول انفرادي نگاه داشته شدند.

 به گزارش کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر شعبه ۱۰۶ دادگاه جزايي همدان اين ۹ معلم همداني را محکوم به ۹۱ روز حبس کرده است. اين حکم در روز پنجشنبه ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۶ به متهمان ابلاغ شد. در اين حکم اتهام معلمان را ؛ تشويش اذهان عمومي از طريق تشويق ساير معلمان به اعتصاب غيرقانوني، تعطيلي مدارس، تجمع و تحصن غيرقانوني و نشر اطلاعيه با توجه به گزارش اداره اطلاعات” عنوان کرده‌اند.

 خواست‌هاي مشترک معلمان: معلمان در ايران خواستهاي مشترکي را در حرکاتي اعتراضي از بهمن ماه سال ۱۳۸۵ تا کنون مطرح کرده‌اند. در کانون خواست آنها بهبود وضعيت معيشتي‌شان است. بر کسي پوشيده نيست که حقوق معلمان در ايران با توجه به ميزان تحصيلاتي که به طور معمول دارند، در سطح کارشناسي يا کارشناسي ارشد، و نيز وظيفه مهم تعليم و تربيتي‌شان، نسبت به ديگر شاغلان کم است.

زماني که دولت ايران از مجلس شوراي اسلامي خواستار استرداد لايحه‌اي شد به نام “لايحه مديريت خدمات کشوري” معلمان در سراسر ايران، از جمله در همدان و نيز در تهران دست به تظاهرات زدند. قرار بود که با اين لايحه هماهنگي‌اي در سطح درآمدها بوجود آيد و در نتيجه ميزان درآمد معلمان افزايش يابد، چيزي که در بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان امري است بديهي. طبق نموداري که سايت اينترنتي متعلق به معلمان آلمان jaik منتشر کرده است، در کشوري مثل آلمان درآمد يک معلم به اندازه درآمد يک مهندس عمران در بخش عمومي است.

معلمان به عنوان يکي ازآگاهترين اقشار جامعه تشکلهاي صنفي خود را دارند. البته به گفته محمد داوري، عضو شوراي مرکزي سازمان معلمان ايران، همه معلمان طبيعتا عضو اين تشکلها نيستند، تشکلهايي چون کانون صنفي معلمان و سازمان معلمان. اما “دراين موضوع، حداقل در بحث معيشتي قضايا و مشکلات حرفه‌اي و صنفي معلمان، اکثر معلمان هماهنگ‌اند، حتي اگر در تشکيلات صنفي-مدني معلمان عضو هم نباشند، در اين موضوع همگام و همراهند.”

سياسي‌شدن مسائل صنفي: اگر چه معلمان درصدد بودند که تنها خواستي صنفي را بيان کنند، اما حرکت صنفي آنها تبديل به حرکتي سياسي شد. محمد داوري درباره علت سياسي شدن حرکت معلمان توضيح مي‌دهد: “آنچه که مد نظر دوستانمان بود، فقط مسائل صنفي و معيشتي و به طور خاص اجراي لايحه مديريت کشوري و نظام پرداخت هماهنگ حقوق بود، با اين تصور که تبعيض موجود نظام حقوقي کشور رفع شود. ولي در اعتراضات، مي‌دانيد که نمي‌شود حرکتي در ايران شکل بگيرد ولي با مسائل سياسي مرتبط نباشد. زيرا دولت کاملا احاطه دارد و به مسائل مختلف مردم حتي در کوچکترين مسائل ابراز نظر مي‌کند، قانون تصويب مي‌کند و آيين‌نامه و ضوابط خاصي مي‌گذارد. پس هر کس در اين جامعه بخواهد اعتراضي بکند، مخاطبش دولت است. خواه ناخواه وقتي مخاطب دولت مي‌شود، مسئله سياسي مي‌گردد. چون ما به دولت اعتراض مي‌کنيم، به رييس جمهور اعتراض مي‌کنيم. به وزرا و به مجلس اعتراض مي‌کنيم.”

 معلمان ريشه مشکلات خود را در نظام مديريتي حاکم در دولت نهم و بخصوص در سيستم آموزش و پرورش مي‌ديدند و از جمله به محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش، انتقاد داشتند که هم اکنون از مقام خود استعفا داده است. به گفته محمد داوري، که خود کارشناس ارشد مديريت آموزشي و مسئول کميته رساني سازمان معلمان است، مقامات دولت ايران اعتراض‌هاي معلمان و بيان خواستهاي صنفي آنان را به گونه‌اي منفي و در چارچوب ديدگاههاي خود تعبير کرده‌اند.

 محمد داوري مي‌گويد: “مديريت اقاي فرشيدي يک مديريت سنتي و يک مديريت مي‌شود گفت ايدئولوژيک است. اعتراض کردن در فضاي مديريت ايدئولوژيک آقاي فرشيدي هزينه‌هايي را ايجاب مي‌کرد، چون معترضين را متهم مي‌کردند به مخالفت با ايدئولوژي و موازين سنتي. تا حدي که يکي از معاونين آقاي فرشيدي گفته بود اينهايي که اعتراض کردند، معلم نبودند، اراذل و اوباش بودند.”

 تنبيه معلمان به خاطر درخواست حق خويش: نزديک به ۳۰ هزار معلم معترض را که در برابر مجلس شوراي اسلامي گرد آمده بودند اراذل و اوباش خوانده‌اند؛ يعني مفاهيمي را به گروهي از فرهيختگان کشور اطلاق کرده‌اند که وظيفه تربيت کودکان و نوجوانان ايران را بر عهده‌ دارند. اين مفاهيم در طرح برقراري امنيت اجتماعي نيروهاي انتظامي استفاده مي‌شود و اعمال خشونت عليه گروههايي را که قرار است مهار شوند توجيه مي‌کند.

معلمان به غلبه مديريت ايدئولوژيک و سنتي در سطوح پايين‌تر سيستم آموزش و پرورش ايران نيز اعتراض داشته‌اند.

شماري از معلماني که از سال گذشته در حرکتهاي اعتراضي شرکت داشته‌اند، از دو طريق زير فشار قرار گرفتند. يکي از راه سيستم تخلف اداري خود آموزش و پرورش: برخي معلمان براي مدتي معلق از کار شدند و شماري از آنان هم حکم قطعي اداري دريافت کردند، اخراج شدند. همچنين از طريق قضايي، با دستگيري و احضار و محاکمه.

به گفته محمد داوري نزديک به ۵۰۰ پرونده عليه معلمان تشکيل شده بود.

شديدترين حکمي که تاکنون عليه يکي از معلمان معترض صادر شده، حکم سه سال زندان تعزيري براي عليرضا هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان بوده است. اتهامهايي چون تشويش اذهان عمومي‌ و اقدام عليه امنيت ملي و تمرد از فرمان پليس اتهام مشترک اکثر فعالان صنفي معلمان بوده است.

هنوز هم گروهي از معلمان در انتظار برگزاري دادگاه يا دادگاه تجديد نظر خود هستند. حکم محکوميت ۹ معلم در همدان حلقه‌اي از زنجيره فشار و پيگرد معلمان معترض است.

به نقل از خبرنامه امير كبير

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:30 توسط یکی از چند صدای معلم |

می آيی و من می روم(شعر)


می آيی و من می روم، ای مرد ديگر
چون تيرگی از بيخ گوش صبحگاهي


مي آيی و من می روم، زيباست، زيباست
باران نرمی بر غبار کوره راهي
***
دشت بلاخيز غريب تفته ای بود
هر تپه ای چون تاولی چرکين ‌‌‌‌(در آن) دشت


ما سوختيم و خيمه برکنديم و رفتيم
اينک تو مي آيی برای سير و گلکشت
***
حلاج ها بر دار رقصيدند و رفتند
شيطان خدايی کرد در اين خاک سوزان


اين قصر عاج افتخار آميز تاريخ
بر پا بود از استخوان تيره روزان
***
می آيی و من می روم، بدرود، بدرود
چيزی نيآورديم و چيزی هم نبرديم


بيهوده ماندن تلخ دردی بود، اما...
... اما چه درد انگيز! ما بيهوده مرديم!

 

نصرت رحمانی

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:25 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارش تحليلي شوراي هماهنگي تشكل هاي معلمان سراسركشور

 

به نام خداوند جان وخرد

گزارش تحليلي شوراي هماهنگي تشكل هاي معلمان سراسركشور

دولتمردان، نمايندگان، فرهنگيان

نشست چند باره تشكل هاي صنفي سراسر كشور با دولت مردان و نمايندگان  مجلس  شوراي اسلامي  بار ديگر بي توجهي دولتمردان، نمايندگان و مسئولان كشور را نسبت به وضعيت حقوقي، معيشتي، امنيتي، فرهنگي و ارزشي معلمان به اثبات رساند.

مشكلاتي مانند اجراي قانون مديريت خدمات كشوري و نوشتن آيين نامهي اجرايي آن، رفع  كسري بودجه سال 87 آموزش و پرورش، رفع توقيف قلم معلم، به رسميت شناختن تشكل هاي صنفي سراسر كشور و شوراي هماهنگي معلمان ايران، توجه به حق مسكن همه فرهنگيان، بيمه كارآمد، كمك هزينههاي نقدي و غير نقدي، توجه به معيشت فرهنگيان تا بالاي خط فقر، توسعه فكري و آزاديهاي فردي و گروهي، رعايت حقوق شهروندي و اجراي قوانين مصوب در مجلس شوراي اسلامي، شوراي عالي آموزش و پرورش و سازمانهاي جهاني حقوق بشر، اتحاديه جهاني معلمان و توجه به رفع مشكلات حقوقي و قضايي هزاران معلم در سراسر كشور كه هر روز به بهانههاي مختلف احضار مي شوند و احكام متفاوتي براي آنان صادر مي گردد، پرداختن به مسائل زيربنايي و علمي، تغييرات بنيادي و توسعه همه جانبه آموزش و پرورش، تحول در انديشههاي فكري و فلسفي مسئولان و مديران ارشد، پاكسازي ستادهاي اجرايي واتاقهاي تصميم گيري از مردان متحجر، فرصت طلب، ساده انديش، رياكار،  متملق، قدرت طلب و مصلحت انديش  و استاندارد سازي همه جانبه آموزش و پرورش در زمينه  فضاهاي آموزشي، تربيتي، آزمايشگاهي، كارگاهي از جمله مسائلي است كه كانونهاي صنفي و تشكلهاي معلمان سراسر كشور نگران آن هستند.

عدم حضور كافي نمايندگان مجلس در جلسه روز سه شنبه6/آذرماه/86 تشكلهاي صنفي معلمان سراسر كشور با وجود دعوت رسمي آنان  نشان از فشارهاي زيادي است كه از طرف نيروهاي خاص بر آنان وارد شده و استقلال مجلس و نمايندگان را به خطر انداخته است.

ما نمايندگان معلمان سراسر كشور از اعتبار افتادن مجلس هفتم و ترس حاكم  بر فضاي  مجلس را نشانه  باور نداشتن دولت مردان و برخي نيروهاي خاص  به سخنان امام خميني (ره) مي دانيم كه فرمودند: "مجلس در راس امور است. "  و " مجلس عصاره ملت است."

نمايندگان تشكلهاي صنفي  معلمان سراسر كشور براي چندمين بار  باور كردند كه فضاي حاكم بر مجلس فضايي نيست كه نمايندگان بتوانند استقلال خود را حفظ كنند و از مصونيت سياسي خود براي دفاع از حقوق مردم و اقشار مختلف از جمله معلمان كشور استفاده نمايند. نمايندگاني كه قدرت شركت در جلسهاي با نمايندگان معلمان انقلابي و تشكلهاي صنفي را نداشته باشند چگونه ميتوانند از ارزشها و آرمانهاي انقلابي ملت ايران دفاع نمايند؟

اگرچه معلمان به اين باور رسيدهاند كه بعضي از نمايندگان وكيل‌الدوله شدهاند و به قسمي كه در مجلس براي دفاع از وزيري كه  مدافعان او نيز باورش نداشتند و مجبوربه استعفايش  نمودند، اعتباري قايل نشدند.

خبر استعفاي وزير آموزش و پرورش كه كانونهاي صنفي در همه بيانيههاي خود خواستار آن بودند نشانهی  شناخت درست معلمان از وضعيت آموزش و پرورش و نيروهاي حاكم بر آن است، كه معلمان قدرت واقعي و حقيقي خود را شناختهاند و با تفكر ات صنفي و سازماني از حقوق خود دفاع خواهند كرد و پيگير مطالبات صنفي، سياسي و فردي  خود خواهند بود.

ما به سرپرست جديد آموزش و پرورش توصيه مي كنيم كه از تكرار اشتباهات وزراي دولتهاي گذشته پرهيز كند و با شيوهي  خاص و مشخص به سازماندهي وضعيت موجود و حركت به سمت آموزش پرورش استاندارد، علمي، توسعه يافته، مدرن، با فلسفهاي هماهنگ از تاريخ ايران و هويت ملي و تلفيق آن با فرهنگ اسلام و جهان ،  كشتي طوفان زده آموزش و پرورش ايران را رهبري كند، و از تقليد كوركورانه اطاعت متحجرانه، مصلحت انديشي سازشكارانه، سياست بازيهاي گروه گرايانه و شعارهاي خود خواهانه پرهيز نمايد و با نگاهي ملي به همه نيروهاي متخصص بدون گرايشهاي سياسي خاص كه بنيان آموزش و پرورش ايران را به خطر انداخته است، با مديريت كلان و رعايت شايسته سالاري، تخصص گرايي، تجربه مداري و ايمان باوري عمل نمايد و از سرمايه بزرگ فكري يك ميليون و صد هزار فرهنگي و معلم  آگاه و فرهيخته جهت شكوفايي ايران عزيز، اعتلاي اسلام و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامي - ايراني  بهره گيرد  و تشكيل بانك فرهنگيان، خبرگزاري مستقل آموزش و پرورش، مجلس معلمان ايران و تعاوني شدن صندوق ذخيره فرهنگيان را در دستور كار خود قرار داده و از يك جانبه گرايي به سمت نيروهاي خاص كاملا پرهيز نمايد.

پيشنهاد ميشود آقاي عليرضا علي احمدي،  ورود به حيطه خدمت به 15 ميليون دانشآموز و ميليونها خانواده ايراني را به بازي نگيرد و اگر  توان  اين كار بزرگ و خطير را ندارد از پذيرفتن سرپرستي و اداره اين وزرات خانهي ميليوني پرهيز نمايد.

شوراي هماهنگي  تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور  و كانونهاي صنفي معلمان ايران با توجه  به واقعيتهاي موجود  و شناخت كافي از مشكلات فراروي آموزش و پرورش  ايران پيشنهاد مي كند  دولت و مسئولان آموزش و پرورش  بايد  به خواستههاي عمومي معلمان كشور توجه  كنند و موارد زير را در دستور كار خود قرار دهند.

 1- بودجه آموزش و پرورش در سال 87 با كارشناسي كامل و همه جانبه و بدون كسري  بسته شود ( حداقل 12هزار ميليارد تومان ) تا مديران آموزش و پرورش بتوانند  بدون دغدغه مالي به آموزش و پرورش و بر نامهريزيهاي كلان فرهنگي و زيربنايي اقدام نمايند.

2- با ايجاد معاونت  يا مشاورت  كانون هاي صنفي معلمان در وزارت خانه و سازمان هاي آموزش و پرورش سراسر كشور از نظرات معلمان و نهادهاي مدني براي اصلاح و توسعه آموزش و پرورش استفاده نمايند .

3- از سياسي كاري و يك جانبه گرايي در همه زمينه ها بخصوص انتصاب مديران پرهيز نمايند  و بدون ملاحظه كردن مسائل سياسي و جناحي خاص به حل مشكلات آموزش و پرورش بپردازند .

4- با ايجاد فضاي باز و پذيرش نقد و ارائه پيشنهادات معلمان سراسر كشور به بازسازي، اصلاح، توسعه و تغييرات اساسي و ساختاري آموزش و پرورش كمك نمايند.

5- از سركوب كردن نيروهاي وفادار، تاثير گذار، آگاه و متخصص، انقلابي و شجاع و مومن به آرمانهاي انقلاب و كشور كاملا پرهيز نمايند و شرايط لغو احكام غير قانوني صادر شده از طرف وزارت آموزش و پرورش و دادگاههاي تخلفات اداري معلمان فعال و اعضاي كانونهاي كانون صنفي سراسر كشور و شوراي هماهنگي را فراهم كنند تا معلمان با خوش بيني و اعتماد به مسئولان و مديران ارشد بتوانند آموزش و پرورش ايران را به شكوفايي لازم برسانند.

6- همان گونه كه آقاي رئيس جمهور در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت اعلام كردند از بودجه اي كه در اختيار دارند به تجهيز همه مدارس كشور بخصوص تجهيز آزمايشگاهها ، كارگاهها ، كتابخانه ها و رايانه اي كردن مدارس بپردازند  تا با مدرن شدن  مدارس و آماده شدن شرايط لازم آموزش و پرورش جايگاه واقعي خود را بدست آورد .

7- از ورود و تزريق نيروهاي خاص تحت هر عنواني در مدارس پرهيز شود تا معلمان دركمال آرامش و اطمينان به فراهم آوردن شرايط معنوي و روحي تلاشهاي علمي خود را مضاعف و مدارس ايران را به مدرسه زندگي، شادابي، علم جويي، خود باوري، اخلاقگرايي و دين باوري تبديل نمايند.

8- به قوانين مصوب مجلس  شوراي اسلامي، شوراي عالي آموزش و پرورش هئيت دولت و سازمانهاي جهاني احترام گذاشته و در عمل كردن به قوانين هيچ ملاحظهاي را در نظر نگيرند و بر اجرايي شدن قوانين پافشاري كنند كه از آن جمله به اجرا كردن دقيق لايحه مديريت و خدمات كشوري و نوشتن آيين نامه اجرايي و سرعت  بخشيدن به اجراي آن اقدام نماييد.

9- شرايط حساس  معلمان را درك و دو ماه  پاداش، 176 ساعت ضمن خدمت،  حق مناطق محروم، حق التدريسهاي مصوب، حق مسكن و رساندن حقوق بازنشستگان به بالاتر از خط فقر و ... مطالبات فرهنگيان را با درآمد فوقالعاده نفت پرداخت كنيد تا بوي نفت بر سفرههاي معلمان كشور خودي نشان دهد  و اميدي به آينده ايجاد كند.

10- از رياست جمهور محترم و سرپرست آموزش و پرورش مي خواهيم كه طبق قوانين مصوب و دفاع قضايي و حقوقي از معلمان از دادسراي انقلاب بخواهند تا پرونده قضايي اعضاي كانون صنفي معلمان و ديگر معلمان كشور به دادگاه تجديد نظر استان زير نظر رياست دادگستري استان تهران و مسئول حقوق شهروندي ارجاع شود تا عدالت در اين زمينه به اجرا درآيد و همه پروندههاي مربوط به معلمان در دادگاههاي تخلفات اداري آموزش و پرورش" كان لم يكن" تلقي شود و حكم برائت براي همه معلمان  فعال در كانونهاي سراسر كشور و شوراي هماهنگي صادر گردد .

لازم به تذكر است كه همراهي وهمكاري دولت مردان براي حل مشكلات فرهنگيان مي تواند اميد به شركت كردن اين عزيزان را در همه عرصههاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و انتخابات افزايش دهد.

با اين اميد كه انتخاب يا عزل بالاترين مقام اجرايي آموزش و پرورش با نظر معلمان كشور صورت گيرد.

دبير خانه شوراي هماهنگي

تشكلها، كانونها و انجمنهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور

 

به نقل از: معلمي از كوير سربداران   

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

عرصه ي تنگ

 

من این جا پشت دیوار بلند سنگیم

همان جایی که عرصه بر سخن تنگ است

بغض دارم درگلو ... می نویسم ولی

نوشتن این چنین تا کی؟

نشستن این چنین تا کی؟

آه  چه می گویم؟ از که می گویم سخن؟

شب است این جا، شب دیجور و ظلمانی

من شکوه از ظلمت شب دارم این جا

همان ظلمت، که بیزار از نور خورشید است.

همان ظلمت، که محکوم ماه تابان است.

بیا ای ماه تابان، بیا ای خورشید نورافشان

بیا! بنیاد ظلمت، ریشه کن گردد.

نمی دانم چه می خواهم! همین دانم

 مرا شکوه از رنگ و ریاست این جا

به بازارش سر زدم

ترازوهای نامیزان پر از کالای تملق،

چاپلوسی، ناجوانمردی و نامردمی!

و... یارب چه ارزان می فروشندش!

چه ارزان می فروشندش!

سخن کوتاه کردم، پذیرا شوید از من

این نوشتار گنگ و نامفهومم

چه بایدکرد؟

این جا عرصه بر سخن تنگ است.

به نقل از: قلم ياز

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:22 توسط یکی از چند صدای معلم |

میراث فرشیدی

 

در حالي که صدور احکام محکوميت قضايي و اداري امنيت شغلي معلمان را در معرض تهديد جدي قرار داده ‏و سازمان هاي آموزش و پرورش به دليل کسري بودجه 2500 ميليارد توماني، توان پرداخت حقوق معلمان ‏حق التدريسي وکارکنان شرکتي و اضافه کار فرهنگيان و پاداش بازنشستگان و سرانه ي مدارس را ندارند و اجراي ‏قانون مديريت خدمات کشوري به آينده اي نامعلوم موکول شده است، نگراني مديران از امواج جديد تصفيه ‏هاي سياسي به بي ثباتي وانتظار دامن مي زند.

ميراث "موفق ترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلاب" که ‏فرشيدي خود را چنين توصيف کرد و دو سال حاکميت شاخه ي تندرو اصولگرايان با آن وعده هاي طلايي ‏دستگاهي آشفته، صندوقي خالي، مديراني ضعيف و ترسان از تصفيه و کارکناني ناراضي است.

آيا رفتن محمود فرشيدي و آمدن عليرضا علي احمدي، مردي از حلقه ي فارغ التحصيلان دانشگاه علم و صنعت ‏و ياران و بستگان نزديک احمدي نژاد، صدور احکام تنبيهي اداري و قضايي عليه فعالان حقوق معلمان را ‏متوقف خواهد کرد؟

 آيا کسري بودجه ي 2500 ميليارد توماني وزارتخانه تأمين خواهد شد؟

 آيا سهم آموزش ‏وپرورش به صورت عادلانه و برمبناي نيازدر بودجه ي سال 87 گنجانيده مي شود؟

 آيا اداره ي امور مدرسه به ‏کارکنان آن سپرده خواهد شد؟

از اولين گام ها و نخستين ديدارهاي سرپرست آموزش وپرورش معلوم است که ‏دغدغه ي اصلي او اين مسائل پيش پا افتاده نيست! اوهم سري پر از شعار دارد و احتمالاً در همان مسيري گام ‏مي نهد که وزير قبلي پيمود وحاصل آن جز ناکامي چيزي نبود.‏

اگر قرار است سرپرست چيزي از تجربه ي وزيرمعزول بياموزد، بايد طرح شعارهاي کلي و آرمان هاي تحقق ‏نيافتني و ادعاي زير و زبر کردن اوضاع گيتي و حمله ي سياسي به گذشته و بي اعتبار کردن گذشتگان براي ‏توجيه ناتوانايي هاي خود و نشستن برمسند فيلسوفان و فلسفه بافي را رها کند.

علي احمدي بايد کار تدوين فلسفه ‏و راهکارهاي ايجاد تحول را به مراجع کارشناسي، مانند: پژوهشگاه تعليم وتربيت که براي همين کارها تأسيس ‏شده اند محول کند و انرژي خود را صرف مسائل کلان در حوزه ي اجرا کند. او بدون جلب اعتماد جامعه معلمان ‏به همان نقطه اي مي رسد که فرشيدي بعد از دو سال رسيد. ‏

مبرم ترين کار سرپرست جديد؛ باز گرداندن امنيت واعتماد به جامعه ي بزرگ فرهنگيان از طريق لغو کليه ي ‏احکام محکوميت معلمان و صدور قرار منع تعقيب براي همه ي پرونده هاي قضايي است.

اين درست است که ‏لغو احکام قضايي در حوزه ي اختيارات وزير نيست اما فراموش نکنيم که ناتواني وزير سابق در کنترل بحران ‏و سخنان تحريک آميز وزير و معاونان او و مجموعه اي از بي تدبيري ها باعث شد که اعتراضات معلمان در ‏کادر سياسي و امنيتي قرار گيرد.

 بسته شدن پرونده هاي مفتوح عليه معلمان نياز به اراده اي در سطوح بالاي ‏دولت و رايزني و تفاهم با مسؤلان قضايي دارد. آسان تر از آن لغو کليه ي احکام تنبيهي که براساس شکايت ‏سازمان هاي آموزش و پرورش از سوي هيأت هاي رسيدگي به تخلفات اداري صادر شده است و به رسميت ‏شناختن همه تشکل هاي قانوني معلمان، مي تواند گام مهمي در جهت بازگرداندن امنيت واعتماد به صفوف ‏معلمان محسوب شود.

علي احمدي به جاي رديف کردن صد شعار زيبا وغير قابل تحقق در حوزه ي فلسفه و مهندسي فرهنگي و معيشت و تربيت و آموزش و نيروي انساني و... دو سه کار انجام شدني را به معلمان و دانش ‏اموزان وعده دهد و همان ها را پي گيرد.‏

در اولين روزهاي سرپرستي علي احمدي تشکيل دادگاه و صدور و اجراي احکام اداري براي فعالان حقوق ‏معلمان ادامه يافت و معلوم شد که در بر همان پاشنه ي غلط مي چرخد و آقاي علي احمدي هم مثل سلف خود به ‏اين گونه قضايا بي توجه است.

 روز شنبه 17 اذر محمد خاکساري مدير مسئول هفته نامه قلم معلم به اتفاق ‏وکيل خود عبدالفتاح سلطا ني در شعبه ي 13 دادگاه انقلاب حاضر شد تا پاسخگوي اتهاماتي باشد که از سوي ‏نماينده ي دادستان عليه او اقامه شد.

خاکساري اقدام عليه امنيت ملي را نپذيرفت و حضور در اجتماعات برابر خانه ي ‏ملت را غيرقانوني ندانست. او نيز مثل ساير معلمان به مواد 26 و27 قانون اساسي استناد و از موجوديت ‏قانوني تشکل خود دفاع کرد.

 علاوه بر آن عضو مرکزي کانون صنفي خواستار رسيدگي به اتهام مطبوعاتي ‏خود در دادگاه مطبوعات شد. خاکساري که در ميان فعالان صنفي با قرار وثيقه ي 100ميليون توماني رکورد ‏شکن است مي گويد قبل از رفتن به دادگاه کسي به من گفت که براي من 8 سال بريده اند. اين شايعه است، ‏برخورد خوب رئيس دادگاه من و وکيلم را اميدوار کرد که تبرئه خواهم شد. ‏

يکشنبه 18 اذر ماه، شعبه ۱۰۶ دادگاه انقلاب همدان آراي محکوميت 9 تن از معلمان شهر همدان را که پيش ‏از اين در مهر ماه 86 محاکمه شده بودند را اعلام کرد اتهام آن ها برگزاري تجمعات غيرقانوني و تشويش اذهان ‏عمومي از طريق صدور اطلاعيه بود.

 نادر قديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي ‏غلامي، جلال نادري، علي نجفي، مجيد فروزانفر ومحمود جليليان؛ نه نفري بودند که هر يک به 91 روز ‏حبس محکوم شدند. اين فعالان در 18 فروردين سال جاري همراه با 36 فرهنگي ديگر در دفتر کانون معلمان ‏همدان بازداشت شدند. علاوه بر احکام قضايي، تنبيهات اداري سنگيني نيزدر انتظار آن هاست. تا کنون يوسف ‏زارعي به 36 ماه تبعيد به ايلام، نادر قديمي به 60 ماه تبعيد به خراسان شمالي، هادي غلامي به 12 ماه ‏انفصال از خدمت و يوسف رفاهيت به تقليل دوگروه شغلي محکوم شده اند. اين احکام پس از بررسي در هيات ‏هاي تخلفات اداري تجديد نظر تاييد و يا نقض خواهند شد.‏ در همين حال اسکندر لطفي دبيرکانون صنفي معلمان کردستان که حدود 10 روز پيش براي حضور در ‏جلسه شوراي هماهنگي تشکل هاي معلمي با نمايندگان فراکسيون اقليت در مجلس حضور يافته بود، پس از ‏بازگشت به کردستان به اداره، احضار و حکم تأييد شده ي تغيير محل جغرافيايي خود به اردبيل را دريافت کرد.

 ‏پيش از او نيز يکي ديگر از معلمان کرد به نام پیمان نودينيان به حکم هيأت تخلفات به روستايي در زنجان تبعيد شده ‏است. درک اين نکته براي سرپرست وزارت لازم است که او زمان محدودي براي جلب اعتماد معلمان در ‏اختيار دارد و مديريت زمان يکي از اولين درس هاي کلاس مديريت است.

 

شيرزاد عبداللهي

منبع: روزآنلاين

به نقل از: همه دانا و توانا

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:22 توسط یکی از چند صدای معلم |

دردهاي من(شعر)

 

دردهای من

جامه نيستند

تا زتن درآورم

چامه و چكامه نيستند

تا به رشته ي سخن در آورم

نعره نيستند

تا زناي جان برآورم

دردهاي من نگفتني

دردهاي من نهفتني است!

.........

من ولي تمام استخوان بودنم

لحظه هاي ساده ي سرودنم

درد مي كند!

 

زنده ياد قیصر امين پور

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

سرفصل های بیانات خاتمی در دیدار با كميسيون فرهنگيان ستاد مركزي ائتلاف اصلاح طلبان

     1. همه مي‌دانند من چقدر روي خرج حساب ذخيره ارزي حساسيت داشتم تا در عرصه‌هاي جاري هزينه نشود ولي وقتي مواردي مطرح شد كه معوقه‌هاي فرهنگيان از اين صندوق پرداخت شود، با آن موافقت شد و اين يكي از كارهاي بزرگي بود كه در آن زمان قابل انجام بود.

2. آموزش و پرورش از مشكلي سابقه دار رنج مي‌برد و اين مشكل هم به لحاظ ساختار و وضعيت آموزشي و پرورش دركشور ماست و هم به خاطر برخي سليقه‌ها و گرايشهايي كه درجامعه ما وجود دارد.

3. هميشه يك نوع سخت گيري نسبت به بودجه ي جاري وجود دارد و در اين مسير متأسفانه اولين قرباني آموزش وپرورش است.

4. اگر واقعاً بهره‌وري مهم است بايد به نقش آموزش وپرورش در اين زمينه توجه شود؛ بايد روي جاهايي سرمايه گذاري كنيم كه منجر به بهره‌وري شود. مطمئناً اگر آموزش و پرورش گويا داشته باشيم، نيروي انساني به گونه اي تربيت خواهد شد كه توان آگاهي و مهارت بيشتر خواهد داشت كه همين امر مهم ترين عامل رشد بهره وري است؛ بدينسان ديگر نبايد بودجه ي آموزش و پرورش را صرفاً جاري به حساب آورد.

5. بايد براي رعايت حقوق بخش هاي مختلف به بخش مهم، تأثيرگذار و حياتي جامعه كه آموزش و پرورش و معلمان ما هستند توجه ويژه‌اي شود.

6. اگر معتقد به حق مردم هستيم هيچ راهي جز ميدان دادن به تشكل‌ها و جريان هايي از جمله جريان هاي صنفي وجود ندارد. اگر بناست يك بخش صنفي اطمينان بخش تر از ساير بخش‌ها باشد آن تشكل‌ صنفي معلمان است؛ چرا كه معلمين ما متدين‌ترين، مسوول‌ترين و دلسوزترين بخش‌هاي جامعه هستند.

7. بخش عمده‌اي از گردانندگان انقلاب از صدر تا ذيل، معلمان بوده اند و در زمان رژيم طاغوت نيز بسياري از كساني كه در رشته‌هاي مختلف تحصيل كرده بودند چون نمي‌خواستند آلوده شوند در آموزش و پرورش وارد مي‌شدند و محروميت‌هاي آن را تحمل مي‌كردند چون اشخاص سالم و متديني بودند. معدل سلامت و صلاحيت معلمان بالاتر از بخش هاي ديگر جامعه است

8. مگر مي‌شود يك مجموعه با سليقه خاص همه ي مخالفان فكري و سليقه اي خود را به ضديت با انقلاب و سكولاريسم و بي ديني متهم كند؟ اتفاقاً اين تفكر است كه سكولاريسم را در جامعه تقويت مي كند و اين تنگ نظري‌ها است كه نيروهاي متدين و مسوول را كنار مي‌زند و اگر كساني اين سليقه را به نام حكومت تحميل كنند؛ جوان و جامعه مي گويد اين چه حكومت ديني است كه محروميت را براي من مي‌آورد و حتي مرا تحقير مي‌كند؟ و اين خود بزرگترين عامل براي سوق دادن جامعه به سمت سكولاريسم است.

9. اگر نقش نيروهاي برانداز خارج از نظام و ضد دين را در دور كردن جامعه ازحكومت ديني و معيارهاي ديني با تنگ نظري‌ها و قشري نگري‌ها و خشونت طلبي‌ها و تحجر هايي كه به نام دين مي شود مقايسه كنيم معتقدم كه نقش دومي بيشتر است.

10. ممكن است بر اثر مشكلات، معلمان ما مستأصل شده باشند و اقدامي هم كرده باشند ولي نبايد در پاكي و حسن نيت و حقانيت معلمان و مربيان ترديد كنيم. كساني كه با وجود تشكل‌ها در جامعه مخالف هستند سعي مي كنند با تشكل‌هايي برخورد كنند كه اثر آن ها درجامعه بيشتر است و از آن ها بيشتر احساس خطر مي‌كنند و اينگونه است كه با مختصر تحركي از سوي آن ها سخت ترين برخوردها با آنان مي شود يعني هرجا اثر بخشي بيشتر باشد شدت عمل در برخورد هم بيشتر است و مطمئناً معلمان و مربيان ما اثر بخش ترين قسمت جامعه هستند و بيشتر هم مورد جفا قرار مي گيرند.

11. بخش هاي آموزش و پرورش اصيل‌تر، موثرتر و نجيب تر از بخش هاي ديگر جامعه ما هستند به تبع آن اشتباهاتشان هم كمتر است؛ متأسفانه گاهي برخوردهايي مي شود كه متناسب با وضع اين قشر نيست و بايد از بابت اجحافي كه به معلمان مي شود اظهار تأسف كرد.

12. بايد برنامه براي حل مشكلات معلمان داده شود و حداقل دلگرمي به آن ها داده شود تا معلم بداند تنها نيست.توقعات معلمان هميشه معقول بوده است.

13. حكومت خوب است به كساني كه بر آن‌ها حكومت مي‌كند خير هم برساند و اگر عدالتي هم برپا مي‌شود، از روي تفضل است نه مسووليت و در كنار آن، نگاه ديگر اين است كه در يك نظام مردمي حكومت نه ارباب، بلكه خدمتگزار مردم است و هيچ پايگاهي جز مردم ندارد و بهترين مردمان هم حق ندارند بدون رضايت مردم حكومت خود را بر آنان تحميل كنند.

14. اگر معلمان 50 مطالبه دارند وقتي احساس كنند كه گامي براي يك و چند تاي آن ها هم برداشته شده، آن قدر نجيب و متحمل هستند، كه مسائل ديگر را تحمل كنند.

 

     منابع :

ایسنا

 

فارس نيوز

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:19 توسط یکی از چند صدای معلم |

خر نامه

یکی دیگر از شیوه های نوشتن خر نامه نویسی است. نمی دانم اولین خر نامه را چه کسی نوشته اما در این نوع نوشتار نویسنده از اوج حماقت ها٬ بی کفایتی ها و ندانم کاری ها شکایت می کند. زبان خر نامه نویسی زبان شکایت از کسانی است که بدون داشتن لیاقت بر مسندهای اجرایی در یک مملکت تکیه زده اند و بر اثر بی کفایتی و بی لیاقتی وضعیت را خراب تر از گذشته نموده اند. یک خرنامه نویس با نا امیدی از این افراد شکایت می کند و خرد نداشته شان را به باد تمسخر می گیرد و گاهی شمع به دست گرفته و در روز روشن به دنبال آدم می گردد. امثال این حکایت ها را مولانا هم به تصویر کشیده مثل حال و هوای آهویی خوش چهره که در طویله خران گرفتار آمده است و خران بی خرد زبانش را نمی فهمند و مدام به تمسخرش می گیرند. شاید از لحاظ روانشناسی اجتماعی این نوع نوشتار بیان اوج شکایت از جامعه ای بیمار باشد که افراد نادان و احمق زمام تمام امور آن جامعه را بدست گرفته و دانایان زیر دست واقع شده اند و یا دربند نادانان گرفتارند. در چنین اجتماعی اکثریت جامعه با خران هم نوا هستند و یا بی تفاوت به اوضاع نظاره می کنند و از طرفی سمفونی خوش نخبگان آن اجتماع در برابر عرعر ناخوش آهنگ خران مغلوب است.

شاید یکی از زیباترین خرنامه ها خرنامه میر زاده عشقی باشد که حال و هوای وضعیت نابسامان کشور را در دوران مبارزه مشروطه خواهان با استبداد حاکم  بیان می کند.