تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

ايران در آيينه ي آمار

1- رتبه ی شاخص كارايي دولت كه برآيند شاخص هاي كنترل فساد اقتصادي، پاسخگويي دولت، ثبات

سياسي، تأثيرگذاري دولت، كيفيت قانون گذاري و قانون مداري بوده است ـ ايران در سال 1376 از 133 تنزل يافته و به 149 در سال گذشته رسيده است. به طوري كه شاخص كارآيي طي هشت سال اخير (به جز 1379) با كاهش روبرو بوده است. در سال گذشته دولت هاي سنگاپور و سوئيس با 5/99% از بالاترين رتبه ی كارايي برخوردار بوده اند. ايران در اين سال از كارآيي %8/28 برخوردار بوده است.


2- شاخص اصلاحات دولتي، شامل كيفيت مديريت دولتي و پاسخگو بودن دولت طي سال هاي 83- 1379، %36 بوده است. وضعيت مطلوب %100 مي باشد.


3- از لحاظ توسعه ی انساني از بين 177 كشور جهان ايران رتبه ی 101 پيدا كرده است به طوري كه اين رتبه در سال هاي اخير همواره كاهشي بوده است.


4- رتبه ی ايران از نظر فقر در بين 95 كشور در حال توسعه، 31 مي باشد. يك سوم جمعيت ايران زير خط فقر هستند.


5- از لحاظ شاخص آزادي اقتصاد، از ميان 155 كشور جهان، رتبه 148 براي ايران احراز شده است. در حال حاضر %85 فعاليت هاي اقتصادي ايران در اختيار دولت است.


6- ايران با 5/42 ميليارد دلار صادرات، سهمي معادل 6/0% صادرات جهان و با 7/32 % ميليارد دلار واردات، سهمي معادل 5/0% واردات جهان را در سال گذشته به خود اختصاص داده است.


7- در بين 60 كشور برتر جهان از لحاظ ريسك اقتصادي، رتبه ايران 54 مي باشد و رتبه ی جهاني سازي از بين 62 كشور، رتبه آخر احراز شده است.


8- نرخ تورم در بين سال هاي 83-1376 به طور متوسط 81/15% بوده است. كه رتبه ی ايران در بين كشورهاي با نرخ تورم بالا، 26 مي باشد و اين رقم بالاترين نرخ تورم در خاورميانه بوده است.


9- از لحاظ نرخ رسمي بيكاري، در بين 92 كشور جهان، ايران داراي رتبه 22 مي باشد. در حال حاضر نرخ بيكاري %11 و در بين سنين 15 تا 24 سال، %34 ارزيابي مي شود.


10- سرانه ی توليد ناخالص داخلي معادل 2800 دلار مي باشد كه در بين كشورهاي خاورميانه، رتبه ی ايران نهم مي باشد. از طرفي از نظر بدهي خارجي به ميزان 10 ميليارد دلار، نهمين كشور بدهكار در خاورميانه مي باشد.


11- سهم ماليات از درآمدهاي دولت در بين 12 كشور جهان، ايران پايين ترين سهم را دارد.


12- شاخص فسادگريزي مسئولان دولتي و سياسي در بين 146 كشور جهان ايران رتبه 88 در سال گذشته داشته است.

 

منبع : خبر نامه ي گويا news.gooya.com   

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 16:21 توسط یکی از چند صدای معلم |

تغییرات سریع و گسترده در وزارت آموزش و پرورش

محمود فرشيدي وزير جديد آموزش و پرورش كه چهارشنبه گذشته از مجلس راي اعتماد گرفت تغييرات سريع و گسترده در اين وزارتخانه را از ديروز آغاز كرد. به گزارش خبرنگار «فردا»، وي روز گذشته تنها ساعتي پس از اعلام به معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي، به ساختمان اين معاونت رفت و «پرويز آژيده» معاون جديد خود را بدون حضور خبرنگاران به كاركنان اين معاونت معرفي كرد. خبرنگار فردا مي گويد اين مراسم معارفه آنچنان با سرعت انجام شد كه حتي كاركنان روابط عمومي معاونت نظري فرصت نكردند پارچه نوشته اي براي خير مقدم به وزير و معاون جديد وي آماده كنند. آژيده پيش از اين معاون دانشگاهي در تبريز بوده و در زمان مديركلي فرشيدي در آذربايجان شرقي، معاون وي بوده است. منابع مطلع در آموزش و پرورش مي گويند به دليل تاخير سه ماهه اي كه در معرفي وزير آموزش و پرورش صورت گرفته، فرشيدي در نظر دارد تغييرات در اين وزارتخانه را با سرعت بيشتري انجام دهد. به گفته اين منابع، اغلب مديران آموزش و پرورش در دوره جديد تغيير خواهند كرد. در حال حاضر از دكتر عباسپور به عنوان معاون جديد توسعه مديريت و منابع انساني آموزش و پرورش نام برده مي شود. وي يكي از گزينه هاي احمدي نژاد براي تصدي وزارت آموزش و پرورش بود اما به دليل عدم استقبال مجلس كنار گذاشته شد. همچنين از آقايان ميرزپور و براتيان و خانم فاطمه آليا بعنوان نامزدهاي تصدي معاونت آموزش عمومي اين وزارتخانه نام برده مي شود. گفته مي شود حسين هراتي و علي مروي نيز جدي ترين گزينه هاي فرشيدي براي معاونت پارلماني آموزش و پرورش هستند. از بوربور و اميني نيز به عنوان نامزدهاي رياست سازمان نوسازي مدارس نام برده مي شود. خبرنگار فردا مي گويد فرشيدي قرار است ناصر باهنر فرزند شهيد باهنر و يا حسين ملكي را نيز به عنوان رئيس سازمان پژوهش منصوب كند. همچنين در صورت احياي معاونت پرورشي كه فرشيدي به عنوان يكي از برنامه هاي خود اعلام كرده است احتمالا باهنر، هراتي و يا آليا براي تصدي اين معاونت منصوب خواهند شد. گفته مي شود براي رياست آموزش و پرورش شهر تهران و شهرستانهاي تهران نيز شانس آقايان "درونه" و "محمدي" از بقيه بيشتر است. درونه رئيس سابق آموزش و پرورش منطقه 14 تهران بوده و محمدي رئيس كنوني منطقه 13 است. همچنين علی اصغر فانی سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش نيز از اين وزارتخانه رفته و به دانشگاه تربيت مدرس باز گشته است. خبرنگار فردا مي گويد همكاران فاني در روزهاي گذشته كتابي را با عنوان "آموزش و پرورش در آئينه 72 روز سرپرستي" چاپ و توزيع كرده اند. در اين كتاب عملكرد 72 روزه فاني در دوران سرپرستي اين وزارتخانه به عنوان كارنامه اي درخشان توصيف شده است. اين كتاب با هزينه شخصي دوستان فاني در وزارت آموزش و پرورش منتشر شده است. او در مقدمه اين كتاب گفته است كه بر اساس وظيفه، سرپرستي اين وزارتخانه را پذيرفته است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 6:41 توسط یکی از چند صدای معلم |

حالمان بد نیست (شعر)

 

حالمان بد نيست ، غم كم مي خوريم !         

كم كه نه ، هر روز كم كم مي خوريم !

                                 

آب مي خواهم ، سرابم مي دهند!                

عشق مي ورزم ، عذابم مي دهند !

                                        

خود نمي دانم كجا رفتم به خواب ؟ !            

از چه بيدارم نكردي ؟ آفتاب !

                                    

خنجري بر قلب بيمارم زدند !                     

بي گناهي بودم و دارم زدند !...

                                              

عشق ، آخر ،  تيشه زد بر ريشه ام             

تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام !

                                    

بس كن اي دل ! نا بساماني بس است !        

كافرم ، ديگر مسلماني بس است !...

                                 

بعد از اين با بي كسي خو مي كنم               

هر چه در دل داشتم رو مي كنم !

 

نيستم از مردم خنجر به دست                     

بت پرستم ، بت پرستم ، بت پرست !...

 

درد مي بارد ، چو لب تر مي كنم !              

طالعم شوم است ، باور مي كنم !

 

من كه با دريا ، تلاطم كرده ام                    

راه دريا را چرا گم كرده ام ؟ !

 

خسته ام از قصه هاي شومتان                    

خسته از هم دردي مسمومتان !...

 

قفل غم بر درب سلولم مزن !                      

من خودم خوش باورم ، گولم مزن !

 

آه ! در شهر شما ياري نبود؟ !                    

قصه هايم را خريداري نبود ؟!...

 

هيچ كس دست مرا وا كرد ؟ نه !                 

فكر دست تنگ ما را كرد ؟ نه !

 

هيچ كس از حال ما پرسيد ؟ نه !                 

هيچ كس اندوه ما را ديد ؟ نه !

 

هيچ كس اشكي براي ما نريخت !                 

هر كه با ما بود ، از ما مي گريخت !

 

چند روزي هست حالم ديدني است               

حال من از اين و آن پرسيدني است

 

گاه بر روي زمين زل مي زنم                     

گاه بر حافظ تفال مي زنم

 

حافظ ديوانه فالم را گرفت                           

يك غزل آمد كه حالم را گرفت

 

ما زياران چشم ياري داشتيم !                     

خود غلط بود آن چه مي پنداشتيم !

 

شاعر : حميد رجبي

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 15:44 توسط یکی از چند صدای معلم |

طنز روز 2

 

از رئیس جمهور(احمدي نژاد) پرسیدند که این وزیر آموزش و پرورش را چطوری پیدا کردی!؟ گفت:یک لپ لپ خریدم از توش اسم اون در اومد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 19:27 توسط یکی از چند صدای معلم |

انتخابات

 

شركت در انتخابات، حق يا تكليف؟ (1)

مطابق نص صريح قانون اساسي، در فصل پنجم آن جا كه از حق حاكميت ملت سخن به ميان آمده  حاكميت ملت در جمهوري اسلامي ايران به عنوان حق و نه تكليف شناخته شده است.

اصل پنجاه و ششم قانون اساسي، صراحت دارد كه:حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت خويش حاكم ساخته است. هيچ فردي نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.

حضرت آيت الله خامنه اي بر اين نكته اذعان دارند كه: «مردم سالاري ديني برخواسته از حق و تكليف الهي انسان ها براي تعيين سرنوشت خوش است و انتخاب همه ي مسؤولان در جمهوري اسلامي بر مبناي حق تعيين سرنوشت انسان ها صورت مي گيرد.»(2)

برخي از مردم بر اين باورند كه حضور افراد در انتخابات ، تنها يك تكليف است و آن ها بايد در انتخابات شركت كنند در حالي كه قانونا" هر انساني كه در يك حكومت دموكراتيك بسر مي برد تحت عنوان شهروند (3)(citizen) شناخته مي شود و مي تواند (حق دارد) نه اين كه بايد در تعيين سرنوشت خود سهيم باشد.

سؤال اساسي اين است كه، اگر به خاطر ايجاد انگيزه در مردم براي شركت در انتخابات اين مسأله مطرح مي شود، بهتر نيست لوازم مشاركت حداكثري مردم در انتخابات را فراهم كرد تا آن ها خود احساس كنند كه به نفعشان است پاي صندوق هاي رأي آمده و نقش خود را به عنوان شهروند نسبت به حكومت ايفا كنند؟

طبيعي است اگر به لوازم مشاركت حداكثري توجهي نشود، نخبگان و به تبع آن ها عموم مردم نسبت به شركت در انتخابات بي توجه و يا حد اقل كم توجه شده و واكنش لازم را نشان نمي دهند.

لوازم مشاركت مردم در انتخابات چيست ؟

براي ايجاد انگيزه در مردم به عوامل متعددي بايد توجه نمود و اين مسأله به ندرت به صورت دفعي تحقق مي پذيرد.

عده اي به مرور به اين نتيجه مي رسند كه رأي آنان اثر لازم را نداشته و منتخبين آن ها آن گونه كه لازم است توان اجراي مناسب نقش خود را ندارند و در حقيقت براي انجام وظايفشان دچار معذوراتي مي شوند. برخي، شرايط را رقابتي نمي دانند (ايجاد شرايط رقابتي مناسب، منطقي، عادلانه و عميق _ خود احتياج به آگاهي كافي دارد. اگر رقابت به وجود آمده جنبه ي صوري نداشته و قاطبه ي مردم به اين نتيجه برسند كه از تمام گرايش هاي فكري و سياسي نامزدهايي براي رقابت حاضر شده اند، حضور پر شورتري را شاهد خواهيم بود. البته نيك مي دانيم كه به صرف تعدد كانديداها نمي توان به اين جمع بندي رسيد بلكه بايد از تمام نيروهاي انقلاب و گروه هايي كه پايبندي خود را به نظام سياسي و قانون اساسي اعلام نموده اند، سود جست.)

رياست محترم جمهور، آقاي خاتمي نيز تأكيد كرده اند كه: «انتخابات در صورتي كه درست برگزار شود تجلي گاه خواست،حيثيت و شخصيت مردم است و اگر پايبند به يك نظام مردم سالار هستيم بايد انتخابات را در رأس وظايف حكومت به حساب آوريم. ايشان با تأكيد بر مشاركت حداكثري ياد آور شدند كه: جامعه ي ما به شدت خواستار يك حكومت مردم سالار است كه قدرت، برآمده از مردم و پاسخگو به مردم باشد ومردم بتوانند هر جا كه اراده كنند قدرت را با قدرت ديگري جا به جا كنند. وي افزود: تنوع وتكثر باعث پيشرفت جامعه مي شود و يكي از راه هاي مشاركت حداكثري رقابتي تر شدن انتخابات است. ايشان با تأكيد بر حضور كانديداهاي سلايق مختلف در انتخابات گفت: اگر مي خواهيم انتخاباتي رقابتي داشته باشيم بايد همه ي مردم احساس كنند كه حق انتخاب آن ها محفوظ است.» (4)

مرتضي مبلغ، به عنوان معاون سياسي وزير كشور نيز به خوبي بر حق مردم براي شركت در انتخابات واقف است آن جا كه مي گويد: «طبقه ي متوسط جامعه بيش از آن كه به صداي تكليف عمل كنند بر مدار حق و احقاق حقوق اقدام مي كنند و اگر احساس كنند مشاركت و رأي آنان موثر نيست و در برابر آن سنگ اندازي و مقاومت مي شود با سكوت و عدم مشاركت اعتراض مي كنند و يا راه بي تفاوتي پيش مي گيرند. مردم بايد مجاب شوند كه رأيشان مؤثر است و از آن استفاده ي ابزاري نمي شود.» (5)

پي نوشت:

(1) بديهي است صاحبنظران بر اين مساله واقفند كه مفهوم حق و تكليف در اين جا با مفاهيمي كه در عرف از تكليف شرعي وجود دارد، متفاوت است. همان طور كه در كتاب درسي مطالعات اجتماعي سال اول دبيرستان آمده: تكاليف، مجموعه ي رفتارهايي است كه از فردي كه نقشي را پذيرفته يا به او نسبت داده شده، انتظار مي رود انجام دهد و حقوق، مجموعه ي رفتارهايي است كه فرد در نقش خاص خود انتظار دارد، ديگران نسبت به او انجام دهند.

(2) سخنراني آيت الله خامنه اي در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني(ره) به نقل از روزنامه ي شرق 16 خرداد 84 سال دوم شماره ي 492

(3)شهروند، فردي است در رابطه با يك دولت كه از سويي داراي حقوق سياسي و مدني است و از سوي ديگر در برابر دولت تكاليفي دارد. چگونگي رابطه ي شهروندي را قانون اساسي و قوانين مدني معين مي كند. شهروندي منزلتي است براي فرد در ارتباط با دولت كه از نظر حقوق بين الملل نيز محترم شمرده مي شود. شهروند؛ تنها فرمانگزار دولت نيست بلكه از حقوق فطري و طبيعي نيز برخوردار است و دولت بايد اين حقوق را رعايت و از آن ها حمايت كند. ژان ژاك روسو جامعه شناس و يكي از بنيان گذاران فكري انقلاب كبير فرانسه در نظريه ي قرار داد اجتماعي خود نيز شهروند را فردي آزاد، مختار و داراي حق مي داند. (دانشنامه ي سياسي، داريوش آشوري، چاپ گلشن، 1376، انتشارات مرواريد، صص 220 الي 223 )

(4) سخنراني رياست محترم جمهوري وقت در جمع فرمانداران سراسر كشور به نقل از روزنامه ي ايران 29 فروردين 1384 سال يازدهم شماره ي 3107

(5) مصاحبه با مرتضي مبلغ معاون سياسي وزير كشور وقت به نقل از روزنامه ي ايران 15  ارديبهشت1384 – سال ۱۱- شماره ی۳۱۲۳

منبع: فصلنامه ی علمی ـ فرهنگی آوای خوش آب ـ شماره ی ششم

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 13:38 توسط یکی از چند صدای معلم |

13آبان

انتقاد: همه ساله به مناسبت های مختلف، برای ابراز تنفر از اقدامات سلطه طلبانه ي آمریکا در کشورمان راهپیمایی هایی انجام می گیرد؛ از جمله: به مناسبت 13 آبان روز دانش آموز (هر چند طفلک دانش آموزان هم مثل معلمانشان در این ایام فقط برایشان روز می گیرند و دیگر هیچ!)  که تقریباً مدارس به حالت نیمه تعطیل در می آید و شرکت در مراسم و گوش به سخنرانی سخنران دادن کل برنامه را شامل می شود.

در حالی که همه متّفق القول می گویند تعطیلات زیاد است و...

 

پیشنهاد : چرا برای ابراز انزجار از همه ي زور گویان و سلطه طلبانی که خواستار عقب ماندگی ما هستند، از راه مؤثرتری اقدام نکنیم؟ مثلاً

آیا اشکالی دارد که به جای تعطیل کردن کارها در این مناسبت ها، اعلام کنیم برای مبارزه با استکبارهمه  یک ساعت بیشتر کار می کنیم! آیا این گونه عمل کردن موثرتر نخواهد بود؟ زیرا هم باعث پیشرفت کارها و امور جامعه و کشور می شود (به جای فلج شدن) هم این که به هدف اصلی که ایستادگی در مقابل استکبار است بهتر می رسیم. نمونه ي حاضر این روش کشور ژاپن است که با آن همه خرابی های به و جود آمده از طرف آمریکا در پایان جنگ جهانی، با کار بیشتر و درست، به جایی رسیده اند که از لحاظ علمی و اقتصادی پیشرفت خارق العاده ای کرده  و از آمریکا هم در بسیاری موارد پیشی گرفته  و نیز کشورشان را آباد و مستقل  کرده اند.

به نظر شما کدام راه موثرتر و بهتر است؟

 

منبع:نوشتار

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 16:54 توسط یکی از چند صدای معلم |

شما چطوري بچه ها رو سر كلاس ساكت مي كنين؟

توماس آرمسترانگ تعریف می کند که سال ها پپش در یک برنامه ی کمدی دیده است که معلمی برای ساکت کردن دانش آموزان با صدای بلند می گوید: بچه ها! بچه ها! خفه شوید! کلاس ساکت می شود اما لحظاتی بعد دوباره همان صحنه ی قبلی تکرار می شود و معلم باز می گوید: بچه ها! بچه ها! خفه شوید! معلم این کار را چند بار تکرار می کند تا این که سر انجام به بی نتیجه بودن تلاش هایش به طور تأسف بار ( و خنده آوری) آشکارا پی برد.

دیدن این صحنه، اغلب موجب خنده ی معلم ها می شود (ولی من خنده ام نگرفت) زیرا خود نیز عموماً دچار این مشکل شده اند (بیش تر به نظر من گریه داره!) از نقطه نظر هوش های چند گانه، صرفاً استفاده از کلمه ها برای آرام کردن کلاس (روش زبانی) کم ترین تأثیر را در معطوف ساختن توجه دانش آموزان خواهد داشت. زیرا درخواست ها یا دستورهای زبانی معلمان (به عنوان یک شخص) اغلب در سخنان و بیانات زبانی دانش آموزان ناپدید می شوند و موجب می شوند آن ها صدای معلم را از میان صداهای اطراف خودشان تشخیص ندهند و همین علت عدم توجه آنان به گفته های معلم است.

بررسی تکنیک های مؤثری که برخی آموزگاران برای معطوف ساختن توجه دانش آموزان به کار می گیرند، لزوم به کار گیری سایر مقولات هوشی را برای رسیدن به این هدف را نشان می دهد. برای مثال مربی مهد کودکی که برای ساکت کردن کودکان به نواختن پیانو می پردازد (البته اگه مهد کودکه پیانو داشته باشه)(هوش موسیقیایی)

آموزگار مقطع چهارمی که برای جلب توجه دانش آموزان به خاموش و روشن کردن چراغ اقدام می کند (هوش مکانی)

و دبیر دبیرستانی که از سکوت برای یاد آوری وظایف دانش آموزان استفاده می کند.(هوش درون فردی)

همگی بر لزوم به کار گیری روش های غیر زبانی جهت معطوف ساختن توجه دانش آموزان تأکید دارد.

چند شیوه ی جلب توجه دانش آموزان در کلاس های درس:

شیوه ی زبانی: روی تخته ی کلاس بنویسید: " لطفاً ساکت"

شیوه ی موسیقیایی: یک عبارت ریتمیک را همراه دست زدن بیان کنید و از دانش آموزان بخواهید آن را تکرار کنند. (اگه می تونید یه کم هم قر بدید مشکلی نیست ولی لطفاً فقط یه کم!)

شیوه ی حرکتی-جسمانی: انگشت اشاره ی خود را با علامت سکوت روی لب ها بگذارید و دست دیگرتان را بالا ببرید. از دانش آموزان بخواهید تا حالات شما را انعکاس دهند.

شیوه ی مکانی: تصویری از یک کلاس مرتب و آرام را روی تخته قرار دهید و با چوب به آن اشاره کنید. (در این حالت حتی می توان با حالتی طنز طوری وانمود کرد که مثلاً این یکی از آرزوهای ماست!)

شیوه ی منطقی- ریاضی: با استفاده از یک ساعت وقت نگهدار مقدار زمان تلف شده را محاسبه کنید و آن را روی تخته بنویسید (اگه ساعت ندارید یه چند ساعت اضافه کار بگیرید!) دانش آموزان را مطلع سازید که عدد نوشته شده ی روی تخته مقدار زمانی را نشان می دهد که از ساعت آموزش کم شده است و جلسه ی بعد باید جبران شود.

شیوه ی میان فردی: در گوش یکی از دانش آموزان آهسته بگویید: "اکنون وقت درس است. آن را به دیگران هم بگو!" و آن گاه منتظر بمانید تا این نکته به کل کلاس ابلاغ شود.

شیوه ی درون فردی: شروع به تدریس کنید و بگذارید دانش آموزان خود رفتار خویش را کنترل کنند.

شیوه ی طبیعت گرایانه: صدای سوت گوش خراش یک پرنده یا یکی از حیوانات را پخش کنید (حالا اگه صدای پرنده نبود مشکلی نیست خوب، چند تا صدای خوش این خواننده  در پیتی ها هم پخش بشه بد نیست! (طفلی ها گناه دارن احتمالاً این نوع هوش تو اونا زیاد پرورش نیافته!)

احتمالاً بعد از یه مدت خود معلم تشخیص بده که کدوم روش بهتره در کلاس اجرا بشه. هر چند که من فکر می کنم اگه هر دفعه از یکی از روش ها استفاده بشه بهتره. نه؟ نظر شما چیه؟ 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 19:16 توسط یکی از چند صدای معلم |

طنز روز (1)

 معلمي، روزانه چند سيلي جانانه به صورت خود مي زد.از او پرسيدند:چرا خودتو مي زني؟!

گفت: به هر كدوم از شاگردام كه سيلي زدم به جا و مقامي رسيدن. خودمو مي زنم شايد به جايي برسم!

 

معلم: بچه ها! چرا خدا به ما دو تا گوش داده؟

يكي از شاگردان: آقا اجازه! براي اين كه از يكي بشنويم و از گوش ديگه بيرون كنيم!

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 8:2 توسط یکی از چند صدای معلم |

معلم (شعر)

تقديم به رهروان علم وعمل(معلم)

 

هان اي پدر پير كه امروز                                                

مي نالي ازاين درد درون سوز

علم پدر آموخته بودي                                                       

واندم كه خبردارشدي سوخته بودي

افسرده تن و جان تو در خدمت دولت                                     

قاموس شرف بودي و ناموس فضيلت

وين هر دو شد از بهر تو اسباب مذ لت

سي سال غم و رنج ببين با تو چه ها كرد!                         

دولت؛ رمق و روح تو را از تو جدا كرد

سي سال تو را برده ي انگشت نما كرد                                 

وانگاه چنين خسته و آزرده رها كرد

از مادر بيچاره ي من ياد كن امروز  

هي جامه قبا كرد، خون خورد و گرو داد و غذا كرد و دوا كرد

هان اي پدر پير!

كو آن روح سلامت ؟! كو آن قد و قامت؟!                                 

فرياد كشد روح تو فرياد ندامت

علم پدر آموخته بودي                                                     

واندم كه خبردار شدي، سوخته بودي

از چشم تو آن نور كجا رفت؟!                                                

آن خاطر پر شور كجا رفت؟!

ميراث پدر هم سر اين كار هبا رفت

وان شعله كه بر جان شما رفت                                             

دودش همه بر ديده ي ما رفت

امروز تو ماندي و همين درد درون سوز                             

نفرين نكند سود به استاد بد آموز!

سي سال اگر خدمت بقا ل نمودي                                         

امروز به اين رنج گرفتار نبودي

هان اي پدر پير!

سي سال در اين مهلكه راندي                                            

عمري به تماشا و تحمل گذراندي

ديدي همه ناپاكي و خود پاك بماندي                              

آوخ كه مرا نيز بد ين ورطه كشاندي!

علم پدر آموخته ام من   

چون او همه در دام بلا سوخته ام      

چون او همه اندوه و غم اندوخته ام من

اي كودك من! مال بيندوز                                                         

وان علم كه گفتند میاموز!

 

فريدون مشيري        

 

صداي معلم: جاي بسي تعجب است كه امروز بسيا ري از شرايط، همچون حال و هواي سال 53 (زمان سرودن اين اشعار زيبا) مي باشد. نظر شما چيست؟ 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 19:28 توسط یکی از چند صدای معلم |

معلمان؛ معتمدترين

معلمان؛ از نظر اکثریت افراد جامعه، معتمد ترین گروه هستند.

بر اساس نظر سنجی ملی؛ پس از معلمان با بیش از ۷۷درصد، به ترتیب اساتید دانشگاه(۷۰درصد)، ورزشکاران(۶۲درصد)، ارتشی ها و پزشكان(۵۶درصد)، پلیس راهنمایی و رانندگی(55درصد)، نیروی انتظامی(53درصددانشجویان(52درصد)، کارگران(49درصد)، هنرمندان(48درصد)، قضات(۳۵درصد)، روزنامه نگاران(32درصد)، مدیران دولتی و رانندگان تاكسي(21درصد)، کسبه(۱۷درصد)، تجار و بازاریان(10درصد)، و بنگاه داران با(4درصد) در رده های بعدی اعتماد عمومی جامعه، به گروه ها و مشاغل قرار دارند.

منبع :ایسنا                               

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 21:34 توسط یکی از چند صدای معلم |

عوامل افت تحصيلي

 

 بررسی برخی عوامل افت تحصيلی در پایه اول متوسطه(۱)

بررسي افت تحصيلي يكي از موضوعات جنجالي بوده است و معمولاً از پرداختن به علل واقعي آن پرهيز مي شود. در اين نوشتار بر آنيم تا به برخي از عوامل افت تحصيلي كه به آفت تحصيل مبدل شده اند، با قلم قاصر خود بپردازيم، اميد آن كه مؤثر واقع افتد.

«افت» به ضم همزه و سكون فا در لغت به معني كمبود، كمي، كم و كاست، نقصان و «تحصيل» به معني بدست آوردن، درس خواندن و دانش آموختن است.(2)

به نظر مي رسد مي توان علل افت تحصيلي را به دو دسته ي فردي و اجتماعي تقسيم كرد. اين عوامل چون دانه هاي زنجير به هم متصل است و غفلت از يكي موجب گسسته شدن اين رشته از هم مي شود.

      1)علل فردي: برخي علل فردي عبارتند از: توانايي ذهني(هوش)، فعاليت فردي(تلاش)، بهره مندي از حواس سالم(بينايي،شنوايي)، سن وجنس كه چون اين مسائل موضوع علوم روان شناسي، زيست شناسي، مشاوره و راهنمايي است، از پرداختن به آن ها خودداري نموده، اظهار نظر در اين موارد رابه كارشناسان آن وامي گذاريم.   

  2) علل اجتماعي: از جمله ي علل اجتماعي،  مي توان به خانواده، مدرسه، دوستان و همسالان، قوانين و مجريان آن اشاره كرد.

 الف) ‌خانواده: خانواده، به عنوان اولين گروهي كه فرد به عضويت آن در مي آيد، يكي از مهم ترين عوامل افت تحصيلي محسوب مي شود.

نقش انكار ناپذير خانواده در ارتقاي كيفي آموزش بر هيچكس پوشيده نيست. پدر و مادري كه به تحصيل فرزندشان اهميت داده و پيگير امور آموزشي او هستند و ارتباط معقولي با فرزند و اولياي مدرسه ي او دارند؛ طبيعي است بيشتر از خانواده اي كه به اين مسائل اهتمام نمي ورزند، مي توانند در پيشرفت تحصيلي فرزند خود اثر داشته باشند. مي توان گفت ميزان سواد والدين نيز در اين مهم تاثير زيادي دارد.

ب) ‌مدرسه: در مدرسه نيز عوامل مختلفي در تحت تأثير قرار دادن ميزان افت تحصيلي مداخله مي كنند. از جمله: دبيران، ‌مديريت، فضاي آموزشي، زمان آموزش، تعداد  دانش آموزان، نحوه ي ارزشيابي، امكانات آموزشي و... كه در ادامه به نقش هر يك مي پردازيم.

  

۱ دبيران: نقش دبيران در اين خصوص حائز اهميت ويژه اي است، اما برخي عمداً يا سهواً نقش آن ها را بيش از پيش بزرگ جلوه مي دهند.

عوامل مختلفي در ايفاي نقش دبير به نحو مطلوب مؤثر هستند. مثلاً: ميزان علاقه، حس مسؤليت پذيري، ميزان سواد، ارتباط مدرك تحصيلي با رشته ي تدريس، موقعيت اجتماعي معلم، حقوق و مزاياي مادي، نحوه ي ارتباط با ساير همكاران در محيط كار (خصوصاً مدير و معاون)‌، نحوه ي ارتباط با مسؤولان اداري (خصوصاً دايره ي آموزش ) و... كه هركدام بحث جداگانه اي را  مي طلبد و از حوصله ي اين مقاله خارج است.

 ۲ مديران: مديري موفق است كه ضمن آگاهي كافي از شيوه هاي مديريت بتواند با استفاده ي به موقع اين فنون به نحو مطلوب از تمام پتانسيل موجود در مدرسه جهت بهبود كيفيت آموزش بهره برده و به قول معروف  «فن استفاده ي تبديل تهديد به فرصت» را آموخته باشد و به كار بندد.

    

 ۳ فضاي آموزش: داشتن كلاس هاي مناسب از نظر  اندازه، نور، دما، مكان تخته سياه، داشتن سكو، موقعيت مناسب در ورودي و برخورداري مدارس از آزمايشگاه، كتابخانه، سالن اجتماعات، سايت اينترنتي و...

 ۴ - زمان آموزش: زمان شروع كلاس ها در صبح خيلي زود يا ساعات پاياني روز و يا حتي در بعد ازظهر، هر كدام پيامدهاي منفي خاص خود را دارند. البته عدم تناسب زمان اختصاص داده شده به عناوين دروس را نبايد فراموش كرد. گاهي زمان در نظر گرفته شده براي يك درس آن قدر كم است كه دبير ناچار بايد به سرعت از موضوع بگذرد، بدون اين كه فرصت سنجش و ارزشيابي مطالب را داشته باشد و گاه هر چه مي كوشد تا از زمان تخصيصي به نحو مطلوب بهره ببرد باز هم وقت اضافه مي آورد كه اين موضوع هم موجب ملال خاطر معلم و دانش آموز مي شود و هم سر و صداي ناشي از بيكاري دانش آموزان براي كلاس هاي ديگر ايجاد مزاحمت مي كند .

 ۵- تعداد دانش آموزان: حد مطلوب تعداد دانش آموزان در كلاس درس  بين 15 تا25 نفر است كه هرچه بر اين تعداد افزوده شود از راندمان كار مي كاهد. البته تعداد بسيار كم دانش آموزان نيز انگيزه ي معلم براي طرح مشروح مطالب را پايين مي آورد. ضمن اين كه تشكيل اين كلاس ها- اگر ديدي كلان نگر داشته باشيم-  هزينه هاي گزافي را به سيستم تحميل مي كند.

 ۶- نحوه ي ارزشيابي: معمولاً ارزشيابي به دو شيوه ي مستمر و پاياني صورت مي گيرد. ارزشيابي مستمر در طول سال تحصيلي و از خلال پرسش و پاسخ معلم و دانش آموز، انجام تكاليف به دست مي آيد و در ارزشيابي پاياني بايد عوامل متعددي را در نظر داشت همچون؛ طراحان سوال، برگزار كنندگان امتحان و مصحح ورقه كه در اين جا به صورت خلاصه به ذكر هر يك مي پردازيم.

طراحان سوال بايد به نكاتي چون: اهداف آموزش، ضريب دشواري سؤالات، تعداد سؤالات و تركيب آن ها، ‌زمان مناسب براي پاسخگويي، خوانا بودن سوالات و... توجه داشته باشند.

برگزار كنندگان(مسؤول مدرسه، مراقبين) نيز بايد به عواملي از قبيل: نور، دما، سر وصدا، زمان در نظر گرفته شده براي امتحان، فاصله ي آزمودني ها از يك ديگر توجه كافي داشته باشند.

مصحح ورقه نيز بدون تساهل يا سخت گيري بيش از حد و به شيوه اي متعادل به تصحيح اوراق امتحاني بپردازد و پس از تصحيح نيز، معلم؛ نتايج عملكرد دانش آموز را با خودش مقايسه كند.

     

۷- امكانات آموزشي: منظور از امكانات ، وسايل كمك آموزشي مي باشد. برخورداري مدارس از انواع وسايل كمك درسي از قبيل: لوازم آزمايشگاه، نقشه، وايت برد، اسلايد، اپك، اورهد، ويدئو  و تلويزيون  و كامپيوتر مي تواند در كيفيت بخشي به آموزش تأثير بسزايي داشته باشد.

 ج ) دوستان و همسالان: نقش دوستان و همسالان بدليل تأثير پذيري  فوق العاده ي نوجوان اهميت زيادي دارد. در اين دوره به دليل داشتن روحيه ي استقلال طلبي، نوجوان نسبت به نصيحت مستقيم حساس مي باشد. بنابراين بايد با استفاده از شيوه هاي نوين تربيتي و به صورت غير مستقيم، با مشاوره دادن در مورد انتخاب دوست  او را ياري داده و نسبت به خطرات احتمالي پيش رو آگاهش كرد.

 د ) قوانين: بر كسي پوشيده نيست كه در نظام اداري، بخشنامه ها، دستور العمل ها و مصوبه ها نقش ويژه اي بازي مي كنند و قانونگذار خود بايد به صورت پلكاني (تدريجي) سطوح مديريتي را طي كرده تا با مشكلات به خوبي آشنا باشد، در غير اين صورت نه تنها قوانين گره از كار كسي باز نخواهند كرد بلكه خود به صورت كلاف سر در گمي در مي آيند كه دست و پاي مجريان قانون را مي بندد.       

      گاهي شنيده مي شود برخي مديران فوقاني صحبت از «روان سازي مقررات» مي كنند و به اصطلاح با تسهيل قوانين سعي دركاهش آماري افت تحصيلي دارند. يعني به جاي حل مسأله، ترجيح مي دهند صورت مسأله را پاك كنند وبا انواع امتيازات سعي  مي كنند دانش آموز را به كلاس هاي بالاتر هدايت كنند كه اين خود؛ يكي از بزرگترين عوامل ايجاد افت تحصيلي مي باشد.

      طرح ارتقاي شغلي نيز مزيد بر علت شده و به جاي ارتقاء، موجب تنزل شده؛ چرا كه مطابق اين طرح؛ كساني از مزاياي آن بهره مند مي شوند كه تمام ساعات مؤظف خود را تدريس داشته باشند و اين مسأله؛ خصوصاً در مناطق محروم (با توجه به پراكندگي مدارس و ساعات تدريس) به معضلي براي دبيران و اهرم فشاري براي مديران تبديل شده كه اكثر دبيران برخلاف ميل باطني خود به تدريس دروسي مي پردازند كه تناسبي با رشته ي تحصيلي آن ها ندارد.

    ه ) مجريان قانون: در سطور پيش به نقش برخي مجريان تحتاني (مديران مدارس) اشاره شد. اما دسته ي ديگري از مجريان در سطوح مياني و فوقاني قرار دارند كه در اين مهم نقش ويژه اي ايفا مي كنند. برخي مجريان در آموزش تنها به كميت نظر دارند و فقط به آمار قبولي اين معلم يا آن مدرسه اشاره مي كنند، درصورتي كه در كنار درصد قبولي، پارامتر هاي ديگري وجود دارد كه البته چون به آساني قابل سنجش نيستند، ناديده گرفته مي شوند و تمام اشكالات به معلم يا مديري ارتباط داده مي شود كه با تعهد اخلاقي به آموزش و پرورش دانش آموزان همت گماشته اند و سعي آن ها بر اين بوده كه افرادي به پايه ي بالاتر بروند كه صلاحيت علمي لازم را داشته باشند. «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!»

       كلام آخر اين كه احتمالاً اين نوشتار به مذاق برخي خوش نخواهد آمد ولي راقم اين سطور از سر درد خود را به دردسر انداخته و آينه اي شده تا گوشه اي از معايب اين نظام آموزشي را انعكاس دهد.

          آينه چون نقش تو بنمود راست                             خود شكن آيينه شكستن خطاست

منبع : فصلنامه ی علمی- فرهنگی آوای خوش آب_ شماره ی چهارم                        

             

    پي نوشت :

 (1)   علت انتخاب پايه ي اول متوسطه اين بوده كه به دلايل متعددي دانش آموزان اين پايه نسبت به پايه هاي بالاتر دچار افت تحصيلي شديدتري مي شوند. از جمله مي توان موارد زير را نام برد: الف) آن ها وارد محيط بزرگ تر و جديد ي شده اند كه با آن آشنايي كافي ندارند.  ب) برخي قوانين در اين سال نسبت به سال هاي بعد سختگيرانه تر است. ج) پايه ي اول نسبت به پايه هاي بالاتر عموميت بيشتري دارد.

 

 (2)   فرهنگ فارسي صبا، بهشتي محمد، چاپ دوم، چاپخانه ي فرهنگ، انتشارات صبا. 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 11:54 توسط یکی از چند صدای معلم |

در تب و تاب طح ارتقاي شغلي

آخرین تحفه ي برنامه ریزان ما، برای کارکنان دولت و معلمان طرح ارتقاي شغلی بود، حال به چه چیزی مي خواهند ارتقاء بخشید، جای سؤال است؟!

ارتقاي منزلت معلم؟!

یا

ارتقاي معیشت معلم؟!

یا

ارتقاي کیفیت آموزش!؟

یا

ارتقاي بعد معنوی مثل صمیمیت و یک رنگی (به جای چاپلوسی)

و

ترویج روحیه ي همکاری(رفیق دیروز؛رقیب امروز من است)

 و

سبقت(البته ابقاي خود در قبال حذف دیگری)

و

کسب کمالات (نه امتیاز)؟

و

یا ایجاد انگیزه برای کسب درجات علمی بالاتر؟(فوق لیسانس و  دکترا)

واقعاً باید به این دست اندر کاران خسته نباشید گفت.

ما که چیزی نداریم به این عزیزان دلسوز بدهیم؛ خدا عوضشان دهد.

با تشکر

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 16:53 توسط یکی از چند صدای معلم |

ما آمديم

معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته،

عشقي است  الهي که پروردگارِ مهربان به انسان عطا کرد تا با همّت بلند خويش روشنايي شب هاي تارِ جهالت باشد.

مهري است که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند.

براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.

ما آمدیم

تا

درد دل کنیم

و

سنگ صبور هم باشیم

و

هر از چندگاهی که دلمان از دست زمانه گرفت چند خطی بر این صفحه  بنگاریم

از تمامي شما؛ دوستان وهمكاران كه با ما همراهي مي كنيد، متشکریم!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 22:7 توسط یکی از چند صدای معلم |