تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

درد دل یکی از معلمان که با ایمیل رسیده(نامه سر گشاده)

 

همکاری نامه ای فرستاده تحت عنوان نامه سرگشاده به وزیر.این نامه در چه زمانی بود  ارسال کننده کی بوده معلوم نیست.فقط  انچه معلوم است درد دلهای دردناک یک معلم است.

خدمت وزیر محترم آموزش وپرورش                                      ((نامه سر گشاده))

سلام علیکم:

یادم هست اولین باری که طوفانی شدم

پیش  پای  عشق قربانی  شدم....

 

وقتی ارزشهای کاری معلم رنگ وبوی مادی می گیردو پول این نمادسرمایه داری در دهلیزهای معنوی تعلیم وتربیت رسوخ می کند.وقتی معلم را از شغل انبیای خود به تجارت تعلیم وتربیت کشاندیم وروح معنویت را از تدریس گرفتیم.وقتی عدالت را در آستانه مدرسه خویش ذبح کردیم ومعیارهای آموزشی وتربیتی در مردابهای متعفن بی عدالتی فرورفتند.  وقتی شالوده های نظام تعلیم وتربیت کشور را موریانه های سکولاریزم وکاپیتالیسم خوردند وسایه نحیف تعلیم وتربیت زیر گامهای طرح های ناپخته وخام له شد وقتی........؟

دیگر از شانه های استوار شما وهمکارانتان نیزکاری ساخته نخواهد بود ومن و شما بایدفانوس بدست در بیغوله های نظام آموزشی به دنبال وجدانهای پاک معلمینی باشیم که روح مادی حاکم بر نظام آموزشی و بی عدالتی خواسته یا ناخواسته طرح های ناپخته آنان را به انزوایی بزرگ کشانده است؟

جناب آقای وزیر هنوز در ابتدای راه هستید وجاده های مه گرفته نظام آموزشی کشور سخت تشنه باران عدالتی است که دولت جدید آن را در سر لوحه کار خود قرار داده است.

جناب آقای وزیر روح حاکم بر طرح ارتقای شغلی روح بی عدالتی  ونفوذ اندیشه های مادی در نظام تعلیم وتربیت است .معیارها واصول سنجش وارزیابی به حدی ابتدایی وخام وغیر اجرایی است که خود طراحان را مجبور کرده که بیش از هفتاد درصد  فاکتورهای سنجش وارزشیابی را به گونه ای حذف و یا برای کلیه پرسنل در نظر بگیرند.در ادامه به برخی از مشکلات ساختاری طرح ونتایج اسفبار اجرای آن اشاره می کنم.

الف)قرار دادن اصولی چون مدرسه محوری و یا رضایت ارباب رجوع(اولیاء) و یا حفظ وارتقاء و توانمندسازی فردی بدون راهکاری جهت سنجش وارزشیابی موارد فوق؟

ب)بی عدالتی روشن در اختصاص امتیاز بین  بندهای طرح به عنوان مثال:

 -- برابری امتیاز سی سال سابقه تجربی وآموزشی یک لیسانس با فقط پانصد ساعت ضمن خدمت؟

-- اختصاص ده امتیاز برای هر یک از امور فوق برنامه(گردش علمی) درست معادل سه تالیف  در رده های  بالای علمی وتحقیقاتی؟

-- احتساب دقیق تمام موارد توبیخ کارمند بدون محاسبه حتی یک امتیاز از موارد تشویق؟

ج)در نظر نگرفتن محل تامین اعتبار طرح ودر نتیجه خارج شدن ناعادلانه سی درصد از مشمولین طرح حتی با کسب امتیازی بسیار بالاتر از هفتصد؟

د) اختلاف عظیم دریافتی بین دهک های پایین وبالا در درون طرح به صورت دریافت کامل یا عدم دریافت به خاطر تنها یک امتیاز؟

ذ)دامن زدن به انتقال وجابجایی معلمین به دلیل اجرای ناقص ودر صدی طرح وتفاوت در سطوح برخورداری نواحی؟

بالاخره قرار دادن تمام مقاطع تحصیلی در کنار هم/روشن وصریح نبودن مفاد طرح/عدم توجه به نقش متفاوت  بخشهای درون سازمان در پرسه تعلیم وتربیت وچالشهای بسیار که بر شما پوشیده نیست .همگیر شدن و یا تعدیل سریع آن تازمانی که طرح خدمات کشوری تصویب

و اجرا شود را می طلبد . جامعه فرهنگی کشور بی صبرانه منتظر عملی نمودن قولی است که شما در مجلس  شورای اسلامی برای عادلانه شدن  این طرح دادید.

واسلام

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 21:13 توسط یکی از چند صدای معلم |

معلمان فقیراند یا غنی؟شما بگویید

 

خط فقر چند است؟

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس تاکید میکند: متوسط خط فقر خانوارهای شهری و روستایی 300 هزار تومان است. به گفته شاهی عربلو حداقل حقوق کارکنان دولت بر اساس لایحه مدیریت خدمات کشوری افزایش می یابد.
هم چنین رئیس کمیسیون عالی شوراهای اسلامی کار می گوید: سال هاست کارگران خجالت زده خانواده شان بوده و هستند و در این راستا بسیاری از فرزندان کارگر نتوانسته اند، تحصیلات خود را ادامه دهند. پرویز احمدی افزود: دستمزد کمتر از 200 هزار تومان تضییع حقوق کارگران است چرا که در سال 84 پاسخگوی حداقل های یک خانواده کارگری نبود.
 با این حساب من فکر می کنم که دریافتی اغلب معلمان زیر این خط بوده و فقیراند؟نظر شما چیه؟ایا بازهم می شود از اصلاح و پیشرفت نظام اموزشی صحبت کرد؟یا باید به فکر شغل دوم و معیشت زن وبچه بود؟
 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:29 توسط یکی از چند صدای معلم |

تحلیلی از مناسک حج

 

به مناسبت فرا رسیدن عید قربان

 تقدیم به تمامی عاشقان!

جشن پیروزی بگیر،از احرام بیرون آی،لباس زندگی بپوش،عطر بزن،آرایش کن،همسرت را در آغوش گیر،آزادی،انسانی،بر منی چیره ای،فاتح ابلیسی،چه

می گویم؟ابراهیمی!

اکنون تا آن جا رسیده ای که می توانی در راه او اسماعیلت را قربانی کنی!...

بدان که چه می کنی و چرا؟ظاهر این اعمال تو را در خود گم نکند،از معنی ها غافل نمانی...

حج معانی کن نه حج مناسک،این جا همه چیز به نبت وابسته است...

 

در حج اگر نیت نباشد،هیچ است.مجموعه ی حرکاتی که هیچ سودی ندارد.این مناسک همه اشاره است،نشانه است،رمز است.کسی که نداند سجود چیست فقط پیشانی اش را خاکی کرده است.کسی که نداند در این مناسک چه می کند؟از مکه فقط سوغات آورده است.چمدانش پر است و خودش خالی!

در حج،تو توحید را،عمل می کنی،با طواف،

آوارگی و تلاش هاجر را بیان می کنی،با سعی،

و ازکعبه تا عرفات،هبوط آدم را،

و ازعرفات تا منی،تاریخ را،فلسفه ی خلقت انسان را،

و سیر اندیشه از علم تا عشق را،و معراج روح،از خاک تا خدا را،

و در منی،آخرین مرحله ی کمال را و ایده آل را،آزادی مطلق را،بندگی مطلق را،ابراهیم را،

و اکنون در منی هستی،ابراهیمی،و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای،

اسماعیل تو کیست؟ چیست؟

مقامت؟آبرویت؟موقعیتت؟شغلت؟پولت؟خانه ات؟باغت؟اتومبیلت؟معشوقت؟

خانواده ات؟علمت؟درجه ات؟هنرت؟روحانیتت؟لباست؟نامت؟نشانت؟جانت؟

جوانیت؟زیبائی ات؟یا...؟

من چه می دانم؟این را تو خود می دانی،تو خود آن را،او را- هر چه هست و هر که هست - باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی،

من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم:

آن چه تو را،در راه ایمان،ضعیف می کند،آن چه تو را در رفتن ،به ماندن،

می خواند،

آن چه تو را،در راه مسئولیت به تردید می افکند،آن چه تو را به خود بسته است و نگه داشته است،آن چه دلبستگی اش نمی گذارد تا پیام را بشنوی،تا حقیقت را اعتراف کنی،آن چه تو را به فرار می خواند،آن چه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند،و عشق به او ،کور و کرت میکند ابراهیمی یی و ضعف اسماعیلی ات،تو را بازیچه ی ابلیس می سازد.در قله ی بلند شرفی وسراپا فخر و فضیلت،در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش،از بلندی فرودمی آیی،برای از دست ندادنش،همه ی دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست میدهی،

او اسماعیل توست،اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد،یا یک شی،یا یک حالت،یک وضع،و حتی،یک نقطه ی ضعف!

اما اسماعیل ابراهیم پسرش بود...

اسماعیل، برای ابراهیم، تنها یک پسر،برای پدر،نبود،

پایان یک عمر انتظار بود،

پاداش یک قرن رنج،

ثمره ی یک زندگی پر ماجرا،

تنها پسر یک پدر پیر،

و نویدی عزیز،پس از نومیدی تلخ...

پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است،

و هنگامی آمده است که پدر، انتظارش را نداشته است!

اسماعیل،اکنون نهالی برومند شده است،جوانی جان ابراهیم،تنها ثمر زندگی ابراهیم،تمامی عشق و امید و لذت پیوند ابراهیم!

ابراهیم!به دو دست خویش،کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکش!

مگر می توان با کلمات، وحشت این پدر را در ضربه ی آن پیام وصف کرد؟

اگر می بودیم و می دیدیم،احساس نمی کردیم،اندازه ی درد در خیال نمی گنجد!

ابراهیم، بنده ی خاضع خدا و انسان عاصی تاریخ بشر،برای نخستین بار در عمر طولانی اش،از وحشت می لرزد،قهرمان پولادین رسالت ذوب می شود،و

بت شکن عظیم تاریخ،در هم می شکند،از تصور پیام،وحشت می کند،اما،فرمان فرمان خداوند است.

جنگ!بزرگترین جنگ،جنگ در خویش،جهاد اکبر!

فاتح عظیم ترین نبرد تاریخ،اکنون،مغلوب،ضعیف،ترسیده،آشفته و بیچاره!

جنگ،جنگ میان خدا و اسماعیل،در ابراهیم.

دشواری انتخاب!

کدامین را انتخاب می کنی؟ابراهیم!

و...

 

برگرفته از کتاب:تحلیلی از مناسک حج - اثر معلم شهید دکتر علی شریعتی صص141 تا 149  - چاپخانه ی سحاب 1370 - انتشارات الهام

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 2:47 توسط یکی از چند صدای معلم |

تحلیل ابراهیم یزدی برای خروج از بحران هسته ای

 

ابراهيم يزدي: سه گام براي خروج از بحران هسته اي

     سفر رييس‌جمهور و هيات همراه ايشان به مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ايراد سخنراني و چندين مصاحبه‌ي مطبوعاتي به پايان رسيد. در توضيح هدف يا اهداف اين سفر و دستاوردهاي آن بايد گفت:
     اولا" : براي رئيس‌جمهوري كه آشنايي مستقيمي با كشورهاي غربي و آمريكا نداشته ، سفر به آمريكا به مناسبت مجمع عمومي سازمان ملل و تجربه‌‌ي دست اول از محيط و شرايط اجتماعي و تعامل با رهبران كشورهاي ديگر ، مثبت و آموزنده است.
     ثانياً : براي رييس‌جمهوري كه سخن اصلي‌اش در دوران مبارزات انتخاباتي ساده‌زيستي و صرفه‌جويي در هزينه بوده ، همراهي هيئت يك‌صد نفره، بحث‌انگيز است. آيا توجيهي براي اين تعداد همراه وجود دارد؟ بهتر است رييس‌جمهور گزارشي از هزينه‌هاي اين سفر به كابينه‌ي 70 ميليوني خود ارايه بدهند!
     سخنان رييس‌جمهور در اين سفر و سخنراني‌ها و مصاحبه‌ها، سه محور اصلي و قابل توجه داشت‌:    اول؛ اعلام علني و شفاف اعتقاد و ايمان به مهدي موعود (عج) ؛ و درخواست از خداوند براي تعجيل در ظهور ایشان. اگر چه ابراز چنين اعتقادي حق هر انساني است، اما هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد. مصلحت آن بود كه اگر مي‌خواستند به‌عنوان رييس‌جمهور مكتبي و مذهبي سخني از دين و مذهب به ميان آورند با قرائت آيات مبين خداوند ، دعوت از اهل كتاب و ساير دگرانديشان ، گردهمايي بر محورهاي مشترك را مطرح مي‌كردند‌.
     دوم ؛ بخش عمده‌‌اي از سخنان ايشان، در مورد ناعادلانه و زورمدار بودن نظام جهاني و ضرورت تغيير و تحول در سازمان ملل متحد براساس عدالت، مهرورزي و ايجاد توازن در تركيب قوا در نهادهاي بين‌المللي بود. اين سخنان بي‌‌ترديد حق است و بايد گفته مي‌شد. اما سخنان تازه‌‌اي نبود . در گزارش كوفي عنان، تحت عنوان «تغيير مسير سازمان ملل، فرصت‌ها و چالش‌هاي آينده» ماه‌ها پيش متن كامل آن منتشر گرديده ، نكات فراواني در همين محور و ساير محورها، همراه با پيشنهاداتي جهت بهبود وضع سازمان ملل متحد و افزايش استقلال و كارآمدي آن ديده مي‌شود. حق آن بود كه رييس‌جمهوری ضمن ارزيابي وضعيت سازمان ملل متحد به گزارش كوفي عنان نيز اشاره و از آن حمايت مي‌كردند ، به‌خصوص كه آمريكا و ساير دول مقتدر غربي با بسياري از پيشنهادات اصلاحي دبيركل سازمان ملل مخالفت ورزيدند. اما تاثير سخنان رييس‌جمهوری درباره‌ي عدالت و مهرورزي در مخاطبينشان تابع قانون‌مندي‌هاي جهان‌شمولي مي‌باشد كه در راس آن‌ها هماهنگي ميان گفتارها و كردارها است‌.
     خداوند مي‌فرمايد: لم تقولون ما لا تفعلون ـ كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون. (
چرا چيزي را مي‌گوييد كه بدان عمل نمي‌كنيد. گناه سختي است نزد پروردگار كه سخني را بگوييد كه عمل نمي‌كنيد.) و هم‌چنين مي‌فرمايد: اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم؟ (آيا آدميان را به نيكي دعوت مي‌كنيد و خودتان را فراموش مي‌كنيد؟!)
     شرط تاثيرات مثبت چنين سخنان حقي، ارايه‌ي الگو و نمونه در كشور خودمان مي‌باشد. آيا در دولت آقاي احمدي‌نژاد، عدالت و مهرورزي براي تمام شهروندان ملت 70 ميليوني رعايت خواهد شد؟ اميدواريم!
     سوم ؛ بخش ديگري از سخنان آقاي احمدي‌نژاد، و مهم‌ترين آن، اولاً : دعوت از نهادهاي دولتي و خصوصي كشورهاي خارجي براي مشاركت در فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران بود. ثانياً : تهديد به اين‌كه اگر نظر ايران تامين نشود، ايران برنامه‌هاي هسته‌اي خود را در تمام زمينه‌ها مورد تجديدنظر قرار مي‌دهد و دامنه‌ي آن را گسترش خواهد داد. ايشان هم‌چنين بر حق ايران در دستيابي به دانش و فن‌آوري هسته‌اي براي مقاصد صلح‌آميز و مغايرت آموزه‌هاي ديني، با توليد سلاح‌هاي هسته‌اي تاكيد مجدد كردند .
     با توجه به تبليغات گسترده درباره‌ي پيشنهادات جديد ايران، بسياري از مقامات برجسته و مسوِول در اروپا و آمريكا و آژانس بين‌المللي و محافل خبري جهان با علاقه‌مندي و كنجكاوري به سخنان ايشان گوش فرا دادند. اما واكنش آن‌ها، در مجموع نامطلوب بود و آن را «نااميد كننده» و «غيرمفيد» خواندند .
     اما در ارزيابي اين سفر بايد خاطرنشان كرد كه اولا": تعيين اهداف سياست‌هاي راهبردي ايران، در سطح ملي و بين‌المللي به موجب قانون اساسي از وظايف شوراي عالي امنيت ملي كشورمان مي‌باشد، نه رييس‌جمهور و هيات همراهش ! ثانيا": ارزيابي هر عملي معمولاً براساس اهداف از قبل تعيين شده‌ي آن صورت مي‌گيرد
بنابراين در اين‌جا بايد ديد اهداف مورد نظر اين برنامه چه بوده و آيا اين سفر و اجراي اين برنامه ايران را به آن اهداف نزديك كرده است يا خير؟
     پيشنهاد و دعوت از دولت‌ها و شركت‌هاي خصوصي غربي به حضور و مشاركت در فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، در شرايط كنوني جهان، شايد راه حل مناسب و مفيدي براي خروج از بحران كنوني و جلوگيري از شدت گرفتن آن محسوب گردد. اگر در شرايط متفاوتي اين پيشنهاد مطرح مي‌شد، شايد مورد استقبال قرار مي‌گرفت. اگر مقدمه‌ي سخنان رييس‌جمهور لحن پرخاش‌جويانه و چالش‌طلبانه نداشت و از منطق و زبان ديپلماسي استفاده مي‌شد، شايد واكنش‌ها اين اندازه منفي نبود. از اين گذشته اگر چه طرح ارايه شده، علي‌القاعده مي‌بايستي در شوراي عالي امنيت ملي تصويب شده و به تاييد مقام رهبري رسيده باشد، اما به‌هرحال به موجب نص صريح قانون اساسي، ارايه‌ي آن نياز به تصويب مجلس شوراي اسلامي دارد. اما صرف نظر از اين نكته‌ ، اگر هدف مورد نظر در اين طرح، خروج از بن‌بست مذاكرات با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و اتحاديه‌ي اروپا و در نتيجه كاهش خطرات تهديد كننده بوده ، بايد با صراحت اذعان كرد كه اين اهداف نه تنها تامين نشده بلكه برعكس موجب واكنش‌هاي تند و شديد هم شده است. تا آن‌جا كه اين پيشنهادات ظاهراً نظر هيچ يك از دولت‌ها و نهادها و مقامات خارجي مورد نظر را به خود جلب نكرده است. اما اگر هدف اين بوده كه تقابل و درگيري ميان ايران و جامعه‌ي جهاني شدت پيدا كند و تنش‌ها و التهابات افزون گردد تا زمينه‌ي بهانه براي برخي اقدامات تند فراهم شود ، مي‌توان گفت به طور نسبي موفق شده‌اند‌.
     يكي از اجزاي ديگر سياست جديد دولت «نگاه به شرق» و جنب و جوش ديپلماسي مشهود با هند، آفريقاي جنوبي و چين است. اين دولت‌ها اگر چه با ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد به طور شفاف و علني مخالفت كرده‌اند، اما واكنش آنان به پيشنهاد جديد ايران بي‌تفاوتي و يا منفي بوده است.
     اكنون بيش از هر زمان ديگري ايران در صحنه‌ي جهاني تنها مانده است و جامعه‌ي جهاني براي ارجاع پرونده‌ي فعاليت هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد به اجماع نظر نزديك شده است
     كشورهاي اروپايي و چين و روسيه، هر يك، بنا به دلايلي، به مصلحت ملي خود نمي‌دانند كه پرونده‌ي ايران به سازمان ملل ارسال گردد. اما اگر چنين تصميمي اتخاذ شود، قطعاً پيامدهاي بسيار گسترده‌اي به زيان ايران در پي خواهد داشت.
      ممكن است برخي از صاحب‌نظران موِثر درون حاكميت ايران بر اين اميد باشند، كه قطعنامه ‌ي عليه ايران از شوراي امنيت سازمان ملل متحد، با وتوي كشورهاي صاحب اين حق روبه‌رو شود. به‌طور مشخص آيا احتمال آن هست كه روسيه و چين قطعنامه را وتو كنند؟ شواهد و قراين حاكي از آن است كه چنين احتمالي بسيار ضعيف يا برابر منفي است. ايران هر قدر هم بخواهد با صرف هزينه‌هاي فراوان از درآمدهاي نفتي خود، نظر چين را جلب كند ، روابط اقتصادي ميان چين و آمريكا آن قدر گسترده و عظيم است ، كه سخاوتمندي ايران نمي‌تواند براي چين جالب باشد . اما روسيه به كرات از مواضع آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي و اتحاديه‌ي اروپا در مورد فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران حمايت كرده و ايران را به تمكين از توافق‌ها فراخوانده است. چطور انتظار دارند، روسيه از حق وتوي خود به نفع ايران استفاده كند. در صورت ارجاع پرونده‌ ي ايران به سازمان ملل، و طرح آن در شوراي امنيت، چين و روسيه در موقعيت ناخوشايندي قرار خواهند گرفت. زيرا از يك طرف نمي‌خواهند با آمريكا همراه شوند ولي از طرف ديگر منافع آن‌ها ايجاب نمي‌كند رودرروي آمريكا بايستند و از حق وتوي خود استفاده كنند. و اگر نتوانند در شوراي حكام جلوي ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت را بگيرند احتمالا" ، اين دو كشور در جلسه راي‌گيري حضور پيدا نخواهند كرد.
     اما واكنش دولت‌هاي صاحب حق وتو در شوراي امنيت، به لحن و محتواي قطعنامه بستگي دارد. اگر قطعنامه، بر طبق نظر آمريكا تدوين شود و ايران را به توقف كامل تمامي فعاليت‌هاي هسته‌اي‌اش فرا بخواند، احتمالاً با مخالفت و مقاومت فرانسه، چين و روسيه و ساير اعضاي شوراي امنيت روبه‌رو خواهد شد. اما اگر قعطنامه در چارچوب نظرات اروپا، كه در طي مذاكرات و توافق‌نامه‌ يا تفاهم‌نامه‌ها ميان ايران و اروپا منعكس مي‌باشد تنظيم گردد، به احتمال بسيار زياد تصويب خواهد رسيد.
در آن صورت قطعنامه ممكن است ايران را تنها به توقف كامل توليد چرخه سوخت هسته‌اي از جمله، و به‌خصوص غني‌سازي اورانيوم، فرا بخواند و در صورت عدم تمكين ايران، مجازات‌هاي اقتصادي، سياسي، ديپلماتيك و نظامي پيش‌بيني و مقرر گردد.
     تحريم اقتصادي آمريكا عليه ايران، اگر در همان سطح و صورتي كه در زمان گروگان‌گيري اعمال شده است، باشد چندان موِثر نخواهد بود زيرا ساير كشورها موظف به هماهنگي با تحريم آمريكا نبودند. اما به احتمال بسيار زياد، محاصره اقتصادي مصوب شوراي امنيت سازمان ملل، به مراتب وسيع‌تر و نافذ‌تر از تحريم يك جانبه‌ي آمريكا عليه ايران خواهد بود. تحريم اقتصادي شوراي امنيت هم‌چنين به احتمالي شامل تحريم صادرات نفت ايران و واردات برخي از كالاهاي استراتژيك نيز خواهد بود.
     در مورد دامنه‌ي تحريم‌هاي اقتصادي ميان آمريكا با اروپا و شايد چين و روسيه نيز اختلاف‌نظر‌هاي جدي وجود دارد. تحريم صادرات نفت ايران و كاهش عرضه‌ي آن بدون شك بر قيمت پايه‌ي نفت در بازارهاي جهان تاثير گذاشته و هزينه‌ي كشورهاي صنعتي مصرف كننده‌ي نفت را بالا خواهد برد. در حالي كه شركت‌هاي نفتي آمريكايي، بيش‌ترين بهره‌مندي را از بالا رفتن قيمت نفت خواهند داشت، كشورهاي صنعتي اروپاي غربي و چين و ژاپن، عمده‌ترين خريداران نفت «خاورميانه» و ايران هستند. بنابراين يكي از دغدغه‌هاي كشورهاي اروپا در ارجاع پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت ، احتمال تحريم صادرات نفت ايران و كاهش عرضه و بالا رفتن بهاي نفت است. اگر ايران و اروپا نتوانند به توافق برسند و راهي جز ارجاع پرونده‌ي ايران به سازمان ملل باقي نماند، در آن صورت ممكن است با نظر آمريكا، كشورهاي عربستان و كويت صادرات نفت خود را بالا ببرند و جبران توقف عرضه‌ي نفت ايران را بنمايند، به طوري كه در روند عرضه‌ي نفت به بازار تغييري پيدا نشود. و نظر موافق اروپا، چين و ژاپن هم جلب گردد.
     اما تحريم صادرات نفت ايران، با پيامدهاي ديگري براي كشورهاي طرف تجارت با ايران نيز همراه خواهد بود. به‌هرحال، اين كشورها بازارهاي خود را در ايران از دست خواهند داد.
     از طرف ديگر، تحريم اقتصادي ايران، بدون تحريم فروش نفت، تاثير چنداني در اقتصاد ايران بر جاي نخواهد گذاشت. اما اگر، به‌هرحال اروپا و آمريكا، چين، ژاپن و روسيه، بر سر تحريم ايران به نوعي به توافق برسند، در آن صورت بايد در انتظار عوارض و عواقب گسترده‌ي آن، بر نه تنها وضعيت اقتصادي، بلكه مناسبات سياسي و اجتماعي ايران بود .
     در كشوري كه بخش عمده و اصلي بودجه‌ي آن از درآمد نفت تامين مي‌شود، قطع چنين درآمدي فاجعه آفرين است. در مرحله‌ي اول
بيش‌ترين هزينه را مردم عادي ، به‌خصوص قشرهاي كم درآمد و آسيب‌پذير خواهند پرداخت.
در آن صورت دو واكنش قابل بررسي است. واكنش اول، احتمال بروز شورش‌هاي خودجوش مستمندان و قشرهاي آسيب‌پذير خواهد بود. اما پيامدها محدود به اين قشر نخواهد بود. اگر قرار بشود تحريم اقتصادي ايران شامل فروش فراورده‌هاي نفتي نظير بنزين به ايران نيز بشود، تصور ابعاد گسترده‌ي پي‌آمدهاي آن در حمل و نقل جاده‌اي و شهري و كارخانجات چندان مشكل نمي‌باشد.

     در قطعنامه عليه ايران و به منظور اجراي آن، ممكن است عمليات نظامي محدود نيز تصويب شود. اين عمليات ممكن است با اهداف معين در دو محدوده صورت گيرد: محدوده‌ي اول ـ موشك باران مراكز هسته‌اي ايران ، و دوم جلوگيري از رفت آمد كشتي‌ها به مقصد يا از مبدا ايران.

     اما در صورت صدور قطعنامه عليه ايران و اعمال تحريم‌ها، ممكن است واكنش‌هاي خودجوش احتمالي، تشديد سركوب و فشار سياسي را به‌دنبال داشته باشد.
بررسي عملكرد دوساله‌ي جرياني كه اكنون قواي سه گانه را به طور كامل در دست گرفته است، و در سطوح اجرايي آن را گسترش مي‌دهد و ماهيت و عملكرد مديريت پادگاني و ادبياتي كه مرتب از آن استفاده مي‌شود، احتمال تشديد فشارهاي سياسي را در ذهن زنده مي‌سازد. تكيه‌ي مرتب بر زنده كردن ادبيات سياسي اوايل انقلاب، غير از مسايل ساده‌‌زيستي رهبران و مديران و حمايت از مستمندان ، يادآور نكات ديگري نيز مي‌باشد كه از آن جمله است : بهره‌مندي از تهديدها و فشارهاي خارجي، براي بستن فضاي سياسي داخل كشور به منظور تثبيت قدرت به‌دست آمده. البته اين‌ها هيچ يك معادل تثبيت قدرت به دست آمده نيست. مگر آن كه به موجب تمهيداتي خاص از جمله تشديد فشارهاي سياسي، به بهانه‌ي بالا گرفتن تهديدهاي خارجي، قدرت به‌دست آمده تثبيت و اوضاع غيرقابل برگشت بشود.
در آن صورت بر فاصله‌ي ملت ـ دولت به‌شدت افزوده مي‌شود و اين شكاف به عميق‌ترين حد خود خواهد رسيد، كه بر وخامت اوضاع و ابعاد خطرات تهديد كننده‌ي داخلي و خارجي بسي خواهد افزود.
     اما ايران چه واكنشي به اين عمليات نظامي محدود مي‌تواند نشان بدهد ؟
در هر اختلاف يا تقابلي ميان دو كشور، هنگامي كه مقابله از سطح سياسي و ديپلماسي به سطح نظامي تحول پيدا مي‌كند، شرايط، وضعيت و نوع عمليات نظامي نتيجه‌ي تقابل و رودررويي را معين مي‌نمايد. اگر عمليات نظامي به‌صورت يك جنگ كلاسيك ميان دو ارتش كلاسيك رخ بدهد، ارتش قوي‌تر از حيث نفرات و تجهيزات برنده است و اگر قدرت هر دو ارتش برابر باشد، ارتشي كه روحيه‌ي بهتر و بالاتري دارد پيروز مي‌شود و اگر هر دو ارتش روحيه‌اي قوي و برابر داشته باشد، آن ارتش كه پشت جبهه‌اش محكم است ، دست بالا را خواهد داشت. اما عمليات احتمالي نظامي محدود عليه ايران يا هوايي است يا دريايي است. در هر دو مورد امكان عمليات موِثر توسط ايران محدود است. مگر آن كه ايران دست به مقابله‌ي غيرمستقيم بزند. يعني به منافع آن‌ها در ديگر نقاط جهان يا منطقه آسيب وارد سازد. منابع خبري از قول فرمانده‌ي سپاه نقل كرده‌اند كه هرگونه فشار سياسي و اقتصادي به ايران از سوي هر قدرتي با عكس‌العمل شديد اين كشور روبه‌رو خواهد شد. در هر دو صورت اولا:عمليات نظامي عليه ايران از هدف‌هاي ياد شده فراتر خواهد رفت و مراكز استراتژيك ديگري را در داخل ايران نيز در برخواهد گرفت. ثانياً : ابعاد تقابل بسيار گسترده شده و از سطح ملي و منطقه‌اي فراتر خواهد رفت. بروز چنان وضعيتي به نفع كدام يك از طرف‌هاي درگير خواهد بود؟ ايران يا آمريكا؟
     ممكن است نهادها و نيروهايي در دو طرف، خواهان رسيدن به چنان وضعيتي باشند و آن را به نفع تثبيت قدرت خود بدانند، و براي آن برنامه‌ريزي كنند. اما تا آن‌جا كه به ايران مربوط مي‌شود، بروز چنان وضعيتي نه به نفع منافع ملي كشورمان مي‌باشد و نه به نفع نظام جمهوري اسلامي و نه حتي در جهت تثبيت قدرت حاكمان كنوني.به‌نظر نمي‌رسد شرايط بين‌المللي اجازه و امكان اين نوع عمليات را بدهد و آن را تحمل كند. توزان نيروها در داخل نيز اجازه‌ي برخي بلندپروازي‌ها و حادثه‌جويي‌ها را نمي‌دهد‌.
     علي‌رغم اين‌كه بعد از سخنان آقاي احمدي‌نژاد در سازمان ملل وزراي امورخارجه هر سه كشور اروپايي طرف مذاكره با ايران، آن را «نااميد كننده» و «غيرسودمند» يافتند و اظهار داشتند كه: هيچ راه ديگري غير از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت را پيش پاي اروپا قرار نمي‌دهد» ، اروپا هم‌چنان به كوشش ديپلماتيك خود ادامه داد، و در نهايت به جاي ارجاع فوري پرونده‌ي هسته‌اي به سازمان ملل، در آخرين قطعنامه‌ي خود، با لحن تند و شديدي به ايران تا نشست بعدي شوراي حكام در آبان ماه تمامي فعاليت‌هاي مربوط به دستيابي به سوخت اتمي را به طور كامل و دايمي تعطيل نمايد. در غير اين صورت پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت ارسال خواهد شد. آن چه در تصويب اين قطعنامه مهم و جالب است، راي ممتنع، كشورهاي آفريقاي جنوبي، روسيه و چين و راي موافق هند مي‌باشد. مقامات ايراني روي مواضع اين كشورها خيلي حساب كرده بودند. بعد از شروع به كار دولت جديد و اتخاذ سياست به اصطلاح گردش به شرق، و اقدامات تاكتيكي و اعطاي امتيازات اقتصادي باور كرده بودند كه «اين كشورها در برابر ارجاع پرونده‌ ي ايران به شوراي امنيت در برابر اروپا جدي برخورد كردند». راي ممتنع چين هم‌چنين نشان داد كه در الگوي چيني «فرزانگي ديپلماسي» در محور منافع ملي جايگاه ويژه ندارد. اين قطعنامه آب سردي بر تلاش‌هاي ديپلمات‌هاي ايراني طرف گفت‌وگو با آژانس بين‌المللي و اتحاديه‌ ي اروپا محسوب مي‌شود
     جمهوري اسلامي ايران در گذشته با دو بحران بزرگ روبه‌رو شد: گروگان‌گيري و جنگ.
بحران پرونده‌ي هسته‌اي ايران در صورتي كه با درايت و فرزانگي مهار نشود و سياست واقع‌بينانه‌اي جايگزين روش‌هاي كنوني نشود پيامدهاي آن به مراتب وسيع‌تر و عميق‌تر از دو بحران گذشته خواهد بود ‌.
ايران چه واكنشي مي‌تواند نشان دهد؟ اكنون توپ را به زمين ايران انداخته‌اند اگر ايران طبق آن‌چه‌ برخي از سخن‌گويان وابسته به حاكمان گفته‌اند در واكنش به قطعنامه از ان.پي.تي خارج شود يا امضاي خود را در مورد پروتكل الحاقي پس بگيرد و يا نه تنها به فعاليت هسته‌اي اصفهان ادامه دهد بلكه همان طور كه گفته‌اند فعاليت‌هاي هسته‌اي نطنز را آغاز نمايد بي‌ترديد بحران تشديد خواهد شد و ايران با يك رودروريي تمام عيار روبه‌رو مي‌گردد كه به هيچ وجه در چارچوب منافع و مصالح ايران نمي‌گنجد.
     تا آن‌جا كه مساله به منافع و مصالح ملي ايران مربوط مي‌شود، فرزانگي و دورانديشي حكم مي‌كند كه:
1- ايران، مذاكرات با اروپا را به منظور دستيابي به يك توافق منطقي ادامه دهد. 2- توقف غني‌سازي اورانيوم را بپذيرد و راه را براي راه‌اندازي نيروگاه اتمي بوشهر، هموار سازد. 3 - شرايط متحول مناسبات جهاني به‌گونه‌اي است كه دير يا زود جو مناسب براي از سرگيري غني‌سازي اورانيوم را براي ايران فراهم خواهد ساخت. مهم اين است كه ايران نگذارد بحران كنوني به نقطه‌ي غيرقابل برگشت برسد.

 

منبع: خبرنامه ی گویا

 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 22:59 توسط یکی از چند صدای معلم |

آزادسازي ماهواره از دید برخی نمایندگان مجلس هفتم

مرکز پژوهش های مجلس گزارشی در خصوص چگونگی استفاده از ماهواره تهیه و به کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم ارایه داده است.

     انوشیروان محسنی بندپی؛ عضو فراکسیون خط امام (ره) و نماینده ی نوشهر در این خصوص می گوید: "ماهواره یک دستگاه پیشرفته ی اطلاع رسانی است که باید در اختیار همگان قرار گیرد. هرچند که مجلس هفتم می خواهد با اهداف سیاسی دیش های ماهواره را آزاد کند، اما باز هم این کار برای سیستم اطلاعاتی کشور مفید است شاید زمانی که ماهواره تازه به کشور وارد شده بود، بحث استفاده ی نابهنجار از آن مطرح بود اما امروز این وسیله در کشور علی رغم عدم فرهنگ سازی مسئولان نهادینه شده است در کانال های ماهواره نمی توان فیلترگذاری کرد چون افرادی هستند که دوباره به صورت غیرمجاز از آن استفاده کنند." وی معتقد است که زمانی اصول گرایان با ویدئو نیز چنین برخورد حذفی را کردند اما امروز نتیجه آن چیزی جز وجود ویدئو در همه ی خانه ها و آزاد سازی این وسیله ی اطلاع رسانی نیست.

     عضو کمیسیون فرهنگی و نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی می گوید: "ماهواره به عنوان یک رسانه ی بین المللی که آثار مثبت و منفی دارد، با نگاهی فرهنگی ـ تبلیغی در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی مطرح شده است."

     عماد افروغ؛ رییس کمیسیون فرهنگی و نماینده ی تهران در مجلس شورای اسلامی نیز می گوید: "باید تمام شهروندان از امکانات و قابلیت های ماهواره استفاده کنند و استفاده ی برخی از شهروندان از ماهواره اهانت به حقوق شهروندی است. کلیات طرح آزاد سازی ماهواره در برنامه ی چهارم توسعه ی سیاسی - اقتصادی و فرهنگی به تصویب رسید و در حال حاضر در کمیسیون فرهنگی مورد مطالعه و تحقیقات قرار خواهد گرفت. باید انواع احتمالات درخصوص آزاد سازی ماهواره مورد بررسی قرار گیرد و مطالعات دقیقی در مورد آن صورت گرفته و راهکارهای مناسب اتخاذ شود. ما باید از قسمت های سازنده ماهواره استفاده کنیم و به طور کلی برنامه های ماهواره را نفی نکنیم. "

      به گفته ی عضو ائتلاف آبادگران، تاکنون مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی مطالعات و تحقیقات فنی مناسبی در زمینه ی پخش تصاویر ماهواره از طریق کانال ها و برنامه های تلویزیون و همچنین آزاد سازی دیش های ماهواره انجام داده است. باید صدا و سیما قابلیت و امکانات خود را برای پخش تصاویر ماهواره مطرح کند و بودجه ی لازم در این زمینه بررسی شود. نباید نسبت به ماهواره نگاه سیاه و سفید داشت، یعنی ماهواره را تأیید یا نفی کرد، بلکه باید به آزاد سازی ماهواره نگاه طیفی داشت و براساس این نگاه برنامه ریزی کرد.

     عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با ابراز ناخرسندی از وضعیت موجود از این که برنامه های ماهواره در دسترس تمام شهروندان نیست، انتقاد کرده و می افزاید: "نگاه موجود نسبت به ماهواره واقع بینانه نیست و به نوعی اهانت به شهروندان است."

     وی فرهنگ سازی در خصوص ماهواره را یک بحث ثانویه دانست و اظهار داشت: "امکان استفاده از ماهواره باید در اختیار همه ی شهروندان قرار گیرد."

     محمدتقی رهبر، با بیان این که آزادسازی بی قید و بند ماهواره را نمی پسندیم، اظهار داشت: "امروز بعضی از کشورهای اروپایی از این که رسانه های آمریکایی مردم کشورشان را بمباران تبلیغاتی و اطلاعاتی کرده اند، گله مند هستند و راهکارهایی را به کار می گیرند تا مورد هجوم فرهنگ بیگانه قرار نگیرند. کشور ما نیز مردمش مسلمان طرفدار اخلاق خانواده دینی هستند به همین دلیل رهایی و آزادی بی قید و شرط ماهواره را نمی پذیرند، ما نیز ماهواره را با قید و شرط می پذیریم."

     به گفته ی وی، ما می توانیم از طریق کانال های تلویزیون برنامه های مثبت ماهواره را در اختیار مردم بگذاریم و منعی را در این زمینه نمی بینیم اما در مسأله ی کانال های مستقیم آن ها نمی توانیم کاری انجام دهیم که این مشکل را نیز اگر بتوانیم با فیلتر حل خواهیم کرد.

     ایشان در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا دیش های ماهواره نیز آزاد می شود تا افراد خودشان به طور مستقیم از ماهواره استفاده کنند، تصریح کرد: "آزاد سازی دیش های ماهواره بحث دیگری است که در کمیسیون فرهنگی مطرح است. در این صورت هر کسی در خانه خود می تواند از ماهواره استفاده کند که به نظر می رسد این امر مشکلی را به وجود نیاورد".

     نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز در این خصوص می گوید: "فیلتر گذاری برنامه های ماهواره ای برای کارشناسان امکان پذیر نیست. فقط می توان به طور کلی یک کانال را فیلترگذاری کرد. کارشناسان معتقدند که نمی توان برنامه های کانال های ماهواره ای را فیلترگذاری کرد."

      به گفته ی نماینده ی مشهد و کلات، کشورهای دنیا در ارتباط با ماهواره سه رویکرد متقاوت دارند. تعدادی از کشورهای استفاده ی مستقیم از ماهواره را برای مردم ممنوع می کردند. تعداد دیگری از کشورها، استفاده از ماهواره را آزاد اعلام کرده اند و تعداد دیگری از کشورها به صورت محدود و هدایت شده از برنامه های ماهواره استفاده می کنند.

     آرین منش؛ عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می افزاید: "ما نیز ماهواره را نفی یا تأیید نمی کنیم بلکه رویکرد سوم یعنی استفاده ی هدایت شده ی آن را ازسوی مردم می پسندیم. ماهواره به عنوان یک تکنولوژی برتر است که باید در شرایط کنونی جهانی مردم بدان دسترسی داشته باشند."

 

منبع: گویا 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 12:29 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه ی کروبی به رییس مجلس خبرگان

 

بخشی از نامه ی مهدی کروبی به آیت الله مشکینی درباره ی تغییر روش بررسی صلاحیت خبرگان رهبری

رييس محترم مجلس خبرگان رهبري!

     با تقديم سلام، استحضار داريد كه سومين دوره ی مجلس خبرگان نيز به ماه‌هاي پايانی خود رسيده و تلاش‌هايي از درون اين مجلس براي حفظ شرايط موجود و يا تغييرات اصلاحي در آيين نامه ی انتخابات و به خصوص نحوه ی بررسي صلاحيت كانديدا‌ها آغاز شده است.

     اين جانب ديدگاه‌هاي خود را براي برگزاري هرچه‌باشكوه‌تر انتخابات خبرگان و حضور مردم در آن و افزايش سطح مشاركت مردم و رقابت نخبگان و خبرگان تقديم مي‌دارم به آن اميد كه توجه به نكات مورد اشاره باعث تشكيل دوره ی چهارم خبرگان با پشتوانه ی هرچه‌قوي‌تر مردمي گردد. زيرا حفظ جايگاه مهم و تقويت نقش استثنايي رهبري در اداره ی نظام و سربلندي كشور با حمايت قاطع مردم از نهاد مسوول در زمينه ی انتخاب و نظارت بر شرايط رهبري، ملازمه ی غيرقابل انكار دارد و مشروعيت نظام سياسي كشور پيوند تنگاتنگي با مشاركت عمومي مردم و رقابت نخبگان براي حضور در نهاد‌هاي نظارتي كشور از جمله خبرگان دارد شما مي‌دانيد كه يكي از باشكوه‌ترين انتخابات در نظام جمهوري اسلامي ايران، دوره ی اول انتخابات خبرگان رهبري بود كه به لحاظ درصد شركت‌كنندگان و آراي منتخبان از استثنايي‌ترين انتخابات در كشورمان بود.

     در آن انتخابات، بر اساس آيين ‌نامه‌اي كه توسط فقهاي دوره ی ‌اول شوراي نگهبان تنظيم و به تأييد حضرت امام (ره) رسيد «تشخيص واحد بودن شرايط با گواهي سه نفر از استادان معروف درس خارج از حوزه‌هاي علميه» بود.  

     اين آيين نامه‌ ی هوشمندانه كه در انطباق با ديدگاه‌هاي امام راحل براي جلوگيري از دخالت اركان حكومت در فرآيند انتخابات مردم و سپردن كار به صاحبان صلاحيت تنظيم شده بود، منجر به حضور شخصيت‌هاي طراز اول روحاني به ميان كانديدا‌هاي نمايندگي مجلس خبرگان گرديد و آن مجلس كه داراي قوي‌ترين پشتوانه ی مردمي نيز بود در يكي از حساس‌ترين شرايط كشور با اعتماد به نفس كامل در تصميمي قاطع و عاجل نگراني ناشي از رحلت امام بزرگوار و خالي شدن كرسي ولايت و رهبري را برطرف و يكي از شايسته‌ترين شاگردان امام را به جانشيني ايشان برگزيد، اما متأسفانه يك سال بعد از اين اقدام، در برنامه‌اي از پيش طراحي شده و بدون ارائه‌ي هرگونه دليل كارشناسي، آيين نامه‌ي ‌مورد تأييد امام دچار تغيير ماهوي گرديد و ضوابطي در تعيين صلاحيت نامزد‌هاي خبرگان جايگزين شد كه شبهات و سوالات فراواني را در اذهان مردم ايجاد نمود و نخستين اثر مستقيم آن، كاهش محسوس شركت‌كنندگان، در دوره ی دوم انتخابات خبرگان رهبري و ثبت ركورد‌هاي غيرقابل دفاع در مجموعه ی انتخابات برگزار شده در نظام جمهوري اسلامي ايران بود.

     انبوه سوالات و شبهات كه پيرامون روند تغيير مرجع تشخيص صلاحيت كانديدا‌ها ايجاد شده نشان مي‌دهد كه حضرت عالي هم تا آخرين روز‌هاي افشاي اين روند از انجام آن مستحضر نبوده‌ايد. بنابراين براي پيشگيري از تكرار اين وضعيت اين جانب مواردي را به عرض مي‌رسانم و خواستار عنايت كافي حضرت عالي و حضرات خبرگان براي رفع شبهات و چاره‌انديشي هستم. به اين اميد كه دستاورد توجه به آن چه معروض مي‌گردد، تقويت هرچه بيشتر جايگاه رهبري به واسطه ی برگزاري هرچه باشكوه‌تر انتخابات دوره چهارم خبرگان باشد.

     اين جانب مصدع حضرتعالي مي‌شوم به آن دليل كه اولا": ارادت حضرت عالي به امام راحل و ديدگاه‌هاي مردم‌سالارانه ی ايشان را به خوبي لمس كرده‌ام و ثانيا": از اشراف حضرت عالي بر دستورات ديني و روش مورد عمل امام علي(ع) و ديدگاه آن حضرت درخصوص نقش و سهم مردم در مشروعيت و مقبوليت حكومت اطمينان دارم. ضمن آن كه يقين دارم حضرت عالي، هيأت رييسه و حضرات خبرگان محترم به خوبي تحولات جهاني و شرايط داخلي را زير نظر داريد و با اين جانب هم عقيده هستيد كه در دنياي پرآشوب كنوني، حفظ نظام جز با از بين بردن بستر بي تفاوتي و نااميد‌ي‌ها و افزايش انگيزه ی مردم براي حضور و احساس نقش آفريني در تحولات و تصميم‌گيري‌هاي كشور مقدور نخواهد بود.

     اكنون كه عده‌اي به فكر چاره‌ افتاده‌اند و طرح‌هايي ارايه مي‌نمايند كه بر شكوه انتخابات بيفزايد حق نيست كه عده‌اي ديگر آگاهانه يا بدون توجه به شرايط و اوضاع و احوال فعلي تنها خود را با بررسي زمان برگزاري انتخابات و همزماني آن با انتخابات شوراهاي شهر و روستا سرگرم كنند؛ بلكه شايسته است با نگاهي به گذشته و عنايت كافي به شرايط بحراني احتمالي، بستر هرگونه نااميدي يا احساس عدم تأثيرگذاري رأي مردم در انتخابات مربوط به يكي از مهم ترين نهادهاي كشور يعني مجلس خبرگان را از بين برده و در روندي معكوس نسبت به تغييرات گذشته مردم را مطمئن نماييم بهترين كارشناسان و بي طرف‌ترين ناظران به نمايندگي از طرف آن ها وظايف موضوع اصل 109 قانون اساسي به خصوص حصول اطمينان مستمر از تداوم شرايطي كه به عنوان مجموعه صلاحيت‌هاي مقام رهبري برشمرده شده است را انجام خواهند داد.

     شما به خوبي مي‌دانيد كه رهبري در نظام جمهوري اسلامي نقشي منحصر به فرد دارد و علاوه بر وظايف دائمي همچون تعيين رييس قوه ی قضاييه، انتخاب فقهاي شوراي نگهبان، نصب فرماندهان نظامي و انتظامي، تعيين رييس سازمان صدا و سيما و نيز نظارت عام بر عملكرد قواي سه گانه در بحراني‌ترين شرايط كشور از جمله در برابر دشمني‌هاي خارجي و جنگ‌هاي احتمالي آخرين تصميم توسط ايشان گرفته خواهد شد. چنين جايگاه رفيعي اقتضا مي‌كند كه نهاد ناظر بر رهبري مجموعه‌اي شامل صاحب نظران در رشته‌هاي مختلف باشد. همان طور كه مردم بايد مطمئن باشند بررسي صلاحيت علماي رشته‌هاي گوناگون براي عضويت در خبرگان توسط ناظراني بي طرف و در روندي شفاف و غيرشبهه انگيز انجام خواهد شد. در حالي كه متأسفانه شرایط فعلي نه تنها به كارشناسان رشته‌هاي غيرفقهي اجازه ی حضور در رقابت‌هاي انتخابات خبرگان را نمي‌دهد بلكه در روند تعيين صلاحيت فقهاي معظم نيز، اما و اگرهايي وجود دارد. مردم اكنون حق دارند سوال كنند روند برگزاري نخستين  دوره ی خبرگان كه مهمترين دستاورد آن حفظ آرامش كشور پس از رحلت جانگداز امام بزرگوار و انتخاب رهبري شايسته براي كشور بود چه ايرادي داشته است كه ناگهان عده‌اي به فكر تغيير مرجع بررسي صلاحيت افتادند؟ آيا حوزه‌هاي پرافتخار ديني و صدها عالم فرهيخته و پرهيزكار فعال در آن حوزه‌ها در ايفاي نقش خود در برگزاري نخستين دوره انتخابات خبرگان كوتاهي داشتند كه عده‌اي به فكر تغيير سوال برانگيز مرجع تأييد صلاحيت افتادند؟ آيا در شرایطي كه قطعاً بسياري از عالمان فرهيخته ی انقلابي و داراي احساس مسووليت از شأن فقهي و صلاحيت‌هاي سياسي بالاتر نسبت به بعضي از فقهاي بزرگوار شوراي نگهبان برخوردار هستند، سپردن بررسي صلاحيت ايشان به افرادي همطراز و يا داراي جايگاه ضعيف‌تر، اهانت به شأن ايشان و باعث انصراف و بي انگيزه شدن بسياري از علماي بزرگ از شركت در انتخابات نيست؟ آيا گمان نمي‌كنيد يكي از مهم‌ترين علل شرايط غيرقابل دفاع در انتخابات دومين و سومين دوره خبرگان (كه در بعضي حوزه‌ها تعداد كانديداهاي تأیيد صلاحيت شده دقيقاً به تعداد نمايندگان مورد نياز بود) همين تغيير غيرقابل دفاع در آيين‌نامه ی تأييد صلاحيت كانديداها بوده است؟

     شما به خوبي مي‌دانيد سخن اين جانب تنها ناظر بر شرايط فعلي نيست بلكه معتقدم برنامه‌ريزي‌هاي نظام بايد به گونه‌اي باشد كه به تعبير امام راحل در آينده نيز هيچ‌گونه خدشه‌اي بر جايگاه نهادهاي قانوني مشروعيت و تصميمات آن ها وارد نشود. امام، نظامي را طراحي كرد كه عاشقان امام و پيروان افكار او تداوم آن را آرزو كرده و مي‌كنند. طبيعتاً شرط تداوم و حضور قدرتمندانه ی اين نظام آن است كه مشروعيت و مقبوليت آن به حداكثر و امكان شبهه‌آفريني دشمنان، ترديد دوستان و يا بي تفاوتي گروه‌هايي از مردم به حداقل برسد. در چنين شرايطي چاره‌اي جز رفع شبهه نسبت به برخي موارد وجود ندارد؛ به خصوص آن كه بر اساس قانون اساسي، خبرگان نه تنها وظيفه ی تعيين رهبري بلكه مسووليت شرعي و قانوني نظارت دائم بر عملكرد ايشان و حصول اطمينان از تداوم مجموعه ی صلاحيت‌ها را به عهده دارند. همين امر باعث شد كه در چهارمين سال استقرار نظام جمهوري اسلامي به رغم ميل باطني بسياري از مسوولان، با تأكيد حضرت امام، انتخابات اولين دوره ی خبرگان در يكي از آزادترين صور ممكن برگزار گردد. اكنون جز توجه به راه حل‌هايي كه دلسوزان نظام و انقلاب براي رفع شبهات موجود پيشنهاد مي‌كنند، راهي وجود ندارد.

برخي از اين شبهات و پيشنهادات به شرح زير است:

1- سپردن بررسي صلاحيت كانديداهاي نمايندگي مجلس خبرگان به عده‌اي از افراد منصوب رهبري مي‌تواند شبهاتي در خصوص عدم بي طرفي و يا عدم توانايي منتخبان در انجام دقيق وظيفه ی نظارت بر عملكرد رهبري را به دنبال داشته باشد. در حالي كه در زمان حيات امام و به هنگام انتخاب رهبر بزرگوار فعلي، دوست و دشمن قادر به هيچ‌گونه ترديد و يا شبهه‌افكني در خصوص خبرگان اول كه صلاحيت آن ها توسط علماي برجسته ی حوزه، تأييد و با راي بالاي مردم (انتخاب) شده بودند وجود نداشت. امروز نيز توصيه ی ديني دوري از موضع تهمت و اجتناب از شبهات احتمالي توسط دشمنان و يا ابهام ايجاد شده براي بعضي دوستان ما را بر آن مي‌دارد كه به اصلاح روشي بپردازيم كه به تعبير عده‌اي نشان دهنده ی دايره ی بسته در زمينه ی تاييد صلاحيت و اعمال نظارت است. اين دايره ی بسته كه در اصطلاح حكما و فلاسفه به «دور» تعبير مي‌شود، بدين معناست كه فقهاي بزرگوار منصوب رهبري در شرايط كنوني تعيين‌كننده ی صلاحيت يا عدم صلاحيت فقهاي ديگري هستند كه قرار است بر مقام رهبري نظارت كنند. بديهي است چنين نظراتي از پايه در معرض ترديد است. همان گونه كه تاكنون مجلس خبرگان گزارشي از اعمال حق نظارتي خود به مردم ارايه نكرده است.

2- حتي به فرض اثبات بي طرفي كامل اعضاي شوراي نگهبان با توجه به اين كه در تمام انتخابات گذشته و به احتمال قريب به يقين در انتخابات چهارم، فقهاي شوراي نگهبان خود كانديداي انتخابات بوده‌اند و احتمالاً خواهند بود، سپردن بررسي صلاحيت ساير كانديداها به ايشان به لحاظ منطقي غيرقابل دفاع است. اگر چه متأسفانه با برخي وقايع اخير و ابراز خوشحالي علني بعضي از چهره‌هاي موثر شوراي نگهبان از حذف يك جناح و پيروزي جناح ديگر در انتخابات، هم اكنون اثبات بي طرفي برخي از حضرات مشكل به نظر مي‌رسد. البته نكته ی مورد اشاره ی اين جانب و پيشنهاد سلب اختيار احراز صلاحيت فقهي كانديداهاي عضويت در خبرگان رهبري از شوراي نگهبان در تطابق با قاعده ی عقلاني و فقهي رد شهادت عدول ذي نفع در محاكم و دعاوي مي‌باشد؛ اگر چه قطعاً اهميت موضوع خبرگان كه با سرنوشت نظام و همه ی مردم ارتباط مستقيم دارد در مراتبي بالاتر از دعاوي شخصي و محاكمات عادي قرار دارد و به همان نسبت بايد از قرار گرفتن در موضع تهمت، اجتناب بيشتري به خرج داد. نكته ی جالب توجه آن كه در انتخابات ديگر شوراي محترم نگهبان اعضاي خود را ناگزير از استعفا كرد، اما در انتخاباتي به اهميت خبرگان بازيگر و ناظر نامزد انتخابات و مرجع تعيين صلاحيت نامزدهاي آن يكي است. به نظر اين جانب راه حل اين مسأله تنها بازگشت به آيين نامه ی مورد تأييد امام و سپردن اين امر به نهادی تخصصي يعني حوزه علميه يا فقهاي سرشناس مي‌باشد.

3- مجدداً بر اين نكته تأكيد مي‌كنم كه وظيفه ی رهبري نظام، تنها در محدوده ی قواعد فقهي نيست به همين دليل بود كه بنيانگذار دورانديش جمهوري اسلامي در آخرين مواضع خود و در بازنگري قانون اساسي اعلام كردند مرجعيت، شرط رهبري نيست و اجتهاد براي تصدي اين مقام كفايت مي‌كند. چرا كه مرجعيت بيش از آن كه به احكام سياسي و اجتماعي اسلام نظر داشته باشد معطوف به احكام فردي و ايماني مومنان است اما مقام ولايت و رهبري افزون بر موقعيت ديني و فقهي مقامي كاملاً سياسي و اجتماعي است و ناگزير از تسلط بر علوم انساني جديد.

     اگر چه تسلط بر فقه براي حصول اطمينان از حاكميت احكام ديني در تصميم گيري‌هاي كشوري شرط اصلي احراز جايگاه رهبري است و بر همين اساس حضور فقهاي بزرگوار در مجلس خبرگان، ضرورتي اجتناب‌ناپذير است. اما به هر حال گستردگي وظايف نهاد رهبري در حدي است كه نظارت بر عملكرد اين نهاد، جز به وسيله‌ي مجموعه‌اي از فرهيختگان صاحب‌نظر در رشته‌هاي گوناگون امكان‌پذير نيست. خوشبختانه بسياري از فقهاي بزرگوار و علماي ديني، در علوم جديد، كه تسلط بر آن ها لازمه ی انجام وظايف حكومتي است، نيز صاحب نظر هستند اما اين مساله كافي نيست. به عبارت ديگر سپردن مسووليت نظارت بر حوزه ی گسترده‌اي از تكليف و وظايف به كساني كه حداكثر در فقه و علوم حوزوي صاحب نظر هستند، در مواردي، تكليف مالايطاق است. همان‌طور كه سپردن شناسايي «اعلم در فقه» و « اورع در دين» به كارشناسان ساير رشته‌ها، امري غيرعقلاني و ناپذيرفتني است. لذا اين جانب بر اين اعتقاد هستم كه لازم است در اجابت خواسته ی جدي محافل علمي، سياسي و حتي حوزوي و نيز براي ايجاد اطمينان از كفايت مجلس خبرگان در انجام وظايف گسترده خود فضا براي حضور كانديداهايي كه ممحض{در لغت به معنی خالص و پاک و در اصطلاح خبره}(1) در برخي علوم و فنون ديگر هستند نيز فراهم شود.

     مفهوم حكمراني در جهان امروز مفهومي موسع و جامع است كه در كنار علم فقه به علوم ديگري مانند سياست، اقتصاد، مديريت، حقوق، جامعه‌شناسي و... نيازمند است و كم نيستند نخبگان غيرحوزوي، اما مذهبي و دانشگاهي و انقلابي كه مي‌توانند انبان تجربه و دانش خود را در اختيار مجلس خبرگان قرار دهند. مديران دولت‌هاي انقلاب، استادان دانشگاه، روشنفكران متعهد و مومن از جمله زنان فرهيخته از جمله افرادي هستند كه نظام نبايد خود را از انديشه و تعهد آنان محروم سازد. به راستي اين پرسشي جدي است كه چگونه با نظر و تأييد امام راحل در مجلس خبرگان قانون اساسي (كه متكفل امر عظيم تأسيس نظام جمهوري اسلامي بود) زنان و بانوان حضور داشتند اما امكان راهيابي آنان به مجلس خبرگان رهبري وجود ندارد؟ زنان مومن و مسلمان ايران هم در حوزه‌هاي علميه به درجه ی اجتهاد رسيده‌اند و هم در دانشگاه‌ها و نهادهاي اداري كشور واجد دانش و تجربه شده‌اند و همان‌گونه كه مستحضرید مفهوم عظيم فقه و اجتهاد نه به معناي مصطلح (كه امام فرمودند اجتهاد مصطلح حوزه‌ها كافي نيست) كه به معناي اصيل آن، فهم دين و جهد در راه درك آن است و اين امري نيست كه محدود به مردان يا حوزويان باشد.

     بديهي است مردم هشيار و متدين ايران كه از نقش فقه و فقاهت در اداره ی كشور و شأن فقهي رهبري نظام آگاه هستند در انتخاب خود دقت كافي خواهند داشت و هيچ‌گاه نقش علماي اعلام در تركيب خبرگان كمرنگ نخواهد شد. ضمن آن‌كه مي‌توان به هنگام اصلاح آيين‌نامه انتخاب خبرگان، تدابيري انديشيد كه اين نقش در حد لازم حفظ شود.

     در خاتمه تأكيد مي‌كنم كه پيشنهادات اين‌جانب بيش از آن‌كه ناظر بر وضعيت فعلي و در راستاي حمايت از تلاش برخي از خبرگان محترم در جهت اصلاح آيين‌نامه خبرگان باشد، براي رفع شبهات احتمالي است كه امروز يا در سال‌هاي آينده و يا حتي توسط نسل‌هاي بعد طرح خواهد گرديد و يقين دارم عنايت به اين پيشنهادات بهترين راه براي تقويت جايگاه و شأن رهبري بزرگوار فعلي نظام است كه توسط حضرات فقهاي دوره اول خبرگان به عنوان شايسته‌ترين فرد براي احراز اين مسووليت انتخاب شده‌اند.

     دوام توفيق و سلامت حضرت‌عالي و خبرگان بزرگوار را براي انجام هرچه دقيق‌تر وظايف قانوني و ديني از درگاه قادر متعال مسئلت دارم.

 

(1) توضیح از صدای معلم:(المنجد)

 

منبع خبر: ایسنا

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 22:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

سخنان امام باقر(ع)

 

شهادت باقر العلوم حضرت امام محمد باقر (ع) بر عموم مسلمین ، شیعیان و معلمان عالم تسلیت باد!

 

سخنان امام محمد باقر(ع)

 

* هرکس به خدا توکل کند مغلوب نگردد و هر کس به خدا توسل جوید شکست نخورد.

 

* با شناخت خود راه غرور را بر خود ببند.

 

* درباره ی مردم آن را بگویید که دوست دارید مردم درباره ی شما آن را بگویند.

 

* سستی و کاهلی به دین و دنیا زیان می رساند.

 

* راستی را قبل از گفتار بیاموزید. 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 19:16 توسط یکی از چند صدای معلم |

بوسه ای شیرین

 

بوسه ای بر دست معلم

 

نمی خواهم مطالب این وبلاگ را در حد و اندازه ی یک وب شخصی پایین بیاورم اما  این تجربه ی شخصی  بی ارتباط با ما معلم ها نیست.

     ایام کودکی در یکی از اعیاد دینی به رسم سنت، با پدرم نزد  یکی از علمای شهر رفته و با توصیه ی ایشان برای اولین بار دست آن عالم را بوسیدم که هنوز به درستی آن عمل؛ شک دارم.

در ایام جوانی زمان اولین روز ازدواجم به شکرانه ی زحما ت پدر، برای بار دوم در زندگی، دست ایشان را بوسیدم.

ولی بار سوم از جنسی دیگر بود :

در ایام دبیرستان، دبیر ادبیاتی داشتیم که بسیاری از دانش آموزان به او علاقه ی وافری داشتند. به دلایلی مختلف؛ مثل: وجدان کاری، نظم، سواد، محبت و خیلی صفات خوب دیگر که قلم ازبیان تمامی آن ها عاجز است. من هم مثل دیگران به ایشان ارادتی خاص داشتم و این علاقه حتی روی درس خواندنم هم تاثیر گذاشته بود به طوری که نمره ی امتحان نهایی سال چهارم دبیرستانم در درس ادبیات از نمره ی شاگرد اول کلاسمان هم بالاتر شد.

     سخن کوتاه کنم چند روز پیش با یکی از دوستان در خیابان قدم می زدم، پیرمردی را دیدم که به من سلام می کند، ابتدا فکر کردم اشتباه گرفته ولی خوب که دقت کردم دیدم همان دبیر ادبیات سال ها قبلمان است. باز هم درس اخلاق- بعد از 15 سال جدایی از تحصیل- بر خود لرزیدم . عذر خواهی کرده و بعد از احوال پرسی معمول تقاضایی کردم که از سوی ایشان رد شد.

اجازه دهید دستتان را ببوسم!

 پاسخ دادند:

" چو بر گورم بخواهی بوسه دادن 

                                              رخم را بوسه ده که اکنون همانیم "

     فارغ از بار اول؛ بعد از این بوسه احساس غرور می کنم. گمان می کنم گوشه ای، تنها گوشه ای از زحمات یکی از دبیرانم را جبران کرده ام. 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 17:56 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه ي عمر به يزدگرد سوم ساساني و پاسخ وي

 

آن چه براي آگاهي هم وطنان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه ی نامه ی عمر  خليفه ی دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه ی اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .

از عمر بن الخطاب خلیفه ی مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده ی روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر این که پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا" بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آن ها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، به ما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را به عنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب


از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمین های پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله: عرب ها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت؛ الله اکبر، بدون این که هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای! آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابان های عربستان و انسان های عقب مانده ی بیابان گرد است.

مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه ی زندگی روزمره ی ماست.

زمانی که ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار می خوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زن ها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروان ها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را می دزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم  می کنیم. حال با این همه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو به من می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این به ما کمک می کند تا با همدیگر مهربان تر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن  می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسان ها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و   تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید.

 چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید؟!شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید؟! ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی بازور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا" عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آن ها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدن ها.

من تو را نهی نمی کنم از این که این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زن های ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایی ها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسان های پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آن ها تو و مردم تو را به خاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابان های عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

 

 منبع: ایران ما 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 16:34 توسط یکی از چند صدای معلم |

تأملي بر موضوعات و سؤالات نمايندگان مجلس درطرح يك استيضاح

در روزهاي پاياني دوران رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي ، نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي تلاشهاي گسترده اي را براي استيضاح و بركناري چند تن از وزراي كابينه صورت دادند كه از جمله آنان ، وزير وقت آموزش و پرورش بود . در متن استيضاح آنان كه در جرايد كشور نيز به صورت گسترده اي منعكس شد ، سؤالات و محورهايي مورد توجه و تأكيد قرار گرفته بود كه ــ اكنون كه گرد و غبارها و هيجانات مربوط به ايام پيش از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري فرونشسته است ــ نگاهي مجدد به آنها جالب توجه و عبرت آموز مي تواند باشد .

مطالب زير ، بخشي از گزارشي است كه درپاسخ به سؤالات نمايندگان محترم در حوزه عملكردي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران مربوط مي شده و در همان زمان توسط مديران اين سازمان براي پاسخگويي به مجلس، تهيه و تنظيم گرديده است . گزارشي كه به دليل ناتمام ماندن جريان استيضاح با تأكيد مقام معظم رهبري ، هيچ وقت به مجلس ارائه نشد . اما از آنجا كه خواندن  اين گزارش ، مي تواند در تنوير افكار فرهنگيان و علاقمندان به مسائل آموزش و پرورش مؤثر واقع شده و زمينه ها و روند شكل گيري حركتها و تصميمات مديران را در آن دوره حساس كه مقطعي نسبتاً طولاني از دوران مديريت در اين سازمان را به خود اختصاص داده است  روشن نمايد ، محورهاي اساسي آن را در زير مي آوريم.        متن گزارش:

بسمه تعالي

1- تشكلهاي صنفي معلمان :

بعد از حماسه دوم خرداد و روي كار آمدن جناب آقاي خاتمي رياست محترم جمهوري اسلامي كه با استقبال بي نظير مردم از شعارهاي اصلاح طلبانه ايشان در زمينه توسعه سياسي و بسط جامعه مدني همراه بود ، جامعه بزرگ فرهنگيان تهران نيز با ديدگاهها و گرايشهاي مختلف فكري متأثر از جريان عمومي كل كشور ، در صدد ايجاد تشكلهايي خود جوش برآمدند تا بتواند با بهره گيري از راههاي صحيح و مجاري قانوني موجود ، خواسته هاي صنفي خويش را دنبال نمايند . و سازمان معلمان تهران نيز يكي از همين تشكلها محسوب مي گرديد . اين سازمان پس از كسب مجوز رسمي از وزارت كشور چند جلسه داخلي برگزار نمود و البته مانند ساير تشكلها عموماً از مسئولين داخلي سازمان نيز دعوت بعمل مي آورد و بديهي است ممنوعيتي نيز به لحاظ قانوني براي شركت كاركنان در اوقات فراغت خود (در صورت تمايل) در اين نوع برنامه ها ، وجود نداشت .

در گردهمايي اين سازمان در مركز تربيت معلم شهيد باهنر در سال 82 كه با اخذ مجوز رسمي از وزارت كشور و نيز با تمهيدات كافي و هماهنگي با حراست وزارت آموزش و پرورش در محيطي كاملاً بسته در داخل حياط اين مركز تشكيل شده بود ، دو خواسته محدود و قانوني در چارچوب اختيارات و توان دولت مطرح شده بود:

1-   ضرورت پرداخت يارانه مسكن معلمان كه مدتها مسكوت مانده و به تعويق افتاده بود .

2-   ضرورت پرداخت بن غير نقدي به معلمان .

پس از اتمام گردهمايي مسئولين مكرراً از طريق بلند گو اتمام مراسم را به شركت كنندگان گوشزد نموده و از آنها مي خواهند كه بدون هيچگونه اجتماعي در خارج از سالن ، محل را ترك كنند اما تعدادي از افراد ساير تشكلها كه اتفاقاً مخالف با سياستهاي دولت بودند با اطلاع از زمان گردهمايي و حضور در محل ، از موقعيت سوء استفاده كرده وموفق مي شوند گروهي را به دور خود جمع نموده و به سمت وزارتخانه حركت كنند . اين گروه در طول مسير اقدام به دادن شعارهايي مي نمايند كه اتفاقاً سازمان معلمان تهران با اين شعارها مخالف بوده و اينگونه تجمعات را كه بعداً نيز به اجتماعات ديگري در سطح شهر منجر گرديد ، غير قانوني دانسته و در اطلاعيه هايي كه در آن زمان صادر كرده است آنرا محكوم مي نمايد .

2- انتخاب و چينش نيروها :

سياست كلي اين سازمان ، ملهم از آرمانهاي بلند بنيانگذار جمهوري اسلامي و رهبر معظم انقلاب در رفع محروميت از مناطق جنوبي و ايجاد زمينه هاي رشد و بالندگي استعدادهاي فراوان در اين مناطق بوده ومي باشد ، لذا بر همين مبنا سازمان  از همان آغاز راهبرد اساسي خود را در جهت همين خط  مشي كلي نهاده و تصميم گرفت تا از افراد توانمند و بومي و آشنا به مشكلات و مسائل خاص همان مناطق  براي تصدي مسئوليتها بهره ببرد و لذا از نيروهايي كه داراي سوابق ارزشمندي در زمينه هاي آموزشي و تربيتي بودند براي بر عهده گرفتن مسئوليتها دعوت به عمل آورد و ايشان نيز عليرغم تمامي موانع و مشكلاتي كه در مسير راه وجود داشت با از خود گذشتگي و احساس مسئوليت ، اين وظيفه سنگين را بر دوش گرفته و با نهايت جديت در انجام وظايف محوله كوشيدند كه امروز آمار و ارقام ، حاكي از موفقيتها و پيشرفتهاي شايان آموزشي و پرورشي و شكوفايي چشمگير فرزندان اين مرز و بوم درمناطق جنوبي مي باشد و اين نكته ، يكي از افتخارات اين سازمان در اين مدت محسوب مي گردد . كه در اينجا براي بيشتر روشن شدن اذهان ، شمه اي از موفقيتهاي سازمان در بخش هاي مختلف  بازگو مي شود :   

تغيير ساختار و تمركز زدايي و اقدامات سازمان در اين زمينه :

الف ) ساختار و تشكيلات : در اين زمينه بايد گفت كه در طول سه سال اخير فقط دو بار تشكيلات مناطق تغيير نموده است كه يك مورد در سال 81 در راستاي اجراي طرح تلفيق فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي انجام گرفت و سازمان‌هاي آموزش و پرورش كه در آن زمان اداره كل بودند چندان نقشي در اين زمينه نداشتند بلكه عمده كار از طرف حوزه تشكيلات وزارت آموزش و پرورش با محوريت سازمان مديريت و برنامه‌ريزي انجام پذيرفت.

دومين تغيير در سال 1383 با اجراي سياست‌هاي برنامه سوم در كاهش پست‌هاي اداري و تمركززدايي با توجّه به تشكيل سازمان‌هاي آموزش و پرورش و تفويض اختيارات لازم كه مصوب شورايعالي اداري كه يكي از برنامه‌ي هفتگانه تحول اداري بوده انجام گرفته است و چون مسؤوليت طراحي ساختار به سازمان‌هاي آموزش و پرورش و مديريت و برنامه‌ريزي استان تفويض گرديد در تهران با تشكيل كميته تحول اداري و دعوت از اساتيد دانشگاه پس از برگزاري يك دوره‌ي آموزشي براي كليه دست اندركاران در قالب كميته‌هاي كاري ، ساختار جديد طراحي گرديد كه در نوع خود بي‌نظير بوده چرا كه تاكنون سابقه‌ي مطالعه و بررسي در سطح استان نبوده است

ب) تمركززدايي:از جمله كار‌هاي بسيار موفق دولت جناب آقاي خاتمي در طول سال‌هاي اخير كه با برنامه انجام شده و همچنان ادامه دارد بحث تمركز‌زدايي و تفويض اختيار به واحدهاي اجرايي بوده است كه در آموزش و پرورش نيز در قالب برنامه‌ي مدرسه‌محوري به اين مفهوم كه فعاليت‌هاي اجرايي و برنامه‌ريزي در سطح مدرسه به شوراي مدرسه و انجمن اولياء و مربيان سپرده شود ، به طور پيگير دنبال شده و اين سياست به شدّت مورد استقبال معلّمان و مجموعه پرسنل شاغل در مدارس قرار گرفته است. در سازمان آموزش و پرورش تهران نيز با تشكيل كميته‌ي تحول اداري و كميته‌هاي برنامه‌ريزي با حضور دست‌اندركاران و نيز گروه متخصص از سازمان بهره‌وري مستندسازي فعاليت‌ها انجام و تا با اصلاح فرآيندها با بهره‌مندي از چرخه بهره‌وري مديريت روش‌هاي انجام كار بهينه‌سازي شود كه خوشبختانه توفيقات فراواني با استفاده از فن‌آوري روز به دست آمده است كه نمونه بارز آن در تكريم ارباب‌رجوع با گردش سريع كار مشهود است به عنوان مثال اگر در سال‌هاي گذشته نقل و انتقالات معلّمان با حضور نيروهاي انتظامي و توسل به روابط به سر منزل نهايي مي‌رسيد در سال جاري حتي بدون مراجعه افراد از طريق سايت سازمان به صورت شفاف نقل و انتقالات انجام شد و ديگر خبري از مراجعه فراوان افراد به سازمان نبود و با استقرار نظام پيشنهادات و بهره‌مندي از نظرات و پيشنهادات مجموعه معلّمان و كاركنان هر روز فعاليت واحدها در قالب يك سيستم سازماني با مجموعه خرده سيستم‌هاي خود به روز‌آوري مي‌شود و درنهايت ، با اجراي مديريت مشاركتي كه نظريات دانش‌آموزان، اولياء و معلّمان را به هم پيوند مي‌زند كيفيت برونداد كه همان تعليم و تربيت دانش‌آموزان در هر دوره‌ي تحصيلي با توجّه به اهداف تعيين شده است بهتر و بهتر خواهد شد.

3- فقدان ارتباط تخصصي ومنسجم ! :

در بخشي از نامه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي به اين نكته اشاره شده است كه مسئول سازمان ارتباط تخصصي و منسجم با شوراهاي اصلي آموزشي و پرورشي و مالي و اداري نداشته و فعاليتهاي مديريتي در سازمان از انسجام لازم برخوردار نمي باشد كه اگر چه مصداق روشن و بارزي از اين عدم ارتباط تخصصي و انسجام (به زعم نگارندگان نامه ) ارائه نشده است اما اگر معناي آن اين است كه مدير سازمان اطلاعات و آگاهيهاي همه جانبه و توانايي و تخصص كافي براي ورود كارشناسانه در موضوعات و مسائل آموزش و پرورش ندارند ، ادعايي است  سست و بي پايه چراكه شرط موفقيت در برنامه هاي متعدد آموزشي و پرورشي و توسعه كمي و كيفي سازمان در تمامي ابعاد مورد نظر ، تخصص ، تجربه ، مهارت وكارايي و توانايي رئيس سازمان در ورود كارشناسانه به موضوعات و مسائل آموزش و پرورش و رهبري و مهندسي هوشمندانه  و نظارت و تسلط برجزئيات مراحل پيشرفت كارها و هدايت گام به گام و مرحله به مرحله طرحها و برنامه ها تا رسيدن به هدف غايي است و لذا اگر مدير اين مجموعه عظيم از اين تواناييها برخوردار نبود بي ترديد كارها مختل و بلافاصله تبعات آن در سطح جامعه جلوه گر  مي شد .

امروزآمار و ارقام غير قابل انكار، اتفاقاً ‌عملكرد روشني و اميد بخشي را (برخلاف ادعاي نويسندگان نامه) در اين سازمان در مقابل ديدگان علاقمندان قرار ميدهد به طوري كه در مدت هفت سال و اندي ، مجموعه مديران كارآمد اين سازمان توانسته اند با برنامه ريزي دقيق و منسجم حركت شتاباني را در جهت محقق ساختن راهبردهاي اساسي و زيربنايي آموزش و پرورش و علت يابي معضلات و كاستيها و برطرف كردن آنها (عليرغم مشكلات و محدوديتهاي شديد منابع مالي و ... ) سازمان داده  و تحول كمي و كيفي را در اين نهاد عظيم فرهنگي پايدار نمايند. از آن جمله مي توان به كسب موفقيتهاي بزرگي همچون موارد زير در سطح سازمانهاي آموزش و پرورش كشور اشاره كرد: 

-  كسب رتبه برتر جشنواره علمي خوارزمي

- فراهم ساختن زمينه و بستر رشد و دانش افزايي دانش آموزان در فناوري كامپيوتر و برگزاري مسابقات پرشور روبوكاپ در سطح شهر تهران

-  كيفيت بخشي و رفع محروميت از مناطق جنوبي و ايجاد جهش چشمگير تحصيلي در دانش آموزان اين مناطق به طوري كه هم اكنون دانش آموزان اين مناطق در قبولي و ورود به دانشگاهها گوي سبقت را از مناطق برخوردار ربوده اند

-  گسترده شده فعاليتهاي پرورشي و دستيابي به شاخص هاي متناسب در اين زمينه

- افزايش مؤثر درصد قبولي دانش آموزان و كاهش افت تحصيلي در هر سه مقطع به طوري كه نرخ گذر تحصيلي دانش آموزان تهران در هر سه دوره ، به بالاتر از ميانگين كشوري ارتقاء پيدا كرده است .

-  رونق و اعتبار بخشيدن به آموزش فني و حرفه اي و توسعه كمي و كيفي اين مراكز و فرهنگ سازي و سوق دادن خانواده ها به ادامه تحصيل فرزندانشان در اين مراكز مطابق با راهبردهاي مبنايي دولت خدمتگزار در جهت تربيت نيروهاي كارآفرين و كارآمد براي به گردش در آوردن چرخهاي صنعتي كشور .

-  كسب رتبه قهرمان قهرمانان در رشته هاي ورزشي و تربيت بدني دانش آموزان سراسر كشور

-  توسعه كمي و كيفي فعاليتهاي پرورشي و تربيت بدني و اردوها و ارتقاء رتبه در زمينه فعاليتهاي فرهنگي و تربيتي در اكثر زمينه ها .

-  ارائه طرحها و برنامه هاي متنوع و گوناگون در جهت كيفيت بخشي به آموزش عمومي و اجراي طرحهاي مشترك بين المللي در مدارس با همكاري يونسكو ، توليد محتواي الكترونيك و ...

-  جلب گسترده و شايان توجه مشاركت مردم در امر ساخت و تجهيزمدارس و نظارت و همياري با اوليائ مدرسه در زمينه هاي آموزشي و تربيتي  

-  ساماندهي مؤثر و كارآمد نيروي انساني و كسب رتبه دوم كشوري در اين زمينه و آموزش و دانش افزايي  نيروي انساني در حوزه هاي مختلف شغلي و تخصصي و بويژه كسب مهارتهاي IT

-  تلاشهاي موفق و تأثيرگذار در اصلاح روشهاي اداري ، برقراي نظام پيشنهادها و كسب رتبه فعال در امر تكريم ارباب رجوع

-  كسب موفقيتهاي شايان در حوزه امور بانوان و ارائه طرحهاي متعدد به منظور كيفيت بخشي و توان افزايي زنان ، به طوري كه بسياري از اين طرح ها از طرف وزارت متبوع به عنوان طرح كشوري در سراسر استانهاي كشور به اجرا در آمده و نتايج چشمگيري را به دنبال داشته است .      

اولويتها و دغدغه ها:

بديهي است سازماني به گستردگي شهر تهران همچون ساير نهادهاي اجتماعي و فرهنگي كشور ، بايد داراي دغدغه هاي آموزشي و فرهنگي و اجتماعي بوده و براي رفع اين دغدغه ها چاره انديشي و برنامه ريزي نمايد  . بر همين مبنا ، اين سازمان  براساس راهبردهاي اصولي و مورد تأكيد و حمايت دولت محترم و وزارت آموزش و پرورش كه  براي تحقق توسعه سياسي و فرهنگي در كشور طراحي شده بود ، براي جلوگيري ازگسست بين نسل انقلاب و نسلهاي بعدي و پايدار نمودن ارزشها و علايق و سنتهاي اصيل  و ريشه دار كه از متن و بطن فرهنگ كهن مردم مسلمان اين مرزو بوم ريشه مي گيرد، اقدام به برگزاري يكسري نشستهاي فرهنگي و اجتماعي با حضور افراد و شخصيتهاي برجسته فرهنگي و اجتماعي با ديدگاههاي گوناگون و داراي گرايشهاي مختلف و متنوع فكري  نمود كه حاصل اين جلسات در دوجلد كتاب به چاپ رسيده و سند افتخار اين سازمان در همسويي و حركت آرام و يكنواخت در مسيري كه رياست محترم جمهور براي توسعه سياسي كشور ترسيم نموده بودند محسوب مي گردد.

 نگاهي گذرا به ليست اسامي افراد مدعو و سخنرانان اين گردهمايي ها (كه در هر برنامه با حضور حد اقل دو سخنرا ن موافق و مخالف كه از دو نحله فكري كاملاً متفاوت انتخاب مي شدند ) صدق گفتار اين سازمان و بطلان ادعاي مدعيان را مبني بر سياسي و يكطرفه بودن اين جلسات ، بوضوح اثبات مي كند. خاطر نشان مي نمايد اين گردهمايي ها در همان مدت اندك با استقبال شايان توجه فرهنگيان از هر ديدگاه و گرايش فكري ، مواجه گرديد و حركت و جان تازه اي به اين كالبد فسرده بخشيد  به طوري كه فرهنگيان محترم مكرراً اعتراض خودرا نسبت به تعطيلي اين نشست ها اعلام    نموده اند .

البته اين جهت گيري كلي نه تنها هيچگونه تنافري با پرداختن به وظايف مهم  اين سازمان در زمينه هاي تربيتي و آموزشي  ندارد ، بلكه از ملزومات تعليم و تربيت مدرن امروزي در تمام كشورهاي پيشرفته و موفق و توسعه يافته تلقي مي گردد ؛ نكته اي كه مسئولين نظام در برهه هاي مختلف كشور آنرا گوشزد نموده و بر آن تأكيد كرده اند

منبع:روزنوشت

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 19:9 توسط یکی از چند صدای معلم |

نكته ها(2)

* دست، بالای دست بسیار است.

 

* جهان هر کس، به اندازه ی وسعت فکر اوست.

   

* صاحب همت، هیچ گاه در پیچ و خم زندگی مستاصل نمی شود.

 

* عاقل آن است که اندیشه کند پایان را!

 

* نام نیک زودتر از آنی که بدست می آید از دست می رود.

 

* می توان گل را زیر پا له کرد اما محال است بتوانند عطر آن را در فضا محو کنند.

 

* احمق و پولش زود از هم جدا می شوند.

 

* اندیشه کردن " چه بگویم" بهتر از پشیمانی " چرا گفتم " است.

 

* با داشتن اراده ی قوی، مالک همه چیز هستید.

 

* چون شود دشمن ملایم احتیاط از کف مده

    مکرها در پرده باشد آب زیرکاه را

 

* سواره از حال پیاده خبر ندارد.

 

* توانگری به قناعت است نه به بضاعت! 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 17:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

رؤيا و تمركز

یکی از معضلات در کلاس درس رویائی شدن فراگیر است. حتما شنیده اید که : "من در میان جمع و دلم جای دیگراست ". این موضوع دو طرفه است و در کلاس درس هم به معلم مرتبط است و هم به فراگیر. حتما برای شما هم تاکنون این موضوع رخ داده است و در برخی کلاس ها که معلم تنها به سخنرانی می پردازد یا صدای یکنواخت و آرامی دارد و یا فضای کلاس مناسب نیست و از نور و تهویه ی خوبی برخوردار نباشد و موضوع تکراری و کسل کننده باشد و... این رویائی شدن رخ می دهد. البته گاهی در کلام معلم هم می تواند موضوعی مطرح شود که شما را به یادخاطره یا زمینه ای انداخته و شما را از کلاس بیرون ببرد.

     تمرکزحواس همان قدرمی تواند واقعی باشد که عوامل حواس پرتی واقعیت دارند. یعنی: شما باید بپذیرید که به هرحال، همیشه عواملی حواس شما را پرت می کنند که بعضی ازآن ها منشأ ذهنی و درونی دارند و ازاندیشه ی خود شما ناشی        می شوند و بعضی دیگرمنشأ محیطی و بیرونی دارند و از محیط اطراف شما نشأت می گیرند. عواملی مثل یادآوری خاطرات و تخیلات گوناگون وتجزیه وتحلیل مسائلی خارج ازچارچوب موضوع کلاس ازعوامل حواس پرتی درونی و عواملی مانند سروصدا، حضور دیگران و آشفتگی مکان تدریس ازعوامل بیرونی به حساب می آیند.به هرحال اقدام برای جلوگیری از رویائی شدن را هم معلم باید انجام دهد و هم فراگیر.

     برای فراگیر اصلی ترین کار " تمرکز " است. تمرکز واقعی یعنی اینکه ، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید. موفقیت زندگی روزانه ی ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید وقت کار فقط روی کارخود، به هنگام حضور در کلاس تنها به موضوع تدریس، در هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، زمان مطالعه فقط روی موضوع کتاب و موقع انجام فعالیت هنری ازقبیل : نقاشی، خطاطی و . . . به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.

به نقل از یادداشت های یک معلم(دکتر محمد کمالی)

{با کمی تغییر} 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 1:32 توسط یکی از چند صدای معلم |

استفاده از تمام مغز

حتما"می دانید که در هنگام تدریس باید حواس بیشتری را درگیر کنید تا یادگیری بهتری صورت پذیرد.

      نیمکره های چپ و راست مغز هرکدام ویژگی ها و عملکردهای خاص خود را دارند. بررسی ها نشان می دهد که: نیمکره ی راست برای فعالیت های هنری،موسیقی، خلاقانه، شناختی، عاطفی، انتزاعی، بیان با چهره، شهودی و درون یابی، تصاویر و رنگ ها و ادراکی قابلیت دارد.  در حالی که نیمکره ی چپ عمدتا" به فعالیت های استدلالی همچون: محاسبات، سخن گفتن، تحلیل علمی، خواندن، نوشتن، نامیدن، نظم دادن، نقادی و سنجش نمودن، ارزیابی و منطق می پردازد.

     معلم های خوب همیشه سعی می کنند از فراگیران بخواهند که از هر دو    نیمکره ی مغز استفاده کنند. تحقیقات نشان داده آنان که از یک نیمکره بیشتر استفاده می کنند در مواقع نیاز برای استفاده از نیمکره ی دیگر با مشکل مواجه    می شوند. درصورتی که استفاده ی همزمان از هر دو نیمکره، قابلیت ها را تا ۵ برابر افزایش می دهد. می گویند نیوتن در هنگام خیال پردازی به قانون جاذبه پی برد. هرچه بتوان از تمرین های تحلیلی، خلاقانه و فعالیت های بیانی در کلاس استفاده کرد یادگیری بهتری رخ می دهد.

به نقل از یادداشت های یک معلم(دکتر محمد کمالی)

{با کمی تغییر} 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 1:30 توسط یکی از چند صدای معلم |

طریقه ی نشستن در کلاس

 

حتماً شما هم با من هم عقيده هستيد که از زمان مکتبخانه ها تا امروز و حتی در دانشگاه ها طريقه نشستن در کلاس های درسی خيلی تفاوت نکرده است. هنوز هم به يک شيوه  و آن هم روبروی تخته و رو به معلم می نشينيم تا او چيزی بگويد و يادداشت کنيم.

      دوستانی که با درس و روش تدريس آشنایی دارند می دانند که شيوه های گوناگونی برای نشستن در کلاس، بسته به نوع فعاليت آموزشی و تعداد فراگيران و اهداف درس تعريف شده است. از شيوه ی نشستن مانند حرف یو در انگلیسی و یا نشستن مانند حرف وی و یا شیوه ی گروه گروه (مانند میزگردهای چند نفره ی مجزا) و شیوه ی نشستن حلقوی و دست آخر هم همان شیوه ی سنتی خودمان را می توان به عنوان اصلی ترین روش های چیدن صندلی ها ی کلاس برا ی نشستن نام برد. همه اینها محاسن و معایبی دارند.

     شیوه ای که انتخاب خواهید کرد بستگی به هدف شما دارد. آیا کار گروهی دارید که باید بحث صورت گیرد؟ آیا جلسه در مورد موضوعی حساس بحث می کند؟ آیا کلاسیک و رسمی است؟ تعداد شرکت کنندگان زیاد است یا گروه اندکی در کلاس خواهند بود؟ همه ی این ها نقشی مهم در تصمیم گیری معلم ایفا می کند. با توجه به مشکلات موجود در مراکز آموزشی آیا معلم حق دارد که صندلی های کلاس را به دلخواه خود تغییر آرایش دهد؟

به نقل از یادداشت های یک معلم(دکتر محمد کمالی)

{با کمی تغییر} 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 1:28 توسط یکی از چند صدای معلم |

سخنان امام جواد(ع)

 

شهادت امام محمد تقی(ع) بر عموم مسلمین تسلیت با د

بر ماست تا با راهنمایی ایشان نشانی از مسلمانی را با عمل به فرمایشات آن امام همام داشته باشیم.(ان شاءالله)

سخنان امام جواد(ع)

1- بدان که از دید خداوند پنهان نیستی، پس بنگر که چگونه ای.

 

2-کسی که راه ورود به کاری را نشنا سد، راه برون رفتن از آن درمانده اش خواهد کرد.

 

3- هر کس پیش از آزمون به کسی اطمینان کند، خود را در معرض فرجامی رنج آور قرار داده است.

 

4- به دعا و خواهش از خداوند، بلا برطرف می گردد.

 

5- به کاری که وقتش نرسیده اقدام نکنید که پشیمان می شوید.

 

6- روز دادخواهی و عدالت بر ستمگر ، سخت تر از روز ستم بر ستمدیده است.

 

7- کسی که کار زشتی را نیکو شمارد، در زشتی آن کار شریک باشد.

 

8- کمال مروت آن است که انسان با هیچکس چنان رفتاری نکند که بر خودش نمی پسندد.

 

9- کسی که به فا سقی امید بندد، کمترین کیفرش محرومیت از رحمت خداوند است.

 

10- خود را از کارهایی که موجب ننگ در دنیا و عذاب در آخرت است، حفظ کن.

 

11- سر آغاز نامه ی عمل هر مسلمان  در قیامت ، نیک خلقی او با مردم است. 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 19:8 توسط یکی از چند صدای معلم |

تقسیم عادلانه

امروزه از عدالت و توزیع عادلانه ثروت صحبت زیادی شنیده می شود.در زیر طنزی مرتبط اورده ایم که شاید در مورد عدالت در بین حقوق بگیران دولت هم صدق کند!

 

تقسيم عادلانه ارثيه

زيباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو

بد اي برادر از من و اعلا از آن تو

 

اين تاس خالي از من و آن كوزه اي كه بود

پارينه پر ز شهد مصفا از آن تو

 

يابوي ريسمان گسل ميخ كن ز من

مهميز كله تيز مطلا از آن تو

 

آن ديگ لب شكسته صابون پزي ز من

آن چمچه ي هريسه و حلوا از آن تو

 

اين قوچ شاخ كج كه زند شاخ از آن من

غوغاي جنگ غوچ و تماشا از آن تو

 

اين استر چموش لگد زن از آن من

آن گربه ي مصاحب بابا از آن تو

 

از صحن خانه تا به لب بام از آن من

از بام خانه تا به ثريا از آن تو 

+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 20:26 توسط یکی از چند صدای معلم |

طنز روز (4)

گوش تاول زده!

معلم: مسعود! چرا گوشهايت تاول زده؟ مسعود :‌آقا براي اين كه همين الآن يك خبر داغ شنيدم!!

جان كندن سخت!

شاگرد :‌آقا! سعدي در چه سالي فوت كرد؟ معلم: مرگ سعدي در سال هاي 690 تا 694 هجري قمري اتفاق افتاده است. شاگرد: ‌معلوم مي شود كه بيچاره چهار سال تمام جان مي كنده است!

 

+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 20:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

صدای معلم در آیینه ی شرق

واژه مقدس

صداى معلم

http://sedaiemoallem.blogfa.com

161340.jpg

تعليم و تعلم از شئون الهى است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياى پاك خويش ارزانى كرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد كه تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت كرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاى پاك حك مى كند و نداى فطرت را به گوش همه مى رساند. همچنين سياهى جهل را از دل ها مى زدايد و زلالى دانايى را در روان بشر جارى مى سازد. معلمى هنر است، هنر آموختن هر آنچه سال ها با سعى و تلاش اندوخته است. معلمى عشقى است الهى و آسمانى كه پروردگار مهربان به انسان اعطا كرد تا با همت بلند خويش روشنايى شب هاى تار جهالت و نادانى باشد. معلمى، مهرى است كه از روز ازل با گل آدمى سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايى رهنمون شوند. به راستى كه معلمى شغل نيست، عشق است. همان گونه كه برآمدن آفتاب و گردش جان بخشش با گردونه زرين در مدارى جاويد و شكفتن گل ها و حركت جهان به سوى بهترى و برترى و قوانين طبيعت كه پايه هاى تخت حيات را بر دوش مى كشد هيچ گاه كهنه و فرسوده نمى گردد و همانگونه كه انديشه در طبيعت پهناور و گشودن گنجينه هاى راز جهان هرگز پايان نمى پذيرد،  همچنان تفكر در زندگانى و شخصيت بى نظير چون معلم نيز با همه تكرار و تعمق هرگز نه فرسوده مى گردد، نه پايان مى گيرد.
در ميان وبلاگ هاى موجود فقط تعداد اندكى به معلمين شاغل در آموزش و پرورش منتسب است. اگرچه اين احتمال وجود دارد كه تعداد زيادى از معلمين به نوشتن وبلاگ مشغول باشند ولى سهم وبلاگ هايى كه در حول و حوش مسائل شغلى معلمين نگاشته مى شوند بسيار اندك است. وبلاگ صداى معلم كه توسط گروهى از معلمين از آبان ماه ۱۳۸۴ بر روى سرويس دهنده بلاگفا راه اندازى شده تاكنون توانسته است بيش از ۷۰۰ بازديدكننده را به خود جلب نمايد. انتصابات در آموزش و پرورش، بحث پيرامون بايدها و نبايدهاى استفاده از ماهواره، بيان مسائل صنفى و پيگيرى ارتقاى شغلى و اخبار پيرامون آموزش و پرورش و معلمى از عمده ترين مباحثى است كه تاكنون به آن پرداخته شده است. در كنار مطالب جدى اين وبلاگ گاهى لطيفه يا خاطره اى لبخند را ميهمان چهره خواننده مى كند: «معلمى، روزانه چند سيلى جانانه به صورت خود مى زد. از او پرسيدند: چرا خودتو مى زنى؟! گفت: به هر كدوم از شاگردام كه سيلى زدم به جا و مقامى رسيدن، خودمو مى زنم شايد به جايى برسم!!!»

 

نسخه ی اصلی

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 6:44 توسط یکی از چند صدای معلم |

حکایت طرح دو طرح در مجلس!

مجلس دارد با سروصدا و تبليغات وسيع به عنوان کاری بزرگ و مردمی، از سوی کسانی که به ظاهر عطش خدمت به مردم گريبان آن ها را گرفته! تصمیماتی می گیرد: 1- کاستن از بهره ی بانکی2-اختصاص ميلياردها به صندوق مهرالرضا.

 کارشناسان معتقدند از اين هر دو مردم را آبی نمی رسد اما نان چرب و شيرينی در انتظار بعضی هاست. آن چه به چشم ما مردم بی اطلاع از اقتصاد می رسد اين است که به ظاهر بانک ها در ايران بهره نمی گيرند و سود می گيرند، اما به هر حال هر چه نام دارد اين پولی که مردم می دهند تا هزينه ی ناکارآمدی و فساد حاکم بر بانک های دولتی چاره شود، بسيار بالاست. چون بايد هزينه ی سنگين خاصه خرجی های اين دايناسورهای بانک نام و در عمل شعبه ی خدمات پولی دولت را تامين کنند. جالب است که همين بهره ی بالا، به طفيل سياست های اقتصادی فلج کننده از قيمت واقعی بهره در بازار آزاد به مراتب کم ترست. نيمی از بهره ی واقعی بازارها در ايران است. در چنين حالتی هر کس از اين بانک ها پولی بگيرد، هيچ کار هم نکند در سالی صاحب سرمايه ها می شود. پس مراجعه[تقاضا] زيادست و اختيار به دست مديران بانک ها. چه عجب اگر هر روز مانند همين امروز، روزنامه ها می نويسند که رييس شعبه ی بانکی با سرمايه داران تبانی کرد و ميلياردها داد و شهرام جزايری ساخت و با وی شريک شد، چرا نشود؟ شما طلاهای بيت المال را به دست کسی بسپاريد که به نصف قيمت به هر که خواست بفروشد. اگر در اين کار خاصه خرجی و دوست بازی و پارتی بازی و فساد نشود عجب است!

حالا اعضای جناح... که پيوندشان با بازار و تجارت مانند جان اندرون شده با جان هم به در می رود، آمده اند و منتی بر سر مردم بيجاره و فقير که می خواهيم بهره را يک رقمی کنيم. خب بکنيد کجا به مردم رسيده که حالا برسد. مگر مديران بانک ديوانه اند که اين پول ارزان را بين مردم فقير پخش کند که بيم ندادن قسط هم در آن درج است؟! بعد هم دنبال اين صنار سه شاهی ها بدوند و آخرش هم از بزرگان بانک عتاب و خطاب بشنوند که خوب مديريت نکردی! و پا بانک ها با بهره ای نصف بانک های ايران می گردند، سر سال هم ميليارد ها به دولتشان ماليات می دهند و هر کدامشان هم پشتشان ده ها سرمايه دار ميلياردر خفته است. آن بانک ها همه؛ هم کار می کنند و به زور هم به مردم اعتبار و پول می رسانند. اما بانک های ما دو برابر بهره از مردم می گيرند و جز با پارتی کلفت، وام و اعتباری هم به مردم نمی دهند و زيانشان هم بر دوش دولت است. تازه اسم بانک های اروپايی مؤسسات مردمخوار سرمايه داری است و اسم اين ها بانک های اسلامی بی بهره. 

 اهل اقتصاد می گويند: با طرح مجلس مردمی، می توان پنداشت چه بهشتی برای آنان خواهد شد که تا به حال با هجده در صد بهره، پولی می گرفتند که در بازار می توانش به دو برابر به مردم فقير داد. از اين پس با نصف آن بهره می گيرند و باز با همان قيمت ،در شکل آپارتمان و واردات کالا و... به مردمش می فروشند. تا تفاو ت طبقات از اين هم که هست بيش تر شود. تازه يک پروژه ی سياسی هم هست که با تبليغات وسيع از مردم می خواهد که در جمکران شب های جمعه دعا هم به جان دولت و مجلس بکنند. فلانی درست گفت که اگر برای مردم آب نشود برای دوستان جناح... نان خواهد شد.

اما در مورد طرح صندوق مهرالرضا هيچ نگويم و تنها دلشوره ای را که به جان يک نماينده از همان جناح افتاده نقل کنم کافی است. به نوشته روزنامه اعتماد: «رسول‌ صديقي‌، نماينده‌ بناب‌ از آمار متفاوت‌ و متناقض‌ رييس‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ و معاونت‌ وزير امور اقتصاد و دارايي‌ انتقاد كرد و گفت‌: لايحه‌ ی صندوق‌ مهر امام‌ رضا و تأمين‌ هزينه ی‌ آن‌ از حساب‌ صندوق‌ ذخيره‌ ی ارزي‌ در شرايطي‌ است‌ كه‌ كشورهاي‌ غربي‌ براي‌ ما خط‌ و نشان‌ كشيده‌اند. وي‌ افزود: اگرچه‌ ايجاد اشتغال‌ و حل‌ مساله‌ جوانان‌ امري‌ ضروري‌ است‌ اما 35 درصد عنوان‌ شده‌ در برداشت‌ از حساب‌ ذخيره‌ ارزي‌ چقدر است‌. آقاي‌ رهبر، رييس‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ مي‌گويد 10 ميليارد دلار يعني‌ 35 درصد مازاد صندوق‌ و همزمان‌ آقاي‌ دانش‌ جعفري‌ معاونت‌ وزير اقتصاد معتقد است‌ 35 درصد موجودي‌ صندوق‌ در پايان‌ دي‌ماه‌ يعني‌ 5 ميليارد و چيزي‌ حدود 6 ميليارد دلار اختلاف‌ نظر وجود دارد كه‌ عدد بسيار بالايي‌ است‌. عضو كميسيون‌ برنامه‌ و بودجه‌ گفت‌: اگر سخنان‌ دكتر رهبر صحيح‌ باشد به‌ معناي‌ اختصاص‌ تمام‌ موجودي‌ حساب‌ ذخيره‌ ارزي‌ به‌ صندوق‌ مهر رضا است‌ و نمي‌دانم‌ آيا به‌ مصلحت‌ نظام‌ است‌ كه‌ كل‌ بودجه‌ حساب‌ ذخيره‌ ارزي‌ را كه‌ يكي‌ از دستاوردهاي‌ مهم‌ دولت‌ خاتمي‌ و به‌عنوان‌ پشتوانه‌ اقتصادي‌ نظام‌ و باعث‌ ثبات‌ بازار، نرخ‌ ارز و تورم‌ در چند سال‌ گذشته‌ بود يك‌باره‌ براي‌ صندوق‌ مهر رضا در نظر بگيريم‌. وي‌ تخصيص يك‌باره ی‌ اين‌ ميزان‌ به‌ صندوق‌ مهر رضا را باعث‌ ايجاد تورم‌ بسيار سنگيني‌ در كشور دانست‌ و گفت‌: عواقب‌ آن‌ متوجه‌ همه‌ مردم‌ ازجمله‌ جوانان‌ كشور خواهد شد.»                     

مسعود بهنود(با کمی تغییر) به نقل از: «gooya news politics» 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 12:38 توسط یکی از چند صدای معلم |

شهید

 

بعد از

 

 

شهیدان

 

 

چه کرده ایم؟!

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 18:7 توسط یکی از چند صدای معلم |

ماهواره، فرصت یا تهدید

- آیا می توان برای ماهواره و کارکردهای آن مرزی معین کرد؟

- آیا ماهواره را می توان پدیده ای با آثار کاملا" منفی دانست؟

- ماهواره در میان عموم مردم چه جایگاهی دارد؟

ممکن است این سؤوالات و بسیاری دیگر از این دست سؤوالات در اذهان شما بدون پاسخ باقی مانده باشد که در این نوشتار قصد طرح آن ها و چند نمونه ی مشابه دیگر را داریم شاید در خاتمه، پاسخ برخی از آن ها را خواننده، خود به دست آورد.

برخی از مهم ترین کارکردهای ماهواره بدین قرار است:

1- کارکرد ارتباطی و اطلاع رسانی: برنامه های تلویزیونی که در نقاط مختلف دنیا تولید می شوند، به آسانی از طریق شبکه های بسیار متنوع و فراگیر در دسترس مخاطبان قرار می گیرند. برای این برنامه ها، مخاطبان آن و اهدافی که دنبال می کنند، نمی توان حد و مرز مشخصی قائل شد. مخاطب، با فشار دادن چند دکمه، با دنیایی از تصاویربدیع، دیدگاه های متنوع، دانسته ها و خوراک فکری نو مواجه می شود؛ جریانی که او را فرا می گیرد و چون سیل بنیان کنی او را با خود می برد.

در این پدیده ی ارتباطی، می توان همزمانی عرضه ی ارزش ها و  ضد ارزش ها را مشاهده نمود. یکی از سیاست های کارتل های رسانه ای؛ تحت تاثیر قرار دادن جوامع است که جهت یکپارچه سازی و یکسان سازی حوزه ی فرهنگ حرکت می کنند.

از نظر ارتباطی واطلاع رسانی، برای جامعه (به خصوص اگر دینی باشد) به نظر می رسد که موضع گیری در قبال این پدیده، ضروری است. هر چه جذابیت یک فرهنگ که به واسطه ی این پدیده ی ارتباطی به ما عرضه می شود، بیشتر باشد احتمال مخاطب یافتن و طرفداری از آن در سایر فرهنگ ها بیشتر خواهد بود. این مساله ، کارکرد تبلیغاتی پنهانی نیز دارد که برای رسانه ها و کشورهای حامی آن ها حائز اهمیت است.

2- کارکرد فرهنگی و آموزشی: از مهم ترین اثرات شبکه های ماهواره ای؛ تحت تاثیر قرار داردن ارزش ها و زیر ساخت های فرهنگی جوامعی است که در آن جوامع، مخاطب خود را پیدا کرده اند. افرادی هستند که امروزه شیوه ی زندگیشان ، اصطلاحاتی که به کار می برند، حتی نوع حرف زدن و لحن کلام آن ها با فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی همخوانی ندارد. این نکته را اخیراً تحت عناوینی از قبیل:«تهاجم فرهنگی» «شبیخون فرهنگی» و...می شناسیم. بحث بر سر خوبی یا بدی امور مذکور نیست، بلکه سخن این جاست که رسانه ها، خصوصاً ماهواره،  نوعی دگرگونی تدریجی در فرهنگ جوامع ایجاد می کند که به نوعی آن را می توان در راستای جهانی شدن ارزیابی کرد.

اگر دیدی کلان نگر داشته باشیم؛ بعد از بحث سرگرمی، پر کردن اوقات فراغت، برنامه های جذاب و پخش موسیقی های عوام پسند، می توان ضعف رسانه های داخلی در جذب مخاطب را نیز عامل مهمی در ارتقا ی جایگاه ماهواره در سبد مصرفی  فرهنگی خانواده ها دانست. علاوه بر محدودیت های رسانه ای ناشی از فرهنگ شیعی، تعداد محدود شبکه های داخلی، محدودیت پخش برخی از شبکه ها و افت کیفی برنامه های رسانه ی ملی از دیگر عوامل دفع مخاطبان تلویزیون رسمی و جذب مخاطبان تلویزیون غیر رسمی (ماهواره) می باشد.

برخی افراد به صورت مطلق این رسانه را نابود کننده ی ارزش های دینی  می دانند و گرایش به آن را برابر با بی بند و باری و لا مذهبی تلقی می کنند حال آن که برنامه های یاد شده، اثرات مثبتی نیز به ارمغان می آورند.

3- کارکرد تفریحی: برای عده ای، ماهواره تنها وسیله ی گذران اوقات فراغت به شمار می آید که صدا و سیمای داخلی کشورها با نگاهی جدی تر به افراد، نیازها و خواسته های اکثریت می توانند این نیاز را تا حدود زیادی مرتفع کنند.

نکته ی قابل ملاحظه، نحوه ی مواجهه ی مردم و مسؤولین با این پدیده است. با مسدود کردن و مانع شدن استفاده ی مردم از شبکه های ماهواره ای، تنها صورت مسأله را پاک کرده ایم. در صورتی که نظام سیاسی از طرق مختلفی چون: نظام آموزشی، رسانه ها، تبلیغات و... می تواند جامعه و افراد آن را در مواجهه با این پدیده واکسینه نموده و با آزادسازی آن، هم حق انتخاب برنامه ی مورد علاقه ی مخاطبین را به آن ها باز گرداند و هم به شعور مخاطبین خود احترام گذاشته باشد تا انتخاب آن ها آگاهانه و از روی اختیار صورت پذیرد. همان طور که در مواجهه با پدیده هایی چون ویدئو و اینترنت نتوانستیم این واقعیت ها را نادیده بگیریم، در رویارویی با ماهواره نیز باید به زیرساخت های فکری، فرهنگی، ارزشی، اعتقادی و باورهای مردم توجه کرد و آن ها را تقویت نمود تا همگی نسبت به آسیب های گریز ناپذیر ماهواره در امان مانده وخود به انتخاب برتر دست پیدا کنند.

این نکته را نباید فراموش کرد ترس از سیطره ی غرب و کوشش برای رهایی از آن، موجب غفلتی می شود که به جای رهایی، ما را به تسلیم در برابر فرهنگ غرب رهنمون کند.

- چرا به خود زحمت نمی دهیم تا راهکارهای بلند مدت و عمیق در رویارویی با پدیده های فرهنگی پیدا کنیم؟

- چرا فرهنگ استفاده ی مناسب از این چنین وسایلی آموزش داده نمی شود تا بتوان از مزایای آن نیز فیض برد و ازعوارض آن مصون ماند؟

با تکیه بر فرهنگ ناب اسلامی و ایرانی به راحتی می توان به مقابله ی با اثرات نامطلوب ماهواره و هر ابزار فرهنگی دیگر شتافت. ما باید در زیر ساخت های فکری جامعه ی خود بازنگری کنیم تا مصرف کننده ی صرف این محصولات فرهنگی نباشیم. با این استدلال که این پدیده ی جهانی، مضراتی دارد، نمی توان به طور اساسی آ ن را کنار گذاشت.

این جریان کناره گیری، محدودیت و ممنوعیت را تا چه زمانی می توانیم ادامه دهیم؟

- آیا فرهنگ ما آن قدر سست و بی پایه است که با ورود شبکه های ماهواره ای ارزش ها و باورهای ما فرو می ریزند؟

- آیا با ایجاد محدودیت می توان به مقابله با پدیده های فرهنگی رفت؟

- آیا می توان با صدور بخشنامه و دستورالعمل و قوانین دور از واقعیت تنها بر استفاده ی غیر قانونی از آن تاکید کرد؟

با این روش، ما به مرور شهروند پایبند به قانون را تبدیل به فردی کرده ایم که به خاطر تخلف از قانون ممنوعیت استفاده از برنامه های ماهواره ای، قبح عمل خلاف قانون برایش شکسته شده و به تدریج پایبندی خود به قوانین دیگر را نیز که لازمه ی حفظ نظم و بقای جامعه می باشد، از دست می دهد.

گذشته از همه ی این موارد، ما هنوز کاملاً موفق به شناخت و بهره گیری از ظرفیت ها و امکانات این پدیده ی ارتباطی جهان شمول نشده ایم. مثلاً در حوزه ی آموزش؛ با شناسایی و معرفی کانال هایی با محوریت آموزش، می توان مخاطبان این رسانه ی ارتباطی را در جهت صحیح و استفاده ی بهینه از ماهواره که در آینده ای نه چندان دور مهمان ناخوانده ی خانه های همه ی ما خواهد شد، رهنمون گشت. 

+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 14:11 توسط یکی از چند صدای معلم |

نکته ها(1)

بیاموزیم که :

*چیز های کم اهمیت را تشخیص داده و سپس آن ها را نادیده بگیریم.

* باخت در یک نبرد کوچک را به قصد برد در یک جنگ بزرگ بپذیریم.

*زندگی را از طبیعت بیاموزیم؛ چون بید متواضع، چون سرو راست قامت، چون صنوبر صبور، چون بلوط مقاوم، چون رود روان، چون خورشید با سخاوت، و چون ابر کریم باشیم.

*اگر مایلیم پیام دوستی را بشنویم، خود نیز باید آن را ارسال کنیم.

*ثروتمند آن نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.

* دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

*فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم عمیقی در قلب دیگران ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا آن زخم را التیام بخشیم.

*دوستان خوب و واقعی ، جواهرات گرانبهایی هستند که به دست آوردنشان سخت و نگه داشتنشان سخت تر است.

*باید بر زمان مسلط باشیم نه زیر فرمان زمان!

* هر سفر دور و درازی تنها با برداشتن یک گام آغاز می شود.

*نگوییم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم، بلکه بگوییم بار دیگر آن را طور دیگری انجام خواهم داد.

*خطاهای دیگران را مانند خطاهای خویش تحمل کنیم.

* بزرگان به خود سخت می گیرند و افراد کوچک به دیگران!

* دانش خود را به دیگران آموزش دهیم و از دیگران نیز بیاموزیم و بیش از آن که دوستمان بدارند، دوستشان بداریم.

*گر چه از هر چه بهترینش را نداریم؛ ولی از هر چه داریم، بهترین استفاده را بنماییم.

* لبخند ارزانترین راهی است که می توان با آن ، نگاه را وسعت بخشید.

* آن چه امروز داریم، ممکن است آرزوهای فردایمان باشد.

*زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که ؛ در آن از پاک کردن خبری نیست.

*هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست. 

+ نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 23:40 توسط یکی از چند صدای معلم |

احمدی نژاد و وعده هایش

دولت احمدي نژاد با شعار عدالت گستري، مهرورزي و خدمت به بندگان خدا كار خود را آغاز كرد و بر شايسته سالاري تاكيد داشت . آغاز به كار دولت جديد كه همراه بود با هماهنگي مجلس و تاكيد بر عدالت گستري انتظار از كابينه را افزايش داد و نگاه ها را متوجه چگونگي آغاز به كار دولت جديد و نحوه عزل و نصب ها كرد تا مصداق عدالت و شايسته سالاري را در نخستين گام هاي دولت جديد ارزيابي كنند.
      يكي از انتقادهايي كه به دولت هاي گذشته وارد مي شد اين بود كه: كشور در حلقه  ی بسته ی مديران گرفتار آمده و به خوبي از نخبگان و كساني كه از نظر فكري با دولت به طور كامل هماهنگ نبودند اما توانايي مديريت و قدرت انديشه و عملگرايي بالا داشتند استفاده نمي شد و مساله ی نزديكي و دوري در چينش مديران تبديل به يك اصل شده بود.
    انتخابات نهم رياست جمهوري يك شعار مشترك ميان كانديداها داشت ؛شايسته سالاري و شكستن حلقه ی مديران دولتي .در دولت احمدي نژاد نيز همانطور كه او در انتخابات اعلام كرده بود اين دو محور در تعيين مديرانش قرار بود نقشي اساسي داشته باشد.
     معرفي كابينه به دولت ،نحوه ی چينش مديران سازمانها و معاونت ها ، استانداران و ... چهره اي ديگر به سخنان رييس جمهور داد.
   در دولت احمدي نژاد آنچه تا به حال نمود داشته حكايت از شكسته شدن دايره ی مديران اجرايي اما بر مبناي طيف خاصي از مديران بوده است . مديراني كه عمده ی آن ها از شهرداري تهران و شوراي شهر پا به دولت گذاشته اند و برخي همچنان سمت اوليه خود را حفظ كرده اند و به رغم انتقادهاي مجلسيان هنوز بر دوشغله بودن خود با اين مدعا كه هيچ يك از دو سمت شغل دولتي به حساب نمي آيد تاكيد دارند . اما اينكه چگونه مي توان در دو جايگاه مهم به شعار خدمت رساني به مردم جامه ی عمل پوشيد نكته اي است كه آينده روشن خواهد ساخت.
     طيف ديگر مديران دولتي كه عمده ی آن ها در نهاد رياست جمهوري مشغول به فعاليت هستند از شوراي نگهبان به دولت آمده و ديگران نيز وابستگي به افراد و طيف هاي خاص سياسي دارند و البته در اين ميان نقش فاميل گرايي نيز كم رنگ نيست.                                                                                                     

 نديمي نماينده ی لاهيجان در مجلس شوراي اسلامي در موضع گيري صريح در اين رابطه گفت: استفاده ی صرف از نيروهاي شهرداري، دانشگاه علم و صنعت، سپاه و شوراي نگهبان در مديريت بخش‌هاي متعدد نشان از ارتباط‌ناپذيري مديريت ها با مجموعه هاي ذيربط خود دارد.فاميل گرايي از نوع بر سر كار آوردن برادر زاده، خواهرزاده، برادر، باجناق و ... از اساسي‌ترين آفت‌هاي اين دولت است.
به نظر مي رسد در دولت جديد نه تنها حلقه ی خودي ها تنگ تر شده كه بحث تجربه با نگاه بازكردن حلقه ی مديران به فراموشي سپرده شده است.
      انتظار بخش قابل توجهي از طرفداران احمدي نژاد شكستن حلقه ی بسته ی مديران بود تا از اين طريق تحولي در سطوح مديريتي كشور ايجاد شود اما با انتصاب هاي صورت گرفته در عمل اين انتظار ناديده گرفته شد زيرا همانطور كه عماد افروغ در جلسه راي اعتماد وزرا گفت: تخصص در شرايط امروز كشور خود يك تعهد است. انتصاب هايي كه تا به حال در دولت احمدي نژاد صورت گرفته اگر خارج از دايره ی بسته ی مديران گذشته بوده در داخل حلقه ی جديدي شكل گرفته كه شهرداري و شوراي شهر ، سپاه ، شوراي نگهبان و نيروهاي دانشگاهي خاص حلقه خودي هاي آن را تشكيل داده اند كه البته اين خودي بودن مبناي روابط فاميلي نيز پيدا كرده است.                                                                                                         

آنچه امروز شاهد هستيم و افرادي كه مسووليت تصدي برخي پست هاي دولتي را بر عهده گرفته اند به نوعي در اين حلقه ی بسته قرار دارند و نوعا" به نظر مي رسد نسبت هاي فاميلي علت اصلي انتخاب آنان بوده است.
      در جمع مديران دولت جديد زاهدي وزير علوم مسوول ستاد انتخابات باهنر در مجلس هفتم ، متكي از افراد نزديك به باهنر كار هدايت ستاد لاريجاني در انتخابات نهم  و   پور محمدي وزير كشور نيز عضو شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب و همچنين ستاد لاريجاني بوده اند، انتخاب هاشمي ثمره خواهرزاده ی باهنر به عنوان مشاور عالي رييس جمهوري، انتخاب ديگر خواهر زاده نايب رييس اول مجلس به عنوان معاون بازرسي و مديركل حوزه ی وزارتي وزارت نيرو نمونه اي از اين گونه موارد است.                                                                                                  از سوي دیگر استفاده از مديران شهرداري تهران و اعضاي شوراي شهر در مناصب دولتي نيز از مواردي است كه نمود بسياري دارد. انتخاب محمدي زاده معاون خدمات شهر شهرداري تهران به عنوان استاندار خراسان ، رضوي و قرباني ديگر معاونان شهرداري تهران به عنوان استاندار ، انتصاب چمران و زريبافان از شوراي شهر تهران به عنوان مشاور و دبير دولت، انتخاب شيخ الاسلام رييس دفتر شهردار تهران به عنوان استاندار هرمزگان، سعيدلو معاون مالي – اداري شهرداري به معاونت اجرايي رييس جمهور و علي آبادي معاون فني و مهندسي به رياست سازمان ورزش از ديگر مواردي است كه مي توان به آن اشاره كرد. حضور برادران دانشجو در استانداري ، شوراي شهر و رياست دانشگاه تربيت مدرس ،استفاده از سلطان خواه عضو شوراي شهر بصورت همزمان به عنوان مشاور رييس جمهور ورييس مركز امور زنان و خانواده ،مددي باجناق زري بافان به سمت سرپرستي وزارت رفاه ، انتخاب ناظمي اردكاني از بستگان مرتضي نبوي به سمت سرپرستي وزارت تعاون ، حتي انتصاب برادر رييس جمهور به رياست بازرسي نهاد رياست جمهوري نمونه هاي ديگر از جمله مسائلي است كه تشكيل كابينه 70ميليوني را با علامت سوال روبرو مي كند.
بدون شك 17 ميليون نفري كه با راي خود محمود احمدي نژاد را كه با گفتماني بر محور عدالت وارد رقابت هاي انتخاباتي شده بود انتخاب كردند، امروز نيز بر رعايت عدالت در همه ی شوون اداره كشور تاكيد دارند و در صورتي كه از دولتمردان صداقت و امانت مشاهده نكنند اين مساله به دلسردي آنان منجر خواهد شد.

به نقل از خبر نامه ی گویا(news.g ooya.com)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه يکم دي 1384ساعت 20:57 
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:57 توسط یکی از چند صدای معلم |