این جلسه با مشارکت آقایان: مهندس محمد باقریان، دکتر یوسف ثبوتی، دکتر حسن حبیبی، دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر فرامرز رفیع پور، دکتر سیدمصطفی محقق داماد، مهندس جعفر مرعشی و دکتر رضا مکنون تشکیل شد.
مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:
- مطالب اظهار شده توسط آقای مهندس باقریان: برای توسعه ی معقول نیاز به مدیریت توسعه یافته است. در رابطه با مدیریت زمان دهها سرفصل برای جوامع غربی تدوین شده که برای جامعه ی ما به علت شرایط فرهنگی خاص کفایت نمی کند. با توجه به اهمیت موضوع برای تعیین روش های لازم جلوگیری از اتلاف زمان و یا به عبارتی بهره وری زمانی در ابعاد خرد و کلان در فعالیت های فردی و اجتماعی، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
جلوگیری از اتلاف هر نوع منبعی من جمله زمان منجر به بهره وری می گردد. به عبارتی میزان صرف وقت برای انجام کاری تقسیم بر سرمایه ی زمانی به کار برده شده بخشی از این بهره وری را تعریف می کند. از سویی بهره وری را انجام کار صحیح به روش صحیح نامیده اند و لذا بهره وری زمانی یعنی انتخاب حجم وقت و زمان مناسب برای انجام کارها و صرف صحیح زمان برای انجام کار. مدل توانمندی صرف صحیح زمان هر صاحب عمری یا صاحب وقتی با 4 مؤلفه ، تعامل و بستگی موزون دارد. در مدل پیشنهادی مؤلفه ها به شرح زیر تعریف می گردند: 1- باور و نگرش صحیح به زمان و عمر2- دسترسی به روشها و یا در مفهوم کامل آن دانش مدیریت زمان 3- مهارت بکارگیری دانش مدیریت زمان 4- زمان (عمر) در اختیار
مدل مربع توانمندی بهره وری زمانی:این مدل می تواند برای اندازه گیری و یا میزان توسعه یافتگی بهره وری زمانی مورد استفاده قرار گیرد که بشرح زیر توضیح و تبیین می گردند:باور و نگرش صحیح از منظر فلسفی نسبت انسان را با مقوله ی زمان و عمر روشن می کند که به شدت در چگونگی استفاده از آن تأثیر می گذارد. نگاهی مأموریت گرا و هدفمند به زندگی، قایل بودن به زندگی مابعدالطبیعه و نظائر این گونه نگرش های فلسفی، بر کلیه ی شئون مربوط به زمان یعنی سه حوزه ی مدیریت زمان، مهارت های انسانی مربوطه و کیفیت و حجم زمان دز اختیار تأثیر مستقیم می گذارد.با توجه به مبانی فلسفی و باورهای فرد و یا جامعه، چگونگی مدیریت کردن فعالیت ها برای رسیدن به زمان حداقل یا مناسب در بعد فردی و اجتماعی موضوع این محور بحث می باشد. در این زمینه نگرش راهبردی در تشخیص عوامل محیطی و داخلی است که فرد را قادر به شناخت مقتضیات زمان خود، تهدیدهای تلف کننده ی زمان و توسعه ی کاربردهای مدیریت زمان می نماید.صرف آگاهی از نظریه ها و روش های مدیریت زمان برای جلوگیری از اتلاف منابع کفایت نمی کند. مهارت فردی و اجتماعی بهره گیری از زمان در گرو قانونمند کردن نظم و مدیریت زمان و نیز آموزش و پیش بینی انگیزه های لازم و موارد جبرانی و تنبیهی برای نهادینه شدن استفاده ی بهینه از زمان برای فرد و جامعه می باشد.زمان در اختیار و تخصیص این زمان (عمر) به حوزه های مختلف و کیفیت آن برای انواع فعالیت های فردی و اجتماعی و ترمیم و تنظیم این سهم ها در کوران فعالیت ها به ویژه در مقابله با تغییر شرایط محیطی از جمله سرفصل های مهم این مؤلفه می باشد و به عبارتی حجم و زمان مناسب و کیفیت منابع زمانی در این حوزه مورد بحث قرار می گیرد.برای انتخاب رویکرد و راهبردهای مناسب برای مقابله با پدیده ی اتلاف زمان و بهره وری زمانی در یک جامعه یا سازمان و یا برای فرد، ما نیازمند تحلیل شرایط راهبردی هستیم. برای جامعه ی ایران به نظر می رسد تجربه های در دسترس رویکرد تلفیقی و همزمان: اصلاح نگرش ها، ساختارها و رفتارها را به صورت همزمان توجیه می کند و این البته از حوزه های مدیریت عالی کشور و نیز شروع برنامه های علمی در حوزه های تربیتی و آموزشی بایستی شروع شود.امید است نحوه ی ورود و رویکرد نظریه ی اجمالی حاضر بتواند سرفصل نگاه جدیدی به زمان و بهره وری زمان را در جامعه ایران اسلامی فراهم آورد.
2- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر ثبوتی: موضوع صحبت من اتلاف وقت جمعی به سبب عدم پای بندی به الزامات الگوی زندگی نوینی است که در طول یک صد سال گذشته از دیگران اقتباس کرده ایم ولی راه و رسم استفاده ی صحیح از آن را نیاموخته ایم. موارد مورد نظرم شخصاً و مختصراً عبارتند از: 1- ازدحام ترافیک از نمونه های بارز اتلاف وقت جمعی است. سواره و پیاده ،فلسفه ی مقررات راهنمایی و رانندگی را درک نمی کنند و به آن پایبند نمی مانند. 2- اتلاف وقت مشتری در بانک ها و بخش های تجاری خصوصی و عمومی نمونه های دیگرند. مشتری مداری در نظام مالی و اقتصادی ای که رقابت در آن نیست نامفهوم می ماند و بنابراین مراجعه کننده می تواند به بهانه های کوچک از سر باز شود.
3- مخصوصاً در نظام اداری دولتی تلقی از مقررات و آئین نامه مچ گیری و دست به سر کردن مراجعه کننده است. راه نمایی و گره گشایی از مراجعه کننده ای که به قانون و مقررات اشراف ندارد ناشناخته است. این نیز از عوامل عمده ی اتلاف وقت جمعی است.
4- خصلت تمرکز گرایی در نظام اداری که مآلاً فرد یا افرادی در سطوح بالا باید تصمیم نهایی را تصویب کنند و بر آنچه که در سطوح پایین انجام می گیرد نظارت داشته باشند. از عوامل عمده ی ازدحام و ترددهای غیرضروری در شهرهای بزرگ هستند.
به دیگر سخن همه ی ناکارایی ها که اتلاف وقت بخش کوچکی از آن است ناشی از عدم آشنایی و عدم پایبندی به ملزومات زندگی و مدیریت اجتماعی نوینی است که از دیگران اقتباس کرده ایم و راه استفاده کارا از آن ها را نیاموخته ایم، ماشین را بدون مقررات راهنمایی و رانندگی می خواهیم. برای مشتری و مراجعه کننده ی اداری حقوق و احترام مناسب قائل نیستیم، به قانون به عنوان یک مجموعه ی راهنما نگاه نمی کنیم و تنها بازدارندگی آن را مد نظر داشته ایم. به توانایی ها و درست کاری های افراد باور نداریم و همیشه و همه جا نظارت بر دیگران را تجویز می کنیم.
3- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر حبیبی: برای یافتن روشهای پیشگیری از اتلاف وقت نخست باید علل و عوامل اتلاف وقت را بازشناخت. در مورد علل و عوامل نیز ابتدا باید آن ها را بر اساس نوع زمانی که مد نظر است و محیطی که زمان یا وقت در آن مورد استفاده قرار می گیرد، دسته بندی کرد. زمان یا وقت مورد نظر را می توان در سه زمینه ی عمده طبقه بندی کرد:بهره گیری فردی از آن-استفاده از زمان در امور اجرایی و خدماتی- و بهره گیری از وقت در کارهای دسته جمعی، از نوع جلسات تصمیم سازی و تصمیم گیری، امور پژوهشی و مانند این ها.
1- بهره گیری از زمان در زندگی روزمره ی فردی بیشتر با علل و عوامل مربوط به شخصیت افراد، تربیت دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و برخی از امور و مسائل روان شناختی اشخاص و میزان اطلاعات علمی و تخصصی آن ها ارتباط می یابد.برای افرادی که زمینه و یا موقعیت استفاده از زمان را به علت کم اطلاعی و بیکاری ندارند، وقت اصولاً اهمیتی ندارد تا در باره ی اتلاف آن بیندیشند و یا روشی برای پیشگیری از آن در نظر بگیرند. در این گروه ، تنبلی و تن پروری و در نتیجه مسأله ی اتلاف وقت را باید از طریق ایجاد شغل یا اشتغالات مفید گوناگون دیگر حل کرد. یأس و ناامیدی و برخی از شکست های فردی و اجتماعی و بی توجهی به نتایج کار و فعالیت برخی از فرهیختگان نیز در بی اعتنایی به وقت و در نتیجه اتلاف آن نزد این گروه مؤثر است . در روش پیشگیری از اتلاف وقت در این بخش باید به علل و عوامل اجتماعی، روانی، اقتصادی و احتمالاً تاریخی اندیشید و آن ها را از سر راه برداشت.
2- استفاده از وقت در امور اجرایی و خدماتی در ایران، با موانع و عواملی خارج از اراده ی افراد و حتی مجموعه ی آن ها، ارتباط دارد. در شهرهای بزرگ ایران ،وقت ارزشمند گروه های مختلف علمی و فنی و اجتماعی شاید در بهترین ساعات آن تلف می شود و این اتلاف وقت در رفت و آمد درون شهری از محل اقامت تا محل کار و در طول روز در جابجایی هایی که لازمه ی انجام خدمات گوناگون است صورت می پذیرد و به نظر می رسد که پیشگیری از اتلاف وقت فراوان در این قلمرو تقریباً ناممکن باشد.شاید گفته شود که برخی از خدمات را که انجام آن ها مستلزم مراجعه به ادارات و به اصطلاح مسافرتهای درون شهری است می توان از طریق پست و یا تشکیل مجتمع های خدماتی سر و سرمان داد. با آن که سالهاست که در این باب سخن گفته می شود و طرحهایی نیز عرضه شده است، هنوز کار به جایی نرسیده است و بعید است که در سال های آینده نیز امکانات و تجهیزات لازم برای این امر فراهم شود. اما با فرض این که این بخش از مسأله حل شود، اصل مسأله که مربوط به اتلاف وقت در زمینه های پرارزش دیگر از قبیل جلسات تصمیم سازی و تصمیم گیری و نیز امور مربوط به آموزش و پژوهش است، از این طریق قابل حل نیست. و چنانچه برگزاری جلسات تصمیم سازی و بخشی از جلسات تصمیم گیری – حداقل در قالب بیان آرزو- از طریق تشکیل جلسات به کمک رایانه قابل حل باشد، آزمایشگاه و دانشگاه مجازی و نیز آموزش و پرورش مجازی، به فرض عملی بودن، کارساز نیست. در یک زمینه ی خاص که آموزش و پژوهش دانشگاهی باشد، ایجاد شهرک های دانشگاهی در شهرهای بزرگ و کلان شهر تهران شاید راه حل باشد. در این شهرک استادان و دانشجویان باید اسکان داده شوند. این راه حل به شرط وجود اعتبارهای کلان، و البته خارج از توان کنونی و حتی آینده ی نزدیک و متوسط مدت جامعه، ممکن است عملی باشد. در عین حال باید برای بسیاری از مشکلات اجتماعی، اخلاقی، روانی چنین جامعه های کوچک بسته نیز اندیشید و فایده – هزینه، یا فایده – زیان این راه حل را به دقت محاسبه کرد. شاید این محاسبه سبب شود که اتلاف وقت بر وضع نابهنجاری که احتمالاً این جامعه ی بسته عامل آن می شود مرجح دانست.
3- نوع سوم بهره گیری از زمان و نیز اتلاف وقت در کارهای دسته جمعی، در زمینه ها و سطوح علمی و فنی و تفکر و تدبر و جلسات مشاوره، تصمیم سازی و تصمیم گیری و بطور کلی اداره ی عالی امور مختلف علمی و فنی، پژوهشی، مدیریت های کلان، مسائل سیاسی و اجتماعی مربوط به کل کشور مطرح می شود. در این بخش نیز اتلاف وقت قابل ملاحظه است و دارای علل و عواملی است که می توان آن ها را دسته بندی کرد. پیش از بیان دسته بندی یاد شده باید به این نکته ی اساسی توجه کرد که لازمه ی کار دسته جمعی به معنی واقعی کلمه این است که کلیه ی افراد درگیر در کار دسته جمعی در اظهار نظر به هنگام بحث و در بیان نظر نهایی و احتمالاً اجرای کار، بر مبنای تصمیم جمعی، شرکت فعال داشته باشند. با این فرض چنانچه هر یک از افراد به هر علت و دلیل از حضور فعال خودداری کنند، عملاً موجب اتلاف وقت دیگران می شوند.
علل و عوامل اتلاف وقت در این بخش را می توان به شرح زیر دسته بندی کرد:
1- علل مرتبط با وجوه روان شناختی فردی اعضاء الف- بی نظمی افراد که موجب اختلال در کارهای دسته جمعی می شود.در کار دسته جمعی اولاً، انجام برخی از امور میان اعضاء توزیع می شود و ثانیاً از روی قاعده بنابر این است که جلساتی برای بررسی ها تشکیل شود، هنگامی که شخص یا اشخاصی که به هر دلیل بی نظم هستند در جمع باشند،جلسات یا به علت غیبت آن ها تشکیل نمی شود و یا تشکیل جلسات فایده ی چندانی نخواهد داشت زیرا اشخاص نامنظم، دستور جلسه یا گزارش هایی را که باید مطالعه کنند و با آمادگی و احتمالاً پیشنهاد در جلسه حضور یابند با ذهن خالی به جلسه می آیند و چنین روشی برای تصمیم گیری های بنیادی زیان بار است.این بی نظمی ها را باید از میان برد. هر چند این بی نظمی ها مرتبط با شخصیت افراد است اما در عین حال با سخت گیری می توان آن ها را، دست کم در محدوده ی کارهای جمعی معین و مشخص، به حداقل رساند.ب- عدم تمایل به کار جمعی که دارای علل و عوامل گوناگون از قبیل انزواطلبی، انحصارطلبی در زمینه های علمی و .... است.در موارد فراوان اشخاصی را که اصولاً علاقه به کار دسته جمعی ندارند بر اساس مصلحت اندیشی وارد جمع می کنند و یا اشخاص خود در عین عدم اعتقاد به کار جمعی، بر اساس مصلحت اندیشی های دیگر، از جمله خارج از گردونه ی جلسات صاحب عنوان قرار نگرفتن و یا با هدف مواظبت و مراقبت از منافع فردی و گروهی در جمع مورد نظر به عضویت مجامع مهمی در می آیند که موظف به کار دسته جمعی هستند. اما انحصارطلبی و یا انزوا طلبی اشخاص یاد شده موجب غیرفعال شدن یا کارشکنی در کار دسته جمعی می شود. اگر مصلحت اندیشی های بی پایه و مبنا که این گروه را وارد جریان می کند، کنار گذاشته شود و از حضور چنین افرادی صرف نظر شود، شاید دیگرانی که مایل به کار به قاعده هستند بتوانند از وقت خود بهره بیشتری ببرند.
2- علل مرتبط با وجوه معرفتی و علمی و روان شناسی جمعی و اجتماعی
الف- نامساوی بودن سطح اطلاعات افراد و تشتت در آراء و نظریات در زمینه های مختلف از جمله ی علل و عوامل اتلاف وقت است. در حال حاضر تعداد صاحب نظران با تجریه و کارآمد فراوان نیستند و سطوح اطلاعات همه ی کسانی هم که در یک رشته مطالعه و تحقیق می کنند و یا به مدیریت کلان می پردازند، بدون رودربایستی، نه تنها یکسان نیست بلکه حتی نزدیک به هم نیست. در واقع یک درجه بندی معلوماتی و اطلاعاتی و تجربه ای وجود دارد. این واقعیت در سراسر جهان، حتی در کشورهایی که همه از دانش و آگاهی های آن ها فراوان سخن می گویند و دانشگاهها و مراکز علمی و تصمیم گیری شان را بهترین می دانند به چشم می آید. این واقعیت را باید پذیرفت. توزیع و بهره وری از برخی امتیازات اگر قابل قبول و قابل دفاع و ممکن باشد، در زمینه ی مورد نظر ما امکان پذیر نیست. علم و اطلاع «آنان که می دانند و آنان که نمی دانند یا کم می دانند یا مطابق روش نمی دانند مساوی نیستند و یا نباید مساوی دانسته شوند.» هنگامی که اشخاص با اختلاف سطح علمی در مراکز مهم علمی و تصمیم سازی و تصمیم گیری گردهم می آیند اگر کار جدی گرفته شود وقت های فراوانی تلف می شود. چون در این گونه جلسات رعایت «جاه» و «مقام» و «عنوان» اشخاص سبب می شود که به صراحت و آشکارا خلاف میل گویندگان سخن گفته نشود و چنانچه میسر باشد و با سخن گفتن در لفافه و زیرکانه موضوع نامربوط پیشنهادی از گردونه ی بحث خارج شود و این شیوه ،زمان زیادی را تلف می کند اما اگر کار جدی تلقی نشود اصل جلسه و وقتی که صرف شده به طور کامل تلف شده است. راه کار این است که اصل تساوی صاحب اطلاع و کسی که اطلاع کمتری دارد غیرمنطقی و غیرعلمی دانسته شود.
ب – بی اعتقادی یا بی اعتمادی افراد به یکدیگر و در نتیجه نبود صراحت در کارهای دسته جمعی:در بسیاری از مجامع ، حتی مجامع علمی صرف دانشگاهی و پژوهشگاهی، برخی اشخاص یکدیگر را به اصطلاح قبول ندارند و معتقد به داشتن مقام علمی واقعی برای همکار خود نیستند و نیز به هر دلیل به یکدیگر اعتماد ندارند، در عین حال به علل گوناگون اولاً نظر خود را نمی توانند و یا نمی خواهند بیان کنند و ثانیاً از جمع هم نمی خواهند خارج شوند. نتیجه ی این وضعیت ایجاد فضای مجامله و عدم صراحت با اشاره و کنایه و پیچیده سخن گفتن است اما این روش در کارهای دسته جمعی جدی کارساز نیست و تصمیم گیری را غیرممکن می سازد و یا تصمیم سازی و تصمیم گیری با تأخیری طولانی که گاه نظیر نوشداروی پس از مرگ سهراب است روبرو می شود. راه حل نیز برقراری محیط باز و به صراحت سخن گفتن و تصمیم گیری کردن است.
3- علل مرتبط با وجوه ساختاری الف – نبودن نظام جامع بدون ابهام برای کارهای دسته جمعی: هر چند که در کارهای فردی نیز کسانی که مطابق برنامه و بصورت منضبط عمل می کنند زودتر و بهتر به نتیجه می رسند، اما بی نظمی شخصی آن ها تنها وقت شخص آن ها را تلف می کند. به عکس چنانچه در کارهای دسته جمعی نظم و انضباط (که معمولاً در قالب وجوه آئین نامه ای و ساختاری نمود می کند) نباشد کار بدون نظام در این قلمرو خود به صورت ساز و کار نهادینه اتلاف وقت در می آید و عمل می کند. بنابر این در کلیه ی کارهای دسته جمعی نظام یا ساختار کار ضرورت دارد. این ساختار باید یک رشته قواعد و اصول مشترک برای کلیه کارهای دسته جمعی داشته باشد، که در عین اختصار و سادگی موجب استواری امور شود و نیز باید دارای یک رشته آئین اختصاصی باشد که ویژه ی یک نوع یا یک مورد خاص کار دسته جمعی است. در این ساختار نبود دو علت موجب اختلال کلی کار می شود.
اول نبودن سلسله مراتب در نظام – در هر نظام جامع کار دسته جمعی باید سلسله مراتب پیش بینی شود و همه به هرکاری نپردازند و اگر هر یک از افراد جمع بدون رعایت سلسله مراتب تصمیم گیری کند، وضع آشفته می شود، و گفته می شود که تصمیم گیر در فلان یا بهمان کار معلوم نیست، نه شورا تصمیم می گیرد نه هیأت و نه فرد و نه همه و نه هیچکس. اما همگان سخن می گویند و امر و نهی می کنند و همهمه ی آمران، مأموران را که گهگاه همان آمران هستند سرگردان می سازد. این امر صرف نظر از حکومت ابهام، که گهگاه به صورت اصل در می آید ناشی از نپذیرفتن نظام سلسله مراتبی، به علل روان شناختی فردی است. مشاوره و نظر همه را شنیدن و بهترین آن ها را متابعت کردن یک مسأله و هر یک از افراد جمع در یک مورد خاص به نظر خود عمل کردن و آشفتگی به وجود آوردن مسأله ای دیگر است. اتلاف وقت به طور کامل نتیجه ی چنین فرایندی است و راه پیشگیری از آن نیز استقرار نظام سلسله مراتبی است، به صورتی که همه یا اکثریت آن را از بن دندان بپذیرند.
دوم- بودن برنامه و تقویم کاری و زمان بندی بر اساس برنامه یکی دیگر از علل و عوامل اتلاف وقت است. اگر کارهای دسته جمعی بدون برنامه مشخص و صرفاً بر اساس کلیات بدون محتوای معین باشد، نمی توان تقویم کاری مؤسس بر اساس ارزیابی زمان هر کار و پیش بینی موانع و اندیشه در بارة رفع آن ها را تنظیم کرد. در نتیجه در بهترین حالت با ساختن و ویران کردن و دوباره ساختن و با سعی و خطا پیش رفتن و یا عقب نشینی و به راه دیگر گام نهادن مواجه می شویم. اتلاف وقت در این قسم فرایند روشن است. راه کار نیز معلوم است ساختار فعالیت ها باید به گونه ای طراحی شود که روش های برنامه نویسی و تقویم کاری و زمان بندی را در آغاز هر کار پیش بینی کند.
ب – تغییر نابهنگام طرحها و برنامه ها به علل گوناگون:جمع تهیه کننده ی طرح و برنامه ای که برخی از عوامل اتلاف وقت را رفع کرده چنانچه با تغییر طرح و برنامه ی خود مواجه شود عملاً تمامی وقتی را تلف شده می بیند که برای طراحی و برنامه ریزی و رفع موانع اختصاص داده است. عوامل این تغییرات در کشور ما متعددند که مهمترین علت تغییر مدیریت هاست. این فرایند با توجه به برخی از علل روان شناختی و جامعه شناختی و معرفتی، که پیش تر بیان شد، سبب نفی طرح و برنامه ی قبلی و عنوان کردن طرح و برنامه ی جدید می شود. اتلاف وقت در این زمینه روشن است. نظر به این که تغییر مدیریت ها و سلیقه ها نیز به تواتر و در زمان های نزدیک به هم صورت می پذیرد اوقات تلف شده و هزینه های انجام یافته قابل توجه و بنابراین تأسف بار است.
4- علل مرتبط با وجوه مادی: مسائل مادی در پیشبرد کارها مهمند اگر جنبه های مادی و سخت افزاری اجرای امور به درستی پیش بینی نشود و ساختار و نظام جامع کارهای دسته جمعی این وجه از امور را قاعده مند نسازد فعالیت های نرم افزاری راه به جایی نمی برند، دو مطلب از جمله ی مهمترین مطالب مربوط به علل و عوامل مادی اند.الف - نبودن برنامة جامع برای تجهیز کارگاه (فنی – مهندسی، علمی – آزمایشگاهی،کتابخانه ای، تحقیق میدانی و ...)در این زمینه تجهیز کارگاه همانند تجهیز یک کارگاه ساختمانی یا کارگاه های سدسازی و راهسازی است. کارگاه اگر مجهز نباشد از وقت نیروی انسانی کارآمد نمی توان بهره بردای بهینه کند.
ب - تخمین ناکافی بودجه،عدم تخصیص به هنگام بودجه، تغییر سیاستهای بودجه ای نابسامانی در مواردی که یادآوری شد موجب تعطیل کار یا معوق ماندن امور می شود و تعطیل موقت یا دائم کار اتلاف وقت را به دنبال دارد.
نتیجه: بسیاری از این علل را می توان با اندکی تدبیر از میان برداشت، اما همین امر نیازمند برنامه ای جامع است که در نخستین گام آن باید رودربایستی و عدم صراحت در بیان موانع و مشکلات کنار گذاشته شود و در گام دوم نیز حرکت بر این مبنا صورت گیرد که از برگزاری همایش و هم اندیشی به منظور وقت گذرانی و سخن رانی پرهیز شود - آن چه تاکنون تجربه کرده ایم برای شناسایی موقت علل و شروع کار کفایت می کند. یافتن راه های دیگر و نیز تصحیح شیوه ها ضمن عمل میسر است. هر چند که احتمال دارد رفع همین علل بتواند به اندازه ی کافی از اتلاف وقت جلوگیری کند، ولی از به کارگیری تجربه های ضمن عمل نیز باید بهره گرفت.
توپای براه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت
4- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر داوری اردکانی:خوشبختانه این مجلس3روزه که به ابتکار و با مدیریت آقای دکتر بهادری نژاد برگزار شد روی هم رفته نه فقط اتلاف وقت نبود بلکه فوائد علمی بسیار داشت. در هر سمیناری مقداری اتلاف وقت و تکرار مطالب و گفتارهای زائد وجود دارد. اما در این نشست سه روزه مطالبی عنوان شد که مقامات و مسئولان کشور می توانند از آن بهره ببرند. مهمترین مطلب، مطلب وقت است. اگر وقت شناس باشیم یعنی وقت را به معنی حقیقی آن بشناسیم و وقت هر کاری را بدانیم بسیاری از مشکلات خود بخود حل می شود. مردم وقتی بی وقت می شوند، وقت ساعت را هم نمی توانند درک کنند و کار خود را به هنگام انجام نمی دهند.
5- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر رفیع پور:
1- ابتدا لازم است بدانیم که اتلاف وقت در این جا به عنوان یک مسئله ی اقتصادی مطرح می شود؛ یعنی زمان به عنوان یک کالای با ارزش، بیهوده مصرف می گردد. به عبارت دیگر در این جا این سؤال وجود دارد که چرا در ایران انسانها در رابطه با وقت و زمان، اقتصادی و عقلانی عمل نمی کنند؟
2- علل این مسئله در سطوح مختلف قابل بررسی است: سطح کلان، سطح میانه و سطح خرد (سطح فردی)، بنده بیشتر به سطح کلان می پردازم:
اگر ما رفتار روستائیان مسن را به خاطر بیاوریم، می بینیم که آن ها در رابطه با وقت (مانند بقیه ی عوامل) بسیار عقلانی و اقتصادی رفتار می کنند. لذا مسئله ی اتلاف وقت بیشتر در شهرها مطرح و مشاهده می شود. با دقت بیشتر می بینیم که در برخی شهرهای کوچک نیز این مسئله قابل مشاهده است.
شهر و روستا یک مصداق و نمونه از میزان تغییر جامعه از سنتی به سوی توسعه یا مدرنیزه شدن است. به عبارت دیگر هر چه ما از جانب جامعه ی سنتی به جانب جامعه ی مدرن مصنوعی و عاریتی از غرب جلو رفته ایم، انواع مسائل از جمله «از خود بیگانگی» «مصرف گرایی»، « بیهودگی» و « وقت کشی» بیشتر می شود، یعنی از درجه ی عقلانیت و انتظام اجتماعی در مسیر کارکرد اجتماعی و نفع جمعی کاسته می شود.در جامعه ی سنتی نظام اجتماعی ما دارای کارکرد و انتظام بوده است. نه فقط در یک روستا، بلکه همچنین در بازار و دیگر بخش های سنتی این کارکرد و انتظام وجود دارد. وقتی شما به یک هیات عزاداری سنتی نگاه می کنید، می بینید که سازماندهی و نقش های تعیین شده از جانب افراد پذیرفته و درونی شده است. هرکس موقعیت و وظیفه خود را می شناسد و کار را با سرعت و نظم انجام می دهد. اما اگر همان افراد در نظام اجتماعی مدرن که مصنوعی و غیر خودی است و به طور رسمی اما ناآگاهانه به جامعه تحمیل شده است، قرار گیرند، گاه از زیرکار در می روند، افراد را سرکار می گذارند و تجربیاتی که بطور روزمره با آن سر و کار داریم.
نتیجه ی اول: « توسعه ی بیرونی» و عاریتی از غرب نظام اجتماعی را مختل می کند و کارکرد اجتماعی را کاهش می دهد که یکی از پیامدهای آن عدم کارکرد مناسب و مولد «زمان» می باشد.یک عنصر دیگر که به فرایند اضافه می شود، نظام نابرابر اجتماعی است. از یک طرف میزان نابرابری در ایران براساس ضریب جینی بسیار بالا (48%) و بسیار بیشتر از امریکا (33%) است. یعنی تفاوت بین فقیر و ثروتمند در ایران بسیار زیاد است. این عامل به تنهائی موجب انواع مسائل اجتماعی، از جمله دلسردی، بی قیدی و نهایتاً آشفتگی اجتماعی می شود که پیچیدگی اجتماعی و در پی آن اختلال در روابط اجتماعی و در نتیجه اتلاف وقت از پیامدهای آنست.
از طرف دیگر نظام نابرابر اجتماعی در ایران شکلی نزدیک به یک « نظام کاستی» به خود گرفته که فرایند آشفتگی اجتماعی را به شتاب زیاد تشدید می کند. بدین معنی که نابرابری فقط خود را در تفاوت درآمد نشان نمی دهد، بلکه بالاخص در کسب موقعیت های اجتماعی بروز می کند. اگر در امریکا نسبت به کشورهای اروپائی، مخصوصاً اسکاندیناوی بیشتر است، اما هر کس این امید را دارد که بتواند، براساس توانائی هایش به هر پست و مقامی که می خواهد برسد. اما در ایران پست ها و مسئولیت ها نه بر اساس توانائی افراد، بلکه براساس وابستگی آن ها به گروه های خاص توزیع می گردد. این عامل موجب می شود که در بسیاری از سازمانهای اجتماعی، مسئولین رده های بالای سازمان از توانائی سازماندهی و انتظام بخشی برخوردار نباشند. در نتیجه فرایند و پیامدهای معمول مخرب نابرابری تشدید می شود و شما با یک حالت آشفتگی اجتماعی سر و کار دارید، که وقت و انرژی و بسیاری دیگر از عوامل اقتصادی بیهوده تلف می گردد.
نتیجه ی دوم: وقتی توسعه ی بیرونی با نابرابری اجتماعی همراه می شود و از طریق نظام کاستی تشدید می شود، کارکرد اجتماعی با شدت بیشتری کاهش می یابد و فرایند آشفتگی اجتماعی افزایش می یابد. در پی آن باز دهی عوامل تولید از جمله زمان کاهش می یابد!
6-- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر محقق داماد:در این رابطه می توان به 2 دیدگاه قرآن و فقه اشاره کرد. در قرآن سوره ای به نام سوره ی والعصر داریم که در این سوره خداوند به زمان قسم خورده که این بیانگر ارزش و اهمیت آن است.در این سوره به ترتیب به زمان، خسران انسان و این که انسان در زیان است، می پردازد.
وقت آدمی سرمایه ی بشری است، هر چه انسان از دست بدهد و عوض نگیرد «خسران» گویند و اگر انسان عوض بگیرد «خسر» نکرده و عوض را ایمان و عمل صالح تعبیر می کنند. عمل صالح خود معنای گسترده ای دارد. بدین معنی که عمل شایسته ی خسران اتلاف وقت را جبران می کند و باید متناسب با زمان و جامعه باشد.
در دیدگاه فقهی اگر کسی به جان یا مال کسی خسارت وارد کند ضامن خسارت است. در یک مسأله ی فقهی برای جبران اتلاف وقت، وقت را تبدیل به مال کرده و به اندازه ی زمان از دست رفته باید ثمن المثل پرداخت شود. سوءتدبیر دولت در اجرای برنامه ها و عدم مدیریت صحیح باعث می شود که وقت زیادی از مردم تلف شود که دولت درمقابل این مسأله مسئول است. از اختیارات دولت و حاکمیت نیست که فعالیت سازمان ها را متوقف و تعطیل عمومی اعلام کند، این از نظر شرعی اشکال دارد، مسأله ی دیگر تعطیلی با عنوان وفات یا اعیاد بزرگان است که بهتر است رئیس جمهور با تدبیر درست به جای تعطیلی و اتلاف وقت حقوق کارگران و کارمندان را دو برابر کند. بازدهی و راندمان کار را بالا ببرد.
7- مطالب اظهار شده توسط آقای مهندس مرعشی:
حضور در زمان خود مسأله ای است که در جامعه ی ما کمتر به این نکته توجه می شود.مفهوم کهنه و سنتی توالی تدریجی از دست رفته است.مفهوم نوین و گسترده توالی توسعه یاب پدید آمده است.توسعه ی ارتباطات زمینه توسعه اجتماعی را فراهم آورده است.مقیاس سرعت ارتباط به سرعت نور در میدان انرژی رسیده است.در چنین شرایطی، می باید هماهنگ با این مقیاس، تفاهم اجتماعی توسعه یابد .مقیاس توسعه ی تفاهم اجتماعی یعنی سرعت متناسب اراده در میدان تمایلات اجتماعی.
وقت شناسی جدید در گرو:تکامل شناسی جدید(تکاملی)،جامعه شناسی جدید(اجتماعی)، انسان شناسی جدید(فطری)
تکاملی: نیازمندی های تاریخی و تنظیم قوانین توسعه (نظام ارزشی)اجتماعی: نیازهایی که ریشه اجتماعی دارد و برای عموم جامعه تنظیم شده است.فطری: خصوصیاتی که جزء غرایز فطری و دارای ریشه طبیعی بوده، منشاء آن نیازهای شخصی و فردی است.تنظیم رفتار اجتماعی در گرو شناخت ویژگی های تکاملی دوران ما می باشد . ویژگی اصلی تکاملی دوران ما: بالندگی در مسیر معنویت،بی قراری برای دستیابی به عدالت،تلاش روزافزون برای نیل به کارآمدی تنظیم رفتار برای نیل به کارآمدی در گرو مهندسی اجتماعی در 3 سطح است:توسعه ،کلان،خرد
در سطح توسعه:فرهیختگان و اندیشمندان جامعه مفاهیم نوین حضور در جهان امروز را تبیین نمایند.زمینه ی تفاهم کارشناسی از طریق پژوهشهای کاربردی ایجاد و دست آوردهای آن ها در همایش های گوناگون عرضه شود . زمینه ی تفاهم اجتماعی بوسیله ی رسانه ها و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی فراهم آید.تنظیم رفتار در سطح کلان:قدرت توسعه مفاهیم موجود و ایجاد مفاهیم نوین مدیریتی در کشورداری و رفع آسیب های اجتماعی و انتخاب مدیران سیاسی متناسب با این طرز تفکر. برخورداری از ذهنیت راهبردی در مدیران سیاسی آینده و دوری گزیدن از مقطعی و جزیره ای اندیشیدن و جاری ساختن این فضای فکری در سطوح تصمیم سازی و تصمیم گیری های نظام. ساماندهی به اندیشه و تفکر علمی در حوزه های علمیه و دانشگاهها. قرار گرفتن فرهنگ به عنوان محور برنامه ریزی توسعه. بازنگری به جایگاه قانون در جامعه و بکارگیری تدبیرهای علمی مشخص به گونه ای که قانون پذیری به عنوان رفتار نهادینه شده در آید.تنظیم رفتار در سطح خرد: سازمانها تلاش نمایند که کارهای درست را به درستی انجام دهند. کار درست، کاری است که تناسب آن به سطوح توسعه و کلان احراز شده باشد. بازآفرینی سازمان به گونه ای که فعالیت ها با اهداف بلند مدت آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد.آرایش مجدد به گونه ای که راه هایی پیدا شود که وقت و امکانات سازمان بر روی مسائلی که بیشترین ارزش را برای سازمان و خدمت گیرندگان دارد متمرکز شود.تجزیه و تحلیل مجدد فرایند انجام کار به گونه ای که انجام هر کاری ساده تر باشد و از تعدد مراحل انجام کار کاسته شود.تجدید سازمان در مسیر راه های بهتر، سریعتر و مؤثرتر. رموز استفاده بهتر از وقت در زندگی و کار. معیار انتخاب رفتار:سرعت،دقت،و کارآمدی.
8- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر مکنون:
اتلاف وقت را در دو قسمت می توان بررسی نمود:1- برای چه هدفی وقت صرف می کنیم؟ 2- چگونه از زمان برای رسیدن به آن هدف استفاده می نماییم؟
مجموعه ی فوق اثربخشی (effectiveness) و کارآیی (efficiency) استفاده از وقت و زمان را نشان می دهد.در مقایسه ی کوتاه دو کشور سوئیس و ایران که در اولی ساعت کار ماهانه ی افراد کمتر از ایران است ولی نحوه ی استفاده از زمان و هدفی که انتخاب شده است به صورتی است که تولید ناخالص ملی سوئیس حدود سی برابر ایران است. به عبارت دیگر اگر ساعت کار روزانه را هشت ساعت بدانیم ارزش تولید درآمد هشت ساعت کار در ایران معادل حدود 15 دقیقه کار در سوئیس است.در فعالیت های انفرادی که هدف گذاری و نحوه ی استفاده از زمان به فرد بستگی دارد به کارگیری آموزش های فردی می تواند تلفات وقت را کاهش دهد. در این زمینه کتاب ها و مقالات گوناگونی تدوین شده که قابلیت بهره برداری دارند.در فعالیت های جمعی از پایین ترین سطح نظیر خانواده تا سطوح عالی نظیر کنفرانس ها و نشست های جمعی که افراد با خصلت های مختلف شرکت دارند آیا می توان الگویی ارایه داد که همه به بهترین وجه و بهینه از وقت استفاده نموده و تلفات وقت کاهش یابد؟
به نظر می رسد هر مقدار تنوع افراد و سطح تجمع گسترده تر گردد پیچیدگی ابعاد آن برای بهینه نمودن استفاده از وقت بیشتر می شود.پذیرش قواعد جمعی مورد قبول و انعطاف پذیری لازم برای نحوه ی استفاده از وقت در یک جمع می تواند مجموع تلفات را کاهش دهد. آموزش رفتار اجتماعی و پذیرش اخلاق و تعهد اجتماعی ابزار مهم کاهش تلفات وقت در جمع است نظیر: نظم صحبت،رعایت زمان،در چارچوب صحبت نمودن، تلاش در متمرکز نمودن بحث ها.آموزش نحوه ی مشارکت در جوامع در همه ی سطوح کلید مهمی برای کاهش تلفات وقت جمعی است.