تبليغاتX
صدای معلم







صدای معلم

صنفی خبری انتقادی

روحانی تمام وقت در مدارس ایران

معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی می گويد در حال تدوين طرحی است تا به موجب آن در هر مدرسه يک روحانی تمام وقت مستقر شود.

علی اصغر يزدانی هدف اين طرح را برگزاری نماز جماعت و پاسخ گويی به پرسش ها و شبهات دانش آموزان ذکر کرده است. پس از انقلاب اسلامی روحانيون به مناسبت های مختلف در مدارس حضور پيدا کرده اند اما اکنون به نظر می رسد دولت قصد دارد تا در کنار ساير مسئولان آموزشی يک روحانی هم در مدارس حضور داشته باشد.

 

صدای معلم: بنده های خدا، همان ذره اعتباری را که پیش بچه های مردم دارند، از دست خواهند داد.

دولت کدوم کارش رو برنامه بوده که این یکیش باشه؟!

لابد بودجه اش رو هم از مابه ازای حقوق کارمندان ثابت با این قراردادی ها می خواهند پرداخت کنند!

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 23:20 توسط یکی از چند صدای معلم |

دعوت شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات برای شرکت در مراسم 13 آبان و برخی توصیه ها...

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیه‌ای ضمن محکویت احکام سنگین برای بازداشت شدگان پس از انتخابات بر غیر قانونی بودن دادگاه‌ها و روند طی شده تاکید کرده و با ابراز تاسف ازهتک حیثیت مهدی کروبی و علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات در آستانه سالروز ۱۳ آبان خواستار بزرگداشت این روز از سوی مردم شده است.


متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 

ملت شریف ایران

این‌روزها در ادامه حوادث تلخ و ناگواری که از چند ماه پیش فضای سیاسی و اجتماعی کشور را فرا گرفته است شاهد اخبار و شنیده‌هایی هستیم که از یکسو حاکی از صدور احکام سنگین و غیرقابل پذیرش برای بازداشت‌شدگان است و از سوی دیگر بیانگر تداوم رنج و اندوه خانواده‌های نگران ایشان.

جای تاسف آنجاست که این احکام با نقض صریح اصولی از قانون اساسی و بدون حضور هیئت‌منصفه سیاسی و ذیل جرائم غیرسیاسی بررسی شده و پس از مدت‌ها بازداشت انفرادی، تحت فشار، بدون حضور وکیل و در یک فرآیند غیرمتعارف صادر شده و می‌شود. شاید گفته شود این عزیزان از حق تجدید نظرخواهی برخوردارند و چه بسا در مرحله بعد احکام با تغییرات و اصلاحاتی مواجه شود اما باید پرسید آیا در شرایطی که روند رسیدگی به پرونده‌ها در ماه‌های گذشته فاقد توجیهات کامل قانونی است می‌توان به مراحل بعد امیدوار بود؟

خشت اول چون نهد معمار کج              تا ثریا می‌رود دیوار کج.

متاسفانه این روند که انتظار می‌رفت با عبرت گرفتن از گذشته اصلاح شده و در مدیریت جدید قضایی به سامان شود اخیرا با دستگیری تعدادی از شهروندان و خانواده زندانیان که برای دعای کمیل در یک منزل مسکونی شخصی جمع شده بودند ابعاد جدیدتری به خود گرفته است. گویا از نظر برخی دعا و استغاثه به درگاه احدیت حتی در منازل افراد نیز باید با هماهنگی آنان باشد؟

البته خانواده زندانیان با وجود همه ناملایمات و سختی‌ها و بی‌قانونی‌های صورت گرفته در ماه‌های اخیر با استعانت از خداوند متعال و به تأسی از اهل بیت پیامبر(ص) همچنان در دفاع از حقوق عزیزان در بند خود فعال بوده و اینگونه حوادث در اراده پولادین آنها خدشه‌ای وارد نمی‌سازد. (سعیهم مشکورا) و این شورا حمایت و قدردانی خود را از خانواده‌های نخبگان سیاسی، اجتماعی و علمی کشور که در بازداشت هستند، اعلام می‌دارد.

مردم عزیز

ما همچنان معتقدیم اکثر دستگیرشدگان پس از انتخابات که از نیروهای متعهد و خوشنام کشور هستند و عمر خود را صرف خدمت به مردم و اعتلای نظام جمهوری اسلامی کرده‌اند و با اینگونه رفتارها در بلندای نام آنها نزد افکار عمومی تغییری ایجاد نخواهد شد. زیرا مردم خدمتگزاران خود را می‌شناسند و بهترین داور و منصف‌ترین ناظر هستند و رضایت حق‌تعالی در اکثر موارد با رضایت بندگانش از افراد محقق می‌شود. 

در عین حال احکام صادره برای این عزیزان را غیرقانونی و ناموجه دانسته و قویا خواستار تبرئه و آزادی آنها از زندان هستیم. همچنین یکی دیگر از حوادث تاسف‌بار روزهای اخیر حملات فیزیکی و اهانت‌آمیز به حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی و آقای دکتر علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات است که در نوع خود می‌تواند از مصادیق ترویج خشونت‌های سازمان‌یافته به شمار آید.

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ضمن محکومیت این اقدام مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به عملکرد مسئولان نمایشگاه مطبوعات و مقامات انتظامی و حراست این نمایشگاه ابراز می‌دارد و از قوه‌قضائیه می‌خواهد تا نسبت به محاکمه عوامل این دو حادثه اقدامات لازم را به عمل آورند. امیدواریم که این درخواست به سرنوشت موارد پیشین دچار نشود.

ملت بزرگوار ایران

روزهای آینده مصادف است با سالروز حرکت دانشجویان مسلمان خط امام(ره) در تصرف سفارت آمریکا که بحق از سوی بنیانگذار نظام امام خمینی(س) انقلاب دوم خوانده شد. نگاهی هرچند گذرا به حوادث ۱۳ آبان در سال‌های ۱۳۴۳، ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ نشان می‌دهد که هر سه حادثه به نوعی با روحیه استکبارستیزی، استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی ایرانیان مرتبط است و این روحیه نه تنها کاهش نیافته که امروز با عزم و انگیزه بیشتری در صحنه عمل اجتماعی ظهور دارد.

ما ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام عظیم‌الشأن(ره)، شهدای دانش‌آموز و دانشجویان پیرو خط امام به ویژه آن دسته از ایشان که این‌روزها به ناحق در بازداشت بسر می‌برند از آحاد مردم می‌خواهیم تا این روز بزرگ را گرامی بدارند. در پایان خجسته زادروز ثامن‌الائمه علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) را به همه پویندگان اسلام ناب تبریک گفته و تبعیت از راه آن امام رئوف را آرزومندیم.

والسلام

شورای هماهنگی جبهه ی اصلاحات

به نقل از: پارلمان نیوز


ما سبز بوده ایم و سبز در کنار مردم خواهیم ایستاد!

تذکرات یک مامور نیروی انتظامی به مردم

2y5knydue411qexe33po

راهکارهای مثبتی درباره این حرکت هدفمند و به دور از خشونت  مردمی ارائه شده که قطعا اگر هماهنگ و طبق برنامه  اجرا شود مقابله با هسته مردمی ایجاد شده به هر نحو توسط پلیس و نیروهای امنیتی حتی با استفاده از گاز اشک آور، شلیک هوایی و… غیر ممکن خواهد بود. من به عنوان یکی از طراحان مقابله با شورش های خیابانی که تحصیلات خود را در همین رابطه گذرانده ام و به پایان برده ام و اکنون در خدمت  نیروی انتظامی مشغول به کار هستم نکات و توصیه های مهمی را به هموطنان خود برای اجرای هر چه بهتر و چگونگی مستقر شدن مردم در خیابان ها ارائه می دهم که امیدوارم مورد توجه عزیزان  واقع شود.

تعدد افراد و مردم شرکت کننده در آغاز این حرکت برای ایجاد هسته ی اولیه  می بایست بالای بیست هزار نفر باشد یا در نیم ساعت و یک ساعت  اول که نیروهای امنیتی خود را به آن محل می رسانند به بیست هزار نفر برسد.

قدم اول برای ایجاد هسته ی مردمی بسیارمهم است. ما باید خیابانی را برای آغاز این کار مشخص نکنیم و انتخاب آن را بر اساس شرایط در اختیار مردم بگذاریم این عمل، کار را برای جلوگیری از آغاز این حرکت برای پلیس و نیروهای امنیتی بسیار سخت و دشوار خواهد کرد! ما در تظاهرات گذشته (روز قدس) جمعیت مردمی جنبش سبز را توسط دوربین های مدار بسته (از مرکز کنترل ترافیک تهران) زیر نظر داشتیم  و بر اساس تراکم جمعیت نیروهای ضد شورش، امنیتی و حتی سپاه را در خیابانهایی که احتمال بروز خشونت (توسط فرصت طلبان) بود مستقر و جابجا می کردیم ولی اعتراف می کنم که حتی اگر خشونتی در می گرفت به علت تراکم جمعیت هیچ کاری از دست ما و فرماندهان بر نمی آمد. جمعیت در هر خیابان از 8000 نفر تا 50000 نفر متغیر بود  که می توان روی پتانسیل جمعیتی برای آغاز این حرکت بسیار حساب کرد. نکته ی مهم دیگر  آن است که  با اطلاع رسانی باید قبل از 13 آبان و یا 22 بهمن  مردم را از آغاز این حرکت با خبر کرد تا در صورت تشکیل هسته ی اولیه  در یک خیابان مردم با آگاهی از روند این حرکت، در هر کجای تهران و حومه هستند در سریعترین زمان خود را به این هسته پیوند بزنند. حتی کسانی که در خانه و یا ادارات مشغول به کار هستند می بایست با شنیدن خبر تشکیل هسته ی اولیه ی مردمی دست از کار بکشند و خود را به هسته ی ایجاد شده ی مردمی برسانند و آن را هر چه بیشتر قوی  کنند. من به عنوان کارشناس مبارزه با شورشهای خیابانی و حرکتهای برنامه ریزی شده مردمی به شما قول می دهم که اگر هسته ی اولیه به 20000 نفر و بالاتر برسد مقابله با آن بسیار مشکل و حتی غیر ممکن خواهد شد.

200986191623546-83070554751

مردم باید بنشییند، در غیر این صورت ممکن است توسط نیروهای امنیت به بهانه ی ایجاد آشوب و شورش کار به خشونت کشیده می شود. سعی کنید که تظاهرات شما بهانه دست نیروهای امنیتی برای سرکوب  ندهد. باید بدانید که چنانچه شما در خیابان بنشینید و اتحاد آرام خود را به صورت ده ها هزار نفری به رخ نیروهای امنیتی بکشید. نیروهای ضد شورش ما  که اغلب سربازان وظیفه هستند و یا پرسنل بدون تعصب سیاسی و از جنس مردم  هستند، حتی به دستور فرماندهان و ارشد خود برای مقابله با مردمی که با سکوت نشسته اند عمل نخواهند کرد. این برای ما در چندین  تظاهرات کاملاْ تجربه شد.  مردم می توانند حتی اگر سکوت نکنند با همخوانی شعر، مانند: یار دبستانی  و صدای دست های منظم و به دور از شعارهای تحریک کننده، هسته ی اولیه را تا رسیدن به مرز میلیونی و رسیدن همه مردم حفظ کنند. مجدداْ تاکید می کنم شعارهای تند علیه حکومت در ساعتهای اولیه شکل دهی هسته ی مردمی ندهید!

3 – حضور بانوان به خصوص زنان مسن در صف های جلو و نزدیک به صف نیروهای ضد شورش و امنیتی بسیار مهم است.

r

از لحاظ روانی مقابله و ضرب و شتم با زنان و مادرانی که در صف اول با سکوت می نشینند حتی اگر دستور قاطع فرماندهان نظامی برای سرکوب برسد امری است غیر ممکن. لازم می دانم که تجربه ای را برای شما بازگو کنم در  یکی از خیابانها در  روزهای اعتراضات اولیه مشاهده شد که عده ای اغتشاشگر (که از نظر ما حساب آن ها با مردم جدا است) پس از آتش زدن یک خودروی پلیس وارد یکی از ایستگاه های مترو شدند بیش از 10 نفر از نیروها به دستور فرمانده اشان برای تعقیب آن ها وارد جمعیت شدند که توسط زنان با تشکیل زنجیره ای در ورودی ایستگاه مترو حفاظت  شدند. با بیسیم به نیروهای ما اعلام شد که با تهدید، خشونت و حتی ضربات باتوم  آن ها را از سر راه کنار بزنند و وارد ایستگاه شوند که این امر توسط این افراد که از پرسنل نیروی انتظامی و حتی بسیج بودند سرپیچی شد و با بازگشت آن ها و تشویق زیاد مردم همراه شد. حضور بانوان حتی همراه با کودکان در این حرکت بسیار توصیه می شود ( فقط باید بنشینند) 

4 – ( ایجاد ترافیک و راه بندان مصنوعی ) در صورت تشکیل هسته ی قدرتمند که ممکن است پس از 5 یا 10 ساعت تعداد مردم از  یک میلیون نفر هم گذر کند/ حفظ و مدیریت این هسته  در 24 ساعت شبانه روز بسیار مهم است.

نکته ی مهمی که در این جا  باید روی آن تاکید کنم ایجاد ترافیک مصنوعی در خیابانها و میدانهای اطراف محل تجمع مردم است که این حرکت می تواند کار را برای پلیس و دیگر نیروها بسیار سخت و پیچیده تر کند. در تظاهرات گذشته بوق زدن های ممتد و ایجاد ترافیک عملی بسیار حساس برای ما به شمار می آمد ولی مردم باید سعی کنند که با ایجاد ترافیک مصنوعی و حتی تصادفات مصنوعی در خیابانهای منتهی به تظاهرات مردم کار را برای برخورد احتمالی با مردم بسیار سخت کنند ولی برای ندادن بهانه برای تخریب و شکستن شیشه های ماشین که دستوری است که از فرماندهان صادر می شود از زدن بوقهای ممتد ترجیحاْ خود داری شود.

امیدوارم اطلاعات مفیدی را به شما داده باشم. در ضمن از این که من را در کنار خود می بینید تعجب نکنید. من  و بسیاری از همکارانمان در ناجا به نتایجی رسیده ایم که همراهی و همکاری با این نظام دیگر ارزشمند نیست. ما سبز بوده ایم و سبز در کنار مردم خواهیم ایستاد. این برای ما ارزشمند است!

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:6 توسط یکی از چند صدای معلم |

مصاحبه " سخن معلم " با مادر آقای محمد داوری

" محمد داوری " فعال صنفی - مدنی ، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و مسئول آموزش و اطلاع رسانی آن و نیز سردبیر سایت سحام نیوز ارگان حزب اعتماد ملی بیش از ۲۴ روز است که در بازداشت و در بند ۲۰۹ به سر می برد . مادر او که اهل بجنورد است برای پیگیری امور فرزندش به تهران آمده است . " سخن معلم " بنا بر وظیفه صنفی و رسالت خبرنگاری بر آن شد تا مصاحبه ای کوتاه با ایشان انجام دهد . این مصاحبه را در زیر می خوانید :

 خانم داوری از گذشته ایشان بگویید .

مادر :وقتی بچه بود چند تا نان خمیر پخت می کردم در تنور که فردا این ها می روند مدرسه به این ها پول بدم . به محمد اگر 100 تومن می دادم تا هفته بعد می دیدم این 100 تومن تو جیبشه . محمد مسجد می رفت . همیشه با وضو بود.قرآن می خواند و نمازش هیچ موقع ترک نمی شد .هر موقع مسجد شروع می شد اول نفر محمد بود .در بسیج هم فعال بود.همه اهل محل  به من می گفتند که آفرین و شیری که به او داده ای حلالش باشد ... به من می گفتند با  این که پدر ندارد اما بچه ها یت را خوب تربیت کرده ای .من بچه سالمی را به  جامعه تحویل داده ام اما الان نمی دانم  در زندان چه بلایی به سرش آورده اند ...

از مسئولان چه درخواستی دارید ؟

مادر :من فقط از خدا می خواهم که همه را نجات دهد .محمد یک خبرنگار است و  وظیفه خبرنگار تهیه خبر است .کار بدی که نکرده است . بعد او را ببرند و بگویند چه و چه ! مگر محمد من چه کار کرده است ؟ 

محمد چند سال است که درتهران زندگی می کند ؟

مادر :فکر می کنم حدود 6 سال است که اینجاست . عاشق معلمی است .عاشق فعالیت برای بچه ها .دانش آموزانش خیلی او را دوست داشتند .این قدر معلم خوبی بود که در شهرستان ما عضو شورای شهر شد .هر موقع مشکلی پیش  می آمد به او مراجعه می کردند .از دانش آموزانش همیشه دفاع می کرد .

محمد کی به جبهه رفت ؟

مادر : دقیق یادم نمی آید . اما فکر می کنم اول راهنمایی بود .یک سال تو جبهه بود در صف مقدم .

گفتید ایشان اول راهنمایی به جبهه رفت .چگونه ایشان را  ثبت نام کردند ؟

مادر : ما اول خبر نداشتیم .او فرار کرده بود .همسایه ها می آمدند و می گفتند که پسر تو بچه های ما را به جبهه برده است.من می گفتم که خودشان رفته اند اما آن ها می گفتند که بچه تو آن ها را برده است !

محمد جانباز هم بوده است ؟

مادر : بله . بچه من جانباز هم بوده است .در بدن ایشان الان هم ترکش است ولی ما خبر نداشتیم ! ما بعدا شنیدیم که او را به بیمارستان اهواز برده اند .وقتی که آمد چشم هایش جایی را نمی دید ! هنوز هم ترکش هایش هم در پایش هست ... وقتی بمب شیمیایی انداختند  دوستانش گفتند که اوناپدید شده است ! بعدا همه می گفتند که او تمام خواهد کرد .الان هم که ...

محمد کی پدرش را از دست داد ؟

مادر : وقتی بچه هایم کم سن و سال بودند پدرش فوت کرد . پدرش مریض بود .یک پایش فلج شده بود . دکترها می گفتند آمپولش را عوضی زده اند .یک ماه در بیمارستان بود و محمد هم در مشهد درس می خواند . از مشهد محمد می آمد و می گفت مادر تو نرو بگذار من پیش بابا بمانم ...

 شما تنها از بجنورد آمده ای ؟

مادر : بله ، من تنها آمده ام و آمده ام که پیش پسرم بمانم . در تهران کسی را ندارم که مرا به دادگاه ببرد .نمی دانم با چه کسی و به کجا بروم تا پسرم را  آزاد کنم . من از مسئولان می خواهم که اگر آزادش نمی کنند مرا هم پیش او را ببرید تا پیش پسرم بمانم ...

از خصوصیات محمد بگویید .

مادر : اخلاق محمد خیلی عالی است .محمد به اندازه پدرش برای برادرانش زحمت می کشید. شایدهیچ پدری برای بچه هایش از این کارها نکند اما محمد خیلی به خانواده کمک می کرد .

 از این که پسرتان در زندان هست الان چه احساسی دارید؟

مادر : من از این که بچه ام در زندان هست خیلی ناراحتم ولی افتخار می کنم که او به وظیفه اش عمل کرده است . من به او افتخار می کنم. بچه سالمی به جامعه تحویل دادم ولی از فعالیت او به خاطر وظیفه اش ناراحت نیستم ! بالا خدا ... پایین هم خدا

شما با آقای کروبی دیدار داشتید . ایشان چه گفتند ؟

مادر : ما پیش آقای کروبی رفتیم .آقای کروبی گفت : " خودم آوردم ، خودم هم تا آخرش هستم و از او دفاع خواهم کرد .من از حق او دفاع خواهم کرد .کسی او را مجبور نکرد و من او را آوردم و وظیفه دارم تا آخر از او دفاع کنم .من از آقای کروبی تشکر  کرده و می کنم .آقای کروبی گفت که نامه نوشته است و پیگیر کار ایشان هستم و شما هم باید کارهای او را دنبال کنید . آقای کروبی گفت که به دستور من کارها را انجام داده است و مسئولیتی متوجه آقای داوری نیست . البته در شهرستان بجنورد خیلی از مردم جمع شده اند تا کاری برای محمد بکنند .

محمد دفعه اولش که نیست به زندان رفته است . آن موقع چه احساسی داشتید و الان چه احساسی دارید ؟

مادر : آن دفعه خیلی نگران نبودم ولی این دفعه خیلی نگرانم . خیلی نگرانم ...

اگر صحبت دیگری دارید بفرمایید .

مادر : فقط  پسرم را آزاد کنید ... 

به نقل از : کانون صنفی معلمان ایران

صدای معلم: در خبر قبلی (بازداشت یکی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران)یکی از دوستان وبلا گ نویس خبر آزادی محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران را به صورت نظر خصوصی برایم فرستاد. امیدوارم که این همکار دربندمان نیز تا این لحظه آزاد شده باشد.

البته غرض از درج این اخبار هر چند تاریخ آن گذشته باشد انعکاس مظلومیت جامعه ی فرهنگیان است.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:49 توسط یکی از چند صدای معلم |

بازداشت یکی از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران

 
به گزارش هرانا به نقل از واحد اصناف مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از بازداشت محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران توسط نیروهای امنیتی بیش از یک هفته می گذرد اما همچنان ازسرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. این فعال صنفی علاو بر عضویت در این کانون یکی از مسئولان سایت خبررسانی کانون صنفی معلمان ایران نیز قلمداد می شود.

یکی از اعضای کانون صنفی معلمان تهران بیش از یک هفته است در بازداشت به سر می برد.

به گزارش هرانا به نقل از واحد اصناف مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از بازداشت محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران توسط نیروهای امنیتی بیش از یک هفته می گذرد اما همچنان ازسرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. این فعال صنفی علاو بر عضویت در این کانون یکی از مسئولان سایت خبررسانی کانون صنفی معلمان ایران نیز قلمداد می شود.

لازم به ذکر است، آقای رضایی در اتفاقات پس از انتخابات در ایران از سوی نهادهای امنیتی به شدت زیر فشار بود تا از عضویت در هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استعفا دهد. علیرغم این موضوع، نامبرده پس از استعفای اجباری از کانون دوباره زیر فشار قرار گرفت که در استعفا نامه اش باید ذکر کند "از این به بعد در کانون هیچ مسئولیتی را نمی پذیرد و از عضویت کانون برای همیشه صرفنظر می کند".

از دلایل بازداشت آقای رضایی گرکانی در حال حاضر اطلاعی در دست نیست اما تداوم بی خبری از وضعیت ایشان موجب نگرانی شدید خانواده و نزدیکان وی شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:3 توسط یکی از چند صدای معلم |

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند!

0puryjfhh3t2vc2cu8o5

میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری خردادماه که نسبت به شیوه برگزاری و نتایج اعلام‌شده اعتراض دارد، بیانیه تازه‌ای منتشر کرد.

موسوی در این بیانیه تفصیلی که چهاردهمین بیانیه رسمی‌اش پس از انتخابات خردادماه است، به سه رخ‌داد تاریخی روز سیزده آبان اشاره کرده است: تبعید آیت‌الله خمینی در سال 42، حمله نیروهای ضد شورش حکومت پهلوی در سال 57، و تصرف سفارت آمریکا در سال 58.

پیش از این برخی از شهروندان معترض به نتیجه اعلام‌شده انتخابات در شبکه‌های اجتماعی مجازی و همچنین وب‌سایت‌های خبری نزدیک به چهره‌های معترض، مردم را به شرکت در راهپیمایی 13 آبان دعوت کرده بودند که هر سال در بزرگداشت تصرف سفارت آمریکا توسط گروهی از نیروهای انقلابی در سال 1358 برگزار می‌شود. این دعوت، واکنش چهره‌های نظامی و امنیتی ایران - از جمله احمد جنتی، رییس شورای نگهبان، و محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران - را در پی داشته است.

نخست‌وزیر جمهوری اسلامی در زمان آیت‌الله خمینی در بخشی از بیانیه‌اش آورده است: «حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد.»

موسوی نوشته است: «اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.»

میرحسین موسوی در بیانیه خود تصریح کرده است: «همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود، دیگر هیچ‌کس قادر نیست از برآورده‌شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.»

این نامزد معترض به نتایج انتخابات که در جریان رقابت‌های انتخاباتی، رنگ سبز نشانه کمپین تبلیغاتی‌اش بود، در ادامه بیانیه‌اش نوشته است: «راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند.»

موسوی در ادامه با اشاره به سیاست خارجی دولت نهم آورده است: «... افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.»

میرحسین موسوی به مذاکرات هسته‌ای خیر ایران با کشورهای پنج به علاوه یک اشاره کرده و نوشته است: «شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟»

او با اشاره تلویحی به شعارهای محمود احمدی‌نژاد در عرصه داخلی و عرصه بین‌المللی آورده است: «دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.»

میرحسین موسوی نتیجه گرفته است: «چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند»

او که پیش‌تر در بیانیه‌ها و سخنانش بر لزوم اجرای کامل قانون اساسی تاکید کرده بود، بار دیگر بر این موضع اصرار کرده و نوشته است: «تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم.»

میرحسین موسوی در ادامه توضیح داده است: «در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود، ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.»

موسوی که یکی از رهبران مردم معترض به نتایج انتخابات است، در پایان بیانیه‌اش بدون تصریح در دعوت از مردم به شرکت در راهپیمایی روز 13 آبان برای تبدیل‌کردن آن به یک راهپیمایی ضد دولتی، نوشته است: «سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم.»

به نقل از: مردمک

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:13 توسط یکی از چند صدای معلم |

اعتراض

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند!

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:1 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارش دیدار اعضای کانون صنفی معلمان ایران با دو تن از مراجع تقلید

گزارش کامل دیدار وگفتگوی 13 نفراز اعضای کانون صنفی معلمان ایران به نمایندگی از طرف تشکل های معلمان سراسر کشور با چند نفر از روحانیون بلند پایه در قم در مورد اتفاقات و وقایع اخیر
 


روز یکشنبه 26 مهر ماه هیئتی از طرف کانون معلمان ایران متشکل از آقایان علی اکبر باغانی دبیرکل کانون ،محمود بهشتی لنگرودی یکی از سخنگویان کانون،عباس معارفی از بنیانگذاران کانون،علی اصغر ذاتی ازسخنگویان کانون،ایرج جوادی ،محمد ماشینی ،نورالله اکبری ،مهدی بهلولی ،محمدسوری ،مهندس فرقانی ،ایمان زاده(همگی از اعضای کانون وعضو هیئت مدیره کانون تهران)، سیدمجتبی ابطحی از اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی و کانون خمینی شهر  و مختار اسدی عضو شورای هماهنگی وکانون کرج که در حال حاضر در تبعید به سر می برد اعضای این هیئت را تشکیل می دادند.


دیدار اول با آیت الله منتظری:


اعضای کانون در اولین دیدار خود به ملاقات آیت الله منتظری رفتند که در ابتدای این دیدار گزارشی از وضعیت کلی کشور خصوصاٌ وضعیت آموزش وپرورش ووضضعیت معلمان زندانی وفشار های فراوان بر فعالین صنفی ومدنی علی الخصوص اعضای کانون  وتهدیدات مداوم آنها وخانواده هایشان وهمچنین بازداشت  گسترده معلمان در سراسر کشور ومحکوم نمودن آنها به اتهامات واهی و صدور احکام انفصال از خدمت برای تعداد کثیری از معلمان در دولت نهم وهمچنین مجبور کردن فعالین فرهنگی به بازنشستگی پیش از موعد آن هم با کسر گروه وکسر حقوق و صدور احکام تبعید برای حدود 30 نفر از معلمان و باز خرید کردن اجباری تعداد ی دیگر از آنها از طرف آقای باغانی خدمت آیت الله منتظری ارائه شد.


بعد ازارائه گزارش از طرف آقای باغانی ، آیت الله منتظری ضمن خیرمقدم وخوش آمدگویی ،از وقایع پیش آمده در کشور خصوصا،اتفاقات بعد از انتخابات به شدت ابراز نگرانی کردند ودر بخشی از صحبت هایشان فرمودند که تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی تسلیم در برابر خواست عموم واکثریت مردم می باشد وتا زمانی که حاکمیت آزادی ابراز وجود به افکار وعقاید گوناگون را ندهد وخود را ملزم به اجرای قانون اساسی ننماید کشور نمی تواند از بحران خارج شود ، ایشان در قسمتی دیگر از فرمایشات خود فرمودند که این چگونه آزادی است که مردم را در خیابان و صرفاٌ به علت سؤال در مورد رأی خود می کشند و حاکمیت نمی تواند کمترین انتقادات را تحمل نماید.


ایشان در قسمتی دیگر از فرمایشات خود ضمن ابراز تأسف از بازداشت ،تبعید و آزار معلمان در سراسر کشور با نقل حدیثی از حضرت محمد(ص) فرمودند که عده ای از آن حضرت سوأل کردند که چه گروهی از جامعه برترین افرادند که آن حضرت در جواب فرمودند:"انفع الناس للناس" یعنی گروهی که بیشترین فایده رابه انسان ها وهمنوعان خود می رسانند که معلمان وکسانی که به مردم دانشی را می آموزند از آن دسته اند.


بعد از سخنان آیت الله منتظری اعضای کانون از فشار گسترده بر اعضای کانون برای استعفا وگرفتن استعفای اجباری از آنها در زمان بازداشت ودر زندان  از ایشان سؤال کردند، که آیا این استعفا درست است یا خیر ؟


ایشان در جواب فرمودند:" مجبور کردن افراد به استعفا از شغلی یا وظیفه ای در زیر فشار و بدون ارئه دلایل حقوقی وعقلی از لحاظ شرعی به هیچ عنوان قابل قبول نمی باشد"


 بعد از دیدار با  آیت الله منتظری اعضای کانون معلمان ایران به دیدار آیت الله یوسف صانعی رفتند که با خوش آمدگویی بسیار گرم ایشان روبروشدند.


در ابتدای این دیدار آقایان علی اصغر ذاتی و نورالله اکبری در مورد وضعیت کلی حاکم برکشور وخصوصاٌ فضای امنیتی و پلیسی حاکم بر آموزش وپرورش و زندانی کردن جمع کثیری از معلمان ،تبعید تعدادی دیگر و انفصال از خدمت بسیاری از آنها وهمچنین بازنشسته کردن اجباری ویا بازخرید اجباری تعدادی از آنها و ضعف عقاید دینی و اخلاقی  دانش آموزان در مقایسه با زمان قبل از انقلاب و دوره محمد رضاشاه پهلوی وهمچنین توهین های مکرر به عقاید دینی مردم  از آن جمله توهین به پیامبر بزرگوار اسلام در مسابقات ضمن خدمت فرهنگیان سراسر کشوردر سال 85 اشاره وگزارشی را ارائه دادند.


آیت الله صانعی بعد از استماع گزارش وسؤالات معلمان فرمودند:


خداوند در قرآن می فرماید:" انماالیسری عسری"  یعنی بعد از هر سختی و تاریکی سعادت و روشنایی در راه است.


ایشان با مقایسه زمان شاه با دوره حاضر فرمودند:در زمان شاه هر آخوندی که سرش در لاک خودش بود و از سلطنت انتقاد نمی کرد آخوند خوبی بود و هر آخوندی که از حکومت محمدرضا شاه انتقاد می کرد آخوند بدی به حساب می آمد ودر دوران حاضر نیز روال مثل زمان شاه شده است وهر آخوندی که از قدرت و حاکمیت انتقاد نکند وچشمش را بر حقایق و ظلم به ملت ببندد و فقط ثنا گوی دولت وقدرت باشد آخوند خوبی به حساب می آید و ما می بینیم که فضای جامعه پرشده است از دروغ ،تزویر و وریا و روحانیونی که از دولت و قدرت انتقاد می کنند به شدت زیر فشار هستند وی در بخشی از صحبت هایش ضمن تقدیر از آقای کروبی  شهامت ایشان را در برابر اتفاقات وافشای اقدامات خلاف قانون ستودند . ایشان در ادامه سخنان خود به ذکر خاطراتی از بنیانگذار انقلاب پرداختند و حساسیت ایشان را به فرهنگ ریا و تزویر  ومال دنیا یاد آورشدند.


ایشان ضمن مقایسه برخورد حکومت شاه با مخالفان و دوره حاضر فرمودند: "در زمان شاه ما در مسجد خان در تهران از محل جمع آوری وجوهات شرعی که مردم خدمت امام خمینی می فرستادند به طلاب و افراد بی بضاعت کمک می کردیم و ساواک هم با آنکه از این اقدام ما کاملا، آگاهی داشت و می دانست افرادی که به آنها کمک مالی می شود از مخالفان شاه وحاکمیت وی هستند ممانعتی به عمل نمی آورد اما متأسفانه در این دوره وبه اسم اسلام اجازه نمی دهند که مردم به آسانی با آسیب دیده گان حوادث اخیر وخانواده های آنان ارتباط داشته باشند .


ایشان همچنین ضمن دعوت معلمان کشور به سعی و تلاش بیشتربرای آموزش به فرزندان این آب وخاک در این دوره خطیر فرمودند که که شما معلمان علی رغم فشارهای گسترده ای که بر شما اعمال می شود نباید اجازه دهید که فرزندان این آب وخاک نسبت به اصالت دینی وملی خود غافل شوند وی همچنین فرمودند که خداوند در قرآن


 می فرماید" و تواصو بالحق وتواصو بالصبر"


و این وظیفه شماست که امروز هم حق را بگویید و هم صبرداشته باشد که نتیجه خیر حاصل شودودر این راه نباید خسته شوید واز فشارها وتهدیدات وبرخوردهای ناروا نیز نباید هراسی به دل راه داد.


ایشان در بخشی دیگر از صحبت هایشان فرمودند که برخوردهای نسنجیده ،غیرمنطقی،ناشرعی و ظالمانه حاکمان قدرت با مردم نه نشان از استحکام آنهاست بلکه این خود دلیلی روشن بر ناتوانی وعجز آنها دربرابر مردم وخواسته های آنهاست.


ایشان همچنین با اظهار تأسف دوباره از برخوردهای ناروا وامنیتی با فعالان فرهنگی کشور ازجمله معلمان آزاده فرمودند : یقین بدانید که سرکوب قشر زحمتکش معلم نشان از ضعف قدرت و رو به زوال رفتن آن می باشد چرا که قدرت می خواهد با سرکوب فرهنگیان ریشه فرهنگ رابسوزاند. وی همچنین فرمودند که این برخوردهای ناروا وزشت با معلمان وفرهنگیان وخانواده های آنان نشان میدهد که ظالمین آنقدر گیج شده اند که حتی از سالم ترین، پاکترین،با حوصله ترین و قانون مدارترین افراد جامعه یعنی معلمان نیز هراس دارند اما دنیای ارتباطات و فن آوری به آنها اجازه نخواهد داد که بیش از این به برخوردهای ناپسند وناشرعی و غیر انسانی ادامه دهند.


ایشان در پایان صحبت هایشان به سه نکته اساسی اشاره کردند و فرمودند:


1-نقشه قدرت های غیرپاسخگو به فساد کشاندن ملت است و این وظیفه فرهنگیان است که نباید اجازه چنین کاری را بدهند.


2-حمله قدرت به فرهنگ وفرهنگی یعنی به آخر خط رسیدن قدرت.


3-وظیفه همه ملت صبر ودوری از انجام خشونت وثابت قدم ماندن در مسیر اصلاح است.


4-حضور در صحنه های ملی واسلامی امروز یک واجب ملی و شرعی است.


 بعد از دیدار با این بزرگواران اعضای این هیئت قصد دیدار با  آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی را داشتند که متأسفانه به علت پاره ای مشکلات که از طرف مسئولان دفتر این بزرگواران مطرح شد دیدار با این بزرگواران میسر نشد.

خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 16:45 توسط یکی از چند صدای معلم |

گزارشی از مدارس ایران

از دانش‌آموزاني كه بزرگترين آرزويشان،‌ كمتر كتك خوردن و كمتر كار كردن و بيشتر بازي كردن و بيشتر خوابيدن است تا دانش‌آموزاني كه مي‌خواهند ميلياردر شوند؛ از دانش‌آموزاني كه در كودكي پا به پاي بزرگترهايشان مي‌دوندتا کودکانی که هشت ساعت كلاس فوق‌برنامه تنهادلیل بازی‌ نکردنشان است،بیشتر از چند خيابان فاصله نیست.
از جنوب شهر تا شمال‌شهر نه تنها چهره خيابان‌ها، مغازه‌ها، خانه‌ها عوض مي‌شود؛ نه تنها ماشين‌هاي اوراقي به ماشين‌هاي لوكس آخرين مدل تبديل مي‌شوند، در مدرسه‌ها نيز همه چيز تغيير مي‌كند، اندازه مدرسه‌ها بزرگ و بزرگتر مي‌شود، ظاهر مدرسه‌ها به جاي آجرهاي كرم‌ـ‌قهوه‌اي كه رنگ زندگي ساكنان جنوب شهر است به رنگ رنگارنگ زندگي ساكنان شمال شهر درمي‌آيد.
به گزارش ايلنا، وقتي در جنوب شهر در مدرسه‌اي را مي‌زني و مي‌گويي خبرنگار هستم به اميد اينكه بتواني دردي را دوا كني با استقبال گرمي روبرو مي‌شوي اما در شمال حتي بدون وقت قبلي نمي‌تواني از ورودي مدرسه بگذري.
وقتي با دانش‌آموزان كلاس‌هاي پرجمعيت جنوب شهر صحبت مي‌كني دلت به حال خودت مي‌سوزد كه چرا نمي‌تواني دست آنها را براي رسيدن به آرزوهايشان بگيري، كودكاني كه آلودگي را بزرگترين مشكل ايران مي‌دانند و دل نگران كودكان فلسطين هستند، كودكاني كه آرزويشان اين است پدرشان اعتياد را ترك كند، كمتر كتك بخورند، كمتر كار كنند، بيشتر بخوابند، بيشتر بازي كنند، كودكاني كه نمي‌فهمي استقبال گرم آنها از مهرباني است يا از احتياج.
معلمشان مي‌گويد: اگر از مشكل اين قشر بخواهيد يا با تك‌تكشان صحبت كنيد، چهل دانش‌آموز با چهارصد مشكل كه همه متاثر از مشكلات اقتصادي است،‌مي‌گويد: از اين چهل نفر پدر پانزده نفر آنها معتاد است و مادرانشان كارگري مي‌كنند، خودشان نيز بعد از مدرسه پابه‌پاي والدينشان كار مي‌كنند.
وقتي معلم سر كلاس‌ از آنها پرسيد: به پدر و مادرتان كمك مي‌كنيد؟ در ميان هم همه‌ي دانش‌آموزان و توضيح دادن كارهاي مختلف يكي گفت:" حمالي." معلمشان هم به اندازه من تعجب كرد، پرسيد:‌مجتبي يعني چي؟ گفت:" خانم اجازه كمك بابام حمالي مي‌كنم." پرسيدم: يعني دقيقا چه كار مي‌كني؟ چه سئوال مسخره‌اي پرسيدم. او معني «حمالي»‌ را كامل مي‌دانست، كاملا آن را حس كرده بود، گفت:" با بابام مي‌ريم در كار خونه كاميون‌ها رو بار مي‌زنيم."
معلمشان مي‌گويد: پارسال شاگردي داشتيم كه دزدي مي‌كرد و بدتر از آن از دزدي خجالت نمي‌كشيد، و جالب اينجانست كه براي باقي بچه‌ها هم اين كاملا عادي بود. مثلا وقتي حضور غياب مي‌كردم و مي‌گفتم: اصغر. يكي جواب مي‌داد: اجازه، ديروز يه مرغ دزديده گرفتنش، همين.
معلمشان مي‌گويد: نمي‌شود زندگي چهل نفر اين كلاس را من درست كنم و 500 نفر اين مدرسه را مدير؛ دولت هم بايد اين جا سهمي داشته باشد، دولتي كه اكنون تنها شهريه مدرسه را براي اين قشر رايگان كرده است و قشري كه هزار تومان برايش صد هزار تومان است. هزينه دفتر و كتاب و بيمه بر عهده خودشان است كه بيشتر از ده هزار تومان مي‌شود، ده هزار تومان اين جا پول زيادي است، خانم. با شيوه جديد آموزشي هر دانش‌آموز بايد يك پوشه داشته باشد. ما براي اين كه بتوانيم پوشه را ارزان‌تر بخريم عمده خريديم، نزديك دو هفته است كه بايد نفري هزار تومان براي اين پوشه بياورند،‌اما هنوز نصف كلاس نياورده‌اند، من هم وقتي زندگي‌شان را مي‌دانم، نمي‌توانم به زور پول بگيرم.
معلم شاگردي را نشانم مي‌دهد، تنها شاگردي كه لباس فرم ندارد و مي‌گويد: مادرش گفته هنوز نتوانسته پول جمع كند تا برايش لباس بدوزد. آموزش و پرورش برگه‌هايي را به نام كمك به مدرسه، به مدارس دولتي مي‌فرستد تا خانواده‌هايي كه امكان مالي بالاتري دارند، براي توسعه مدرسه به مدرسه كمك كنند، معلم اين مدرسه مي‌گويد: آموزش و پرورش اين برگه‌ها را به اين مدرسه هم كه تك‌تك‌ دانش‌آموزانش نيازمند هستند مي‌فرستد اما خوشبختانه مدير اينجا برگه‌ها را توزيع نمي‌كند،‌حتي هماهنگي‌هاي لازم را براي جمع‌آوري كمك همكاران مي‌كند، تا قبل از عيد بتواند براي همه دانش‌آموزان لباس عيد بخرد. او مي‌گويد: اين وظيفه مدير و وظيفه ما نيست، وظيفه دولت است كه چون انجام نمي‌دهد،‌ما انجام مي‌دهيم.
بدترين روز اين مدرسه، روز معلم است. روزي كه نيمي از بچه‌ها با خجالت سر كلاس مي‌آيند، مي‌گويد: از يك هفته قبل از اين روز به بچه‌ها مي‌گويم همه بايد به من نقاشي هدیه بدهند، اما وقتي روز معلم وارد كلاس مي‌شوم، جو سنگين كلاس، گردن‌های خم شده از شرم و بغض‌هاي فروخرده، اشكم را درمي‌آورد.
برخلاف خانم معلمي كه يا از حس زنانه يا از دردي كه سال‌ها دردش ساعت‌ها حرف براي گفتن داشت، آقاي مدير سكوت مردانه‌اي داشت كه شكستنش سخت بود و وقتي تمام انرژي‌ام را برايش صرف كردم بيش از دو سه جمله جواب نگرفتم، او گفت: خودتان كه مي‌بينيد، تمام مشكلات ناشي از مشكلات اقتصادي است، دانش‌آموزان اين جا كساني هستند كه علي‌رغم اين همه مشكل و درس نخواندن درسشان خوب است، اگر مشكل نداشتند و تمام وقت منزلشان را با فكر آسوده درس مي‌خواندند بهترين بودند.
مدير مدرسه مي‌گويد: پدر و مادرهاي اينها يا كمترين تحصيلات را دارند و يا بي‌سوادند و در بي‌پولي و اعتياد هم دست و پا مي‌زنند اين دو مشكلاتي است كه باعث فقر فرهنگي فرزندان اين قشر شده، فرزنداني كه همين فقر فرهنگي باعث مي‌شود تعداد كمي از آنها به آرزوهاي كودكي‌شان برسند و دكتر و مهندس شوند.
او مي‌گويد: به معلمان پيماني اجازه كار ندادند و معلمان قراردادي هم محدودند، اين جا معلم، تمام دروس بچه‌ها يك نفر است، تصور كنيد كه در اين مدرسه پسرانه، حتي معلم ورزش آنها هم معلم خودشان است، يك خانم.
او مي‌گويد: ما هر كاري در توانمان است مي‌كنيم، نمي‌شود اين بچه‌ها را ديد و ساكت نشست اما كاش مسئولان هم هر كاري در توانشان بود مي‌كردند؛ يكي از دانش‌آموزان ما دو روز است سرما خورده قرار اين است كه تا گواهي پزشك نياورند كه آنفلوآنزاي خوكي نيست كلاس نروند، امروز مادرش آمده و مي‌گويد: بيمه نيستيم، پول هم نداريم براي دكتر، تا وقتي حالش خوب نشده مدرسه نمي‌آيد.
مدير مدرسه مي‌گويد: چطور مي‌توان به چنين خانواده‌هايي در سطح كلان كمك نكرد؛ دانش‌آموزان ما به مدرسه كه مي‌آيند كاملا مشخص است كه گرسنه هستند، اي كاش دست كم مدارس تجهيز مي‌شد، هزينه تحصيلات، هزينه لوازم‌التحرير، هزينه يك وعده غذاي گرم مثل تمام دنيا، نه فقط شهريه و يك ليوان شير.
از مدرسه خارج مي‌شوم، زنگ تفريح است،‌بچه ها از سر و كول همكارم كه از آنها عكس مي‌گيرد. بالا مي‌روند، مادرها سيب و انار به دست در حياط ايستاده‌اند، زنگ تفريح بعدي در آن طرف شهر با مادراني كه شيركاكائو پاستوريزه و شكلات خارجي در دست دارند وارد مدرسه‌اي مي‌شوم كه براي گذشتن از در آن از هفت خان رستم گذشته‌ام، بچه‌ها توي حياط بازي مي‌كنند، چند نفر از آنها لباس فرم ندارند، معاون مدرسه مي‌گويد: يا از مشغله پدر و مادر است يا از بي‌خيالي. براي رسيدن به كلاسي كه اجازه ورود به آن را گرفته‌ام از چندين راه‌رو رد مي‌شوم و از مقابل كلاس‌هاي مختلف، پشت درها نوشته است: كلاس كامپيوتر، كلاس اينترنت، كلاس زبان سال دوم، كلاس زبان سال چهارم، كلاس خلاقيت، و سالن ورزش. كلاس بيست نفره تميزي كه ديوارش با كاغذ ديواري گلكاري شده و كودكاني كه به جاي پدر و مادر تنهايي خود را در خانه با پرستارشان مي‌گذرانند. وقتي از آنها مي‌پرسم بزرگترين مشكل كشور ما چيست و چگونه بايد آن را حل كرد، حرف مدير مدرسه قبلي برايم ثابت مي‌شود "فقر فرهنگي ناشي از فقر اقتصادي است"بچه‌ها خيلي خوب مشكلات را مي‌بينند، يكي مي‌گويد:"‌ترافيك، بايد از خارج يك نفر رو بياريم بهمون بگه اونجا چه كار مي‌كنن كه ترافيك نيست ما هم همون كار رو بكنيم."
ديگري مي‌گويد:" آلودگي، بايد ماشين‌هامون رو از خونه بيرون نياريم و به بقيه هم ياد بديم."
يكي ديگر مي‌گويد:" لوازم چيني هست،‌بايد خودمون جنس‌هامون رو بسازيم تا لازم نباشه از خارج بياريم. بايد جنس‌هاي چيني رو ايراني كنيم."
از آروزهايشان كه مي‌گويند، قضيه جالب‌تر مي‌شوند، يا مي‌خواهند مثل پدرشان دكتر شوند يا مثل مادرشان مهندس يا دانشمند شوند، يا ميلياردر كه با پول بتوانند همه مشكلات را حل كنند.
معاون اين مدرسه مرا تنها نمي‌گذارد تا با معلمشان هم چند كلمه صحبت كنم اما خودش معتقد است اين كودكان بيشتر از خيلي‌هاي ديگر مشكل دارند، می‌گوید: این‌ها از مضرات ثروت استفاده می‌کنند نه از مزایای آن چراکه بیشتر آن‌ها کودکان کلیدداری هستند که شصت‌ درصد آن‌ها یا فرزند طلاق‌اند یا پدر و مادر متارکه کرده‌اند و آن‌هایی هم که با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند، چون پدر و مادر شاغل‌اند وقت خود را با پرستارشان می‌گذرانند که این خود مسائل خودش را دارد.
او می‌گوید: پرستار نگرانی‌های پدر و مادر را ندارد، فیلتری که پدر و مادر برای استفاده از اینترنت و ماهواره برای فرزندان خود می‌گذراند، در زمانی که پرستار در خانه است آزاد می‌شود و از آن‌جایی‌که پدر و مادر این بچه ها از تحصیلات بالای دیپلم و لیسانس برخوردارند، بعداً تناقضی که بین تربیت پرستار و تربیت خانواده بوجود می‌آید باعث مشکلات درون خانواده نیز می‌شود، ضمن اینکه چندین سال است به طور کلی تربیت متفاوت خانواده و مدرسه در ایران باعث تناقض هنجاری عمیقی شده است که اضافه شدن پرستار به کانون خانواده این تناقض را شدیدتر می‌کند.
او از عملکرد رسانه‌ها ناراضی است و می‌گوید: رسانه‌ها به جای این که مسائل را حل کنند به آن‌ها دامن می‌زنند و این باعث می‌شود، کودکان که در ارتباط مستقیم با رسانه‌ها هستند، تحت تاثیر قرار بگیرند.
می‌گوید: هفته‌ی آینده انتخابات شورا داریم وقتی بچه‌ها در مورد آن حرف می‌زنند و در مورد کاندیداهاشان می‌گویند: " خب کاری نداره! دروغ می‌گیم رای می‌یاریم" یا این‌که " اگه تقلب کنن مدرسه رو خراب می‌کنیم"
او می‌گوید: خوشبختانه مدرسه‌های غیرانتفاعی خیلی تحت تاثیر اتفاق‌ها و مشکلات آموزش و پرورش قرار نمی‌گیرند ما این‌جا برای تمام دروسمان معلم جداگانه داریم به جز این ،کارگاه ریاضی هم جدا تشکیل می‌شود می‌گوید: این نسل با نسل‌های قبل فرق می‌کنند خیل باید مواظبشان بود، خیلی باید بهشان رسید.
از ساختمان مدرسه خارج می‌شوم قبل از در ورودی در اتاق مشاور، مادری با معلم فرزندش که هفته‌ای سه ساعت ملاقات با والدین دارد صحبت می‌کند، کنار در منتظر تاکسی می‌ایستم پدری با ماشین که حتی اسمش را نمی‌دانم آماده تا فرزندش را ساعت 12 سه ساعت قبل از تعطیلی مدرسه به خانه ببرد. تاکسی می‌آید، به این فکر می‌کنم که اگر دانش‌آموزان این دومدرسه سر یک کلاس بنشینند چه می‌شود، اگر دولت یک ذره فقط یک ذره از خرج‌های اضافی‌شان را به دانش‌آموزان پایین شهر بدهند، دنیای آن‌ها هم رنگارنگ می‌شودو دست کم در محیط هایی که زیر نظر یک وزارت خانه هستنداین همه تفاوت دیده نمی شد.

به قلم: تارا بنیاد

خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 16:24 توسط یکی از چند صدای معلم |

نامه یکصد و ده تن از معلمان برای آزادی جعفر ابراهیمی

به گزارش هرانا، یکصد و ده تن از فرهنگیان استان تهران با امضاء نامه ای که در تاریخ 13 مهرماه برای ریاست قوه قضائیه ارسال شده است خواستار آزادی جعفر ابراهیمی، معلم دربند و بازگشتن وی به مدرسه شده اند. متن این نامه عینا در پی می آید :

ریاست محترم قوه قضائیه

جناب آقای لاریجانی

     سلام علیکم;        

آموزه های انسانی و فرهنگي ما به ما آموخته است که كوشش در عرصه علم و دانش و مبارزه با نادانی و جهل بی بنیاد انسانها از دشوارترین و پرارجترین كوشش ها در راه سعادت نوع بشر می باشد. هیچ تردیدی نیست که مقام والای معلم، مصداق بارزي از کرامت انسانی است كه حفظ آن در گرو احترام نهادن به ارزش و مقام بی بدیل آن است.

جناب آقای لاریجانی، همکار و همسنگر دلسوز و دردمندمان آقای جعفر ابراهیمی ازندریانی، فرزند نبی الله، معلم دبیرستانهای شهرستان شهریار، از تاریخ 20/3/88 در حالی که برگه های امتحانی دانش آموزانش را به همراه داشت، بازداشت شده است و از آن تاریخ تا کنون اكثر زمان بازداشتش را در انفرادی بوده است.

وضعیت نگران کننده جسمی او که از بیماری گوارشي و ديسك گردن رنج می برد و همچنین نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی جدید، ما را بر آن داشت تا از شما بخواهیم که قرار بازداشت موقت وی به قيد کفالت یا وثیقه تبدیل شده تا لااقل از این رهگذار بتوان بهبودی سلامت او را امید داشت.

ما امضا کنندگان این نامه جمعی از همکاران او در آموزش و پرورش و فرهنگیانی هستیم که رشد و بالندگی فرهنگ و اخلاق و اندیشه، دغدغه زیستن ما شده است و تصور بودن یکی از این جمع بی ادعا در پشت میله های زندان، حاصلی جز دلسردی دلسوزان این سنگر پر ثمر نخواهد داشت

به امید ایرانی سرفراز با آموزگارانی آزاده و آزاد

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:19 توسط یکی از چند صدای معلم |

یک خبر مهم

شرکت مخابرات ایران از تاریخ 20 آبان به بعد به تمام کسانی که از یاهو در ایران استفاده می کنند یک ایمیل زده، عنوان ایمیل  هست: "کارت اینترنت مجانی"

وقتی این ایمیل رو باز می کنی یک برنامه بنام کی لاکر با حجم 32 کیلوبایت نصب می شه و از اون به بعد تمام چیزهایی که تایپ می کنید هر 20 دقیقه به آدرس ایمیلresearch@irantelecom.ir فرستاده می شود
و به این ترتیب از تمام مطالبی که تایپ می کنید باخبر می شوند.

صدای معلم: اگر این خبر صحت داشته باشد که وای به حال مسوولان و ما

و اگر هم صحت نداشته باشد لابد به جهت افزایش فضای امنیتی و ایجاد بیم بیش تر انتشار یافته است.

در هر صورت لطفاً این مطلب را به دوستان خود اطلاع دهید!

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:19 توسط یکی از چند صدای معلم |

چرا گاو؟

ماجراي پهلوگيري كشتي فيليپيني از بندر ويلمينگتون آمريكا در بوشهر

خبرگزاري فارس: بعد ازظهر روز گذشته براي نخستين بار يك كشتي فيليپيني حامل 2 هزار و 271 راس گاو كه از بندر ويلمينگتون آمريكا حركت كرده بود، در بندر بوشهر پهلو گرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر، مدير كل بنادر و دريانوردي استان بوشهر در اين ارتباط اظهار داشت: كشتي freisian experss متعلق به كشور فيليپين وارد بندر بوشهر شده كه حامل 2 هزار و 271 راس گاو بوده و اين براي نخستين بار است كه كشتي حامل احشام وارد بندر بوشهر مي‌شود.
محمد راستاد افزود: اين كشتي از بندر ويلمينگتون آمريكا به صورت مستقيم به بوشهر آمده است.
وي ادامه داد: به سفارش يك شركت مواد غذايي ايران براي نخستين بار محموله بار احشام در بندر بوشهر تخليه مي شود.
مدير كل بنادر و دريانوردي بوشهر اضافه كرد: با طرح توسعه بندر بوشهر و تخفيف‌هاي سود بازرگاني، پهلوگيري كشتي‌ها افزايش يافته و صاحب اين كالا هم ترجيح داده از ميان بنادر مختلف، بار خود را در بوشهر تخليه كند.
راستاد گفت: براي ترخيص اين احشام و تشريفات قانوني آن، كارشناساني از دامپزشكي استان فارس و تهران در بندر بوشهر حضور يافته‌اند.
وي اظهار داشت: پيش‌تر بار كشتي هايي در بوشهر تخليه مي شد كه از از مسير چند بندر ديگر و به شكل ترانشيتي مي‌گذشت، نه اينكه مستقيم از مبدا به بوشهر بيايد.
مدير كل بنادر و دريانوردي بوشهر افزود: پس از افتتاح طرح توسعه بندر بوشهر در سال گذشته اين بندر توانايي پذيرش كشتي‌هاي با 30 هزار تن ظرفيت و آبخور 5/10 متر را در حالت جزر دارد.
مدير كل بنادر و دريانوردي بوشهر تصريح كرد: يكي از طرح‌هاي مهم توسعه، بندر بوشهر بود كه با اعتبار 72 ميليون دلار به بهره‌برداري رسيد.
وي با بيان اينكه اين پروژه داراي چهار بخش است، افزود: احداث اسكله كانتينري به طول 388 متر براي كشتي‌هايي با ظرفيت 30 هزار تن كه تكميل شده يكي از اين چهار بخش است.
مدير‌كل بنادر و دريانوردي استان بوشهر گفت: اطاله موج‌شن به طول يك‌هزار متر، لايروبي كانال و حوضچه تا عمق 5/10 متر به منظور پذيرش كشتي‌هايي با ظرفيت 30 هزار تن و احداث دايك حفاظتي و استحصال 13 هكتار نيز از ديگر بخش‌هاي پروژه توسعه بندر بوشهر است كه تكميل شده است.
راستاد يادآور شد: احداث ترمينال كانتينري در زمين استحصالي و تجهيز ترمينال جديد با تجهيزات مناسب از ديگر پروژه‌هاي توسعه‌اي در بندر بوشهر است.
وي ادامه داد: افزايش ظرفيت تخليه و بارگيري كانتينري بندر بوشهر از 61 هزار TEU به 450 هزار TEU و افزايش ظرفيت غيرنفتي بندر بوشهر از 2 ميليون و 800 هزار تن به 5 ميليون و 300 هزار تن از جمله اهداف اجراي پروژه‌هاي توسعه بندر بوشهر است.

صدای معلم: سوالی که به ذهن من متبادر شد ای بود که چرا آمریکایی ها ارتباط خود را با دولت ایران با صدور گاو شروع کرده اند؟ آیا از این عمل خود منظوری داشته اند؟! 
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 4:43 توسط یکی از چند صدای معلم |

هر دم از این باغ بری می رسد!

خانم معصومه طاهری موسوی با ارسال توضیحاتی در خصوص مطالب منتشره درگفتگوی این خبرگزاری با مهدی کلهر ، نسبت به نکات مطروحه از سوی مشاور رسانه رئیس جمهور در این مصاحبه واکنش نشان داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، معصومه طاهری موسوی درتماس و توضیحات ارسالی خود به "مهر" اعلام کرد : پیرو مصاحبه آقای مهدی شهید کلهری (کلهر) مشاور رسانه ای رئیس جمهور مورخ 21/7/88 براساس قوانین مطبوعات مرتبط، تقاضا دارد این جوابیه نیز انتشار یابد.
وی در این جوابیه آورده است: اینجانب معصومه طاهری موسوی، همسر دائمی و قانونی ایشان به دلیل کذب محض بودن مواردی که به اینجانب مربوط می شود ضمن مستند کردن اظهاراتم به مدارک پیوست، آمادگی دارم طی مصاحبه ای مشابه و یا ضمن حضور در خبرگزاری اصل مدارک را نیز جهت روشن شدن افزونتر اذهان عمومی ارائه نمایم.
1- آقای مهدی کلهر درمصاحبه فوق اظهار نمودند: ازهمسرم جدا شده ام و حتی سال 1384 را ذکر کرده اند. لازم به ذکر است بر اساس شناسامه، سند ازدواج و هم سکنایی (خانه ای که درحال حاضر درآن زندگی می کنم و در مالکیت ایشان است) تا امروز در این لحظه هیچگونه طلاقی بر اساس قوانین خانواده میان ما وقوع نیافته است و علاوه بر مدارک مستند فوق، بر اساس تایید کتبی واحد امور کارکنان سازمان صدا و سیما همچنان تحت تفکل نامبرده هستم.
2- اینکه در بخشی از مصاحبه فرموده اند : "جدایی ما به دلیل مسائل سیاسی و ... بوده" اگر چه ایشان خروجشان از خانه را دلیل جدایی و طلاق می دانند، لکن در مورد بخش دوم سخنانشان در رابطه با گرایش های خاص سیاسی و ... باید متذکر شوم: اینجانب مدت 22 سال است که کارمند رسمی دائم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشم و درحال حاضر به عنوان کارشناس ارشد آموزش در این سازمان دولتی خدمت می نمایم و کمترین حرکت های سیاسی کارمندان از نگاه تیزبین مسئولان ذیربط این مجموعه حساس دور نمی ماند و تا امروز هیچگونه رفتاری که سخنان ایشان را تایید نماید در پرونده ام وجود نداشته ضمن اینکه پس از اخذ درجه دکترا و حتی در دوره دانشجویی دکتری به عنوان مدرس ( از 1384 تا کنون) در بخش تخصصی خبر به شاغلین سازمان صدا و سیما در زمینه هایی مانند مسائل سیاسی، جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک و خبر مکررا تدریس نموده ام و کمترین مشکلی در این رابطه تا کنون نبوده. چگونه ایشان با وجود غیبت بیش از یک سالشان از خانه، پی به ضدیت اینجانب با جناب رئیس جمهور برده اند؟ چگونه بدون ارائه مدرک مستند به خود اجازه می دهند اینگونه مرا متهم نمایند ضمن اینکه مدت 2 سال است در دانشکده صدا و سیما نیز به امر تدریس دانشجویان اشتغال دارم.
جالب اینکه با توجه به سابقه پژوهشی و نگارش مقالات متعدد (حدود 130 مقاله چاپ شده در مطبوعات مختلف) در چهاردهمین جشنواره مطبوعات مقام دوم را در رابطه با مقاله سیاسی خارجی کسب نمودم و در حضور رئیس جمهور و وزیر ارشاد وقت، جایزه ای دریافت داشتم که خبر آن همچنان در اینترنت موجود است.
3- در سال 1382 به دریافت کد مدرسی از دانشگاه علمی کاربردی وبا تایید وزیرعلوم وقت نائل آمدم که تا امروز با این سازمان علمی در زمینه تدریس همکاری مستمر دارم و از اساتید مورد تایید این مجموعه علمی می باشم.
4- سال 1387 رساله دکترای اینجانب با عنوان "جغرافیا و استراتژی ملی ایران با تاکید بر استراتژی سیاسی" توسط سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح به چاپ رسیده که هم اکنون در مراکز خرید کتاب قابل رویت و مشاهده است و سال گذشته نسخه ای از آن را برای رئیس جمهور محترم ارسال داشتم.
5- به سبب طولانی شدن کلام از عضویتم در مجامع علمی بین المللی مانند موسسه ابرار معاصر تهران، عضویت در هیئت نویسندگان همشهری دیپلماتیک (1384)، فعالیت مداوم با همایش های بین المللی وزارت امور خارجه (خلیخ فارس و قفقاز)، موسسه ژئوپلتیک ایران و ....صرفنظر می نمایم وتنها به این نکته بسنده می نمایم که اینجانب خود را فردی فرهنگی و دانشگاهی می دانم و همواره مسائل سیاسی را از بعد آکادمیک می نگرم وهیچگونه گرایش سیاسی به جناح ویا گروهی خاص ندارم، مقالاتم در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، همچنین چگونگی حضورم در مجامع علمی و دانشگاهی تاییدی بر این مداست.
البته متاسفم از اینکه مشاور محترم رئیس جمهور به جای قبول برخی از اشتباهات و کوتاهی خود در خانواده سعی وافر دارند با مصاحبه های متعدد اصل فوق را مستتر نمایند.
6- آقای کلهر در بخشی از مصاحبه خود از مقطع 1384 ( شروع ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ) و جدایی ما صحبت کرده اند، در حالی که اواخر سال 1386 که ایشان دچار مشکل قلبی شدند و در بیمارستان شریعتی تهران بستری گردیدند نامه موافقت عمل جراحی قلب باز ایشان را اینجانب امضا و اعلام موافقت به عنوان همسر نمودم و در حال حاضر امضای فوق در پرونده بیمارستان وجود دارد. ضمن اینکه بسیاری از دولتمردان ، مشاوران و وزرا ضمن عیادت از نامبرده، بنده را در حال انجام وظیفه مراقبت و کمک به پرستاری درکنار تخت ایشان درICU این بیمارستان رویت فرموده اند و بخشی از عیادت کنندگان هم در خانه فعلی که زندگی می کنم به دیدار ایشان آمدند. بنابراین ما چگونه از یکدیگر جدا بودیم؟
علاوه بر این ما به عنوان والدین در تابستان 1386 دو دخترمان (شفق و سحر خانم ) را به سلامتی به خانه بخت فرستادیم و مراسمی جهت هر دو در تالار پذیرایی نهاد ریاست جمهوری بسیار خوب و خوش برگزار کردیم چگونه هیچکدام از اقوام، مهمانان و ... حتی دخترانمان از جدایی ما مطلع نشدند؟!
7- آقای کلهر در اواخر سال 1386 جهت اینجانب اقدام به دریافت گذرنامه و ثبت محضری زوجیت نمود، چگونه در صورت جدا بودن قانونی این امر میسر است؟ ( به شماره 13045798 مورخ 1386.12.12)
آقای کلهر در مصاحبه ای دیگر از سفر طولانی اخیر من و دخترشان نرگس سخن گفته اند. چگونه در حالی که موظفم هر روز در اداره کارت حضور و غیاب خود را مکتوب نمایم ساکن خارج از ایران هستم و یا بوده ام؟ مدارک حضورم در بخش معاونت آموزش و پژوهش صدا و سیما و جدول تدریس هایم درمراکز علمی نشانه حضور مستمرم در این سالها در ایران است به همین گونه در مورد دخترم نرگس به این دلیل که ایشان تا همین یک ماه قبل در کسوت دانشجویی، ملزم به حضور در کلاس های درس بوده و اینکه ما دو نفر درخارج از کشور به سر برده ایم کذب محض است. (مدارک حضور ما دو نفر در سازمان صدا و سیما و موسسه آموزشی کمال الملک نوشهر) موجود و قابل رویت است.
در پایان متاسفم از اینکه آقای مهدی کلهر نه به عنوان همسری که پیمان ازدواجمان در مهرماه 1353 انعقاد یافت و یا نه به این عنوان که مادر سه فرزندش هستم و سالهایی طولانی همواره مدافع و حامی سرسختش بودم ( به شهادت تمامی آنهایی که ما را می شناسند) بلکه با این گلایه مندی که افرادی در مقام ایشان باید الگوی مثبت و شاخصی جهت دیگران به خصوص قشر جوان جامعه باشند سخنانم را به پایان می برم و به عنوان فردی فرهنگی و دانشگاهی از دولتمردان که در رده های آقای کلهر هستند تقاضا می نمایم با هیچ توجیه و دلیلی خود را از واقعیات و حقایق دور نکنند و تلخی موقت قبول اشتباه را هرگز با شیرینی اگر چه گذرا لکن کاذب معامله نفرمایند.

لينك مرتبط: کلهر درخواست پناهندگی دخترش را تایید کرد

 وزرای متقلب در کابینه ی دهم
نشریه مشهور و علمی نیچر باز به وزیران ایرانی تاخت.
افتضاح علمی دو وزیر راه و علوم، باز هم در مجله‌ی نیچر بازتاب یافت و دبیران مجلاتی که مقالات «تقلبی» این دو وزیر در آن ها به چاپ رسیده اعلام کرده اند که این مقالات را از مجلات خود حذف خواهند کرد.

مجله‌ی علمی نیچر روز چهارشنبه (۳۰ سپتامبر ـ ۸ مهر) در مقاله‌ای جدید با عنوان «وزرای ایرانی در صف ... علمی» به چاپ رساند و در این مقاله پس از اشاره به اقدام نادرست و غیر قانونی علمی کامران دانشجو، وزیر علوم ایران، به خبری که به تازگی در مورد روش مشابه علمی حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری دولت دهم در بهره برداری از مطالب علمی دیگران به نام خود به چاپ رسیده پرداخته است

به گزارش دویچه وله آلمان در این مقاله آمده است، بررسی‌های نیچر نشان می‌دهد که مقاله‌ای که به طور مشترک توسط حمید بهبهانی، حسن زیاری، معاون وزیر راه و مدیر عامل راه‌آهن ایران و محمد خبیری نوشته شده، در بخش‌های وسیعی از مقاله‌ای که پیش از این توسط محققان دیگری نوشته شده بود کپی‌برداری شده است. محمد خبیری در آن زمان دانشجوی دوره‌ی «پی اچ دی» بود.

نیچر با همراه کردن لینک مقاله‌ی کپی‌برداری‌شده و مقالات اصلی می‌افزاید، قسمت اعظم این مقاله که وزیر راه ایران و دو تن دیگر آن را در سال ۲۰۰۶ در مجله‌ی علمی "ترانسپورت" چاپ کرده‌اند، پیش از این در سه مقاله‌ی دیگر به چاپ رسیده بود.

نیچر یادآوری می‌کند که بهبهانی استاد راهنمای محمود احمدی‌نژاد، رئيس جمهوری ایران، در کسب دکترا در رشته‌ی مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل بود.

مواضع نویسندگان اصلی

بین جیانگ، محقق دانشگاه "یول" (Gävle) سوئد و یکی از نویسندگان مقالات اصلی می‌گوید: «در این مقاله‌ی تقلبی از روی دو مقاله‌ی من کپی‌برداری شده است» و می‌افزاید: «این کار شنیع است

کریستوف کلارامونت، یکی از نویسندگان مقاله‌‌ای که از روی آن کپی‌برداری شد، در گفت‌وگو با نیچر این سرقت علمی را «کاملا واضح» خواند. وی که مدیر بخش تحقیقات آکادمی دریایی مؤسسه‌ی برست در فرانسه است در ادامه افزود: «ما منتظر واکنش متناسب سردبیر مجله‌ی ترانسپورت هستیم.».

نیچر تلاش کرده با مؤلفان مقالات تقلبی هم تماس بگیرد، اما تا کنون موفق نشده است.

به نوشته‌ی نیچر، بررسی‌های این نشریه کپی‌برداری هر دو وزیر ایرانی را آشکار کرده است. این مجله‌ی معتبر علمی همچنین خاطرنشان می‌سازد که سه مجله‌ی علمی که مقاله‌ی کامران دانشجو در آنها به چاپ رسیده بود گفته‌اند که این مقاله را از ژورنال حذف کرده‌اند.

سرقت علمی وزیر علوم

نیچر هفته‌ی پیش در مقاله‌ای که به صورت آنلاین منتشر شد عنوان کرد که قسمت‌های وسیعی از متن مقاله‌ای که در سال ۲۰۰۹ در مجله‌ی Engineering with Computers توسط کامران دانشجو و مجید شهروی به چاپ رسید از روی مقاله‌ی محققان کره‌ی جنوبی، منتشر شده در سال ۲۰۰۲ در مجله‌ی Journal of Physics D کپی‌برداری شده است.

نیچر با ذکر لینک‌های مربوطه می‌نویسد، بخش‌های دیگر مقاله نیز از روی جز‌و‌ه‌ی چند تن از محققان گرفته شده و قسمتی از آن نیز مربوط به مقاله‌ای است که در سال ۲۰۰۶ در International Journal of Impact Engineering به چاپ رسیده است.

نیچر می‌نویسد، کمپانی Springer که دفتر آن درنیویورک است و مسئول چاپ مجله‌ی "مهندسی با کامپیوتر" است تصریح کرده که این مقاله را حذف خواهد کرد

به گفته‌ی نیچر، کپی‌برداری مشابهی از همین نویسندگان در مجلات Springer´s Journal of Mechanical Technology یا JMST و Taiwanese Journal of Mechanics و ژورنال ایرانی Mechanical and Aerospace Engineering به چاپ رسیده است که متن آنها تقریبا مشابه مقاله‌ای است که در مجله‌ی "مهندسی با کامپیوتر" منتشر شده است.

مارک د یونخ Mark de Jongh، دبیر ژورنال JMST می‌گوید، این مجله قصد دارد که دومین مقاله را از این ژورنال حذف کند. او تصریح می‌کند‌‎: «من به این نتیجه رسیده‌ام، مقاله‌ای که مشکوک به تقلبی بودن است ۵۰ درصد با مقاله‌ای که پیش از این در ژورنال فیزیک D به چاپ رسید مشابهت دارد.».

به گفته‌ی نیچر، Journal of Mechanics هم می‌خواهد اقدام مشابهی انجام دهد.

یی ـ چونگ شو (Yi-Chung Shu)، دبیر اجرایی این ژورنال و یکی از محققان در مهندسی مکانیک در دانشگاه ملی تایوان به نیچر گفت: «ما به تازگی تحقیقات خود در این مورد جدی را به پایان برده و به این نتیجه رسیده‌ایم که مقاله‌ای که به قلم کامران دانشجو و مجید شهروی منتشر شده از روی مقالات دیگران کپی‌برداری شده است.». وی افزود: «این مقاله قطعا از این ژورنال حذف خواهد شد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 3:16 توسط یکی از چند صدای معلم |